Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 159 von 164

اعلان پشتیبانی از منیژه صادقی فعال کارگری در ترکیه



دوستان گرامی،

ساعات چندی به گشایش سال جدید میلادی نمانده است. پیشاپیش آغاز سال نو میلادی را به یکایک شما تبریک می گوییم.
بیگمان تا حال از طریق سایت ها و وبلاگ های کارگری و بویژه شبکه های مجازی، از اعلان وضعیت خانم منیژه صادقی فعال کارگری و فعال حقوق کودکان خیابانی کار و فعال عرصه زنان و عضو کمیته هماهنگی که به دفعات دستگیر و به زندان کشانده شده و تحت فشارهای سخت قرارگرفته تا این تاریخ مطلع هستید . منیژه صادقی بعد از مرگ کوروش بخشنده فعال کارگری در سنندج، یکی از سازمانگران مراسم خاکسپاری بزرگ رفیق کارگر خود در سنندج بوده است. دیگر بار مأموران به سراغ او رفتند
منیژه به همراه همسر خود سعید احمدی که او نیز از فعالان کارگری و زندانی سیاسی بوده و فرزندانش از ایران خارج و امروز در ترکیه بسر می برند
بدینوسیله از شما دوستان تقاضا داریم که پتیشین زیر را چه به صفت شخصی و چه از جانب نهاد فرهنگی خود امضاء نمایید تا بدین طریق از یو اِن ترکیه تقاضا نماییم که پرونده خانم منیژه صادقی را که در شرایط بغایت دشواری بسر می برد، مورد پشتیبانی و حمایت قرارداده و برای ارسال او به کشور ثالثی بفوریت اقدام نماید.

کانون همبستگی با کارگران ایران - گوتنبرگ
پنجشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۴ برابر با ۳۱ دسامبر ۲۰۱۵

شما حتی می توانید امضاء خود و آدرس ایمیل تان را برای ما بفرستید تا بدینوسیله ما خود آنرا دنبال نماییم.




ما امضا کنندگان زیر، از دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنكارا درخواست مي كنيم تا پروسه درخواست پناهندگي خانم منیژه صادقي فعال شناخته شده کارگری را تسريع بخشند.

ما به اين مسئله كه بخاطر شرايط جنگي سوريه و عراق حجم كار يواِن بالا رفته آشنایی داريم، اما دادن نوبت طولانی مدت براي مصاحبه اول به يك فعال کارگری و سیاسی سرشناس جامعە كردستان و ايران را غيرعادي ميدانيم.

خانم صادقي در ايران بارها توسط مأموران وزارت اطلاعات دستگير و زنداني و شکنجە شده اند و اكنون تحت تعقيب هستند. ايشان به دليل داشتن فعالیت هاي سیاسی، اجتماعي در زمينه هاي دفاع از حقوق کودکان، حقوق زنان و حقوق کارگران متحمل سالها تهدید و تحقیر، شکنجه و بی حرمتی خود و خانواده اش توسط قوە قضائیە جمهوری اسلامی ایران شده و چون جان وی و خانوادەاش به خطر افتاده بود اكنون مجبور به ترك خاک ایران شده است. خانم منيژه صادقي زیر شكنجه هاي شديد دست راستش شکستە، زانو هایش دچار عارضە شده و دچار ناراحتی فشار خون و قلبی گردیدە و به دلیل اذیت و آزار و شکنجه در زندان احتیاج به آرامش دارد و بدون امکانات پزشکی سلامتش در خطر است. در ضمن چند نفر از اعضای خانوادش از جمله برادر وی در همین راه جانباختە است . لذا ما بدينوسيله از دفتر كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در تركيه تقاضا میکنیم در اولين فرصت ممكن با ايشان مصاحبه كنند و خانم صادقی و فرزندانش را بعنوان پناهندە سیاسی تحت حمایت خود قرار دهید تا هر چه زودتر به کشور ثالثي برسند. پيشاپيش از همكاري شما بينهايت سپاسگزاريم



http://www.activism.com/en_US/petition/a-letter-to-united-nations-high-commissioner-for-refugees-in-turkey-re-ms-manijeh-sadeghi-is-entitled-to-political-asylum/194830

