Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   



یافته های جدید در باره نقش کیسینجر و لودین و خامنه ای در معامله «اکتبر سورپرایز»:
* سابقه خامنه ای با جون لیمبرت و ماجرای گروگانگیری:




◄ جون لیمبرت، بهنگام گروگانگیری عضو سفارت امریکا در ایران بوده است. دو هفته ای پیش از انتصاب او به معاونت وزارت خارجه و مسئول امور ایران، خامنه ای دیدار و گفتگو با او را در سایت خود قرار داد.

◄ خامنه ای با گروگانهای دیگر امریکائی نیز دیدار و گفتگو کرده بود. از جمله، با سرهنگ اسکات، در بازداشتگاه او در تبریز. در آن دیدار، خامنه ای، در اول ماه مه 1980، به او پیشنهاد کرده بود واسطه معامله شود:

خامنه ای به سرهنگ اسکات گفته بود: اگر ما حالا شما را آزاد کنیم، چه مدت طول می کشد امریکا به ایران قطعات یدکی هواپیماها و هلی کوپترها و تانکها و نیز مهمات تحویل دهد؟ بدین قرار، در اردیبهشت ماه سال 1359، بر مقامات ایران، معلوم بود که عراق قصد حمله به ایران را دارد. بنا بر آنچه گاری سیک ( صفحات 39 تا 43 کتاب اکتبر سورپرایز) از قول سرهنگ اسکات نوشته است، خامنه ای به او حالی کرده است که ایران با خطر تجاوز عراق روبرو است.

در آن تاریخ، بنی صدر به ریاست جمهوری انتخاب شده بود و به بازسازی ارتش مشغول بود. او که در جریان انتخابات ریاست جمهوری، یکی از دلایل نامزد شدن خود را، خطر حمله عراق به ایران اعلان کرده بود، همه روزه فشار می آورد مسئله گروگانها حل شود تا که ایران بتواند تجهیزات نظامی مورد نیاز را در اختیار گیرد. استدلال بنی صدر این بود که آمادگی کامل ارتش ایران مانع از تجاوز عراق به ایران و گرفتار شدن ایران در جنگ توأم با محاصره اقتصادی می شود.

خامنه ای از دیدار خود با سرهنگ اسکات، گزارشی به رئیس جمهوری و شورای انقلاب نداد. معنی این کار او اینست که از سوی خمینی مأمور شده بود.

طرفه این که بنوشته گاری سیک، او برای پایان بخشیدن به ماجرای گروگانگیری، شرائطی را با سرهنگ اسکات در میان گذاشته بود که چهار ماه بعد از آن، موضوع گفتگوهای صادق طباطبائی با معاون وزارت خارجه امریکا، کریستوفر شده بودند. همان 4 شرط کذائی که امریکا تدوین و خمینی اعلام کرد.

از امور شگفتی آور این که سرهنگ اسکات به خامنه ای پاسخ منفی می دهد: از من کاری ساخته نیست. 6 ماه است که با حکومت خود ارتباط ندارم و با کاری که شما کرده اید، زمان لازم است تا امریکا حاضر شود به ایران سلاح و قطعات یدکی بدهد. آیا اگر بجای این جواب، او می خواست امکان ارتباطش را با حکومت کارتر فراهم کنند تا او بتواند کسب تکلیف کند، ایران و امریکا سرنوشت های دیگری را پیدا نمی کردند؟ چه بسا جنگ ایران و عراق روی نمی داد زیرا دلیلی باقی نمی ماند برای این که امریکا عراق را به حمله به ایران برانگیزد. و...

