Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 160 von 164

در سندی که در وب سایت سعید حیدری طیب، نماینده کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی خطاب به رئیس جمهور ایران و وزیر دادگستری منتشر شده،

به صراحت قید شده است که شهروندان ‌ پیرو آیین یارسان کە بە نام اهل حق هم شناختە میشوند بە طور سیستماتک در مراحل گزینشی در هر مقطعی رد صلاحیت می‌شوند و در محاکم قضایی شهادت این شهروندان پیرو آیین یارسان پذیرفته نمی‌شود.
این بدین معنی است کە در حکومت جمهوری اسلامی ایران این شهروندان به طور ذاتی از بدو تولد به صرف اینکه در یک خانواده یارسانی به دنیا می‌آیند فاقد حقوق انسانی‌ و اولیه‌ای هستند که دیگر ایرانیان به طور معمولی‌ از آن حقوق بهره مند میباشند.
این نامه بخوبی نشان دهنده نقض سیستماتیک حقوق شهروندی چندین میلیون پیروان این آیین کە اکثر انها در شرق کردستان ززندگی میکنند و بخشی از جامعە شرق کردستان بە حساب میایند در ۳٧ سال گذشته است که از سوی یک مقام رسمی‌ جمهوری اسلامی به طور ضمنی‌ مطرح شده است. مردمی که هویت آنان به طور مستمر انکار می‌شود و به انحا و روش‌های گوناگون در معرض اسیمیلاسیون حکومتی قرار میگیرند.
لازم بە ذکر است کە در ماه خرداد سال ۱۳۹۲ هجری خورشیدی، سبیل یک زندانی یارسانی به نام کیومرث در زندان همدان به زور تراشیده شد که این اقدام، توهین به آداب و رسوم پیروان این کیش به شمار می‌رود. پس از این واقعه، یکی از جوانان یارسانی همدان به نام حسن رضوی، به نشانه اعتراض در مقابل فرمانداری همدان اقدام به خودسوزی کرد که بر اثر شدت جراحات ناشی از سوختگی چندین روز بعد در بیمارستان درگذشت.
در بامداد چهاردهم خرداد همان سال، یکی دیگر از پیروان یارسان به نام نیکمرد طاهری در برابر دوربین، خود را آتش زد و ساعتی بعد جان باخت.
در پی این خودسوزی‌ها و رفتارهای توهین‌آمیز عده‌ای از پیروان آیین یارسان تجمع اعتراضی برگزار کردند که البته در سخنان‌شان تاکید کردند که خواسته‌هایشان سیاسی نیست و تنها خواهان ملاقات با مسئولان برای مذاکره در جهت جلوگیری از رفتارهای توهین آمیز با پیروان یارسان و نقض حقوق‌شان‌اند
در بامداد شنبه پنجم مرداد همان سال، یکی دیگر از پیروان کیش یارسان در نزدیکی مجلس شورای اسلامی ایران اقدام به خودسوزی کرد.
جمعیت حقوق بشر کردستان


20150304

Webb: www.kmmk.info

کیهان لندن - هتک حرمت جامعه یارسان و آیین یاری در بحبوحه انتخابات، در روزهای ۷ و ۸ اسفند، چند ده نفر از هواداران یکی از کاندیداهای شاه آباد غرب که نامش را به «اسلام آباد» تغییر داده‌اند، که خود را «شیعیان اهل بیت» معرفی می کردند، در خیابان به آزار پیروان یارسان پرداختند، به خانه‌های آنها حمله کردند و در آخر به تنها «جم خانه» یا نیایشگاه اهل یاری نیز تعرض کردند. احمد رافت در گفتگو با ناوخاص نظری از سازمان دمکراتیک یارسان و فیروز یوسفی از پیروان این آئین گزارشی تهیه کرده است.

محکومیت سیمین عیوض زاده مادر زندانی سیاسی امیدعلی حق شناس به حبس و شلاق برای اعتراض به حکم پسر توسط بیدادگاه اسلامی رژیم


سیمین عیوض زاده، مادر زندانی سیاسی امیدعلی حق شناس، که به ۹۱ روز حبس و ۷۴ضربه شلاق در دادگاه کیفری استان تهران محکوم شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «اتهام من با اقدامی که انجام دادم کاملا متفاوت است بنابراین حکمم را قبول ندارم و اصلا آن را عادلانه و منطقی نمی دانم و انتظار تبرئه خودم را دارم. روز شنبه ۲۲ اسفند آخرین روز مهلت برای درخواست تجدید نظر به حکمم است که وکیلم این درخواست را خواهد داد.»
سیمین عیوض زاده، مادر امید علی شناس، فعال حقوق مدنی و کودک است که روز ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۳ توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شد. امید علی شناس پس از ماهها زندان در دادگاهی در تاریخ ۱۴ اسفند ماه ۱۳۹۳ به ۱۰ سال حبس محکوم شد. وکیل او پس از اعلام این حکم درخواست تجدید نظر در حکم را داد اما هنوز رای دادگاه تجدید نظر او پس از ماهها ابلاغ نشده است. آقای حق شناس نهایتا در تاریخ ۲۸ دی ماه ۱۳۹۴ با قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی تا زمان رای دادگاه تجدید نظر آزاد شد.
پیش از آزادی او مادر این زندانی بارها در تجمعات مسالمت آمیز در اعتراض به بازداشت فرزندش و عدم آزادی او با قرار وثیقه شرکت کرده بود. خانم سیمین عیوض زاده در تاریخ ۳۰ آبان ماه که به همراه تعداد دیگری از شهروندان در مقابل زندان اوین تجمع کرده بود توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. او پس از بازداشت به زندان قرچک ورامین منتقل شد و پس از ۹ روز با قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.
خانم عیوض زاده که متهم به “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی در حمایت از سرکرده فرقه عرفان حلقه“ شد در شعبه ۱۰۶۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی دهقانی روز ۲۰ بهمن ماه به همراه ۱۷ نفر دیگر که در همان روز ۳۰ آبان ماه دستگیر شده بودند محاکمه شد و طبق حکمی که در تاریخ سوم اسفند ماه به وکیلش ابلاغ شد به ۷۴ ضربه شلاق و ۹۱ روز حبس محکوم شد. این حکم برای تمام ۱۸ نفر یکسان صادر شده است.
طبق گفته خانم عیوض زاده، ۱۲ نفر از دستگیر شدگان شاگردان و هواداران محمد علی طاهری بودند و ۶ نفر دیگر از خانواده ها و دوستداران زندانیان سیاسی بودند. هاشم زینالی پدر سعید زینالی نیز یکی از این افراد است که او نیز به دلیل بی خبری از فرزندش در طی ۱۶ سال اعتصاب کرده بود.
خانم عیوض زاده با اظهار اینکه اتهام را قبول ندارد به کمپین گفت: «۱۸ نفر در تاریخ ۳۰ آبان ماه در تجمع مقابل اوین دستگیر شدند که من یکی از این ۱۸ نفر بودم. ۱۲ نفر از ما شاگردان و هواداران محمد علی طاهری بودند و بقیه از خانواده های زندانیان سیاسی یا در دفاع از آنها در تجمع شرکت کرده بودند. من در اعتراض به حکم سنگین پسرم و عدم موافقت با آزادی او با قرار وثیقه در آن روز تجمع کرده بودم اما پس از دستگیری به من اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی در دفاع از محمد علی طاهری تفهیم شد در حالیکه همه دنیا می دانند من برای چه آن روز تجمع کرده بودم و عکس پسرم هم دست بود. من اصلا آقای طاهری را نمی شناسم.»
سیمین عیوض زاده با اظهار اینکه در دادگاه به دفاعیات او و وکیلش توجهی نشده به کمپین گفت: «نمی دانم چرا اصلا دادگاه تشکیل شد وقتی به دفاعیات وکیلم و خودم در صدور حکم توجهی نشده است. من به اتهامی متهم شدم و حکم گرفتم که اصلا آن را مرتکب نشده ام. اولا من برای پسرم و نه برای آقای طاهری آن روز در مقابل زندان اوین تجمع کرده بودم و ثانیا تجمع ما مسالمت امیز بود و نیاز به گرفتن مجوز نداشت.»
خانم عیوض زاده ادامه داد: «قاضی گفت شما مجوز تجمع نداشتید من هم گفتم طبق ماده ۲۷ قانون اساسی تجمعات مسالمات آمیز نیازی به مجوز ندارد. گفتم ما کار خلافی نکردیم و آنهایی که ما را دستگیر کردند کار خلاف انجام داده اند و باید به جای ما محاکمه شوند.»
خانم عیوض با اظهار اینکه پس از بازداشت در تاریخ ۳۰ آبان ماه به مدت ۹ روز در زندان قرچک بوده درباره بازجویی خود گفت: «پس از بازداشت ما را در ابتدا به دادسرای زندان اوین بردند و در آنجا به ما تفهیم اتهام شد و بعد من به همراه دو خانم دیگر لیلا میرغفاری و شرمین یمنی که از طرفداران آقای طاهری بودند پس از بازداشت به زندان قرچک منتقل شدیم و مردها هم به زندان اوین منتقل شدند. ما بازجویی نداشتیم چون پس از بازداشت دست به اعتصاب غذا زده بودیم فقط مسولان زندان قرچک از مان خواستند که توضیحات و دلایل اعتصاب غذای خود را بنویسیم که ما هم نوشتیم.»