اعدام بس است - برنامه سی و هفتم

ارازل اوباش بسیجی یک هیات مذهبی زمین یک کلیسای کاتولیک را در تهران غصب کرده است


یوناتن بت‌کلیا، نماینده آشوریان و کلدانیان ایران در مجلس شورای اسلامی، از «تصرف غاصبانه زمین متعلق به کلیسای کاتولیک آشوری کلدانی» در تهران، از سوی «گروهی در لوای هیات مذهبی و به بهانه تاسیس و بنای حسینیه» خبر داده است.
به گزارش راديو فردا آقای بت‌کلیا در گفت‌وگو با شماره روز چهارشنبه ۹ دی روزنامه شرق، گفته است: «قریب به دو سال است که گروهی در لوای هیات مذهبی، به بهانه تاسیس و بنای حسینیه، زمین متعلق به کلیسای کاتولیک آشوری کلدانی در خیابان پاتریس لومومبای تهران را به صورت غیر قانونی تصرف کرده‌اند و با وجود مراجعات مکرر و بررسی متعدد مسئولان، به تصرفات غاصبانه خود ادامه داده و ادعای دین‌داری هم می‌کنند».
نماینده آشوریان و کلدانیان در مجلس شورای اسلامی افزوده که با علی یونسی، دستیار ویژه رییس جمهوری ایران در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی، نیز درباره این مشکل صحبت کرده اما آقای یونسی گفته است که «کاری از دستش بر نمی‌آید».
آقای بت‌کلیا توضیح بیشتری درباره این «هیات مذهبی» نداده که به گفته او زمین کلیسای آشوریان را تصرف کرده است.
اما آن‌گونه که روزنامه شرق نوشته، نماینده آشوریان و کلدانیان در مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با این روزنامه از تبعیض‌ها علیه اقلیت‌های دینی در ایران انتقاد کرده است.
بت‌کلیا از جمله به ماده ۸۸۱ قانون مدنی ایران که بر اساس آن «کافر از مسلم ارث نمی‌برد» اشاره کرده و گفته است: «سال‌هاست که ما شاهد هستیم در برخی از خانواده‌های اقلیت‌های دینی، یکی از فرزندان اعلام می‌کند مسلمان شده و به این ترتیب، ارثیه پدری را کاملا تصاحب می‌کند و با استناد به این ماده، هیچ سهمی هم به خواهر و برادر و مادرش داده نمی‌شود. این در حالی ‌است که خیلی از این افراد اعتقادی هم به دین اسلام ندارند و فقط با استفاده از این امکان قانونی، ثروت خانوادگی را تصاحب می‌کنند و بعد هم از کشور خارج می‌شوند».
نماینده آشوریان و کلدانیان ایران در مجلس شورای اسلامی این پرسش را طرح کرده است که «اگر ما کافریم، در این مجلس چکار می‌کنیم؟»
سخنان یوناتن بت‌کلیا درباره غصب زمین یک کلیسا توسط هیاتی مذهبی در حالی بیان شده که او در مصاحبه‌ای با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در اسفند ۱۳۹۲ گفته بود: «وجود کلیساهای متعدد در ایران و حتی در دورافتاده‌ترین روستا‌ها و حراست برخی از آن‌ها توسط برادران مسلمان نشانه برخورداری کامل اقلیت‌های دینی ایران از آزادی و امنیت است».
وی همچنین گفته بود: «اقلیت‌های دینی رسمی کشور نه تنها هیچ مشکلی از نظر برگزاری آداب مذهبی خود ندارند، بلکه قانون اساسی کشور امتیازاتی برای آن‌ها از جنبه‌های گوناگون از جمله حقوق شهروندی و حقوق دینی مذهبی در نظر گرفته است».
نماینده آشوریان و کلدانیان ایران در مجلس شورای اسلامی بر همین اساس گفته بود که «مدعیان دروغین حقوق بشر باید بدانند اقلیت‌های دینی ایران پشتوانه بزرگی به نام قانون اساسی دارند و تمامی حقوق آن‌ها در آن درج شده است».
به نظر می‌آید آن سخنان آقای بت‌کلیا در واکنش به یکی از گزارش‌های احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر در ایران بیان شده بود که در آن، از تبعیض‌های جمهوری اسلامی علیه زنان و اقلیت‌های دینی و مذهبی، مانند بهایی‌ها، مسیحیان و دراویش انتقاد شده بود.
در قانون اساسی و دیگر قوانین ایران، دین اسلام و مذهب شیعه ۱۲ امامی، تنها دین و مذهب رسمی کشور عنوان شده‌اند اما ایرانیان زرتشتی، مسیحی و کلیمی (یهودی) نیز به عنوان اقلیت‌های دینی به رسمیت شناخته شده‌اند.
با وجود این، چه در قانون اساسی و چه در قوانین عمده دیگر ایران مانند قانون جزا و قانون مدنی، محدودیت‌ها و تفاوت‌های متعددی درباره اقلیت‌های دینی و مذهبی تعبیه شده است.
ضمن اینکه جمهوری اسلامی ایران مذاهبی مانند بهاییت را از اساس به رسمیت نمی‌شناسد و از آنها به عنوان «فرقه ضاله» نام می‌برد. در سال‌های اخیر همچنین فشارها بر کلیساهای ایران افزایش یافته و نوکیشان مسیحی نیز به شدت سرکوب شده‌اند.
قوانین و رفتار جمهوری اسلامی با اقلیت‌های دینی و مذهبی در ایران همواره با واکنش منفی دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی روبرو شده هرچند تهران با رد تمام این انتقادات، می‌گوید که اقلیت‌های دینی و مذهبی با آزادی کامل در ایران زندگی می‌کنند.
از جمله حسن روحانی، رییس جمهوری، که در فروردین ۹۳ گفته بود: «در قانون اساسی ایران بین پیروان اقوام و مذاهب تفاوتی وجود ندارد».