این پرسش تمام اهمیت خود را بدست می آورد وقتی بدانیم 1- نخستین تماسهای ستاد ریگان با دستگاه خمینی در همین تاریخ گرفته شده اند و 2 – با توجه به اموری که واقع شدند، پاسخ اسکات، خمینی و دستیاران او را به سازش با گروه ریگان – بوش جازم کرده است. در حقیقت، از این تاریخ ببعد، خمینی برای این که حل مسئله گروگانها را به تأخیر اندازد، مانع از به نتیجه رسیدن هر اقدامی شد و سرانجام حل مسئله را در عهده «مجلس شورای اسلامی» نهاد و آن مجلس نیز، با وجود تجاوز عراق به ایران و نیاز ایران به اسلحه و قطعات یدکی، پرداختن به مسئله را تا انتخابات ریاست جمهوری امریکا، به تأخیر انداخت. در 4 نوامبر (13 آبان 59 ) 1980، روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا، هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس، گفت: در آینده خواهند گفت ما موجب شکست کارتر و پیروزی ریگان شدیم. طرفه این که، پیش از آن تاریخ، در 21 اکتبر (همزمان با سازش پنهانی فرستادگان خمینی به پاریس با فرستادگان ستاد تبلیغاتی ریگان به این شهر که اکتبر سورپرایز عنوان گرفت)، رجائی، نخست وزیر وقت، گفت: ما اسلحه امریکائی نمی خواهیم. در 23 اکتبر، در مصاحبه با اریک رولو، فرستاده لوموند، هاشمی همین سخن را تکرار کرد. گاری سیک می نویسد: با آنکه ما حاضر بودیم اسلحه و قطعات یدکی خریداری شده ایران را تحویل بدهیم، مذاکره کنندگان، سخنی از آنها بمیان نیاوردند! همانطور که در افتضاح ایران گیت بر ملاء شد، از همان امریکا، به بهائی سه برابر بهای واقعی اسلحه خریدند. زیرا کودتای خرداد 60 را انجام داده بودند و طرف آنها حکومت ریگان بود که بنا بر معامله اکتبر سورپرایز، می باید به رژیم اسلحه می فروخت.

◄ روبرت پاری، در مقاله ای که درباره نزاع اصول گرایان و اصلاح طلبان انتشار داده است (24 ژوئن 2009)، بر این نظر است که باز می گردد به نزاع در دوران گروگانگیری. در آن زمان، خامنه ای را طرفدار حل مسئله با حکومت کارتر و موسوی را طرفدار حل مسئله با رقیب کارتر، یعنی ریگان و از عوامل معامله پنهانی برسر گروگانها با ریگان – بوش می شمارد. با وجود این،

◄ از امور مسلم، یکی این که، در اواخر سپتامبر 1980، در هتل لانفان پلازا، دیداری میان کسی که خود را نماینده خمینی گفته است با سه تن از اعضای ستاد تبلیغاتی ریگان - بوش، یعنی ریچارد آلن و مک فارلین و سیلبرمن، انجام می گیرد. از این سه تن، آلن ریچارد و مک فارلین، از پی یکدیگر، مشاوران امنیتی ریگان شدند و سیلبرمن نیز قاضی شد. هرسه می گویند نمی دانند ایرانی که با آنها دیدار کرده است، چه هویتی داشته است! اما سناتور تاور و میز (که وزیر دادگستری ریگان شد) هم در جریان بوده اند. آنها نیز حاضر نشدند بگویند هویت ایرانی طرف ملاقات چه بوده است. اما اعتراف کرده اند که آن ایرانی پیشنهاد کرده است گروگانها تا انتخابات ریاست جمهوری امریکا آزاد نشوند تا که کارتر شکست بخورد و ریگان پیروز شود.

این امر، 5 مقام امریکائی که بنا بر موقعیتهاشان نمی توانسته اند حاضر به دیدار کسی شوند که نمی دانسته اند کیست و براستی از سوی خمینی آمده است یا خیر، بنفسه، بیانگر این واقعیت است که این 5 نفر نمی خواسته اند هویت او را فاش کنند زیرا اگر چنین می کردند، مدرک قطعی بر وجود معامله اکتبر سورپرایز، را بدست می دادند. با وجود این، از میان کسانی که حدس زده می شود بنمایندگی خمینی به ستاد تبلیغاتی ریگان – بوش مراجعه و باب معامله را گشوده باشد، یکی از منسوبان خامنه ای بوده است. هرگاه مراجعه کننده منسوب خامنه ای بوده باشد، این نظر که خامنه ای خواهان حل مسئله گروگانها با کارتر بوده است، نادرست است.