منبع : تارنمای کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

حکم سه سال حبس رسول بداقی از سوی دادگاه تجدید نظر تایید شد


جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۹۴ تهران ۱۲:۱۸

حکم سه سال حبس «رسول بداقی» معلم زندانی محبوس در بند هفت زندان اوین، از سوی دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این معلم زندانی و از اعضای کانون صنفی معلمان در تیرماه سال جاری و با پایان حکم محکومیت شش ساله خود با پرونده ای جدید روبرو شد و از اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ به بند دو الف، بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان اوین منتقل و مدت پنج ماه را به صورت انفرادی در بازداشت به سر می برد.

«رسول بداقی» در عصر روز دوشنبه ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۴ به بند ۸ زندان اوین منتقل و در نهایت به بند هفت این زندان انتقال یافت.

این معلم زندانی و فعال صنفی از جمله فعالانی است که در موج سرکوب‌های سال ۱۳۸۸ بازداشت و در شهریور ماه همان سال به شش سال حبس محکوم شد و پایان دوره محکومیت خود پس از محاکمه در۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۴ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، به ریاست «قاضی مقیسه»، به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به سه سال حبس تعزیری دیگر محکوم و حکم صادره در دادگاه تجدید نظر عینا تایید گردیده است.

رسول بداقی، معلم دبیرستان در اسلامشهر، علاوه بر حبس، به پنج سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شده بود. آموزش و پرورش استان تهران در حالی که آقای بداقی در زندان به سر می‌برد، او را به خاطر “غیبت، حضور در گردهمایی‌های اعتراضی فرهنگیان، فعالیت علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی” اخراج کرد.



آغاز دوازدهمین سال فعالیت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان


دوازده سال پیش در نهم آوریل 2005 سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان (ریکخراوی پاراستنی مافی مروفی کوردستان- RMMK) موجودیت خود را اعلام نمود تا گفتمانی که پیش تر «پیام مردم» نوید آن را داده بود و در آن باورمندی به انسانیت و احترام به کرامت انسانی، آزادی و عدالت، حقوق بشر و امنیت مردم و جامعه در اولویت قرار دارد، تداوم ببخشد و با ارگانیزه کردن فعالیت های مرتبط، در راستای نهادینه کردن پذیرش تنوع و تکثر و پلورالیسم، مطالبه گری حقوق و آزادی ها، مسالمت جویی و آشتی خواهی و دفاع مدنی از دموکراسی و حقوق بشر، کوششی مدنی و مسالمت بخش در راه اعتلای انسانیت و مدنیت و انسان و جامعه، آغازگر باشد.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان تجلی جامعه مدنی نوپا و نوین «روژهه لات» حقوق، آزادی و امنیت مردم کرد و التیام بخشی به جراحاتی که طی چند دهه گذشته بر روح و پیکره ی این مردم در کردستان و در این گوشه از دنیا، وارد شده، به شکلی کاملا رسمی و قانونی از مفاد و روح منشور جهانی حقوق بشر جستجو نموده و در انطباق با آن، مطالبه ی حقوق و آزادی های بنیادین که طی اعلامیه و میثاق ها در 1948 و پس از آن توسط ملل متحد و جامعه جهانی تصویب و به حقوق موضوعه ی قابل مطالبه و رسمیت یافته تبدیل شده، بر حق و مشروع و قانونی می داند و از همین رو بر اجرا و تامین و تضمین احترام به آن پای فشار و مصر است.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به استثنای دو سال آغازین فعالیت، در تمام سال های دهه ی گذشته و بویژه این اواخر، به طور مداوم تحت سرکوب و فشارهای روزافزون قرار داشته است، به دنبال بازداشت و زندانی کردن آقای محمدصدیق کبودوند رئیس این سازمان درتیرماه 1386، دامنه ی فعالیت های RMMK و گستره ی دو گروه زیرمجموعه این سازمان شامل گزارشگران حقوق بشرکردستان (پیامنیرانی مافی مروفی کردستان –PMMK) و دیده بانان حقوق بشر کردستان (چاوه دیرانی مافی مروفی کوردستان –CMMK) که نظارت و دیده بانی بر حقوق بشر را در وسیع ترین شکل ممکن در تمامی شهرها و روستاهای «روژهه لات» را برعهده گرفته بودند به دلیل شدت و تداوم فشار و سرکوب و ضربه پذیری گروه های داوطلبی، به ناچار و به مرور محدود و سرانجام براساس تصمیم مدیریت، سازمان فعالیت های مجموعه های گزارشگران و دیده بانان و فعالیت بخش های خبری و گزارشگری را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
با این حال سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، با آغاز دوازدهمین سال فعالیت خود، در کنار ادامه فعالیت های جاری، مطالعات و بررسی های دامنه داری در خصوص اتخاذ شیوه های نوین فعالیت با هدف فعال سازی و گسترش گستره ی نظارت و دیده بانی واحدهای مرتبط به خود، در حوزه‏ها و موضوعات مختلف حقوق بشری آغاز کرده است و امیدوار است با کاربست و بکارگیری شیوه های نوین و مدنی تر به پاسداشت و مراعات حقوق بشر در ایران و کردستان یاری رساند. در پایان این سازمان آزادی آقای کبودوند و دیگر زندانیان سیاسی و حقوق بشری، توقف نقض حقوق بشر و اعدام ها در کشور و آغاز تلاش و اقدام برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران و «روژهه لات»، توقف سرکوب و کشتار مردم کرد «باکوور» توسط دولت ترکیه و از سرگیری مذاکرات صلح با کردها در آن کشور، و سرانجام شکست گروه های تروریستی و دولت های سرکوبگر در منطقه و رهایی مردم در «روژآوا» و اقلیم کردستان «باشوور» از تروریسم و سرکوب و دستیابی آنها به حقوق و مطالبات و خواسته هایشان را آرزومند و خواستار است.
تاریخ 20 فروردین 1395/8 آوریل 2016
دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان


جان باختن فیصل عبیداوى شهروند عرب اهوازى در کمین نیروهاى امنیتی+فیلم

جان باختن فیصل عبیداوى شهروند عرب اهوازى در کمین نیروهاى امنیتی+فیلم


چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۰۶


به دنبال شلیک مستقیم نیروهای انتظامی اهواز به یک خودروی سواری، «فیصل عبیداوی» شهروند عرب اهل اهواز جان باخت. گفته شده پس از آتش گشودن نیروهای مسلح در این کمین نظامی، دو شهروند دیگر نیز به شدت مجروح شده‌اند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، به دنبال کمین نیروهاى امنیتى در مسیر اهواز – خفاجیه، در ساعت ۱۹:۳۰ غروب دوشنبه ۲۳ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، پس از یک تعقیب و گریز ماشین حامل سه شهروند عرب اهوازی توسط نیروهای انتظامی محاصره می‌شود و نیروهای مسلح به ماشین مذکور آتش گشوده و سرنشینان بی دفاع را با شلیک مستقیم به شدت مجروح می‌کنند.

بنا به گزارش منابع محلى «فیصل عبیداوى» ٢٧ ساله از اهالى «کوى سادات اهواز» کشته می‌شود.

گفته شده دو سرنشین دیگر این ماشین، «سعید سوارى» اهل «کوى علوى» از ناحیه لگن مجروح و «خلیل عبیداوى» پسرعموى «فیصل عبیداوی» نیز از اهالى «شهرک اهواز» از ناحیه پا مجروح شده‌اند.

به دنبال این حادثه، بستگان قربانیان از دلایل احتمالی درگیری اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند. همچنین خبرگزارى‌هاى محلى و رسمى، علت این حادثه و دلیل کمین نیروهای انتظامی را منتشر نکرده‌اند.

گزارش شده «فیصل عبیداوى» چند روز پیش از جان باختن، ازدواج کرده بود.

«کریم دحیمی» از فعالان حقوق بشر اهوازی، فیلمی را ارسال کرده است که در آن “بى‌اعتنایی نیروهاى انتظامى در کنار پیکر خون‌آلود خلیل عبیداوی یکى از مجروحان” در آن مشاهده می‌شود.

هشدار: این فیلم حاوی تصاویر دلخراشی است؛ دیدن آن به همه توصیه نمی‌شود.


آغاز دوازدهمین سال فعالیت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

آغاز دوازدهمین سال فعالیت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان


چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۴۰

«سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» روز شنبه ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۹۵ برابر با نهم آوریل ۲۰۱۶، وارد دوازدهمین سال فعالیت خودش شد. این در حالی است که «محمدصدیق کبودوند» روزنامه‌نگار، مدافع حقوق بشر و بنیان‌گذار برجسته «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» در نهمین سال گذراندن حبس خود است.

به همین مناسبت این سازمان با صدور اطلاعیه‌ای آغاز دوازدهمین سال فعالیت خودش را اعلام کرده است. یک نسخه کامل از اطلاعیه مطبوعاتی «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» در اختیار «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی» قرار گرفته است که در پی می‌خوانید.

دوازده سال پیش در نهم آوریل ۲۰۰۵ سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان (ریکخراوی پاراستنی مافی مروفی کوردستان- RMMK) موجودیت خود را اعلام نمود تا گفتمانی که پیش تر «پیام مردم» نوید آن را داده بود و در آن باورمندی به انسانیت و احترام به کرامت انسانی، آزادی و عدالت، حقوق بشر و امنیت مردم و جامعه در اولویت قرار دارد، تداوم ببخشد و با ارگانیزه کردن فعالیت‌های مرتبط، در راستای نهادینه کردن پذیرش تنوع و تکثر و پلورالیسم، مطالبه‌گری حقوق و آزادی‌ها، مسالمت‌جویی و آشتی‌خواهی و دفاع مدنی از دموکراسی و حقوق بشر، کوششی مدنی و مسالمت‌بخش در راه اعتلای انسانیت و مدنیت و انسان و جامعه، آغازگر باشد.

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان تجلی جامعه مدنی نوپا و نوین «روژهه‌لات» حقوق، آزادی و امنیت مردم کُرد و التیام‌بخشی به جراحاتی که طی چند دهه گذشته بر روح و پیکره‌ی این مردم در کردستان و در این گوشه از دنیا، وارد شده، به شکلی کاملا رسمی و قانونی از مفاد و روح منشور جهانی حقوق بشر جستجو نموده و در انطباق با آن، مطالبه‌ی حقوق و آزادی‌های بنیادین که طی اعلامیه و میثاق‌ها در ۱۹۴۸ و پس از آن توسط ملل متحد و جامعه جهانی تصویب و به حقوق موضوعه‌ی قابل مطالبه و رسمیت یافته تبدیل شده، بر حق و مشروع و قانونی می‌داند و از همین رو بر اجرا و تامین و تضمین احترام به آن پای فشار و مصر است.

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که به استثنای دو سال آغازین فعالیت، در تمام سال‌های دهه‌ی گذشته و به ویژه این اواخر، به طور مداوم تحت سرکوب و فشارهای روزافزون قرار داشته است، به دنبال بازداشت و زندانی کردن آقای محمدصدیق کبودوند رئیس این سازمان در تیرماه ۱۳۸۶، دامنه‌ی فعالیت‌های RMMK و گستره‌ی دو گروه زیرمجموعه این سازمان شامل گزارشگران حقوق بشر کردستان (په‌یامنیرانی مافی مروفی کردستان –PMMK) و دیده‌بانان حقوق بشر کردستان (چاوه‌دیرانی مافی مروفی کوردستان –CMMK) که نظارت و دیده‌بانی بر حقوق بشر را در وسیع‌ترین شکل ممکن در تمامی شهرها و روستاهای «روژهه‌لات» را برعهده گرفته بودند به دلیل شدت و تداوم فشار و سرکوب و ضربه‌پذیری گروه‌های داوطلبی، به ناچار و به مرور محدود و سرانجام براساس تصمیم مدیریت، سازمان فعالیت‌های مجموعه‌های گزارشگران و دیده‌بانان و فعالیت بخش‌های خبری و گزارشگری را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.

