
|
نظر ناظران يونسكو در بازديد از شوشتر مثبت است
خبرگزاري فارس: نماينده مردم شوشتر در مجلس شوراي اسلامي گفت: با روند موجود رفع موانع ثبت سازههاي آبي، نظر ناظران يونسكو در بازديد از اين مجموعه باستاني، منفي نخواهد بود.
سيد محمدسادات ابراهيمي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در شوشتر اظهار داشت: با بسيج ادارات و سازمانها در استان خوزستان در رفع مشكلات ثبت جهاني در شوشتر، روند كار در اين شهر در ماههاي اخير بسيار مثبت بوده و باعث از بين رفتن بسياري از مشكلات مدنظر آنان در سفرهاي قبل شدهاست.
وي تاكيد كرد: در ماههاي اخير در استان خوزستان با اهتمام خاص استاندار خوزستان بر رفع موانع اين اثر براي جهانيشدن، در مدت زمان كوتاهي پايههاي برق روي پل شادروان و مقداري از فاضلابهاي كنار برخي آثار جمعآوري شد.
ساداتابراهيمي خاطرنشان كرد: ثبت جهاني سازههاي آبي شوشتر نه تنها براي اين شهر بلكه براي استان خوزستان فرصتي بسيار مغتنم است تا با رونق صنعت توريسم، گام در جهت توسعه پايدار گذارد.
دبير مجمع نمايندگان استان خوزستان در مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: اگر ناظران يونسكو به اين امر واقف شوند كه اهتمام خاصي در شوشتر براي حفاظت از آثار باستاني وجود دارد، ثبت جهاني سازههاي آبي شوشتر انجام ميشود.
وي خاطرنشان كرد: نظر مردم براي ناظران يونسكو بسيار مهم است و بايد موضوع حفاظت از آثار تاريخي به صورت مناسب از سوي مردم به اين ناظران منتقل شود.
كارشناسان يونسكو براي ثبت جهاني سازههاي شوشتر فردا به ايران ميآيند
خبرگزاري فارس: كارشناسان يونسكو از فردا تا 26 مهر به منظور بازديد از سازههاي آبي شوشتر و ثبت جهاني آنها به ايران ميآيند.
به گزارش خبرگزاري فارس، محمد حسين ارسطو زاده؛ مدير پايگاه سازههاي آبي شوشتر با اعلام اين خبر گفت: تمامي پروندههاي ثبتي آماده هستند و هماهنگيهاي لازم با تشكلهاي محلي و مسئولان استاني به منظور بازديد از اين اثر صورت گرفته است.
محوطه آبشارهاي شوشتر يكي از اجزاي مجموعه سازههاي آبي قديمي شوشتر است كه در دوره هخامنشيان و ساسانيان تكميل و در مسير شاخه رود گرگر واقع شده است.
ساختمانهاي به جا مانده از آسيابهاي آبي در اين محوطه متعلق به دوره صفويه است.
|

|
باستان شناسان خواستار جلوگيري از تخريب ارجان
گروه اجتماعي؛ تجاوز به حريم و محوطه 6500ساله شهر ارجان باعث شد باستان شناسان با صدور بيانيه يي خواهان جلوگيري از تخريب و نابودي ميراث فرهنگي طبيعي ارجان (دشت بهبهان) در يکي از مهم ترين مناطق تمدن عيلامي شوند.در نشست شهر تاريخي-اسلامي ارجان(بهبهان) محمدتقي عطايي باستان شناس از تاخير در تصويب عرصه شهر ارجان در سازمان ميراث فرهنگي خوزستان گلايه کرد و گفت؛
«گزارش و نقشه تعيين عرصه و حريم اين شهر بيش از يک سال است که معطل مانده و به تصويب نرسيده است و در اين مدت متاسفانه شرکت نفت با استقرار در منطقه خسارت هايي را به قنات ها و محوطه ارجان وارد آورده است.» به گفته وي بخش هايي از محوطه بديل امروزه با ايجاد يک پادگان نظامي تخريب شده و قسمت زيادي از محوطه بکان نيز توسط کارخانه سيمان نابود شده و بقيه اين محوطه با احداث فاز دوم کارخانه سيمان نابود مي شود.عطايي افزود؛ «اين سه محوطه بزرگ يعني محوطه بديل، محوطه بکان و شهر تاريخي- اسلامي ارجان ارتباط نزديکي با هم دارند و هر سه نيز در دوره ساساني ساخته شده اند. بنابراين تعيين عرصه هر يک از آنها بدون ديگري کاري عبث بوده و از ديدگاه علمي و کارشناسي محل اشکال است.»وي درباره عکس هاي هوايي که در دهه هاي 1330 ، 1340 و 1370 شمسي گرفته شده بود، گفت؛ اين عکس ها نشان مي دهد شهر ارجان جزء مجموعه بزرگ تري است که دربرگيرنده يک محوطه بزرگ از دوره تاريخي در دو کرانه رود مارون به نام هاي «بديل» و «بکان» است. احسان يغمايي کاوشگر ارجان و باستان شناس، از نحوه کشف تصادفي آرامگاه مهم عيلامي در نتيجه فعاليت هاي سد مارون در سال 1361 گفت؛ آرامگاه «کيدين هوتران» که در خلال سال هاي دهه 1360 جنجال بسياري در محافل عيلام شناسي، ايران شناسي و باستان شناسي جهان برانگيخت، همچنان در پرده يي از ابهام قرار دارد. يغمايي محوطه عيلامي ارجان را آخرين پرده حضور تمدن عيلامي خواند که پس از آن با روي کار آمدن هخامنشيان، سنت ها و فرهنگ عيلامي به دوره هخامنشي منتقل شد. وي افزود؛ «آرامگاه کيدين هوتران از موارد بسيار استثنايي است، چرا که در آن بقاياي پيکر يکي از حاکمان عيلامي به طور کامل کشف شده است.»سخنران بعدي «کاميار عبدي» سردبير مجله باستان شناسي و تاريخ و دانشيار کالج دارتموث با تاکيد بر اهميت فراوان دشت بهبهان و محوطه ارجان در شناخت فرهنگ و تمدن عيلامي، ايراني و اسلامي، با ارائه اسناد باستان شناسي و تاريخي، دشت بهبهان را پيوندگاه فرهنگ هاي جنوب و جنوب غربي ايران دانست. عبدي با بيان سابقه 150ساله فعاليت هاي باستان شناسي در خوزستان، رکود فعاليت هاي باستان شناسي اين منطقه را به زيان جامعه باستان شناسي ايران در سطح جهان دانست.وي گفت؛ «ضروري است با تامين بودجه کافي، فعاليت هاي راکد باستان شناسي دشت بهبهان احيا شود و ابهامات بسياري که درباره آرامگاه عيلامي کيدين هوتران، دوره عيلامي و آغاز حکومت هخامنشي وجود دارد، پاسخ گفته شود.»به گفته عبدي فرهنگ و تمدن عيلامي يکي از ناشناخته ترين تمدن هاي خاور نزديک باستان است که شناخت آن براي شناخت دوره هاي پس از خود بسيار ضروري است. پس از آن شهرام زارع باستان شناس و سرپرست بررسي دشت بهبهان، با بيان اينکه در اين بررسي 70 اثر و محوطه يافته شد و در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد، تعداد آثار ثبت شده خوزستان را که 700 اثر است، بسيار کم دانست و خواستار توجه جدي تر مديريت ميراث فرهنگي اين استان به آثار و محوطه هاي تاريخي شد. زارع خاطرنشان کرد بررسي هاي باستان شناسي و تهيه پرونده هاي ثبتي آثار، علاوه بر بالا بردن دانش ما از گذشته، موجب مراقبت و شناسنامه دار شدن آثار مي شود. وي افزود؛ «درصد تخريب محوطه هاي دشت بهبهان در سال هاي اخير بسيار بالا رفته است. حال آنکه با توجه به غناي طبيعي و تاريخي، اين منطقه از قابليت توريستي- باستاني زيادي برخوردار است.»