یافته های جدید روبرت پاری در باره اکتبر سورپرایز:

انقلاب اسلامی: ترجمه مقاله ای را می خوانید که سومین مقاله نوشته روبرت پاری، حاوی یافته های جدیدش در باره «اکتبر سورپرایز»، یا معامله پنهانی میان فرستادگان خمینی – سران حزب جمهوری اسلامی (بهشتی، هاشمی رفسنجانی، خامنه ای) و فرستادگان ریگان – بوش، برای آزاد نکردن گروگانها تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا در 4 نوامبر 1980 است. این مقاله در 13 نوامبر 2009 انتشار یافته است:

سرهای سپرده به محرم ها که به زبان می آیند، یکی از منابعی هستند که سر اکتبر سورپرایز را آشکار می کنند. ماجرای اکتبر سورپرایز حاکی از آنست که جمهوریخواهان، در قفای کارتر، رئیس جمهوری وقت امریکا، با ایرانیان ارتباط برقرار کرده اند و مانع از موفقیت کارتر در کار آزاد کردن گروگانهای امریکائی شده اند.

مدارکی که بر هم انباشته می شوند – از جمله اسناد دولتی و اظهارات بیشتر از 10 شاهد - حاکی از آنند که ستاد تبلیغاتی ریگان تماسهای محرمانه ای با مقامات ایرانی برقرار کرده اند و با انجام معامله ای، مانع از آن شده اند که کارتر بتواند پیش از انتخابات نوامبر 1980، گروگانها را آزاد کند. گروگانها، در 20 ژانویه 1981، در لحظه پایان ادای سوگند از سوی ریگان، بعنوان رئیس جمهوری امریکا، آزاد شده اند.

پیشاپیش خبر دادن از آزاد شدن گروگانها در آغاز ریاست جمهوری ریگان، حاصل تحلیل هوشمندانه بوده است و یا فرآورده شرکت در معامله ای کثیف و خیانت آمیز، بخاطر استفاده از گروگانهای امریکا در انتخابات ریاست جمهوری؟ در حقیقت، 3 تن ، یکی هانری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق امریکا، و دیگری، مایکل لودین، از محافظه کاران جدید و سومی مایلس کوپلند، افسر افسانه ای سیا، پیشاپیش می دانستند و به محارم خود گفته اند که گروگانها، نه پیش از انتخابات ریاست جمهوری که پس از آن و در آغاز ریاست جمهوری ریگان، آزاد می شوند. هر سه در «اکتبر سورپرایز» شرکت داشته اند:

● کوپلند همان افسر سیا است که از سازمان دهندگان کودتا بر ضد نخست وزیر ایران، دکتر محمد مصدق، بود. در پی کودتای اوت 1953، مصدق زندانی و محمد رضا شاه به سلطنت بازگردانده شد. او در مصاحبه ای که در 1990 با من کرد، گفت: او و برخی از همکاران قدیمیش در سیا، از جمله آرشیبالد روزولت (از مقامات سیا که در 1980 برای راکفلر کار می کرد) در آنچه به گروگانهای امریکائی در ایران مربوط می شد، با حزب جمهوریخواه، همکاری داشتیم.

کوپلند گفت: بچه های قدیمی سیا نقشه خاص خود را برای رها کردن گروگانها، هم به حکومت کارتر و هم به ریچارد نیکسون، رئیس جمهوری اسبق و هانری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق دادند. بعد از آنکه مأموریت کماندوها که حکومت کارتر برای رها کردن و بردن گروگانها از ایران، در آوریل 1980، شکست خورد، جمهوریخواهان به او گفتند: طراحی و

اجرای طرح دیگری برای رها کردن گروگانها نا شدنی و غیر لازم است. کوپلن گفت: این جمهوریخواهان به من این سر را سپردند که گروگانها بعد از پیروزی نامزد جمهوریخواهان در انتخابات 4 نوامبر آزاد خواهند شد.