با این حال سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، با آغاز دوازدهمین سال فعالیت خود، در کنار ادامه فعالیت‌های جاری، مطالعات و بررسی‌های دامنه‌داری در خصوص اتخاذ شیوه‌های نوین فعالیت با هدف فعال‌سازی و گسترش گستره‌ی نظارت و دیده‌بانی واحدهای مرتبط به خود، در حوزه‏ها و موضوعات مختلف حقوق بشری آغاز کرده است و امیدوار است با کاربست و به کارگیری شیوه‌های نوین و مدنی‌تر به پاسداشت و مراعات حقوق بشر در ایران و کردستان یاری رساند. در پایان این سازمان آزادی آقای کبودوند و دیگر زندانیان سیاسی و حقوق بشری، توقف نقض حقوق بشر و اعدام‌ها در کشور و آغاز تلاش و اقدام برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران و «روژهه‌لات»، توقف سرکوب و کشتار مردم کُرد «باکوور» توسط دولت ترکیه و از سرگیری مذاکرات صلح با کُردها در آن کشور، و سرانجام شکست گروه‌های تروریستی و دولت‌های سرکوبگر در منطقه و رهایی مردم در «روژئاوا» و اقلیم کردستان «باشوور» از تروریسم و سرکوب و دستیابی آنها به حقوق و مطالبات و خواسته‌هایشان را آرزومند و خواستار است.



تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۹۵/۸ آوریل ۲۰۱۶

دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

روزگار دوزخی آزادی‌خواهان در زندان‌های جمهوری اسلامی


دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۵۱

گزارشی از افزایش تعداد زندانیان در اعتصاب غذا و نگاهی کوتاه به وضعیت ۱۴ زندانی معترض

اشاره: با نگاهی به گزارش‌های متعدد موارد نقض حقوق زندانیان در ایران، آشکار است که جمهوری اسلامی هر آزادی‌خواهی را دستگیر کند، تا آخرین نشانه‌های حیات فکری و جسمی او را تحت فشار می‌گذارد. حکومت اسلامی به بهانه “افکار سیاسی”، “تبلیغ علیه نظام” و “اقدام علیه امنیت ملی” روزگار دوزخی برای زندانیان ایجاد کرده است. مسوولین اطلاعاتی، قضایی و زندانبانان سلسله مجازات‌هایی را در مراحل بازداشت، صدور حکم و در دوران حبس مقرر کرده‌اند که در نهایت زندانیان معترض را وادار به نشان دادن سخت‌ترین و خطرناک‌ترین شکل اعتراض که همان «اعتصاب غذا» است، می‌کنند. هم‌اکنون زندانیان بسیاری در زندان‌های جمهوری اسلامی در اعتراض به رفتار زندانبانان خود، دست به اعتصاب غذای خشک و تر زده‌اند. در گزارش پیش رو نگاهی به روایت ۱۴ زندانی معترض که اعتصاب غذایشان در جریان است یا به تازگی خاتمه یافته می‌اندازیم.

اعتصاب غذا در زندان‌های ایران

در اعتصاب غذای تَر، زندانی غذا نمی‌خورد و تنها آب و مایعات می‌نوشد. در اعتصاب غذای خشک زندانی از خوردن غذا و مایعات ممانعت می‌کند.

بسیاری از زندانیانی که اقدام به اعتصاب غذا می‌کند، احتمالا فکر تمام عواقب خطرناکی را که گریبانشان را تا مدت‌ها خواهد گرفت نمی‌کنند. برخی از زندانیان هم اعلام می‌کنند که فکر همه جوانب و عواقب احتمالی حتی خطر مرگ را نیز کرده‌اند؛ اما آنها عنوان کرده‌اند “مرگ در حال اعتصاب غذا، بهتر از تحمل مرگ تدریجی است که از سوی زندانبانان بر آنها تحمیل شده است.”

یکی از مهم‌ترین دلایلی که زندانیان در ایران را وامی‌دارد که دست به اعتصاب غذا بزنند، رعایت نکردن «مقررات حداقل معیار برای رفتار با زندانیان» ماده ۲۲ مصوب شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در ۱۳ مه ۱۹۷۷ است. در این ماده آمده: «زندانیان بیماری که نیاز به مداوای تخصصی دارند باید به موسسه‌های تخصصی یا بیمارستان‌های عادی منتقل شوند.»

ماده قانونی که از سوی جمهوری اسلامی رعایت نشده و به عنوان نمونه «افشین سهراب‌زاده»، «رمضان احمد کمال» و «حسین رونقی ملکی» را بر آن داشته در چندین نوبت نسبت به “عدم رسیدگی پزشکی مناسب” و “عدم اعزام به مراکز درمانی تخصصی خارج از زندان” دست به اعتصاب غذای تر و خشک اعتراضی بزنند.

در ماده‌ی ۶ مقررات، که ناظر بر ماده‌های همین مصوبه است آمده: «مقررات زیر به ‌طورِ غیر جانبدارانه به اجرا درخواهند آمد. هیچ تبعیضی براساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین، عقیده‌ی سیاسی یا عقاید دیگر، منشا ملی یا اجتماعی، مالکیت، تولد یا جنبه‌ای دیگر، نباید اعمال شود.»

این در حالی است که جمهوری اسلامی زندانیان عقیدتی، سیاسی و مدنی را بارها به دلیل عقیده و باور، نژاد و زبان، منشا ملی، دین و همچنین میزان تاثیرگذاری که در جامعه داخل و خارج از زندان دارند، مورد تبعیض قرار داده و به عنوان نمونه «سعید شیرزاد»، «امیر امیرقلی» و «محمود بهشتی لنگرودی» را با وضعیت بسیار دردناکی روبرو کرده‌اند.

در ماده ۸ بخش نخست آیین‌نامه اجرایی «سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور» مصوب ۲۰ آذرماه ۱۳۸۴، آمده: «کلیه محکومان با توجه به نوع و میزان محکومیت، پیشینه کیفری، شخصیت، اخلاق و رفتار براساس تصمیم شورای طبقه‌بندی، حسب ورود در زندان‌های بسته یا مراکز حرفه آموزش و اشتغال نگهداری می‌شوند، مگر آن که مقام قضایی صادرکننده حکم در رای صادره محل خاصی را برای نگهداری محکوم تعیین نموده باشد.»

همچنین در ماده ۶۹ این آیین‌نامه درباره تفکیک زندانیان به مواردی همچون «حسب پیشینه، سن، جنسیت، تابعیت، نوع جرم، مدت مجازات، وضع جسمانی و روانی، چگونگی شخصیت و استعداد و میزان تحصیلات و تخصص» اشاره شده است. در ماده ۷ این آیین‌نامه درباره نحوه تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان براساس نوع جرم (در زندان‌های با ظرفیت بالای ۷۰۰ نفر) آمده است: «الف- جرایم باندی و سازمان‌یافته، قتل عمدی، سرقت مسلحانه، آدم‌ربایی، تجاوز به عنف، اسیدپاشی، اشرار و سارقین سابقه‌دار.

ب- جرایم مالی مانند کلاهبرداری، رشاء و ارتشاء، اختلاس، جعل و استفاده از سند مجعول، خیانت در امانت، اخلال در نظام اقتصادی، قاچاق کالا و ارز، سرقت فاقد سابقه، ضرب و جرح عمدی، زنا و لواط، جرایم بر ضد عفت و اخلاق و نظم عمومی، جرایم غیر عمدی، جرایم بر ضد حقوق و تکالیف خانوادگی، صدور چک بی محل و محکومین مالی موضوع ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی.

ج- جرایم ویژه با حساسیت عمومی نظیر جاسوسی، اقدام علیه امنیت کشور.

دـ جرایم مربوط به مواد مخدر.»

با توجه به تبصره این ماده “شورای طبقه‌بندی می‌تواند بر حسب تحصیلات، ویژگی‌های اخلاقی و خصوصیات رفتاری و چگونگی شخصیت زندانیان، آنان را در هریک از طبقات جدای از طبقه خاص خود قرار دهد.”

