Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

دیوار بزرگ گرگان یا دیوار سرخ، دیواری تاریخی است



دیوار بزرگ گرگان یا دیوار سرخ، دیواری تاریخی است که از کنار دریای خزر در ناحیه گمیشان آغاز شده و تا کوه‌های گلیداغ در شمال شرق کلاله ادامه می‌یافته‌است. هم‌اکنون تقریباً تمام این دیوار از میان رفته‌است و تنها بخش‌های کوچکی از آن که در زیر خاک مدفون مانده، باقی است. این دیوار در متون قدیمی “مار سرخ” نیز نامیده‌شده‌است.

برخی معتقدند دیوار بزرگ گرگان به دوره‌ی مادی، هخامنشی یا اشکانی مربوط می‌شود؛ ولی مطالعات باستان‌شناسی انجام‌شده نشان می دهد که دیوار بزرگ گرگان به اواخر دوره‌ی ساسانی متعلق است و بازه‌ی زمانی ۴۲۹ میلادی تا حدود سال ۶۱۵ میلادی را دربرمی‌گیرد.
از لحاظ قدمت، دیوار چین که به دوره‌ی پیش از تاریخ مربوط می‌شود قدیمی‌ترین دیوار در دنیاست. دیوارهای آنتونی در یونان، دیوار گرگان و تمیشه که تقریبا در یک دوره هستند در رده‌ی بعدی قرار دارند. از نظر طولی میز دیوار بزرگ گرگان پس از دیوار چین، دومین دیوار طولانی در قاره‌ی آسیا می باشد؛ ولی در جهان پس از دیوار چین با حدود شش‌هزار کیلومتر طول و دیوار لیمز با حدود ۵۰۰ کیلومتر طول، دیوار گرگان سومین دیوار طولانی جهان است.
نخستین بار اریک اشمیت باستان شناس آمریکایی، هنگام عبور از منطقه گرگان با هواپیما، متوجه وجود دیوار قرمز رنگی شد که عکس برداری های وی اسناد مهمی را برای باستان شناسان بعدی برجای گذاشت.

باستان شناسان طی بررسی های خود شاهد تعداد زیادی کوره و کارگاه ساخت آجر در طول دیوار و در فواصل نزدیک به آن بوده اند که نشان دهنده کارگاه صنعتی بسیار بزرگ برای احداث این دیوار می باشد. این یافته ها نشان می دهد که در ساخت این دیوار ده ها میلیون قالب آجر به کار رفته است. طبق برآوردها۳۰هزار سرباز می‌توانستند در طول دیوار مستقر شوند

یکی از جنبه های قابل توجه این دیوار، مهندسی پیشرفته آن و مصالح به کار رفته می باشد که در مقایسه با دیوار چین و لیمز مشخص می شود. مصالح به کار رفته در دیوار چین سنگ، چوب و آجراست، در حالی که تمام ۲۰۰ کیلومتر دیوار گرگان از آجر ساخته شده است.

در مقابل دیوار، خندقی نیز وجود دارد که در زمان جنگ آب گرگان رود به سمت این خندق هدایت می شده تا مانعی برای نفوذ دشمن باشد. علاوه بر این، یک سد نیزبه نام کرگز روی دیوار گرگان ساخته شده بود تا آب کورد نیاز خندق تأمین شود.

از ویژگی های دیگر این دیوار می توان به ۳۶ قلعه موجود در پشت دیوار گرگان اشاره کرد. وسعت این قلعه ها ۵ تا ۲۰ هکتار بوده که همه ی آن ها ویژگی های دفاعی دارند. در نواحی غربی دیوار که بیشتر دشت و بیابان است و دید بیشتری وجود دارد قلعه‌ها با تراکم کمتری ساخته شده‌اند، ولی در نواحی شرقی که تپه ماهور و کوهستان بیشتری به‌چشم می‌خورد قلعه‌ها متراکم‌تر هستند. بزرگترین قلعه در میان این قلعه های پشتیبان، ۳۳۰ هکتار وسعت دارد.

اکنون بخشی از دیوار در منطقه “پیشکمر” شمال شرق کلاله وجود دارد که بهترین جا برای دیدن این دیوار، شمال گنبد به سمت کلاله و مراوه تپه بوده و بهترین محل در این مناطق نیز روستای ” تمر قره قوزی” می باشد.


دیوار گرگان در زمان ساسانی برای پیشگیری از تازش هونها از کرانه های خراسانی ایران ساخته شد.
کتیبه ۱۵۰۰ ساله ای که در روز روشن دزدیده شد! سارقان میراث فرهنگی یکی از کتیبه های سنگی دوره ساسانیان را در قلعه سنگی شهرستان سمیرم در استان اصفهان را به سرقت بردند.

مجموعه ای ارزنده از تاریخ...!
تاریخ طبری بصورت کامل..!
از ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﺟﺮﯾﺮ ﻃﺒﺮﯼ




به کانال تلگرام جنبش بپیوندید:
https://telegram.me/IranRenaissance
گروه ازاد تلگرام جنبش:

https://azadieiran2.files.wordpress.com/2011/12/tabari-jeld-08_www-azadieiran2-wordpress-com.pdf
https://telegram.me/joinchat/BUDldgDOVeYxK-6MiACPuw

16 جلد تاریخ طبری
جلد اول:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-01_www-azadie…
جلد دوم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-02_www-azadie…
جلد سوم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-03_www-azadie…
جلد چهارم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-04_www-azadie…
جلد پنجم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-05_www-azadie…
جلد ششم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-06_www-azadie…
جلد هفتم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-07_www-azadie…
جلد هشتم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-08_www-azadie…
جلد نهم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-09_www-azadie…
جلد دهم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-10_www-azadie…
جلد یازدهم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-11_www-azadie…
جلد دوازدهم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-12_www-azadie…
جلد سیزدهم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-13_www-azadie…
جلد چهاردهم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-14_www-azadie…
جلد پانزدهم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-15_www-azadie…
جلد شانزدهم:
azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-16_donbaleh_w…

