Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 164 von 166
رژیم تروریستی و جنایتکار اسلامی  20 نفر از هم میهنان ما را  به قتل رساند.

رژیم تروریستی و جنایتکار اسلامی 20 نفر از هم میهنان ما را به قتل رساند.


شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت اعدام شدند

مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام اعلام کردند برای تحویل جسد به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنید.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، دقایقی پیش مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده زندانیان اهل سنت اعلام داشته اند که برای دریافت جسد زندانیان به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنند.

صبح امروز مسئولین قضایی با تماس با ۲۰ خانواده زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام اعلام کردند تا ساعت سه بعدازظهر امروز فرصت دارند تا برای آخرین ملاقات به زندان رجایی شهر مراجعه کنند؛ اما به نظر می‌رسد با سپیده‌دم امروز حکم آن‌ها اجراشده بود.

لازم به ذکر است که زندانیان محبوس در قرنطینه این زندان شاهد جابجایی هفت تابوت بوده‌اند.

خانواده ۲۰ تن از زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام با دریافت تماس از مقامات قضایی به‌طرف شهرستان کرج راه افتاده‌اند تا برای آخرین بار با عزیزان خود دیدار کنند.

شب گذشته نیروهای گارد سیاه‌پوش زندان رجایی شهر در اقدامی بی‌سابقه با یورش به ۳۶ تن از زندانیان سنی مذهب محکوم‌به اعدام ساکن در سالن ۱۰ این زندان را با دستبند-پابند و چشم‌بند با تدابیر شدید امنیتی به مکانی نامعلوم منتقل کرده بودند.

صبح امروز مسئولین قضایی نیز با تماس به خانواده شهرام احمدی گفتند تنها به یکی از والدین وی اجازه آخرین ملاقات را خواهند داد.

ﮐﺎﻭه ﻭﯾﺴﯽ، ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ، ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ، ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ، ﮐﺎﻭه ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ، ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﻓﺮﺩ، ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ ﺯﺍﺩﻩ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ، ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ، ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ، ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ، ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ، ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ، ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ، ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ، ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ، ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ، ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ، عبدالرحمان سنگانی و سید جمال سید موسوی، ۲۹ نفر از زندانیان اهل سنت محبوس در زندان رجایی‌شهر هستند که حکم اعدام‌شان به دایره اجرای احکام رفته است.

همچنین حکم اعدام هفت تن دیگر محبوس در این زندان یعنی قاسم آبسته، داود عبداللهی، کامران شیخه، خسرو بشارت، ایوب کریمی، انور خضری و فرهاد سلیمی هنوز در دیوان‌عالی کشور در دست بررسی است و هنوز تایید نشده است.

‫#‏ایران‬
‫#‏زندان_رجایی_شهر‬
‫#‏زندانیان_سنی_مذهب‬
‫#‏زندانیان_اهل_سنت‬
‫#‏اوین‬
‫#‏زندان_اوین‬
‫#‏شهرام_احمدی‬
‫#‏ماجد_عباسی‬


اعدام دسته‌جمعی زندانیان عقیدتی به‌صورت مخفیانه در زندان رجایی شهر کرج
طبق آخرین گزارش‌های رسیده، گفته میشود صبح امروز بیش از 20 زندانی عقیدتی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند.

صبح امروز با خانواده این زندانیان تماس گرفته‌شده بود که جهت آخرین ملاقات با فرزندانشان به زندان رجایی شهر کرج مراجعه کنند؛ اما زمانی که آن‌ها از کردستان به‌طرف زندان مذکور درحرکت بودند از طریق تماس تلفنی به آن‌ها اعلام‌شده بود که به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند و در آنجا جسد فرزندانشان را شناسایی کنند.
این در حالی است که پس از اعدام و رسیدن خانواده‌ها به پزشکی قانونی کهریزک، نیروهای امنیتی اجازه ندادند خانواده‌ها اجساد بی‌جان فرزندانشان را ببیند. آن‌ها در دفن عزیزانشان نیز دخیل نبودند و نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌های ماسک دار خود اعدام‌شدگان را در قطعه 305 بهشت‌زهرا دفن کردند و مانع از نزدیک شدن مردم به اجساد شدند.
همسر و مادر شهرام احمدی که یکی از اعدام‌شدگان صبح امروز بود، گریه می‌کردند و ضجه میزند که «به چه جرمی؟ چرا؟ شهرام و دوستانشان را اعدام کردند؟ خواهر شهرام می‌گفت چند سال پیش بهرام برادر کوچکم را اعدام کردند و امروز شهرام را هم از ما گرفتن...» در طول چهار دهه گذشته نظام حاکم مادران و خواهران زیادی را داغ‌دار کرده است و سر انسان‌های زیادی را بالای دار برده و یا اینکه آن‌ها را تیرباران کرده است.
جمهوری اسلامی دستش به خون هزار انسان آلوده است. چنین حکومتی خود را با جاری کردن خون انسان‌ها سر پا نگه‌داشته است. جامعه‌ای که از قوانین وضع‌شده جمهوری اسلامی سرباز می‌زنند و در راستای جامعه‌ای آزادتر و بدون توحش مبارزه می‌کنند، آن‌ها را با ترس و ارعاب از طریق دستگاه کشتار و چوبه‌های دارش سرکوب می‌کند. جمهوری اسلامی دگر اندیشان را به دار نمی‌آویزد بلکه این افکار آن‌ها است که به دار آویخته می‌شود.
در رابطه با اعدام زندانیان عقیدتی و مذهبی گفته می‌شود که نباید از آن‌ها دفاع کرد و آن‌ها خود نیز نمودی دیگر از توحش مذهبی هستند. «آن‌ها دگراندیش نیستند و نمی‌توانند برای جامعه انسانی مفید باشند!» در پاسخ اول به این موضع ارتجاعی باید گفت که اولاً جمهوری اسلامی با چه صلاحیتی دست به برگزاری دادگاه میزند و افرادی را به تروریست بودن محکوم می‌کند؟ حکومتی که خود نقش اول را در تروریسم دولتی در منطقه ایفا می‌کند. این در حالی است که دادگاه‌هایی که برگزار می‌کند چیزی به‌جز یک نمایش نیست! نمایشی که در مدت‌زمان ده‌دقیقه‌ای و کمتر فرد را به اعدام محکوم می‌کند! درواقع بی دادگاهی برای زندانیان برپا می‌کند. بی‌گناهی یا مجرم بودن در اینجا هیچ‌گونه نقشی را ایفا نمی‌کند، بلکه هدف اصلی است که باید به نتیجه برسد. هدف اصلی حذف فیزیکی و اعدام است. همان‌طور که عوامل اعدام و قاضی‌ها در جریان اعدام دسته جمعی زندانیان به آن‌ها می‌گفتند «اگر بی‌گناه باشید به بهشت می‌روید و اگر گناه‌کار که به جهنم می‌روید.»
در حقیقت ما با چنین موضعی از سوی جریان‌های سیاسی و حقوق بشری روبه‌رو هستیم. آن‌ها در دفاع از زندانیان عقیدتی لام تا کام حرف نزدند و با این بهانه سکوت کردند و هیچ‌گونه موضعی نگرفتند. در پاسخ دوم باید گفت اعدام زندانی سیاسی با اعدام زندانی عقیدتی یا زندانی مواد مخدری و هر نوعی دیگر از اعدام همگی در یک دسته قرار می‌گیرند و فرقی باهم ندارند. برای اعدام نباید هیچ‌گونه دسته‌بندی‌ای صورت بگیرد. اعدام در هر قالب و نوعی که صورت بگیرد سیاسی است. ابزار سرکوب حکومت‌های مستبد و دیکتاتوری مانند جمهوری اسلامی است. ابزاری برای عقب‌گرد جامعه در برابر حکومت و دستگاه آدم کشی است. باید اضافه کرد که در جریان مخالفت با اعدام به این نکات توجه کرد که ما از جان و کرامت انسان‌ها دفاع می‌کنیم نه از افکار و اعمال آن‌ها! هیچ انسانی نباید به دلیل افکارش تهدید شود یا اینکه به دار آویخته شود و هیچ انسانی نیز با ارتکاب هر جرمی نباید به اعدام محکوم شود.

باید با اعدام مقابله کرد و در برابر چنین قانون ضد انسانی‌ای قد علم کرد. باید برای چنین هدفی مبارزه شبانه‌روزی کرد و چوبه‌های دار را در دنیا در هم شکست. در این رابطه مسئولیت بسیار سنگین‌تری به دوش جریان‌های سیاسی، فعالین حقوق بشری و مترقی است که پرچم‌دار چنین مبارزه‌ای باشند.
حسام یوسفی
2 اوت 2016

بر اثر حادثە رانندگی در شهر مریوان ١٢ کولبر کُرد کشته و زخمی شدند



شب گذشتە ۱۸ مردادماه، در نزدیکی روستای «دزلی مریوان» بر اثر حادثه رانندگی ١٢ کولبر کُرد کشته و زخمی شدند.

