Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

بنی صدر: طرح گروگان گیری در آمریکا توسط کسینجر، راکفلر و خانم اشرف پهلوی ریخته و در ایران اجرا شد.


آقای کارتر که رئیس جمهور وقت بود گفت که من ایران را چنان نقره داغی کردم که خودم دلم به حال این ملت سوخت. قرارداد الجزایر خلاف قانون اساسی هم بود برای اینکه قانون اساسی می گفت که موافقت نامه یا قرارد داد با دولت خارجی باید به امضای رئیس جمهور برسد. رئیس جمهوری اصلا از توافق خبر نداشت. در آخرین لحظه، خیال می کنم از طریق رئیس بانک مرکزی بود که مطلع شدم که چنین موافقت نامه زیان بخش و خائنانه ای انجام گرفته است. پس یک نامه ای به آقای خمینی نوشتم که «اینها میگویند که شما دستور دادید یا موافقت کردید که این قرارداد خائنانه را امضا کنند. این را متوقف کنید. این در تاریخ به نام شما می ماند.» جوابی هم از ایشان دریافت نشد. بعدها شخصی که می گوید کارش تاریخ است و دوست آقای رجایی بوده (کیومرث صابری) مطلبی را در روزنامه یاس نو انتشار داد حاکی از اینکه............................. http://www.youtube.com/watch?v=WtUlteSO0h0 بنی صدر: من پیشنهاد معامله ستاد تبلیغات ریاست جمهوری ریگان را بعلت عدم سازگاری اش با استقلال ایران رد کردم. تماسهایی که این دستگاه های آقای ریگان گرفتند از بهار 59 (1980 میلادی) شروع میشود. هم با دوستان من در خارج از کشور تماس گرفته بودند و هم با آن طرف معامله (بعدها شدند طرف معامله) یعنی دستگاه رهبری و حزب جمهوری اسلامی و دستگاه آقای خمینی. خب من نپذیرفتم برای اینکه این با استقلال ایران سازگاری نداشت و اولا ریگانیسم را هم خطرناک می دانستم و موافق هم نبودم که ایران مسئولیت روی کار آمدن ریگان را آن هم از راه یک معامله پنهانی سر گروگانها برعهده بگیرد. درتابستان فرزند آقای پسندیده (آقای رضا پسندیده) نزد من آمد و گفت که من به اسپانیا رفته بودم و در آنجا آمریکایی ها با من تماس گرفتند. کدام آمریکایی ها؟ دستگاه آقای ریگان و نه دولت آمریکا. البته ظاهرش دولت آمریکا بوده ولی شخصی که به نمایندگی دولت آمریکا رفته بوده (آقای گرد مشاور آقای بوش ، معاون رئیس جمهوری) به نام آن طرف صحبت کرده بود. بعد هم ایشان به من گفت که شما اگر معامله را نپذیرید با آن طرف معامله خواهند کرد. در خاطرات آقای پسندیده ، پدر ایشان هم مطلبی هست که تا حدودی روشن و سر راست است. مضمون این مطلب این است که چون بنی صدر نپذیرفت، معامله با آن طرف صورت پذیرفت. خب! آقای صادق طباطبایی را آقای خمینی مامور کرده بود که با دستگاه کارتر سر گروگان ها گفتگو کند. او هم رفته بود آلمان و از طریق http://www.youtube.com/watch?v=iB0xqmmbA2Y فایل صوتی کامل با حجم کم http://www.4s.io/audio/GYtjkfJm/Banisadr89-08-12

بنی صدر: طرح گروگان گیری در آمریکا توسط کسینجر، راکفلر و خانم اشرف پهلوی ریخته و در ایران اجرا شد آقای کارتر که رئیس جمهور وقت بود گفت که من ایران را چنان نقره داغی کردم که خودم دلم به حال این ملت سوخت. قرارداد الجزایر خلاف قانون اساسی هم بود برای اینکه قانون اساسی می گفت که موافقت نامه یا قرارد داد با دولت خارجی باید به امضای رئیس جمهور برسد. رئیس جمهوری اصلا از توافق خبر نداشت. در آخرین لحظه، خیال می کنم از طریق رئیس بانک مرکزی بود که مطلع شدم که چنین موافقت نامه زیان بخش و خائنانه ای انجام گرفته است. پس یک نامه ای به آقای خمینی نوشتم که «اینها میگویند که شما دستور دادید یا موافقت کردید که این قرارداد خائنانه را امضا کنند. این را متوقف کنید. این در تاریخ به نام شما می ماند.» جوابی هم از ایشان دریافت نشد. بعدها شخصی که می گوید کارش تاریخ است و دوست آقای رجایی بوده (کیومرث صابری) مطلبی را در روزنامه یاس نو انتشار داد حاکی از اینکه............................. http://www.youtube.com/watch?v=WtUlteSO0h0 بنی صدر: من پیشنهاد معامله ستاد تبلیغات ریاست جمهوری ریگان را بعلت عدم سازگاری اش با استقلال ایران رد کردم. تماسهایی که این دستگاه های آقای ریگان گرفتند از بهار 59 (1980 میلادی) شروع میشود. هم با دوستان من در خارج از کشور تماس گرفته بودند و هم با آن طرف معامله (بعدها شدند طرف معامله) یعنی دستگاه رهبری و حزب جمهوری اسلامی و دستگاه آقای خمینی. خب من نپذیرفتم برای اینکه این با استقلال ایران سازگاری نداشت و اولا ریگانیسم را هم خطرناک می دانستم و موافق هم نبودم که ایران مسئولیت روی کار آمدن ریگان را آن هم از راه یک معامله پنهانی سر گروگانها برعهده بگیرد. درتابستان فرزند آقای پسندیده (آقای رضا پسندیده) نزد من آمد و گفت که من به اسپانیا رفته بودم و در آنجا آمریکایی ها با من تماس گرفتند. کدام آمریکایی ها؟ دستگاه آقای ریگان و نه دولت آمریکا. البته ظاهرش دولت آمریکا بوده ولی شخصی که به نمایندگی دولت آمریکا رفته بوده (آقای گرد مشاور آقای بوش ، معاون رئیس جمهوری) به نام آن طرف صحبت کرده بود. بعد هم ایشان به من گفت که شما اگر معامله را نپذیرید با آن طرف معامله خواهند کرد. در خاطرات آقای پسندیده ، پدر ایشان هم مطلبی هست که تا حدودی روشن و سر راست است. مضمون این مطلب این است که چون بنی صدر نپذیرفت، معامله با آن طرف صورت پذیرفت. خب! آقای صادق طباطبایی را آقای خمینی مامور کرده بود که با دستگاه کارتر سر گروگان ها گفتگو کند. او هم رفته بود آلمان و از طریق http://www.youtube.com/watch?v=iB0xqmmbA2Y فایل صوتی کامل با حجم کم http://www.4s.io/audio/GYtjkfJm/Banisadr89-08-12 04.11.2010
برگشت

letzte Änderungen: 8.6.2016 4:47