زارع همچنين بر لزوم سامان مند شدن هر چه سريع تر فعاليت هاي شرکت نفت و کارخانه سيمان بهبهان تاکيد کرد. مختاران از انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان و از فرهنگيان بهبهان نيز از وضعيت نابسامان ميراث فرهنگي دشت بهبهان و ارجان انتقاد کرد. وي با نشان دادن تصاويري از تخريب هاي شرکت نفت انفجارها و لرزه نگاري هاي انجام شده را براي اين محوطه زيانبار دانست و گفت؛ پس از انفجارهاي شرکت نفت قنات هاي زيادي تخريب شد و محوطه هاي باستاني آسيب جدي ديدند. مختاران با نشان دادن تصاويري از تپه هاي دشت بهبهان گفت سازمان ميراث فرهنگي استان خوزستان بسيار ضعيف عمل کرده است. به گفته مختاران تپه هاي موشکي، دوتلون سالارآباد، دوتلون ارجان، تل قماربازان، تل شلمبوزار، تل باغي، تل کردستان و ده ها تپه ديگر توسط کشاورزان تسطيح و نابود شده و مدارک آن موجود است و در صورت نياز همه آنها را منتشر خواهد کرد.در پايان اين همايش شرکت کنندگان در بيانيه يي خواستار توجه و پيگيري سريع سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان براي تصويب «عرصه و حريم مجموعه تاريخي- اسلامي ارجان» شدند تا از تخريب ها و آسيب هاي ناشي از فعاليت هاي «کارخانه سيمان بهبهان» و «شرکت مناطق نفت خيز جنوب» جلوگيري کنند. در اين بيانيه شرکت کنندگان خواستار توجه جدي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري کشور و همه مراکز و نهادهاي دولتي به مقوله ميراث فرهنگي و طبيعي دشت بهبهان شدند.اين همايش به کوشش «انجمن عيلام شناسي ايران»، «ديده بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» و «موسسه فرهنگي- پژوهشي خïجند» با حضور باستان شناسان پيشکسوت و صاحب نظران ميراث فرهنگي کشور برگزار شد.
از: اعتماد
برای آشنائی هرچه بیشتر در پیرامون باستانشناسی دشت بهبهان به این تارنما مراجعه کنید .http://seddighir42.blogfa.com/ 30.08.2008 درباره هنر و تمدن اقوام پراکنده ایران
|

|
|
گل نيلوفر در دستان خشايارشا
سطورههاي نيلوفري
در ستايش گل نيلوفر آمده است: "گلي كه در آغاز بود، سوسن باشكوه آبهاي بزرگ"..."گلي كه هستي از آن نشات ميگيرد و از بين ميرود."
ـ در فرهنگ دهخدا ذيل واژه "نيلوفر" آمده است: "...نيلوفر معمولي يا نيلوفر آبي، نزديك به تيره آلالههاست... اين گياه آبزي است و در مناطق گرم و معتدل ميرويد... برگهايش قلبي شكل و مسطح است... اين گياه را غالبا به عنوان يك گياه زينتي در استخرها و حوضچهها ميكارند..."
نام گل نيلوفر در زبان سانسكريت "پادما" (padma)، در زبان چيني "ليينهوا"
(lien-hua)، به زبان ژاپني "رنگه" (Range) و در انگليسي "لوتوس" (lotus) است.
اين نام به گونههاي مختلف سوسن آبي كه در مصر باستان و در بسياري از بخشهاي آسيا مورد پرستش بود، اطلاق ميشد. جنبه تقدس آن در آغاز، از محيط آبي آن ناشي ميشد، زيرا بنا به اعتقاد آنان، آب نماد باستاني اقيانوس كهني بود كه كيهان از آن آفريده شد.
نيلوفر در شرق باستان همانقدر اهميت دارد كه گل رز در غرب.
در سده هشتم پيش از ميلاد تصوير نيلوفر (احتمالا از مصر) به فينيقيه و از آنجا به سرزمين آشور و ايران انتقال يافت و در اين سرزمينها گاهي جانشين درخت مقدس بوده است.
در مصر نماد باروري، تولد دوباره، نيروي سلطنتي و علامت مشخصه نيل عليا بود، درحاليكه پاپيروس نشانه نيل سفلي قلمداد ميشد. در شمايلنگاري مصري، نيلوفر كنار گاو نر، شير، قوچ، ابوالهول و مار ديده ميشود.
در اسطورههاي مصري، چهار پسر هوروس (Horus) روي يك نيلوفر رو به روي ازيريس (osiris) ايستادهاند. گل نيلوفر به عنوان نشانه ايزيس (Isis) مظهر باروري و پاكي و بكارت است. رع، خورشيد ـ خدا و آفريننده مصري به صورت كودكي مصور شده كه بر روي گل آرميده است يا سر او از گل نيلوفر بيرون ميآيد.
سرستونهاي معابد مصري را به گونهاي ميآراستند كه نيلوفر را بر روي آنها به صورت غنچه و گاه گشوده حجاري ميكردند.
الهههاي فنيقي به عنوان قدرت آفريننده خود، گل نيلوفر در دست دارند.
از آنجا كه گل نيلوفر در سپيدهدم باز و درهنگام غروب بسته ميشود به خورشيد شباهت دارد.
در فرهنگ سومري و سامي در كنار ايزدان و ايزدبانوان ديده ميشود و به عنوان نيروي مولد و آفريننده شناخته ميشد.
در فرهنگ چيني نشانه پاكي، صلح، تجسم زنانه و باروري است. آنها گل نيلوفر را مظهر گذشته و حال و آينده ميدانند،، زيرا گياهي است كه در يك زمان، غنچه ميدهد، گل ميكند و دانه ميدهد.
در فرهنگ هندو، نماد خودزايي، ناميرايي، نوزايي ازلي، شكفتن همه ممكنات، پاكي، زيبايي، سلامتي، طول عمر و بخت است.
در اسطورههاي هندي با سه خداي اصلي مواجه ميشويم كه عبارتند از: برهما (خداي آفريننده)، ويشنو (خداي نگهدارنده) و شيوا (خداي نابودكننده). در يك اسطوره متاخر كه در ريگ ودا به آن اشاره شده است، آمده كه چگونه كيهان از نيلوفري زرين كه بر روي آبهاي كيهاني در حركت بوده به وجود آمد و از آن برهما متولد شد. هنگامي كه مراسم او جاي خود را به مراسم ويشنو داد وي را بعدها به صورتي مجسم كردند كه بر روي گل نيلوفري كه از ناف ويشنو ميرويد، نشسته است.
يك الهه هندويي به نام پادماپاني (padmapani)وجود دارد كه به معني زني است كه نيلوفر در دست دارد.
در هندوستان كه رود برايشان اهميت بسيار دارد، الهههاي رود گاهي بر روي نيلوفر سوارند.