به گزارش «کانون مدافعان حقوق بشر کردستان»، گروهی از کولبران مرزی اهل روستای «دەره ناخی» در نزدیکی شهرستان «مریوان»، کە در حال حرکت بە سمت منطقە مرزی بودەاند، در ساعت ۲۱ شب گذشتە ۱۸ مردادماه، در نزدیکی روستای «دزلی» دچار حادثە رانندگی می شوند.

یک منبع مطلع بە “کانون مدافعان حقوق بشر کردستان” گفت که این کولبران کە با خودرو و بە قصد امرار معاش بە سمت منطقە مرزی مریوان در حرکت بودەاند، دچار صانحە شدە و ۴ نفر بە اسامی «حاجی سعید ابست»، «اسعد کریمی»، «محمد باخه»، «عدنان کریمی»، جانشان را ازدست دادە و ۸ نفر دیگر بە نام های، «عبدالله رسولی»، «آزاد یاسمنی»، «محمود نادریان»، «عبدالله باخه»، «امید باخه»، «شورش ربانی»، «واحد شریفی»، «احمد ابست» بە شدت مجروح شدە و بە بیمارستان سنندج اعزام شدەاند.

کشتە و زخمی شدن این ۱۲ نفر در حالیست کە بیشتر کولبران یا با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی ایران، بدون هیچگونە هشدار قبلی و یا در حین فرار از دست مامورین، زخمی یا جانشان را از دست دادەاند.


http://www.hrkurd.com/archive/1476.htm

برنامه حقوق بشر و جامعه مدنی آرمان‌شهر


Human Rights & Civil Society Newsletter

ویژه‌ سی‌ونهمین کنگره فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر
گیسو جهانگیری به عنوان نایب رییس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر انتخاب شد
گیسو جهانگیری، رییس سازمان حقوق بشری و جامعه مدنی آرمان‌شهر، در انتخابات سی‌ونهمین‌ کنگره فدراسیون‌ بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH)، قدیمی‌ترین سازمان حقوق بشری جهان، در شهر ژوهانسبوگ در تاریخ ۲۷ آگوست ۲۰۱۶ (۶ شهریور ۱۳۹۵) با آرای اکثریت قاطع سازمان‌های عضو این فدراسیون به عنوان نایب رییس آن انتخاب شد
نایب رییس جدید اف‌.آی‌.دی‌.اچ سه اولویت اصلی‌ خود را برای ادامه فعالیت‌های حقوق بشری با توجه به وظایف تازه‌اش چنین دسته‌بندی می‌کند: لزوم و تقویت رابطه با جامعه‌های مدنی مترقی و نسل جوان با هدف یاری رساندن به مدافعان حقوق بشر برای دسترسی به فضاهای جدید و ترویج فرهنگ حقوق بشری، چون همان‌طور که ماینا کیای، کارشناس مستقل و گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در خصوص زمینه آزادی‌ تشکل‌ها، اشاره می‌کند امروز مبارزات در برخی جغرافیاها تغییر شکل یافته‌اند و از خیابان و درگیری‌ها و حضور فیزیکی به دنیای مجازی تغییر محل داده‌اند. اما باید از پروژه‌ای شدن و دنیای مجازی به فعالیت‌هایی به سبک دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بازگردیم و جوان‌ها را جلب کنیم. دوم، ایجاد پیوندهای نزدیک‌تر و همکاری عملی میان تجارب حقوق بشری کشورهای قاره‌های گوناگون، و در نهایت عمده کردن مسایل مربوط به حقوق زنان و شریک‌سازی آن‌ها در تمامی حوزه‌های خرد و کلان
او یکی از دو رییس فستیوال بین‌المللی فیلم زنان در هرات است. این جشنواره‌ با همکاری آرمان‌شهر و خانه فیلم رویا در افغانستان پایه‌گذاری شده و هر ساله در هرات، شهری بدون سینما و در قلعه‌ای جنگی برگزار می‌شود. به روایت جهانگیری «ما با کمک زنان آگاه افغانستان محل امنی ایجاد کردیم برای کشورهایی بسته مثل ایران و چین تا بتوانند تجارب خود را حول موضوع زنان به گوش بخشی دیگر از جهانیان برسانند. شرکت‌کنندگان متوجه شباهت‌های زیاد بین برخی از مبارزات‌شان، شرایط و حقوق پایمال‌ شده‌شان با کشورهای دیگر می‌شوند. باید بتوانیم فضاهایی جایگزین بیشتری ایجاد کنیم، مثل جنبش مبارزه با جهانی کردن. کنش‌گران این جنبش می‌گویند اگر ما را به جلسات بسته سران کشورهای قدرتمند راه نمی‌دهند، ما روبه‌روی سالن آنها، فضای خود را اشغال می‌کنیم تا از توجه به آنها برای جلب توجه به مطالبات خود و انگشت‌نما کردن آنها بهره ببریم. وقتی در قلعه‌ای جنگی و در شهر بی‌سینما، جشنواره‌ی فیلم برگزار می‌کنیم، یعنی در جهت فرهنگ‌سازی در مقابل تفکر حاکم، مسایل زنان را علم می‌کنیم
اظهارات گیسو جهانگیری را در‌ گفت‌وگو با رادیو زمانه بخوانید
دیمیتریس کریستوپولوس استاد دانشگاه و فعال یونانی به ریاست فدراسیون انتخاب شد
دیمیتریس کریستوپولوس به ریاست فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر انتخاب شد. او جانشین عبدالکریم لاهیجی حقوقدان می‌شود که مدت سه سال ریاست این سازمان بین‌المللی غیردولتی را به عهده داشت. انتخابات در سی‌ونهمین کنگره‌ی فدراسیون در شهر ژوهانسبورگ برگزار شد که نمایندگان ۱۷۸ سازمان عضو فدراسیون از ۱۲۰ کشور برای انتخاب هیأت بین‌المللی تازه‌ی فدراسیون و تعیین جهت‌گیری‌های اصلی آن در سه سال آینده گرد آمده بودند
دیمیتریس کریستوپولوس بلافاصله پس از انتخاب:‌ مبارزه علیه تروریسم، منافع اقتصادی و رشد افراط‌گرایی احترام به حقوق بشر را به جایی عقب رانده اند که گمان می‌کردیم قطعاً به گذشته پیوسته است. حقوق شهروندان به ندرت تا به این حد تحقیر شده است. شنیدن صدای جامعه‌ی مدنی و فعالان سراسر جهان امری فوری و ضروری‌تر از همیشه است. باید مقاومت کنیم و دست به اقدام بزنیم
بیشتر بخوانید
بیانیه‌ی کنگره‌ی فدراسیون در همبستگی با مدافعان حقوق بشر در خطر

