Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 160 von 163
جان باختن فیصل عبیداوى شهروند عرب اهوازى در کمین نیروهاى امنیتی+فیلم

جان باختن فیصل عبیداوى شهروند عرب اهوازى در کمین نیروهاى امنیتی+فیلم


چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۰۶


به دنبال شلیک مستقیم نیروهای انتظامی اهواز به یک خودروی سواری، «فیصل عبیداوی» شهروند عرب اهل اهواز جان باخت. گفته شده پس از آتش گشودن نیروهای مسلح در این کمین نظامی، دو شهروند دیگر نیز به شدت مجروح شده‌اند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، به دنبال کمین نیروهاى امنیتى در مسیر اهواز – خفاجیه، در ساعت ۱۹:۳۰ غروب دوشنبه ۲۳ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، پس از یک تعقیب و گریز ماشین حامل سه شهروند عرب اهوازی توسط نیروهای انتظامی محاصره می‌شود و نیروهای مسلح به ماشین مذکور آتش گشوده و سرنشینان بی دفاع را با شلیک مستقیم به شدت مجروح می‌کنند.

بنا به گزارش منابع محلى «فیصل عبیداوى» ٢٧ ساله از اهالى «کوى سادات اهواز» کشته می‌شود.

گفته شده دو سرنشین دیگر این ماشین، «سعید سوارى» اهل «کوى علوى» از ناحیه لگن مجروح و «خلیل عبیداوى» پسرعموى «فیصل عبیداوی» نیز از اهالى «شهرک اهواز» از ناحیه پا مجروح شده‌اند.

به دنبال این حادثه، بستگان قربانیان از دلایل احتمالی درگیری اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند. همچنین خبرگزارى‌هاى محلى و رسمى، علت این حادثه و دلیل کمین نیروهای انتظامی را منتشر نکرده‌اند.

گزارش شده «فیصل عبیداوى» چند روز پیش از جان باختن، ازدواج کرده بود.

«کریم دحیمی» از فعالان حقوق بشر اهوازی، فیلمی را ارسال کرده است که در آن “بى‌اعتنایی نیروهاى انتظامى در کنار پیکر خون‌آلود خلیل عبیداوی یکى از مجروحان” در آن مشاهده می‌شود.

هشدار: این فیلم حاوی تصاویر دلخراشی است؛ دیدن آن به همه توصیه نمی‌شود.


آغاز دوازدهمین سال فعالیت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

آغاز دوازدهمین سال فعالیت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان


چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۴۰

«سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» روز شنبه ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۹۵ برابر با نهم آوریل ۲۰۱۶، وارد دوازدهمین سال فعالیت خودش شد. این در حالی است که «محمدصدیق کبودوند» روزنامه‌نگار، مدافع حقوق بشر و بنیان‌گذار برجسته «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» در نهمین سال گذراندن حبس خود است.

به همین مناسبت این سازمان با صدور اطلاعیه‌ای آغاز دوازدهمین سال فعالیت خودش را اعلام کرده است. یک نسخه کامل از اطلاعیه مطبوعاتی «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» در اختیار «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی» قرار گرفته است که در پی می‌خوانید.

دوازده سال پیش در نهم آوریل ۲۰۰۵ سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان (ریکخراوی پاراستنی مافی مروفی کوردستان- RMMK) موجودیت خود را اعلام نمود تا گفتمانی که پیش تر «پیام مردم» نوید آن را داده بود و در آن باورمندی به انسانیت و احترام به کرامت انسانی، آزادی و عدالت، حقوق بشر و امنیت مردم و جامعه در اولویت قرار دارد، تداوم ببخشد و با ارگانیزه کردن فعالیت‌های مرتبط، در راستای نهادینه کردن پذیرش تنوع و تکثر و پلورالیسم، مطالبه‌گری حقوق و آزادی‌ها، مسالمت‌جویی و آشتی‌خواهی و دفاع مدنی از دموکراسی و حقوق بشر، کوششی مدنی و مسالمت‌بخش در راه اعتلای انسانیت و مدنیت و انسان و جامعه، آغازگر باشد.

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان تجلی جامعه مدنی نوپا و نوین «روژهه‌لات» حقوق، آزادی و امنیت مردم کُرد و التیام‌بخشی به جراحاتی که طی چند دهه گذشته بر روح و پیکره‌ی این مردم در کردستان و در این گوشه از دنیا، وارد شده، به شکلی کاملا رسمی و قانونی از مفاد و روح منشور جهانی حقوق بشر جستجو نموده و در انطباق با آن، مطالبه‌ی حقوق و آزادی‌های بنیادین که طی اعلامیه و میثاق‌ها در ۱۹۴۸ و پس از آن توسط ملل متحد و جامعه جهانی تصویب و به حقوق موضوعه‌ی قابل مطالبه و رسمیت یافته تبدیل شده، بر حق و مشروع و قانونی می‌داند و از همین رو بر اجرا و تامین و تضمین احترام به آن پای فشار و مصر است.

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به استثنای دو سال آغازین فعالیت، در تمام سال‌های دهه‌ی گذشته و به ویژه این اواخر، به طور مداوم تحت سرکوب و فشارهای روزافزون قرار داشته است، به دنبال بازداشت و زندانی کردن آقای محمدصدیق کبودوند رئیس این سازمان در تیرماه ۱۳۸۶، دامنه‌ی فعالیت‌های RMMK و گستره‌ی دو گروه زیرمجموعه این سازمان شامل گزارشگران حقوق بشر کردستان (په‌یامنیرانی مافی مروفی کردستان –PMMK) و دیده‌بانان حقوق بشر کردستان (چاوه‌دیرانی مافی مروفی کوردستان –CMMK) که نظارت و دیده‌بانی بر حقوق بشر را در وسیع‌ترین شکل ممکن در تمامی شهرها و روستاهای «روژهه‌لات» را برعهده گرفته بودند به دلیل شدت و تداوم فشار و سرکوب و ضربه‌پذیری گروه‌های داوطلبی، به ناچار و به مرور محدود و سرانجام براساس تصمیم مدیریت، سازمان فعالیت‌های مجموعه‌های گزارشگران و دیده‌بانان و فعالیت بخش‌های خبری و گزارشگری را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.

با این حال سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، با آغاز دوازدهمین سال فعالیت خود، در کنار ادامه فعالیت‌های جاری، مطالعات و بررسی‌های دامنه‌داری در خصوص اتخاذ شیوه‌های نوین فعالیت با هدف فعال‌سازی و گسترش گستره‌ی نظارت و دیده‌بانی واحدهای مرتبط به خود، در حوزه‏ها و موضوعات مختلف حقوق بشری آغاز کرده است و امیدوار است با کاربست و به کارگیری شیوه‌های نوین و مدنی‌تر به پاسداشت و مراعات حقوق بشر در ایران و کردستان یاری رساند. در پایان این سازمان آزادی آقای کبودوند و دیگر زندانیان سیاسی و حقوق بشری، توقف نقض حقوق بشر و اعدام‌ها در کشور و آغاز تلاش و اقدام برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران و «روژهه‌لات»، توقف سرکوب و کشتار مردم کُرد «باکوور» توسط دولت ترکیه و از سرگیری مذاکرات صلح با کُردها در آن کشور، و سرانجام شکست گروه‌های تروریستی و دولت‌های سرکوبگر در منطقه و رهایی مردم در «روژئاوا» و اقلیم کردستان «باشوور» از تروریسم و سرکوب و دستیابی آنها به حقوق و مطالبات و خواسته‌هایشان را آرزومند و خواستار است.



تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۹۵/۸ آوریل ۲۰۱۶

دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

روزگار دوزخی آزادی‌خواهان در زندان‌های جمهوری اسلامی


دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۵۱

گزارشی از افزایش تعداد زندانیان در اعتصاب غذا و نگاهی کوتاه به وضعیت ۱۴ زندانی معترض

اشاره: با نگاهی به گزارش‌های متعدد موارد نقض حقوق زندانیان در ایران، آشکار است که جمهوری اسلامی هر آزادی‌خواهی را دستگیر کند، تا آخرین نشانه‌های حیات فکری و جسمی او را تحت فشار می‌گذارد. حکومت اسلامی به بهانه “افکار سیاسی”، “تبلیغ علیه نظام” و “اقدام علیه امنیت ملی” روزگار دوزخی برای زندانیان ایجاد کرده است. مسوولین اطلاعاتی، قضایی و زندانبانان سلسله مجازات‌هایی را در مراحل بازداشت، صدور حکم و در دوران حبس مقرر کرده‌اند که در نهایت زندانیان معترض را وادار به نشان دادن سخت‌ترین و خطرناک‌ترین شکل اعتراض که همان «اعتصاب غذا» است، می‌کنند. هم‌اکنون زندانیان بسیاری در زندان‌های جمهوری اسلامی در اعتراض به رفتار زندانبانان خود، دست به اعتصاب غذای خشک و تر زده‌اند. در گزارش پیش رو نگاهی به روایت ۱۴ زندانی معترض که اعتصاب غذایشان در جریان است یا به تازگی خاتمه یافته می‌اندازیم.

اعتصاب غذا در زندان‌های ایران

در اعتصاب غذای تَر، زندانی غذا نمی‌خورد و تنها آب و مایعات می‌نوشد. در اعتصاب غذای خشک زندانی از خوردن غذا و مایعات ممانعت می‌کند.

بسیاری از زندانیانی که اقدام به اعتصاب غذا می‌کند، احتمالا فکر تمام عواقب خطرناکی را که گریبانشان را تا مدت‌ها خواهد گرفت نمی‌کنند. برخی از زندانیان هم اعلام می‌کنند که فکر همه جوانب و عواقب احتمالی حتی خطر مرگ را نیز کرده‌اند؛ اما آنها عنوان کرده‌اند “مرگ در حال اعتصاب غذا، بهتر از تحمل مرگ تدریجی است که از سوی زندانبانان بر آنها تحمیل شده است.”

یکی از مهم‌ترین دلایلی که زندانیان در ایران را وامی‌دارد که دست به اعتصاب غذا بزنند، رعایت نکردن «مقررات حداقل معیار برای رفتار با زندانیان» ماده ۲۲ مصوب شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در ۱۳ مه ۱۹۷۷ است. در این ماده آمده: «زندانیان بیماری که نیاز به مداوای تخصصی دارند باید به موسسه‌های تخصصی یا بیمارستان‌های عادی منتقل شوند.»

ماده قانونی که از سوی جمهوری اسلامی رعایت نشده و به عنوان نمونه «افشین سهراب‌زاده»، «رمضان احمد کمال» و «حسین رونقی ملکی» را بر آن داشته در چندین نوبت نسبت به “عدم رسیدگی پزشکی مناسب” و “عدم اعزام به مراکز درمانی تخصصی خارج از زندان” دست به اعتصاب غذای تر و خشک اعتراضی بزنند.

در ماده‌ی ۶ مقررات، که ناظر بر ماده‌های همین مصوبه است آمده: «مقررات زیر به ‌طورِ غیر جانبدارانه به اجرا درخواهند آمد. هیچ تبعیضی براساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین، عقیده‌ی سیاسی یا عقاید دیگر، منشا ملی یا اجتماعی، مالکیت، تولد یا جنبه‌ای دیگر، نباید اعمال شود.»

این در حالی است که جمهوری اسلامی زندانیان عقیدتی، سیاسی و مدنی را بارها به دلیل عقیده و باور، نژاد و زبان، منشا ملی، دین و همچنین میزان تاثیرگذاری که در جامعه داخل و خارج از زندان دارند، مورد تبعیض قرار داده و به عنوان نمونه «سعید شیرزاد»، «امیر امیرقلی» و «محمود بهشتی لنگرودی» را با وضعیت بسیار دردناکی روبرو کرده‌اند.

در ماده ۸ بخش نخست آیین‌نامه اجرایی «سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور» مصوب ۲۰ آذرماه ۱۳۸۴، آمده: «کلیه محکومان با توجه به نوع و میزان محکومیت، پیشینه کیفری، شخصیت، اخلاق و رفتار براساس تصمیم شورای طبقه‌بندی، حسب ورود در زندان‌های بسته یا مراکز حرفه آموزش و اشتغال نگهداری می‌شوند، مگر آن که مقام قضایی صادرکننده حکم در رای صادره محل خاصی را برای نگهداری محکوم تعیین نموده باشد.»

همچنین در ماده ۶۹ این آیین‌نامه درباره تفکیک زندانیان به مواردی همچون «حسب پیشینه، سن، جنسیت، تابعیت، نوع جرم، مدت مجازات، وضع جسمانی و روانی، چگونگی شخصیت و استعداد و میزان تحصیلات و تخصص» اشاره شده است. در ماده ۷ این آیین‌نامه درباره نحوه تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان براساس نوع جرم (در زندان‌های با ظرفیت بالای ۷۰۰ نفر) آمده است: «الف- جرایم باندی و سازمان‌یافته، قتل عمدی، سرقت مسلحانه، آدم‌ربایی، تجاوز به عنف، اسیدپاشی، اشرار و سارقین سابقه‌دار.

