Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

هانس روله Hans Rühle
روزنامه آلمانی «دی وِلت»

ما واقعا خواب بودیم!
ایران و سیا - ماجرای یک رویداد تقریبا باورنکردنی


کیهان آنلاین
همه چیز آرام، زیبا و راحت بود. در زمان شاه سازمان سیا در تهران خوش می گذراند. یک تیمی که تعدادش هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی کاملا ناچیز بود مدام از هزاران خبرچین بومی با اطلاعات ظاهرا خیلی مهم تأمین می شد. گزارش هایی هم که به مرکز لانگلی می رسید همان قدر ضعیف بودند. هنوز چند ماه قبل از انقلاب اسلامی خمینی در سال 1979 شبکه خارجی سازمان امنیت آمریکا، رژیم شاه را در خطر نمی دید ـ حد اقل برای مدت ده سال. بعد از اینکه آیت الله روح الله خمینی قدرت را به دست گرفت رئیس وقت سازمان سیا، ستازفیلد تورنر، با سر افکندگی تصریح کرد: "ما واقعا و به سادگی خواب بودیم." به زودی می بایست تاوان آن هم پس داده می شد.
اواخر سال 1979 یک گروه دانشجویی طرفدار خمینی سفارت آمریکا را اشغال کرد. در تمام مدت باقی مانده از دولت کارتر، 53 گروگان، 444 شب و روز زندانی بودند. یک اقدام برای آزاد کردن آنها مفتضحانه شکست خورد. سیاست آمریکا در مورد ایران شکست خورده بود و آخرش دیپلمات ها به آمریکا برگردانده شدند. ولی سازمان سیا دیگر وقت کافی به دست نیاورد تا مدارک خود را به جای امن برساند و کارمندان سفارت فقط توانستند بخش زیادی از اسناد را در دستگاهی رشته رشته کنند که آن هم هیچ کمکی نکرد.
چند صد دانشجوی زن و مرد در عرض دو سال با سر هم کردن و به هم چسباندن تکه پاره های کاغذ، بخش بزرگی از مدارک را زنده کردند. نتیجه آن یک فاجعه برای دوستان و خبرچینان پیشین سازمان سیا بود. بیشتر آنها قربانی یک پاکسازی بزرگی می شوند. بعد از آن هم برای دوستان فعال آمریکا خطر مرگ باقی ماند. به همان میزان برای سازمان سیا هم دشوار شد که خبرچین های جدید استخدام کند.
با وجود تمام موانع، سازمان سیا دوباره بعد از یک دهه به صورت مضحک و همزمان هولناک به اهدافش می رسد:
در سال 1989 سازمان سیا یک شبکه 40 نفری از مامورین خودش را داشت و تبادل اطلاعات با نامه و پست رد و بدل می شد و با کمک جوهر نامرئی. ماموران توسط اداره سیا در فرانکفورت هدایت می شدند. ولی در پاییز 1989 یک کارمند سیا تمام نامه هایی را که می بایست برای همه مأموران بفرستد، در پاکت هایی که همه با یک خط نوشته شده بودند گذاشته و همگی را همزمان به یک آدرس، آن هم از یک اداره پست، ارسال می کند! جریان برملا می شود. همه گیرندگان نامه ها دستگیر و اکثرشان اعدام می شوند. رئیس اداره سیا در استانبول، فیل جرالدی، اعلام کرد که "همه مأموران دستگیر شده تا حد مرگ شکنجه شدند." تیم واینر، نویسنده کتاب «تاریخ سازمان سیا» می نویسد بعد از آن جریان "پنجره سیا در ایران بسته شد"
آن هم برای مدت مدیدی.
البته آمریکا هنوز هم دارای وسائل درجه یک الکترونیک برای رصد کردن ایران بود ولی روی زمین و در بخش "اطلاعات انسانی"، منابع و به همان دلیل، یافته ها ناچیز و اندک بودند. سیا راه دیگری نداشت به غیر از اینکه به مدت بیش از یک دهه به سازمان های اطلاعاتی دولت های دوست اتکاء کند و امیدوار باشد به ایرانی های فراری که در مقام های حساس قرار داشتند. این امر هم خودش پیامدهایی برای زندگی درونی سازمان امنیت آمریکا داشت: بخش ایران جذابیت خود را از دست داده و جذب افراد مناسب خیلی دشواربود.
تحول اوضاع در سال 2000 شکل غریبی می گیرد: در عملیات "مرلین" با رضایت صریح پرزیدنت بیل کلینتون و با تأیید اسراییل، سیا یک متخصص برنامه اتمی شوروی سابق را از نو فعال می کند، با این هدف که او تکنولوژی کلاهک هسته ای را به ایران رد کند.
برنامه های ساخت آن کلاهک های جنگی با مدل های روسی منطبق و قابل مقایسه بودند، ولی در ارقام و محاسبه های طرح آن برنامه ها که قرار بود به ایران فرستاده شوند، دستکاری شده بود به طوری که کلاهک جنگی که قرار بود بر مبنای آن برنامه ساخته شود، اصلا هیچ وقت نتواند کار کند. به این صورت سازمان سیا می خواست پیشرفت ساخت تسلیحات اتمی ایران را به تعویق بیاندازد.