سی‌ونهمین کنگره‌ی فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر در ژوهانسبورگ (جمهوری آفریقای جنوبی) از ۲۵ تا ۲۷ آگوست ۲۰۱۶ (۶ـ۴ شهریور ۱۳۹۵) همبستگی خود را با مدافعان حقوق بشر که به‌خاطر ترویج حقوق بشر در سراسر جهان در معرض خطر، حمله، سرکوب و مجرم‌انگاری هستند ابراز و حمایت خود را از آنها اعلام می‌کند
ـ با تأکید بر این که امنیت مدافعان حقوق بشر در شراطی درگیری، پسادرگیری و بحرانی به‌ویژه در خطر است؛
ـ با تأکید بر پیچیده‌تر شدن آسیب‌پذیری مدافعان حقوق بشر اغلب در اثر دور بودن آنها از چشم، عدم تشخیص و درک نقش آنها، معافیت از مجازات مرتکبان موارد نقض حقوق بشر، کارزارهای بی‌اعتبارسازی و انگ‌زنی به آنها و ممانعت از فعالیت‌شان، عدم تشخیص کافی مقوله‌های حقوق بشر مثل حقوق مربوط به زمین و محیط‌زیست و حقوق مربوط به هویت جنسیتی و گرایش جنسی، ظرفیت محدودِ راه‌کارهای محافظتی و هم‌دستی نیروهای دولتی و غیردولتی؛
ـ با محکوم کردن قتل‌های اخیر مدافعان حقوق بشر در چندین کشور مثل آذربایجان، بنگلادش، برزیل، برمه، بروندی، کامبوج، کامرون، جمهوری دمکراتیک کنگو، گواتمالا، هندوراس، عراق، کنیا، لیبی، پاکستان، آفریقای جنوبی، سوریه، تایلند، فیلیپین و ترکیه؛
ـ با محکوم کردن کارزارهای بدنام‌سازی سازمان‌های حقوق بشر و تهدیدهای علیه مدافعان حقوق بشر، در کشورهایی مثل اسرائیل و فلسطین که مدافعان حقوق فلسطینی‌ها ـ به‌ویژه وکیل دادگستریِ عضو الحق ندا کیسوانسون و کارکنان عضو المیزان ـ به مرگ تهدید می‌شوند؛
ـ با تأکید بر این که بسیاری از مدافعان حقوق بشر قربانی ناپدیدکردنِ قهری، حبس خودسرانه اغلب در شرایط غیرانسانی، و پیگرد به اتهام‌های ساختگی و محاکمه‌های مملو از نقض حق محاکمه‌ی عادلانه هستند، به‌ویژه مدافعانی که در رژیم‌های استبدادی یا در بحران سیاسی یا در جنبش‏های اعتراضی اجتماعی فعال هستند، همچون آنگولا، آذربایجان، بحرین، بنگلادش، برمه، کامبوج، کامرون، چاد، کلمبیا، جمهوری دمکراتیک کنگو، مصر، گواتمالا، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، موریتانی، مکزیک، عربستان سعودی، سودان، سوریه، تایلند، ترکیه، ازبکستان، ویتنام و زیمبابوه؛
بیشتر بخوانید
همکاری کمیسیون حقوق بشر و حقوق مردم آفریقا با فدراسیون برای تنظیم رهنمودهای مقابله با خشونت جنسی
کمیسیون حقوق بشر و حقوق مردم آفریقا، با فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و وکلای مدافع حقوق بشر (آفریقای جنوبی) در تدوین رهنمودهایی برای مقابله با خشونت جنسی و پیامدهای آن خطاب به دولت‌ها همکاری می‌کند. این رهنمودها کشورهای عضو اتحادیه‌ی آفریقا را در تدوین قوانین و راه‌کارهایی برای عملی کردن تعهدات منطقه‌ای و بین‌المللی آنها راهنمایی خواهد کرد.
به این خاطر، روز دوشنبه ۲۲ آگوست ۲۰۱۶ در آستانه سی‌ونهمین کنگره فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر ، سمیناری بسته با شرکت کارشناسان بلندپایه آفریقا علیه خشونت جنسی و قربانیان این خشونت برگزار شد. در این سمینار کارشناسان برجسته زیر حضور داشتند: پنَسی تِلاکولا، رییس کمیسیون حقوق بشر و حقوق مردم آفریقا، سویاتا ماجگا، نایب رییس کمیسیون، لوسی آزوگابور، گزارش‌گر ویژه کمیسیون در زمینه حقوق زنان در آفریقا، رشیده مَنجو، گزارش‌گر پیشین سازمان ملل در مورد خشونت علیه زنان، دلایل و پیامدهای آن، بینِتا دیوپ، فرستاده ویژه کمیسیون زنان، صلح و امنیت اتحادیه افریقا، ماهاوا کاوا ویلر، رییس بخش زنان، جنسیت و توسعه کمیسیون آفریقا، عبدالکریم لاهیجی، رییس افتخاری فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و جاکوب فان‌‌ خاردِرِن، رییس وکلای مدافع حقوق بشر (آفریقای جنوبی). در پی سمینار، این کارشناسان در نشستی مطبوعاتی در هتل محل برگزاری کنگره فدراسیون شرکت کردند.
بیانیه‌ی هیأت بین‌المللی فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر: فوری به ناپدیدکردن‌های قهری پایان دهید

در روز بین‌المللی قربانیان ناپدیدکردن قهری (۳۰ اوت)، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان‌های عضو آن خواهان پایان یافتن ناپدیدشدن ناخواسته و ناپدیدکردن‌های قهری در سراسر جهان و عدالت برای قربانیان و خانواده‌های آنها شدند. هیأت بین‌المللی تازه‌برگزیده‌ی فدراسیون در نخستین نشست خود (که در پی سی‌ونهمین کنگره‌ی فدراسیون در آفریقای جنوبی، ۲۷ـ۲۵ اوت ۲۰۱۶ برگزار شد)، خواهان توجه افزوده‌ی بین‌المللی به تداوم رویه‌ی وحشتناک ناپدیدکردن قهری شد. با وجود این‌که ناپدیدکردن قهری در حقوق بین‌المللی جرم است، هزاران مورد آن در سراسر جهان با معافیت از مجازات کامل در جریان است. به علاوه، صدها تن، به‌ویژه مدافعان حقوق بشر و دگراندیشان سیاسی، هر سال به‌دست نیروهای غیردولتی و نیروهای امنیتی دولتی ناپدید می‌شوند
بیشتر بخوانید
مسئول حقوق بشر سازمان ملل سیاستمداران 'عوام‌فریب' را
محکوم کرد
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد به شدت به سیاستمداران پوپولیست که آنها را "عوام فریب و خیال‌پرداز سیاسی" نامیده حمله کرده است. زید رعد حسین به خصوص خیرت ویلدرز سیاستمدار راست افراطی از هلند را متهم کرد که تعصب و عدم بردباری را به عنوان یک سلاح به کار می گیرد. او گفت که آقای ویلدرز و دیگران از جمله دونالد ترامپ نامزد جمهوری خواهان در انتخابات آمریکا و نایجل فاراژ سیاستمدار بریتانیایی که برای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا کمپین می کرد از همان تاکتیک های گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) استفاده می کنند.
بیشتر بخوانید

گزارش‌گران بدون مرز تشدید سانسور در ایران را محکوم کرد

گزارش‌گران بدون مرز بار دیگر تشدید سانسور بر روی اینترنت و سرکوب شهروند وب‌نگاران را محکوم می‌کند. یک هفته پس از راه‌اندازی فاز نخست شبکه ملی اطلاعات « اینترنت حلال» در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۹۵ دو خبرگزاری و چند سایت اطلاع رسانی مسدود شدند. در هفته‌های اخیر مرکز بررسی جرائم سازمان‌یافته سپاه پاسداران از احضار و بازداشت صدها کاربر اینترنت خبر داده است. خبرگزاری‌های موجو برنا و دست کم دو سایت دیگراطلاع رسانی پویش و ۹صبح به دستور دبیرخانه کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه از دسترس خارج شدند. علت مسدود شدن این سایت‌ها گویا انتقاد از معیارهای دوگانه دستگاه قضایی در امر مبارزه با فساد و باز انتشار خبرهایی در باره اسناد واگذاری زمین و اپارتمان به برخی مسوولان شهرداری و شورای شهر تهران است. پیش از این سایت معماری نیوز در پی انتشار این اسناد درتاریخ ۸ شهریور مسدود شده بود
در ماه‌های اخیر جدل بر سر فیلترینگ هوشمند در راس حکومت تشدید شده است. اصولگرایان با تکیه بر بازو‌های قضایی و نظامی خود، دستگاه قضایی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دولت رئیس جمهور حسن روحانی را تحت فشار قرار داده‌اند تا کنترل بیشتری بر اینترنت و به ویژه بر شبکه‌های اجتماعی و نرم‌افزارهای کاربردی اعمال کند. تلگرام همچنان به دلیل استفاده گسترده و بنا بر آمار رسمی بیش از ۱۵ میلیون نفر در ایران، در مرکز این جدل قرار دارد. با این حال افزون بر تلگرام با وجود ممنوع و فیلتر بودن توئیتر و فیس بوک نیز نقش مهمی در تبادل اطلاعات در کشور ایفا می کنند. وزرای دولت تدبیر و امید و اصولگرایان با وجود اختلاف در نحوه اعمال اما با فشار بر تگرام برای دسترسی مسوولان ایرانی به سرورهای و اعمال فیلترینگ هوشمند توافق دارند. امری که علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی را به داشتن صفحه خود بر روی اینستاگرام «هوشمندانه فیلتر شده» ترغیب کرده است
بیشتر بخوانید




در حمله به دانشگاه آمریکایی افغانستان چه کسانی کشته شدند؟

حمله مهاجمان انتحاری به دانشگاه آمریکایی افغانستان به عنوان حمله‌ای خشونت‌بار به یک مرکز آکادمیک، بازتاب گسترده‌ای داشته است. بسیاری از واکنش‌ها حول این موضوع بوده که مهاجمان انتحاری و سازمان‌دهندگان این حمله دشمنی خود را با یک مرکز آموزشی ابراز کرده و کوشیده‌اند نشان دهند که "با آینده روشن" جامعه جنگ‌زده کشور مخالفت کنند. در بسیاری از واکنش‌های ابراز شده اسامی شماری از قربانیان به صورت مکرر ذکر شده و از آن‌ها به عنوان افرادی متعلق به بخشی از نسل جوان کشور یاد شده که مردم باید به آینده آن امیدوار باشند. از جمله کشته شدگان اسامی سه نفر از بیش از همه مورد توجه واقع شده است. بسیاری از کسانی که نسبت به این رویداد واکنش نشان داده‌اند، مرگ آنها را تاثرآور دانسته‌اند
بیشتر بخوانید