ب- جرایم مالی مانند کلاهبرداری، رشاء و ارتشاء، اختلاس، جعل و استفاده از سند مجعول، خیانت در امانت، اخلال در نظام اقتصادی، قاچاق کالا و ارز، سرقت فاقد سابقه، ضرب و جرح عمدی، زنا و لواط، جرایم بر ضد عفت و اخلاق و نظم عمومی، جرایم غیر عمدی، جرایم بر ضد حقوق و تکالیف خانوادگی، صدور چک بی محل و محکومین مالی موضوع ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی.

ج- جرایم ویژه با حساسیت عمومی نظیر جاسوسی، اقدام علیه امنیت کشور.

دـ جرایم مربوط به مواد مخدر.»

با توجه به تبصره این ماده “شورای طبقه‌بندی می‌تواند بر حسب تحصیلات، ویژگی‌های اخلاقی و خصوصیات رفتاری و چگونگی شخصیت زندانیان، آنان را در هریک از طبقات جدای از طبقه خاص خود قرار دهد.”

با این اوصاف مسوولان زندان‌ها و ناظر آنها یعنی سازمان زندان‌ها در موارد متعددی از اجرای آیین‌نامه‌های مصوب حکومتی در رابطه با تفکیک زندانیان خودداری می‌کند.

این در حالی است که سازمان «عفو بین‎‌الملل» در گزارشی در ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، اعلام کرد شش تن از زندانیان محبوس در رجایی شهر کرج، در اعتراض به “عدم رعایت اصل تفکیک جرایم” در این زندان دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

«مسعود عرب چوبدار»، «بهزاد ترحمی»، «سعید شیرزاد»، «فرید آزموده»، «افشین بایمانی» و «ایرج حاتمی» از جمله زندانیان سیاسی و امنیتی در زندان رجایی شهر کرج هستند که همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برند.

گفته شده تعداد زندانیان سیاسی یا امنیتی در زندان‌های دیگر نیز اخیرا دست به اعتصاب غذا زده‌اند. از جمله «مرتضی پروین»، «مصطفی پروین»، «صالح پیچگانلو»، «افشین سهراب زاده»، «سعید صادقی‌فر» و «سحر الیاسی» که در مواردی اعضای خانواده این زندانیان نیز همراه با عضو زندانی دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

جمهوری اسلامی از هر امکانی استفاده می‌کند تا شرایط غیرقابل تحمل حبس را برای زندانیان به وجود آورد و از این جهت نیز برخی از زندانیان بر آن اصطلاح «شکنجه خاموش» نام نهاده‌اند.

اسامی و مشخصات ۱۴ تن از زندانیانی که اخیرا دست به اعتصاب غذا زده‌اند در اینجا آمده که در پی می‌خوانید.

حسین رونقی ملکی
حسین رونقی ملکی
۱- حسین رونقی ملکی

این وبلاگ‌نویس زندانی، در اعتراض به “عدم رسیدگی پزشکی”، “عدم برخورداری از درمان تخصصی” و “ممانعت مسوولین از اعزام وی به مرخصی درمانی در خارج از زندان”، از روز شنبه ۷ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، دست به اعتصاب غذا زده و همچنان نیز در جریان است.

این زندانی عقیدتی “در اثر شکنجه و بدرفتاری طی حبس طولانی پیش از محاکمه یکی از کلیه‌های خود را از دست داده و دچار نارسایی کلیه‌ی دیگر است. او همچنین دچار مشکلات گوارشی، دیسک، آرتروز گردن و زانو است.”

این زندانی بیمار محبوس در بند ۷ زندان اوین، روز شنبه ۲۸ فروردین‌ماه سال جاری، به علت وخامت جسمانی به بیمارستان «هاشمی‌نژاد» تهران اعزام و پس از معاینات پزشکی به زندان بازگردانده شد. او علی‌رغم دستور پزشکی قانونی و دکتر متخصص همچنان در زندان به سر می‌برد.

این وبلاگ‌نویس زندانی پیش‌تر نیز در ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸، بازداشت و پس از گذشت ۱۰ ماه بازداشت در بند دو-الف زندان اوین، در ۱۳ مهرماه ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «پیر عباس» به اتهام «عضویت در شبکه ایران پروکسی»، «توهین به رهبری » و «توهین به رئیس جمهوری» به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم و حکم صادره به وی ابلاغ شد.

حکم صادره با اعتراض وکیل «حسین رونقی ملکی» در ۲۹ آبان ماه ۱۳۸۹جهت تجدید نظر به دادگاه ارسال و در ۱۰ آذرماه ۱۳۸۹ حکم ۱۵ سال حبس تعزیری این وبلاگ نویس از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر تایید شد.

این زندانی سیاسی در طول دوره درمان با نظر کمیسیون پزشکی به عدم تحمل زندان در روز شنبه ۹ اسفندماه ۱۳۹۳، به دلایلى نامشخص مجددا احضار و راهى زندان اوین شد.

«حسین رونقی ملکی» (بابک خرمدین) در نهایت در روز چهارشنبه ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۴ جهت درمان با قرار وثیقه ۱ میلیارد و چهارصد هزار تومان به مرخصی درمانی اعزام شد. اما با وجود بیماری و گواهی کمیسیون پزشکی، او صبح روز چهارشنبه ۳۰ دی ماه ۱۳۹۴ پس از حضور در دادستانی تهران به زندان اوین مراجعه و سپس جهت ادامه دوران حبس به بند ۷ این زندان منتقل شد.

این وبلاگ‌نویس زندانی همچنین در چهارشنبه ۱۹ اسفندماه ۱۳۹۴، در پی مشکلات مهره‌ها و کمر جهت معاینه از سوی متخصص ارتوپدی به مطب خصوصی اعزام و پس از معاینه به زندان بازگردانده شد.

افشین سهراب‌زاده
افشین سهراب‌زاده
۲- افشین سهراب‌زاده

این زندانی سیاسی کُرد تبعید شده به زندان میناب، دچار سرطان روده و مشکلات تنفسی است. او در اعتراض به “ممانعت مسوولین جهت اعطای مرخصی درمانی” از روز دوشنبه ۲۳ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، با دوختن لب‌های خود دست به اعتصاب غذا زد. در نهایت وی در پی حضور و درخواست مسوولین زندان در روز پنج‌شنبه ۲ اردیبهشت‌ماه سال جاری، و اعلام حضور دادستان در زندان جهت رسیدگی در ماه پیش رو، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

«افشین سهراب‌زاده»، اهل کرمانشاه در ۱۸ خردادماه ۱۳۸۹، در نزدیکی سد گاوشان واقع در جاده سنندج – کامیاران در اتوبوسی در حال مسافرت، از سوی نیروهای «اداره اطلاعات شهر کامیاران» بازداشت و در نهایت در شعبه دوم «دادگاه انقلاب اسلامی سنندج»، به اتهام “محاربه” از طریق عضویت در یکی از احزاب کُرد مخالف حکومت (کومه‌له)، به تحمل ۲۵ سال زندان همراه با تبعید به «زندان میناب» محکوم شد.

گفته شده این زندانی سیاسی کُرد در زمانی که در «اداره اطلاعات کامیاران» بازداشت بوده، “از سوی شهرام رحیمی معاون وقت اطلاعات کامیاران به شدت مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته است.” او پس از سپری کردن ۲۰ روز بدون درمان، مجددا جهت بازجویی به اداره اطلاعات سنندج بازگردانده می شود.

پیش‌تر خانواده «افشین سهراب‌زاده» در سال ۱۳۹۳، علی‌رغم تهیه و تودیع ۲۰۰ میلیون تومان وثیقه جهت اعزام وی به مرخصی درمانی، با عدم موافقت زندان میناب مواجه شدند.

با توجه به هزینه‌های بسیار بالا جهت تهیه دارو و همچنین درمان این زندانی سیاسی و ناتوانی خانواده نسبت به تهیه و پرداخت این هزینه‌ها، «افشین سهراب‌زاده» به علت ضبط مدارک شناسایی از سوی مسوولین در زمان بازداشت از استفاده از بیمه نیز محروم است.

این زندانی سیاسی به بیماری سرطان روده، خونریزی داخلی و مشکلات تنفسی مبتلاست و در خطر جدی مرگ قرار دارد.

رمضان احمد کمال
رمضان احمد کمال
۳- رمضان احمد کمال

این زندانی سیاسی کُرد محبوس در بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، در اعتراض به “عدم رسیدگی پزشکی از سوی مسوولین زندان”، از روز دوشنبه ۳۰ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، دست به اعتصاب غذای خشک زد. مامورین در پنجمین روز از اعتصاب غذای وی، با استفاده از دست‌بند به اجبار به او سرم خوراکی تزریق کردند. پلاتین بازوی راست «رمضان احمد کمال» چند ماه پیش به دنبال عمل جراحی، خارج و به علت سهل‌انگاری پزشک معالج، منجر به پارگی عصب دست و در نهایت از کار افتادگی دست او شده است.

«رمضان احمد کمال» پیش‌تر نیز در اسفندماه ۱۳۹۴، به دلیل “عدم رسیدگی پزشکی” و “عدم اعزام به بیمارستان خارج از زندان” دست به اعتصاب غذا زده بود.

این زندانی سیاسی کُرد در بهار ١٣٨٧، در اطراف شهر ماکو از سوی نیروهای سپاه پاسداران پس از مورد هدف قرار گرفتن گلوله و زخمی شدن بازداشت شد. گفته شده “در زمان بازداشت از سوی نیروهای سپاه پاسداران، با وجود اصابت چندین گلوله به دست و پا، او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و سپس با ماشین مسافتی طولانی، وی را بر روی زمین کشیده‌اند.”

این زندانی سیاسی از سوی دادگاه انقلاب شهر خوی، به اتهام «عضویت در حزب کارگران کردستان» (پ ک ک)، به اعدام محکوم شد که پس از اعتراض او، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد و این دیوان نیز حکم صادره را نقض و ۱۰ سال زندان همراه با تبعید به زندان قزوین را برای این زندانی سیاسی صادر کرد.

«رمضان احمد کمال» از زمان بازداشت تاکنون، در زندان‌های ماکو، قزوین، اوین و رجایی‌شهر ، دوران حبس خود را گذرانده است.

«رمضان احمد کمال» در وضعیت جسمانی بدی قرار دارد. وضعیت سلامتی او در این مدت به حدی رو به وخامت گذشته، که دست راست او به دلیل اصابت چندین گلوله، به حالت نیمه فلج درآمده و حتی پیش‌تر نیز در زمان بازداشت در بازداشتگاه حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در شهر ارومیه، زخم‌های او دچار کرم‌زدگی شده است.

سعید پورحیدر
سعید پورحیدر
۴- سعید پورحیدر

این زندانی سیاسی پس از بازگشت به ایران، اواسط بهمن‌ماه ۱۳۹۳، به اتهام “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبرى” و “نشر اکاذیب در فضاى مجازى” بازداشت و پس از بازجویی و تفهیم اتهام، به بند ۸ زندان اوین منتقل شد و پس از آن به زندان رجایی شهر منتقل شد.

«سعید پورحیدر» همچنین پیش‌تر در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، بازداشت و در سال ۱۳۸۹ به تحمل ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. او پس از آزادى از کشور خارج شد و مدتى را در کشورهاى ترکیه و آمریکا گذراند که پس از بازگشت به ایران، بازداشت و پرونده جدیدی برای او تشکیل شد.

این زندانی سیاسی کماکان در انتظار رسیدگی به اتهامات انتسابی به خودش است. گفته شده اعتصاب غذای اعتراضی این زندانی سیاسی کماکان در جریان است.

سعید شیرزاد
سعید شیرزاد
۵- سعید شیرزاد

این زندانی سیاسی و فعال چپ‌گرا محبوس در بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، در ۱۲ خردادماه ۱۳۹۳، در محل کار خود در پالایشگاه تبریز بازداشت شد. او پس از انتقال به زندان اوین پس از مدتی در خصوص اعتراض و پیگیری مشکلات صنفی زندانیان، با وجود عدم برگزاری دادگاه و سپری کردن بازداشت موقت به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

این فعال حقوق کودکان کار و خیابان، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی «ابولقاسم صلواتی» به ﺍﺗﻬﺎﻡ “ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﺸﻮﺭ” به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم و حکم صادره در ۲۵ شهریورماه ۱۳۹۴ به وکیل او ابلاغ شدو همچنان در زندان رجایی شهر در حال گذارندن دوران محکومیت خود است.

«سعید شیرزاد» همزمان با تجمعات اعتراضی و مردمی در سال ۱۳۸۸ مشغول به تحصیل در رشته برق در دانشگاه شهریار بود و به دلیل شرایط نامساعد دانشگاه و عدم امکان فعالیت‌های اجتماعی، و فضای سرکوب و خفقان حاکم در دانشگاه، مجبور به انصراف از تحصیل شد و زمان حضور در دانشگاه را به طور کامل به حضور و فعالیت در «ان‌جی‌او»ها (تشکل‌های غیردولتی) اختصاص داد.

او در شهریورماه ۱۳۹۱، در حالی که به همراه تعدادی از دوستانش در حال امدادرسانی در زمینه بهداشت و آموزش زلزله‌زدگان در منطقه زلزله‌زده «ورزقان» (زلزله مردادماه ۱۳۹۱ آذربایجان) بود، از سوی ماموران امنیتی وزارت اطلاعات بازداشت و حدود یک ماه به صورت موقت در بازداشتگاه اهر تحت بازجویی قرار گرفت.