در فرهنگ بودايي، ظهور بودا به صورت شعله صادره از نيلوفر تصوير ميشود. گاهي بودا را ميبينيم كه در يك نيلوفر كاملا شكفته، به تخت نشسته است. در حقيقت در تعليمات بودايي، نيلوفر تا حد زيادي در قلمرو ماوراطبيعه وارد ميشود. در معابد بودايي، نقش نيلوفر وجود دارد و نيلوفر جزو هشت علامت فرخندگي در كف پاي بودا است.
نيلوفر در اسطورههاي يوناني، رومي علامت مشخصه آفررديت ـ ونوس است.
نيلوفر با خورشيد در ارتباط است: با طلوع خورشيد باز و با غروب آن بسته ميشود.
خورشيد خود منبع الهي حيات است و از اين رو گل نيلوفر مظهر تجديد حيات شمسي به شمار ميرفت. پس مظهر همه روشنگريها، آفرينش، باروري، تجديد حيات و بيمرگي است.
با چرخ نيز تداعي ميگردد. در واقع چرخ خورشيد و چرخههاي ابدي هستي را شكل ميدهد.
ميدانيم كه Lotus نام يكي از حركات يوگاست. در يوگا هفت چاكرا يا هفت مركز لطيف در بدن داريم. اين چاكراها به شكل نيلوفرهايي تصوير ميشوند كه با نماد چرخ مرتبطند (جالب اينكه واژه چاكرا با واژه چرخ از يك ريشه است)، هنگامي كه اين مركز (چاكراها) بيدار شوند، نيلوفرها باز مي شوند و ميچرخند.
نيلوفر، نماد كمال است. زيرا برگها، گلها و ميوهاش دايرهاي شكلند و دايره خود از اين جهت كه كاملترين شكل است، نماد كمال به شمار ميآيد.
نيلوفر يعني شكفتن معنوي. زيرا ريشههايش در لجن است و با اين حال به سمت بالا و آسمان ميرويد، از آبهاي تيره خارج ميشود و گلهايش زير نور خورشيد و روشنايي آسمان رشد ميكنند.
نيلوفر نماد زيبايي نيز به شمار ميرود.
ريشههاي نيلوفر مظهر ماندگاري و ساقهاش نماد بند ناف است كه انسان را به اصلش پيوند ميدهد و گلش پرتوهاي خورشيد را تداعي ميكنند.
نيلوفر نماد انسان فوقالعاده يا تولد الهي است زيرا بدون هيچ ناپاكي از آبهاي گلآلود خارج ميشود. همينطور نماد نجابت است، به اين دليل كه از آبهاي آلوده بيرون ميآيد اما آلودگي آن را نميپذيرد.
در ايران:
نيلوفر در ايران نماد نور است. گل نيلوفر را در فارسي به نام گل آبزاد يا گل زندگي و آفرينش و يا نيلوفر آبي ناميدهاند.
از آنجا كه اين گل با آب در ارتباط است نماد آناهيتا ، ايزد بانوي آبهاي روان است.
در فرهنگ ايران باستان، نقش اين گل را حاشيه پياله طلايي املش، روي سفال نقشدار سيلك، بر دسته خنجر لرستان و ... ميتوان ديد.
گل نيلوفر را در تختجمشيد و در نقش برجستههاي آن مشاهده ميكنيم: بر بدنه كاخ آپادانا، در دست بزرگان ملل، در حاشيه لباس هخامنشيان و بر روي پايه ستونها
در زمان هخامنشيان اين گل در مراسم رسمي و درباري متجلي شده است، ظاهرا گل نيلوفري كه در دستان پادشاهان حجاري شده در تختجمشيد (در نقش بار عام) ديده ميشود، نماد صلح و زندگي بوده است.
علاوه بر اين، در تخت جمشيد ريتونهايي پيدا شدهاند كه نقش اين گل بر روي آنها حك شده است.
در حجاريهاي طاقبستان كرمانشاه، گل نيلوفر مربوط به زمان ساسانيان ديده ميشود كه در نقش مربوط به اردشير ساساني زير پاي ايزد مهر قرار گرفته است.
در زمان ساسانيان، بر روي يك سري از گچبريهاي تيسفون و بيشاپور نقش روزتهاي ساساني كه همان گل نيلوفر را تداعي ميكنند، ديده ميشود.
آناهيتا اسطورهاي جهان شمول است، چنانكه در بيشتر تمدنها همتا دارد. ميتوان گفت كه ايشتار بابلي و عيلامي، ناناي سومري، سرسوتي هندي، آرتميس يوناني، داياناي رومي، آي خانم افغاني، ننه خاتون سغدي، اشي در مكتب زرواني لرستان و آناهيتاي ايراني با اختلاف جزيي، تقريباً همگي يك كاراكتر دارند.
از اين ميان، سرسوتي بيش از بقيه، به آناهيتا نزديك است. اين دو به اسطوره رودخانهاي پيوستهاند كه به همه جهان آب داده است. در ريگ ودا از "سرسوتي" به عنوان "بهترين مادر"، "بهترين رود" و "بهترين ايزدبانو" ياد شده است. سرسوتي رودي آسماني است و اين نكتهاي است كه آن را ميتوان با آنچه درباره آناهيتا در باورهاي اوستايي است، سنجيد. سرسوتي از يك نظر ديگر هم با آناهيتا قابل سنجش است: او نيز بر گردونهاي سوار است و آن را ميراند و همچنين يكي از اسبهاي سرسوتي يعني "وايو" (باد) با يكي از اسبهاي آناهيتا همنام است.
نام كامل اين ايزدبانو، "اردوي سور اناهيتا" به معني تقريبي "رود تواناي پاك" است. آناهيتا را به عنوان ايزدبانوي آبهاي روان ميشناسيم. و از آنجا كه اين ايزدبانو با آب در ارتباط است، نمادهاي او عبارتند از: گل نيلوفر، ماهي، سبوي آب و ... آناهيتا:
موضوع جالب ديگري كه ميتوان به آن اشاره كرد اين است كه يكي از هفت چاكرا (چاكراي چهارم)، "آناهاتا چاكرا" ناميده ميشود. اين چاكرا در ناحيه قلب واقع شده و نشان آن نيلوفري با دوازده برگ است. به همساني واژه آناهاتا و آناهيتا توجه كنيد.
جشن نيلوفر:
در جشنهاي مربوط به ماه تير، از دو جشن "نيلوفر" و "تيرگان" ياد شده است. جشن نيلوفر كه در آثار الباقيه از آن ياد شده در روز ششم از ماه تير (خرداد روز) برگزار ميشده است.
به نقل از فرهنگ دهخدا داريم:
مولف برهان قاطع ذيل "مرداد" آرد: "مرداد...نام روز هفتم باشد از هر ماه شمسي و بعضي روز هشتم گفتهاند. و فارسيان بنابر قاعده كلي اين روز را عيد كنند و جشن سازند. و اين جشن را جشن نيلوفر خوانند و در اين روز هر كه حاجتي از پادشاه خواستي، البته روا شدي.
