Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 163 von 164

سعید شیرزاد» ۲۷ ساله و زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج ، که پیش تردرروز چهارشنبه ۱۷ آذرماه با دوختن لب های خود در اعتراض به فقدان امنیتت زندانیان سیاسی و عقیدتی و وضعیت زندانیان بیماردر ایران دست به اعتصاب غذا زده بود، در سی امین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود در شرایط جسمی نامناسبی به سر می برد و مسئولین تا کنون توجه ای به مطالبات او نداشته اند.


بخوانید: https://goo.gl/kDMaI...9
تلگرام کمپین:
‏https://telegram.me/kampain_info
فیس‌بوک کمپین:
‏https://www.facebook.com/k.zendanian

--
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

صبح روزجاری چهارشنبه پانزدهم دی ماه، «سید حسین کاظمینی بروجردی» زندانی عقیدتی در پی بیماری شدید و تحقق «شروط سنگین» دادگاه ویژه روحانیت، با سپردن وثیقه سیصد میلیون تومانی و قرار کفالت از سوی دو نفر کفیل، در آستانه یازدهمین سال حبس خود برای نخستین بار به مرخصی درمانی اعزام شد.



بخوانید: https://goo.gl/voUnju

تلگرام کمپین:
‏https://telegram.me/kampain_info
فیس‌بوک کمپین:
‏https://www.facebook.com/k.zendanian



--
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

سازمان عفو بین‌الملل: “محمد علی طاهری کجاست؟”



🔴 سازمان عفو بین‌الملل به دنبال انتشار اخبار مربوط به اعتصاب غذا و وخامت حال «محمد علی طاهری» در زندان اوین، ضمن انتقاد از شرایط این زندانی، خواستار پاسخ مسوولان جمهوری اسلامی شده است.
به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، سازمان عفو بین‌الملل (Amnesty International) با تشریح شرایط بحرانی «محمد علی طاهری» و بی خبری خانواده از وضعیت دقیق او، پنج‌شنبه ۲۹ مهرماه ۱۳۹۵، با راه‌اندازی کمپینی در سایت رسمی این سازمان، از مردم خواست با امضای نامه، خواستار پیگیری به وضعیت او از مسوولین جمهوری اسلامی شوند.
سازمان عفو بین‌الملل با اشاره به اینکه خانواده او از یک‌شنبه ۲۵ مهرماه (۱۶ اکتبر ۲۰۱۶) از وضعیت محمد علی طاهری بی‌خبر نگه داشته شده، نوشته است: “خانواده محمد علی طاهری از اینکه او دقیقا کجاست بی‌خبر هستند و به هرجا مراجعه کرده‌اند پاسخی نگرفته‌اند.”
این گزارش اضافه کرده است: “مقامات قضایی به طور غیررسمی به وکلا گفته‌اند که محمد علی طاهری در سه‌شنبه ۲۷ مهر (۱۸ اکتبر ۲۰۱۶) به اغما رفته و به بیمارستان منتقل شده، اما این اطلاعات به اثبات خانواده نرسیده است.”
عفو بین‌الملل اضافه کرده: “خانواده محمد علی طاهری گفته‌اند، در روز پنجم اعتصاب غذای او، بازجو و یک مرد با ماسکی بر صورت، محمد علی طاهری را به اتاق بازجویی برده و برای گرفتن اعتراف ویدیویی او را تحت فشار قرار داده‌اند، که وقتی با مقاومت طاهری روبرو شده‌اند، او را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.”
سازمان عفو بین‌الملل یک متن نمونه برای نامه درخواست پیگیری منتشر کرده و از مردم خواسته است به هر زبانی که دارند نامه‌ای با این محورها که در پی آمده است، به مسوولین جمهوری اسلامی بنویسند؛
۱) از مقامات قضایی بخواهید وضعیت او و اینکه کجاست را بگویند و اجازه بدهند ملاقات‌ها و تماس‌های تلفنی منظم خود را با خانواده داشته باشد.
۲) اصرار کنید که او را بی قید و شرط آزاد کنند.
۳) از آنها بخواهید که مطمئن شوند او دسترسی به پزشک متخصص دارد.
۴) از آنها بخواهید که این اطمینان را بدهند که او به خاطر اعتصاب غذایش تحت هیچ مجازاتی قرار نمی‌گیرد.

📰 متن کامل را در اینجا بخوانید:
https://goo.gl/TYejC0

📢 لینک سازمان عفو بین‌الملل:
https://goo.gl/EMY1Rd

✅ وب‌سایت خبرگزاری عرفان (اِنا):
www.erfanews.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📢 صفحه رسمی خبرگزاری عرفان در فیس‌بوک:
https://www.facebook.com/erfanews/
📢 کانال رسمی خبرگزاری عرفان در تلگرام:
@erfanews
https://telegram.me/erfanews

آخرین نامه سعید شیرزاد از زندان رجایی شهر، اعتصاب غذا با لبهای دوخته: باید به این دور باطل پایان بخشید و چپ را به عنوان یک نیروی واقعی اجتماعی برساخت