گزارش‌های مشروح‌تر به زبان انگلیسی در ستون سمت چپ

آخرین فرصت گل؛ بازمانده‌ای از اعدام‌شده‌گان دهه ۶۰ در ایران




عنوان کتاب را از شعری از احمد شاملو وام گرفته است، «می‌خواهم خواب اقاقیاها را ببینم/ در آخرین فرصت گل». آن را چسبانده روی جلد یک کتاب که شامل ۱۳۷ اثر است، دست‌نوشته‌ها، وصیت‌نامه‌ها، مجسمه‌ها و نقاشی‌هایی است که زندانیان دهه ۶۰ از خود به یادگار گذاشته اند. مهدی اصلانی ماه ها بود که منتظر نهایی شدن طرح و عنوان جلد بود و حالا در سالگرد اعدام مخالفان جمهوری اسلامی در تابستان ۶۷ و به یاد اعدامیان دهه ۶۰، کتابش را روانه بازار کرده است. جرقه گردآوری آثار اعدام‌شدگان نخستین دهه حکومت جمهوری اسلامی برای این نویسنده در شصت‌مین سال‌گرد هولوکاست و در اردوگاه داخائو آلمان زده شد. وقتی با همراهی دوستی قدم به یکی از «مخوف‌ترین قتل‌گاه‌های جهانی» گذاشت و با توریست‌ها و جمعی از بازدیدکنندگان مواجه شد که برای ثبت تصویر و فیلم از پیرزنی که روی صندلی ویژه‌ معلولان توسط پرستارش به این سو و آن سور برده می‌شد، سبقت می‌گرفتند: «هیچ‌کس در پی کشف مفهوم کلمات برآمده از دهان پیرزن نبود. ثبت خود با سندی زنده. بغضی غریب گلوگیرم شد و پرسش‌هایی افزون از حد. آیا چرخش روزگار موقعیتی مشابه ماریا به هزاران جان‌به‌دربرده‌ تبعیدی ارزانی خواهد کرد؟ آیا در کهن‌سالی‌ احتمالی‌مان، سوژه‌ عکس توریست‌ها خواهیم شد؟ آیا ماریا و بازدید‌کنندگان داخائو می‌دانند نسل باقی‌مانده از شیرزنانی که به تابوت‌های ابداعی حاج داوود رحمانی "نه" گفتند، روزگاری بر صندلی چرخ‌دار ویژه‌ی معلولان در اوین و گوهردشت، اسرار هویدا ‌کنند. به گوهردشت برگشتم و راهروهای مرگ‌اش. سرنوشت آن‌همه چشم‌بند بی‌صاحب، دم‌پایی‌های پلاستیکی و انبوه چشم‌بندهای بی‌چشم.»
بیشتر بخوانید




روایتی داستانی از پناهندگان ایرانی به زبانی عریان








رمان "سلام لندن" تازه‌ترین اثر شیوا شکوری، نویسنده و شاعر مقیم بریتانیا است. از او تاکنون مجموعه شعرهای "سه چشم فردا" ، "نه" و نیز "چشمان مست روی قلمدان" منتشر شده است. "سلام لندن" را انتشارات نوگام در ۳۳۳ صفحه منتشر کرده است. "سلام لندن" روایت زندگی زنی ایرانی از زبان اول شخص است که پس از طلاق و ترک ایران به بریتانیا می‌رود تا در این کشور زندگی تازه ای را آغاز کند.زندگی‌ای که همچون تجربه مشابه بسیاری از مهاجران چندان هم آسان نیست. محیط تازه، زبان بیگانه، دوری از خانه، مساله هویت، مواجهه با علم و تکنولوژی در کشور میزبان و در دنیای تازه، همچنین آشنایی با افراد متفاوتی که هرکدام به دلایلی از ایران گریخته‌اند، همه این مسائل ذهن و روح او را متاثر می کند
شیوا شکوری درباره چگونگی شکل‌گیری این رمان می‌گوید که در ابتدا مجموعه‌ای داستان کوتاه داشته و تصمیم گرفته که آنها را به هم مرتبط و تبدیل به رمان کند. از سوی دیگر هرچند "سلام لندن" نخستین تجربه این نویسنده در حوزه رمان است، اما صاحب آن توانسته با انتخاب زبانی ویژه، مسائل اجتماعی ایرانیان مهاجر را تا حدودی شرح دهد. زبانی که رضا اغنمی، نویسنده و منتقد ساکن آلمان آن را به دلیل "عریان" بودنش می‌ستاید. زبانی "باز" و عاری از هر نوع" آرایش کلامی و ادبی متداول". هرچند به نظر می‌رسد نویسنده رمان "سلام لندن" چنین زبانی را به گفته خودش بیش از آنکه به طور آگاهانه انتخاب کرده باشد، به صورتی غریزی و براساس نیاز روایت به انتخاب چنین زبانی برگزیده است
بیشتر بخوانید


سالار مگس‌ها
نوع و تناقض نقدهایی که درباره سالار مگس‏ها نوشته شده، به خصوص از آن جهت اهمیت دارد که اصحاب جهان بینی‏ های گوناگون، هر کدام این قصه را از دیدگاه باورهای خود نقد کرده‏ اند و جای پایی از ارزش‏ های خویش را در آن یافته ‏اند. منتقدین مارکسیست، اگر چه گولدینگ را در جرگه نویسندگان سوسیال رئالیست به حساب نمی ‏آورند، به او نظر عنایتی دارند و سالار مگس‏ها را حمله ‏ای به نظام سرمایه ‏داری دانسته ‏اند. به گمان آنان، آن‏چه در جمع کوچک بچه ‏های جزیره اتفاق می‏افتد، سرنوشت همه جوامعی است که نظام حکومتی آنان سرمایه‏ داری است و نهایتاً به علت برخورد منافع طبقاتی، بی‏ عدالتی‏های اقتصادی و اجتماعی و… فرو می ‏پاشند. نقد سالار مگس‏ها از این دیدگاه حداقل تا حدودی تنگ نظرانه است چون: – در عین حال که نابه‌هنجاری‏های موجود در جمع بچه ‏ها انگیزه‏ های مشخص بیرونی دارد – که عمده‏ ترین آنان گرسنگی است – نمی‏توان توجه خاص گولدینگ را به محرک ‏های درونی نادیده گرفت. گرایش فطری آدمی به کژی و شر – بنا به اعتقاد نویسنده – خمیر مایه اصلی قصه است و هر جا که به انگیزه‏ های بیرونی اشارتی دیده می‏شود، به واقع در اثبات این مدعاست و نه بیشتر. به عبارت ساده‏ تر، گرسنگی در سالار مگس‏ها، دلیل خونخوارگی نیست؛ دست‏ کم تنها دلیل آن نمی‏تواند باشد
تهیه این کتاب را به ما سفارش دهید
کاکائو
نسخه ای که برای ترجمه استفاده کرده ام، کتابی است که “ژان اورنچیونی” از پرتغالی به فرانسه برگردانده و در ۱۹۸۴ برای نخستین بار در فرانسه چاپ شده است. و اکنون چند کلامی نیز درباره نویسنده اثر! ژورژ آمادو در سال ۱۹۱۲ درایتابونا در جنوب سالوادور دو باهیا به دنیا آمد. در شانزده سالگی در روزنامه‏ای مشغول به کار شد و سپس در ریو دو ژانیرو به دانشگاه حقوق رفت. در ۱۹۳۱ نخستین کتابش به نام را نوشت، اما تا آغاز ۱۹۹۰ از قبول ترجمه آن خودداری کرد. حتماً به این دلیل که می‏گفت: « تمامی بدبینیِ که در این رمان دیده می‏شود، یکسره تصنعی است و این نگرش ادبی ساده گرایانه‏ای بیش نیست.» در ۱۹۳۳ کاکائو را نوشت. او که خود در یکی از مزارع کاکائو به دنیا آمده بود، “سرزمین سختی‏ها” را به عنوان صحنه اصلی این رمان برگزید. او در این کتاب دو ارزش، یعنی ارزش ادبی و صداقت را رو به روی هم قرار می‏دهد و صداقت را برتری می‏بخشد. با این همه آیا می‏توان گفت ارزش ادبی در این کتاب کنار گذاشته شده است؟ به هر حال پاسخ خود او این بود: «من در این کتاب کوشیده‏ام ، از کمترین ادبیات به سود بیشترین صداقت استفاده، و زندگی کارگران مزارع کاکائو را در جنوب باهیا بیان کنم. و از این آیا داستانی کارگری بیرون آمده است؟
تهیه این کتاب را به ما سفارش دهید

Transitional Justice A to Z الف تا ی عدالت انتقالی


Discrimination
A failure to treat all persons equally where no reason- able distinction can be found between those favoured and those not favoured. Discrimination is prohibited in respect of “race, sex, language or religion” (Art. 1(3), UN Charter, 1945) or “of any kind, such as race, colour, sex, language, religion, political or other opinion, national or social origin, property, birth or other status” (Art. 2, Universal Declaration of Human Rights, 1948). تبعیض
کوتاهی از رفتار برابر با همه در شرایطی که تفاوت معقولی بین اشخاص مورد التفات و دیگران وجود نداشته باشد. تبعیض بر اساس «نژاد، جنسیت، زبان یا مذهب» (ماده (3)1، منشور ملل متحد، 1945) یا «از هر نوع، مثل نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، نظر سیاسی یا غیر آن، منشا ملی یا اجتماعی، مالکیت، تولد یا شئون دیگر» (ماده 2، اعلامیه جهانی حقوق بشر، 1948) ممنوع است

