Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   



پهلویها به خود بد کردند؛




رضا خان به خود بد کرد وقتی به فرمان آخوند ها گردن نهاد و به جای جمهوریت مدرن سلطنت سنتی را پیشه کرد.
رضا خان به خود بد کرد وقتیبه جای اتکا به روشنفکرانی را که به او در راه مدرنیته کمک کرده بودند به مشتی چماقدار چاکر سفت تکیه کرد .
رضا خان به خود بد کرد وقتی ایران را نه خانه ملت که ملک شخصی خود تلقی کرد و هر جا توانست املاک ملاکین را به نام خود کرد.

رضا خان به خود بد کرد وقتی همه امور را با اقتدار شخصی و بدون مشورت فرهیختگان پیش برد.

رضا خان به خود بد کرد وقتی در نهایت خود را منفرد کرد تا زمان اشغال کشور حتی یک نفر هم به کمک او نیامد.

@@@
محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که که از عهد خود برای پیروی از قانون اساسی روی برتافت.
محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که برای ابقاء خود دست به دامن بیگانگان شد.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که حتی به یاران کودتاچی خود که خواهان سلطنتش بودند نه حکومتش امان نداد.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که در زمان آرامش نه تنها راهی برای بازگشایی فضا نکرد که در تحقیر ملی جری تر شد.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که برای انقلاب از بالا حتی بانیان و مهندسین اصلی آن را مجال ادامه کاری نداد.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که مصادره املاک را به مصادره اموال تبدیل کرد و نه تنها فضای سیاسی که فضای اقتصادی را به فضای امنیتی مبدل کرد.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که به نیروهای سنتی و آخوند ها باج داد اما در هیچ زمانی به نیرو های ملی مدرن مستقل امکان رشد نداد.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد که بار ها زمان سوزی کرد و به جای باز کردن فضای سیاسی به انسداد آن کمک کرد تا آنجا که حتی احزاب خودی را نیز تاب نیاورد.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که میتوانست با پول های باد آورده نفت به همراه مردم به سلطنت خود ادامه دهد، برای حفظ اقتدارش در مقابل مردم ایستاد.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که با تدابیر امنیتی راه آگاهی مردم را بست و امکان خرافات را باز گذاشت.

محمد رضا شاه نیز به خود بد کرد آنزمان که وقتی مردم به پا خاستند خود را تنهای تنها گذاشت.

رضا شاه و محمد رضا شاه هر دو به خود بد کردند که (همچون دو پادشاه قبل از خود) به جای ایران در دیار غریب چشم از جهان بستند.
@@@
رضا شاه و محمد رضا شاه نه تنها به خود بد کردند که به ملت ایران بد کردند که به جای ساختن نهاد های پوینده و مدرن به ابزار های پوسیده دیکتاتوری روی آوردند و مردم ایران را بی آینده ساختند.

رژیم فقا نه محصول "ما" که محصول رژیم پهلوی بود.
@@@
راستش رژیم فقها نیز به خود و به ملت ایران بد میکنند.
زمانی که ملت ایران به پا خیزند نه از این اثری خواهد مند نه از آینده ای روشن.
آنزمان هم از "خود" ننالیم که "پرورده این باغ نه پرورده خویشیم"



ما بد کردیم وقتی در سال ۱۳۵۷ فریاد زدیم آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی، چرا که نه مفهوم روشن و درستی از آزادی در نظر داشتیم و نه مستعمرة کشوری بودیم که بخواهیم استقلال خود را به‌دست آوریم و نه می‌دانستیم جمهوری اسلامی چه نظامی است.

ما بد کردیم که کوچکترین کنجکاوی نکردیم تا ببینیم خمینی در۱۳۴۲ برای چه علم اعتراض برداشت.

ما بد کردیم که نخواستیم بدانیم خمینی در آن سال با حقوق زنان و با اصلاحات ارضی مخالف بود و با شوراهای ایالتی و ولایتی.

ما بد کردیم که نخواستیم بدانیم خمینی درباره «احیاء کاپیتولاسیون» دروغ می‌گفت و هم عوام را فریب میداد و هم روشنفکران را.