by Editor · January 14, 2017
سعید شیرزاد

سعید شیرزاد

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد/ من نه آنم که زبونی کشم از چرخ و فلک
در روزگاری که ۳۰ به اصطلاح لیبرال برای فاشیستی که رییس جمهوری آمریکا شده، نامه فدایت شوم می‌نویسند، در روزهایی که هزاران نفر برای تشییع یکی از بزرگ‌ترین رهبران کشتار ایران جمع می‌شوند و در روزهایی که مرز مقاومت و شقاوت کاملاً در هم ریخته، باید به ریشه‌های خود بازگردیم. ریشه‌هایی که عمیقاً خواهان تغییر بنیادین جامعه و زیر و رو کردن کل مناسباتش هستند و جز حداکثر، به هیچ چیز کمتری رضایت نخواهند داد.ـ
در روزگاری که نتیجه پروژه‌های امپریالیستی در خاورمیانه بیش از هر زمانی عیان شده است و از هم پاشیدن مدنیت جامعه، به باز شدن فضا برای سیاه‌ترین نیروهای دوران منجر شده، ۳۰ به اصطلاح فعال حقوق بشر و سیاسی و فرهنگی با تظلم‌خواهی نزد دونالد ترامپ، رییس جمهوری نژادپرست آمریکا، خواهان تحریم ایران شدند. البته آن‌ها کمی خوددار عمل کردند و از حمله نظامی سخنی نگفتند ولی کیست که نداند تداوم تحریم جز با حمله نظامی پاسخ نمی‌گیرد.ـ
تجربه تحریم‌ها نشان می‌دهد نه تنها حاکمیت ایران عقب‌نشینی نمی‌کند و آسیبی از قبل آن نمی‌بیند، که این مردم ایران و به ویژه کارگران و فرودستان جامعه هستند که باید با مشکلات متعاقب این فشارهای ظالمانه کنار بیایند.ـ
تحریم یا حمله نظامی ناتو تاکنون اوضاع هیچ جامعه‌ای را بهبود نبخشیده، ولی تا جای ممکن دست گروه‌های فرقه‌ای و قومی را برای نابودی یک جامعه باز گذاشته. تن دادن به چنین بازی‌های جنایتکارانه‌ای نشان‌دهنده بی‌ربطی بخش مهمی از جنبش راست ایران است. تحول در هر جامعه زمانی می‌تواند به بهبود اوضاع منجر شود که از طریق مبارزه متحدانه مردم صورت بگیرد و در عصر ما، مبارزه‌ای می‌تواند به دنیای بهتر بیانجامد که به رهبری طبقه کارگر و تشکل سیاسی او مفصل‌بندی شود.ـ
از سوی دیگر هزاران نفر برای تشییع جنازه رفسنجانی خود را به دانشگاه تهران می‌رسانند و دوباره ادعاهایی بلند می‌شود از این جنس که فقط سبز و بنفش، یا همان دو خردادی‌ها پایگاه مردمی دارند. این حرف‌های پوچ از سوی حامیان شرمگین جمهوری اسلامی در حالی به خورد جامعه داده می‌شود که همگان می‌دانند رفسنجانی از مهم‌ترین عوامل ترور و سرکوب در ایران بود و دامنه ترورهای این رهبر اصلاح‌طلبی ایران مرزها و قاره‌ها را در نوردید. ترورهای او کاری کرد که حتی در خارج از ایران، فعالان سیاسی و نیروهای تبعیدی به زندگی مخفی روی آوردند. دردناک این است که جنبش اصلاح‌طلبی به رهبری نخست وزیر اعدام‌های دهه ۶۰ و نفر دوم همه ۳۸ سال جمهوری اسلامی، چنان یقه برای دمکراسی می‌درند که گویا این سوسیالیست‌ها بودند که خشونت کردند، سرکوب کردند، اعدام کردند و حال باید جواب پس بدهند چرا از موسوی و رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟!ـ
باید به این دور باطل پایان بخشید و چپ را به عنوان یک نیروی واقعی اجتماعی برساخت و در قالب تشکل‌های توده‌ای در جامعه سازماندهی کرد. رفقا راه چاره‌ای نیست، سازماندهی و سبک کار اجتماعی تنها راه‌ برون رفت از وضع فعلی‌ست. هیچ دنیای بهتری ممکن نخواهد بود، مگر آن‌که مارکسیست‌ها در آن منشأ تحول باشند.ـ
راست ایران به دو بخش طرفدار حکومتی و ناتویی تقسیم شده و حال بهترین زمان است که ما از پوست خود دربیاییم و به میان جامعه برویم. امروز بیش از هر زمانی ما به جامعه و جامعه به ما نیاز دارد. این دور باطل را باید شکست و گفت: ما نه به سناریوهای امپریالیستی و نه به سناریوهای حکومتی تن نمی‌دهیم! ما هر چهار سال تغییر رنگ نمی‌دهیم و سبز و بنفش نمی‌شویم! همواره سرخیم، همواره در راستای پیروزی طبقه کارگر گام برداریم و تا آن روز از پای نمی‌نشینیم.ـ
رفقا همه می‌دانیم که دنیای بهتر تنها حکومت کارگری است و هیچ چیز بهتری قابل تصور نیست. هر چه هست سیاهی‌ست و تنها سوسیالیسم سفیدی و بهروزی را برای اکثریت جامعه به همراه خواهد آورد.ـ
در مقابل تلاش‌های مذبوحانه باندهای حکومتی و امپریالیستی تنها می‌توان طبقه کارگر و مردم برابری‌طلب را به میدان آورد. چالش ما در مقابل همه این صفوف بورژوایی، جامعه‌ای سازماندهی‌ شده است که با پرچم سرخ به سوی تغییر مناسبات می‌رود و چنین چیزی ممکن است به شرط آن‌که از امروز برای آن سازماندهی و مبارزه متحدانه را حول یک پلاتفرم پرولتری آغاز کنیم.ـ

***

خبر مرتبط

گوناز تی وی: سعید شیرزاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به وضعیت زندانیان بیمار و فقدان امنیت زندانیان عقیدتی از امروز با دوختن لبانش دست به اعتصاب غذا زده است

ه گزارش هرانا، زندانی سیاسی سعید شیرزاد که در زندان رجایی شهر کرج تحمل حبس می کند در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار در ایران و همینطور فقدان امنیت زندانیان سیاسی با دوختن لبان خود دست به اعتصاب غذا زد.

آقای شیرزاد ضرب و شتم مهدی فراحی شاندیز توسط مسئولین زندان را از جمله مثالهای فقدان امنیت در زندان و موارد اعتراضی خود اعلام کرده است.
سعید شیرزاد

سعید شیرزاد

این زندانی در نامه ای که تصویر آن در پی می آید به مسئولان زندان اعلام کرده است به دلایلی از جمله “توهین مستمر ماموران به خانواده های زندانیان، عدم قبول نامه های رسمی اعتصاب غذا که موجب سلب مسئولیت پزشکی از مسئولان زندان میشود، بازداشت اعضای خانواده های زندانیان سیاسی در سالن ملاقات، جلوگیری از اعزام زندانیان سیاسی بیمار به مراکز درمانی، ضرب و شتم زندانیان سیاسی و اعزام اجباری به دادگاه توسط مامورین و نهایتا جلوگیری از گردش هوا در سالن با جوشکاری در و پنجره ها که سلامت زندانیان را در معرض خطر می اندازد” دست به این اعتصاب غذا می زند.

لازم به یادآوری است سعید شیرزاد ، ۲۷ ساله، فعال سیاسی و عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان از ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۳ در بازداشت به سر می‌برد. او بیش از ۲ ماه را در بند ۲۰۹ زندان اوین در انفرادی و بدون داشتن ارتباط با خانواده و وکیل خود به سر برد.

دادگاه این فعال سیاسی، ۲۱ شهریور ۹۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی و با حضور وکیل او امیرسالار داودی پس از گذشت پانزده ماه از تاریخ بازداشتش برگزار شد. وی در نهایت به اتهام «ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﺸﻮﺭ» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم و حکم صادره در روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۴ به وکیل وی ابلاغ شد.

گوناز تی وی

E.H

***
در خواست از سعید شیرزاد: وجود تو، قلم تو، صدای تو لازمه ادامه راه توست. همه به تو نیازمندیم همراه و در میدان بمان رفیق!.ـ

پیامی به سعید شیرزاد رفیق مبارز و همرزممان

لب های دوخته و پیکر همیشه استوارت را خوب می شناسیم، برای تو و ما که فعالین حقوق کودک هستیم این پیکر و این لب های تشنه و گرسنه آشناست. کودکانی که در سطل های زباله تا کمر دنبال پسمانده ی لقمه نانی می گردند. نیازی نیست اینها را بتو بگوییم تو خودت نه تنها اینها را دیده ای بلکه با پوست و گوشت و تمام وجودت در سیاه چال رژیم دیکتاتوری لمس ش می کنی. نگاه ت را هم خوب می شناسیم، خشمی که در چشم هایت از نظام سرمایه داری موج می زند. نگاه ت با نگاه ما آشناست رفیق!.ـ

گوش دنیا باید کر باشد و چشمانش کور تا مقاومت، شجاعت، دلیری و صلابت صدای تو را حتی با لب های دوخته ات نشنیده باشد. اما رفیق کودکان کار نگرانند. کانون بدون تو معنا ندارد. کودکان کار عمو سعیدشان را می جویند تا درس زندگی و دنیای بهتر را در گوششان نجوا کند رفیق!. کارگران و زندانیان سیاسی، نگران رفیق و یار و لحظه های تنهایی همبندشان هستند تا درس ایستادگی و مقاومت و مبارزه را تکرار کند رفیق!.ـ

یادت هست رفیق، همین چند روز پیش از آرش صادقی چه خواستی؟ که نه بخاطر عشق بلکه بخاطر همسنگر و رفیق و یارش دست از اعتصاب بردارد. سعید جان امروز ما از تو می خواهیم بخاطر جان ارزشمند ات، حفظ جان یک مبارز ، بخاطر سوسوی امید فعالین حقوق کودک و همرزمانت، بخاطر چشمان نگران هم بندی هایت، به خاطر کارگر و بخاطر کودکان کاری که با چشم های خیس و نگران جویای حال عمو سعیدشان هستند دست از اعتصاب برداری.ـ

رفیق جان در این دنیای کثیف و نابرابر، همانطور که خودت گفتی:” در این روزهایی که انسان ارزان‌ترین کالای قرن بیست‌ویکم و روزهای از جنس تن دادن به دار و کشتار شهامت است”، وجود تو، قلم تو، صدای تو لازمه ادامه راه توست. همه به تو نیازمندیم همراه و در میدان بمان رفیق!.ـ