این فعال چپ گرا پیش‌تر در بازداشتگاه اهر در اعتراض به “بازداشت غیرقانونی” خود دست به اعتصاب غذا زد و پس از جمع‌آوری طوماری از سوی تعدادی از فعالین مدنی در اعتراض به بازداشت او، به زندان اوین منتقل شد.

«سعید شیرزاد» در نهایت از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «پیر عباس» به تحمل یک سال حبس تعلیقی (لازم‌الاجرا در ۵ سال) محکوم شد. او پس از ابلاغ حکم و آزادی، مجددا به منطقه زلزله‌زده بازگشت و تا حدود ۶ ماه به همیاری خود در امر امدادرسانی ادامه داد.

این فعال حقوق کودکان کار و خیابان، پس از بازداشت در خردادماه ۱۳۹۳، به دلیل فعالیت‌های ذکر شده فوق و همچنین دیدار با خانواده زندانیان و کمک‌های آموزشی تحصیلی به کودکان این خانواده‌ها، ارتباط با «احمد شهید» گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، به مدت ۳ ماه در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات در شرایط ایزوله و بی‌خبری خانواده از مکان نگهداری، تحت بازجویی‌های طاقت‌فرسا قرار گرفت و در نهایت به بند ۸ زندان اوین منتقل و پس از گذشت مدتی کوتاه به دلیل اعتراض به شرایط صنفی زندانیان با وجود عدم تشکیل دادگاه به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.

او در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، در پی آخرین احضار به دادگاه جهت رسیدگی پس از ممانعت از ورود وکیل به دادگاه، در اعتراض به این عمل غیرقانونی و عدم دسترسی وکیل به پرونده جهت مطالعه و همچنین تعیین وقت دادگاه بدون اطلاع قبلی به نشان رسمیت نشناختن دادگاه انقلاب، اقدام به ترک دادگاه کرد.

«سعید شیرزاد» در مجموع چهار بار از حضور در دادگاه خودداری کرد و در پنجمین احضار (پس از گذشت ۱۵ ماه بلاتکلیفی) و عدم حضور، در نهایت با حضور وکیلش در جلسه دادگاه بدوی حاضر شد. این در حالی بود که او در تمام مدت بازداشت و زندان خود هیچ‌گونه ملاقاتی با وکیل خود نداشته است.

او در دادگاه بدوی از سوی قاضی «ابولقاسم صلواتی» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. با وجود تعیین وقت تجدیدنظر، قاضی «ابولقاسم صلواتی» از امکان وثیقه وی ممانعت به عمل آورده است.

سازمان عفو بین‌الملل نیز در بیانیه‌ای خواهان رسیدگی فوری به وضعیت این زندانی سیاسی و فعال چپ‌گرا شده است. او هم‌اکنون در حال اعتصاب غذای اعتراضی در زندان رجایی شهر کرج است.

افشین بایمانی
افشین بایمانی
۶- افشین بایمانی

این زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، در ۱۵ شهریورماه ۱۳۷۹، به اتهام “کمک به فرار برادر خود مهدی بایمانی از هوادارن سازمان مجاهدین خلق”، بازداشت و به اعدام محکوم شد. حکم صادره در دادگاه تجدید نظر تایید شد اما پس از ۶ سال حکم او به حبس ابد تغییر یافت.

«افشین بایمانی» به همراه «ارژنگ داوودی» از ٢٨ دی‌ماه ۱۳۹۳، به بند سپاه زندان رجایی شهر کرج منتقل شد و در ۹ اسفندماه ۱۳۹۳، پس از گذراندن ۴٠ روز تحمل حبس انفرادی در بند سپاه، به سالن ١٢ رجایی شهر بازگردانده شد.

«افشین بایمانی» از روز یکشنبه ۸ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، دست به اعتصاب غذا زده است. این زندانی ۱۵ و نیم سال از حبس خود را گذرانده و هم‌اکنون نیز در حال اعتصاب غذا در زندان رجایی شهر کرج است.

ایرج حاتمی
ایرج حاتمی
۷- ایرج حاتمی

این زندانی امنیتی محبوس در بند ۳ زندان رجایی شهر کرج، به تحمل ۱۰ سال حکم محکوم شده است. او در روز ۱۳ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، در راهروهای زندان از سوی چند تن از زندانیان سالن ۹ (زندانیان تبعیدی از بندهای دیگر که در برخی موارد جرایم خطرناک دارند)، از پشت سر مورد حمله چندین ضربه چاقو به صورت سطحی قرار گرفت.

«ایرج حاتمی» در زندان رجایی شهر کرج و “بدون رعایت اصل تفکیک جرایم میان زندانیان تبعیدی با جرایم خشن نگهداری می‌شود.”

این زندانی امنیتی، از جمله “پرسنل سابق وزارت دفاع” بوده و به اتهام “ارتباط با دولت بیگانه” بازداشت و محکوم به زندان شده است.

این زندانی کماکان در حال اعتصاب غذای اعتراضی است.

فرید آزموده
فرید آزموده
۸- فرید آزموده

این زندانی امنیتی در خردادماه ۱۳۹۰، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و در دادگاه نظامی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

این افسر سابق سپاه پاسداران، در زمان بازداشت به کار چاپ و تبلیغات مشغول بوده، که به اتهام “ارتباط با سازمان مجاهدین خلق” و “چاپ آرم این سازمان بر روی تی‌شرت” و “جاسوسی برای بیگانه” از سوی دادگاه نظامی در استان البرز به دلیل “داشتن ماهواره و تجهیزات غیر مجاز” به پرداخت یک میلیون تومان جریمه و همچنین تحمل ۵ سال زندان محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تایید شد.

گفته شده “نزدیک به ۲ سال از دوران بازداشت این زندانی در نظر گرفته نشده است و او در جریان رسیدگی به پرونده به وکیل تعیینی نیز دسترسی نداشته است.”

این زندانی امنیتی مدت زیادی را در سلول‌های انفرادی گذراند. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که این زندانی در بازجویی‌ها تحت فشار شدید جهت اعتراف اجباری علیه خودش قرار گرفته و اتهام جاسوسی براساس اعترافات اجباری به او نسبت داده شده است.

هم‌اکنون «فرید آزموده» در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج در حال اعتصاب غذای اعتراضی است.

علی (امیر) امیرقلی
علی (امیر) امیرقلی
۹- امیر امیرقلی

«علی (امیر) امیرقلی»، دانشجوی اخراجی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین در دی‌ماه ۱۳۹۴ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست «ابوالقاسم صلواتی»، به اتهام “توهین به مقدسات”، “تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات اعتراضی”، ” اجتماع و تبانی” و “توهین به رهبری” به تحمل ۲۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.

طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات و با تجمیع جرایم، تنها حداکثر ۷ سال و نیم از این مجازات قابلیت اجرا دارد.

این فعال چپ‌گرا پیش‌تر نیز در ۸ شهریورماه ۱۳۸۷، پس از شرکت در بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی که در خاوران برگزار شده بود، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

«امیر امیر قلی» دیگربار در ۱۰ آذرماه ۱۳۹۳، از سوی ماموران امنیتی با در دست داشتن حکم بازداشتش از سوی شعبه‌ی ۶ دادگاه مقدس، در منزل پدری بازداشت و پس از سپری کردن حدود ۲ ماه بازجویی‌های طاقت‌فرسا در انفرادی‌های بند ۲۰۹ زندان اوین، به بند ۸ این زندان منتقل شد.

از جمله اتهامات تفهیم شده به این فعال دانشجویی سابق از سوی بازپرس «امین ناصری» در شعبه ۶ بازپرسی دادسرای اوین می‌توان اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «توهین به مقدسات و رهبری»، «فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» را نام برد.

جلسه دادگاه این زندانی سیاسی و فعال دانشجویی سابق در ۲۷ مهرماه ۱۳۹۴، با عدم اتمام دادرسی دادگاه وی به جلسه دوم موکول شد.

آخرین و دومین دادگاه «علی امیر قلی» روز ۲۳ دی‌ماه ۱۳۹۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست «ابوالقاسم صلواتی» و با حضور وکیل این زندانی سیاسی «نعمت احمدی» برگزار شد. حکم ۲۱ سال حبس تعزیری این زندانی سیاسی تاکنون جهت برگزاری دادگاه تجدیدنظر تعیین شعبه نشده است.

براساس گزارش‌های دریافتی این دانشجوی دانشگاه آزاد واحد قزوین، در دوران دبستان خود و بر اثر حادثه‌ای بخشی از غده پانکراس که ترشح کننده انسولین برای کنترل قند خون است را از دست داده است و بر اثر این مشکل در معرض مشکلات ناشی از دیابت قرار دارد.

این فعال چپ گرا و زندانی سیاسی محبوس در سالن ۹ بند ۸ زندان اوین، از صبح روز شنبه ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، در اعتراض به شرایط نگهداری‌ خود دست به اعتصاب غذا زده است.

اکنون پس از گذشت چندین روز از اعتصاب غذای «امیر امیر قلی»، وی کماکان در وضعیت جسمانی بسیار بدی از جمله کاهش وزن و افت شدید فشار قرار دارد.

بهزاد ترحمی
بهزاد ترحمی
۱۰- بهزاد ترحمی

این زندانی امنیتی از جمله افسران نظامی و از کارمندان سابق وزارت دفاع، در دادگاه نظامی به تحمل ۵ سال حبس محکوم شده است.

گفته شده “این زندانی پس از بازداشت در بند انفرادی دادسرای نظام به مدت ۱۷ ماه بازجویی طاقت‌فرسا و پی‌درپی داشته و تحت شکنجه بازجویان قرار گرفته و این مدت بازداشت در میزان ۵ سال حکم صادره برای وی محاسبه نشده است.”

«بهزاد ترحمی» به همراه «ایرج حاتمی» و «فرید آزموده» دو زندانی امنیتی دیگر در زندان رجایی شهر کرج، در “اعتراض به انتقال آن‌ها از سالن ۱۲ زندانیان سیاسی رجایی شهر به بندهای عمومی از جمله بند ۲ سالن ۶ این زندان”، و “عدم رعایت اصل تفکیک جرایم” در اسفندماه ۱۳۹۴ دست به اعتصاب غذای اعتراضی زدند.

مسعود عرب چوبدار
مسعود عرب چوبدار
۱۱- مسعود عرب چوبدار

«مسعود عرب چوبدار» زندانی امنیتی محبوس در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «ابولقاسم صلواتی» به اتهام انتسابی “افشای اسناد محرمانه و ارتباط با دول متخاصم” به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این زندانی از سال ۱۳۹۲، در حال گذراندن دوران حبس خود است.

با وجود بیماری و وضعیت وخیم جسمی و درخواست‌های مکرر، مسوولین زندان از اعزام او به مراکز درمانی خارج از زندان خودداری می‌کنند.

پیش‌تر پزشک این زندانی بیمار، داروهای خارجی را جهت درمان وی تجویز کرده بود. اما از سوی بهداری زندان به این زندانی گفته شده “داروهای خارجی می‌بایست از سوی خانواده و با هزینه خود زندانی تهیه شود” که گفته شده “مسوولین زندان رجایی شهر بدون ارایه توضیح از تحویل گرفتن دارو از سوی خانواده وی نیز سر باز می‌زنند.”

این زندانی امنیتی دچار تشنج و اختلال تنفسی است. و با وضعیت جسمی خطرناک هم‌اکنون در اعتصاب غذای اعتراضی است.

سحر الیاسی
سحر الیاسی
۱۲- سحر الیاسی

این مربی سابق فوتبال زنان، از جمله فعالان شبکه‌های اجتماعی بود که در ۲۹ مهرماه ۱۳۹۴، به همراه سه شهروند دیگر، در شهر اراک بازداشت شد.

گفته شده “این فعال شبکه اجتماعی به دلیل نوشتن مطالب انتقادی سیاسی و مذهبی در شبکه اجتماعی و ارتباطی لاین (Line) در مهرماه ۱۳۹۴، بازداشت شده است.”

او سپس با اتهام “توهین به مقدسات”، “توهین به رهبری” و “تبلیغ علیه نظام” به زندان اراک منتقل شد.

گزارش شده “مراحل قضایی پرونده این زندانی انجام شده و دادگاه تجدید نظر او را به تحمل ۲ سال حبس تعزیری محکوم کرده است.”

«سحر الیاسی» ۲۲ سال دارد و هم‌اکنون در زندان اراک در حال اعتصاب غذای اعتراضی است.

محمود بهشتی لنگرودی
محمود بهشتی لنگرودی
۱۳- محمود بهشتی لنگرودی

این معلم زندانی و از فعالان صنفی معلمان، در ۱۵ شهریورماه ۱۳۹۴، با مراجعه ماموران امنیتی در منزلش بازداشت شد. ماموران با حکم شعبه ۲ بازپرسی اوین که مربوط به ۵ مردادماه ۱۳۹۴ بود، اقدام به ورود و تفتیش منزل و ضبط برخی وسایل موجود در منزل کرده بودند.