سو قصد عوامل تروریستی رژیم اسلامی به نگار حائری حقوقدان و زندانی سیاسی سابق

سو قصد عوامل تروریستی رژیم اسلامی به نگار حائری حقوقدان و زندانی سیاسی سابق


«نگار حائری» حقوقدان، وکیل دادگستری و زندانی سیاسی سابق، پس از تهدیدهای پی در پی در ۲۶ آذرماه سال جاری از سوی سرنشینان و افراد ناشناس در خودروی پژو ۴۰۵ مشکی با شیشه های دودی تعقیب و در خیابان شهرآرا پس از خارج شدن از ماشین، خودروی مربوطه با سرعت و به عمد با او برخورد کرده و متواری شده است. در پی این برخورد این زندانی سیاسی سابق به بیمارستان منتقل و پس از ساعاتی بستری، معاینات اولیه، پیدایش کبودی و خون مردگی ها در نقاطی از بدن و شکستی در دست راست و پای چپ از بیمارستان مرخص شد.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این زندانی سیاسی سابق که پیش‌تر پیشینه‌ هایی همچون ۸ ماه بازداشت در زندان شهر ری (قرچک ورامین) و آزادی با وثیقه‌ای ۲ میلیارد تومانی در پرونده‌اش را دارد، چندی پیش در روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ طی تماس تلفنی جهت پاسخ به پاره ای از ابهامات به دادسرای اوین احضار و پس از مراجعه با برخورد نامناسب و توهین‌آمیز در مقابل مادرش بازداشت و مدت یک روز را در بند نسوان این زندان و ۹ روزدیگر را در یکی از بندهای انفرادی این زندان مورد بازجویی، شکنجه، فشار و تهدید بازجویان قرار گرفت و در نهایت پس از گذشت ۱۰ روز بازداشت، ظهر روز چهارشنبه ۶ خرداد ماه ۱۳۹۴ از زندان اوین آزاد شد.
یک منبع آگاه طی گفتگویی با «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی» در خصوص بازداشت آخر این زندانی سیاسی سابق گفته “در هنگام بازجویی به نگار اتهام اینکه او در حال تهیه و تدارک راه‌ حلی برای خروج از ایران و نقشه فرار احتمالی است، زده شد و برای معرفی رابط‌های احتمالی و افراد کمک‌کننده او را تحت فشار قرار داده بودند. از او در خصوص ارتباطاتش پرسش کرده و بازجویان به شدت وی را مرعوب و تهدید کرده‌ بودند. نگارنیز تمام اتهامات انتسابی را رد کرد ولی با رفتار خشونت‌آمیز بازجو مواجه شده بود. موکت کف‌پوش سلول نگار در طول بازداشت آخرش بسیار کثیف بود و او مجبور شد روی موزائیک های سرد سلول بخوابد. به این علت در طول آنمدت و پس از آزادی تا مدتها دچار بدن‌درد شدید بوده است. در مدت این بازداشت امکانات بهداشتی و نظافت در اختیار نگار قرار نداشت و او به دلیل دوبار ضربه محکم لگد بازجو به پهلویش تا مدت ها دچار درد شدید، تهوع و بی‌حالی بوده است.”
این منبع آگاه در ادامه افزود “اجازه کار برای این حقوقدان ممنوع شده و حتی حق مشاوره به موکلان و مراجعینش را نیز ندارد. نیروهای امنیتی و اطلاعاتی از او خواسته‌اند که تحت هیچ شرایطی از شهر تهران خارج نشود.”
پیشتر «نگار حائری» در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ به همراه مادر خود «آریا الماسیان» به اتهام “هواداری از سازمان مجاهدین خلق و خروج و ارسال فیلم «محسن دگمه چی» از زندان” بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و در ‌‌نهایت در ۲۱ خردادماه ۱۳۹۰ با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.
پروانه وکالت وی پس از آزادی به مدت ۱۰ سال به حالت تعلیق در آمد و کانون وکلای دادگستری با وجود دارا بودن مدرک فوق لیسانس به وی برگه ای دادند که تنها اجازه مشاوره حقوقی زیر نظر یک وکیل پایه یک دادگستری را می داد. همچنین مادر او خانم «آریا الماسیان» پس از آزادی، از محل کار خود در بیمارستان “دی” اخراج شد.
«نگار حائری» همچنین در آزمون ورودی مقطع دکترا رشته حقوق هم شرکت نمود و با وجود قبولی، از سوی هسته گزینش سازمان سنجش، از ادامه تحصیل محروم شد.
وی بار دیگر در تیر ماه ۱۳۹۱ به اتهام جعل سند (پروانه مشاوره حقوقی) و به اتهام دادن مشاوره حقوقی به خانواده زندانیان سیاسی بازداشت شد و پس از بیش ۱۶۰ روز بازداشت آزاد شد.