امضاء کنندگان:ـ

https://www.change.org/p/sharareh-rezaei-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%85%D8%A7%D9%86

***
درخواست حمایت از سعید شیرزاد در نامه ۲۰ زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر به عاصمه جهانگیر

ـ۲۰ زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر در نامه‌ای به عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، خواهان حمایت نهادهای بین‌المللی از سعید شیرزاد شدند. ….ـ

همزمان با وخامت حال سعید شیرزاد، زندانی سیاسی در اعتصاب غذای زندان رجایی‌شهر و انتقال او به بیمارستانی خارج از زندان، شماری از زندانیان عقیدتی-سیاسی هم‌بند او در حمایت از خواسته‌های این فعال حقوق کودکان کار، نامه‌ای خطاب به گزارشگر ویژه‌ حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران و چند نهاد حقوق بشری بین‌المللی نوشته‌اند و از آن‌ها خواسته‌اند تا برای حفظ سلامتی سعید شیرزاد تلاش کنند. در این نامه آمده است: «بارها از سوی زندانیان و خانواده‌های‌شان در رابطه با نقض حقوق انسانی زندانیان محبوس در زندانی رجایی‌شهر، مذاکره، نامه‌نگاری و پیگیری انجام شده است، اما تاکنون هیچ‌گونه پاسخ مثبتی از سوی مسئولان ذیربط ارائه نشده است.»ـ

امضا کنندگان این نامه تأکید کرده‌اند که این شرایط سعید شیرزاد را وادار به اعتصاب غذا و حمایت از همبندی‌هایش کرده است. ۲۰ زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر، با یادآوری وضعیت وخیم جسمانی سعید شیرزاد در سی و هشتمین روز از اعتصاب غذای او، به درگذشت برخی زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا همچون هدی صابر و اکبر محمدی در نتیجه‌ عدم رسیدگی مسئولان به خواسته‌های‌شان اشاره کرده‌اند و از گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران و دیگر نهادهای بین‌المللی خواسته‌اند که از همه‌ ابزارهای موجود برای حفظ سلامتی و جان سعید شیرزاد استفاده کنند.

سعید شیرزاد از هفدهم آذر ماه در اعتراض به شرایط غیر‌انسانی زندان رجایی‌شهر دست به اعتصاب غذا زده است که در نتیجه آن، روز ۲۳ دی ماه به حالت نیمه بی‌هوش و در شرایطی که قدرت تکلم خود را از دست داده و با افت شدید فشار خون مواجه شده بود، به صورت اورژانس به بیمارستان انتقال داده شد: سعید شیرزاد از زندان رجایی‌شهر کرج به بیمارستان خمینی تهران منتقل شد

او پیش‌تر در نامه‌ای تأکید کرده بود که اعتصاب غذایش به دلایل شخصی نیست، بلکه ادامه‌ رویه‌ ضرب و شتم زندانیان، بازداشت خانواده‌ها در سالن ملاقات، جلوگیری از اعزام زندانیان به بیمارستان با وجود داشتن مجوز از طرف دادستانی و عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان، از جمله‌ موارد مورد اعتراض اوست.

شیرزاد در نامه‌ خود نوشته بود که با توجه به ادامه‌ رویه‌ مذکور که حتی در مواردی «منجر به مرگ زندانیان» می‌شود،‌ به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد تا بلکه صدای «محبوس» زندانیانی باشد که «صدای بی‌صدای‌شان را فریادرسی نیست.»ـ

امضا کنندگان نامه‌ به عاصمه جهانگیر بر درستی خواسته‌های سعید شیرزاد شهادت داده‌اند و «عدم پاسخ‌گویی و پیگیری مسئولان در مورد خواسته‌های زندانیان اعتصابی و تمارض قلمداد کردن وضعیت وخیم جسمانی آن‌ها» را که منجر به رخ دادن حوادث ناگوار و همچنین بروز لطمات جسمی جبران‌ناپذیر می‌شود، گواهی بر نگرانی خود نسبت به وضعیت شکننده‌ سعید شیرزاد عنوان کرده‌اند.

متن کامل نامه درخواست حمایت از سعید شیرزاد:ـ

به خانم عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر در امور ایران
«اعتصاب غذا آخرین راهکار زندانی است»

سرکار خانم عاصمه جهانگیر،ـ
هیچ زندانی سیاسی‌ای مایل به رساندن آسیب به جسم و جان خود نیست اما شرایط حاکم بر زندان‌های ایران زندانیان را وادار به این کار می‌کند. علی‌رغم اینکه بارها از سوی زندانیان و خانواده‌های‌شان در رابطه با نقض حقوق انسانی زندانیان محبوس در زندان رجایی‌شهر مذاکره، نامه‌نگاری و پیگیری انجام شده است، اما تاکنون هیچ‌گونه پاسخ و اقدام مثبتی از سوی مسئولان ذیربط صورت نگرفته و مجموعه این شرایط سعید شیرزاد را وادار کرده است برای احقاق حقوق همبندانش دست به اعتصاب غذا بزند.

خانم جهانگیر،ـ
در اینجا ضمن تأیید موارد نقض حقوق زندانیان که در خواسته‌های سعید شیرزاد بیان شده است به بخشی از آن‌ها برای آگاهی بیشتر شما اشاره می‌کنیم:ـ

ـ۱- بستن پنجره سلول‌های سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر به وسیله نصب فنس و جوشکاری که موجب عدم تهویه مناسب هوا در سلول و به تبع آن ایجاد مشکلات تنفسی به ویژه برای بیماران حاضر در بند می‌شود.ـ

ـ۲- جلوگیری از اعزام زندانیان به مراجع قضایی و بیمارستان به علت خودداری آن‌ها از قبول شرایط غیر‌انسانی و منافی کرامت انسانی مبنی بر زدن دستبند و پابند و پوشیدن لباس زندان.ـ

ـ۳- تفتیش و بازرسی نامتعارف و توهین‌آمیز خانواده زندانیان سیاسی و عقیدتی و ایجاد مزاحمت و مشکل در روند ملاقات‌شان.ـ

ـ۴- توهین و ضرب و شتم برخی زندانیان سیاسی-عقیدتی از سوی بعضی مأموران زندان.ـ

ـ۵- عدم وجود امکانات دیگر بندها برای زندانیان سالن ۱۲ (از جمله تلفن و امکانات ورزشی و فرهنگی) و عدم دسترسی به کتابخانه مرکزی زندان.ـ

ـ۶- نصب دستگاه‌های ارسال پارازیت که تأثیر منفی بر سلامت زندانیان می‌گذارند.ـ

خانم عاصمه جهانگیر،ـ
تاکنون با توجه به حال جسمانی وخیم سعید شیرزاد و گذشت ۳۸ روز از اعتصاب غذای همراه با لب‌دوزی وی، هیچ‌گونه رسیدگی‌‌ای به خواسته‌ها و وضعیت ایشان صورت نگرفته است.ـ
همان‌طور که مطلع هستید در گذشته به دلیل عدم پاسخ‌گویی و پیگیری مسئولان مربوط به خواسته‌های زندانیان اعتصابی و تمارض قلمداد کردن وضعیت وخیم جسمانی آن‌ها، شاهد رخ دادن حوادث ناگواری همچون فوت اکبر محمدی و هدی صابر و همچنین بروز لطمات جسمی جبران‌ناپذیر به جعفر عظیم‌زاده و آرش صادقی بوده‌ایم که این امر خود گواهی بر علت نگرانی امروز ما نسبت به وضعیت شکننده سعید شیرزاد است .ـ

عالی‌جناب،ـ
امروز هدف اصلی از نوشتن این نامه به طور خاص شرایط وخیم و بحرانی سعید شیرزاد است که منجر به اعزام فوری ایشان به مراکز درمانی خارج از زندان شد. روز گذشته ایشان در حالت نیمه بیهوش و در شرایطی که قدرت تکلم خود را از دست داده بود و با افت شدید فشار خون مواجه شده بود با تشخیص و تصریح پزشک زندان به صورت اورژانس به بیمارستان انتقال داده شد.ـ

خانم جهانگیر،ـ
ما امضا کنندگان این نامه ضمن شهادت بر درستی خواسته‌های سعید شیرزاد، از شما و دیگر نهادهای بین‌المللی گیرنده نامه مصرانه می‌خواهیم از تمامی ابزارهای موجود برای حفظ سلامتی و جان ایشان استفاده کنید.

