Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   


سخنان مهم دکتر دادخواه در کانون وکلا
دارم سخني در دل گفتن نتوانم وين راز نهان سوز نهفتن نتوانم


در بين گفتن يا نگفتن و تكليف اينكه آيا مطلب را بيان كني يا سكوت اختيار كني در زمره مواردي است كه بارها انسان درگير آن مي شود.

من قرار بود راجع به كنفرانسي كه در وين برگزار شده بود راجع به حقوق بشر تحت عنوان " گلوبال استاندارد و لوکال اکشن " صحبت كنم اما ديدم مسئله مهمتري هست كه بايد راجع به آن صحبت كنم.

با اجازه از هيأت رئيسه آن مطلب را بيان مي كنم.

آقاي احمدي نژاد در طي گزارشي كه براي ملت ايران اعلام كردند ، اظهار داشتند ،كه سه پرونده دولت داشته و آن سه پرونده عبارتند از:

يكي جهان نما ، يكي عبور مترو و ديگري مسئله سيوند .

اتفاقاً هر سه پرونده را من تعقیب مي كنم و نهايتاً شايد حق داشته باشم كه براي اينكه مبادا گزارش خلاف واقعي براي ايشان ارسال داشته باشند و واقعيت پنهان شده باشد عرض بكنم كه واقعيت چيست و در كدامين موضع قرار دارد ؟

البته آقاي رئيس جمهور گفتند كه هر سه تا را حكم گرفتيم اما مشخص نكردند كه آيا اين حكم مبني بر محكوميت دولت است يا بر مبناي برائت دولت ؟

من براي روشن شدن اين موضوع خيلي فهرست وار مطلب را عرض مي كنم. در خصوص جهان نما دعواي ما عليه ميراث فرهنگي بود البته بعداً قاضي عوض شد.

بعد از اينكه حكم به تعطيل و توقف برج صادر كرد ،عوض شد.

ناچاراً از يونسكو استمداد طلبيديم و يونسكو به آقاي خاتمي ؛اخطار نه ، گوشزد كرد كه بايد برج را كوتاه كنند بر مبناي استدلال ما كه دادگاه ملي در جهت منافع ملي مبادرت به اتخاذ تصميم كرده اما حاكم ملي از اجرا حكم دادگاه امتناع مي كند.

اين پرونده اول. اما پرونده دوم ،

پرونده دوم راجع به چهارباغ بود. ما گفتيم كه عبور مترو از چهارباغ خسارت غير قابل جبران به كاخ هشت بهشت ، به ذات خيابان چهارباغ كه نخستين خيابان سه سويه جهان است و سي و سه پل و مدرسه چهارباغ ،بار مي كند.

البته آقاي دادستان فرمودند كه ما صلاحيت نداريم و در پي آن روزنامه ها اعلام داشتند كه بايد يا من مالك چهارباغ باشم و يا از طرف ميراث فرهنگي در اين زمينه تفويض وكالت به من شده بود !

كه خوب هيچكدام اين ها رخ نداده بود .

ناچار شديم به استناد ماده 212 از بازپرس شرافتمند شعبه 5 دادسرا استدعا كنيم كه از اداره حقوقي استعلام بكند و براي نخستين بار در طول تاريخ حقوق اين كشور بازپرس به ماده 27 اعلاميه جهاني حقوق بشر استناد كرد.

بايد از كسان ديگري نيز سپاسگزار باشم و آن اعضاء ارجمند و شرافتمند اداره حقوقي بود كه اعلام كرد نه تنها اين كار مفيد است بلكه در زمره امر به معروف و نهي از منكر است .يعني هر كسي مي تواند اين شكايت را بكند.

بر مبناي آن آقاي محمدي جرویه دستور تعطيل و توقف عبور مترو را صادر كرد و به عنوان اصل هشتم قانون اساسي كه امر به معروف و نهي از منكر را وظيفه دولت نسبت به ملت ، وظيفه ملت نسبت به دولت و وظيفه همگان دانست ما به خودمان اين حق را داده بوديم كه به دولت اعلام بكنيم اين روال بر خلاف حق ، بر خلاف عدالت ، بر خلاف اصول و بر خلاف منافع ملي است.

اما پرونده سوم كه فكر مي كنم باز هم نه تنها در طول تاريخ دادگستري ما سابقه ندارد بلكه در ديگر كشورهاي جهان هم كمتر بايد چنين باشد كه 4350 نفر نسبت به موضوع واحد تفويض وكالت بكنند و يك امري را خواستار شوند .