تاریخ اسلام و حمله به مناطق مرزی ایران


ابوبکر به خالد می نویسد که پس از یکی شدن با نیروهای دیگر در ابله در عراق به حیره حمله نموده پس از پراکنده کردن اردوگاه های پارسیان در آن جا، "در خانه پارسیان و قرارگاه قوتشان مداین به آن ها حمله برند." حیره در شمال شرقی و اولین شهر مرزی عراق در نزدیکی انتهای شمالی خلیج فارس قرار داشته است. خالد برای هرمز که مرزدار ایرانیان بوده از پیش نامه می دهد که: "اما بعد، اسلام بیار تا سالم بمانی یا تسلیم شو و جزیه بده و گر نه جز خویشتن کسی را ملامت مکن که با قومی سوی تو آمده ام که مرگ را چنان دوست دارند که شما زندگی را دوست دارید."(*i)
هرمز برای مقابله با خالد ابتدا خود را به حفیر و سپس به کاظمه می رساند و در آن جا دو طرف درگیر جنگی سخت می شوند. مورخین اسلامی می گویند، "هرمز از همه سالاران این مرز برای عربان بدتر بود و همه عربان از او خشمگین بودند و در خبث بدو مثل می زدند و می گفتند: خبیث تر از هرمز و کافرتر ازهرمز". همین طور می گویند که نفرات سپاه وی را با زنجیر به هم بسته بودند که فرار نکنند و برای همین این جنگ را ذات السلاسل نام نهادند.
در ضمن هرمز توانسته بود خود را زودتر به محل رسانده منابع آب را در تصرف خود بگیرد. ولی قبل از جنگ در پشت سر مسلمانان نیز که از آب محروم بودند باران می بارد و آنان نیز از این کمبود رهایی می یابند.
در این جنگ خالد بر هرمز پیروز می شود و غنائم زیادی نصیب مسلمانان می شود. به طوری که در این جنگ و جنگ بعدی سهم هر سوار از غنائم هزار درهم و سهم پیاده یک سوم آن می گردد. منجمله، کلاه هرمز که "نقره جواهر نشان بود" یک صد هزار درهم ارزش داشت که ابوبکر آن را به خالد می دهد.
طبری می گوید: "کلاه های پارسیان به نسبت اعتباری که در میان قوم خویش داشتند گرانقدر بود، هر کس مقام والا داشت کلاهش یک صد هزار درم می ارزید و هرمز از آن جمله بود."(ii)
در ضمن میان غنائم، زنجیرهایی که سربازان به آن بسته شده بودند نیز وجود داشت که هر کدام هزار رطل وزن داشتند و جزو اموال ارسالی خمس برای خلیفه در مدینه هر کدام بار یک شتر بودند.
در میان اموال خمس یک فیل نیز وجود داشت که وقتی آن را در مدینه برای دیدن مردم که تا کنون فیل ندیده بودند می گرداندند زنان می گفتند: "راستی آنچه می بینیم مخلوق خداست؟ که پنداشتند فیل مصنوع انسان است و ابوبکر آن را پس فرستاد."(iii)
قبل از این که جنگ ذات السلاسل در بگیرد، از سوی اردشیر، قارن با سپاهی به کمک هرمز فرستاده می شود. ولی سپاه زمانی می رسد که ایرانیان شکست خورده بودند. از این رو، باقی مانده سربازان با قارن یکی شده در مذار برای جنگ با خالد اردو می زنند. در این جنگ نیز ایرانیان شکست خورده باقی مانده نیروی خود را با کشتی به عقب می نشانند. ابی عثمان می گوید: "در جنگ مذار 30000 تن از پارسیان کشته شد به جز آن ها که غرق شدند و اگر آب مانع نبود همه نابود شده بودند و آن ها که جان به در بردند لخت یا نیمه لخت بودند."(iv)
سپس خالد در ناحیه فرات در کنار دجله فرود می آید و در جنگ دیگری با ایرانیان روبرو می شود. در این جنگ نیز که به جنگ رود معروف می شود، غنائم باز هم بیشتری نصیب مسلمانان می شود. خالد "زن و فرزند جنگاوران و کسانی را که به آن ها کمک کرده بودند به اسارت(*می گیرد)، و کشاورزان را که تعهد پرداخت خراج کرده بودند به حال خود می گذارد." در ضمن در همه مناطق فتح شده تمام زمین های زراعتی به جز زمین های کسانی که متعهد به پرداخت خراج شده بودند میان سپاهیان مسلمان تقسیم می گردد.
در ضمن خالد فرماندهان خود را به سوی دو قلعه مقاوم در برابر اعراب می فرستد که یکی از فرماندهان مزبور تمام ساکنان قلعه اولی را پس از آن که وادار به تسلیم می شوند، به قتل رسانده اموال شان را غصب می کنند و فرمانده دیگر، قلعه دومی را که از پیش تسلیم و مسلمان شده بودند رها کرده زنی را که در راس آنان قرار داشت به زنی می گیرد.
اردشیر پس از اطلاع از کشته شدن قارن، "اندرزغز" را که از موالید سواد و زاده مداین بود به جنگ مسلمانان می فرستد. سپاه "اندرزغز" و خالد در محلی به نام ولجه با یکدیگر روبرو شده جنگی سخت میان آنان در می گیرد. با رسیدن نیروهای کمکی برای خالد، ایرانیان به هزیمت می روند و با کمینی که خالد پشت سر آن ها قرار داده بوده است همگی را به قتل می رساند و خود اندرزغز نیز از تشنگی جان می دهد.
خالد در برابر سپاه خود می ایستد و می گوید اگر وظیفه جهاد و دعوت به خدا نبود در همین سرزمین که در آن مواد خوراکی مانند خاک فراوان است می ماندیم و آن هائی را که نتوانستند در این جنگ شرکت کنند از نداری و گرسنگی در می آوردیم. در ضمن خالد پس از کشتن یکی از پهلوانان لشکر ایرانیان که با وی در یک جنگ تن به تن هماوردی کرده بود، به جسد وی تکیه داده و می گوید غذای او را بیاورند.
رود خون
خالد در مسیر پیشروی خود به روستای الیس می رسد. در آن جا گروهی از عربان مسیحی (نصرانی) که اقوام شان در جنگ ولجه به کمک پارسیان رفته و کشته شده بودند، به همراه عربان روستای حیره جمع شده و منتظر رسیدن سپاه بهمن جاذویه از طرف اردشیر می شوند. ولی جنگ میان آنان و خالد قبل از رسیدن قوای کمکی در می گیرد. ساکنان روستای الیس در انتظار رسیدن قوای کمکی تا آخرین لحظه مقاومت می کنند ولی سرانجام به علت نرسیدن نیروی کمکی شکست می خورند.