رونوشت:ـ
شورای حقوق بشر سازمان ملل
سازمان عفو بین‌الملل
سازمان گزارشگران بدون مرز
کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

امضا کنندگان:ـ
ـ۱. فرید آزموده
ـ۲. شاهین (جعفر) اقدامی
ـ۳. رضا اکبری‌منفرد
ـ۴. بهزاد ترحمی
ـ۵. ایرج حاتمی
ـ۶. خالد حردانی
ـ۷. لطیف حسنی
ـ۸. واحد خلوصی
ـ۹. حمزه سواری
ـ۱۰. حسن صادقی
ـ۱۱. جابر عابدینی
ـ۱۲. ابولقاسم فولادوند
ـ۱۳. فرهاد فهندژ
ـ۱۴. ابراهیم فیروزی
ـ۱۵. رضا کاهه
ـ۱۶. احمد کریمی
ـ۱۷. صالح کهندل
ـ۱۸. سعید ماسوری
ـ۱۹. زانیار مرادی
ـ۲۰. بهنام موسیوند

شیرزاد که از خرداد ماه سال ۹۳ بازداشت شده و در زندان به سر می‌برد، به پنج سال حبس محکوم است. او در دوران بازداشت بیش از دو ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین در انفرادی و بدون داشتن ارتباط با خانواده و وکیل خود به سر برده است. این فعال مدنی ۲۱ شهریور ۱۳۹۴ به اتهام اجتماع و تبانی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی محاکمه و در دادگاه بدوی به اتهام «ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﺸﻮﺭ» به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. این دادگاه پس از گذشت ۱۵ ماه از بازداشت او برگزار شد. شیرزاد دوازدهم خرداد ۹۳ در محل کار خود در پالایشگاه تبریز بازداشت و ابتدا به زندان اوین و سپس به زندان رجایی‌شهر منتقل شد. از جمله اتهامات وارده به این فعال حقوق کودک، «کمک به مشکلات آموزشی کودکان زندانیان سیاسی» است.ـ

سعید شیرزاد در آخرین احضارش به دادگاه در اردیبهشت سال گذشته، در اعتراض به نحوه رسیدگی به پرونده و ممانعت دادگاه از حضور وکیلش، جلسه را ترک کرده بود. پیش‌تر نیز این فعال حقوق کودک دو بار به دلیل آنکه با دستبند و پابند به دادگاه اعزام شده بود، از حضور در جلسه رسیدگی به پرونده خود در دادگاه امتناع کرده بود. او اولین بار در ۳۱ مرداد ۱۳۹۱ در پی کمک‌رسانی به مردم زلزله زده آذربایجان شرقی بازداشت و پس از ۱۹ روز با قید کفالت آزاد شد.ـ

به نقل از



http://www.lajvar.se/1395/10/25/53634/


Share this:

FacebookLinkedIn1TwitterEmail

جلال فتاحی: روایت زندانی دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، همایون ایوانی



by Editor · February 11, 2017

یادبود رفیق جلال فتاحی در خاوران

چندین که برشمردم از ماجرای عشقت

اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران

سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل

بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران

برخی چیزها ماندگارتر از آن هستند که فکرش را می‌کنی. دلبستگی‌هایی که شعر سعدی را نیز بایستی با تغییر زمزمه کرد:ـ

سعدی به روزگاران مهری نشسته دردل

بیرون نمی توان کرد، حتی به روزگاران

انتشار دو نوشته‌ درباره جلال فتاحی که قبلا در صفحه گفتگوهای زندان منتشر شده بود، دلیلی شد تا بخش‌های دیگری از زندگی و مبارزه جلال فتاحی و نیز درد و رنجی که خانواده‌اش در دو زندان شاهنشاهی و جمهوری اسلامی متحمل شده بودند، بر ما آشکار شود. سایه و روشن‌های زندگی جلال و خانواده‌اش، نشان از سرنوشت بسیاری از فعالین و مبارزینی دارد که هم زندان شاه و هم زندان جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند. هم چون یک قهرمان از بر روی شانه‌های مردم پس از سال‌های تحمل شکنجه و زندان ساواک خارج شوی، و چند صباحی بعد رژیم جمهوری اسلامی در به در به دنبالت باشد. پس از دستگیری و تحمل مجدد سال‌ها زندان و شکنجه اسلامی، در روزهای شکست جمهوری اسلامی در جنگ افروزی‌هایش، به دست پست‌ترین کشتارگران زندان‌های سیاسی ایران به همراه هزاران رفیق و هم بند به دار آویخته شوی.ـ

جلال فتاحی که در اول مهر 1329 در ملایر به دنیا آمد، فرزند سوم خانواده بود. پیش از دو خواهرش متولد شده بودند و پس از او نیز خانواده فتاحی صاحب دو فرزند دختر دیگر شدند.ـ
تفریبا چهار ماه بعد، در دوم تير ماه 1352 خانه را ترك و زندگى مخفى را آغاز كرد. او در این زمان به سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در شاخه مشهد پیوسته بود. پس از هشت ماه زندگی مخفی، جلال در بیستم بهمن 1352 در مشهد دستگیر شد، که توضیحات آن را در مطلبی دیگر نوشته‌ام: http://dialogt.de/jalal_fatahi

خانواده جلال در مدت دو سالی که او تحت شکنجه‌های ساواک شاهنشاهی بود، از او خبر نداشتند. در تمام این مدت، او در انفرادی بود و انتظار اجرای حکم اعدام‌اش را می‌کشید. خانواده‌اش تا سال 1354 نمی‌دانستند که او زنده است یا در درگیری کشته شده است. بالاخره خبر یافتند که او زنده است ولی حکم اعدام گرفته است. اولين ملاقات به پدر و مادر رفیق جلال را بعد از حدود 2 سال در كميته مشترك دادند. جلال در آن هنگام زير بازجويى بود. مادرش به محض ديدنش بى‌هوش می‌شود.