انقلاب اسلامی: این امر که در ماه آوریل، مأموریت کماندوها شکست می خورد، در اول ماه مه خامنه ای به دیدار سرهنگ اسکات می رود و اسکات او را مأیوس بر می گرداند و جمهوریخواهان در ارتباط با کوپلن این سر را به او می سپارند که گروگانها بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا آزاد خواهند شد. با توجه به این امر که سیاست یعنی تدبیر، محل تصادف و اتفاق نیست، همزمانی، رویدادها سخت گویا است. در ایران، آن ایام، بر بنی صدر، رئیس جمهوری، دانسته بود که جمهوریخواهان با رهبران حزب جمهوری اسلامی ارتباط گرفته اند. البته با یکی از طرفداران او در خارج از ایران نیز ارتباط گرفته بودند. بنی صدر نپذیرفته بود چرا که با وجود دولت رسمی امریکا، حل مشکل گروگانها به ترتیبی که کارتر شکست بخورد، از هر نظر نادرست است. هم از نظر قانون هم از نظر اخلاق و هم از نظر مسئولیت بسیار سنگین حاکم کردن ریگانیسم بر امریکا و بر جهان.

کوپلن توضیح داد که «بحثی در باره طرح کیسینجر یا نیکسون برای آزاد کردن گروگانها بمیان نبود. زیرا نیکسون مثل هر کس دیگر می دانست آنچه ما می باید می کردیم این بود که صبر کنیم تا زمان انتخابات ریاست جمهوری برسد. پس از آن، گروگانها آزاد می شدند. این امر گرچه سری بود اما بر بچه های سیا معلوم بود که روی خواهد داد... بیقین، دوستان اطلاعاتی من با مقامی در ایران ارتباط داشتند و با او به تفاهم رسیده بودند. اما بمن اعتماد لازم را نداشتند (و طرف ایرانی خود را معرفی نمی کردند) ».

کوپلن گفت: «طرفهای ایرانی در تماس با دوستان سیا به اینان گفته بودند ملاها گروگانها را به ریگان تحویل خواهند داد. آن زمان، از آنجا که سر و کار ما با شیطان بود، نمی توانستیم مطمئن باشیم. مگر از این امر که هرگاه کارتر نتواند گروگانها را آزاد کند، به ریاست جمهوری امریکا انتخاب نخواهد شد. و زمانی که ریگان به ریاست جمهوری جمهوری برسد، ایرانیها خوشحال می شوند از اینکه دست خود را از گروگانگیری می شویند و دوره جدیدی از روابط ایران و امریکا پدید می آید.»

کوپلن حاضر نشد جزئیات بیشتری را به من بگوید. او تنها گفت: «سیا در سیا» که از دید او حافظان واقعی امنیت ملی امریکا بوده اند، با ایرانیها بر سر گروگانها به تفاهم رسیده بودند.

کوپلن، پیش از آنکه من بتوانم مصاحبه دیگری با او بعمل آورم، در 14 ژانویه 1991 مرد.



●گوی بلورین کیسینجر:



کوپلن، در آنچه به نقش کیسینجر در اکتبر سورپرایز مربوط می شد، توداری بخرج می داد. حال آنکه کیسینجر در شمار جمهوریخواهانی بود که در پی آن بودند که گروگانها وقتی آزاد شوند که ریگان رئیس جمهوری شده باشد.

بعد از مرگ والتر کرونکایت Cronkite Walter که زمانی دراز گوینده اصلی CBS بود، یکی از خوانندگان ما، بهنگام بررسی بایگانی کرونکایت، گزارشهائی را می یابد که خبرنگاران CBS فرستاده بودند. این گزارشها در باره شب انتخابات بودند و توضیح می دادند که چرا برغم این که سنجش های افکار نشان می دادند که دو نامزد، آرای نزدیک به یکدیگر دارند. لسلی استال، خبر نگار CBS گزارش کرده بود که تصادف نخستین سال روز گروگانگیری با انتخابات ریاست جمهوری، امریکائیان ناراضی از یک سال تحقیر را برآن داشته بود به ریگان رأی دهند.

این گزارشها بخاطر می آورند مصاحبه کرونکایت را با هانری کیسینجر. کرونکایت گفته است، در این مصاحبه، هانری کیسینجر گفته بود: «ریگان بکاخ سفید می رود و گروگانها را به امریکا بر می گرداند. او شرط می بنند که گروگانها کمی بعد از آغاز ریاست جمهوری ریگان، آزاد می شوند. معنی سخن او این بود که هانری کیسینجر می باید فکر می کرده است که حاصل گفتگوهائی طولانی این شده است که گروگانها با آغاز ریاست جمهوری ریگان آزاد می شوند.