با این اوصاف مسوولان زندان‌ها و ناظر آنها یعنی سازمان زندان‌ها در موارد متعددی از اجرای آیین‌نامه‌های مصوب حکومتی در رابطه با تفکیک زندانیان خودداری می‌کند.

این در حالی است که سازمان «عفو بین‎‌الملل» در گزارشی در ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، اعلام کرد شش تن از زندانیان محبوس در رجایی شهر کرج، در اعتراض به “عدم رعایت اصل تفکیک جرایم” در این زندان دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

«مسعود عرب چوبدار»، «بهزاد ترحمی»، «سعید شیرزاد»، «فرید آزموده»، «افشین بایمانی» و «ایرج حاتمی» از جمله زندانیان سیاسی و امنیتی در زندان رجایی شهر کرج هستند که همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برند.

گفته شده تعداد زندانیان سیاسی یا امنیتی در زندان‌های دیگر نیز اخیرا دست به اعتصاب غذا زده‌اند. از جمله «مرتضی پروین»، «مصطفی پروین»، «صالح پیچگانلو»، «افشین سهراب زاده»، «سعید صادقی‌فر» و «سحر الیاسی» که در مواردی اعضای خانواده این زندانیان نیز همراه با عضو زندانی دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

جمهوری اسلامی از هر امکانی استفاده می‌کند تا شرایط غیرقابل تحمل حبس را برای زندانیان به وجود آورد و از این جهت نیز برخی از زندانیان بر آن اصطلاح «شکنجه خاموش» نام نهاده‌اند.

اسامی و مشخصات ۱۴ تن از زندانیانی که اخیرا دست به اعتصاب غذا زده‌اند در اینجا آمده که در پی می‌خوانید.

حسین رونقی ملکی
حسین رونقی ملکی
۱- حسین رونقی ملکی

این وبلاگ‌نویس زندانی، در اعتراض به “عدم رسیدگی پزشکی”، “عدم برخورداری از درمان تخصصی” و “ممانعت مسوولین از اعزام وی به مرخصی درمانی در خارج از زندان”، از روز شنبه ۷ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، دست به اعتصاب غذا زده و همچنان نیز در جریان است.

این زندانی عقیدتی “در اثر شکنجه و بدرفتاری طی حبس طولانی پیش از محاکمه یکی از کلیه‌های خود را از دست داده و دچار نارسایی کلیه‌ی دیگر است. او همچنین دچار مشکلات گوارشی، دیسک، آرتروز گردن و زانو است.”

این زندانی بیمار محبوس در بند ۷ زندان اوین، روز شنبه ۲۸ فروردین‌ماه سال جاری، به علت وخامت جسمانی به بیمارستان «هاشمی‌نژاد» تهران اعزام و پس از معاینات پزشکی به زندان بازگردانده شد. او علی‌رغم دستور پزشکی قانونی و دکتر متخصص همچنان در زندان به سر می‌برد.

این وبلاگ‌نویس زندانی پیش‌تر نیز در ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸، بازداشت و پس از گذشت ۱۰ ماه بازداشت در بند دو-الف زندان اوین، در ۱۳ مهرماه ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «پیر عباس» به اتهام «عضویت در شبکه ایران پروکسی»، «توهین به رهبری » و «توهین به رئیس جمهوری» به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم و حکم صادره به وی ابلاغ شد.

حکم صادره با اعتراض وکیل «حسین رونقی ملکی» در ۲۹ آبان ماه ۱۳۸۹جهت تجدید نظر به دادگاه ارسال و در ۱۰ آذرماه ۱۳۸۹ حکم ۱۵ سال حبس تعزیری این وبلاگ نویس از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر تایید شد.

این زندانی سیاسی در طول دوره درمان با نظر کمیسیون پزشکی به عدم تحمل زندان در روز شنبه ۹ اسفندماه ۱۳۹۳، به دلایلى نامشخص مجددا احضار و راهى زندان اوین شد.

«حسین رونقی ملکی» (بابک خرمدین) در نهایت در روز چهارشنبه ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۴ جهت درمان با قرار وثیقه ۱ میلیارد و چهارصد هزار تومان به مرخصی درمانی اعزام شد. اما با وجود بیماری و گواهی کمیسیون پزشکی، او صبح روز چهارشنبه ۳۰ دی ماه ۱۳۹۴ پس از حضور در دادستانی تهران به زندان اوین مراجعه و سپس جهت ادامه دوران حبس به بند ۷ این زندان منتقل شد.

این وبلاگ‌نویس زندانی همچنین در چهارشنبه ۱۹ اسفندماه ۱۳۹۴، در پی مشکلات مهره‌ها و کمر جهت معاینه از سوی متخصص ارتوپدی به مطب خصوصی اعزام و پس از معاینه به زندان بازگردانده شد.

افشین سهراب‌زاده
افشین سهراب‌زاده
۲- افشین سهراب‌زاده

این زندانی سیاسی کُرد تبعید شده به زندان میناب، دچار سرطان روده و مشکلات تنفسی است. او در اعتراض به “ممانعت مسوولین جهت اعطای مرخصی درمانی” از روز دوشنبه ۲۳ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، با دوختن لب‌های خود دست به اعتصاب غذا زد. در نهایت وی در پی حضور و درخواست مسوولین زندان در روز پنج‌شنبه ۲ اردیبهشت‌ماه سال جاری، و اعلام حضور دادستان در زندان جهت رسیدگی در ماه پیش رو، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

«افشین سهراب‌زاده»، اهل کرمانشاه در ۱۸ خردادماه ۱۳۸۹، در نزدیکی سد گاوشان واقع در جاده سنندج – کامیاران در اتوبوسی در حال مسافرت، از سوی نیروهای «اداره اطلاعات شهر کامیاران» بازداشت و در نهایت در شعبه دوم «دادگاه انقلاب اسلامی سنندج»، به اتهام “محاربه” از طریق عضویت در یکی از احزاب کُرد مخالف حکومت (کومه‌له)، به تحمل ۲۵ سال زندان همراه با تبعید به «زندان میناب» محکوم شد.

گفته شده این زندانی سیاسی کُرد در زمانی که در «اداره اطلاعات کامیاران» بازداشت بوده، “از سوی شهرام رحیمی معاون وقت اطلاعات کامیاران به شدت مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته است.” او پس از سپری کردن ۲۰ روز بدون درمان، مجددا جهت بازجویی به اداره اطلاعات سنندج بازگردانده می شود.

پیش‌تر خانواده «افشین سهراب‌زاده» در سال ۱۳۹۳، علی‌رغم تهیه و تودیع ۲۰۰ میلیون تومان وثیقه جهت اعزام وی به مرخصی درمانی، با عدم موافقت زندان میناب مواجه شدند.

با توجه به هزینه‌های بسیار بالا جهت تهیه دارو و همچنین درمان این زندانی سیاسی و ناتوانی خانواده نسبت به تهیه و پرداخت این هزینه‌ها، «افشین سهراب‌زاده» به علت ضبط مدارک شناسایی از سوی مسوولین در زمان بازداشت از استفاده از بیمه نیز محروم است.

این زندانی سیاسی به بیماری سرطان روده، خونریزی داخلی و مشکلات تنفسی مبتلاست و در خطر جدی مرگ قرار دارد.