این عضو ارشد کانون صنفی معلمان ایران، روز ۱۴ شهریورماه ۱۳۹۴، در جلسه‌ای مشترک میان «کانون صنفی معلمان» و «نوبخت» معاون رییس‌جمهور حضور یافته و گزارشی از مشکلات صنفی معلمان را ارایه داده بودند.

او بیش از ۲ سال گذشته از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «ابولقاسم صلواتی» به زندان محکوم شد. حکم صادره در خردادماه ۱۳۹۲ به او ابلاغ شد.

«محمود بهشتی لنگرودی» در خصوص حکم صادره در صفحه فیس‌بوک خود نوشته بود: “آقای صلواتی حکمم را به من ابلاغ کرد. چهار سال زندان به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، یک سال زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام، با احتساب چهار سال حبس تعلیقی، جمعا می‌شود ۹ سال زندان، به همین راحتی.”

این دبیرکل پیشین و سخنگوی فعلی کانون صنفی معلمان ایران، در “اعتراض به ۱۴ سال حکم صادره توسط قضات دادگاه‌های انقلاب، صلواتی و مقیسه” از روز چهارشنبه اول اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، “تا زمان توقف اجرای حکم و برگزاری دادگاه علنی و قانونی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی” دست به اعتصاب غذا زده است.

او اعلام کرده “به جز آب، چای، قند و نمک” چیز دیگری نخواهد خورد و “مسوولیت هر اتفاق ناگواری که طی مدت اعتصاب غذا و یا پس از آن برایش پیش آید، متوجه تمام کسانی خواهد بود که در برابر تظلم‌خواهی او سکوت یا بی‌اعتنایی کنند.”

ابراهیم فیروزی
ابراهیم فیروزی
۱۴- ابراهیم فیروزی

این نوکیش مسیحی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، در سوم شهریورماه ۱۳۹۲، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. “او سابقه بازداشت‌های متعددی را دارد و پیش‌تر نیز از سوی دادگاه انقلاب رباط کریم به تحمل یک سال زندان و دو سال تبعید به شهرستان سرباز محکوم شده است.”

گفته شده این زندانی عقیدتی “با وجود اینکه از ۲۳ دی‌ماه سال گذشته محکومیتش به پایان رسیده است، اما همچنان در زندان به سر می‌برد تا حکم پرونده جدیدی که برایش تشکیل شده قطعی شود.”

او در ١٧ اسفندماه ۱۳۹۳، از سوى شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب به ریاست قاضى «مقیسه» محاکمه شد.

گزارش شده «ابراهیم فیروزی» در بند ۱۰ زندان رجایی ‌شهر کرج، در حال اعتصاب غذای اعتراضی است.

در پایان، جامعه بین‌المللی، سازمان‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر، فعالین مدنی و رسانه‌های جمعی را فرا‌می‌خوانیم تا از دستگاه قضایی، دولت‌مردان و مسوولین حکومتی ایران بخواهند، با رعایت کامل حقوق مندرج در کنوانسیون‌های بین‌المللی و پروتکل‌های الحاقی آن، دسترسی فوری همه‌ی زندانیان را به امکانات و مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی مناسب و کافی تضمین کنند.

از همه می‌خواهیم نسبت به مطالبه آزادی فوری و بدون ‌قیدوشرط همه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی که خودسرانه و خارج از موازین قانونی بین‌المللی در زندان‌های حکومت اسلامی به سر ‌می‌برند واکنش مناسب و موثر نشان داده و پایبندی حکومت اسلامی را نسبت به اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و دیگر عهدنامه‌های بین‌المللی که از سوی ایران امضا شده، گوشزد و مطالبه بکنند.

گزارش: کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی


--
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

این مطلب را به دیگران برسانید

اعدام بس است (برنامه چهل و ششم)
اعزام به مرخصی فریبا کمال آبادی، شهروند بهایی پس از تحمل ۸ سال

اعزام به مرخصی فریبا کمال آبادی، شهروند بهایی پس از تحمل ۸ سال حبس


دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۰۱


«فریبا کمال آبادی» یکی از مدیران جامعه بهایی ایران، عصر امروز ۲۰ اردیبهشت‌ماه، پس از گذشت ۸ سال و برای اولین بار پس از زندانی شدن، با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی، به مدت پنج روز به مرخصی اعزام شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، خبرگزاری «بهایی نیوز» با اعلام این خبر نوشته این شهروند بهایی امروز دوشنبه ۲۰ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، پس از گذشت ۸ سال به مرخصی اعزام شده است.

گفته شده “این شهروند بهایی ۵۴ ساله که یکی از مدیران جامعه بهایی ایران معروف به یاران ایران است، به صورت همزمان به همراه ۵ مدیر جامعه بهایی دیگر بازداشت شده بودند.”

در بخش دیگری از گزارش «بهایی نیوز» آمده: “مهناز پراکند وکیل این پرونده ضمن اشاره به محدودیت‌های فراوان برای دیدار با موکلان خود و دفاع از آن‌ها، درباره اتهام جاسوسی برای اسرائیل می‌گوید مرکز بهایی‌ها یعنی بیت‌العدل در اسرائیل واقع شده است. آن‌ها به این موضوع استناد می‌کردند که اسرائیل از بیت‌العدل مالیات نمی‌گیرد پس معلوم می‌شود شما در ازای این موضوع برای آن‌ها جاسوسی می‌کنید. جنس استدلال‌ها از این نوع بود.”

«فریبا کمال آبادی» پیش‌تر نیز در ۲۵ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان منتقل شده بود. دادسرای امنیت تهران در بهمن‌ماه ۱۳۸۷، اتهام وی و سایر رهبران بهایی را “جاسوسی برای اسرائیل”، “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام” اعلام کرد. جلسات دادگاه در زمستان ۱۳۸۸ و بهار ۱۳۸۹ زیر نظر قاضی «محمد مقیسه» در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

این شهروند بهایی در ۱۷ مرداد‌ماه ۱۳۸۹، به تحمل ۲۰ سال حبس محکوم شد، در حالی‌که گفته شده “هیچ‌یک از اتهامات وارد‌ شده را نپذیرفته بود.”

براساس این حکم، هریک از اعضای گروه «یاران ایران» به ۲۰ سال زندان و در مجموع به ۱۴۰ سال زندان محکوم شدند.

“در ۲۴ شهریور‌ماه سال ۱۳۸۹ دادگاه تجدید نظر پس از حذف اتهاماتی همچون جاسوسی و همکاری با دولت اسرائیل، این حکم را به ۱۰ سال کاهش داد. این حکم به صورت شفاهی به وکیل کمال‌آبادی ابلاغ شد اما نهایتا حکم دادگاه تجدید نظر از سوی دادستان کل کشور، برخلاف شریعت تشخیص داده شد و به ۲۰ سال افزایش یافت و حکم ۲۰ سال زندان به فریبا کمال آبادی و شش عضو دیگر یاران ایران به صورت رسمی ابلاغ شد.اما پس از گذشت ۷ سال و نیم از دوران محکومیت مدیران جامعه بهایی ایران این حکم به ۱۰ سال زندان کاهش یافت.”

«فریبا کمال آبادی» در زندان‌های اوین، رجایی‌شهر کرج، قرچک ورامین (ندامتگاه شهر ری) مدت حبس خود را گذرانده است. او در هشتمین سال از ۱۰ سال حبس خود، در زندان اوین به سر برده و هم‌اکنون برای اولین بار به مرخصی اعزام شده است.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

علی‌رضا گلی‌پور، به ۳۹/۵ سال حبس و ۱۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.


محکومیت علی‌رضا گلی‌پور، دانشجوی دکترای مخابرات به ۳۹/۵ سال حبس و ۱۷۴ ضربه شلاق

ابوالقاسم صلواتی، قاضی شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، علی‌رضا گلی‌پور، زندانی سیاسی را به ۳۹/۵ سال حبس و ۱۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد.
آقای گلی‌پور که در مهرماه ۱۳۹۱ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد، سرانجام پس از ۴۳ ماه بازداشت موقت و بلاتکلیفی، از سوی دادگاه به خاطر مجموعه اتهامات “هواداری از سازمان مجاهدین خلق”، “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور”، “خروج اطلاعات محرمانه”، “تبلیغ علیه نظام”، “تشویش اذهان عمومی”، و “توهین به رهبری”، مجموعا به ۳۹/۵ سال حبس و ۱۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
آ‌ن‌گونه که "آزیتا قره‌بیگلو" وکیل آقای گلی‌پور به روزنامه "شرق" چاپ تهران گفته، این کارمند پیشین "وزارت ارتباطات و فناوری" پیش‌تر با اتهام "محاربه" نیز روبه‌رو شده بود که در حکم دادگاه، از این اتهام تبرئه شده است.
خانم قره‌بیگلو خاطرنشان کرده که در صورت اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مبنی بر تجمیع مجازات‌ها، محکومیت موکلش به ۱۵ سال حبس کاهش پیدا کند.
او در عین حال نسبت به کاهش این حکم در دادگاه تجدیدنظر استان تهران با توجه به بیماری موکلش و نیز تحصیل او در مقطع دکترا ابراز امیدواری کرده است.
علی‌رضا گلی‌پور پیش از بازداشت، دانشجوی مقطع دکترای رشته‌ی مخابرات و کارمند "وزارت ارتباطات و فناوری" بود. وی پس از انتشار اطلاعاتی درباره‌ی فساد شماری از مقامات حکومتی از جمله محمود علوی، وزیر کنونی اطلاعات توسط ماموران این وزارت‌خانه بازداشت شد. او علاوه بر تحمل فشارهای جسمی و روحی در بیش از یک سال نخست بازداشت، تا سه سال از هرگونه ملاقات با خانواده‌اش محروم بود.
آقای گلی‌پور در بهمن‌ماه گذشته تحت عمل جراحی برای خارج کردن تومور سرطانی از ریه‌اش قرار گرفت اما یک روز بعد از انجام این عمل، بدون گذراندن دوران نقاهت به بند هفت زندان اوین تهران بازگردانده شد.
*+*+*+*+*+*+
عليرضا گلی پور، دانشجوی مخابرات و کارمند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات که از مهر ۱۳۹۱ توسط وزارت اطلاعات ایران به اتهام افشای فساد مالی برخی مقامات حکومتی بازداشت شده، پس از ماه ها بلاتکلیفی در انفرادی و قرنطینه بند هشت زندان اوین، است وی چندی پیش نامه ای از زندان انتشار داد که به شرح زیر است
*+*+*+*+*+*+
بنام خداوند دوستار آزادی و اندیشه

سلام,درودی از روی عشق به مردم عزیزی که برایشان گذشتن حق زیستن آزاد ,کوچکترین کاری است که میتوان در مقام انسانیت و حس بشر دوستی انجام دادو امید آن را داشت که از سایه دولتمردان دیکتاتور و مزدور بیرون آماده و در یک نظام دمکراتیک و رعایت تمام اصول دموکراسی زندگی کنند که البته حق مسلم آنها اول آزادی بیان و بعد از آن صد البته انرژی هسته ای می باشد.

هر روز که می گذرد به راه خود مصمم می شویم چرا ؟

چون اجحافات و عدم عدالت و دروغ پردازی مسئولین کشور و البته در صدر آن مقامات قضایی کشور را می بینیم و حس می کنیم فشاری که به دوستانمان که از روی نقد و دل سوزی برای مردمشان حرفی زده اند و یابیانیه نوشته اند بلافاصله با برخورد دستگاهای امنیتی مواجه شده اند و یا اینکه ،واقعیات جامعه، ادارات را انتشار داده اند, الان در زندان این رژیم دیکتاتور محبوس می باشند و از کوچکترین امکانات برخوردار نیستند.

تعداد زیادی بدون ملاقات، تعداد زیادی از بیماری به دلیل عدم اعزام به بیمارستان و یا سوء تغذیه و یا شکنجه های جسمی و روحی درون بندهای وزارت اطلاعات و سپاه در رنج بسر می برند که توصیف آن با توشتن امکان پذیر نیست.

اگر تعدادی هم صدایشان در آید و بگویند و اطلاع رسانی کنند عوامل همین دستگاهای امنیتی در زندان مانند آقایان حمیدی, مومنی با دستور دادستانی و یا در برخی موارد که پای خودشان هم در آن گیر باشد با نظر شخصی فشار را به افراد بیش از پیش می کنند.

و جالب آنکه این افراد و دستگاهی خود به خاطراتهامات و رشوه و اختلاس و شکنجه، پروندهای مفتوح دارندو اغلب دارای گردش کارهای متعدد از نهادهای امنیتی مانند سپاه و وزارت اطلاعات هستند که جای سوال و تفکر به وجود می آورد که واقعا عدالت را کجای این کشور می توان پیدا کرد.

کجای دنیای روشنفکران،جوانان نخبه علمی,جوانان عضو در تشکل های مردمی و کارگری،جوانان عضو در تشکل های حمایت از حقوق کودکان ,زنان,معلمان و… را به بدترین شکل ممکن بازداشت می کنند وبا ضرب و شتم و شکنجه های روحی بسیار مانند سلول انفرادی،عدم دیدارا با خانواده ,تهدید به برهم زدن زندگی خانوادگی,تهدید به بازداشت خانواده، این افراد را مجبور به نوشتن اعترافات کذب و یا توبه کردن جلوی دوربین می کنند و تازه پس از گذشت همه این مراحل در سلول ها و بازداشتگاهای امنیتی به حبس های طولانی مدت روانه زندان می کنند.