وقتی آن اوراق به متخصص روسی نشان داده شد، او بعد از یک نگاه سطحی به آنها متوجه شد که در برنامه ها دستکاری شده است. ولی چون سازمان سیا به اجرای این عملیات اصرار می ورزید، راه دیگری برای دانشمند روس که تمایل زیادی هم در پیشبرد این امر نداشت باقی نماند و او انجام مأموریت را بر عهده گرفت. این دانشمند روس که ماهی 5000 دلار از سازمان امنیت دریافت می کرد، با بسته خود به وین پرواز می کند تا پاکت را به نماینگان ایرانی که در آژانس بین المللی انرژی اتمی کار می کنند تحویل دهد. ولی او قبل از تحویل پاکت، آن را باز می کند و نامه ای با دستخط خود می نویسد و ضمیمه آن می کند. وی در آن نامه تذکراتی درباره اشتباهات و دستکاری ها در برنامه داده بود. بعد پاکت را به دیپلمات های ایرانی تحویل داده و به خانه اش برمی گردد.
آیا اینکه آن دانشمند روس ارقام اشتباهی برنامه را فقط علامت گذاری کرده و یا حتا آنها را تصحیح کرده است، تا به امروز مشخص نیست. هم چنین انگیزه وی برای انجام چنین کاری معلوم نیست. امر مسلّم اما این است که از این سال به بعد ایران دارای برنامه یک کلاهک جنگی انفجاری با کارکرد درست می باشد. حتا اگرمامور روسی سیا آن دستکاری ها را تصحیح نمی کرد، همکار او، دالیلنکوو، که آن زمان در ایران بسر می برد، می توانست اشتباهات را تصحیح کند.
برای مدت مدیدی این جریان مخفی بود. وقتی که روزنامه نویس آمریکایی، جیمز ریزن، در کتاب خود به نام "کشور جنگ: تاریخ مخفی سازمان سیا و سیستم اداری بوش" اسرار را فاش کرد، هیجان زدگی ها به اوج خود رسیدند. علیه ریزن اقامه دعوی شد. او را تهدید به مجازات کردند که باید منابع خود را لو بدهد. تا امروز هنوز محاکمه او تمام نشده ولی همین حالا معلوم است که چه کسانی بازنده هستند: سیا و موساد.
پایان موقت و نقطه اوج این فعالیت های غیرعادی سیا انتشار گزارش "ارزیابی ملی اطلاعاتی" است که در سال 2007 انتشار یافت. بیهوده نبود که نام آن گزارش را "کودتا ی سازمان های امنیت" نامیدند. بر خلاف تجربه های سالیان دراز که ایجاب می کرد تهدید گسترش تسلیحاتی اتمی ایران مطرح شود، شانزده سازمان اطلاعات آمریکا یک دفعه اعلام کردند که ایران البته از سال های 1985 تا 2003 یک برنامه نظامی هسته ای داشته که آن را در سال 2003 متوقف کرده و احتمالا تا سال 2007 آن برنامه را از نو به راه نینداخته است. دلیل ارائه این ارزیابی چنین بیان شد که آمریکا در سال 2007 موفق به یک حمله سایبری شده بود! بعد ادعا شد که در ماه های متعدد به طور روزانه تمام صحبت های نخبگان فن آوری در ایران شنود شده و مقامات آمریکایی به این برداشت رسیده اند که رهبران سیاسی ایران در سال 2003 تصمیم گرفته اند که برنامه تسلیحاتی اتمی ایران را متوقف کنند.
داد کارشناسان بلند می شود. سازمان های امنیتی همه متحدان آمریکا در این باره ابراز تردید می کنند. انگلیسی ها با شور این حقیقت را یاد آوری می کنند که آمریکا نبوده که موفق به "رخنه سایبری" شده بلکه انگلستان بوده است. ضمنا انگلیسی ها تذکر می دهند که سازمان های امنیتی آمریکا مدارک را فوق العاده سوء تعبیر می کنند.
برای سیاست و رسانه های هوشیار فورا روشن بود که آن گزارش به مثابه کودتای دولت بوش و کل صحنه سازمان های امنیتی آمریکا محسوب می شود: بوش نمی توانست گزارشی را در مورد وضعیت ایران بپذیرد که پیامدش می توانست یک حرکت نظامی باشد. بعد از فاجعه جنگ عراق، سازمان های امنیتی آمریکا هم می خواستند با تمام توان خود مانع آن شوند که داده های آنها دلیلی برای جنگ دیگری بشود.
این گزارش به شدت برافکار عمومی تأثیر گذاشت. تا به امروز همه شرکت کنندگان علاقمند به بحث علنی درباره برنامه اتمی ایران به همان اظهار نظرهای اصلی "ارزیابی ملی اطلاعاتی" در سال 2007 استناد می کنند! آنچه بیش از همه سزاوار تأمل است، این است که مضمون اصلی آن گزارش غیر قابل دفاع است. البته یکی از دلائل این امر در مواردی، معرفی ناشیانه گزارشی است که در اصل سرّی نیز بوده است. با این وجود بخشی از آن قطعاً نادرست است.
سیا مجبور شد چند ماه بعد از انتشار آن گزارش، یک جلسه بحث بر گزار کند که در آن جلسه مهم ترین نکات گزارش یا پس گرفته شدند و یا تصحیح گشتند. برنامه تسلیحات نظامی ایران بدون هیچ محدودیتی بعد از سال 2003 ادامه می یابد. این را سازمان سیا در سال 2008 مطرح کرد. فعلاً فقط ساخت بخشی از کلاهک جنگی متوقف شده است. جای شگفتی است که تا امروز نیز مسائل مطرح شده در آن بحث ها حتا به گوش همه کارشناسان نیز نرسیده است.
این است که به سادگی نمی توان از سیا قدردانی کرد. کیفیت این سرویس امنیتی در مورد ایران کاملا کاهش یافته و سوء استفاده سیاسی از سرویس های اطلاعاتی نیز کار را بیش از پیش خراب می کند.

روزنامه دی ولت 19 آوریل 2012 (Die Welt, 19. April 2012, Page 8)

برگشت

letzte Änderungen: 11.7.2017 7:22