شاه که تحت فشار بین‌المللی و اعتراضات کنفدارسیون دانشجویان و محصلین ایرانی بود و در سال 1354 نمی‌خواست چهره خشن رژیمش و ساواک را بیش از پیش افشا شود. سرانجام با تخفیف حکم رفیق جلال از اعدام به حبس ابد موافقت کرد. بدین طریق، رفیق جلال فتاحی با «یک درجه تخفیف» حکم‌اش از اعدام به حبس ابد تخفیف یافت. در تمام مدت زندان شاه بعد از كميته مشترک در اوين بود و در مقوله‌بندی ساواک، از زندانیان «خطرناک» محسوب می‌شد و به همین دلیل تقریبا تا آخرین روزهای حکومت شاه در زندان بود. سرانجام در 29 دى ماه 1357 از زندان قصر همراه آخرين گروه زندانيان سیاسی از زندان شاه آزاد شد.
اين آزادى، اما، فقط سه سال و يك ماه دوام آورد. در 29 بهمن 1360 در بلوار كشاورز (بلوار اليزابت سابق) همراه با رفيقش دستگير شدند. دوران بی‌خبری خانواده فتاحی دوباره آغاز شد. هر هفته به دنبال خبری از جلال به لونا پارک، در نزدیکی زندان اوین که دادستانی جمهوری اسلامی در آنجا مستقر بود مراجعه می‌کردند و پاسخ شکنجه‌گران این بود که جلال فتاحی اینجا نیست. سرانجام در شب عید از زندان اجازه یک بار تماس تلفنی به خانواده‌اش را یافت و توانست به پدرش خبر دستگیری‌اش را بدهد. معلوم شد که در زندان اوین است و این بار هم به اعدام محکوم شده و در تجدید نظر حکمش به هشت سال زندان غیرقطعی محکوم شده است. تا نهم شهریور 1367 که به همراه جلال و سایر رفقای هم بند، با چشم بند به سوی بی دادگاه و هیئت مرگ برده شدیم، حدود شش و سال و نیم از زندگی خود را در زندان‌های اوین، قزلحصار و گوهردشت گذراند. چهره‌ای که از جلال در روز نهم شهریور 1367 به خاطر دارم، اینک که این مطلب را می نویسم جلوی چشمم می‌آید: رفیقی با لبخندی وزین و آرامش بخش، که نه فقط آرامش و ثبات درونی خودش را نشان می‌داد، بلکه دلگرمی‌ای بود برای رفقای دیگر. گویی از ساعت‌های آخرِ رزم چندین و چند ساله با هیولاهای شاه، ساواک و جمهوری اسلامی، خبر داشت. تصمیم و اراده آگاهانه برای آخرین درخشش و دفاع از آرمان‌های انسانی، انقلابی و کمونیستی در بی‌دادگاه و رو در روی هیئت مرگ (نیری، اشراقی، رئیسی، پورمحمدی، مقیسه‌ای و…)، گویی در سبکبالی رفتار و چهره‌اش بازتاب می‌یافت.ـ

آخرين ملاقات بند ما، در روز 4 مرداد 1367 بود. برای بسیاری از خانواده‌ها و از جمله خانواده رفیق جلال، این آخرین ملاقات با فرزندان و یا عزیزانشان بود. از مرداد تا آذر 1367، خانواده‌ها در بی‌خبری بودند. مراجعه آنان
یادبود رفیق جلال فتاحی در خاوران

یادبود رفیق جلال فتاحی در خاوران

به گوهردشت، بی‌ثمر بود و قاتلان به خانواده‌ها پاسخ می‌دادند که «ملاقات ممنوع است و خودمان خبرتان می‌کنیم!». در روز دوم آذر 1367 از دادستانی اسلامی به پدر جلال فتاحی، تلفن زدند و گفتند که «پس فردا به کمیته محل، واقع در فلکه دوم تهرانپارس بروند. در کمیته محل، پدر جلال، دو ساک کوچک از وسایل جلال در درون زندان دادند. دقیقا آن روزهای وحشتناک و تلخ پس از کشتار شهریور 1367 را به خاطر می‌آورم که از بند 74 نفری ما که رفیق جلال هم در آنجا بود، 44 هم بند ما را به دارآویختند. 30 نفر باقی مانده را به مدت کوتاهی به بند سابق بازگرداندند، در این مدت ما وسایل خودمان را برای انتقال به بند دیگر بایستی جمع می‌کردیم و وسایل رفقا و هم‌بندیان اعدامی را نیز با دقت و تامل جمع می‌کردیم تا اگر ورقه‌ای، پیراهنی که یادگاری خاصی از آن‌هاست به دست خانواده‌ها برسانیم. در آن لحظات به سختی تنفس می‌کردیم، با خشم و درد، تک تک وسایل رفقا را لمس می‌کردیم. دودل بودیم، که آیا به دست خانواد‌ها می‌رسد یا بهتر است پیش خودمان نگه داریم و از طریق دیگر به دست خانواده‌ها برسانیم؟ یک عکس کوچک، یک کاردستی ساده، یک تک برگ گلی خشک شده نیز، نشانی از این همه عزیزانی بود که از دست داده بودیم. یادم می‌آید که یکی از هم بندیانم، پیراهن خونین برادر دیگرش که در یک درگیری در خانه تیمی گلوله خورده بود و کشته شده بود را سال‌ها در میان وسایلش از این بند به آن بند برده بود. حالا ما با احتیاط آن را بایستی جوری می‌بستیم که در بازرسی‌های زندان‌بان لو نرود و به دست خانواده‌اش برسد. کارت پستال همسر رفیق مجید ایوانی را که زینت بخش سلول ما بود، دوباره در وسایل‌اش گذاشتیم. عکس گیاه و گلی کوچک بود که در میان چندین سخره و سنگ سخت، شکاف ایجاد کرده بود، و در میان سنگ‌های صخره‌ای بزرگ، قد برافراشته و سبز شده بود. سلول رفیق جلال در ردیف‌های جلوی بند بود و به خاطر نمی‌آورم که کدام رفیق و هم‌سلول آن‌ها را جمع‌آوری کرد. امیدوار بودیم یادمانده‌ای هرچند کوچک به دست خانواده‌اش برسانیم. افسوس که حتی وسایل رفیق جلال کامل به خانواده‌اش برگردانده نشد و از غم یادآوری فرزند از دست داده، مادرش هرگز نخواست که آن وسایل باقی مانده را نگاه کند.ـ

مادر رفیق جلال فتاحی از اولين مادر خاوران بود كه درگذشت و فقط بیست ماه دوام آورد. او در مرداد 1369 درگذشت. از طریق یکی مادران جانفشانانِ زندان، در داخل کشور خبر را شنیدم که با تاثر به خبر داد: «خانم فتاحی فوت کرد…» مادر فتاحی، هيچ يك از ملاقات‌ها را از دست نداد و در هر شرايطى، زمستان يا تابستان، راه دور قزلحصار يا گوهردشت از اشتياقش براى ديدار فرزندش كم نمی‌كرد. در اين دوره ملاقات‌ها، به خصوص قبل از ملاقات و در سالن انتظار فضاى سكوت و محافظه‌كارى حاكم بود و هر مأمورى و هر زندانبانی، قدرت قطع ملاقات را داشت. اوائل فقط به پدر مادرها ملاقات مى دادند و در 22 بهمن به خواهرهاى بزرگتر كه بالاى 35 سال بودند نیز اجازه ملاقات می‌دادند. به همین سبب، خواهران کوچک‌تر جلال، امکان دیدارش را نداشتند. فقط در سال 1363، خبردار شدیم که یکی از خواهران کوچک رفیق جلال توانسته است در قزل حصار با شناسنامه خواهر بزرگتر به ديدنش برود. این گونه خبرها، موجب شادی همه رفقای هم بند می‌شد. در سال 1365 و 1366 با تغییر مدیریت زندان و دوره موسوم به «میثم‌کراسی» (http://dialogt.de/meyssam_cracy ) همه خانواده رفیق جلال قادر به دیدار عزیزشان شدند.ـ

رفیق جلال، آن طور که دلش می‌خواست، نتوانست محبت‌اش را به خانواده عنوان کند ولى به مادرش علاقه ی خاصى داشت. يكى از همبنديانش روایت می‌کرد که جلال آرزو می‌کرد که «اگر آزاد شوم دوست دارم با مادرم به سفر بروم.»ـ
مادر فتاحی

مادر فتاحی

آقای فتاحی، پدرِ رفیق جلال هم در سال 82 فوت كردند. رابطه جلال با پدرش رابطه‌ای احترام آمیز آمیخته با رودبایستی‌هایی بود که برای احترام به پدر رعایت می‌کرد.ـ
پدر و مادر جانفشان جلال فتاحی

پدر و مادر جانفشان جلال فتاحی

مقالات مرتبط:ـ

http://dialogt.de/meyssam_cracy

http://dialogt.de/jalal_fatahi

http://dialogt.de/jalal_fatahi-2


Share this:

Facebook45LinkedIn1TwitterEmailGoogle

You may also like...