مردم عزیز ایران از جایی دور صحبت نم یکنم درهمین تهران,زندان اوین اندرزگاه ۷ و۸ و زندان رجایی شهر اندرزگاه ۲ و ۴ .

نمونه زیادی از این نخبگان و دوستداران آزادی مردم را می توانید ببنید که فقط برای گفتن حقیقت گرفتار این مزدوران حکومت دیکتاتوری شده اند .

مسئولان این کشور به جای اینکه از نظرات آنها استفاده کنند و یا به داد این مردم برسند درصد بالایی از بودجه کشور را در اختیار نهادهای امنیتی برای خفقان قشر سیاسی و دلسوز جامعه صرف میکنند تا صدای این جماعت به گوش شما نرسد و خدای ناکرده بیدار نشوید که ببینید چه ظلم هایی که به اسم حکومت اسلامی به شما نمی کنند.

با اینکه برای خودم شاید خیلی بد باشد اما باید به گوش شما برسانم که در پرونده بنده که الان در دادگاه انقلاب شعبه ۱۵ مفتوح می باشد آمار بالایی از فسادهای مسولین مانند آقای علوی وزیر اطلاعات،سرهنگ مهرابی ریس پلیس امنیت تهران،سرهنگ ساوری معاون اول آقای سردار نقدی،آقای رحیم مشایی،آقای حمیدی راد معاون غذایی زندان اوین،آقای مومنی معاون اجرایی زندان اوین ،پرسنل زندان اوین،پرسنل نیروی انتظامی ،قاضی شعبه 28 آقای مقیسه وجود دارد که این نشان دهنده مسمومیت سیستم حکومتی کشور می باشدتازه به همه این نام ها نام مچتبی خامنه ای،علاالدین بروجردی را هم می توان اضافه کرد.

من وکلیه زندانیان سیاسی که در بندهای امنیتی مختلف هستند از شما خواهشمندیم که با دید باز به عملکرد مسئولین کشور و نظام حاکم بنگرید و بیدار شوید و اجازه به خفقان کشاندن صداهایتان را به این ظالمان ندهید و بدانید که کسانی هستند که در مخوفترین سلولهای امنیتی این کشور به خاطر آگاهی و ازادی شما در حال شکنجه و مبارزه با این دیکتاتوران هستند و تا آخر ایستاده اند.

با امید بیداری همه مردم و آزادی
علیرضا گلی پور-شهریور ۱۳۹۴

عثمان مزین، وکیل دادگستری
رژیم تروریستی و جنایتکار اسلامی  20 نفر از هم میهنان ما را  به قتل رساند.

رژیم تروریستی و جنایتکار اسلامی 20 نفر از هم میهنان ما را به قتل رساند.


شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت اعدام شدند

مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام اعلام کردند برای تحویل جسد به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنید.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، دقایقی پیش مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده زندانیان اهل سنت اعلام داشته اند که برای دریافت جسد زندانیان به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنند.

صبح امروز مسئولین قضایی با تماس با ۲۰ خانواده زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام اعلام کردند تا ساعت سه بعدازظهر امروز فرصت دارند تا برای آخرین ملاقات به زندان رجایی شهر مراجعه کنند؛ اما به نظر می‌رسد با سپیده‌دم امروز حکم آن‌ها اجراشده بود.

لازم به ذکر است که زندانیان محبوس در قرنطینه این زندان شاهد جابجایی هفت تابوت بوده‌اند.

خانواده ۲۰ تن از زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام با دریافت تماس از مقامات قضایی به‌طرف شهرستان کرج راه افتاده‌اند تا برای آخرین بار با عزیزان خود دیدار کنند.

شب گذشته نیروهای گارد سیاه‌پوش زندان رجایی شهر در اقدامی بی‌سابقه با یورش به ۳۶ تن از زندانیان سنی مذهب محکوم‌به اعدام ساکن در سالن ۱۰ این زندان را با دستبند-پابند و چشم‌بند با تدابیر شدید امنیتی به مکانی نامعلوم منتقل کرده بودند.

صبح امروز مسئولین قضایی نیز با تماس به خانواده شهرام احمدی گفتند تنها به یکی از والدین وی اجازه آخرین ملاقات را خواهند داد.

ﮐﺎﻭه ﻭﯾﺴﯽ، ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ، ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ، ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ، ﮐﺎﻭه ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ، ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﻓﺮﺩ، ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ ﺯﺍﺩﻩ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ، ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ، ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ، ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ، ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ، ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ، ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ، ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ، ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ، ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ، ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ، عبدالرحمان سنگانی و سید جمال سید موسوی، ۲۹ نفر از زندانیان اهل سنت محبوس در زندان رجایی‌شهر هستند که حکم اعدام‌شان به دایره اجرای احکام رفته است.

همچنین حکم اعدام هفت تن دیگر محبوس در این زندان یعنی قاسم آبسته، داود عبداللهی، کامران شیخه، خسرو بشارت، ایوب کریمی، انور خضری و فرهاد سلیمی هنوز در دیوان‌عالی کشور در دست بررسی است و هنوز تایید نشده است.

‫#‏ایران‬
‫#‏زندان_رجایی_شهر‬
‫#‏زندانیان_سنی_مذهب‬
‫#‏زندانیان_اهل_سنت‬
‫#‏اوین‬
‫#‏زندان_اوین‬
‫#‏شهرام_احمدی‬
‫#‏ماجد_عباسی‬


اعدام دسته‌جمعی زندانیان عقیدتی به‌صورت مخفیانه در زندان رجایی شهر کرج
طبق آخرین گزارش‌های رسیده، گفته میشود صبح امروز بیش از 20 زندانی عقیدتی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند.

صبح امروز با خانواده این زندانیان تماس گرفته‌شده بود که جهت آخرین ملاقات با فرزندانشان به زندان رجایی شهر کرج مراجعه کنند؛ اما زمانی که آن‌ها از کردستان به‌طرف زندان مذکور درحرکت بودند از طریق تماس تلفنی به آن‌ها اعلام‌شده بود که به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند و در آنجا جسد فرزندانشان را شناسایی کنند.
این در حالی است که پس از اعدام و رسیدن خانواده‌ها به پزشکی قانونی کهریزک، نیروهای امنیتی اجازه ندادند خانواده‌ها اجساد بی‌جان فرزندانشان را ببیند. آن‌ها در دفن عزیزانشان نیز دخیل نبودند و نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌های ماسک دار خود اعدام‌شدگان را در قطعه 305 بهشت‌زهرا دفن کردند و مانع از نزدیک شدن مردم به اجساد شدند.
همسر و مادر شهرام احمدی که یکی از اعدام‌شدگان صبح امروز بود، گریه می‌کردند و ضجه میزند که «به چه جرمی؟ چرا؟ شهرام و دوستانشان را اعدام کردند؟ خواهر شهرام می‌گفت چند سال پیش بهرام برادر کوچکم را اعدام کردند و امروز شهرام را هم از ما گرفتن...» در طول چهار دهه گذشته نظام حاکم مادران و خواهران زیادی را داغ‌دار کرده است و سر انسان‌های زیادی را بالای دار برده و یا اینکه آن‌ها را تیرباران کرده است.
جمهوری اسلامی دستش به خون هزار انسان آلوده است. چنین حکومتی خود را با جاری کردن خون انسان‌ها سر پا نگه‌داشته است. جامعه‌ای که از قوانین وضع‌شده جمهوری اسلامی سرباز می‌زنند و در راستای جامعه‌ای آزادتر و بدون توحش مبارزه می‌کنند، آن‌ها را با ترس و ارعاب از طریق دستگاه کشتار و چوبه‌های دارش سرکوب می‌کند. جمهوری اسلامی دگر اندیشان را به دار نمی‌آویزد بلکه این افکار آن‌ها است که به دار آویخته می‌شود.
در رابطه با اعدام زندانیان عقیدتی و مذهبی گفته می‌شود که نباید از آن‌ها دفاع کرد و آن‌ها خود نیز نمودی دیگر از توحش مذهبی هستند. «آن‌ها دگراندیش نیستند و نمی‌توانند برای جامعه انسانی مفید باشند!» در پاسخ اول به این موضع ارتجاعی باید گفت که اولاً جمهوری اسلامی با چه صلاحیتی دست به برگزاری دادگاه میزند و افرادی را به تروریست بودن محکوم می‌کند؟ حکومتی که خود نقش اول را در تروریسم دولتی در منطقه ایفا می‌کند. این در حالی است که دادگاه‌هایی که برگزار می‌کند چیزی به‌جز یک نمایش نیست! نمایشی که در مدت‌زمان ده‌دقیقه‌ای و کمتر فرد را به اعدام محکوم می‌کند! درواقع بی دادگاهی برای زندانیان برپا می‌کند. بی‌گناهی یا مجرم بودن در اینجا هیچ‌گونه نقشی را ایفا نمی‌کند، بلکه هدف اصلی است که باید به نتیجه برسد. هدف اصلی حذف فیزیکی و اعدام است. همان‌طور که عوامل اعدام و قاضی‌ها در جریان اعدام دسته جمعی زندانیان به آن‌ها می‌گفتند «اگر بی‌گناه باشید به بهشت می‌روید و اگر گناه‌کار که به جهنم می‌روید.»
در حقیقت ما با چنین موضعی از سوی جریان‌های سیاسی و حقوق بشری روبه‌رو هستیم. آن‌ها در دفاع از زندانیان عقیدتی لام تا کام حرف نزدند و با این بهانه سکوت کردند و هیچ‌گونه موضعی نگرفتند. در پاسخ دوم باید گفت اعدام زندانی سیاسی با اعدام زندانی عقیدتی یا زندانی مواد مخدری و هر نوعی دیگر از اعدام همگی در یک دسته قرار می‌گیرند و فرقی باهم ندارند. برای اعدام نباید هیچ‌گونه دسته‌بندی‌ای صورت بگیرد. اعدام در هر قالب و نوعی که صورت بگیرد سیاسی است. ابزار سرکوب حکومت‌های مستبد و دیکتاتوری مانند جمهوری اسلامی است. ابزاری برای عقب‌گرد جامعه در برابر حکومت و دستگاه آدم کشی است. باید اضافه کرد که در جریان مخالفت با اعدام به این نکات توجه کرد که ما از جان و کرامت انسان‌ها دفاع می‌کنیم نه از افکار و اعمال آن‌ها! هیچ انسانی نباید به دلیل افکارش تهدید شود یا اینکه به دار آویخته شود و هیچ انسانی نیز با ارتکاب هر جرمی نباید به اعدام محکوم شود.

باید با اعدام مقابله کرد و در برابر چنین قانون ضد انسانی‌ای قد علم کرد. باید برای چنین هدفی مبارزه شبانه‌روزی کرد و چوبه‌های دار را در دنیا در هم شکست. در این رابطه مسئولیت بسیار سنگین‌تری به دوش جریان‌های سیاسی، فعالین حقوق بشری و مترقی است که پرچم‌دار چنین مبارزه‌ای باشند.
حسام یوسفی
2 اوت 2016

بر اثر حادثە رانندگی در شهر مریوان ١٢ کولبر کُرد کشته و زخمی شدند



شب گذشتە ۱۸ مردادماه، در نزدیکی روستای «دزلی مریوان» بر اثر حادثه رانندگی ١٢ کولبر کُرد کشته و زخمی شدند.

به گزارش «کانون مدافعان حقوق بشر کردستان»، گروهی از کولبران مرزی اهل روستای «دەره ناخی» در نزدیکی شهرستان «مریوان»، کە در حال حرکت بە سمت منطقە مرزی بودەاند، در ساعت ۲۱ شب گذشتە ۱۸ مردادماه، در نزدیکی روستای «دزلی» دچار حادثە رانندگی می شوند.

یک منبع مطلع بە “کانون مدافعان حقوق بشر کردستان” گفت که این کولبران کە با خودرو و بە قصد امرار معاش بە سمت منطقە مرزی مریوان در حرکت بودەاند، دچار صانحە شدە و ۴ نفر بە اسامی «حاجی سعید ابست»، «اسعد کریمی»، «محمد باخه»، «عدنان کریمی»، جانشان را ازدست دادە و ۸ نفر دیگر بە نام های، «عبدالله رسولی»، «آزاد یاسمنی»، «محمود نادریان»، «عبدالله باخه»، «امید باخه»، «شورش ربانی»، «واحد شریفی»، «احمد ابست» بە شدت مجروح شدە و بە بیمارستان سنندج اعزام شدەاند.