فرهنگ نقد فمینیستی

حوزه معرفت‌شناسی در فضای سیاسی باز
دانیل کِرگوات
همانطور که دیدیم اصطلاح «تقسیم جنسی‌ کار» معنا‌‏های بسیار متفاوتی دارد و اغلب به دیدگاهی تشریحی ارجاع می‌‌دهد. بدون شک این دیدگاه ناگزیر است و یکی از مثال‏های این دیدگاه را میتوان در ایجاد مقیاس‌هایی‌ معتبر برای اندازه ‏گیری برابری یا نابرابری شغلی‌ بین زنان و مردان دید که هدف سیاسی مهمی‌ در فرانسه به شمار می‏رود. ولی‌ وقتی‌ از تقسیم جنسی‌ کار صحبت به میان می‌‌آوریم، چیزی فرای مشاهده نابرابری‌ها را مدّ نظر داریم: بررسی‌ موشکافانه این توصیف از واقعیت با تفکری درباره روند‌هایی‌ که یک جامعه با توجه به این تفاوت در پیش می‌‌گیرد تا فعالیت‌های موجود در خود را سلسله‏ مراتبی کند. بحث دیگری درباره محتوای اصطلاح «روابط اجتماعی جنسیتی» وجود دارد. برای بررسی‌ دقیق هر واژه به یاد داشته باشیم که زبان فرانسوی این برتری را بر برخی‌ زبان‌ها دارد که دو کلمه را پیشنهاد می‌‌کند؛ «رابطه» و «ارتباط». هر یک از آنها دو تراز از درک مفهوم جنسی‌‏سازی روابط اجتماعی را در بر می‌‌گیرند. مفهوم رابطه اجتماعی بیان‏ کننده تنش ناسازگاری است که به‏ خصوص به موضوع تقسیم مرتبط است و به ایجاد گروه‌های اجتماعی با منافع متضاد منتهی‌ می‌‌شود. ولی‌ «روابط اجتماعی» به ارتباطات‏ هایی ملموس که گروه‌ها و افراد با هم برقرار می‌‌کنند، اشاره دارد. بنابراین، شکل‏های اجتماعی‌ «زوج» یا «خانواده» آن طور که در جوامع خود مشاهده می‌‌کنیم در عین حال هم بیانی‌ از روابط اجتماعی جنسیتی هستند که در اینجا به شکل نظام پدرسالارانه نمایان می‏‌شوند و هم نشان‏گر فضا‌های کنش اجتماعی هستند که خود اجتماعی بودن را دوباره ایجاد می‏کنند و جزیی از عملکرد جنسی‌‏سازی اجتماع را قوت می‌‌بخشند. تاکید بر ناسازگاری یا بر ارتباط به دو موضوع تحقیقی برمی‏گردد که وقتی از دیدگاه مشاهده‌ای به معرفت‏ شناسی روی می‌‌آوریم با یکدیگر ضدّ و نقیض می‌‌شوند: این روابط اجتماعی هستند که پیشاپیش جامعه را شکل می‌‌دهند. در مقابل، این جمع کنش‌ها است که در بطن فضایی براونی اندک اندک حدود و قوانین را ایجاد می‌‌کند... که می‌‌توان آن را در یک جامعه مورد نظر مشاهده کرد. در این دیدگاه آخری که در علوم اجتماعی کنونی تقریبا استیلا دارد برای مثال سخن از مکمل بودن تکلیف‏ ها می‌‌شود که در نتیجه به کار پاره‏وقت برای زنان «مشروعیت» می‏بخشد و حتی آن را اولویت قلمداد می‏کند. می‏بینیم که موضوع این بحث معرفت‏ شناسانه نیست؛ بلکه سیاسی نیز است. هدف در واقع: 1. فهم تاریخی این مسئله است که چگونه روابط اجتماعی در نهادها و قوانین (زوج، خانواده، نسب، کار، حقوق مدنی و غیره) جای گرفته و نقش شکل ‏دهی‌ و در عین حال قانونمندکردن رابطه‏ ای قدرت‏ طلبانه بین گروه‌ها را در مقطع زمانی‌ مشخصی‌ بر عهده دارند (اسکات، ۱۹۹۰)؛ و ۲. شناسایی تنش‌های جدید ایجاد شده در جامعه و فهم این که که چگونه آنها باعث جابهجایی‌ هدف‏ها می‏شوند و، بنابراین، بالقوّه اجازه می‌‌دهند که قوانین، قواعد و معرفی‌ گروه‌های اجتماعی که پیرامون این هدف‏ها به عنوان گروه‌های «طبیعی» ایجاد شده ‏اند غیر مشروع نشان داده شوند. به طور خلاصه، هدف این است که بتوان به اتوپیا اندیشید و در عین حال عملکرد اجتماع را تحلیل کرد. از آن‏جایی که گروه‌های جنسیتی دیگر مقوله‏ هایی تغییرناپذیر، تثبیت‏ شده، ضدّ تاریخی و ضدّ اجتماعی نیستند، می‌توان رابطه‌ای را که آنها را با هم ترکیب می‌‌دهد، دوره‏ بندی (با کمک تحلیل تکامل ابعاد هدف‏ های اجتماعی) و بنابراین مسئله تغییر ـ و نه تنها به سازی ـ اجتماع را مطرح کرد. با این حال، زنان و مردانی که روی موضوع جنسی‌‏سازی جامعه کار کرده ‏اند و ستمی را که یک جنس بر جنس دیگر روا می‌‌دارد به رسمیت می‌‌شناسند، این نقطه‏ نظر را که در علوم اجتماعی در اقلیت است، به گونه‌ای بسیار متفاوت مورد قبول قرار می‌‌دهند. این امر از دهه ۱۹۷۰ تا به حال در فرانسه صادق است. با وجود این، دو سؤال همچنان مورد بحث قرار می‌‌گیرند: سؤال اول: آیا می‏بایستی تنها بر روابط اجتماعی جنسیتی تمرکز داشت یا برعکس سعی‌ کرد کلّ روابط اجتماعی را همزمان با هم مورد تحلیل و تفکر قرار داد؟ اولویت دادن به نوعی رابطه اجتماعی، یعنی‌ در اینجا رابطه اجتماعی زن و مرد بسیار وسوسه ‏انگیز است. این تحقیقات درخشان مثل آثار دِلفی، گیومن، مَتیو... ابزار محکم، جدید و قابل توضیحی را ارائه می‌‌کنند؛ اما با وجود این قطعی است که تنها در نظر گرفتن رابطه سلطه‌ مردان و زنان و مبارزه علیه آن برای درک و فهم تنوع و پیچیدگی‌ اعمال اجتماعی مردانه و زنانه کافی‌ نیست. سؤال دوم که از ساختمان موضوع تحقیق می‏گذرد و به تفسیر داده‌های مشاهده شده می‌‌پردازد راجع به مشخصه‌های رابطه اجتماعی جنسیتی است. در کتاب جنس در کار و اثرهای دسته‏ جمعی یا انفرادی که به دنبال آن منتشر شدند، اتفاق آرایی در مورد متقاطع بودن روابط اجتماعی جنسیتی به چشم می‌‌خورد؛ اما اگر به این مشخصه بُعد دیگری را اضافه نکنیم ناکامل باقی‌ می‌‌ماند: و آن تاثیر دائمی روابط اجتماعی روی یکدیگر است. اگر برای مثال شیوه تولید سرمایه‌داری را در نظر بگیریم می‏بینیم که این شیوه بر پایه جدایی‌ بین مکان و زمان تولید و تکثیر بنا شده است؛ اما در مورد آنچه ما کار خانگی می‌‌نامیم، آن شکل تاریخی خاصی‌ از کار تکثیری است؛ یعنی‌ شکلی‌ که از جامعه حقوق‏ بگیر جدایی‌‏ناپذیر است. به عبارت دیگر، روابط اجتماعی هم گوهر و هم ‏ذات هستند. این بحث تنها جدلی نظری نیست بلکه به موضع‏ گیری‌های تحلیلی بسیار متفاوتی چه در زمینه علمی‌ و چه در زمینه سیاسی منجر می‌‌شود. بنابراین، تقریبا محال است بتوان کار یا شغل زنان را جداگانه در نظر گرفت بلکه برعکس می‏بایستی به طور همزمان و به عنوان عناصر توضیحی روابط جنسیتی، طبقاتی و کشورهای غنی و کشورهای فقیر در میان گذاشت؛ این بحث در مورد خانواده و از هم پاشیده شدن شکل‏ های اجتماعی آن و تلاش برای چارچوب‏ بندی حقوقی آن هم باید در نظر گرفته شود یا در مورد تحول شکل‌های مردانگی یا اشکال متفاوت پدری و مادری یا مباحث امروزی درباره مهاجرت و خانواده‌های مهاجر نیز وجود دارد. اصل هم‏ ذات بودن روابط اجتماعی به ما امکان می‌‌دهد تا به ماهیت اغتشاشی که تقسیم جنسی‌ کار هم اکنون با آن روبهرو است پی‌ ببریم. به دو مثال اشاره می‌‌کنیم: مثال اول: ظهور و گسترش «کوچ‏‌گری جنسیتی» است (کِرگوات، ۱۹۹۸) که با بی‏ ثباتی و انعطاف‏ پذیری شغلی‌ همراه است: کوچ‏‌گری زمانی‌ برای زنان (تعدد کار پاره‏‌وقت یعنی‌ ساعت‌های کاری بسیار پراکنده در طی‌ روز یا هفته) و کوچ‌‏گری مکانی برای مردان (کار موقت، کارگاه‌های ساختمانی و یا انرژی اتمی‌ برای کارگران، پیش‌‏پاافتادگی سفر‌های شغلی‌ پیاپی در اروپا و در جهان برای کارمندان بلند پایه). در اینجا به خوبی‌ می‏بینیم که چگونه جداسازی جنسی‌ کار شکل‏‌های کاری و شغلی‌ را طرح‌‏بندی می‏کند و چگونه انعطاف‏‌پذیری می‌‌تواند شکل‏‌های کلیشه‌ای روابط اجتماعی جنسیتی را تشدید کند. مثال دوم دوگانگی مشاغل زنان است که نقطه تلاقی روابط اجتماعی را به خوبی‌ نشان می‌‌دهد. از آغاز دهه ۱۹۸۰ طبق آمار اینسه (تحقیقات شغلی‌)، تعداد زنان «کارمند عالی‌‏رتبه و مشاغل روشنفکرانه برتر» بیشتر از دو برابر شده است؛ هم‏اکنون ۱۰ درصد از زنان فعال در این دسته قرار دارند. بنابراین، هم زمان با بی‌‏ثباتی شغلی و فقر تعداد روزافزونی از زنان (آنها ۴۷ درصد جمعیت فعال را تشکیل می‏دهند ولی‌ ۵۲ درصد آنها بیکار و ۷۹ درصد از حقوق پایینی‌ بهره‌مند هستند)، شاهد بالا رفتن سرمایه‌های اقتصادی، فرهنگی‌ و اجتماعی درصد به نسبت چشمگیری از زنان فعال هستیم. بدین ترتیب برای اولین‏‌بار در تاریخ سرمایه‌داری، شاهد ظهور گروهی از زنان هستیم که منافع مستقیم آنها (و نه منافع پدران و همسرانشان) در تضاد با منافع زنانی قرار می‌‌گیرد که از نسل کار پاره‏‌وقت، مشاغل خدماتی کم درآمد و از نظر اجتماعی بیارزش و اغلب بی‌‏ثبات هستند. بنابراین، می‌توان اکنون مستقیم شروع به کار در مورد کل جامعه کرد بدون این‏که به دنبال رابطه اجتماعی «درست» یا هویت «درست» انفرادی یا جمعی بود؛ در نظر گرفتن این‏که روابط اجتماعی با ریتمی ثابت در زمان و مکان متحول نمی‌‌شوند، این امکان را می‌‌دهد که مسئله پیچیدگی‌ و تغییر را مورد توجه مستقیم قرار دهیم؛ و سرانجام دسته‏‌بندی‌های اجتماعی که هنوز کماکان گروه غالب آنها را تعریف می‏کند از هم می‏‌گسلند و جای خود را به مجموعه متحرکی از شکل‏‌بندی‌ها می‏دهند که گروه‌های اجتماعی در آن ایجاد شده و یا از هم می‏‌گسلند و افراد زندگی‌ خود را در میان اعمال اجتماعی اغلب پیچیده و متناقض بنا می‌‌کنند