آرش نورآقايي
* فرهنگ نگارهاي نمادها در هنر شرق و غرب،جيمز هال،مترجم:رقيه بهزادي،تهران،فرهنگ معاصر،1380
* فرهنگ مصور نمادهاي سنتي،جي.سي.كوپر،ترجمه مليحه كرباسيان،تهران،فرشاد،1379
* آيين هندو و عرفان اسلامي (بر اساس مجمعالبحرين داراشكوه)، گردآورنده و مترجم: داريوش شايگان ـ جمشيد ارجمند، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، 1382
* درآمدي بر اسطورهها و نمادهاي ايران و هند در عهد باستان، مولفين ابوالقاسم دادور ـ الهام منصوري، تهران، دانشگاه الزهرا (س)، كلهر، 1385
* اناهيتا در اسطورههاي ايراني، نوشته سوزان گويري، تهران، جمالالحق، 1375
* تخت جمشيد از نگاهي ديگر، حبيبالله پور عبدالله، شيراز، بنياد فارس شناسي، 1377
* لغتنامه دهخد منابع: 30.08.2008
|

|
بازگشت شیر بدون خورشید بر سر در مجلس
دو مجسمه شیر و خورشید که زمان انقلاب از سردر مجلس حذف و قطعه قطعه شده بود. روز پنجشنبه ۱۷ مردادماه در سکوت خبری به جایگاه قبلی خود بازگشت. یکی از کارمندان کتابخانه مجلس با اعلام این خبر از حذف نشان خورشید از پشت مجسمه های شیر می گوید: «شیرهای شمشیر به دست بعد از مرمت به جایگاه اولیه خود بازگشته اند ولی در عملیات مرمت جای خالی خورشید در این مجسمه حذف شده است.»
این کارشناس قدیمی کتابخانه مجلس معتقد است: «به احتمال زیاد تصور شده که شیر و خورشید، نماد رژیم پهلوی است و به همین دلیل از بدنه مجسمه جدا شده است.»
در مجلس هفتم نصب این مجسمه ها به نظر هیات رئیسه مجلس وابسته بود و سال گذشته نیز غلامعلی حداد عادل رئیس پیشین مجلس با نصب مجسمه ها موافقت کرد اما نصب مجسمه ها امسال اتفاق افتاد.مجسمه شیر های مجلس ۹۹ سال قدمت دارند و به عنوان نماد قاجاریه و نشانه میانه پرچم در سال ۱۲۸۵ شمسی همزمان با انتقال نمایندگان مجلس از عمارت مدرسه نظام به ساختمان بهارستان در دو طرف لوحه ماده تاریخ مشروطه (عدل مظفر) بر سردر اصلی نصب شدند. این دو شیر به صورت حجمی سه بعدی در اندازه هایی بزرگ تر از حد طبیعی روبه روی هم قرار داشتند. در دست هر یک شمشیری فلزی و بر پشتشان علامت خورشید قرار داشت.
این مجسمه ها طی ۷۲ سال حضورشان در دروازه اصلی خانه مشروطه شاهد حوادث بزرگ و عظیم و حضور نمایندگان ملت در این سردر بودند. در جریان به توپ بستن مجلس آسیبی به آنها نرسید. از حوادث مهمی که در پای این دو شیر رخ داد، می توان به حضور زنان ایران برای اعتراض به اولتیماتوم روس ها در مجلس دوم، سخنرانی دکتر محمد مصدق بر دوش مردم در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ شمسی، ترور حسنعلی منصور نخست وزیر رژیم پهلوی به دست محمد بخارایی زیر سردر مجلس اشاره کرد.
حالا بعد از ۳۰ سال غیبت این مجسمه ها بار دیگر شیرها به مقر اصلی شان بازگشته اند هر چند بدون نشان خورشید در پشت سرشان.11.08.2008
|

|
ثبت نهمین اثر جهانی ایران در یونسکو
پرونده مجموعه کليساهای متعلق به ارامنه در ايرا،ن در سی ودومين اجلاس کميته ميراث جهانی سازمان يونسکو در ايالت کبک کانادا، مطرح و به تصويب اين کميته رسيد.
اين اجلاس از روز ۱۲ تير و به مدت نه روز آغاز به کار کرده است.
عبدالرسول وطندوست، سرپرست هيئت اعزامی از ايران به اجلاس يونسکو، در اين مورد به خبرگزاری نیمه رسمی دانشجویان ایران، ايسنا، گفت:«با اين پرونده، هيچ مخالفتی نشد و به محض طرح و ارايه آن توسط ايکوموس، نمايندگان چند کشور به طرفداری و حمايت از آن صحبت کردند. از جمله، نماينده کانادا به دليل آماده کردن چنين پروندهای، از ايران قدردانی کرد و مراکش، تونس، کنيا و چند کشور ديگر در حمايت از اين پرونده صحبت کردند.
وی اشاره کرد که اين مجموعه ثبت شده شامل سه کليسای اصلی با نام های قره کليسا يا سنت تادئوس، سنت استپانوس، زور زور و چند بنای اطراف آنها، همراه دهکدهها و قبرستان است.
قره کليسا، کليسای تادئوس مقدس، که در نزديکی شهر ماکو، در شمال غرب ايران قرار دارد، به دليل وجود قبر «تادئوس مقدس» که در سال ۶۶ ميلادی توسط مخالفان مذهبی خود به قتل رسيد، برای مسيحيان منطقه، به ويژه ارامنه، ارزش مذهبی زيادی دارد.
مجموعه ثبت شده شامل سه کليسای اصلی با نام های قره کليسا يا سنت تادئوس، سنت استپانوس، زور زور و چند بنای اطراف آنها، همراه دهکدهها و قبرستان است.
گفته می شود که از آنجا که تادئوس يکی از حواريون عيسی مسيح و از بنيانگذاران کليسای ارمنی است، از زمان تدفين او، اين محل به صورت يکی از زيارتگاه های مهم ارامنه درآمده است و آنان هر سال در روزهای آخر تيرماه و هفته اول مرداد ماه که مصادف با قتل تادئوس مقدس و پيروان مسيحی او است، در قره کليسا مراسم خاصی بر پا ميدارند.
زيارت مذهبی ارامنه به قره کليسا، سه روز طول می کشد و آنها در طول اين مدت در چادرهايی که اطراف کليسا برپا می کنند، اقامت می کنند.
قره در زبان آذری به معنی سياه است و وجه تسميه اين نام سياه بودن قسمتی از کليساست. ظاهرا ساختمان اصلی کليسا تماما از سنگ های سياه ساخته شده بود که پس از بازسازی، قسمتی از سنگ ها با سنگ های سفيد جايگزين شده است.
اکنون قره کليسا به صورت يکی از مراکز گردشگری با اهميت ايران به شمار می رود و جزو ميراث ملی ايران به ثبت رسيده است.
کليسای مريم مقدس که به نام کليسای «زور زور» نيز معروف است، يکی ديگر از آثار پرونده کليساهای ايران است که در استان آذربايجان غربی شهرستان ماکو و در ۱۲ کيلومتری شمال غرب قره کليسا قرار دارد.
اين کليسا که به حدود سال ۱۲۹۸ ميلادی تعلق دارد، ممکن بود که پس از آب گيری سد بارون در عمق درياچه پشت سد قرار گيرد. به همين دليل، به ارتفاعات کنار درياچه منتقل و در آن نقطه دوباره بازسازی شد.
کليسای چوپان نيز که در غرب شهر مرزی جلفا در ساحل رود ارس و در محدوده استان آذربايجان شرقی قرار دارد، در قرن ۱۶ ميلادی ساخته شده است. گفته ميشود که اين کليسا محل عبادت چوپانان ارمنی ساکن روستاهای اطراف دره شام بوده است.