کشتە و زخمی شدن این ۱۲ نفر در حالیست کە بیشتر کولبران یا با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی ایران، بدون هیچگونە هشدار قبلی و یا در حین فرار از دست مامورین، زخمی یا جانشان را از دست دادەاند.


http://www.hrkurd.com/archive/1476.htm

برنامه حقوق بشر و جامعه مدنی آرمان‌شهر


Human Rights & Civil Society Newsletter

ویژه‌ سی‌ونهمین کنگره فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر
گیسو جهانگیری به عنوان نایب رییس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر انتخاب شد
گیسو جهانگیری، رییس سازمان حقوق بشری و جامعه مدنی آرمان‌شهر، در انتخابات سی‌ونهمین‌ کنگره فدراسیون‌ بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH)، قدیمی‌ترین سازمان حقوق بشری جهان، در شهر ژوهانسبوگ در تاریخ ۲۷ آگوست ۲۰۱۶ (۶ شهریور ۱۳۹۵) با آرای اکثریت قاطع سازمان‌های عضو این فدراسیون به عنوان نایب رییس آن انتخاب شد
نایب رییس جدید اف‌.آی‌.دی‌.اچ سه اولویت اصلی‌ خود را برای ادامه فعالیت‌های حقوق بشری با توجه به وظایف تازه‌اش چنین دسته‌بندی می‌کند: لزوم و تقویت رابطه با جامعه‌های مدنی مترقی و نسل جوان با هدف یاری رساندن به مدافعان حقوق بشر برای دسترسی به فضاهای جدید و ترویج فرهنگ حقوق بشری، چون همان‌طور که ماینا کیای، کارشناس مستقل و گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در خصوص زمینه آزادی‌ تشکل‌ها، اشاره می‌کند امروز مبارزات در برخی جغرافیاها تغییر شکل یافته‌اند و از خیابان و درگیری‌ها و حضور فیزیکی به دنیای مجازی تغییر محل داده‌اند. اما باید از پروژه‌ای شدن و دنیای مجازی به فعالیت‌هایی به سبک دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بازگردیم و جوان‌ها را جلب کنیم. دوم، ایجاد پیوندهای نزدیک‌تر و همکاری عملی میان تجارب حقوق بشری کشورهای قاره‌های گوناگون، و در نهایت عمده کردن مسایل مربوط به حقوق زنان و شریک‌سازی آن‌ها در تمامی حوزه‌های خرد و کلان
او یکی از دو رییس فستیوال بین‌المللی فیلم زنان در هرات است. این جشنواره‌ با همکاری آرمان‌شهر و خانه فیلم رویا در افغانستان پایه‌گذاری شده و هر ساله در هرات، شهری بدون سینما و در قلعه‌ای جنگی برگزار می‌شود. به روایت جهانگیری «ما با کمک زنان آگاه افغانستان محل امنی ایجاد کردیم برای کشورهایی بسته مثل ایران و چین تا بتوانند تجارب خود را حول موضوع زنان به گوش بخشی دیگر از جهانیان برسانند. شرکت‌کنندگان متوجه شباهت‌های زیاد بین برخی از مبارزات‌شان، شرایط و حقوق پایمال‌ شده‌شان با کشورهای دیگر می‌شوند. باید بتوانیم فضاهایی جایگزین بیشتری ایجاد کنیم، مثل جنبش مبارزه با جهانی کردن. کنش‌گران این جنبش می‌گویند اگر ما را به جلسات بسته سران کشورهای قدرتمند راه نمی‌دهند، ما روبه‌روی سالن آنها، فضای خود را اشغال می‌کنیم تا از توجه به آنها برای جلب توجه به مطالبات خود و انگشت‌نما کردن آنها بهره ببریم. وقتی در قلعه‌ای جنگی و در شهر بی‌سینما، جشنواره‌ی فیلم برگزار می‌کنیم، یعنی در جهت فرهنگ‌سازی در مقابل تفکر حاکم، مسایل زنان را علم می‌کنیم
اظهارات گیسو جهانگیری را در‌ گفت‌وگو با رادیو زمانه بخوانید
دیمیتریس کریستوپولوس استاد دانشگاه و فعال یونانی به ریاست فدراسیون انتخاب شد
دیمیتریس کریستوپولوس به ریاست فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر انتخاب شد. او جانشین عبدالکریم لاهیجی حقوقدان می‌شود که مدت سه سال ریاست این سازمان بین‌المللی غیردولتی را به عهده داشت. انتخابات در سی‌ونهمین کنگره‌ی فدراسیون در شهر ژوهانسبورگ برگزار شد که نمایندگان ۱۷۸ سازمان عضو فدراسیون از ۱۲۰ کشور برای انتخاب هیأت بین‌المللی تازه‌ی فدراسیون و تعیین جهت‌گیری‌های اصلی آن در سه سال آینده گرد آمده بودند
دیمیتریس کریستوپولوس بلافاصله پس از انتخاب:‌ مبارزه علیه تروریسم، منافع اقتصادی و رشد افراط‌گرایی احترام به حقوق بشر را به جایی عقب رانده اند که گمان می‌کردیم قطعاً به گذشته پیوسته است. حقوق شهروندان به ندرت تا به این حد تحقیر شده است. شنیدن صدای جامعه‌ی مدنی و فعالان سراسر جهان امری فوری و ضروری‌تر از همیشه است. باید مقاومت کنیم و دست به اقدام بزنیم
بیشتر بخوانید
بیانیه‌ی کنگره‌ی فدراسیون در همبستگی با مدافعان حقوق بشر در خطر

سی‌ونهمین کنگره‌ی فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر در ژوهانسبورگ (جمهوری آفریقای جنوبی) از ۲۵ تا ۲۷ آگوست ۲۰۱۶ (۶ـ۴ شهریور ۱۳۹۵) همبستگی خود را با مدافعان حقوق بشر که به‌خاطر ترویج حقوق بشر در سراسر جهان در معرض خطر، حمله، سرکوب و مجرم‌انگاری هستند ابراز و حمایت خود را از آنها اعلام می‌کند
ـ با تأکید بر این که امنیت مدافعان حقوق بشر در شراطی درگیری، پسادرگیری و بحرانی به‌ویژه در خطر است؛
ـ با تأکید بر پیچیده‌تر شدن آسیب‌پذیری مدافعان حقوق بشر اغلب در اثر دور بودن آنها از چشم، عدم تشخیص و درک نقش آنها، معافیت از مجازات مرتکبان موارد نقض حقوق بشر، کارزارهای بی‌اعتبارسازی و انگ‌زنی به آنها و ممانعت از فعالیت‌شان، عدم تشخیص کافی مقوله‌های حقوق بشر مثل حقوق مربوط به زمین و محیط‌زیست و حقوق مربوط به هویت جنسیتی و گرایش جنسی، ظرفیت محدودِ راه‌کارهای محافظتی و هم‌دستی نیروهای دولتی و غیردولتی؛
ـ با محکوم کردن قتل‌های اخیر مدافعان حقوق بشر در چندین کشور مثل آذربایجان، بنگلادش، برزیل، برمه، بروندی، کامبوج، کامرون، جمهوری دمکراتیک کنگو، گواتمالا، هندوراس، عراق، کنیا، لیبی، پاکستان، آفریقای جنوبی، سوریه، تایلند، فیلیپین و ترکیه؛
ـ با محکوم کردن کارزارهای بدنام‌سازی سازمان‌های حقوق بشر و تهدیدهای علیه مدافعان حقوق بشر، در کشورهایی مثل اسرائیل و فلسطین که مدافعان حقوق فلسطینی‌ها ـ به‌ویژه وکیل دادگستریِ عضو الحق ندا کیسوانسون و کارکنان عضو المیزان ـ به مرگ تهدید می‌شوند؛
ـ با تأکید بر این که بسیاری از مدافعان حقوق بشر قربانی ناپدیدکردنِ قهری، حبس خودسرانه اغلب در شرایط غیرانسانی، و پیگرد به اتهام‌های ساختگی و محاکمه‌های مملو از نقض حق محاکمه‌ی عادلانه هستند، به‌ویژه مدافعانی که در رژیم‌های استبدادی یا در بحران سیاسی یا در جنبش‏های اعتراضی اجتماعی فعال هستند، همچون آنگولا، آذربایجان، بحرین، بنگلادش، برمه، کامبوج، کامرون، چاد، کلمبیا، جمهوری دمکراتیک کنگو، مصر، گواتمالا، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، موریتانی، مکزیک، عربستان سعودی، سودان، سوریه، تایلند، ترکیه، ازبکستان، ویتنام و زیمبابوه؛
بیشتر بخوانید
همکاری کمیسیون حقوق بشر و حقوق مردم آفریقا با فدراسیون برای تنظیم رهنمودهای مقابله با خشونت جنسی
کمیسیون حقوق بشر و حقوق مردم آفریقا، با فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و وکلای مدافع حقوق بشر (آفریقای جنوبی) در تدوین رهنمودهایی برای مقابله با خشونت جنسی و پیامدهای آن خطاب به دولت‌ها همکاری می‌کند. این رهنمودها کشورهای عضو اتحادیه‌ی آفریقا را در تدوین قوانین و راه‌کارهایی برای عملی کردن تعهدات منطقه‌ای و بین‌المللی آنها راهنمایی خواهد کرد.
به این خاطر، روز دوشنبه ۲۲ آگوست ۲۰۱۶ در آستانه سی‌ونهمین کنگره فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر ، سمیناری بسته با شرکت کارشناسان بلندپایه آفریقا علیه خشونت جنسی و قربانیان این خشونت برگزار شد. در این سمینار کارشناسان برجسته زیر حضور داشتند: پنَسی تِلاکولا، رییس کمیسیون حقوق بشر و حقوق مردم آفریقا، سویاتا ماجگا، نایب رییس کمیسیون، لوسی آزوگابور، گزارش‌گر ویژه کمیسیون در زمینه حقوق زنان در آفریقا، رشیده مَنجو، گزارش‌گر پیشین سازمان ملل در مورد خشونت علیه زنان، دلایل و پیامدهای آن، بینِتا دیوپ، فرستاده ویژه کمیسیون زنان، صلح و امنیت اتحادیه افریقا، ماهاوا کاوا ویلر، رییس بخش زنان، جنسیت و توسعه کمیسیون آفریقا، عبدالکریم لاهیجی، رییس افتخاری فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و جاکوب فان‌‌ خاردِرِن، رییس وکلای مدافع حقوق بشر (آفریقای جنوبی). در پی سمینار، این کارشناسان در نشستی مطبوعاتی در هتل محل برگزاری کنگره فدراسیون شرکت کردند.
بیانیه‌ی هیأت بین‌المللی فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر: فوری به ناپدیدکردن‌های قهری پایان دهید

در روز بین‌المللی قربانیان ناپدیدکردن قهری (۳۰ اوت)، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان‌های عضو آن خواهان پایان یافتن ناپدیدشدن ناخواسته و ناپدیدکردن‌های قهری در سراسر جهان و عدالت برای قربانیان و خانواده‌های آنها شدند. هیأت بین‌المللی تازه‌برگزیده‌ی فدراسیون در نخستین نشست خود (که در پی سی‌ونهمین کنگره‌ی فدراسیون در آفریقای جنوبی، ۲۷ـ۲۵ اوت ۲۰۱۶ برگزار شد)، خواهان توجه افزوده‌ی بین‌المللی به تداوم رویه‌ی وحشتناک ناپدیدکردن قهری شد. با وجود این‌که ناپدیدکردن قهری در حقوق بین‌المللی جرم است، هزاران مورد آن در سراسر جهان با معافیت از مجازات کامل در جریان است. به علاوه، صدها تن، به‌ویژه مدافعان حقوق بشر و دگراندیشان سیاسی، هر سال به‌دست نیروهای غیردولتی و نیروهای امنیتی دولتی ناپدید می‌شوند
بیشتر بخوانید
مسئول حقوق بشر سازمان ملل سیاستمداران 'عوام‌فریب' را
محکوم کرد
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد به شدت به سیاستمداران پوپولیست که آنها را "عوام فریب و خیال‌پرداز سیاسی" نامیده حمله کرده است. زید رعد حسین به خصوص خیرت ویلدرز سیاستمدار راست افراطی از هلند را متهم کرد که تعصب و عدم بردباری را به عنوان یک سلاح به کار می گیرد. او گفت که آقای ویلدرز و دیگران از جمله دونالد ترامپ نامزد جمهوری خواهان در انتخابات آمریکا و نایجل فاراژ سیاستمدار بریتانیایی که برای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا کمپین می کرد از همان تاکتیک های گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) استفاده می کنند.
بیشتر بخوانید