رمضان احمد کمال
رمضان احمد کمال
۳- رمضان احمد کمال

این زندانی سیاسی کُرد محبوس در بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، در اعتراض به “عدم رسیدگی پزشکی از سوی مسوولین زندان”، از روز دوشنبه ۳۰ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، دست به اعتصاب غذای خشک زد. مامورین در پنجمین روز از اعتصاب غذای وی، با استفاده از دست‌بند به اجبار به او سرم خوراکی تزریق کردند. پلاتین بازوی راست «رمضان احمد کمال» چند ماه پیش به دنبال عمل جراحی، خارج و به علت سهل‌انگاری پزشک معالج، منجر به پارگی عصب دست و در نهایت از کار افتادگی دست او شده است.

«رمضان احمد کمال» پیش‌تر نیز در اسفندماه ۱۳۹۴، به دلیل “عدم رسیدگی پزشکی” و “عدم اعزام به بیمارستان خارج از زندان” دست به اعتصاب غذا زده بود.

این زندانی سیاسی کُرد در بهار ١٣٨٧، در اطراف شهر ماکو از سوی نیروهای سپاه پاسداران پس از مورد هدف قرار گرفتن گلوله و زخمی شدن بازداشت شد. گفته شده “در زمان بازداشت از سوی نیروهای سپاه پاسداران، با وجود اصابت چندین گلوله به دست و پا، او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و سپس با ماشین مسافتی طولانی، وی را بر روی زمین کشیده‌اند.”

این زندانی سیاسی از سوی دادگاه انقلاب شهر خوی، به اتهام «عضویت در حزب کارگران کردستان» (پ ک ک)، به اعدام محکوم شد که پس از اعتراض او، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد و این دیوان نیز حکم صادره را نقض و ۱۰ سال زندان همراه با تبعید به زندان قزوین را برای این زندانی سیاسی صادر کرد.

«رمضان احمد کمال» از زمان بازداشت تاکنون، در زندان‌های ماکو، قزوین، اوین و رجایی‌شهر ، دوران حبس خود را گذرانده است.

«رمضان احمد کمال» در وضعیت جسمانی بدی قرار دارد. وضعیت سلامتی او در این مدت به حدی رو به وخامت گذشته، که دست راست او به دلیل اصابت چندین گلوله، به حالت نیمه فلج درآمده و حتی پیش‌تر نیز در زمان بازداشت در بازداشتگاه حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در شهر ارومیه، زخم‌های او دچار کرم‌زدگی شده است.

سعید پورحیدر
سعید پورحیدر
۴- سعید پورحیدر

این زندانی سیاسی پس از بازگشت به ایران، اواسط بهمن‌ماه ۱۳۹۳، به اتهام “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبرى” و “نشر اکاذیب در فضاى مجازى” بازداشت و پس از بازجویی و تفهیم اتهام، به بند ۸ زندان اوین منتقل شد و پس از آن به زندان رجایی شهر منتقل شد.

«سعید پورحیدر» همچنین پیش‌تر در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، بازداشت و در سال ۱۳۸۹ به تحمل ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. او پس از آزادى از کشور خارج شد و مدتى را در کشورهاى ترکیه و آمریکا گذراند که پس از بازگشت به ایران، بازداشت و پرونده جدیدی برای او تشکیل شد.

این زندانی سیاسی کماکان در انتظار رسیدگی به اتهامات انتسابی به خودش است. گفته شده اعتصاب غذای اعتراضی این زندانی سیاسی کماکان در جریان است.

سعید شیرزاد
سعید شیرزاد
۵- سعید شیرزاد

این زندانی سیاسی و فعال چپ‌گرا محبوس در بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، در ۱۲ خردادماه ۱۳۹۳، در محل کار خود در پالایشگاه تبریز بازداشت شد. او پس از انتقال به زندان اوین پس از مدتی در خصوص اعتراض و پیگیری مشکلات صنفی زندانیان، با وجود عدم برگزاری دادگاه و سپری کردن بازداشت موقت به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

این فعال حقوق کودکان کار و خیابان، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی «ابولقاسم صلواتی» به ﺍﺗﻬﺎﻡ “ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﺸﻮﺭ” به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم و حکم صادره در ۲۵ شهریورماه ۱۳۹۴ به وکیل او ابلاغ شدو همچنان در زندان رجایی شهر در حال گذارندن دوران محکومیت خود است.

«سعید شیرزاد» همزمان با تجمعات اعتراضی و مردمی در سال ۱۳۸۸ مشغول به تحصیل در رشته برق در دانشگاه شهریار بود و به دلیل شرایط نامساعد دانشگاه و عدم امکان فعالیت‌های اجتماعی، و فضای سرکوب و خفقان حاکم در دانشگاه، مجبور به انصراف از تحصیل شد و زمان حضور در دانشگاه را به طور کامل به حضور و فعالیت در «ان‌جی‌او»ها (تشکل‌های غیردولتی) اختصاص داد.

او در شهریورماه ۱۳۹۱، در حالی که به همراه تعدادی از دوستانش در حال امدادرسانی در زمینه بهداشت و آموزش زلزله‌زدگان در منطقه زلزله‌زده «ورزقان» (زلزله مردادماه ۱۳۹۱ آذربایجان) بود، از سوی ماموران امنیتی وزارت اطلاعات بازداشت و حدود یک ماه به صورت موقت در بازداشتگاه اهر تحت بازجویی قرار گرفت.

این فعال چپ گرا پیش‌تر در بازداشتگاه اهر در اعتراض به “بازداشت غیرقانونی” خود دست به اعتصاب غذا زد و پس از جمع‌آوری طوماری از سوی تعدادی از فعالین مدنی در اعتراض به بازداشت او، به زندان اوین منتقل شد.

«سعید شیرزاد» در نهایت از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «پیر عباس» به تحمل یک سال حبس تعلیقی (لازم‌الاجرا در ۵ سال) محکوم شد. او پس از ابلاغ حکم و آزادی، مجددا به منطقه زلزله‌زده بازگشت و تا حدود ۶ ماه به همیاری خود در امر امدادرسانی ادامه داد.

این فعال حقوق کودکان کار و خیابان، پس از بازداشت در خردادماه ۱۳۹۳، به دلیل فعالیت‌های ذکر شده فوق و همچنین دیدار با خانواده زندانیان و کمک‌های آموزشی تحصیلی به کودکان این خانواده‌ها، ارتباط با «احمد شهید» گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، به مدت ۳ ماه در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات در شرایط ایزوله و بی‌خبری خانواده از مکان نگهداری، تحت بازجویی‌های طاقت‌فرسا قرار گرفت و در نهایت به بند ۸ زندان اوین منتقل و پس از گذشت مدتی کوتاه به دلیل اعتراض به شرایط صنفی زندانیان با وجود عدم تشکیل دادگاه به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.

او در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، در پی آخرین احضار به دادگاه جهت رسیدگی پس از ممانعت از ورود وکیل به دادگاه، در اعتراض به این عمل غیرقانونی و عدم دسترسی وکیل به پرونده جهت مطالعه و همچنین تعیین وقت دادگاه بدون اطلاع قبلی به نشان رسمیت نشناختن دادگاه انقلاب، اقدام به ترک دادگاه کرد.

«سعید شیرزاد» در مجموع چهار بار از حضور در دادگاه خودداری کرد و در پنجمین احضار (پس از گذشت ۱۵ ماه بلاتکلیفی) و عدم حضور، در نهایت با حضور وکیلش در جلسه دادگاه بدوی حاضر شد. این در حالی بود که او در تمام مدت بازداشت و زندان خود هیچ‌گونه ملاقاتی با وکیل خود نداشته است.