همانطور که می دانیم، پیش گوئی کیسینجر تحقق یافت و در 20 ژانویه 1981، با پایان ادای سوگند ریگان، گروگانها آزاد شدند. اینطور نیز وانمود شد که شخصیت ریگان کار خود را کرد و گروگانها آزاد شدند.

اما، در آنچه به گروگانگیری و چند و چون آزاد شدن آنها مربوط می شود، هانری کیسینجر ناظری که از دور نظاره می کند، نبود. از آغاز، زمانی که او با رئیس چیس مانهاتان بانک، داوید راکفلر، کار می کرد، دست اندر کار گروگانگیری بود. راکفلر بانکدار محمد رضا شاه بود و به کارتر فشار می آورد اجازه ورود شاه را به امریکا ، برای درمان بیماری سرطانش، صادر کند.

انقلاب اسلامی: در کتاب گروگانگیری، نوشته ابوالحسن بنی صدر، تحقیق یک محقق امریکا نقل شده است. بنا بر آن تحقیق، پزشکی که در نیویورک به مداوای شاه سابق پرداخته بود، متخصص بیماری او نبوده است. متخصص بیماری یک پزشک کانادانی بوده است. هرگاه براستی قصد مداوای شاه می بود، می باید او را به کانادا می بردند و یا پزشک کانادائی را به اقامتگاه او می بردند. شاه را به نیویورک برده اند زیرا طرح گروگانگیری را به ایران فرستاده و از طریق طرفهای ارتباط خود، بعنوان یک طرح انقلابی به دانشجویان خط امام منتقل کرده بودند . طراحان طرح هانری کیسینجر و راکفلر، پس از دیدار با اشرف پهلوی بوده اند:

بنا بر کتاب خاطرات راکفلر، نقش کیسینجر این شده بود که، در علن، سیاست خارجی حکومت کارتر، بخصوص نحوه اداره بحران ایران را انتقاد کند. همزمان، راکفلر نیز از طرق خصوصی، به کارتر فشار می آورد تا که با آمدن شاه به امریکا موافقت کند.

موافقت کارتر با ورود شاه به امریکا ، عناصر رادیکال را در تهران برانگیخت که سفارت امریکا را اشغال کنند و اعضای آن را به گروگان بگیرند. همانطور که کوپلند در مصاحبه اش با من گفت، در طول سال (از گروگانگیری تا روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا)، هانری کیسینجر، صاحب نقش پشت پرده بود. کوپلند به من گفت: « بسیاری از ما، من و هانری کیسینجر و آرشیبالد روزولت که آن هنگام در سیا بود، قویا  باور داشتیم که حکومت امریکا چنان ضعفی از خود نشان داده است که مردم ایران و مردمان کشورهای دیگر دنیا، قدرت امریکا را به بازی گرفته اند. »

انقلاب اسلامی: بنی صدر، در کارنامه روزانه خود، چند نوبت توضیح داده است که هدف از گروگانگیری تغییر روانشناسی مردم امریکا از حالت انفعالی به حالت پرخاشگری و تجاوزگری است و ایران نباید مسئولیت این امر را بر عهده بگیرد، از جمله ، در کارنامه 13 آبان 1359 (4 نوامبر 1980، روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا) بنی صدر گفته است:

«...بعد نشستم و مقداری در این زمینه ها فکر کردم. دیدم 8 ماه پیش گفتم: من نمی توانم مسئولیت تغییر روانشناسی جامعه امریکائی را به خشونت و مداخله جوئی، بر عهده بگیرم. آنچه کرده ایم و آنچه کرده اند، کار را به اینجا رسانده اند: جریانی است که امروز نتیجه خود را به بار می آورد. و گمان من اینست که ریگان نه بعنوان جمهوریخواه در برابر دموکرات، بلکه بعنوان بیانگر تغییر روانشناسی جامعه امریکائی انتخاب می شود. چند روز پیش تر، به دوستان گفته بودم که تصمیم در باره گروگانها در زمانی و بصورتی اتخاذ شده است که بسود کارتر مؤثر نخواهد شد، بلکه به زیان او مؤثر خواهد شد.»