گروه رقص خورشید خانم به سرپرستی آرام بیات
0
یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه شصت در مونترآل: گروه رقص خورشید خانم به سرپرستی آرام بیات بخش اول

October 26, 2015
امیر جواهری
0
پیام نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران در خارج از کشور به گردهمایی سراسری

December 2, 2015
1
فاطمه ناظری جهرمی (مادر خوشبویی) از میان ما رفت

November 21, 2014

Leave a Reply

Comment

Name *

Email *

Website

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.
6 × 7 =

Notify me of follow-up comments by email.

Notify me of new posts by email.



Next story
اخبار کارگری
Previous story
« خاطرات یک شکنجه گر- قسمت دهم »

برای دریافت مطالب هفتگی بلوگ گفتگوهای زندان آدرس ای میل خود را در فرم زیر وارد کنید

Email *
ای میل تماس با وبلاگ گفتگوهای زندان
haftegi@dialogt.de
جستجو
مقولات و نویسندگان
مقولات و نویسندگان
آرشیو
آرشیو
آخرین کامنت ها

جلال فتاحی: روایت زندانی دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، همایون ایوانی - Prison's Dialogue on میثم كراسی: پیش درآمدی بر كشتار، از : مژده ارسی، سیاوش محمودی، فرهاد سپهر
جلال فتاحی: روایت زندانی دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، همایون ایوانی - Prison's Dialogue on به یاد جلال ما، جلال فتاحی، از همایون ایوانی
خبر on یادداشت های شتابزده: مرگ هاشمی رفسنجانی از آمران کشتار دهه شصت و طراحان اصلی کشتار سراسری زندانیان سیاسی در سال 1367 ، همایون ایوانی
آخوند دانه درشت رژیم ولایت فقیه اکبر هاشمی رفسنجانی مُرد! on صفحه اینترنتی ویژه ششمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران آغاز به کار کرد
شانزدهم دی ماه سالگرد اعدام ددمنشانه شهره مدیر شانه چی on صفحه اینترنتی ویژه ششمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران آغاز به کار کرد

More
مشاهده فیلم های ششمین گردهمایی سراسری دریوتوب
https://www.youtube.com/channel/UCOYVgt3CEChSR0Y46BQ70Qw
اسناد تصویری ششمین گردهمایی سراسری
http://dialogt.de/sima-4/
Subscribe to Blog via Email

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 5 other subscribers

Email Address

در همین زمینه

اخبار کارگری

کارگری

اخبار کارگری
پدر و مادر جانفشان جلال فتاحی

جنبش دادخواهی / زندان در ایران / همایون ایوانی / گفتگوهای زندان / یادمان ها

جلال فتاحی: روایت زندانی دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، همایون ایوانی

ترکیه / زنان / زندان در جهان

« خاطرات یک شکنجه گر- قسمت دهم »
نمایش‌نامه‌ی صعود مقاومت‌پذیرآرتورو اویی (نوشته‌ی برشت)ـ

امین حصوری / مقالات



هفته نامه بلوگ گفتگوهای زندان


عفو بین‌الملل: جلوگیری از دسترسی آرش صادقی به رسیدگی پزشکی شکنجه است



بنابر خبری که عفو بین الملل روز یکشنبه ۱۵ اسفند منتشر کرد، آرش صادقی که از مشکلات تنفسی، زخم معده منجر به خونریزی داخلی، درد شکم و مشکلات گوارشی رنج می‌برد، به دلیل جلوگیری ماموران سپاه امکان معالجه در خارج از زندان نیافته است.

دفتر دادستان حدود یک ماه پیش به خانواده آرش صادقی اعلام کرد که این دفتر اجازه درمان آرش صادقی در بیرون از زندان را صادر کرده اما سپاه پاسداران مانع از اجرای این اجازه شده است.

آرش صادقی، زندانی سیاسی و فعال دانشجویی محروم از تحصیل با محکومیت ۱۹ سال زندان یکی از سنگین‌ترین احکام علیه فعالان سیاسی و مدنی را دارد. او پاییز گذشته در اعتراض به پرونده سازی علیه همسرش و زندانی شدن او دست به اعتصاب غذا زد و این اعتصاب را بیش از دوماه، تا زمانی که همسرش، گلرخ ابراهیمی ایرایی به مرخصی رفت، ادامه داد.

با اینکه مرخصی همسر آرش صادقی به پایان اعتصاب غذا منجر شد اما مشکلات جسمی ناشی از این اعتصاب غذای طولانی با آقای صادقی باقی ماند.

حال سازمان عفو بین‌الملل جلوگیری سپاه پاسداران از دسترسی آرش صادقی به مراقبت‌های پزشکی را مورد توجه قرار داده و آن را مصداق شکنجه دانسته است.

انتقال به بند انفرادی و ممنوع‌الملاقاتی پگاه ضیاء در هشتادمین روز بازداشت



در هشتادمین روز از بازداشت «معصومه (پگاه) ضیاء»، این زندانی عقیدتی به همراه «طاهره ریاحی» و «مهسا رجعتی» از بند زنان زندان اوین به انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند. گفته شده “دلایل این انتقال نامشخص است و این زندانیان ممنوع‌الملاقات هستند.”
به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، پس از انتقال این سه زندانی زن محبوس در زندان اوین، «معصومه (پگاه) ضیاء» در شبانگاه یک‌شنبه ۶ فروردین‌ماه ۱۳۹۶، طی یک تماس کوتاه تلفنی با خانواده‌اش گفتگو کرد.
«مریم ضیاء» خواهر این زندانی عقیدتی در گفتگو با اِنا با تاکید بر این که هیچ توضیحی از سوی مسوولان زندان اوین جهت انتقال «پگاه ضیاء» به بند انفرادی به خانواده داده نشده گفته: «امروز مادرم به همراه سایر اعضای خانواده‌ام برای ملاقات به زندان اوین رفته بودند، ولی در مقابل درب ورودی به آنها گفته‌اند که پگاه و دو زندانی دیگر ممنوع‌الملاقات هستند و دیشب پگاه به همراه طاهره ریاحی و مهسا رجعتی به بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل شده‌اند.»
گزارش شده “این زندانی در تماس تلفنی کوتاهش از دلایل انتقال به بند انفرادی اظهار بی اطلاعی کرده است.”
به خانواده این زندانی عقیدتی گفته شده “فردا دوشنبه ۷ فروردین‌ماه جهت ملاقات با پگاه ضیاء به زندان اوین مراجعه کنند.”
این در حالی است که “این زندانی عقیدتی به تازگی از بند انفرادی به بند عمومی منتقل شده و کماکان مسوولان دلایل انتقال وی به بند انفرادی و ممنوع‌الملاقاتی‌اش را به وی یا خانواده‌اش توضیح نمی‌دهند.”
گفتنی است در پی مراجعه مادر این زندانی عقیدتی به دادسرای فرهنگ و رسانه، در روز شنبه ۱۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۵ (۴ فوریه ۲۰۱۷)، «قاسم زاده» بازپرس پرونده ضمن مخالفت با آزادی پس از پایان قرار بازداشت یک ماهه، به مادر این شاگرد «محمد علی طاهری» گفته: «هنوز تحقیقات ما تمام نشده است. باید مدارک لازم را از اطلاعات سپاه و جاهای دیگر جمع‌آوری کنیم.»
همچنین لازم به ذکر است جلسه دادگاه مربوط به «پگاه (معصومه) ضیاء» شنبه ۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۵ (۲۸ ژانویه ۲۰۱۷)، در حالی برگزار نشده که مسوولان این زندانی را از زندان اوین به دادسرای فرهنگ و رسانه انتقال نداده‌اند. قرار بوده “روز شنبه وکیل مدافع پگاه ضیاء، پرونده قضائی وی را مطالعه کند و در جریان اتهام‌های انتسابی و جزئیات پرونده قرار بگیرد اما مقامات قضائی این اجازه را به وکیل مدافع نداده‌اند.”
«پگاه (معصومه) ضیاء» در هنگام بازگشت از سفر ترکیه به ایران، در روز جمعه ۱۷ دی‌ماه ۱۳۹۵ (۶ ژانویه ۲۰۱۷)، از سوی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در فرودگاه بین‌المللی امام بازداشت شد.
«پگاه (معصومه) ضیاء» پیش‌تر در جریان تجمع شاگردان و هوادارن «عرفان حلقه» در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بود، در دادگاه انقلاب تهران در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۳، به اتهام “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی” به تحمل “یک سال حبس تعزیری” و “۷۴ ضربه شلاق” محکوم شد.
این عضو عرفان حلقه و از شاگردان «محمد علی طاهری»، پیش از این نیز در ارتباط با بازداشت قبلی خود در سال ۱۳۸۵ به تحمل یک سال زندان تعلیقی محکوم شده بود. اتهام او “شرکت در گردهمایی مسالمت‌آمیز ۲۲ خردادماه ۱۳۸۵” بوده که “به هدف تغییر در قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان” برگزار شده بود...