این وکیل دادگستری ابتدا به اتهام اینکه پروانه مشاوره حقوقی خود را جعل نموده، به اداره آگاهی شاهپور منتقل می‌شود اما پس از ۲۴ روز بازداشت و اثبات واقعی بودن پروانه مشاوره حقوقی، او را به زندان قرچک ورامین و سپس بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل می‌کنند.
«نگار حائری» در طول این مدت در اداره آگاهی شاهپور مورد ضرب و شتم شدید و برخورد فیزیکی از سوی مامورین این اداره قرار گرفته بود و به همین دلیل پس از انتقال به بند ۲۰۹ اوین به بیمارستان مدرس تهران اعزام شد. او مدت ۱ روز را در بیمارستان مدرس بستری و تشخیص پزشکان التهاب شدید کلیه بر اثر ضربات ناشی از ضرب و شتم اعلام شد.
«نگارحائری» در طول ۲۴ روزی که در آگاهی شاهپور بازداشت بود در یک سلول کثیف ۶ متری به همراه ۱۴ زندانی با جرایمی همچون جیب بری و سرقت هم‌ سلول بوده است.
موهای سر این حقودان و زندانی سیاسی سابق به علت وضعیت بهداشتی بازداشتگاه شپش گذاشت که به همین دلیل پس از انتقال او به بند ۲۰۹ موهای سر او را از ته تراشیدند.
پس از انتقال «نگار حائری» به بند ۲۰۹ اوین، پرونده وی به شعبه ۶ بازپرسی دادسرای “مقدس” اوین ارجاع و در ‌‌نهایت در تاریخ ۱۳ آذر ماه ۱۳۹۱ با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد می‌شود.
او مجددا در تاریخ ۲۰ اسفندماه ۱۳۹۱به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «پیرعباس» احضار و حکم 5 سال تعلیق گرفت.
وی بار دیگر در ۴ خرداد ماه ۱۳۹۳ از سوی مامورین امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و پس از تحمل سه هفته بازداشت در بند ۲۰۹ به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
«نگار حائری» در طول زندانی بودنش در زنان قرچک ورامین بارها به تحریک زندانبانان از سوی زندانیان عادی این زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بوده است.
او پس از تحمل حدود ۸ ماه بازداشت در زندان شهر ری (قرچک ورامین) در۶ اسفند ماه ۱۳۹۳با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی از زندان آزاد شد.
این وکیل دادگستری بارها از سوی قاضی «پیرعباس» به علت دادن مشاوره حقوقی رایگان به خانواده های زندانیان سیاسی و اعدام شدگان، و کسانی که حکومت در حقشان اجحاف می‌کرده مورد بازخواست قرار گرفته است.
«نگار حائری» پس از آزادی اش مجددا جهت رسیدگی به پرونده و محاکمه در اول اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «ابوالقاسم صلواتی» احضار و پس از حضور، برگزاری دادگاه به دلایل نامعلوم از سوی بازپرس و قاضی مربوطه، لغو و به این زندانی سیاسی سابق گفته شد “با تماس تلفنی و یا احضاریه، تاریخ جدید دادگاه به شما ابلاغ خواهد شد.”
«نگار حائری» بار دیگر جهت بررسی پرونده در ۱۲ آبان ماه سال جاری احضار و پس از حضور به علت برگزاری دادگاه «بابک زنجانی»، دادگاه نامبرده لغو و به روز دیگر پس از تماس از سوی مسوولین موکول شد.
این حقوقدان و زندانی سیاسی سابق، همچنان ممنوع‌الفعالیت بوده و هم‌اکنون در شهر تهران اقامت دارد.
«ماشاءالله (حمید) حائری» پدر نگار نیز پس از اعتراضات مردمی به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ و تظاهرات ۶ دی‌ماه (عاشورا)، به اتهام “هواداری از سازمان مجاهدین خلق” بازداشت و به اعدام محکوم شد. حکم صادره برای او بعدها در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال زندان کاهش یافت.
«ماشاءالله حائری» زندانی سیاسی پیشین محبوس در بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، پس از برگزاری دادگاه در۲۰ آبان ماه سال جاری در شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «پورعرب»، به علت شرایط بد جسمی و عدم تحمل ادامه حبس و همچنین با اعمال ماده ١٣٨ قانون اساسی عصر روز دوشنبه ۱۴ دی ماه از زندان آزاد شد.
منبع:پژواک ایران