اگر بنی صدر در این روز و روزهای پیش از آن خبر از پیروزی ریگان داده است، بخاطر آن بوده که او از سازش پنهانی (اکتبر سورپرایز) اطلاع داشته است. و اگر کیسینجر خبر از آزادی گروگانها بعد از شروع ریاست جمهوری ریگان داده است، بدان خاطر بوده است که او طراح گروگانگیری بوده و در معامله بر سر گروگانها، میان دستگاه خمینی و دستگاه ریگان، شرکت داشته است.

هر گاه خوانندگان به کتاب «نامه ها» مراجعه کنند، نامه ای از بنی صدر خطاب به خمینی را خواهند یافت که، در آن، آمده است که در پاریس، پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، معامله ای بر سر گروگانها انجام شده است. نه در تاریخ انتشار کارنامه (13 آبان 59 ) و نه در تاریخ نگارش آن نامه به خمینی، در باره معامله اکتبر سورپرایز، کلمه ای انتشار نیافته بود.

اینک که 30 سال است تحقیق در باره اکتبر سورپرایز ادامه دارد، هر ایرانی می باید متوجه اهمیت مهاجرت بنی صدر بشود. او در نخستین مصاحبه خود با بی بی سی، در روز ورود به فرانسه گفت: برای فاش کردن روابط ارگانیک میان خمینیسم و ریگانیسم به خارج از ایران، به صحنه اصلی مبارزه آمده ام. تحمیل خمینیسم به ایران و ریگانیسم به امریکا، فرآورده گروگانگیری شدند و فرآورده های دیگر را هم ببار آوردند. سالها گذشت تا نقش حکومت ریگان و حکومت تاچر و حکومت اسرائیل در طولانی کردن جنگ ایران و عراق (ایران گیت ها) و استقرار استبداد ملاتاریا و نقش دو حکومت ریگان و تاچر در پدید آوردن گروه طالبان و ... از پرده بیرون افتند.

گروه راکفلر با ویلیام کیسی، رئیس ستاد تبلیغاتی ریگان – بوش در ارتباط بود. و کیسی نقش اصلی را در معامله بر سر گروگانها، اکتبر سورپرایز، داشت. شماری از شاهدان می گویند کسیی با مهدی کروبی و دیگر ایرانیان دست اندرکار معامله بر سر گروگانها، محرمانه دیدار کرده است.

مدارک ستاد تبلیغاتی ریگان – بوش مسلم می کنند که میان گروه راکفلر و کیسی تماسها برقرار بوده اند. برای مثال، مدرکی نشان می دهد که در 11 سپتامبر 1980، راکفلر و چند تن از دستیاران او، با کیسی، در ستاد تبلیغاتی ریگان - بوش، در آرلینگتن واقع در ویرجینیا، دیدار کرده اند.

ژوزف رید با راکفلر همراه بوده است. ژزف رید کسی است که راکفلر او را مأمور کار آوردن شاه به امریکا کرده بود. جز او، آرشیبالد روزولت، افسر سابق سیا که اینک مدیر قسمت خلیج فارس در چیس مانهاتان بانک بوده ، نیز، همراه راکفلر بوده است. نفر چهارم از همراهان راکفلر، اون فریسبی Owen Frisbie، رئیس لابی راکفلر در واشنگتن بوده است.

در این دوره، بنا بر قول راننده کیسی، در مصاحبه با من، کیسینجر نیز در ارتباط پوشیده با او بوده است. راننده که خواست اسمش برده نشود، گفت: من دو نوبت به خانه کیسینجر در جرج تون رفتم تا هانری کیسینجر را به ستاد تبلیغات ریگان - بوش، در آرلینگتن بیاورم تا با کیسی دیدار محرمانه کند.

و در 6 سپتامبر 1980، 5 روز بعد از دیدار گروه راکفلر با کیسی، وزیر خارجه وقت ایران، صادق قطب زاده در باره تقلای حزب جمهوریخواه امریکا برای جلوگیری از حل مشکل گروگانها پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا گفت:

« حامیان ریگان، کیسینجر و دیگران قصد ندارند بگذارند مسئله گروگانها حل شود. آنها هر چه در توان دارند بکار می برند که مانع از حل مسئله شوند ».