ما از روستایی و فرنگ‌رفته بد کردیم بی آنکه «ولایت فقیه» او را بخوانیم یا بپرسیم که در آن چه نوشته است، به‌اصرار، چشمان خود را فریب دادیم تا عکس او را در ماه ببینیم

آن روستایی بیرون آمده از نظام برده‌داری «ارباب و رعیتی» و عشایر آزادشده از ظلم «خان» در دوران محمدرضاشاه پهلوی بد کردند که فریاد زدند «مرگ بر شاه» اما روستازادة همولایتی من که مهندسی‌اش را از «دانشگاه آریامهر» گرفت با تکرار این شعار بدتر کرد.

آن حقوقدان سرشناس مراغه‌ای بد کرد که گفت و نوشت، با درآمد یک روز نفت ایران میشود چند بار دور زمین را با اسکناسهای۵تومانی دور زد و اینهمه را «شاه» از ملت میدزدد.

ما بد کردیم که به دروغ گفتیم و نوشتیم در ایران بیش از۱۰۰هزار زندانی سیاسی داریم.

بد کردیم که به ‌دروغ گفتیم و نوشتیم «صمد بهرنگی» را «ساواک» کشت و نگفتیم شنا بلد نبود، غرق شد.

ما بد کردیم که گفتیم «شاه» خونخوار است، جلاد است، یزید زمان است اما در آن روزها نخواستیم بدانیم محمدرضاشاه پهلوی برای ماندن در سلطنت حاضر نیست خون حتی یک ایرانی ریخته شود.

ما که از دانشگاههای ساخته‌ شده در زمان «پهلوی‌ها» فارغ‌التحصیل شده بودیم بد کردیم ادعای خمینی را باور کردیم که «این پدر و پسر دشمن علم بودند، دشمن دانش و ترقی بودند»

آن استاد «سیاست بین‌الملل» و «کارشناس» امور نفتی بد کردند که در همصدا شدن با خمینی و «مسکو» گفتند «شاه نوکر شرکتهای نفتی» است اما میدانستند و نگفتند محمدرضاشاه پهلوی در ستیز با شرکتهای نفتی برای منافع ملی ایران است که هدف توفان انقلاب قرار گرفته است.

آن «استاد جامعه‌شناس» و «استاد اقتصاد» بد کردند که به ‌طمع وکالت و صدارت در جمهوری اسلامی خمینی، که در راه بود به‌دروغ گفتند و نوشتند، ایرانیها در دوران «شاه» روز به‌روز فقیرتر شده‌اند اما به این پرسش پاسخ نداند که اگر چنین است، چرا هیچیک از شعارهای انقلابی خواسته‌ای اقتصادی نیست؟

ما بد کردیم که تحول جامعة ایرانی از جامعه‌ای روستایی به جامعه‌ای شهرنشین را در همصدایی با خمینی «اجرای دستور استعمار برای نابودی ملت مسلمان ایران» خواندیم و نوشتیم، و نگفتیم و ننوشتیم در دوران «پهلوی‌ها»ست که ایران و ایرانی «معاصر» و همراه با بخش در حال پیشرفت جهان شده است.

ما بد کردیم که با خمینی همصدا شدیم و گفتیم و نوشتیم «‌این انقلاب سفید و کذا ایران را ذلیل و ویران کرد».

بد کردیم که میدانستیم «سپاه دانش» بسیار مفید است، «سپاه بهداشت» و «سپاه ترویج و آبادانی» نیز، اما نگفتیم.

ما بد کردیم که با خمینی همصدا شدیم و گفتیم «این برنامه تنظیم خانواده هم یک توطئه‌ای است برای آنکه نفوس مسلمین را کاهش بدهند».

آن زن و دختر ایرانی که در دوران «پهلوی‌ها» از کنیزی دوران «قاجار» و سلطة آخوند به‌در آمدند و قانوناً به‌عنوان «انسان» شناخته شدند و به مقام و منزلتی شایسته رسیدند، بد کردند که در انقلاب چادر و چاقچور به‌سر کردند و دنبال آخوند راه افتادند.