همچنين کليسای استپانوس مقدس در شش کيلومتری روستای دره شام به فاصله ۱۵ کيلومتری غرب شهر جلفا در استان آذربايجان شرقی واقع است و از قديمی ترين کليساهای جهان به شمار می رود. استپانوس قديس، يکی از نخستين افرادی بود که به دين مسيحيت گرويد و بهدست حواريون وی غسل تعميد يافت.
سبک معماری اين کليسا آميزه ای از شيوه های معماری اورارتو، اشکانی، يونانی و رومی است که پس از به وجود آمدن بناهای شگرف اچميادزين، طادئوس، آختامار و استپانوس به شيوه معماری ارمنی شهرت يافت. در حريم اين کليسا، دو کليسای چوپان و دره شام نيز قرار دارند.
هر سال، ارامنه بسياری از گوشه و کنار ايران به زيارت اين مکان می آيند و در هفته زيارت قره کليسا پس از انجام مراسم زيارت قبر تادئوس، به زيارت اين دير نيز می روند.
در همين حال، آقای وطندوست گفت:«ايران از هم اکنون بايد تلاش کند تا برای سال آينده، مجموعه سازههای آبی ـ تاريخی شوشتر مراحل خود را طی کند و نيز بايد تلاش کند، هر سال دو اثر را برای ثبت در ميراث جهانی پيشنهاد دهد.»
07.07.2008
|

|
سد سلمان فارسی؛ این بار یک شهر غرق می شود
آبگيری کامل سد سلمان فارسی، شهر ساسانی "يرج" را که قدمتی دوهزار و دويست ساله دارد، به زير آب می برد.
برای اولين بار اين خبر را، خبرگزاری ميراث فرهنگی، در فروردين ماه روی خروجی خود فرستاد.
در اين خبر آمده است که" کاوش های باستان شناسی بطور کامل در اين منطقه انجام نشده است." اين خبر همچنين تاﱠکيد دارد که بخشی از شهر، بدون اين که عمليات کاوش روی آن انجام شود، کاملا" به زير آب رفته است.
همين خبرگزاری، در ارديبهشت ماه، در خبر ديگری نوشت که "سنگهای قيمتی، مربوط به دوران هخامنشی، در شهر"يرج" به دست آمده است"
بنابر گزارش اين خبرگزاری، آب گيری اين سد، بدون هماهمنگی با سازمان ميراث فرهنگی انجام شده است. ساخت اين سد از چهارده سال پيش، يعنی در دوران رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، بر روی رودخانه قره آقاج، در محل تنگه کارزين آغاز شد و اکنون آماده بهره برداری است.
اما"يرج" کجا است و چرا باعث اختلاف شده است؟
در پنجاه کيلومتری جهرم و ده کيلومتری قيروکارزين، شهری بسيار قديمی وجود دارد که، هزاران سال قبل بر اثر زلزله از بين رفته، اما کوچ نشينان و عشاير، در بقايای اين شهر همچنان زندگی می کنند و اين روستا "يرج" خوانده می شود.
"يرج" ،بنابر کشف باستان شناسان، يکی از مدرن ترين شهرهای دوران ساسانی است که با توجه، به نوع معماری مهین گرجیشهر، وسايل کشف شده و حکاکی های به دست آمده، باستان شناسان فرصت شناسائی حلقه گم شده تاريخ ايران، يعنی دوران فراهخامنشی را دارند.
دکتر عليرضا جعفری زند سرپرست تيم تحقيق شهر "يرج" در گفتگو با راديو فردا ازيافته هايشان اين طور می گويند.
يک محوطه مذهبی را کار کرديم که اين محوطه را بعدا" نام گزاری کرديم، زيرا بقايای آتشکده ای را در اينجا شناسائی کرديم که متعلق به اوائل دوره ساسانی هست و از نظر معماری، شبيه به آتشکده فيروز آباد يا کاخ معروف اردشير است.
قسمت ديگری که در اين شهر کار کرديم، بخش صنعتی شهر بود، که دارای کوره های متعدد پخت سفال بود و اين کارگاه ها بسيار منظم و در يک خيابان قرار گرفته بودند و تمام مسائل دقيق در آنها رعايت شده بود.
ازدقيق، منظورم اين است که، به عنوان مثال باد اين منطقه از شرق به غرب می وزد، کارگاه ها دقيقا"، طوری بر خلاف اين جهت باد، ايجاد شده بودند که اگر آتش سوزی اتفاق می افتاد، آتش به شهر سرايت نکند.
قسمت ديگری که ما در اين شهر کار کرديم، منطقه فراهخامنشی بود که ساختمان چهارگوش از خشت به دست آورديم، که پلان اين ساختمان چهارگوش دقيقا" شبيه بناهای تخت جمشيد است، يک تالار ميانی و اتاقها و انبارها در پيرامون آن. قسمت ديگری که ما در اين شهر کار کرديم و متوجه شديم، که بايد قاعدتا" اين شهر دارای گورستان بزرگ باشد و اين گورستان را در ارتفاعات بخش جنوبی يافتيم، که حدود يکصد و هشتاد هکتار وسعت اين گورستان است و قبوری که در اينجا وجود دارد، ازدوران فراهخامنشی هست تا پايان دوران ساسانی.
به گفته عليرضا جعفری زند، اين شهر از آن جهت اهميت دارد، که ايران شناسان معتقد هستند که در ايران باستان شهر وجود نداشته، اما آقای جعفری زند می گويد که "يرج" با معماری زيبا و مدرنی که دارد، خلاف اين ادعا را ثابت می کند.
اين پديده جديدی بود درمعماری و شهرسازی ايران، زيرا تا الان کليه کسانی که صاحب نظر بودند، راجع به گذشته شهرسازی در ايران معتقد بودند که ايرانيان شهرنشين نبودند و مثلا" در اطراف تخت جمشيد يا پاسارگاد يا شوش، مردم در چادر زندگی می کردند.
در زمان ساسانيان، حفظ فواصل طبقاتی به شدت در جامعه رعايت می شد و به دستور شاهان، شهرهايی نظير جندی شاپور بيشاپور و يا اردشيرخاره، ويژه اعيان ساخته می شد که به آنها شهرهای سلطنتی می گفتند. اما آيا شهر کشف شده"يرج" نيز چنين ويژگی را دارد؟
شهر مورد نظر ما، که در آن کاوش کرديم، اينطور نيست. اين نشان می دهد، که افراد مختلف با سطح طبقاتی مختلف، در اينجا زندگی می کردند. از واحدهای بزرگ که دارای حياط های بزرگ، اتاق های متعدد، تا واحدهای کوچکی که حتی مثلا" حدود هشتاد يا هشتاد و پنج متر، وسعت اين خانه های مسکونی است، يعنی در بخشی از شهر خانه ها، فضاهای بيشترو وسعت بيشتری دارد ودر بخش غربی شهر، خانه ها کوچکتر هستند و اين نشان می دهد که مسئله طبقاتی در اينجا وجود داشته .
هفتاد و پنج روز کاوش در تاريخ دوهزار و دويست ساله، اگرچه امکان کشف همه يافته ها را به راحتی فراهم نمی کند، اما می توان، به اهميت هر آنچه در همين مدت کوتاه به دست آمده پی برد. دکتر رضا مرادی غياث آبادی، در باره اهميت کشف شهر"يرج" به راديو فردا می گويد.