متن کامل را در اینجا بخوانید:


https://goo.gl/w5rr0Q
صفحه رسمی خبرگزاری عرفان در فیس‌بوک:
https://www.facebook.com/erfanews/
کانال رسمی خبرگزاری عرفان در تلگرام:
@erfanews
https://telegram.me/erfanews

گزارش اعدام ۲۰۱۶؛ قصاص و جنبش بخشش


سازمان حقوق بشر ایران در نهمین گزارش سالانه خود آمار اعدام‌ها در سال ۲۰۱۶ را اعلام کرده است. طبق این گزارش در این سال دست‌کم ۵۳۰ نفر اعدام شده‌اند که از این میان دستکم ۱۴۲ نفر با اتهام قتل عمد به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بودند.
مجـازات قصـاص ریشـه تلافی جویانـه دارد و در قانـون جدیـد کیفـری ایـران نیـز بـه رسـمیت شـناخته شـده اسـت. قانـون مجـازات کیفـری بـه طـور قطعـی مجـازات اعـدام را بـرای مجرمـان قتـل عمـد عنـوان نکـرده اسـت؛ چـرا کـه مجـازات قتـل عمـد از نـوع قصـاص اسـت؛ بدیـن معنـی کـه تصمیـم بـه مجـازات فـرد مجـرم، بـر عهـده خانـواده قربانـی اسـت کـه مفهوم تلافی جویانـه دارد.
دولت به شکل موثری مسئولیت اعدام برای جرم قتل را بر دوش خانواده قربانی می‌گذارد. حکم قصاص شامل نوجوانان بزهکار نیز می‌شود که طبق شریعت اسلام برای دختران ۹ سال و برای پسران ۱۵ سال قمری است. مضاف بر اینکه مجازات اعدام به صورت تبعیض آمیز و بر اساس دین و جنسیت است. همچنین شهروندان در مقابل قانون برابر نیستند. گزارش‌های بسیار از نقض روند دادرسی‌ها وجود دارد. استفاده از شکنجه برای گرفتن اقرار و دادگاه‌های شتابزده و بدون زمان کافی برای انجام تحقیقات مستقل از شواهد نمونه‌هایی از این دادرسی‌های ناعادلانه است.
قانون قصاص: خط قرمز در گفتگو با اتحادیه اروپا
گرچه مقامات ایران موافق تجدید نظر در ارتباط با مجازات اعدام برای جرائم مواد مخدر بودند اما آنها مجازات اعدام برای قتل (قصاص) را خط قرمزی مطرح کردند که نباید از آن عبور کرد. مقامات ایران ادعا می‌کنند که قصاص یک حق خصوصی است و آنها نمی‌توانند آن را منع یا کنترل کنند.
در اکتبر سال ۲۰۱۶ در رابطه با گفتگوهای بین ایران و اتحادیه اروپا در مورد حقوق بشر، رئیس قوه قضائیه آیت الله صادق آملی لاریجانی در پاسخ به انتقاد از قانون مجازات اسلامی و قانون شریعت از جمله قصاص گفت: شما قصاص و دیات را نفی می‌کنید، این نفی شما نفی حقوق مردم ماست. چه کسی به شما این حق را داده که ایدئولوژی و روش زندگی خود را به تمام دنیا تحمیل کنید؟"
در ۱۱ نوامبر در اولین دوره گفتگوهای بین ایران و اتحادیه اروپا بعد از توافق هسته ایی مجید تخت روانچی معاون وزیر امور خارجه ایران به خبرگزاری ایلنا گفت: جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات حقوق بشری خود با اتحادیه اروپا از خط قرمزهای خود به ویژه در مورد مجازات اعدام و قصاص عبور نخواهد کرد.
روند اجرای قصاص از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶

جنبش بخشش
براساس قانون مجازات اسلامی مجازات قتل، قصاص است و خانواده فرد مقتول می‌توانند تقاضای حکم اعدام داشته باشند. اما آنها می‌توانند تقاضای دریافت دیه (خون بهاء) به جای قصاص را نیز داشته باشند یا به سادگی می‌توانند بخشش را انتخاب کنند. بدین ترتیب ترویج بخشش به جای قصاص فرصتی است برای شهروندان که بدون عبور کردن از خطوط قرمز حکومت با مجازات اعدام مقابله کنند. در ۴ سال گذشته جنبش بخشش رشد قابل توجهی داشته است. گروه‌های جامعه مدنی از جمله جمعیت امام علی، لگام (گام به گام برای لغو مجازات اعدام) و دیگر کمپین‌های محلی و ملی در ترویج بخشش به جای مجازات اعدام فعال بوده‌اند. بازیگران، هنرمندان و فعالان حقوق بشر به‌صورت آشکار از شهروندان خواستار نجات جان محکومان به اعدام می‌شوند و رسانه‌ها اینگونه کمپین‌ها را پوشش خبری می‌دهند.
همچون سال گذشته در سال ۲۰۱۶ نیز اولیای دمی که بخشش یا دیه را به جای مجازات اعدام انتخاب کردند بیشتر از اولیای دمی بود که درخواست قصاص داشتند. به جهت سادگی ما صرف نظر از اینکه اولیای دم تقاضای دیه داشته‌اند یا خیر در بخش‌های بعدی از اصطلاح بخشش استفاده خواهیم کرد.
همانند آمار اعدام‌ها، تعداد دقیق بخشش‌ها نیز توسط رسانه‌های رسمی ایران اعلام نمی‌شود. بر اساس گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌های ایران و تعداد کمتری از سوی منابع گروه‌های حقوق بشری، سازمان حقوق بشر ایران ۲۳۲ مورد بخشش را در سال ۲۰۱۶ ثبت کرده است. طبق گزارش سازمان حقوق بشر ایران ۱۴۲ اعدام برای قتل عمد در سال ۲۰۱۶ ثبت شده است. تصور می‌شود تعداد صحیح در هر ۲ مورد ( قصاص و بخشش) بیشتر از آمار منتشر شده است.
نمودار زیر بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر مقایسه بین بخشش و قصاص را نشان می‌دهد.

با توجه به گزارش‌های سازمان حقوق بشر ایران نمودار بالا تعداد بخشش‌ها و اعدام‌های مربوط به قصاص در سال ۲۰۱۶ را نشان می‌دهد. تعداد بخشش‌ها ۶۳ درصد بیشتر از تعداد قصاص‌ها بوده است.

نمودار بالا تفکیک ماهانه اجرای قصاص و بخشش‌ها را نشان می‌دهد. در ۹ ماه از سال تعداد بخشش‌ها از اجرای قصاص در سال ۲۰۱۶ بیشتر بوده است.
توزیع جغرافیای قصاص و بخشش
سازمان حقوق بشر ایران در سال ۲۰۱۶ موارد بخشش را در ۲۸ استان از ۳۱ استان به ثبت رسانده است. در مقابل، مجازات قصاص در ۲۴ استان گزارش شده است. در بیشتر استان‌ها تعداد بخشش بیشتر از قصاص بوده است.