آن کمونیست ما بد کرد که به‌دستور «مسکو» تسبیح به‌دست گرفت و به‌ریا خمینی را یک «سوسیالیست تمام‌عیار» خواند. آن رو به‌قبلة «پکن» نیز بدتر کرد که خمینی را «ناجی کشاورزان تحت ستم ایران» نامید.

ما بد کردیم که نخواستیم بفهمیم مخالفت آخوند با «رضاشاه» برای این است که با همان گرفتن امر قضا از آخوند و تأسیس دادگستری، چنگ و دندان او را از جان و مال و هستی مردم ایران بیرون کشید.

بد کردیم که دوران «رضاشاه» را از موضع آخوند دیدیم و در روشنفکری کورمال خود تا آنجا پیش رفتیم که پیش از او، دوران «احمدشاه» را بهشت برین دموکراسی خواندیم.

بد کردیم که خود را از کینه‌ای که آخوند و حزب توده در نگریستن به دوران «رضاشاه» به ما تزریق کرده بودند و جنس آن «ضد ملی» بود رها نکردیم و «عبدالله مستوفی»، «احمد کسروی» و دیگرانی که در هر دو دوران زیسته بودند را نخواندیم تا دریابیم، خیر، آن خبرها که می‌گویند هرگز نبود.

ما روشنفکران بد کردیم که فیلمهای مستند پیش از «پهلوی‌ها» را ندیدیم تا ببینیم پایتخت‌نشین‌هایمان نیز در آن زمان بیشتر کلاه‌نمدی بودند و در دوران «پهلوی‌ها» ست که شهرنشینی به‌معنای معاصرش شکل میگیرد.

بد کردیم که تاریخ «قاجار» را نخواندیم تا ببینیم کجا بودیم و در زمان «پهلوی‌ها» تا همان روز که فریاد «مرگ بر شاه» می زدیم به کجا رسیده‌ایم.

بد کردیم که حتی همان تاریخ مشروطه را هم که اینهمه سنگش را درمخالفت با «شاه» بر سینه می‌زدیم، نخواندیم تا ببینیم آخوند به عرصة سیاست که پا می‌گذارد چه جهنمی می‌تواند به ‌پا کند.

بد کردیم که ایران را در زمان «پهلوی‌ها» با دوران پیش از آن مقایسه نکردیم یا نگاهی به کشورهای دور و بر نینداختیم تا ببینیم ما به کجا رسیده‌ایم اما در عوض با عوام فریبی، ایران را با اروپا و ‌آمریکا سنجیدیم و این قیاس را زمینه تبلیغ علیه «شاه» ساختیم.

من نویسنده، ما روزنامه‌نگاران و شاعران که حرف بیشتری برای گفتن نداشتیم بد کردیم از صبح تا به شام و بیشتر در باده‌نوشیهای شبانه علیه سانسور که هرگز به ابعادی که ادعا میشد، نبود، پرخاش کردیم.

بد کردیم که میدانستیم آنچه را آزادی مطبوعات می‌نامیم بیشتر برای این میخواهیم که به «شاه» و خانواده‌اش فحش بدهیم و از همین رو قهرمانمان «کریم‌پور شیرازی» بود. وانمود میکردیم ما چه حرفها که برای گفتن نداریم اما واسانسورا، آه آزادی کی میرسی از راه؟ که آمد، با «امام آمد» مان آمد.

آن نمایشنامه ‌نویس صاحب نام که در غربت درگذشت بد کرد که هرگز نگفت همة آثارش در پیش از انقلاب به‌چاپ رسید، تجدید چاپ شد، بسیاری از آنها به صحنه رفت، چندتایی از آنها با هزینة دولتی فیلم شد و حتی یک اثر زیر سانسور مانده نداشت که پس از انقلاب منتشر کند.

نه او که همه آنها که حتی یک اثر زیر سانسورمانده نداشتند تا پس از انقلاب منتشر کنند چون او بد کردند.