شهر"يرج" ،چون محوطه باستانی بسيار بزرگی است، بيشتر ازسيصد هکتار وسعت دارد و تاکنون هم کاوش نشده بود، اولين بار در همين چند سال اخير کاوش ها در آنجا شروع شده، با توجه به اطلاعاتی که به دست آمده، به نظر می آيد که شايسته است، اگر زمان آب گيری سد را به تعويق بی اندازند، تا باستان شناسان بتوانند با حفاری و به دست آوردن اطلاعاتی از شهر"يرج"، ای بسا آگاهی های ما را نسبت به دوره اشکانيان يا حکومتهای محلی که در آن زمان وجود داشتند و مستقل از اشکانيان بودند را، در اين زمينه، دريابيم.
رويه سدسازی در ايران، در سالهای اخير، به ويژه در دوران رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، به شدت رواج يافت.
اين شيوه، که بسياری از موافقان سياست های آقای رفسنجانی از آن به دوره سازندگی ياد می کنند، از سويی منتقدانی نيز دارد.
بعضی کارشناسان اقتصادی بر اين باور هستند، که بسياری از اين پروژه ها تنها روی کاغذ بوده و برای بزرگ نمايی و همچنين پرکردن کارنامه خدمات اقتصادی دولت به کار می رفت و در عمل اين سدها پس از ساخت و آب گيری نمادين، نيمه کاره رها می شدند.
اما آنچه علت ساخت سد سلمان فارسی است، به گزارش خبرگزاری های داخلی، تاﱠمين آب آشاميدنی شهرهای واقع درمنطقه، تاﱠمين آب کشاورزی دشت لار، توليد انرژی برق آبی، کنترل سيلآب، زنده کردن زمين های شور و مهمتر از همه اشتغال زايی است.
اما آنچه باعث اعتراض منتقدان، از جمله سازمان ميراث فرهنگی شده، اين است که وزارت نيرو بدون هماهنگی با سازمان های ذيربط، کار آب گيری سد را انجام داده است. اين نخستين باری نيست که بخشی از آثار باستانی ايران، به دلائل مشابه با خطر نابودی روبرو شده است.
ساخت برج جهان نما در اصفهان و يا پرونده پر سروصدای آب گيری سد سيوند، که فعالان ميراث فرهنگی را به اين فکر انداخت تا برای نجات مقبره کوروش، از دولت محمود احمدی نژاد، به يونسکو نيز شکايت کنند، نمونه هايی از اين دست است. در اين مورد نيز کوروش زعيم، يکی از فعالان حفظ ميراث فرهنگی ايران، می گويد که دولت توجهی به آثار باستانی ايران، که متعلق به همه جهانيان است، ندارد.
ديد دولت دو جنبه داشته، يکی پيش از دولت نهم و يکی پس از آن. پيش از دولت نهم، ديد دولت درسد سازی، که آنرا يک حرکت پيشرو می دانستند و برای پيشرفت اقتصادی ايران مورد نياز می دانستند، اين بود که می شود در جائی که مجبور باشند، ميراث تاريخ فرهنگی را هم فدا کنند ولی يک نگاه نيم بندی داشتند به اينکه حداکثرزيان به ميراث فرهنگی و تاريخی نخورد. از زمان دولت نهم و مسئوليت آقای رحيم مشيری در سازمان ميراث فرهنگی، ديد کمی عوض شده، يعنی به عقيده من، آنچه بر می آيد از روش و رفتارو از تصميم گيريهای ايشان، شنيدم که اگر در مسير اين سدسازی و يا پروژه های ديگر عمرانی، ميراث تاريخی و فرهنگی ايران نابود شود، چه بهتر! و اين گامی است در مسير نابود کردن هر آنچه که پيش از اسلام در ايران وجود داشته و از بين بردن تمام آن چيزهائی راکه اين دولت ضد ارزش می داند.
با وجود اين مخالفت ها برنامه های عمرانی از جمله راه سازی و ساخت سد و پالايشگاه، از برنامه دولتمردان ايران حذف نمی شود. فعاليت هائی که عمدتا" دوست داران طبيعت و فعالان ميراث فرهنگی را به اعتراض واداشته است. سئوال اين است که آيا سد سازی تنها راه رساندن آب به مردم منطقه است و آيا روش های متداول و کم هزينه ديگری وجود ندارد؟ دکتر محمد درويش، عضو هيئت علمی موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور، در اين باره به راديو فردا اين طور می گويد
بياييد اين هزينه ها و اين پول ها، را به جای اينکه برای ذخيره کردن آب در مخازن بزرگ سيمانی، هدر دهيم، بخش کشاورزی خود را غنا بخشيم، به روزکنيم، مدرن کنيم و راندمان آبياری را بالا ببريم . من فقط اين را بگويم که، اگر ما بتوانيم فقط سی در صد راندمان آبياری بخش کشاورزی را افزايش دهيم، به هيچ کدام از اين سدهائی که ساخته شده، ديگر نيازی نداريم. دوم اينکه همين سدهائی که الان ساخته شده، برای اينکه اين آب به دست مصرف کننده، يعنی مزرعه دار، برسد پيش بينی شده که کانال های درجه يک، دو، سه و چهار ساخته شود، تا به تدريج حجم آب کم شود و به مزرعه برسد. پولی و اعتباری، که الان برای بخش ساخت کانال های آبياری، در نظر گرفته شده به هيچ عنوان متناسب با اعتباری که برای ساخت سدها در نظر گرفته شده نيست. اين به اين معنی است، که اگر ما قرار باشد کانالهای آبياری، همين سدهايی که تاکنون ساخته شده، را بسازيم، با اعتبارات فعلی که در اختياراست، حدود پنجاه سال زمان نياز داريم، در صورتی که سن ميانگين سدهای ساخته شده هم حدود پنجاه سال است. يعنی زمانی اين کانال ها به بهره برداری می رسند، که سدهايی که به خاطر آنها، اين کانالها ساخته شده اند، از حيز انتفاع خارج شده اند.
چند هزار سال پيش بود، که زلزله مهيبی "يرج" را ويران کرد، بعدها تاراج قاچاقچيان آثار باستانی "يرج" را بارها لرزاند و اکنون، به گفته دوست داران حفظ ميراث فرهنگی، سد سلمان فارسی تهديد جدی تری است. اما حفظ "يرج"به عهده چه کسی است؟ عليرضا جعفری زند:
تاريخ و فرهنگ گذشته ما، با همياری تمام مردم ايران و به پشتيبانی همه نيازمند است. آن علاقه و اهميتی که مردم به اين آثار می دهند، درواقع نگه دارنده اين آثار خواهد بود. برای لطماتی که به اين آثار می خورد، کاری نمی شود کرد، مگر اين که مردم خودآگاهی داشته باشند، تا اين ها برای آيندگان باقی ماند و بدانند که اين متعلق به تمام مردم ايران است. اين آثار تنها متعلق به يک باستان شناس نيست
با وجود همه اين نگرانی ها، آبگيری سد سلمان فارسی انجام شده است. به موجب ماده بيست و شش قانون مدنی، دولت مکلف به حفظ، آثار ملی است. همچنين اصل هشتاد و سوم قانون اساسی، بناهای تاريخی را از نفايس ملی می خواند، به اين معنی که مالکيت اين اموال از آن ملت ايران است و دولت، به عنوان نماينده مردم، وظيفه حراست و نگهبانی از اين اموال را به عهده دارد. از سويی، آثار گرانبهای فرهنگی تاريخی، جزء ميراث مشترک بشری هستند و به موجب ماده بيست وهفت اعلاميه جهانی حقوق بشر، ملتها موظف به حفظ آنها هستند.