می‌توانید تهیه این کتاب را سفارش دهید



Britain is now the second biggest arms dealer in the world


INDEPENDENT
Britain is now the second biggest arms dealer in the world, official government figures show – with most of the weapons fuelling deadly conflicts in the Middle East. Since 2010 Britain has also sold arms to 39 of the 51 countries ranked “not free” on the Freedom House "Freedom in the world" report, and 22 of the 30 countries on the UK Government’s own human rights watch list. A full two-thirds of UK weapons over this period were sold to Middle Eastern countries, where instability has fed into increased risk of terror threats to Britain and across the West. Meanwhile statistics collated by UK Trade and Investment, a government body that promotes British exports abroad, show the UK has sold more arms than Russia, China, or France on average over the last 10 years. Only the United States is a bigger exporter.

READ MORE




Kurds Fear the U.S. Will Again Betray Them, in Syria








NY TIMES
ISTANBUL — For almost two years, Syrian Kurds, with American weapons, air cover and training, have fought and died in battle against the Islamic State. They have taken pride in their status as the United States’ most faithful proxy in the fight against the militant group, and they have hoped their effectiveness as warriors would lead to American support for Kurdish political gains inside Syria. So, many Kurds shuddered when Turkish tanks and soldiers recently rolled into northern Syria, with American support, to push back against Kurdish gains. They saw it, perhaps prematurely, as a replay of a century of betrayal by world powers, going back to the end of World War I, when they were promised, then denied, their own state in the postwar settlement. “The Kurds are going to scream betrayal at every turn when they think things are not going to go their way, because they’ve had a century of it,” said Joost Hiltermann, the program director for the Middle East and North Africa at the International Crisis Group, and a longtime expert on the Kurds. The Syrian Kurds say their aim is to establish an autonomous region, not their own state, where their rights are protected, in whatever settlement comes from the long Syrian civil war. And they say they hope that the United States will support them in that desire.


READ MORE
Brittle Uzbekistan Hopes for a
Controlled Succession

تداوم بلاتلکیفی حبیب الله لطیفی دانجشوی کُرد محکوم به اعدام



حکم اعدام حبیب الله لطیفی زندانی سیاسی محکوم به اعدام، علیرغم وعدەهای مسئولین کماکان پابرجاست. او در نهمین سال حبس خود همچنان بلاتکلیف و بدون مرخصی و حتی محروم از ملاقات حضوری با خانواده، در زندان مرکزی سنندج نگهداری می شود.

به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، حبیب الله لطیفی زندانی سیاسی و دانشجوی سال آخر رشته مهندسی صنایع که در شهریور سال ۹۴ حکم اعدامش متوقف شده بود همچنان در نهمین سال حبس خود بدون امکان مرخصی و حنی ملاقات حضوری با خانواده در زندان سنندج بسر می برد.

حبیب الله لطیفی متولد ١ فروردین ۱۳۶۱، دانشجوی رشته مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور ایلام بود. او در اول آبان ۱۳۸۶، در خیابان ادب شهر سنندج توسط تعدادی از ماموران ستاد خبری اداره اطلاعات این شهر بازداشت شد.

او پس از نزدیک به ۴ ماه نگهداری در سلولهای بازداشتگاه ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج که گفته می شود با شکنجه های شدید از جمله ضرب و شتم که منجر به خونریزی کلیه و شکستن سر وی شده، به زندان مرکزی سنندج منتقل شد.

او در تاریخ ۱۰ تیرماه ۱۳۸۷، در شعبه یک دادگاه انقلاب شهر سنندج به ریاست قاضی بابایی به اتهام محاربه و عضویت در حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) محاکمه شد و با وجود دفاعیات وکلای وی صالح نیکبخت و نعمت احمدی، نهایتا به اعدام محکوم شد.

بعد از تائید حکم اعدام از سوی دادگاه تجدید نظر، نهایتا دیوان عالی کشور نیز در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸، این حکم را به صورت شفاهی به وکیل این زندانی، اعلام کرد.

حکم اعدام وی، طبق اعلام قبلی به وکیل ایشان قرار بود روز ۵ دی ماه ۱۳۸۹، در زندان مرکزی سنندج اجرا شود اما بنا به درخواست عفو والدین این زندانی، به طور موقت با دستور دادستان سنندج متوقف شد.

قبلا اخباری مبنی بر لغو حکم اعدام این زندانی سیاسی منتشر شد، در این باره یکی از نزدیکان وی به ” کانون مدافعان حقوق بشر کردستان” گفت که کمسیون عفو بخشودگی با یک درجه تخفیف حکم اعدام وی موافقت کرده است، ولی هنوز این حکم به دادگاه اعلام نشده و وزارت اطلاعات هم مخالف لغو حکم اعدام این زندانی می باشد، و متاسفانه حبیب کماکان حکم اعدام دارد و با خطر اجرای حکم هم مواجهه است.
این زندانی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج به سر می برد.



http://www.hrkurd.com/archive/1707.htm

هشدار عفو بین الملل در خصوص وضعیت بسیار بحرانی جعفر عظیم زاده

هشدار عفو بین الملل در خصوص وضعیت بسیار بحرانی جعفر عظیم زاده


پنج شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۲۵

سازمان عفو بین الملل طی بیانه ای در روز چهارشنبه ۹ تیرماه ۱۳۹۵ در خصوص وضعیت بسیار بحرانی «جعفر عظیم زاده» فعال کارگری هشدار داد. این سازمان پس از اشاره به بیهوشی چند ساعته این فعال کارگری طی دو روز گذشته در بیمارستان سینا بر اثر ضعف شدید ناشی از اعتصاب غذا و سخنان دادستانی تهران مبنی بر «عدم هیچگونه کمکی به این فعال کارگری حتی در صورت مرگ»، خواهان آزادی بی قید و شرط این فعال صنفی از مقامات ایران شد.