اعدام بس است - برنامه سی و پنجم
سوءاستفاده سپاه پاسداران رژیم جنایتکار اسلامی از فقر در سیستان و بلوچستان و اعزام برای قتل عام مردم سوریه

سوءاستفاده سپاه پاسداران رژیم جنایتکار اسلامی از فقر در سیستان و بلوچستان و اعزام برای قتل عام مردم سوریه


یک نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی از سپاه پاسداران خواست که فعالیت‌های خود را در استان سیستان و بلوچستان گسترش دهد و در کنار دولت به محرومیت‌زدایی این استان کمک کند. این در حالی است که فعالان بلوچ از سوء استفاده سپاه از فقر مردم منطقه خبر می‌دهند.
ناصر کاشانی، نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، جذب و استخدام نیروهای بومی از سوی نیروی انتظامی و سپاه پاسداران در استان سیستان و بلوچستان را مثبت ارزیابی کرد و گفت که استخدام رسمی این افراد تاثیر به‌سزایی در افزایش امنیت استان دارد.
به گفته کاشانی، سپاه در این منطقه کارهایی را انجام می‌دهد که وظیفه‌اش نیست و این اقدامات به رفع محرومیت این استان کمک می‌کند. او همچنین از دولت خواست که همراه با سپاه فعالیت کند تا مشکلات این استان زود‌تر حل شود.
این نماینده در حالی از فعالیت‌های سپاه پاسداران در استان دفاع می‌کند که بخشی از فعالان سیاسی و مدنی بلوچ، حضور سپاه در منطقه را تنش‌آفرین می‌دانند. کمپین فعالان بلوچ در مهر ۱۳۹۳با انتشار گزارشی، از سوءاستفاده سپاه پاسداران از فقر ساکنان بلوچستان خبر داد.
براساس این گزارش، سپاه با تطمیع افراد فقیر در مناطق کم‌برخوردار این استان، آن‌ها را جذب و به سوریه اعزام می‌کند. فعالان کمیپن بلوچ به صورت مشخص از اعزام یک گروه ۲۵ نفره از جوانان شهر فنوچ در این استان به سوریه خبر داده بودند.
خبرگزاری‌های داخلی ایران یک ماه پیش از کشته شدن هفت سرباز سیستان و بلوچستانی در سوریه و خاکسپاری آن‌ها در شهرهای مختلف این استان خبر دادند.
بومی‌سازی امنیت، جذب نیروی سرکوب
آذر ۹۴، مدیرکل اطلاعات استان سیستان و بلوچستان از واگذاری امان‌نامه به ۶۰ نفر از «اشرار» در این استان خبر داد. پیش از این نیز استاندار این استان از دریافت امان‌نامه از سوی ۶۰ نفر دیگر در دو مرحله خبر داده بود.
همچنین فرمانده سپاه منطقه سیستان و بلوچستان از جذب ۲ هزار سرباز فراری این استان از سوی سپاه پاسداران خبر داد. براساس گزارش خبرگزاری‌ ایرنا، این افراد در بسیج سپاه زاهدان جذب شده و آموزش دیده‌اند. علیرضا عظیمی جاهد، فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان، اردیبهشت ۹۱ گفته بود که این افراد می‌توانند کمک خوبی برای سپاه باشند.