مهین گرجی 25.06.2008
|
کشف ساختارهاي شطرنجي در معماري شهراستخر
پژوهشهاي ژئوفيزيک توسط تيم ايراني در شهر ساساني استخر، منجر به شناسايي و کشف ساختارهاي "هيپوداموسي" يا "شطرنجي" در بخش غربي اين شهر باستاني شد. تا کنون پژوهشگران موفق به بررسي ژئوفيزيک 8 هکتار از محوطه باستاني شهر استخر شدهاند و قرار است اين پژوهشها تا محدودهاي بالغ بر 12 هکتار نيز ادامه داشته باشد.
حسن ظهوري_ بررسيهاي ژئوفيزيک در شهر باستاني استخر تا کنون منجر به شناسايي ساختار هاي منظم معماري و هيپوداموسي (شطرنجي) از دوره ساساني شده است.
اين کشف نشانگر آن است که شهر سازي دوره ساساني در شهر استخر نيز بر اساس نقشه از پيش تعيين شده شکل گرفته است.
"علي اسدي"، باستان شناس و مسئول مطالعات باستان شناسي شهر استخر با بيان اين خبر به CHN افزود: «در ادامه برنامه پژوهشهاي باستان شناسي "بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد"، 12 هکتار از شهر باستاني استخر با تکيه بر پيشفرضهاي مطرح شده در خصوص چگونگي ساختارهاي شهري دوره ساساني و اسلامي در حال مطالعات ژئوفيزيک است.»
اين مطالعات توسط "بابک امين پور"، يکي از متخصصان بررسي هاي ژئوفيزيک در زمينه باستان شناسي کشور انجام مي شود.
اسدي به ميراث خبر گفت: «نتايج نخستين فاز عمليات ژئوفيزيک در شهر استخر که محدودهاي قريب به 8 هکتار را در بر ميگيرد، شناسايي ساختارهاي منظمي در بخش غربي شهر است که به صورت "هيپو داموسي" يا "شطرنجي" قابل بررسي و تشخيص هستند.»
به گفته مسئول مطالعات باستان شناسي شهر استخر اين ساختارهاي منظم به احتمال خيلي زياد به شهرسازي دوره ساساني مربوط است كه ادامه بررسيها موضوع را بيشتر آشکار ميكند.
در حال حاضر مطالعه 4 هکتار باقيمانده آغاز شده و به زودي با پايان يافتن بررسيهاي ژئوفيزيک 12 هکتار تعيين شده، يک هشتم محوطه ساساني و اسلامي استخر مورد بررسي هاي دقيق ژئوفيزيک قرار مي گيرد.
بخشي از مطالعات انجام گرفته در شهر استخر معطوف به بخش شرقي و احتمالا اسلامي شهر مي شود که در حال انجام است.
اسدي به CHN گفت: «شهر استخر در دوره ساسانيان خاستگاه دودمان ساساني بوده و حتي اين شهر محل تاجگذاري برخي شاهان اين دوره مهم از تاريخ سياسي و اجتماعي کشور بوده است. به همين علت شناخت چگونگي ساختار اين شهر و همچنين شناخت عناصر مختلف معماري آن به خصوص در دوره ساساني بسيار اهميت دارد.»
پيش از اين و طي کاوشهاي باستان شناسي "اشميت"، بخشي از غرب محوطه استخر مورد کاوش قرار گرفت که در حين اين کاوشها ساختارهاي منظمي بدست آمد که اشميت آن ها را به دوره ساساني نسبت داده بود.
عمليات ژئوفيزيک در بخش غربي محوطه تاييدي بر نظريه "اشميت" و "ويت کمپ" در مورد وجود ساختارهاي منظمي معماري در بخش غربي استخر و احتمالا نقشه معماري از دوره ساساني است.
باستان شناس و مسئول مطالعات باستان شناسي شهر استخر افزود:« در دوره ساسانيان شهرها عموما با نقشه شطرنجي و منظم ساخته ميشدند که قسمتي از آن تاثير گرفته از جنگ هاي اردشير و شاپور با روميان و فعاليت اسيران رومي در شهر سازي ساساني است که منجر به نفوذ شهرسازي رومي و برخي عناصر معماري آن ها در معماري ساساني شده است.»
به گفته اسدي آنچه در نقشه هاي ژئوفيزيک ديده مي شود، حاکي ساختارهاي شطرنجي است، به اين معنا که گذرها متقاطع و موازي هم شکل گرفته اند.
شهر استخر يکي از محوطههاي مهم باستاني کشور است که در پشت تخت جمشيد و آن سوي کوه رحمت واقع شده است.
اين شهر بزرگ در دوره ساساني و اسلامي از اهميت زيادي برخوردار است و هم اکنون نيز قديميترين مسجد کشور به صورت ويرانه اي در محدوده باستاني اين شهر واقع شده است
02.06.2008
|
كشف ديواري 7 هزار ساله در سيلك كاشان
ديواري به ارتفاع يك متر و 70 سانت با 13 رج خشت دست ساز در تپه شمالي سيلك كشف شده است. اين ديوار كه 7 هزار سال قدمت دارد، به خانهاي روستايي تعلق دارد و احتمالا يكي از قديمي ترين نمونه هاي معماري در ايران محسوب مي شود.عموما ديوارهاي بافت شده از دوره پيش از تاريخ، بيش از 2 تا 3 رج خشت ندارند اما ديوار كشف شده در سيلك 13 رج خشت دارد و به صورت افقي و عمودي بالا رفتهاست
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_حسن ظهوري _ كاوش هاي باستان شناسي در تپه شمالي سيلك واقع در كاشان، منجر به كشف ديواري به ارتفاع يك متر و 70 سانتي متر شد كه از 13 رج خشت تشكيل شده و بيش از 7 هزار سال قدمت دارد. اين ديوار يكي از قديمي ترين نمونه هاي معماري ايران محسوب مي شود.
"حسن فاضلي نشلي"، رئيس پژوهشكده باستان شناسي و سرپرست هيات كاوش در سيلك با اعلام اين خبر به CHN گفت: «كشف ديواري به ارتفاع يك مترو 70 سانتي متر جزء بزرگترين شانس هاي باستان شناسي پيش از تاريخ است. زيرا عموما از اين دوره ديوارهايي با ارتفاع بلند نداريم و نمونه ما جزء ديوارهاي منحصر به فرد اين دوره است.»
وي افزود: «عموما ديوارهاي بافت شده از دوره پيش از تاريخ، بيش از 2 تا 3 رج خشت ندارند اما ديوار كشف شده در سيلك 13 رج خشت دارد و به صورت افقي و عمودي بالا رفتهاست.»
كشف اين ديوار امكان ميدهد تا باستان شناسان براي نخستين بار به درستي ارتفاع خانه ها را محاسبه كنند.
فاضلي درباره تكنيك ساخت اين ديوار كه احتمالا به خانه اي روستايي تعلق دارد گفت: «اين ديورا در حدود 5100 يا 5200 قبل از ميلاد ساخته شده و خشت هاي به كار رفته در آن توسط دست به صورت قالب درآمده اند. به همين علت به صورت نامنظم با ابعاد نابرابر ديده مي شوند.»
وي در ادامه گفت: «اين خشت هاي به صورت افقي و عمودي و حتي مورب مورد استفاده قرار گرفته اند كه احتمالا به منظور استحكام بخشي ديوار بوده است. شايد به اين طريق قصد آن بوده كه ديوار در برابر زلزله مقاوم شود.»