البته دادسراي پاسارگاد اعلام عدم صلاحيت كرد و ما ناگزير بوديم كه سه سال قبل پرونده را در تهران طرح بكنيم .

البته در شعبه نهم بازپرسي كاركنان دولت مطرح شد و البته تاكنون از ما دعوتي به عمل نيامده است .

اما شهردار محترم پاسارگاد صراحتاً اعلام كرد كه روال تغيير اكولوژي و رطوبت فزاينده اي كه بوجود آمده ، باعث اين شده كه مقبره كوروش در تحت تأثير رطوبتي كه آنجا هست گلسنگ ايجاد كند و تغذيه گلسنگ از آهك است و كل سنگهاي مقبره كوروش آهكي است و اين را نه من نقل قول مي كنم ، بلكه روزنامه به عنوان تيتر اول خودش اعلام و اظهار داشته اما از نگرش حقوقي همه شما حقوقدانيد ، فرهيخته ايد.

موضوعي كه مي گويم به راحتي دريافت خواهيد داشت كه برابر ماده 1287 دو گونه سند رسمي داريم ، نخست آنچه كه در دفاتر اسناد رسمي انجام مي شود دو ديگر آنكه مقامات در حد صلاحيت خودشان نسبت به موارد اعلام نظر بكنند .

لذا هنگامي كه شهردار مبادرت به اعلام اين موضوع مي كند اين يك سند رسمي است و جاي ترديد و انكار ندارد .

من فكر مي كنم اصالت دولت اين بود كه نسبت به اين موارد با دقت و فراست و مسئوليت گسترده اي كه اين ميراث فرهنگي متعلق به من نيست ، متعلق به شما نيست ، متعلق به نسل فعلي هم نيست .

متعلق به نسلهاي متعددي است كه آمدند و رفتند.

اجازه بدهيد يك نكته را كه مي خواهم در بخش دوم سخنان خودم بگويم هم اينجا ياد آور شوم.

روز نخست كنفرانس وين يك آقای پروفسوري كه مي گفتند كه تحصيل كرده دانشگاه آكسفورد است ، سخنراني داشت .

البته در طي سخنراني اعلام كرد كه من مدرس سوربون هستم اما هيأت ظاهري آن به هيچيك از اين دو كشور نمي خورد.

هنگامي كه من اسامي را ملاحظه كردم ديدم اسم ایشان "برتراند جی رامجاوالان " است .

ايشان راجع به تاريخچه حقوق بشر سخنراني كرد و نسبتاً سخنراني مفصلي داشت وی در طي سخنراني خودش گفت :

به نظر من بنيانگذار حقوق بشر در پهنه گيتي كوروش كبير است.

او گفت . . .

من خارج از قاعده كف زدم كه البته كمي قصور و شكسته بودم.

او پرسيد آيا شما ايراني هستيد ؟

چون نقشي كه جلوی من بود ، حكايت از اين داشت.

گفت من تنها كتاب خودم را كه در اين باره نوشتم به تو هديه مي كنم و مي بينيد كه در روي اين كتاب هم كه آخرين تحقيقات حقوق بشر است و نوشته اين پرفسور هندي مقيم فرانسه است ، باز هم منشور كوروش كبير است.

چون يك نسخه داشت اين نسخه را پشت نويسي كرد و به من داد.

اما برگردم به كنفرانس وين . چه مي گفت و چرا تشكيل شده بود و هدفش چه بود؟

بعد از 1948 كه نهايتاً در پي خودخواهي هاي انسان و تفرقه هاي بي عدد و حدي كه بوجود آمده بود كه از جمله بخواهم فهرست وار اعلام كنم مثلاً 200 سال مسلمانان با مسيحيان جنگيدند به عنوان جنگهاي صليبي .

حدود نيم قرن پروتستان ها با كاتوليك ها بحث كردند به گونه اي كه اعلام مي داشتند اگر يك كاتوليكي ، پروتستانی را بكشد ،حتماً به بهشت مي رود و به معاهده وستفالی در سال 1628 منتهي شد.

بالاخره جنگ جهاني اول ، جنگ جهاني دوم ، تشكيل جامعه ملل ، انحلال جامعه ملل و تشكيل سازمان ملل 1945 و تشكيل كميسيون نظارت بر حقوق بشر در 1948 انجاميد.