زندان‌های تهران و کرج از بالاترین آمار قصاص و بخشش برخوردار بودند. تعداد بخشش‌ها در تهران و کرج ۷۰ درصد بیشتر از قصاص‌ها بوده است.

نمودار: در ۱۵ استان تعداد موارد بخشش بیشتر از تعداد قصاص‌ها بوده است. تنها در ۶ استان موارد قصاص از بخشش بیشتر بوده است.

Copyright © 2016 IRAN HUMAN RIGHTS, All rights reserved.

Our mailing address is:
mail@iranhr.net

Phone: +47 91742177

Twitter:
@iranhr

Want to change how you receive these emails?
You can update your preferences or unsubscribe from this list
This email was sent to info@spiran.com
why did I get this? unsubscribe from this list update subscription preferences
Iran Human Rights · Box 2691 Solli · Oslo, 0204 · Norway



سازمان حقوق بشر ایران در نهمین گزارش سالانه خود آمار اعدام‌ها در سال ۲۰۱۶ را اعلام کرده است. طبق این گزارش در این سال دست‌کم ۵۳۰ نفر اعدام شده‌اند که از این میان دستکم ۵ تن زیر سن ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده بودند.


ایران به عنوان یکی از معدود کشورهایی است که نوجوانان زیر ۱۸ سال را محکوم به اعدام می‌کند و بالاترین آمار اعدام نوجوانان جهان را دارا است. بر خلاف کنوانسیون حقوق کودک که ایران آن را امضا کرده است مقامات ایران دستکم ۵ نوجوان بزهکار را در سال ۲۰۱۶ اعدام کرده‌اند. بر اساس گزارش‌های سالانه سازمان حقوق بشر ایران، دستکم ۵۰ متهم نوجوان بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ در ایران اعدام شده‌اند. سازمان عفو بین الملل در گزارش اخیر خود می‌گوید ۷۳ متهم نوجوان بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ در ایران اعدام شده‌اند. همچنن بر اساس گزارش‌های مختلف در حال حاضر بین ۸۰ تا ۱۶۰ نوجوان بزهکار در زندان‌های ایران در صف اعدام هستند.
قوانین
قانون مجازات اسلامی جدید که در سال ۲۰۱۳ به تصویب رسید، سـن قانونـی بـرای احـراز مجرمیـت نوجوانـان را طبـق شـریعت اسلـام ۹ سـال بـرای دخترهـا و ۱۵ سـال بـرای پسـرها تعییـن کـرده اسـت. بدیـن معنـی کـه اگـر دختـر بـالغ در ۹ سـالگی و پسـر بـالغ ۱۵ سـالگی مرتکـب جرائم محاربـه بـا خـدا، ماننـد ارتـداد و یـا جنایـت ماننـد قتـل عمـد شـوند، مسـتحق اعـدام خواهنـد بـود. نوجوانـان زیـر ۱۸ سـال کـه متهـم بـه حـدود و قصـاص هسـتند، در صورتـی کـه قاضـی تشـخیص دهـد ماهیـت جـرم را درک نکرده‌اند و یـا در کمـال عقـل آنهـا شـبهه داشـته باشـد، ممکـن اسـت بـه اعـدام محکـوم نشـوند. مـاده ۹۱ (اعاده دادرسی) در مـورد جرائم تعزیـری اسـت کـه آنهـا را مسـتحق مجـازات شـدید نمی‌دانـد این ماده به قاضی اجازه می‌دهد که در زمان جرم، رشد عقلی مجرم زیر ۱۸ سال را ارزیابی کند، و مجازات جایگزین را بجای مجازات اعدام بر اساس نتایج مطرح کند. در سال ۲۰۱۴، دیوان عالی ایران تأیید کرد که همه متهم‌های زیر ۱۸ سال محکوم به اعدام می‌توانند درخواست تجدید محاکمه کنند.
هر چند که، ماده ۹۱ مبهم است و به‌صورت سلیقه ایی و نامنسجم اجرا می‌شود. در سال ۲۰۱۶ سازمان حقوق بشر ایران تنها ۵ مورد را ثبت کرده است که حکم اعدام متهمان زیر ۱۸ سال بر اساس ماده ۹۱ تغییر کرده است. تعداد واقعی می‌تواند بیشتر باشد.
اعدام نوجوانان بزهکار در سال ۲۰۱۶
بر اساس گزارش‌های سازمان حقوق بشر ایران دستکم ۵ نوجوان بزهکار در سال ۲۰۱۶ اعدام شده‌اند. از آنجایی که برخی از گزارش‌ها مبنی بر اعدام نوجوانان به دلیل فقدان اطلاعات کافی شامل گزارش فعلی نشده‌اند بدین ترتیب تعداد واقعی می‌تواند بیشتر از آماری باشد که در این گزارش ذکر شده است.
هوشنگ زارع
در ۱۳ ژانویه سال ۲۰۱۶ هوشنگ زارع به اتهام قتل در زندان عادل آباد شیراز به دار آویخته شد. هوشنگ زارع در زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال سن داشته است.
خالد کردی و مسلم آباریان با اتهام جرائم مواد مخدر اعدام شدند

در ۲۵ ژانویه دوزندانی بلوچ با نام خالد کردی و مسلم آباریان در زندان یزد به دار آویخته شدند. بر اساس گزارش‌های کمپین بلوچ این ۲ زندانی ۷ سال قبل در حالیکه ۱۳ سال سن داشتند بازداشت شدند. یکی از بستگان خالد کردی در گفتگو با سازمان حقوق بشر ایران تأیید کرد که هر ۲ زندانی در زمان بازداشت زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند. مقامات ایران این ۲ زندانی را بدون اطلاع اعضای خانواده‌هایشان اعدام کردند. این ۲ زندانی زمانی که برای کار با اتوبوس به یزد می‌رفتند به اتهام قاچاق موادمخدر بازداشت شدند و بستگان ایشان معتقدند که ایشان بیگناه بوده و فرد دیگری موادمخدر را زیر پای ایشان در اتوبوس گذاشته بود. اعدام نوجوانان با اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر خلاف ادعای مقامات ایران است که می گویند نوجوان تنها با ارتکاب به قتل اعدام اعدام می‌شوند.
مهدی رجایی
در ۲۴ می سال ۲۰۱۶ مهدی رجایی به اتهام قتل به همراه ۱۱ زندانی دیگر در زندان رجایی شهر اعدام شد. مهدی رجایی هنگام ارتکاب قتل ۱۶ سال سن داشته است.
حسن افشار
در ۱۸ جولای سال ۲۰۱۶ حسن افشار در زندان مرکزی اراک در سن ۱۹ سالگی اعدام شد. اتهام او لواط به عنف با پسر نوجوان دیگری در سن ۱۵ سالگی عنوان شد. حسن افشار ۲ ماه بعد از بازداشت به اعدام محکوم شد علیرغم اینکه قوه قضائیه متعهد به بررسی مجدد پرونده او شده بود. حسن افشار از دریافت کمک‌های حقوقی محروم بود و بدون اطلاع اعضای خانواده‌اش اعدام شد.
مورد بالا نشان می‌دهد که قوانین کیفری ایران، علی رغم تغییرات اخیر در قانون اعدام، از اعدام مجرمان کودک، جلوگیری نمی‌کند.
سازمان آمریکایی وکلا برای حقوق بشر و سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی به کمیته حقوق کودک سازمان ملل (CRC) تاکید کردند که بر اساس قوانین بین المللی ایران باید اعدام مجرمان زیر ۱۸ سال را متوقف و تعریفش را از کودک شامل تمام مجرمان زیر ۱۸ سال کند.



Copyright © 2016 IRAN HUMAN RIGHTS, All rights reserved.

Our mailing address is:
mail@iranhr.net

Phone: +47 91742177

Twitter:
@iranhr

Want to change how you receive these emails?
You can update your preferences or unsubscribe from this list


letzte Änderungen: 10.7.2017 6:42