اين ديوار در ارتفاع دو متري يك ترانشه باستان شناسي كشف شده است. از آنجايي كه اين ترانشه به منظور ايجاد يك ديواره لايه نگاري باز شده، عرض اين ديوار به درستي مشخص نيست.
محل اين ديواره بيش از 14 متر ارتفاع دارد و اين درحالي است كه باستان شناسان در ارتفاع دومتر اين ديواره به آثار 7 هزار سال پيش برخوردند.
به گفته فاضلي با ادامه كاوش ها كه تا پايان خرداد به طول مي انجامد، احتمالا يافته هاي بيشتري توسط هيات باستان شناسي بدست خواهد آمد.
با سپاس از داریوش عزیز
|

|
حکومت تخریبگر اسلامی بار دیگر بنای معماری باستانی را ویران کرد.
پس از برداشتن ضریح آرامگاه ابولولو در کاشان، این بنا به معاونت اجتماعی ارشاد نیروی انتظامی تبدیل شد.
بنا به گفته ی شاهدان عینی به خبرنگار آژانس ایران خبر، پس از ماه ها مقاومت به منظور جلوگیری از تخریب آرامگاه ابولولو بالاخره این بنای تاریخی به مقر نیروی انتظامی تبدیل شد.
لازم به ذکر است که این آرامگاه متعلق به یکی از قهرمانان ایرانی در زمان یورش اعراب به ایران است که به درخواست محمد سليم العوا (دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان) و با کوشش های آيت الله محمدعلي تسخيري (دبيركل مجمع تقريب اسلامي) تخریب شده است.
|

|
ديوارقزل آلان دومين ديواربزرگ جهان
قزل آلان يا مار سرخ (ديوار بزرگ گرگان) طولانيترين اثر معماري ايران باستان و پس از ديوار چين دومين ديوار تاريخي قاره آسيا با 200 كيلومتر طول ، در دشت گرگان و تركمن صحرا قرار دارد. اين ديوار از شرق درياي خزر در خواجه نفس شروع و از شمال آققلعه و گمشيان گذشته پس از پيمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در كوههاي پيشكمر محو ميشود. در نوشتههاي تاريخي ، ديوار بزرگ گرگان را كه مانعي در برابر بيابانگردان آسياي ميانه بوده به نامهاي سد سكندر ، سد انوشيروان ، سد فيروز ، ديوار دفاعي ناميدهاند و مطالب گوناگوني در مورد آن بيان داشتهاند
نخستين پژوهشهاي باستانشناسي اين ديوار توسط ژاك دمرگان فرانسوي درست در 100 سال پيش صورت گرفت كه بخشي ار مسير ديوار را از روي نقشه ترسيم نمود. بعد از او باستانشناس فرانسوي (آرن) در سال 1312 خورشيدي بخشي از ديوار گرگان را به صورت پيمايشي، شناسايي و معرفي كرد. در سال 1316 خورشيدي اريك اشميت آمريكايي با پرواز بر فراز منطقه ، خط قرمز رنگي را بر روي زمين مشاهده كرد كه با پيچ و تاب از دريا به سمت كوههاي پيشكمر در شرق استان ادامه يافته است. او با ديدن اين منظره عجيب اين پرواز را بار ديگر تكرار كرد و با تهيه عكسهاي هوايي گام مهمي در شناسايي ديوار برداشت. بعد از ان دكتر محمد يوسف كياني در سال 1350 با پرواز مجدد بر روي ديوار موفق به برداشتن عكسهاي جالب توجهي از ديوار شد و طول ديوار را 175 كيلومتر با 32 قطعه وابسته شناسايي كرد.
در سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشي از مسير ديوار در و محدوده كانال آبياري و زهكشي سد قرارگرفت و بنابر ضرورت حفظ ديوار آب سد از طريق دو كانال از زير ديوار هدايت شد. بعد از آن در سال 1381 ، ديوار در شش فصل كاوش شد كه اطلاعات فراواني از آن به دست آمد. به طوري كه هم اكنون باستانشناسان طول ديوار را 200 كيلومتر ميدانند. از آنجايي كه در برخي از نوشتههاي اين ديوار تا مرو ادامه داشته ، باستانشناسان احتمال ميدهند طول ديوار بيشتر از 200 كيلومتر باشد كه در كاوشهاي آينده به جواب آن خواهند رسيد. همچنين تا قبل از تخمين زده ميشد اما بر طيق آخرين نمونههاي آزمايش شده در آزمايشگاههاي معتبر اين ديوار مربوط به دوره ساساني است.
ديوار گرگان در مناطق كوهستاني 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاي بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتيمتر در دهها كوره آجرپزي پخت ميشده است. بسته به خاك منطقهاي كه آجر پخته ميشد رنگ آن از نخودي تا قرمز فرق ميكند. خندقي 30 متري هم در جلوي ديوار كنده شده كه آب از طريق آن به دشتها و كورههاي مسير مي رسيد. از ارتفاعات پيشكمر تا روستاي زاو در پارك ملي گلستان كه 35 كيلومتر است بخشهايي از ديوار سالمتر باقي مانده و با حفاري در چندين نقطه خوشبختانه بقايايي ديوار از زير خاك بيرون آمده است
در كاوشهايي كه تا كنون انجام شدهاست 2 هزار متر مربع از ديوار حفاري گرديدهاست كه درپيآن يك آتشگاه و استراحتگاه سربازان كه فضا وابسته به ديوار بوده كشف شدهاست. همچنين دو قلعه از حدود 38 دژ تخمين زده در طول ديوار كاوش شده كه به نظر محل سكونت سربازان بوده است. قلعهها از اندازههاي 120 در 120 متر شروع و بزرگترين آن به 240 در 300 متر ميرسيد. اكنون براي حفاظت ديوار در قسمتهايي از آن در دو طرف ديوار ميله گذاري انجام شده تا حريم ديوار حفظ و از خرابي آن جلوگيري شود. راندن خودروها بر روي آجرهاي ريخته از ديوار موجب شكستن و از بين آنها ميشود و بعضي از اهالي از آجرهاي ديوار براي ساختمانسازي خود استفاده كردهاند. همچنين رعايت نكردن حريم ديوار از سوي سازمانهاي دولتي خسارتهاي فراواني را به ديوار زده است.
بر طبق گزارشات مردمي نمونههايي از آجرهاي ديوار نزديك ساحل درياي خزر و در داخل خليج گرگان ديده است. در فصل آينده كاوش باستان شناسان قصد دارند باستانشناسي زير آب درياي را با كمك غواصان انجام دهند تا آثار معماري احتمالي مدفون شده ديوار گرگان را در زير آب بدست آورند. گفتني است ديوار تميشه ديوار ديگري در جنوب ديوار بزرگ گرگان است كه بخش شمالي آن در خليج گرگان وجود دارد و احتمال اينكه ديوار بزرگ گرگان و تميشه زماني يك ديوار بوده است.
.
|

|
|
ديوارقزل آلان دومين ديواربزرگ جهان
|

|
|
ديوارقزل آلان دومين ديواربزرگ جهان
|

|
آثار باستانی در روند تخریب .برای نجات این ماندگار تاریخ برای نسل آینده و مردم جهان باید کوشید.
|
| letzte Änderungen: 2008/10/15 13:05
|
| |
|
|
|
|
|