خالد در آغاز جنگ نذر كرده بود كه "خدايا نذر مي كنم اگر بر آن ها دست يافتم چندان از آن ها بكشم كه خون هايشان را در رودشان روان كنم ." در نتیجه پس از پیروزی دست به چنان جنایتی می زند که در تاریخ اسلام با همه جنایات تکان دهنده ای که تا به حال در آن شده بود سابقه نداشته است. او دستور می دهد كه به میان مردم رفته جار بزنند "اسير بگيريد، اسير بگيريد، هيچ كس‏ را نكشيد مگر آن كه مقاومت كند."
به این ترتیب مردم بی گناه که به خاطر نجات جان خویش مقاومت نکرده تسلیم شده بودند، دسته دسته اسیر شده به نزد خالد آورده می شوند. او نیز كسانى را معين می کند كه اسرا را بر سر رودی که در نزدیکی الیس بود، دسته دسته گردن می زنند. به طوری که يك شب و روز گردن زدن ادامه می یابد. آن گاه فردا و پس‏ فردا پیش می روند تا به نهرین می رسند و گردن هر کس را که می یافتند می زدند و همین قدر از سه سوی دیگر الیس پیش می روند و گردن همه را می زنند. آب رود چنان خون آلود شده بود که مغیره می گوید: "بر رود آسیاها بود که سه روز پیاپی با آب خون آلود قوت سپاه را که 1800 کس یا بیشتر بودند آرد کردند. گفته مي شود كه مسلمانان در این جنایت و قتل عام بزرگ گردن 70 هزار تن را مي زنند."(v)
بنابر روایتی دیگر گردن قربانیان را نه بر سر رود بلکه بر روی زمین می زدند و چون خون به خاطر غلظتش حركت نمي كرد، براى آن كه قسم خالد را محقق کنند كه گفته بود در صورت پيروزى از خون مردم رود روان خواهد كرد، آن قدر آب مي ريزند تا خون چون رود روان شود. براى همين این قتل عام به رودخون معروف می شود.(vi)
آن گاه خالد به امغیشیا می تازد. امغیشیا شهری مانند حیره بود و الیس از توابع آن بوده است. وقتی که به آن جا می رسد، مردم که از جلادی های خالد خبر داشتند، از ترس فرار کرده در اطراف پراکنده شده بودند. خالد دستور می دهد تا شهر را غارت و سپس آن را و همه توابعش را ویران کنند. مسلمانان در بازار پر كالاى شهر و توابع آن دست به چنان غارتى مي زنند كه از جنگ ذات السلاسل به این سو تا کنون اين همه غنيمت نصيب شان نشده بود. به طوری که، "سهم هر سوار یک هزار و نهصد درم شد به جز آن که به جنگاوران سخت کوش دادند". وقتی خبر به ابوبکر رسید، گفت: "ای گروه قریشیان شیر شما به شیر جست و بر او چیره شد، زنان از آوردن مردی همانند خالد عاجزند."(vii)
آن گاه خالد بن وليد به سوى حيره اولین شهر مرزی عراق رهسپار می شود. تا کنون همه جنگ هائی که میان خالد و پارسیان و عاملین عرب یا مسیحی آنان رخ داده بود در خارج از مرز عراق بود. ایرانیان نیز مانند هر امپراطوری دیگر، در عین آن که خود با سپاهیان خویش از مرزهای خود دفاع می کرده اند، در آن سوی مرزها نیز در شعاع وسیعی اقوام ساکن و اکثرا بدوی را نیز زیر نفوذ خود گرفته از آن ها به عنوان سپری در برابر نیروهای مهاجم استفاده می نمودند. از این رو، مسلمانان برای رسیدن به مرزهای عراق ناچار بودند از این سپر دفاعی عبور نموده از طریق یک سلسله جنگ ها از آن بگذرند.
در این موقع آزادبه که مرزبان حیره بوده خود را برای جنگ با خالد آماده می کند و در بیرون حیره اردو می زند. در ضمن پسرش را برای بستن فرات روانه می کند. این کار باعث می شود که کشتی های خالد که سربازان و غنائم خود را بر آن سوار کرده بود به گل نشسته و از حرکت باز بمانند. از این رو، به محل بستن فرات حمله کرده آب را بر آن سوار نموده نیروهای خود را حرکت می دهد.
هنگامی که خالد به حیره می رسد، آزادبه به دنبال مرگ اردشیر و پسرش، حیره را رها کرده می رود. در نتیجه خالد چهار قصر "ابیض"، "عدسیین"، "بنی مازن"، و "ابن بقیله" را که سران حیره و اطرافیان شان در آن جمع شده بودند توسط چهار فرمانده خود به محاصره می گیرد و به آن ها یک روز فرصت می دهد که برای پیوستن به اسلام، جزیه یا جنگ، تصمیم بگیرند.
مسلمانان که عاجز از تصرف قصرها و قلعه ها بودند، به خانه های مردم و دیرها که بیرون قصرها قرار داشتند حمله می برند و مردم بی دفاع را قتل عام می کنند. تا این که ساکنان قصرها در پاسخ به اعتراض مردم و کشیشان و راهبان که بانگ بر می آورند "که ای مردم قصرها، شما سبب کشتن مایید" ناچار متقاضی مذاکره با خالد می شوند. وقتی که نمایندگان شان نزد خالد می آیند خالد با مردم هر قصر بی حضور دیگران خلوت می کند و از آنان می پرسد: "شما چیستید، اگر عربید چرا با عربان دشمنی دارید و اگر عجمید چرا با انصاف و عدالت دشمنی دارید؟"
البته منظور خالد، انصاف و عدالت خودش و مسلمانان بوده است !! آن ها نیز می گویند "ما عربانیم بعضی عربان عاربه ایم و بعضی عربان مستعربه" . خالد نیز می گوید "اگر شما چنین بودید با ما مقابله نمی کردید و از کار ما بیزار نبودید". سرانجام وقتی که آن ها، پرداخت جزیه را انتخاب می کنند، خالد آن ها را مورد خطاب قرار داده می گوید:
"وای بر شما، کفر بیابانی گمراهی زاست و از همه عربان احمق تر آن است که در این بیابان رود و دو بلد به او بر خورند یکی عرب و دیگری عجم و عرب را بگذارد و از عجم راه جوید."(viii)
آن گاه بر سر سالی 119000 درهم جزیه به شرط این که پیمان نشکنند و مسلمانان از آن ها حمایت کنند با هم عقد توافق می بندند.