ما بد کردیم که با بورس دولتی برای ادامة تحصیل به اروپا و آمریکا رفتیم اما شغلمان شد پادویی تبلیغاتی «جمال عبدالناصر»، «مسکو»، «پکن» و سازمانهای اطلاعاتی کشورهای غربی علیه «محمدرضاشاه پهلوی» که امیدش این بود ما در بازگشت به کشور گوشه‌ای از کار را برای آبادانی ایران بگیریم.

بد کردند آنها که برای ادامة ‌تحصیل به خارج فرستاده شده بودند رفتند در اردوگاههای فلسطینی‌ها آموختند چگونه میتوان پاسبان را کشت و به پاسگاه ژاندارمری حمله کرد و در راه آزادی «خلق» بانک دزدید و وقتی گرفتار شدند داد و فریاد برآوردند که مسلمانی نیست.

آن پزشکان که جای حکیم و دعانویسهای دوران «قاجار» را گرفته بودند بد کردند که نگفتند تا پیش از محمدرضاشاه بسیاری از ایرانیها از بیماریهایی مثل مالاریا و حصبه می‌مردند اما در دوران او و پیش از او، در دوران «رضاشاه» نه‌تنها این بیماریها در ایران ریشه‌کن شد که چندین هزار بیمارستان، درمانگاه و مطب در کشور ساخته شد.

بد کردند این را نگفتند و رفتند دنبال خمینی که می‌گفت «اسلام خون می‌خواهد».

فرهنگیان ما بد کردند که نگفتند «تغذیه رایگان» در مدارس، برنامة بسیار مفید و خوبی است اما در عوض رفتند دنبال سخنگوی خمینی، حجت‌الاسلام غفاری که گفت «این شیری که به‌دستور آمریکا در مدرسه‌ها به بچه‌ها میدن برای اونه که از همون بچگی بی‌غیرت بار بیان».

کارکنان رادیو و تلویزیون بد کردند اعتصاب کردند و در راهپیمایی «تاسوعا» شرکت کردند که از خواستهای قطعنامه‌اش این بود «جلوگیری از نمایش فیلمهای خلاف اخلاق و منافی عفت در تلویزیون به‌ویژه فیلمهای اینگمار برگمان».

آن دسته از کارکنان رادیو تلویزیون بدتر کردند که رفتند در «مدرسه» کانال تلویزیونی مداربسته برای خمینی راه انداخته و مزدشان را هم از خمینی با این گفتة او که از همان کانال هم پخش شد گرفتند که «تلویزیون مرکز فحشا» ست.

کارکنان شرکت نفت در جنوب بد کردند شیرهای نفت را بستند و نخواستند حرف بازماندگان قربانیان سینما «رکس» آبادان را قبول کنند که شعلة جهنم «رکس» را آخوندها افروختند.

همافران بد کردند به دستبوس خمینی در «مدرسه علوی» رفتند و فراموش کردند آنها جوانترین پرسنل مدرنترین نیروی هوایی خاور میانه هستند با آینده‌ای مرفه ‌تر و نه آفتابه‌ آب‌کن «جعفر طیار».

نه اینان که گفتم، دیگران چون اینان نیز که «نقد» را وانهادند و به دنبال نسیه «جمهوری اسلامی» رفتند و حتی از سر کنجکاوی هم که شده نپرسیدند آنچه که در راه است چیست، بد کردند.

بد کردند که بر هشدار «محمدرضاشاه پهلوی» که، خمینی و کسانش برای ایرانی و ایران «وحشت بزرگ» در آستین دارند درنگ و تأمل نکردند که دیدیم چنین نیز شد.

ما بد کردیم که بر این هشدار محمدرضاشاه پهلوی درنگ و تأمل نکردیم که «اگر نظام ایران سقوط کند منطقه روی آرامش نخواهد دید» که می‌بینیم همین نیز شد.

به خود بد کردیم و به نسل آینده‌مان




ما به ایران بد کردیم.


-
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "secular-democracy4iran" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to secular-democracy4iran+unsubscribe@googlegroups.com.
For more options, visit https://groups.google.com/groups/opt_out.


برگشت

letzte Änderungen: 24.3.2017 11:52