به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این فعال کارگری به علت ضعف شدید جسمانی در پی تداوم اعتصاب غذا در ساعت ۴ بامداد روز دوشنبه ۷ تیر ماه ۱۳۹۵ در شصتمین روز از اعتصاب غذای خود، پس از مراجعه به سرویس بهداشتی در بیمارستان سینا بر زمین افتاد و برای ساعاتی بیهوش شد و با کمک پزشکان به هوش آمد.

سازمان عفو بین الملل در بیانیه خود پس ازدرخواست از مقامات ایران و اقدام فوری جهت رسیدگی به خواسته ها و آزادی فوری این فعال صنفی، با اشاره به وخامت جسمانی او و بستری شدن این فعال صنفی در بیمارستان سینا، بازگشت او به زندان اوین را به علت وخامت جسمانی خطرناک خواند و آن را تهدیدی جدی برای جانش دانست. ”

عفو بین‌الملل پس از یادآوری به مقامات ایران بر اساس معاهدات بین المللی که خود آن‌ها نیز امضا کرده‌اند و با اشاره به روند دستگیری، محکومیت، سخنان دادستانی تهران مبنی بر « عدم هیچگونه کمکی به این فعال صنفی حتی در صورت مرگ» و فعالیت های صنفی او، خواستار آزادی بی قید و شرط این فعال صنفی شد.

این فعال کارگری در ۱۰ اسفند ماه ۱۳۹۳ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی از سوی قاضی «صلواتی» به شش سال حبس و دو سال محرومیت از «فعالیت در فضای مجازی و رسانه‌ها و مطبوعات» محکوم شد.

«جعفر عظیم زاده» در ۱۷ آبان‌ماه ۱۳۹۴ در پی ابلاغیه از سوی شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۳۳ اوین، جهت تحمل شش سال زندان خود را به دادسرای مستقر در زندان اوین معرفی و به بند هشت این زندان منتقل شد.
از جمله مصادیق اتهامات «عظیم‌زاده»، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، تشکیل اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، همکاری با کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، شرکت در تجمع روز جهانی کارگر پارک لاله در سال ٨٨، هدایت کارگران در اعتراضات سال ٨۴، اقدام به تشکیل و برنامه ریزی و مدیریت تجمعات کارگری در زمان دولت جدید و تهدید به تجمع و اعتصاب در اسفند ماه سال ۹۲ بوده است.
«عظیم‌زاده» همچنین به علت جمع آوری طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار و هدایت و اجرای این تجمعات، اعتراض به مزد مصوب، شکایت از سعید مرتضوی به عنوان نماینده هزار کارگر، اعتراض به ایجاد تغییرات ضدکارگری در قانون کار، نشست و ملاقات با دیگر تشکل های مستقل کارگری از قبیل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کمیته هماهنگی، کمیته پیگیری و مصاحبه با برخی رسانه‌های برون مرزی محکوم شده است.

این مطلب را به دیگران برسانید
چاپرایانامهفیسبوک52گوگلتوییتر

کلیدواژه‌هااعتصاب غذا جعفر عظیم زادهجعفر عظیم زادهزندان اوینسازمان عفو بین المللسندیکای کارگران شرکت واحدسندیکای کارگران نیشکر هفت تپهشعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتیکمیته هماهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری
مطالب پیشین
۶۳ روز اعتصاب غذا و شرایط بسیار بحرانی جعفر عظیم زاده


 اعدام سه تبعه ترکیه پس از سفر اردوغان به تهران


اعدام سه تبعه ترکیه پس از سفر اردوغان به تهران


محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در این خصوص می‌گوید: «ما نمی‌دانیم که آیا احکام اعدام این سه زندانی در بین گفتگوهای آقای اردوغان و مقامات ایرانی جایی داشته است یا خیر و اینکه مقامات ترکیه برای نجات جان ایشان چه اقداماتی انجام داده بودند. همچنین زمانبندی و روند غیر منتظره اعدام‌ها و عدم واکنش علنی دولت ترکیه نسبت به اعدام شهروندانش سؤال برانگیز است.»

اعدام سه تبعه ترکیه پس از سفر اردوغان به تهران
حقوق بشر ایران، ۶ آبان ماه ۱۳۹۵: سه شهروند ترکیه سال ۱۳۹۴، درست یازده روز پس از سفر رجب طیب اردوغان به تهران اعدام شدند.
بنابه اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، در تاریخ ۲۹ فروردین ماه ۱۳۹۴ سه تبعه ترکیه‌ با اتهامات مربوط به مواد مخدر در زندان وکیل آباد مشهد اعدام شدند.
این زندانیان که «محمت (محمد) ییلماز» «فاروق گونر» و فردی با نام کوچک «متین» نام داشتند موفق به انجام ملاقات آخر با بستگان خود نشده و مسئولان ایرانی در تاریخ ۷ اردیبهشت ماه به خانواده‌های آن‌ها خبر دادند که حکم اعدام ایشان اجرا شده است. در ‌‌نهایت در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ جنازه این سه شهروند ترکیه‌ای به ترکیه تحویل داده می‌شود.
اعدام این سه زندانی که راننده ماشین‌های سنگین بوده‌اند درحالی صورت گرفته که ۱۱ روز قبل از آن یعنی سه‌شنبه ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۴ رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه از تهران بازدید و با رئیس جمهور حسن روحانی و آیت الله خامنه‌ای دیدار کرده بود.
محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در این خصوص می‌گوید: «ما نمی‌دانیم که آیا احکام اعدام این سه زندانی در بین گفتگوهای آقای اردوغان و مقامات ایرانی جایی داشته است یا خیر و اینکه مقامات ترکیه برای نجات جان ایشان چه اقداماتی انجام داده بودند. همچنین زمانبندی و روند غیر منتظره اعدام‌ها و عدم واکنش علنی دولت ترکیه نسبت به اعدام شهروندانش سؤال برانگیز است.»
سه زندانی اعدام شده که حدود ۴ سال را در زندانهای ایران سپری کرده بودند همگی اهل بندر اسکندرون واقع در استان انتاکیه ترکیه بوده و بستگانشان معتقدند روند دادرسی عادلانه در خصوص ایشان رعایت نشده است.
یکی از فرزندان محمت ییلماز در مورد پروسه رسیدگی به پرونده این زندانی اعدام شده گفت: «من هفت بار به ایران رفتم و داروهای پدرم را برایش به زندان می‌بردم و در پروسه رسیدگی به پرونده‌اش حضور داشتم. مقامات ترکیه هیچ کاری برای پدرم نکردند، تنها اقدام آن‌ها این بود که من را با یک وکیل آشنا کردند که از ما حق الوکاله را گرفت ولی کاری نکرد.»
وی همچنین در خصوص نحوه بازداشت پدرش بیان داشت: «یک ایرانی کیف حاوی ۲۶ کیلو تریاک را در ماشین پدر من گذاشته و رفته بود. این فرد قرار بوده در نیشابور دوباره سوار ماشین شود. در نیشابور آن شخص را گرفته بودند و پلیس می‌اید سر قرار و می‌گوید ما صاحب کیف را دستگیر کردیم، شما میهمان ما هستید، بیایید فقط برای ادای توضیحات ولی می‌برند و مانند صاحب اصلی کیف محمت ییلماز را هم اعدام می‌کنند. مسئولان تا آخرین لحظه به وی و دوستانش می‌گفتند شما را بزودی به کشور ترکیه استرداد می‌کنیم و ایشان هم امیدوار به استرداد به ترکیه بودند.»
وی در پایان بیان داشت: «کامیون پدرم را که ۸۰ هزار لیر قیمتش بود مصادره کردند و خانواده ما هنوز دارند با سختی قسط‌های آن را پرداخت می‌کنند.»
فاروق گونر دیگر زندانی اعدام شده در این روز دارای ۹ فرزند بین ۶ تا ۲۰ ساله بود که اکنون با کمک هزینه بنیادهای خیریه زندگی می‌کنند.
یکی از بستگان وی ضمن انتقاد از بی‌عملی اردوغان که در زمان بازداشت این زندانیان نخست وزیر ترکیه بود می‌گوید: «فاروق راننده کامیون ترانزیت بود و بین افغانستان و ترکیه بار جابجا می‌کرد تا اینکه افرادی در میان بار مواد مخدر پنهان می‌کنند و وی بازداشت می‌شود. فاروق به ما زنگ می‌زد و می‌گفت من را شکنجه می‌کنند و پا‌هایم را زنجیر کرده‌اند، به نزد نخست وزیر بروید و بخواهید کاری برایم بکند. ما سعی کردیم نخست وزیر سابق اردوغان را ملاقات کنیم ولی ما را حتی در دفتر نخست وزیری هم راه ندادند.»
گفتنی است، با وجود گذشت بیش از یک سال و نیم، این اعدام‌ها هیچ‌گاه از سوی رسانه‌های رسمی در داخل ایران و یا دولت ترکیه اعلان نشد.
سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران گفت: «ما از جامعه جهانی و دولت ترکیه می‌خواهیم که در مورد اظهارات بستگان مبنی بر دادرسی غیرعادلانه و استفاده از شکنجه بطور مستقل بررسی کنند.»