البته پس از مرگ ابوبکرآنان دوباره سر به طغیان نهاده قراردادها را زیر پا می گذارند و چون مسلمانان دوباره بر منطقه چیره می شوند دوباره زیر بار قراردادها رفته و با شکست مسلمانان (شکست مثنی) دوباره طغیان می کنند. وقتی دوباره مسلمانان به فرماندهی سعد منطقه را تصرف می کنند دوباره مجبور به قبول قرارداد، ولی این بار به مبلغ سالانه 400000 درهم جزیه می شوند. علت این طغیان ها بی شک این بوده است که آن ها که اعراب وابسته به دربار ایران بوده اند در معادله قدرت هرگز تصور پیروزی مسلمانان بر امپراطوری ایران را در مغز خود هم خطور نمی داده اند.
به دنبال تسلیم مردم حیره، از مناطق اطراف نیز دهقانان و مردم نزد خالد آمده برای مصون ماندن از حمله، خود داوطلبانه خواستار پرداخت جزیه می گردند. از جمله مردم "قس الناطف" پرداخت 10000 دینار، و مردم نواحی بین فالیج تا هرمزگرد، پرداخت جزیه ای معادل هزار هزار دینار را متعهد می شوند.
در ضمن در همه قراردادهای پرداخت جزیه، قرار می شود که تمام اموال و زمین های متعلق به کسری و زمین ها و اموال فراریان و زمین های خالصه (دولتی) به مسلمانان و در واقع به دولت اسلامی انتقال یابد.
در ضمن خالد در هر محل پادگانی از نیروهای خود را برای کنترل مردم و جمع آوری جزیه باقی می گذارد که آن ها نیز سران روستاها را تا جمع آوری کامل مالیات نزد خود گروگان نگاه می دارند .
واضح است که این ها هیچ یک کوچک ترین شباهتی به ترویج دین و عقیده درمیان مردمی که مایل به آن عقیده یا دین بوده باشند نداشته است، بلکه دقیقا از نوع کارهائی بوده است که همه قدرت های غارتگر و تجاوزکار دیگر مانند رومی ها، ایرانیان، و بعدها مغول ها و ... بدون استثناء با قربانیان و مردم تسلیم شده به خود انجام می داده اند. این ها همه در سال دوازدهم هجرت اتفاق می افتند.
خالد یک سال در حیره می ماند. او آن جا را مقر خود کرده، از آن جا برای مطیع کردن منطقه و سرکوبی و جنگ و دریافت جزیه، نیرو به اطراف حیره می فرستد. به دنبال آن مردم حیره نیز از وحشت نیروهای جرارِ خالد، خانه و زندگی خود را رها کرده به روستاها فرار می کرده اند و از روی ناچاری به کار مزدوری مشغول می شده اند. بسیاری نیز یا تسلیم به پرداخت جزیه شده در جای خود مانده یا ترک بلاد کرده بودند. جماعت هائی نیز در قلعه های پراکنده تسلیم نشده پیکار می کردند.
ایرانیان تا این زمان به مسلمانان که تا دجله پیشروی کرده، این سوی آن را تحت تسلط خود در آورده بودند، کاری نداشته، درگیر کشمکش های داخلی، توطئه ها و قتل های پیاپی درباری، قتل پدران به دست پسران و پسران به دست دیگر آشنایان و اقوام خود بودند.
از جمله پس از مرگ کسری، پسرش شیری تمام اقوام خود را که به نحوی به کسری نسب می بردند، برای آن که مبادا مدعی تاج و تخت وی شوند به قتل رسانده بود. چنان که طبری می گوید:
"پس از او و اردشیر پسرش، پارسیان بر همه کسانی که نسب به بهرام گور می بردند تاختند و خون شان ریختند. بدین جهت کس نمی یافتند که او را به شاهی بردارند و بر وی همسخن باشند." (ix)
از طرفی مسلمانان نیز نمی توانستند بیش از این پیشروی نمایند. زیرا هنوز بر پشت سرشان سه سپاه پارسی در عین، انبار و فراض موجود بود. این ها سپاهیانی بودند که ایرانیان برای جلوگیری از پیشروی احتمالی دشمن به سوی مرزهای خود و کمک به نیروهای عرب هوادار خود، در میان اعراب نگه می داشتند تا حرکت دشمن فرضی به سوی مرزهای خود در صورت شکست نیروهای عرب هوادار خود را، تا فراهم آوردن نیروهای کافی برای مقابله با آن، کند نمایند. بنابراین درگیری های خالد، همگی جنگ های مقدماتی و مقدمه درگیری بزرگ بعدی با خود سپاه ایرانیان بود. چیزی که ابوبکر از آن بیم داشت و در مورد آن احتیاط بسیار به خرج می داد و از همین رو به خالد دستور داده بود "تا نظامی از پارسیان پشت سر وی هست در دیار آن ها پیش نرود."
البته همان طور که خواهیم دید، ایرانیان در مدتی که مسلمانان سرگرم نبرد با این نیروهای بازدارنده و وابسته به آن ها بودند، فرصت کافی برای جمع آوری نیروی نظامی برای نبرد نهائی در اختیارشان بود، ولی آن ها به جای استفاده از این فرصت برای جمع آوری نیروهای خود، به کشمکش های خونین داخلی مشغول بودند.
در مقابل، خالد نیز به توصیۀ ابوبکر قبل از گسترش بیشترِ خطوط نظامی خود، رهسپار از میان برداشتن این اردوگاه ها و سپاهیان پارسی می شود. قبلاً ابوبکر عِیاض را مامور این کار کرده بود، ولی اکنون که عِیاض در این کار وامانده بود، خالد برای اتمام کار، خود به کمکش می رفت.
در این زمان بهمن جاذویه و آزادبه به عنوان مقدمه سپاه پارسیان در "بهرسیر" به سر می بردند و خاندان کسری به تازگی فرخزاد را تا یافتن فردی برای شاهی به سروری انتخاب کرده بودند.
خالد ابتدا به سوی انبار رهسپار می شود. شیرزاد فرمانده قوای ایرانی، پس از اندک مقاومتی، به شرط آن که بتواند نیروهایش را با خود ببرد با خالد از در صلح در می آید و نزد بهمن جاذویه می رود.
سپس خالد به سوی عین التمر می رود. در آن جا مهران پسر بهرام چوبین با سپاه ایرانی خود، در قلعه و در کنار "عقة بن ابی عقه" که نیروهایی از قبایل عرب را در اختیار داشت، مستقر بود. مهران، به جای آن که با نیروهای خود و عقه مشترکا به خالد حمله کنند، ابتدا عقه را به مقابله با خالد می فرستد و به او می گوید که در صورت نیاز به کمکش خواهد آمد. ولی وقتی عقه شکست خورده اسیر می شود، مهران به جای کمک به وی، با نیروهای ایرانی خود قلعه را رها کرده و عقب می نشیند. خالد نیز به قلعه آمده همه ساکنین قلعه را به همراه عقه گردن زده، زنان و فرزندان آنان به اضافه 40 پسر جوانی را که انجیل می آموخته اند، به اسارت می گیرد.