او در دادگاه بدوی از سوی قاضی «ابولقاسم صلواتی» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. با وجود تعیین وقت تجدیدنظر، قاضی «ابولقاسم صلواتی» از امکان وثیقه وی ممانعت به عمل آورده است.

سازمان عفو بین‌الملل نیز در بیانیه‌ای خواهان رسیدگی فوری به وضعیت این زندانی سیاسی و فعال چپ‌گرا شده است. او هم‌اکنون در حال اعتصاب غذای اعتراضی در زندان رجایی شهر کرج است.

افشین بایمانی
افشین بایمانی
۶- افشین بایمانی

این زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، در ۱۵ شهریورماه ۱۳۷۹، به اتهام “کمک به فرار برادر خود مهدی بایمانی از هوادارن سازمان مجاهدین خلق”، بازداشت و به اعدام محکوم شد. حکم صادره در دادگاه تجدید نظر تایید شد اما پس از ۶ سال حکم او به حبس ابد تغییر یافت.

«افشین بایمانی» به همراه «ارژنگ داوودی» از ٢٨ دی‌ماه ۱۳۹۳، به بند سپاه زندان رجایی شهر کرج منتقل شد و در ۹ اسفندماه ۱۳۹۳، پس از گذراندن ۴٠ روز تحمل حبس انفرادی در بند سپاه، به سالن ١٢ رجایی شهر بازگردانده شد.

«افشین بایمانی» از روز یکشنبه ۸ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، دست به اعتصاب غذا زده است. این زندانی ۱۵ و نیم سال از حبس خود را گذرانده و هم‌اکنون نیز در حال اعتصاب غذا در زندان رجایی شهر کرج است.

ایرج حاتمی
ایرج حاتمی
۷- ایرج حاتمی

این زندانی امنیتی محبوس در بند ۳ زندان رجایی شهر کرج، به تحمل ۱۰ سال حکم محکوم شده است. او در روز ۱۳ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، در راهروهای زندان از سوی چند تن از زندانیان سالن ۹ (زندانیان تبعیدی از بندهای دیگر که در برخی موارد جرایم خطرناک دارند)، از پشت سر مورد حمله چندین ضربه چاقو به صورت سطحی قرار گرفت.

«ایرج حاتمی» در زندان رجایی شهر کرج و “بدون رعایت اصل تفکیک جرایم میان زندانیان تبعیدی با جرایم خشن نگهداری می‌شود.”

این زندانی امنیتی، از جمله “پرسنل سابق وزارت دفاع” بوده و به اتهام “ارتباط با دولت بیگانه” بازداشت و محکوم به زندان شده است.

این زندانی کماکان در حال اعتصاب غذای اعتراضی است.

فرید آزموده
فرید آزموده
۸- فرید آزموده

این زندانی امنیتی در خردادماه ۱۳۹۰، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و در دادگاه نظامی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

این افسر سابق سپاه پاسداران، در زمان بازداشت به کار چاپ و تبلیغات مشغول بوده، که به اتهام “ارتباط با سازمان مجاهدین خلق” و “چاپ آرم این سازمان بر روی تی‌شرت” و “جاسوسی برای بیگانه” از سوی دادگاه نظامی در استان البرز به دلیل “داشتن ماهواره و تجهیزات غیر مجاز” به پرداخت یک میلیون تومان جریمه و همچنین تحمل ۵ سال زندان محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تایید شد.

گفته شده “نزدیک به ۲ سال از دوران بازداشت این زندانی در نظر گرفته نشده است و او در جریان رسیدگی به پرونده به وکیل تعیینی نیز دسترسی نداشته است.”

این زندانی امنیتی مدت زیادی را در سلول‌های انفرادی گذراند. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که این زندانی در بازجویی‌ها تحت فشار شدید جهت اعتراف اجباری علیه خودش قرار گرفته و اتهام جاسوسی براساس اعترافات اجباری به او نسبت داده شده است.

هم‌اکنون «فرید آزموده» در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج در حال اعتصاب غذای اعتراضی است.

علی (امیر) امیرقلی
علی (امیر) امیرقلی
۹- امیر امیرقلی

«علی (امیر) امیرقلی»، دانشجوی اخراجی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین در دی‌ماه ۱۳۹۴ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست «ابوالقاسم صلواتی»، به اتهام “توهین به مقدسات”، “تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات اعتراضی”، ” اجتماع و تبانی” و “توهین به رهبری” به تحمل ۲۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.

طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات و با تجمیع جرایم، تنها حداکثر ۷ سال و نیم از این مجازات قابلیت اجرا دارد.

این فعال چپ‌گرا پیش‌تر نیز در ۸ شهریورماه ۱۳۸۷، پس از شرکت در بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی که در خاوران برگزار شده بود، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

«امیر امیر قلی» دیگربار در ۱۰ آذرماه ۱۳۹۳، از سوی ماموران امنیتی با در دست داشتن حکم بازداشتش از سوی شعبه‌ی ۶ دادگاه مقدس، در منزل پدری بازداشت و پس از سپری کردن حدود ۲ ماه بازجویی‌های طاقت‌فرسا در انفرادی‌های بند ۲۰۹ زندان اوین، به بند ۸ این زندان منتقل شد.

از جمله اتهامات تفهیم شده به این فعال دانشجویی سابق از سوی بازپرس «امین ناصری» در شعبه ۶ بازپرسی دادسرای اوین می‌توان اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «توهین به مقدسات و رهبری»، «فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» را نام برد.

جلسه دادگاه این زندانی سیاسی و فعال دانشجویی سابق در ۲۷ مهرماه ۱۳۹۴، با عدم اتمام دادرسی دادگاه وی به جلسه دوم موکول شد.

آخرین و دومین دادگاه «علی امیر قلی» روز ۲۳ دی‌ماه ۱۳۹۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست «ابوالقاسم صلواتی» و با حضور وکیل این زندانی سیاسی «نعمت احمدی» برگزار شد. حکم ۲۱ سال حبس تعزیری این زندانی سیاسی تاکنون جهت برگزاری دادگاه تجدیدنظر تعیین شعبه نشده است.

براساس گزارش‌های دریافتی این دانشجوی دانشگاه آزاد واحد قزوین، در دوران دبستان خود و بر اثر حادثه‌ای بخشی از غده پانکراس که ترشح کننده انسولین برای کنترل قند خون است را از دست داده است و بر اثر این مشکل در معرض مشکلات ناشی از دیابت قرار دارد.

این فعال چپ گرا و زندانی سیاسی محبوس در سالن ۹ بند ۸ زندان اوین، از صبح روز شنبه ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۹۵، در اعتراض به شرایط نگهداری‌ خود دست به اعتصاب غذا زده است.

اکنون پس از گذشت چندین روز از اعتصاب غذای «امیر امیر قلی»، وی کماکان در وضعیت جسمانی بسیار بدی از جمله کاهش وزن و افت شدید فشار قرار دارد.

بهزاد ترحمی
بهزاد ترحمی
۱۰- بهزاد ترحمی

این زندانی امنیتی از جمله افسران نظامی و از کارمندان سابق وزارت دفاع، در دادگاه نظامی به تحمل ۵ سال حبس محکوم شده است.