گزارش‌گران بدون مرز تشدید سانسور در ایران را محکوم کرد

گزارش‌گران بدون مرز بار دیگر تشدید سانسور بر روی اینترنت و سرکوب شهروند وب‌نگاران را محکوم می‌کند. یک هفته پس از راه‌اندازی فاز نخست شبکه ملی اطلاعات « اینترنت حلال» در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۹۵ دو خبرگزاری و چند سایت اطلاع رسانی مسدود شدند. در هفته‌های اخیر مرکز بررسی جرائم سازمان‌یافته سپاه پاسداران از احضار و بازداشت صدها کاربر اینترنت خبر داده است. خبرگزاری‌های موجو برنا و دست کم دو سایت دیگراطلاع رسانی پویش و ۹صبح به دستور دبیرخانه کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه از دسترس خارج شدند. علت مسدود شدن این سایت‌ها گویا انتقاد از معیارهای دوگانه دستگاه قضایی در امر مبارزه با فساد و باز انتشار خبرهایی در باره اسناد واگذاری زمین و اپارتمان به برخی مسوولان شهرداری و شورای شهر تهران است. پیش از این سایت معماری نیوز در پی انتشار این اسناد درتاریخ ۸ شهریور مسدود شده بود
در ماه‌های اخیر جدل بر سر فیلترینگ هوشمند در راس حکومت تشدید شده است. اصولگرایان با تکیه بر بازو‌های قضایی و نظامی خود، دستگاه قضایی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دولت رئیس جمهور حسن روحانی را تحت فشار قرار داده‌اند تا کنترل بیشتری بر اینترنت و به ویژه بر شبکه‌های اجتماعی و نرم‌افزارهای کاربردی اعمال کند. تلگرام همچنان به دلیل استفاده گسترده و بنا بر آمار رسمی بیش از ۱۵ میلیون نفر در ایران، در مرکز این جدل قرار دارد. با این حال افزون بر تلگرام با وجود ممنوع و فیلتر بودن توئیتر و فیس بوک نیز نقش مهمی در تبادل اطلاعات در کشور ایفا می کنند. وزرای دولت تدبیر و امید و اصولگرایان با وجود اختلاف در نحوه اعمال اما با فشار بر تگرام برای دسترسی مسوولان ایرانی به سرورهای و اعمال فیلترینگ هوشمند توافق دارند. امری که علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی را به داشتن صفحه خود بر روی اینستاگرام «هوشمندانه فیلتر شده» ترغیب کرده است
بیشتر بخوانید




در حمله به دانشگاه آمریکایی افغانستان چه کسانی کشته شدند؟

حمله مهاجمان انتحاری به دانشگاه آمریکایی افغانستان به عنوان حمله‌ای خشونت‌بار به یک مرکز آکادمیک، بازتاب گسترده‌ای داشته است. بسیاری از واکنش‌ها حول این موضوع بوده که مهاجمان انتحاری و سازمان‌دهندگان این حمله دشمنی خود را با یک مرکز آموزشی ابراز کرده و کوشیده‌اند نشان دهند که "با آینده روشن" جامعه جنگ‌زده کشور مخالفت کنند. در بسیاری از واکنش‌های ابراز شده اسامی شماری از قربانیان به صورت مکرر ذکر شده و از آن‌ها به عنوان افرادی متعلق به بخشی از نسل جوان کشور یاد شده که مردم باید به آینده آن امیدوار باشند. از جمله کشته شدگان اسامی سه نفر از بیش از همه مورد توجه واقع شده است. بسیاری از کسانی که نسبت به این رویداد واکنش نشان داده‌اند، مرگ آنها را تاثرآور دانسته‌اند
بیشتر بخوانید

گزارش‌های مشروح‌تر به زبان انگلیسی در ستون سمت چپ

آخرین فرصت گل؛ بازمانده‌ای از اعدام‌شده‌گان دهه ۶۰ در ایران




عنوان کتاب را از شعری از احمد شاملو وام گرفته است، «می‌خواهم خواب اقاقیاها را ببینم/ در آخرین فرصت گل». آن را چسبانده روی جلد یک کتاب که شامل ۱۳۷ اثر است، دست‌نوشته‌ها، وصیت‌نامه‌ها، مجسمه‌ها و نقاشی‌هایی است که زندانیان دهه ۶۰ از خود به یادگار گذاشته اند. مهدی اصلانی ماه ها بود که منتظر نهایی شدن طرح و عنوان جلد بود و حالا در سالگرد اعدام مخالفان جمهوری اسلامی در تابستان ۶۷ و به یاد اعدامیان دهه ۶۰، کتابش را روانه بازار کرده است. جرقه گردآوری آثار اعدام‌شدگان نخستین دهه حکومت جمهوری اسلامی برای این نویسنده در شصت‌مین سال‌گرد هولوکاست و در اردوگاه داخائو آلمان زده شد. وقتی با همراهی دوستی قدم به یکی از «مخوف‌ترین قتل‌گاه‌های جهانی» گذاشت و با توریست‌ها و جمعی از بازدیدکنندگان مواجه شد که برای ثبت تصویر و فیلم از پیرزنی که روی صندلی ویژه‌ معلولان توسط پرستارش به این سو و آن سور برده می‌شد، سبقت می‌گرفتند: «هیچ‌کس در پی کشف مفهوم کلمات برآمده از دهان پیرزن نبود. ثبت خود با سندی زنده. بغضی غریب گلوگیرم شد و پرسش‌هایی افزون از حد. آیا چرخش روزگار موقعیتی مشابه ماریا به هزاران جان‌به‌دربرده‌ تبعیدی ارزانی خواهد کرد؟ آیا در کهن‌سالی‌ احتمالی‌مان، سوژه‌ عکس توریست‌ها خواهیم شد؟ آیا ماریا و بازدید‌کنندگان داخائو می‌دانند نسل باقی‌مانده از شیرزنانی که به تابوت‌های ابداعی حاج داوود رحمانی "نه" گفتند، روزگاری بر صندلی چرخ‌دار ویژه‌ی معلولان در اوین و گوهردشت، اسرار هویدا ‌کنند. به گوهردشت برگشتم و راهروهای مرگ‌اش. سرنوشت آن‌همه چشم‌بند بی‌صاحب، دم‌پایی‌های پلاستیکی و انبوه چشم‌بندهای بی‌چشم.»
بیشتر بخوانید




روایتی داستانی از پناهندگان ایرانی به زبانی عریان








رمان "سلام لندن" تازه‌ترین اثر شیوا شکوری، نویسنده و شاعر مقیم بریتانیا است. از او تاکنون مجموعه شعرهای "سه چشم فردا" ، "نه" و نیز "چشمان مست روی قلمدان" منتشر شده است. "سلام لندن" را انتشارات نوگام در ۳۳۳ صفحه منتشر کرده است. "سلام لندن" روایت زندگی زنی ایرانی از زبان اول شخص است که پس از طلاق و ترک ایران به بریتانیا می‌رود تا در این کشور زندگی تازه ای را آغاز کند.زندگی‌ای که همچون تجربه مشابه بسیاری از مهاجران چندان هم آسان نیست. محیط تازه، زبان بیگانه، دوری از خانه، مساله هویت، مواجهه با علم و تکنولوژی در کشور میزبان و در دنیای تازه، همچنین آشنایی با افراد متفاوتی که هرکدام به دلایلی از ایران گریخته‌اند، همه این مسائل ذهن و روح او را متاثر می کند
شیوا شکوری درباره چگونگی شکل‌گیری این رمان می‌گوید که در ابتدا مجموعه‌ای داستان کوتاه داشته و تصمیم گرفته که آنها را به هم مرتبط و تبدیل به رمان کند. از سوی دیگر هرچند "سلام لندن" نخستین تجربه این نویسنده در حوزه رمان است، اما صاحب آن توانسته با انتخاب زبانی ویژه، مسائل اجتماعی ایرانیان مهاجر را تا حدودی شرح دهد. زبانی که رضا اغنمی، نویسنده و منتقد ساکن آلمان آن را به دلیل "عریان" بودنش می‌ستاید. زبانی "باز" و عاری از هر نوع" آرایش کلامی و ادبی متداول". هرچند به نظر می‌رسد نویسنده رمان "سلام لندن" چنین زبانی را به گفته خودش بیش از آنکه به طور آگاهانه انتخاب کرده باشد، به صورتی غریزی و براساس نیاز روایت به انتخاب چنین زبانی برگزیده است
بیشتر بخوانید


سالار مگس‌ها
نوع و تناقض نقدهایی که درباره سالار مگس‏ها نوشته شده، به خصوص از آن جهت اهمیت دارد که اصحاب جهان بینی‏ های گوناگون، هر کدام این قصه را از دیدگاه باورهای خود نقد کرده‏ اند و جای پایی از ارزش‏ های خویش را در آن یافته ‏اند. منتقدین مارکسیست، اگر چه گولدینگ را در جرگه نویسندگان سوسیال رئالیست به حساب نمی ‏آورند، به او نظر عنایتی دارند و سالار مگس‏ها را حمله ‏ای به نظام سرمایه ‏داری دانسته ‏اند. به گمان آنان، آن‏چه در جمع کوچک بچه ‏های جزیره اتفاق می‏افتد، سرنوشت همه جوامعی است که نظام حکومتی آنان سرمایه‏ داری است و نهایتاً به علت برخورد منافع طبقاتی، بی‏ عدالتی‏های اقتصادی و اجتماعی و… فرو می ‏پاشند. نقد سالار مگس‏ها از این دیدگاه حداقل تا حدودی تنگ نظرانه است چون: – در عین حال که نابه‌هنجاری‏های موجود در جمع بچه ‏ها انگیزه‏ های مشخص بیرونی دارد – که عمده‏ ترین آنان گرسنگی است – نمی‏توان توجه خاص گولدینگ را به محرک ‏های درونی نادیده گرفت. گرایش فطری آدمی به کژی و شر – بنا به اعتقاد نویسنده – خمیر مایه اصلی قصه است و هر جا که به انگیزه‏ های بیرونی اشارتی دیده می‏شود، به واقع در اثبات این مدعاست و نه بیشتر. به عبارت ساده‏ تر، گرسنگی در سالار مگس‏ها، دلیل خونخوارگی نیست؛ دست‏ کم تنها دلیل آن نمی‏تواند باشد
تهیه این کتاب را به ما سفارش دهید
کاکائو
نسخه ای که برای ترجمه استفاده کرده ام، کتابی است که “ژان اورنچیونی” از پرتغالی به فرانسه برگردانده و در ۱۹۸۴ برای نخستین بار در فرانسه چاپ شده است. و اکنون چند کلامی نیز درباره نویسنده اثر! ژورژ آمادو در سال ۱۹۱۲ درایتابونا در جنوب سالوادور دو باهیا به دنیا آمد. در شانزده سالگی در روزنامه‏ای مشغول به کار شد و سپس در ریو دو ژانیرو به دانشگاه حقوق رفت. در ۱۹۳۱ نخستین کتابش به نام را نوشت، اما تا آغاز ۱۹۹۰ از قبول ترجمه آن خودداری کرد. حتماً به این دلیل که می‏گفت: « تمامی بدبینیِ که در این رمان دیده می‏شود، یکسره تصنعی است و این نگرش ادبی ساده گرایانه‏ای بیش نیست.» در ۱۹۳۳ کاکائو را نوشت. او که خود در یکی از مزارع کاکائو به دنیا آمده بود، “سرزمین سختی‏ها” را به عنوان صحنه اصلی این رمان برگزید. او در این کتاب دو ارزش، یعنی ارزش ادبی و صداقت را رو به روی هم قرار می‏دهد و صداقت را برتری می‏بخشد. با این همه آیا می‏توان گفت ارزش ادبی در این کتاب کنار گذاشته شده است؟ به هر حال پاسخ خود او این بود: «من در این کتاب کوشیده‏ام ، از کمترین ادبیات به سود بیشترین صداقت استفاده، و زندگی کارگران مزارع کاکائو را در جنوب باهیا بیان کنم. و از این آیا داستانی کارگری بیرون آمده است؟
تهیه این کتاب را به ما سفارش دهید

Transitional Justice A to Z الف تا ی عدالت انتقالی


Discrimination
A failure to treat all persons equally where no reason- able distinction can be found between those favoured and those not favoured. Discrimination is prohibited in respect of “race, sex, language or religion” (Art. 1(3), UN Charter, 1945) or “of any kind, such as race, colour, sex, language, religion, political or other opinion, national or social origin, property, birth or other status” (Art. 2, Universal Declaration of Human Rights, 1948). تبعیض
کوتاهی از رفتار برابر با همه در شرایطی که تفاوت معقولی بین اشخاص مورد التفات و دیگران وجود نداشته باشد. تبعیض بر اساس «نژاد، جنسیت، زبان یا مذهب» (ماده (3)1، منشور ملل متحد، 1945) یا «از هر نوع، مثل نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، نظر سیاسی یا غیر آن، منشا ملی یا اجتماعی، مالکیت، تولد یا شئون دیگر» (ماده 2، اعلامیه جهانی حقوق بشر، 1948) ممنوع است