به گفته او، این افراد که در پایگاه‌های مقاومت به کار گرفته می‌شوند، با توجه به‌شناختی که از منطقه دارند می‌توانند بهترین کمک برای سپاه در زمینه اطلاعاتی و عملیاتی باشند. او آمار دقیقی از تعداد افرادی که در این پروژه جذب سپاه پاسداران شده‌اند، نداد اما اعلام کرد که آنها در گروه‌های ۲۵۰ نفره آموزش می‌بینند.
علاوه بر این سپاه پاسدارن در طرحی که از آن به عنوان «طرح شهید شوشتری» نام برده می‌شود، مسلح کردن سران برخی از طوایف را در دستور کار قرار داده است. به گفته فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان، سران این طوایف در شناسایی و جذب سربازان فراری به سپاه پاسداران کمک می‌کنند.
برخی از شخصیت‌های مذهبی این طرح را مخل امنیت استان دانسته بودند. همچنین تابستان ۹۴ دادستان زاهدان افزایش سلاح‌های گرم در این استان را موجب افزایش ناامنی دانست. فرمانده پلیس این استان نیز یک سال قبل از افزایش سلاح گرم در دست مردم انتقاد کرده و گفته بود که باید در اعطای سلاح به افراد تجدیدنظر کرد.
به گفته فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان، مسلح کردن طوایف به منظور تامین امنیت مرز‌ها صورت می‌گیرد. تامین امنیت مرزهای ایران از سال ۱۳۸۸ به مدت پنج سال به سپاه پاسداران واگذار و سال گذشته نیز تمدید شد.


az:;radiozamaneh

اعدام بس است - برنامه سی و پنجم

محمد مهدوی فر از سوی بیدادگاه اسلامی رژیم اسلامی در کاشان به یکسال و نیم حبس محکوم شد


دوشنبه ۲٨ دی ۱٣۹۴ - ۱٨ ژانويه ۲۰۱۶

محمد مهدوی فر، نویسنده و شاعر ایرانی توسط دادگاه کیفری کاشان به یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، محمد مهدوی در صفحه فیس بوک خود با انتشار رأی دادگاه اعلام کرده است در شعبه صد و پنج دادگاه کیفری کاشان به یکسال و نیم حبس محکوم‌شده است.
محمد مهدوی فر، شاعر اهل آران و بیدگل پس از سرودن یک مثنوی ۳۲ بیتی به نام «الفبا» در سال گذشته و خواندن آن در انجمنهای ادبی شهر کاشان، توسط شعبه دو بازپرسی آران و بیدگل (به نیابت از شعبه هم‌عرض بازپرسی در کاشان) مورد بازجویی قرار گرفت.
اتهامات تفهیم شده به این شاعر کاشانی ازجمله «تشویش اذهان عمومی»، «جریحه‌دار کردن اذهان عمومی»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به مسئولین مملکت به‌مانند آیت‌الله جنتی و خلخالی» عنوان‌شده است.



سازمان عفو بین ‌الملل در گزارش سالانه خود می‌گوید ایران همچنان به محدود کردن آزادی‌های سیاسی و مدنی و نقض حقوق بشر ادامه می‌دهد.