عبدالقادر بلوچ:
اگر رستم امام زاده بود
همانطور که می‏دانید رستم یلی بود در سیستان که خدابیامرز فردوسی کردش رستم دستان. ضمن تشکر از آن مرحوم گرامی که در آن زمان، بیشتر از مسؤلین فعلی مملکت به استان ما توجه داشت، آرزو می‏کنم که ایکاش رستم یک امامزاده بود. شعرش هم می‏شد: که رستم ملایی بود در سیستان من او را کردم رستم علیه‏السلام
اگر رستم امام زاده بود، برایش حتمن در دوران صفویه، بقعه و بارگاهی می‏ساختند. ترقی و پیشرفت استان ما هم حداقل از رژیم گذشته شروع می‏شد. دلیلش این است که اعلیحضرت فقید که همیشه به ائمه اطهار ارادت قلبی داشتند، علاوه بر زیارت مشهد مقدس به سیستان و بلوچستان مقدس هم مشرف می‏شدند. می‏دانید که ذات همایونی هر کجا که نزول اجلال می‏فرمودند، دستورات اکیدی هم صادر می‏فرمودند. حتم دارم روی ارادتی که به مرحوم فردوسی داشتند برای گسترش و مطلا کردن صحن مقدس حضرت رستم ارواحنا فدا، بودجۀ لازمه در اختیار تولیت بارگاه قرار می‏دادند.
بعد از انقلاب هم اگر به ما یک واعظ طبسی کوچولو تعلق می‏گرفت، حجم غبار روبی پولی ما ازحرم مطهر صاحبِ والای گرز علیه‏السلام، از ریگ‏های روانی که بادهای صد و بیست روزه در سیستان جابجا می‏کنند بیشتر می‏شد.
با برخی از دوستان که واقعاً نمی‏شود راجع به زنده یاد فردوسی و شاهنامه، بدون وضوی ملی حرف زد. بعضی از شخصیت‏های شاهنامه هم اتوماتیک وار در سطح خدا و پیغمبرند و امامزاده خطاب کردن آنها توهین است. اما رستم مال خودمان است. باور بفرمایید که ما در استان سیستان و بلوچستان نیاز مبرمی به یک امام‏زاده داریم. برخی از دوستان می‏گویند که این شدنی نیست. در صورتی که این یکی از شدنی‏ترین کارهاست. خدا بیامرز زال، پدر رستم، با آن موهای سفید که به دنیا آمد، ظرفیت پیغمبر شدن را هم داشت. کرامات بالاتر از این که آدم با سیمرغ حرف بزند؟ شما یک پیغمبر پیدا کنید که شیر مرغ معمولی خورده باشد. فکرش را بکنید، عده‏ای از سر سپرده‏های سام که می‏توانستند کافر باشند، زال علیه‏السلام را می‏اندازند دامنۀ کوه. نه کوه‏های بلوچستان بلکه کوه البرز. از همین یک تیکه، می‏شود روضه‏های پر سوز و گدازی ساخت. طفل بی کس و کار، بی آب و طعام، انگشتش را می‏گذارد در دهانش. فرشتگان زار زار گریه می‏کنند. خدای ارحم‏الراحمین می‏پرسد: “ای فرشتگانم شما چرا گریهمی‏کنید؟” فرشتگان می‏گویند: “بار الاها، طفل معصوم انگشتش را گذاشت در دهانش.” ارحم‏الراحمین می‏گوید: “طفل انگشتش را نگذارد در دهانش، کجای خود بگذارد؟ گریه نکنید. من کوه البرز و سیمرغ را الکی نساخته‏ام.”
در این هنگام خداوند به کوه امر می‏کند: ” ای کوه! بلرز”. کوه هم چنان می‏لرزد که انگار دارد رقص عربی می‏کند. سیمرغ که بالای کوه آشیانه دارد. فریاد می‏زند: “ای کوه! کرم نریز. بگذار به جوجه‏هایم برسم.” البته نمی‏دانم که سیمرغ جوجه دارد، می‏زاید، تخم می‏گذارد و یا اصلاً نر است یا ماده. هر چه که هست، تحت امر خداوند است.
کوه با چشمانی اشکبار رو می‏کند به سیمرغ و می‏گوید: “ای از خدا بی خبر!چه جوجه‏ای؟ پدرجان! بیا ببین چه بزرگواری را بدون پوشک و شیر،انداخته‏اند در دامان من.
حتی جا داشت که خود سام، پدر زال را پیغمبر معرفی کند. آنوقت فرستادن بچه از زابل تا کوه البرز می‏شد کرامات او. اگر مغرضین می‏پرسیدند که این چه پهلوانِ بی عقل و احساسی است که بچۀ بی پناه را می‏اندازد دور، ما می‏گفتیم که به شما چه؟ به فرمان خدا انداخته دور.
عده‏ای از دشمنان استان ما که قصد سنگ‏اندازی دارند، مسئلۀ کوچکِ کشته شدن سهراب به دست رستم را بهانه کرده، می‏گویند که چون کار رستم با نیرنگ و تقلب بود، لذا او نمی‏تواند امامزاده بشود. عجب حرفی است! خود حضرت امام در پاریس خدعه فرمودند و در ایران امام شدند. دروغ مصلحت آمیز و تقیه، وقتی خوف جان باشد و امید تخت و تاج، روا باشد. اتفاقاً حضرت رستم تنها امامزاده‏ای خواهد بود که فرزند خودش را قربانی کرده است. بقیه بزرگواران بچه‏های مردم را قربانی می‏کردند. حتم دارم رستمی که از هفتخوان گذشت، از این دست اندازها هم خواهد گذشت.
می‏بینید که می‏تواند امام‏زادۀ توپی بشود.