بدین سان، در شب انتخابات ریاست جمهوری، وقتی کیسینجر به کرونکیت گفته است، گروگانها، با آغاز ریاست جمهوری ریگان آزاد می شوند، پیشگوئی نمی کرده است. از آغاز دست اندر کار گروگانگیری بوده و با کسانی که معامله بر سر گروگانها را انجام داده بودند، از نزدیک، همکاری داشته است و از زمان آزادی شدن گروگانها آگاه بوده است:



● نقش لودین در «اکتبر سورپرایز»:



سومین چهره که در گفتگوها با ایرانیان برسر گروگانها شرکت داشته است، مایکل لودین بوده است. او که از روشنفکران محافظه کاران جدید است، نیز، پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا در 4 نوامبر 1980، به محرم خود، گفته بود گروگانها همزمان با آغاز ریاست جمهوری امریکا آزاد می شوند: ریچارد سیل Richard Sale که روزنامه نگار است و با لودین که در تحریر مقاله ای برای انتشار در واشنگتن کوارترلی، همکاری داشته است، می گوید: بعد از انتشار مقاله، من و لودین دیدار کردیم و لودین محرمانه بمن گفت: گروگانها با آغاز ریاست جمهوری ریگان آزاد می شوند.

او در ایمیل اخیرش به من، نوشته است: از لودین پرسیدم او از کجا می داند گروگانها در آن زمان آزاد می شوند و آزادی آنها چگونه ترتیب داده شده است؟ پاسخ او را من هیچگاه از یاد نخواهم برد: «ترتیب کارها، همه، با چند بار تلفن کردن، داده شده است».

وقتی من با لودین تماس گرفتم و از او در باره اظهارات ریچارد سیل پرسیدم، لودین با فرستادن ایمیلی، این طور پاسخ داد: « سایل کاملا دروغ گفته است که (چنین سخنی را) من به گوش او گفته ام. او یکبار قول داد پوزش بخواهد و هیچگاه نخواست. من نمی خواهم بشنوم حرفی را که او بزند».

وقتی من از سیل در باره قول لودین که او «کاملا  دروغ» گفته است، پرسیدم، سیل پاسخ داد: «لودین از چون و چرای دروغ بودن سخنی که اینک منکر می شود، هیچ ننوشته است. و دروغ می گوید که من به او گفته ام پوزش خواهم خواست. نه دلیلی برای پوزش خواستن وجود داشته است و نه او از من خواسته است پوزش بخواهم.»

سند دیگری بر ارتباط مایکل لودین با مورد «اکتبر سورپرایز» وجود دارد. سندی که در اختیار کمیته کنگره مأمور رسیدگی به «اکتبر سورپریز» قرار گرفته بود، حاکی است که لودین و یک نو محافظه کار معروف دیگر، ریچارد پرل، در اجتماعات گروه «اکتبر سورپرایز» (یک گروه 10 نفری که بنا بر قول ستاد تبلیغات ریگان – بوش مأموریت داشته اند اثر موفقیت احتمالی کارتر را در آزاد کردن گروگانها، پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، خنثی کنند) ستاد تبلیغات ریگان – بوش، شرکت می کرده اند.

سند همچنین حاکی است که در اجتماع 16 سپتامبر 1980 این گروه، که «طرح خلیج فارس» بمیان بوده است مقامات اول ستاد، از جمله کیسی و ریچارد آلن شرکت داشته اند. لودین نیز در اجتماع حاضر بوده است.

با اینهمه، بهنگام نگارش گزارش کمیته کنگره، نام و کارهای لودین، حذف شده است. بررسی واپسین گزارش را لورنس بارسلا، دوست قدیمی لودین، انجام داده است.