این نهاد بین المللی مدافع حقوق بشر، حصر و حبس فعالان، اعدام و تبعض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی و همچنین زنان را از جمله موارد نقض حقوق بشر در ایران دانسته است.

رها بحرینی، پژوهشگر در سازمان عفو بین الملل، به بخش فارسی صدای آمریکا در همین زمینه گفت، بسیاری از احکام اعدام در ایران در پی دادرسی‌های ناعادلانه صادر شده است.

عفو بین ا

لملل در گزارش سالانه خود تاکید کرده است که وضعیت حقوق بشر در سراسر جهان در سال ۲۰۱۵ میلادی رو به وخامت گذاشته است.

گزارشی از کمال شریفی زندانی سیاسی کُرد، محکوم به ٣٠ سال حبس در تبعید


سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۴ تهران ۱۴:۱۰


«کمال شریفی» روزنامه‌ نگار سیاسی کُرد، ۴۳ ساله‌ و محبوس در «زندان میناب» است که پیش تر در سال ١٣٨٧ در پنجم خردادماه ۱۳۸۷، در خانه یکی از کتابفروشان این شهر سقز، پس از محاصره خانه ایشان و تیراندازی «ماموران سپاه» و «اطلاعات» و همچنین کشته شدن یکی از اعضای «حزب دموکرات کردستان» پس از شلیک ١۵ گلوله، بازداشت شد.
«کمال شریفی» در دادگاهی چند دقیقه ای از سوی «قاضی شایق» (دادگاه انقلاب سقز) به ٣٠ سال حبس در تبعید محکوم شد .
این روزنامه‌نگار زندانی علارغم محرومیت از مرخصی از ابتدای زندان خود تاکنون “ممنوع‌الملاقات” بوده است و تنها یک‌ بار مادر و برادر وی با اخذ اجازه از مسوولین «قوه قضاییه» موفق به ملاقات وی شده‌اند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، «کمال شریفی» فرزند «بایزید» در سال ۱۳۵۱ در شهرستان سقز از توابع استان کردستان متولد شد. او یک روزنامه‌نگار کُرد ۴۳ ساله‌ باسابقه محکومیت‌های پیشین می باشد.

پدر کمال کارمند اداره آموزش و پرورش بود و او در شهر سقز در مقطع دیپلم در رشته علوم انسانی به تحصیلات خود ادامه داد.

«کمال شریفی» در تابستان ۱۳۶۷ در مرز «سردشت» دستگیر و به اتهام «خروج از مرز» و «همکاری موثر با حزب دموکرات کردستان» محکوم شد و مدتی را در بازداشتگاه «اداره اطلاعات سقز» و زندان‌های «سردشت» و «پیرانشهر» سپری کرد.

وی همچنین در سال‌های ۱۳۶۸ و ۱۳۶۹، چندین بار به اتهام “هواداری و فعالیت برای حزب دمکرات کردستان” از سوی نیروهای امنیتی «سپاه پاسداران» و «اداره اطلاعات» شهر «سقز»، بازداشت و در ‌‌نهایت در اواخر بهار ١٣۶٩، از سوی دادگاه «انقلاب شهرستان سقز»، به یک سال حبس و تحمل ۴٠ ضربه شلاق محکوم شد.

این روزنامەنگار کُرد در بهار ١٣٧٠، همزمان با آزادسازی بخش وسیعی از جنوب کردستان در «عراق»، به عضویت رسمی «حزب دموکرات کردستان» درآمد.

او در اوایل سال ١٣٨٠ کار ترجمه و نویسندگی را آغاز نمود و به جز نشریات سازمانی حزب، همکاری نزدیکی با برخی از روزنامەنگاران و روزنامه‌های مدنی در شهرهای «سلیمانیه» و «اربیل» در «اقلیم کردستان عراق» داشت و مدتی هم در «رادیو صدای کردستان»، از اعضای هیات تحریریه این رسانه بوده است.

«کمال شریفی» پیش از بازداشت، سابقه همکاری با سایت‌های مستقل و سازمان‌های مدنی را داشته؛ و در آن زمان یکی از مسوولان سایت “۴rojhelat” (یکی از رسانه‌های کُردی) بوده است.