در اينجا مبادرت به تبيين بايد ها و نبايد هاي حقوق بشر در يك اعلاميه به عنوان " دیکلریشن حقوق بشر " كردند كه چندان مؤثر نبود تا اينكه قرار شد حقوق بشر اجرايي و عملي بشود .

به همين علت طي قطعنامه مجمع عمومي قرار شد يك مجمعي ، يك اجلاسي تشكيل شود اين اجلاس در تهران در سال 1968 تشكيل شد و به عنوان نخستين كنفرانس بين المللي حفظ حقوق بشر ذكر شد كه در آن اعلام كرد كه از اين پس بايد نسبت به ترويج حقوق بشر اقدام شود.

متأسفانه بعد از اين نشست ديگر اين اجلاس ها تعقيب نشد تا 25 سال بعد دومين كنفرانس در پي اهداف اجلاس بدوی در وين به سال 1993 تشكيل شد.

كنفرانس وين تصميم گرفت كه از اين به بعد هر ساله اين كنفرانس را در وين برگزار بكند كه امسال پانزدهمين كنفرانسي بود كه از آن وقت تشكيل شده بود.

مثلاً نماينده مالي هنگامي كه صحبت مي كرد گفت اين يك فاجعه عظيم است كه من نتوانستم هنوز در كشور خودم اين مقدار از توسعه را ترويج دهم كه مردم نسبت به حقوق بشر آگاه باشند.

نماينده كويت معتقد بود كه اصولاً ساليان زيادي طول مي كشد كه ما نسبت به حقوق زنان بتوانيم فرهنگ را آماده بكنيم كه بعداً در قانون راه پيدا بكند.

نماينده اتريش ،جايي كه كنفرانس بود ،مي گفت ما هنوز به اون توانائيها نرسيديم كه تمام اينها را ذكر بكنيم .

من دچار تعجب نه، دچار تحير شدم كه اينها چقدر عقب مانده تر از ما در زمينه حقوق هستند ! به علت اينكه در ارديبهشت 1354 ما با ملحق شدن به میثاق های فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي به طور همزمان ،كليت اينها را پذيرفتيم .

ضمن اينكه بسياري از موارد مندرج در حقوق بشر در قانون اساسي ما هست .

لذا من اعلام كردم وضعيت ما با همه متفاوت است.

وضعيت ما شرايطي است كه همه اينها در تئوري نظام حقوقي ما وجود دارد اما در هنگام عمل ،متأسفانه با عدم توجه دولتمردان و دادرسان مواجه مي شويم.

نمونه بارز آن مگر ما در اصل 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي نمي خوانيم كه محاكمات سياسي بايد با حضور هيأت منصفه و به طور علني در دادگاههاي عمومي انجام شود ؟

مگر الآن محاكماتي كه تحت عنوان اين موارد كه نهايتاً كساني كه مبادرت به آن کرده اند ، هيچ انگيزه و نفع شخصي نداشتند ؟

در دادگاه انقلاب كه يك مرجع اختصاصي است كه من قبلاً بيش از يك ساعت اينجا سه سال پيش راجع به خاتمه يا ادامه كار دادگاه انقلاب با شما صحبت كرده ام.

اميدوارم مجله كانون ؛ شجاعت نه ، اين رسالت را داشته باشد كه چاپ بكند. هرچند ساير مقالات من را گفتند چاپ مي كنيم ولي چاپ نكردند.

خوب برگردم به مورد اصلي.

بر اين مبادي موقعيت جمهوري اسلامي با همه كشورهاي ديگه متفاوت است .

ما نبايد سعي بكنيم كه اينها به نظام حقوقي ما راه پيدا بكنند ، راه پيدا كردند.

ما بايد اين خواست و طلب و مطالبه عمومي را مطرح كنيم كه چگونه است علي رغم اينكه ماده 9 قانون مدني مي گويد معاهداتی كه دولت منعقد مي كند در حكم قانون است.

در حكم قانون است يعني چه؟ يعني مشابه قانون عمل بايد شود.

پس نهايتاً رسالتي كه به عهده من نه ، رسالتي كه به عهده شما ، به عهده همه ما هست كه يكبار ديگر نگرش بكنيم چرا ماده 9 اجرا نمي شود؟

چرا معاهداتي كه به آن پيوسته ايم اقدام نمي شود؟

به اميد اينكه اينها به نتيجه برسد.



از سایت سرزمین جاوید
24.09.2008

]

برگشت

letzte Änderungen: 11.7.2017 7:22