فرهنگ نقد فمینیستی

حوزه معرفت‌شناسی در فضای سیاسی باز
دانیل کِرگوات
همانطور که دیدیم اصطلاح «تقسیم جنسی‌ کار» معنا‌‏های بسیار متفاوتی دارد و اغلب به دیدگاهی تشریحی ارجاع می‌‌دهد. بدون شک این دیدگاه ناگزیر است و یکی از مثال‏های این دیدگاه را میتوان در ایجاد مقیاس‌هایی‌ معتبر برای اندازه ‏گیری برابری یا نابرابری شغلی‌ بین زنان و مردان دید که هدف سیاسی مهمی‌ در فرانسه به شمار می‏رود. ولی‌ وقتی‌ از تقسیم جنسی‌ کار صحبت به میان می‌‌آوریم، چیزی فرای مشاهده نابرابری‌ها را مدّ نظر داریم: بررسی‌ موشکافانه این توصیف از واقعیت با تفکری درباره روند‌هایی‌ که یک جامعه با توجه به این تفاوت در پیش می‌‌گیرد تا فعالیت‌های موجود در خود را سلسله‏ مراتبی کند. بحث دیگری درباره محتوای اصطلاح «روابط اجتماعی جنسیتی» وجود دارد. برای بررسی‌ دقیق هر واژه به یاد داشته باشیم که زبان فرانسوی این برتری را بر برخی‌ زبان‌ها دارد که دو کلمه را پیشنهاد می‌‌کند؛ «رابطه» و «ارتباط». هر یک از آنها دو تراز از درک مفهوم جنسی‌‏سازی روابط اجتماعی را در بر می‌‌گیرند. مفهوم رابطه اجتماعی بیان‏ کننده تنش ناسازگاری است که به‏ خصوص به موضوع تقسیم مرتبط است و به ایجاد گروه‌های اجتماعی با منافع متضاد منتهی‌ می‌‌شود. ولی‌ «روابط اجتماعی» به ارتباطات‏ هایی ملموس که گروه‌ها و افراد با هم برقرار می‌‌کنند، اشاره دارد. بنابراین، شکل‏های اجتماعی‌ «زوج» یا «خانواده» آن طور که در جوامع خود مشاهده می‌‌کنیم در عین حال هم بیانی‌ از روابط اجتماعی جنسیتی هستند که در اینجا به شکل نظام پدرسالارانه نمایان می‏‌شوند و هم نشان‏گر فضا‌های کنش اجتماعی هستند که خود اجتماعی بودن را دوباره ایجاد می‏کنند و جزیی از عملکرد جنسی‌‏سازی اجتماع را قوت می‌‌بخشند. تاکید بر ناسازگاری یا بر ارتباط به دو موضوع تحقیقی برمی‏گردد که وقتی از دیدگاه مشاهده‌ای به معرفت‏ شناسی روی می‌‌آوریم با یکدیگر ضدّ و نقیض می‌‌شوند: این روابط اجتماعی هستند که پیشاپیش جامعه را شکل می‌‌دهند. در مقابل، این جمع کنش‌ها است که در بطن فضایی براونی اندک اندک حدود و قوانین را ایجاد می‌‌کند... که می‌‌توان آن را در یک جامعه مورد نظر مشاهده کرد. در این دیدگاه آخری که در علوم اجتماعی کنونی تقریبا استیلا دارد برای مثال سخن از مکمل بودن تکلیف‏ ها می‌‌شود که در نتیجه به کار پاره‏وقت برای زنان «مشروعیت» می‏بخشد و حتی آن را اولویت قلمداد می‏کند. می‏بینیم که موضوع این بحث معرفت‏ شناسانه نیست؛ بلکه سیاسی نیز است. هدف در واقع: 1. فهم تاریخی این مسئله است که چگونه روابط اجتماعی در نهادها و قوانین (زوج، خانواده، نسب، کار، حقوق مدنی و غیره) جای گرفته و نقش شکل ‏دهی‌ و در عین حال قانونمندکردن رابطه‏ ای قدرت‏ طلبانه بین گروه‌ها را در مقطع زمانی‌ مشخصی‌ بر عهده دارند (اسکات، ۱۹۹۰)؛ و ۲. شناسایی تنش‌های جدید ایجاد شده در جامعه و فهم این که که چگونه آنها باعث جابهجایی‌ هدف‏ها می‏شوند و، بنابراین، بالقوّه اجازه می‌‌دهند که قوانین، قواعد و معرفی‌ گروه‌های اجتماعی که پیرامون این هدف‏ها به عنوان گروه‌های «طبیعی» ایجاد شده ‏اند غیر مشروع نشان داده شوند. به طور خلاصه، هدف این است که بتوان به اتوپیا اندیشید و در عین حال عملکرد اجتماع را تحلیل کرد. از آن‏جایی که گروه‌های جنسیتی دیگر مقوله‏ هایی تغییرناپذیر، تثبیت‏ شده، ضدّ تاریخی و ضدّ اجتماعی نیستند، می‌توان رابطه‌ای را که آنها را با هم ترکیب می‌‌دهد، دوره‏ بندی (با کمک تحلیل تکامل ابعاد هدف‏ های اجتماعی) و بنابراین مسئله تغییر ـ و نه تنها به سازی ـ اجتماع را مطرح کرد. با این حال، زنان و مردانی که روی موضوع جنسی‌‏سازی جامعه کار کرده ‏اند و ستمی را که یک جنس بر جنس دیگر روا می‌‌دارد به رسمیت می‌‌شناسند، این نقطه‏ نظر را که در علوم اجتماعی در اقلیت است، به گونه‌ای بسیار متفاوت مورد قبول قرار می‌‌دهند. این امر از دهه ۱۹۷۰ تا به حال در فرانسه صادق است. با وجود این، دو سؤال همچنان مورد بحث قرار می‌‌گیرند: سؤال اول: آیا می‏بایستی تنها بر روابط اجتماعی جنسیتی تمرکز داشت یا برعکس سعی‌ کرد کلّ روابط اجتماعی را همزمان با هم مورد تحلیل و تفکر قرار داد؟ اولویت دادن به نوعی رابطه اجتماعی، یعنی‌ در اینجا رابطه اجتماعی زن و مرد بسیار وسوسه ‏انگیز است. این تحقیقات درخشان مثل آثار دِلفی، گیومن، مَتیو... ابزار محکم، جدید و قابل توضیحی را ارائه می‌‌کنند؛ اما با وجود این قطعی است که تنها در نظر گرفتن رابطه سلطه‌ مردان و زنان و مبارزه علیه آن برای درک و فهم تنوع و پیچیدگی‌ اعمال اجتماعی مردانه و زنانه کافی‌ نیست. سؤال دوم که از ساختمان موضوع تحقیق می‏گذرد و به تفسیر داده‌های مشاهده شده می‌‌پردازد راجع به مشخصه‌های رابطه اجتماعی جنسیتی است. در کتاب جنس در کار و اثرهای دسته‏ جمعی یا انفرادی که به دنبال آن منتشر شدند، اتفاق آرایی در مورد متقاطع بودن روابط اجتماعی جنسیتی به چشم می‌‌خورد؛ اما اگر به این مشخصه بُعد دیگری را اضافه نکنیم ناکامل باقی‌ می‌‌ماند: و آن تاثیر دائمی روابط اجتماعی روی یکدیگر است. اگر برای مثال شیوه تولید سرمایه‌داری را در نظر بگیریم می‏بینیم که این شیوه بر پایه جدایی‌ بین مکان و زمان تولید و تکثیر بنا شده است؛ اما در مورد آنچه ما کار خانگی می‌‌نامیم، آن شکل تاریخی خاصی‌ از کار تکثیری است؛ یعنی‌ شکلی‌ که از جامعه حقوق‏ بگیر جدایی‌‏ناپذیر است. به عبارت دیگر، روابط اجتماعی هم گوهر و هم ‏ذات هستند. این بحث تنها جدلی نظری نیست بلکه به موضع‏ گیری‌های تحلیلی بسیار متفاوتی چه در زمینه علمی‌ و چه در زمینه سیاسی منجر می‌‌شود. بنابراین، تقریبا محال است بتوان کار یا شغل زنان را جداگانه در نظر گرفت بلکه برعکس می‏بایستی به طور همزمان و به عنوان عناصر توضیحی روابط جنسیتی، طبقاتی و کشورهای غنی و کشورهای فقیر در میان گذاشت؛ این بحث در مورد خانواده و از هم پاشیده شدن شکل‏ های اجتماعی آن و تلاش برای چارچوب‏ بندی حقوقی آن هم باید در نظر گرفته شود یا در مورد تحول شکل‌های مردانگی یا اشکال متفاوت پدری و مادری یا مباحث امروزی درباره مهاجرت و خانواده‌های مهاجر نیز وجود دارد. اصل هم‏ ذات بودن روابط اجتماعی به ما امکان می‌‌دهد تا به ماهیت اغتشاشی که تقسیم جنسی‌ کار هم اکنون با آن روبهرو است پی‌ ببریم. به دو مثال اشاره می‌‌کنیم: مثال اول: ظهور و گسترش «کوچ‏‌گری جنسیتی» است (کِرگوات، ۱۹۹۸) که با بی‏ ثباتی و انعطاف‏ پذیری شغلی‌ همراه است: کوچ‏‌گری زمانی‌ برای زنان (تعدد کار پاره‏‌وقت یعنی‌ ساعت‌های کاری بسیار پراکنده در طی‌ روز یا هفته) و کوچ‌‏گری مکانی برای مردان (کار موقت، کارگاه‌های ساختمانی و یا انرژی اتمی‌ برای کارگران، پیش‌‏پاافتادگی سفر‌های شغلی‌ پیاپی در اروپا و در جهان برای کارمندان بلند پایه). در اینجا به خوبی‌ می‏بینیم که چگونه جداسازی جنسی‌ کار شکل‏‌های کاری و شغلی‌ را طرح‌‏بندی می‏کند و چگونه انعطاف‏‌پذیری می‌‌تواند شکل‏‌های کلیشه‌ای روابط اجتماعی جنسیتی را تشدید کند. مثال دوم دوگانگی مشاغل زنان است که نقطه تلاقی روابط اجتماعی را به خوبی‌ نشان می‌‌دهد. از آغاز دهه ۱۹۸۰ طبق آمار اینسه (تحقیقات شغلی‌)، تعداد زنان «کارمند عالی‌‏رتبه و مشاغل روشنفکرانه برتر» بیشتر از دو برابر شده است؛ هم‏اکنون ۱۰ درصد از زنان فعال در این دسته قرار دارند. بنابراین، هم زمان با بی‌‏ثباتی شغلی و فقر تعداد روزافزونی از زنان (آنها ۴۷ درصد جمعیت فعال را تشکیل می‏دهند ولی‌ ۵۲ درصد آنها بیکار و ۷۹ درصد از حقوق پایینی‌ بهره‌مند هستند)، شاهد بالا رفتن سرمایه‌های اقتصادی، فرهنگی‌ و اجتماعی درصد به نسبت چشمگیری از زنان فعال هستیم. بدین ترتیب برای اولین‏‌بار در تاریخ سرمایه‌داری، شاهد ظهور گروهی از زنان هستیم که منافع مستقیم آنها (و نه منافع پدران و همسرانشان) در تضاد با منافع زنانی قرار می‌‌گیرد که از نسل کار پاره‏‌وقت، مشاغل خدماتی کم درآمد و از نظر اجتماعی بیارزش و اغلب بی‌‏ثبات هستند. بنابراین، می‌توان اکنون مستقیم شروع به کار در مورد کل جامعه کرد بدون این‏که به دنبال رابطه اجتماعی «درست» یا هویت «درست» انفرادی یا جمعی بود؛ در نظر گرفتن این‏که روابط اجتماعی با ریتمی ثابت در زمان و مکان متحول نمی‌‌شوند، این امکان را می‌‌دهد که مسئله پیچیدگی‌ و تغییر را مورد توجه مستقیم قرار دهیم؛ و سرانجام دسته‏‌بندی‌های اجتماعی که هنوز کماکان گروه غالب آنها را تعریف می‏کند از هم می‏‌گسلند و جای خود را به مجموعه متحرکی از شکل‏‌بندی‌ها می‏دهند که گروه‌های اجتماعی در آن ایجاد شده و یا از هم می‏‌گسلند و افراد زندگی‌ خود را در میان اعمال اجتماعی اغلب پیچیده و متناقض بنا می‌‌کنند

می‌توانید تهیه این کتاب را سفارش دهید



Britain is now the second biggest arms dealer in the world


INDEPENDENT
Britain is now the second biggest arms dealer in the world, official government figures show – with most of the weapons fuelling deadly conflicts in the Middle East. Since 2010 Britain has also sold arms to 39 of the 51 countries ranked “not free” on the Freedom House "Freedom in the world" report, and 22 of the 30 countries on the UK Government’s own human rights watch list. A full two-thirds of UK weapons over this period were sold to Middle Eastern countries, where instability has fed into increased risk of terror threats to Britain and across the West. Meanwhile statistics collated by UK Trade and Investment, a government body that promotes British exports abroad, show the UK has sold more arms than Russia, China, or France on average over the last 10 years. Only the United States is a bigger exporter.

READ MORE




Kurds Fear the U.S. Will Again Betray Them, in Syria








NY TIMES
ISTANBUL — For almost two years, Syrian Kurds, with American weapons, air cover and training, have fought and died in battle against the Islamic State. They have taken pride in their status as the United States’ most faithful proxy in the fight against the militant group, and they have hoped their effectiveness as warriors would lead to American support for Kurdish political gains inside Syria. So, many Kurds shuddered when Turkish tanks and soldiers recently rolled into northern Syria, with American support, to push back against Kurdish gains. They saw it, perhaps prematurely, as a replay of a century of betrayal by world powers, going back to the end of World War I, when they were promised, then denied, their own state in the postwar settlement. “The Kurds are going to scream betrayal at every turn when they think things are not going to go their way, because they’ve had a century of it,” said Joost Hiltermann, the program director for the Middle East and North Africa at the International Crisis Group, and a longtime expert on the Kurds. The Syrian Kurds say their aim is to establish an autonomous region, not their own state, where their rights are protected, in whatever settlement comes from the long Syrian civil war. And they say they hope that the United States will support them in that desire.


READ MORE
Brittle Uzbekistan Hopes for a
Controlled Succession


letzte Änderungen: 27.6.2017 10:18