این روزنامەنگار زندانی، در نهایت در سال ١٣٨٧ جهت ارتباط با ادیبان، نویسندگان، ماموستایان (استادان) آیینی و شخصیت‌های فرهنگی و هنری از «اقلیم کردستان عراق» به زادگاه خود یعنی شهر «سقز» باز می گردد که در پنجم خردادماه ۱۳۸۷، در خانه یکی از کتابفروشان این شهر، پس از محاصره خانه ایشان و تیراندازی «ماموران سپاه» و «اطلاعات» و کشته شدن یکی از اعضای «حزب دموکرات کردستان» دستگیر شد. در این حمله «ماموران سپاه» با شلیک ١۵ گلوله آن عضو حزب را به قتل می‌رسانند.

«کمال شریفی» پس از توقف تیراندازی، از سوی «ماموران سپاه» و «اطلاعات» بازداشت و غروب‌‌ همان روز به دستور «دادستان شهر سقز» به بازداشتگاه «اطلاعات سنندج» منتقل می‌شود. وی به مدت قریب به شش ماه، در بازداشتگاه شهر «سنندج» تحت انواع شکنجه‌ها و رفتارهای وحشیانه و غیر انسانی قرار می‌گیرد که در‌‌ همان هنگام زیر انواع شکنجه و فشار مجبور به انجام یک مصاحبه ویدیویی نیز شده بود. او در آن زمان مدت چند روزی را به همراه دو زندانی سیاسی اعدام شده، «احسان فتاحیان» و «شیرکو معارفی» در داخل یک سلول سپری کرد.

«کمال شریفی» به همراه زندانی سیاسی اعدام شده «شیرکو معارفی» پس از مدتی از بازداشتگاه «اداره اطلاعات» شهر «سنندج» به زندان «سقز» منتقل می گردد. پس از مدتی زنده یاد «شیرکو معارفی» به اعدام محکوم و حکم ٣٠ سال حبس در تبعید برای «کمال شریفی» از سوی «قاضی شایق» (دادگاه انقلاب سقز) صادر شد.

گفته شده زمان کل دادگاهی «کمال شریفی»، بیش از پنج دقیقه طول نکشیده بود و او نیز فقط در زمان دادگاهی توانسته بود، تنها به مدت ٣ دقیقه آن هم با اشاره با یکی از وکلای خود به نام «احمد سعید شیخی» صحبت کند.

این روزنامەنگار کُرد پس از تایید حکم ٣٠ سال حبس در تبعید از سوی دادگاه تجدید نظر، به «زندان میناب» منتقل شد.
«کمال شریفی» هم‌اکنون در زندان «میناب» در میان “زندانیان عادی و جرایم مواد مخدر” به سر می‌برد.

این زندانی سیاسی از ابتدای زندان خود تاکنون “ممنوع‌الملاقات” بوده است و تنها یک‌بار مادر و برادر وی با اخذ اجازه از مسئولین «قوه قضاییه» موفق به ملاقات وی شده‌اند.

«کمال شریفی» در سال ۱۳۸۷، در اعتراض به شرایط و وضعیت غیر انسانی نگهداری‌اش در «زندان میناب» و عدم برخورداری از حق ملاقات با خانواده‌اش، دست به اعتصاب غذای طولانی‌مدت زد. او یک ماه پس از اعتصاب غذا، دچار سکته شد و از ناحیه صورت و همچنین سمت راست بدن فلج شد. این زندانی سیاسی کُرد تا دو ماه نمی‌توانست هیچ حرفی بزند و پلک چشم راستش هم در آن مدت، دو ماه بسته نمی‌شد و شب‌ها با نوار چسب چشمم را می‌بست. همچنین بهداری زندان تاکنون، هیچ‌گونه اقدامی برای درمان وی صورت نداده است.

«کمال شریفی» هم‌اکنون در «زندان میناب» در حالی کە “از مزایای حق معاشرت، مراودە، مکاتبە و ملاقات با دیگران و همچنین از مزایای مرخصی برخودار نیست”، کماکان با چند تن دیگر از زندانیان سیاسی، در میان زندانیانی با جرایمی همچون “قتل، مواد مخدر و غیرە…” بدون هیچ‌گونە تفکیک‌ بند‌‌ها و جرایم دوران محکومت خود را سپری می‌کند.

این زندانی سیاسی مدتی است در سکوت خبری از سوی رسانه ها قرار گرفته است.


letzte Änderungen: 10.7.2017 6:42