گفته شده “این زندانی پس از بازداشت در بند انفرادی دادسرای نظام به مدت ۱۷ ماه بازجویی طاقت‌فرسا و پی‌درپی داشته و تحت شکنجه بازجویان قرار گرفته و این مدت بازداشت در میزان ۵ سال حکم صادره برای وی محاسبه نشده است.”

«بهزاد ترحمی» به همراه «ایرج حاتمی» و «فرید آزموده» دو زندانی امنیتی دیگر در زندان رجایی شهر کرج، در “اعتراض به انتقال آن‌ها از سالن ۱۲ زندانیان سیاسی رجایی شهر به بندهای عمومی از جمله بند ۲ سالن ۶ این زندان”، و “عدم رعایت اصل تفکیک جرایم” در اسفندماه ۱۳۹۴ دست به اعتصاب غذای اعتراضی زدند.

مسعود عرب چوبدار
مسعود عرب چوبدار
۱۱- مسعود عرب چوبدار

«مسعود عرب چوبدار» زندانی امنیتی محبوس در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «ابولقاسم صلواتی» به اتهام انتسابی “افشای اسناد محرمانه و ارتباط با دول متخاصم” به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این زندانی از سال ۱۳۹۲، در حال گذراندن دوران حبس خود است.

با وجود بیماری و وضعیت وخیم جسمی و درخواست‌های مکرر، مسوولین زندان از اعزام او به مراکز درمانی خارج از زندان خودداری می‌کنند.

پیش‌تر پزشک این زندانی بیمار، داروهای خارجی را جهت درمان وی تجویز کرده بود. اما از سوی بهداری زندان به این زندانی گفته شده “داروهای خارجی می‌بایست از سوی خانواده و با هزینه خود زندانی تهیه شود” که گفته شده “مسوولین زندان رجایی شهر بدون ارایه توضیح از تحویل گرفتن دارو از سوی خانواده وی نیز سر باز می‌زنند.”

این زندانی امنیتی دچار تشنج و اختلال تنفسی است. و با وضعیت جسمی خطرناک هم‌اکنون در اعتصاب غذای اعتراضی است.

سحر الیاسی
سحر الیاسی
۱۲- سحر الیاسی

این مربی سابق فوتبال زنان، از جمله فعالان شبکه‌های اجتماعی بود که در ۲۹ مهرماه ۱۳۹۴، به همراه سه شهروند دیگر، در شهر اراک بازداشت شد.

گفته شده “این فعال شبکه اجتماعی به دلیل نوشتن مطالب انتقادی سیاسی و مذهبی در شبکه اجتماعی و ارتباطی لاین (Line) در مهرماه ۱۳۹۴، بازداشت شده است.”

او سپس با اتهام “توهین به مقدسات”، “توهین به رهبری” و “تبلیغ علیه نظام” به زندان اراک منتقل شد.

گزارش شده “مراحل قضایی پرونده این زندانی انجام شده و دادگاه تجدید نظر او را به تحمل ۲ سال حبس تعزیری محکوم کرده است.”

«سحر الیاسی» ۲۲ سال دارد و هم‌اکنون در زندان اراک در حال اعتصاب غذای اعتراضی است.

محمود بهشتی لنگرودی
محمود بهشتی لنگرودی
۱۳- محمود بهشتی لنگرودی

این معلم زندانی و از فعالان صنفی معلمان، در ۱۵ شهریورماه ۱۳۹۴، با مراجعه ماموران امنیتی در منزلش بازداشت شد. ماموران با حکم شعبه ۲ بازپرسی اوین که مربوط به ۵ مردادماه ۱۳۹۴ بود، اقدام به ورود و تفتیش منزل و ضبط برخی وسایل موجود در منزل کرده بودند.

این عضو ارشد کانون صنفی معلمان ایران، روز ۱۴ شهریورماه ۱۳۹۴، در جلسه‌ای مشترک میان «کانون صنفی معلمان» و «نوبخت» معاون رییس‌جمهور حضور یافته و گزارشی از مشکلات صنفی معلمان را ارایه داده بودند.

او بیش از ۲ سال گذشته از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «ابولقاسم صلواتی» به زندان محکوم شد. حکم صادره در خردادماه ۱۳۹۲ به او ابلاغ شد.

«محمود بهشتی لنگرودی» در خصوص حکم صادره در صفحه فیس‌بوک خود نوشته بود: “آقای صلواتی حکمم را به من ابلاغ کرد. چهار سال زندان به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، یک سال زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام، با احتساب چهار سال حبس تعلیقی، جمعا می‌شود ۹ سال زندان، به همین راحتی.”

این دبیرکل پیشین و سخنگوی فعلی کانون صنفی معلمان ایران، در “اعتراض به ۱۴ سال حکم صادره توسط قضات دادگاه‌های انقلاب، صلواتی و مقیسه” از روز چهارشنبه اول اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، “تا زمان توقف اجرای حکم و برگزاری دادگاه علنی و قانونی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی” دست به اعتصاب غذا زده است.

او اعلام کرده “به جز آب، چای، قند و نمک” چیز دیگری نخواهد خورد و “مسوولیت هر اتفاق ناگواری که طی مدت اعتصاب غذا و یا پس از آن برایش پیش آید، متوجه تمام کسانی خواهد بود که در برابر تظلم‌خواهی او سکوت یا بی‌اعتنایی کنند.”

ابراهیم فیروزی
ابراهیم فیروزی
۱۴- ابراهیم فیروزی

این نوکیش مسیحی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، در سوم شهریورماه ۱۳۹۲، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. “او سابقه بازداشت‌های متعددی را دارد و پیش‌تر نیز از سوی دادگاه انقلاب رباط کریم به تحمل یک سال زندان و دو سال تبعید به شهرستان سرباز محکوم شده است.”

گفته شده این زندانی عقیدتی “با وجود اینکه از ۲۳ دی‌ماه سال گذشته محکومیتش به پایان رسیده است، اما همچنان در زندان به سر می‌برد تا حکم پرونده جدیدی که برایش تشکیل شده قطعی شود.”

او در ١٧ اسفندماه ۱۳۹۳، از سوى شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب به ریاست قاضى «مقیسه» محاکمه شد.

گزارش شده «ابراهیم فیروزی» در بند ۱۰ زندان رجایی ‌شهر کرج، در حال اعتصاب غذای اعتراضی است.

در پایان، جامعه بین‌المللی، سازمان‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر، فعالین مدنی و رسانه‌های جمعی را فرا‌می‌خوانیم تا از دستگاه قضایی، دولت‌مردان و مسوولین حکومتی ایران بخواهند، با رعایت کامل حقوق مندرج در کنوانسیون‌های بین‌المللی و پروتکل‌های الحاقی آن، دسترسی فوری همه‌ی زندانیان را به امکانات و مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی مناسب و کافی تضمین کنند.

از همه می‌خواهیم نسبت به مطالبه آزادی فوری و بدون ‌قیدوشرط همه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی که خودسرانه و خارج از موازین قانونی بین‌المللی در زندان‌های حکومت اسلامی به سر ‌می‌برند واکنش مناسب و موثر نشان داده و پایبندی حکومت اسلامی را نسبت به اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و دیگر عهدنامه‌های بین‌المللی که از سوی ایران امضا شده، گوشزد و مطالبه بکنند.

گزارش: کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی


--
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

این مطلب را به دیگران برسانید


letzte Änderungen: 10.7.2017 6:42