اگر رستم امام زاده بود، کلفت‏تر از همۀ امام زاده‏های فعلی بود. نعوذ و بالله نه اینکه این پانزده هزار امامز‏دۀ موجود کم مقامی داشته باشند، اما حضرت رستم علیه‏السلام به خاطر اصالت ایرانیش خیلی امامزاده می‏شد.
کل سیستان تا حالا شده بود بارگاه حضرت رستم‏ابن زال‏ابن سام این نریمان ابن الخ… علیه السلام. با توجه به دست و دلبازی مردم سیستان و بلوچستان، بعد باید بقیه علیه‏السلام‏ها می‏آمدند و شفا دادن را از حضرت تهمتن علیه السلام یاد می‏گرفتند. حالا ممکن است یکی از این برادران سیستانی که نظام آنها را خام کرده و با خود همراه کرده است، به من بگوید که اگر رستم امام‏زاده بود باز هم سیستانی بود، به توی بلوچ چه ربطی دارد؟ پاسخ این عزیزِ سرسپرده بسیار مشخص است. فردوسی به ما بلوچ‏ها هم بی لطف نبوده، در شاهنامه سر و کارمان با حیوانات است. چه آنجایی که انوشیروان عادل قتل عاممان می‏کند، چه آنجایی که فرموده: “گردانی ز کوچ و بلوچ همه سگالنده مانند قوچ”. این در سرنوشت ماست که با حیوانات سر و کار داشته باشیم. لذا رخش آن بزرگوار به طور سنتی به ما می‏رسد. تا حالا هیچ امام و امام زاده‏ایرا با مرکبش دفن نکرده‏اند. فقط رخش را بدهند به بلوچ‏ها، بلوچستان از لحاظ آبادی، مشهد را می‏گذارد توی جیبش. آنقدرها که نظام ما را قاچاقچی معرفی کرده، ما قاچاقچی نیستیم. بیکاریم. از فرط بیکاری می‏رویم دو کیسه تریاک از افغانستان می‏آوریم که بکشیم. اینجا مشتری خوب پیدا می‏کنیم، می‏فروشیمشان. هم به ادبیات بالنده کمک می‏کنیم هم به علمای اعلام.
اگر رخش آن حضرت در بلوچستان دفن بود، ما احتیاجی به تریاک نداشتیم. نصف بلوچستان را می‏کردیم بارگاه آن اسب بزرگوار. کاری می‏کردیم که از همین آمریکا و کانادا، مهاجرین محترم ایرانی که از دست نظام اسلامی فراری شده‏اند، دسته دسته حیوانات بیمار خودشان را برای شفا بیاورند سر مزار آن اسب مقدس. با فروش قبر به عزیزانی که حیوانات جگر گوشۀ خود را از دست می‏دادند می‏توانستیم بیشتر از فروش یک سالۀ اپل درآمد داشته باشیم. قبرهای شش طبقۀ ما، در جوار بارگاه آن رخش بزرگوار، برای تمام حیوانات جهان آرامشی ابدی به ارمغان می‏آورد.
حالا اگر به جرم توهین به انوشیروان عادل، رخش آن حضرت دیو کش علیه‏السلام را به ما نمی‏دادند، ما برای مهراب و سیندخت کابلی بقعه و بارگاه می‏ساختیم. تا ملت بدانند که یک پدر بزرگ و مادر بزرگ امام‏زادۀ آنها افغان بودند. افغانها هم وقتی می‏دیدند ما به جای اعدام، دو کابلی را زیارت می‏کنیم، رنجیده خاطر نمی‏شدند. به روی خودشان نمی‏آوردند که بچه‏های آنها در مملکتِ اسلامی ما اجازۀ رفتن به مدرسه ندارند. آب هیرمند را رها می‏کردند، دریاچۀ هامون نجات پیدا می‏کرد.
اگر رستم امام‏زاده بود، دو دخترش یعنی گشسب بانو و زربانو دو اسمی نبودند که شما امروز آن را بشنوید، گلندام و تهمینه زنان آن حضرت مثل سایر امام زاده‏های زن، مشهور بودند. ما امتیاز بقعه و بارگاه آنها را به استانهای کویری می‏دادیم، تا مسائل زنان ما هم مورد توجه ویژه قرار بگیرد.
کوتاه کلام اینکه ما به بزرگان خودمان توجه نشان نمی‏دهیم. شما ببینید حضرت یوسف اصلاً حضرت نبود. برادران ناتنی‏اش او را در چاه انداختند، شد حضرت و عزیز مصر. رستم ما را با رخشش برادر ناتنی‏اش در چاه انداخت و شهید کرد. ما برای امام‏زاده شدن این شهیدِ چاه تلاش نکردیم.
واقعاً نمی‏دانم که چرا فردوسی این کار را نکرد.
در مورد فردوسی حکایت فراوان است اما در صحت آنها جای شک هست.
روایتی است که روزی سعدی در میان شعرا و ادیبان ادعا کرد که می‏تواند مثل فردوسی اشعار حماسی بسراید. برای ثابت کردن ادعایش، فی‏البداهه گفت:
خدا کشتی آنجا که خواهد برد وگر ناخدا جامه بر تن درد
شب فردوسی را در خواب دید که فرمود:
برد کشتی آنجا که خواهد خدای اگر جامه بر تن درد ناخدای
سعدی که از خواب بیدار شد، دیگر دنبال شعر حماسی نرفت.
من هم بعد از این افکار و سئوالات، شبش کسی را خواب دیدم. می‏خورد که فردوسی باشد. پهلو می‏زد که سعدی باشد. گفت:
بلوچ! امام زاده همین پنج روز و شش باشد
ایران ما بعد از آن همیشه خوش باشد
—————————————–
منبع: شهرگان