● پیوندها که سبب می شوند چشم بر حقیقت بسته شود:



پیوند بارسلا و لودین، از چندین دهه پیش شروع شده است. از زمانی آغاز شد که بارسلا خانه ای را به لودین فروخت. بنا بر کتاب مانهوت Manhunt نوشته ماس Mass، در مورد افسر سابق سیا، ادوین ویلسون، متهم به همکاری با لیبی، بارسلا دادستان بوده است. لودین، بخاطر پرونده ادوین ویلسون، در 1982، با بارسلا ارتباط گرفته است. لودین که بعنوان مشاور، برای وزارت خارجه امریکا کار می کرده است، بخاطر دو تن از شرکای خود، تد شکاکلی و ریچارد ون ماربد، نگران بوده است.

سالها پیش، در مصاحبه با من، لودین گفت: «من به لاری گفتم: «من نمی توانم تصور کنم که شاکلی ( و یا ون ماربد) در ماجرائی که تو در باره اش تحقیق می کنی، شرکتی می توانسته اند داشته باشند. من سعی نمی کردم در او اعمال نفوذ کنم. ما جماعتی هستیم که برای درک امور بیکدیگر کمک می کنیم. » بارسلا نیز مراجعه

خارج از مجرای قانونی را کاری نادرست نیافت. او به من گفت: «لودین از من نخواست که پرونده را سمبل کنم. او از من نخواست این کار را بکنم و آن کار را نکنم. او تنها می خواست دانسته های خود را با من در میان گذارد.»

با وجود این، شکالی و ماربد، از پرونده ویلسون بیرون گذاشته شدند.

شکالی، همبسته لودین، نیز در اکتبر

سورپرایز، نقش داشته است. در 1980، او برای جورج بوش، نامزد معاونت ریاست جمهوری، کار می کرد و موضوع کار او، مسئله گروگانها بود.

و چون بارسلا از سوی کمیته رسیدگی به موضوع «اکتبر سورپرایز»، رئیس گروه تحقیق شد، نقش دوست خود، لودین، را در «اکتبر سورپرایز» شتر دیدی ندیدی کرد. با این که کمیته اطلاع یافته بود که لودین عضو غیر رسمی کمیته «اکتبر سورپرایز» ستاد تبلیغاتی ریگان بوده است. از قرار، همچون مورد ویلسون، لودین دوست خود، بارسلا، را متقاعد کرده است که باید به راهی دیگر رود. در ژانویه 1993، وقتی گزارش نهائی کنگره انتشار یافت، در آن، اثری از نقش لودین در «اکتبر سورپرایز» نبود.

...

نام و کار لودین و دیگر مدافعان قانونی بودن ریاست جمهوری ریگان، از گزارش کنگره در باره «اکتبر سورپرایز»، حذف شدند. بارسلا و گروه او ، در تهیه گزارش، بر اسناد مربوط به لودن چشم بستند. کمیته ای که برآن، لی هامیلتون، عضو مجلس نمایندگان از ایندیانا و هانری هاید جمهوریخواه، نماینده از ایلونوا، ریاست می کردند، چشم بر اسناد بسیاری بستند تا که به این نتیجه برسند که سندی بر وقوع «اکتبر سورپرایز» یافت نشد.

حتی بارسلا، رئیس گروه تحقیق و مشاور کمیته، با ملاحظه اسناد، به تردید افتاد و از سرپرستان کمیته خواست، سه ماه دیگر وقت بدهند تا گروه تحقیق بتواند روی اسنادی که در اختیار کمیته قرار گرفته است، کار و ارزش آنها را معین کند. بارسلا در مصاحبه با من گفت: هامیلتون تقاضای مرا رد کرد و اصرار ورزید گزارش را آماده و انتشار دهیم.

برای مقامات واشنگتن، در اوائل سال 1993، - بیماری الزایمر ریگان در مرحله اول خود بود و ژرژ بوش نیز دیگر رئیس جمهوری نبود - آسان تر بود که اسناد مربوط به خطاکاری حزب جمهوریخواه را نادیده بگیرند. غافل از این که راز «اکتبر سورپرایز» و از پیش خبر دادنهای (کیسینجر و لودین و...) از آزاد شدن گروگانها و زمان آن، توضیح نجسته است و در انتظار توضیح است.]

به نقل از نشریه انقلاب اسلامی در هجرت شماره 737


برگشت

letzte Änderungen: 8.6.2016 4:47