For comments contact:
Mahmood Amiry-Moghaddam, Spokesperson of Iran Human Rights
Tel: +47 91742177
mail@iranhr.net



محمد علی طاهری را فوری و بدون‌قیدوشرط آزاد کنید


آ

قای محمد علی طاهری، زندانی عقیدتی، از روز ۷ مهرماه ۱۳۹۵، در اعتراض به عدم اجرای قرار منع تعقیب و ممانعت از آزادی‌اش دست به اعتصاب غذای نامحدود زده و گویا در پی وخامت وضعیت جسمی، به بیمارستانی در خارج از زندان اوین منتقل شده است. دولت‌مردان و مسؤولان امنیتی هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او به خانواده یا وکیل وی نمی دهند. بر اساس تصویر سندی که در فضای مجازی منتشر شده، بازپرس شعبه سوم بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۳ شهید مقدس (اوین) در قرار نهایی دادسرا به تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۵، با تأکید بر این که مأموران جهت اثبات ادعاهای خود دلایل قانع کننده و قانونی ارائه نداده‌اند، قرار منع تعقیب او را صادر کرده است. با وجود این، دولت‌مردان از اجرای این قرار منع تعقیب و آزاد کردن آقای طاهری سر باز زده‌اند و چاره‌ای جز اعتصاب غذا برای او باقی نگذاشته‌اند.
جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران (عضو فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر) یادآوری می‌کند که جمهوری اسلامی ایران با رفتار غیرانسانی با آقای طاهری که حتا خلاف قوانین اغلب به‌شدت ناقض حقوق بشر کشور است، باز هم تعهدات ناشی از عهدنامه‌های بین‌المللی حقوق بشر را زیر پا می‌گذارد. جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران خواهان آزادی فوری و بدون‌قیدوشرط آقای طاهری و نیز همه‌ی زندانیان عقیدتی ـ سیاسی و لغو اتهام‌های این زندانیان است. مرتکبان نقض حقوق قانونی و انسانی آنها دیر یا زود به دست عدالت سپرده خواهند شد.
انتشار در: http://www.facebook.com/lddhi.fidh


بازداشت و بی خبری از سرنوشت یک شهروند کُرد در سقز



از سرنوشت «آسو رمضانزاده» فعال مدنی اهل سقز که‌ اول شهریورماه از سوی نیروهای وزارت اطلاعات این شهر بازداشت شده‌ است٬ تاکنون خبری در دست نیست.

به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، «آسو رمضانزاده» متولد ۱۳۶۶ فرزند عمر و اهل شهر سقز که در یکم شهریورماه سال جاری توسط نیروهای لباس شخصی وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

این فعال مدنی سقزی پس از بازداشت، به مکان نامعلومی منتقل شده و تاکنون از سرنوشت وی خبری در دست نیست.

یک منبع نزدیک به خانواده رمضانزاده به “کانون مدافعان حقوق بشر کردستان” گفت که خانواده نامبرده تا اکنون از محل نگهداری فرزندشان و به رغم تلاش و مراجه به ارگان امنیتی وزارت اطلاعات در سقز ناکام ماندەاند و شدیدا نگران سرنوشت پسرشان هستند.

این منبع همچنین گفت که تنها جوابی که به خانواده وی دادەاند، گفتند که پسرشان به اداره اطلاعات سنندج منتقل شده و هر چند به رغم تلاش و مراجه دوباره به اداره اطلاعات سنندج، تاکنون این خانواده خبری از وضعیت فرزندشان دریافت نکردەاند.

این منبع همچنین اضافه نمود که این فعال مدنی در زمان بازداشت، از سوی نیروهای لباس شخصی وزارت اطلاعات، پیش چشمان خانواده‌اش مورد ضرب و شتم و بی‌حرمتی قرار گرفته است.



http://www.hrkurd.com/archive/1806.htm

بازداشت شهروندان کُرد در مناطق کُردنشین همچنان ادامه دارد



بازداشت‌ها در مناطق کُردنشین همچنان ادامه دارد، بطوری موجی از احضارها و بازداشت‌های خودسرانه از سوی نهادهای امنیتی شهرهای کُردستان را فرا گرفته است.

به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، در ادامە احضار و بازداشت های خودسرانە شهروندان کُرد در مناطق کردنشین، در دو ماه اخیر بیش از دەها نفر بازداشت و یا به اداره اطلاعات احضار شدەاند.

آخرین مورد " آهوند نصیری" یک جوان مهابادی است که توسط ماموران وزارت اطلاعات این شهر بازداشت شده است.
یک منبع مطلع در این باره به «کانون مدفعان حقوق بشر کردستان» گفت که آقای نصیری دانشجو و در رشته مهندسی درس می خواند، نامبرده روز سه شنبه ۱۹مردادماه سال جاری در منزل عمەاش توسط ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

این منبع افزود؛ پس از بازداشت وی٬ خانواده عمەاش به خانواده آهوند اطلاع دادند که او توسط ماموران اطلاعات در منزل ما بازداشت و ضمن تفتیش و بازرسی آهوند وی را با خود برده و مقاومت ما در مقابل آنها ناکام ماند.

گفتنی است که پس از گذشت ۸ساعت از بازداشتش ماموران به منزل پدری آهوند رفته و ضمن تفتیش و بازرسی کامل منزل٬ یک دستگاه لب تاب و تبلت وی را ضبط کردند و خانواده اش از وضعیت فرزندشان ابراز نگرانی می کنند.

همچنین روز گذشته « محمد عبدی پور» فعال کارگری برای بار دوم در این مدت، توسط اداره اطلاعات شهر سقز احضار و دو ساعت مورد بازجویی قرار گرفت.

از طرفی دیگر طی مدت اخیر دو دختر جوان کُرد به اتهامات نامعلومی بازداشت و اکنون از سرنوشت هر آنان اطلاعی در دست نیست.

یک فعال حقوق بشر کُرد در این باره به « کانون مدافعان حقوق بشر کردستان» در۲۳تیرماه سال سال جاری، چند تن از نیروهای امنیتی٬ دختر دانشجوی کُرد «سحرفیضی» را به علت شرکت در اعتصاب عمومی کردستان٬ بازداشت و تا هم اکنون مسؤلین امنیتی در مورد بازداشت و محل نگهداری این دانشجوی کُرد ابراز بی اطلاعی کردند و خانواده‌اش در طول این مدت چندین بار به نهادهای امنیتی مراجعه کرده اما مسؤلین همچنان در خصوص اتهام ایشان و محل نگهداری وی خودداری می کنند.
پس از گذشت یک ماه٬ از بازداشت وی می گذرد٬ ولی هنوز حق ملاقات با خانواده اش و یا امکان دسترسی به وکیل را نداشته است.

همچین طبق گفته این فعال حقوق بشر در داخل کردستان ایران، «منیژه فاتحی» هم ۲۲ساله اهل بوکان پس از گذشت ۵ماه بازداشت همچنان از سرنوشت او اطلاعی در دست نیست.
وی در تاریخ ۱۵اسفند سال گذشته توسط نیروهای اداره اطلاعات شهرستان بوکان در منزل پدری اش بازداشت و پس از بازرسی خانه او را به مکان نامعلومی منتقل کرده و تا هم اکنون خانواده اش از وضعیت دخترشان اطلاعی ندارند.

پس از گذشت پنچ ماه هیچ نهادی مسؤلیت بازداشت منیژه فاتحی را برعهده نگرفته و همین شرایط باعث نگرانی شدید خانواده اش شده است و با توجه به مراجعه مکرر اعضای خانواده اش به نهادهای قضایی-امنیتی٬ همچنان از اتهام و دلیل بازداشت فرزندشان بی اطلاع هستند.

گفتنی است که طبق آمار« کانون مدافعان حقوق بشر کردستان» طی دوماه اخیر بیش از 70 شهروند کُرد در شهرهای اشنویه، سنندج، مریوان، مهاباد، نودشه، سقز، بوکان، سروآباد، سردشت ، دهگلان و … بازداشت و به سلول‌های انفرادی وزارت اطلاعات در این شهرها انتقال یافته‌اند، که سرنوشت بسیاری از آنان همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

براساس گفته بسیاری از خانواده های بازداشتی، نیروهای وزارت اطلاعات برای بازداشت هیچ یک از این افراد حکم قضائی بهمراه نداشته اند. همچنین مقام های قضائی پس از مراجعه خانواده شماری از بازداشت شده ها از بازداشت این افراد ابراز بی اطلاعی کرده و تاکید کرده اند که حکمی مبتنی بر بازداشت اعضای این خانواده ها از سوی آنان صادر نشده است.

ادارە اطلاعات با بازداشت های خودسرانە، سعی بر ایجاد فضایی امنیتی در کردستان را دارد و همچنین باعث تشدید فشارها بر مردم کُردستان و باعث نگرانی خانوادەهای بازداشتی شدە است.
, August 15, 2016 12:55 ق.ظ




http://www.hrkurd.com/archive/1520.htm


letzte Änderungen: 17.11.2017 5:25