جنایات مسیحیت
"قسمت پنجم"
نوشته: ج. و. فوت و ژ. م. ویلر
ترجمه گزینشی: احمد خزاعی
«حق رأیی را که او به رسمیت شناخته بود، ترس و امیدی که حضورش بر می انگیخت از میان می برد. و تبعید خودسرانه سیماکوس Symmachus هشداری بود دائر بر این که مخالفت با خواسته های این خودکامه ممکنست خطرناک باشد. ژوپیتر توسط اکثریت عظیم اعضاء سنا محکوم و تحقیر شد. و تعخب آور است که یکی از اعضاء سنا این جسارت را به خرج دهد که چه با سخنرانیش و چه با رأیش اعلام کند که هنوز دلبسته خدائی مخلوع است.»
شاهد برتری یافتن امبروز قدیس بر تئودوسیوس نه تنها در این وافعیت که مجبوربه توبه در مورد کشتار خودسرانه هفت هزار نفردر تسالونیا شد، بلکه در موضوعی به مراتب تحقیرآمیز تر مشهود است. حاکم بخش شرقی به امپراتور گزارش داد که کنیسه یهودیان و یک کلیسای والنتینها توسط مسیحیان به تحریک اسقفی به آتش کشیده شده است. تئودوسیوس دستور داد که کنیسه به خرج اسقف از نو ساخته شود. در پی آن سنت امبروز نامه ای به او می نویسد و اعلا م می کند که این دستور با زهد امپراتور همخوانی ندارد و از عمل اسقف مزبور دفاع میکند و بازسازی کنیسه را غیر قانونی می خواند.او علاوه بر این اعلام می دارد که اگر خدا در برآوردن منویات قلبیش پیش دستی نکرده بود، خودش دست به آتش زدن کنیسه یهودیان می زد و حتی تهدید کرد که اگر امپراتور فرمان خود را پس نگیرد اورا از شرکت در مراسم عشائ ربانی محروم خواهد کرد. امپراتور خشکه مقدس به خواست کشیش متفرعن گردن گذاشت و افرادی را که دو پرستشگاه مزبور را به آتش کشیده بودند از پرداخت جریمه معاف کرد. همین قدیس در دفاع از غارت معابد مشرکان و الهه کانون خانواده (وستا)، متدعی می شد که برای یک حکومت مسیحی جنایت است که اوقافی را به روحانیونی غیر از روحانیون وابسته به مذهب ارتدکس وقف کند. او همچنین تعصب جوشیا را در نابود کردن بت پرستی، موأکدن ستود و توصیه کرد.
دین میلمن Dean Milman همه افتخار یا ننگ از میان بردن شرک و بت پرستی را به امبروس قدیس تقدیم می کند.
«امبروس، اسقف میلان، محکومیت نهايي شرک وبت پرستی را رقم زد. این تصور را به کرسی نشاند که گناهکار است امپراتوری مسیحی که خود را امپراتور مشرکان نیز بداند و اجازه دهد که کوچکترین بخشی از درآمد عمومی در راه آئین شرک و بت پرستی به مصرف رسد. این امبروس قدیس بود که ته مانده احترامی که نثار خدایان حافظ روم می شد را در مراسم همگانی ممنوع کرد.»
هنگامی که تئودوسیوس فبدیل به تنها ارباب امپراتوری روم شد، با تعصبی هر چه تمام تر به ریشه کنی مذاهب غیر مسیحی پرداخت. آیین ها و مراسم جادوگرانه بزرگترین جنایت به حساب می آمدند، اما در ۳۹۱ میلادی او فرمانی صادر کرد و ضمن آن برگزاری هرگونه مراسم قربانی را ممنوع کرد و مبادرت کنندگان به چنین کاری را سزاوار شدیدترین تنبیه دانست و حتی ورود به معابد غیرمسیحی را ممنوع اعلام کرد. در ۳۹۲ میلادی برای اقدام به سوزاندن اجساد مجازات مرک را مقرر داشت. هر گوه اقدام به بت پرستی با مصادره ملکی که این عمل در آن صورت گرفته بود روبرو بود. چیزهای بی زیانی مثل تاج گل بر سر زدن، عود و کندر سوزاندن، و شراب فشاندن بر خاک برای نیایش مردود و شایسته مجازات شمرده شدند. حتی خدایان خانگی مثل لارس Lares و پیناتس penates -که روابط شکننده آیین مشرکانه حول آنها متمرکز بود- جزو این ممنوعیتهای سختگیرانه بودند و هر کسی که از افشا و محکوم کردن مرتکبان چنین کارها خودداری می کرد در معرض مجارزات بود. ژورتن خیلی پوست کنده می گوید:
«آدم به این فکر می افتد که اپراتور بر آن بوده که رعایایش را تبدیل به خبرچینهایی دغل کند، و مثل جاسوس ها و گوش به فالها وادارشان کند که به داخل خانه مشرکان سرک بکشند ببینند آیا آنها آیین بزرگداشت خدایان خانوادگی شان را به جا می آورند یا نه.»
اگر آزاد اندیشان فرانسوی بر آن می شدند که نه تنها در کلیساها را ببندند و انجام مراسم عشا‌‌ء ربانی را به عنوان جرمی بزرگ ممنوع کنند بلکه حتی استفاده از تسبیح و رسوم به جا مانده از گذشته و داشتن تصاویر مذهبی را ممنوع می کردند در آن صورت کارشان شبیه افدامات سختگیرانه نسبت به مخالفانشان از موضع قدرت می شد.
مسیحیان در همه جا و همیشه وظیفه خود می دانسته اند که شرک و کفر و بت پرستی را ریشه کن کنند. قوانین سفاکانه یهودیان و شیوه رفتارخونخوار انه آنها با مشرکان غالبن سرمشق مسیحیان بوده است. لکی متذکر می شود:
"بخش بزرگی از اخلاقیت مسیحی مبتنی بر نوشته های مربوط به قتل عامهای مذهبی است. خدا شرکتی مستقیم در این کشتارها دارد. در این نوشته ها امر سرکوب قهرآمیز کافران بالا تر از هر اصل اخلاقی دیگری دانسته شده و در آنها نابردباری به شیواترین و پر شور ترین شکل بیان شده است. گذشته از این سرنوشتی که الهیون برای مشرکان پیش بینی می کرده اند آنچنان تلخ و شوم بوده که دیگر نیازی به تاکید بر شوربختی های زمینی نبوده است."
"مذهب جدید بر خلاف مذهب در حال افول نه تنها مدعی دیکته کردن افکار انسانها بلکه مدعی دیکته کردن اعمال آنها نیز بود و هر گونه اظهار نظری مخالف با نظر آنها جنایتی بزرگ به حساب می آمد."
در دوران والنسیا قوانین زیادی برعلیه جادوگری منتشر شده است. اما این قوانین در واقع بر ضد دانش و فلسفه مشرکانه بوده است. میلمن می گوید:
"برای توجیه شیوه خونخوارانه تفتیش عقاید مرسوم بود که داشتن هر گونه کتابی مربوط به جادوگری مد نظر قرار می گرفت. اما انبوه نوشته های مربوط به فلسفه و قانون و علوم بود که در ملائ عام طعمه آتش می شد." اگر در بر دارنده موضوعاتی غیر قانونی بودند. در بخش شرقی امپراتوری بسیاری از مردم اهل ادب از سر ترس کتابخانه های �
-------------------------------------------
یاداشت ادیتور ما به مسائل تاریخی ایران در مورد این متن :
جنگ های هرمز و خالدابن ولید جنگ های مرزی بشمار میرود که مکرر تکرار میشده است.
شهر ها ی کوچک مرزی چندین بار دست بدست میشده.
در مورد نامه های ابوبکر به خالدابن ولید مدرکی در دست نیست، بلکه روایت است.
در زمان ابوبکر دولت ساسانی وجود داشت.
بستن زنجیر به پای سربازان پارسی اگر درست باشد، نوعی آرایش جنگی بوده است که اعراب به آن آشناای نداشتند.
در مورد تعداد سپاه ایران مدرکی در دست نداریم.
آنچه که درست است، این است که عرب های گرسنه بدنبال غنایم ونه جهاداسلام بودنند.
ویراستار : دکتر فریدون مدنی

تعدادی از آثار باستانی "مسروقه" ایران از ایتالیا بازگردانده شد


۱۳۹۴/۰۵/۰۹ جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴ تهران ۲۳:۰۵ - ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۵

خبرگزاری صدا و سيمای ايران روز جمعه گزارش داد که دولت ايتاليا تعدادی از اشيای تاريخی ايران را که نزديک به ۱۰ سال قبل از تايلند به آن کشور "قاچاق" شده بود، به ايران باز می گرداند.
بر پايه اين گزارش ، اين اشيا شامل ۳۰ قطعه آثار باستانی و تاريخی است که در طول اين مدت در محل موزه ملی هنرهای شرقی رم نگهداری می شدند.
«محمد حسن طالبيان» معاون سازمان ميراث فرهنگی ايران، در اين باره گفته است که طبق کنوانسيون ۱۹۹۵ «يونيدرا» درخصوص استرداد اموال فرهنگی و تاريخی مسروقه ، سرانجام دادگاه تجديدنظر شهر ميلان با صدور رای به نفع ايران، حکم بازگردانده شدن اين آثار باستانی را صادر کرده است. قرار است این اشیای تاریخی به سفارت ایران در رُم تحویل شود.
۱۳۹۴/۰۵/۰۹قبلیبعدی

az radiofarda

زندگینامه کوروش ﺑﺰﺭﮒ


ا ز تولد تا آغاز جوانی کوروش کبیردوران خردسالی کوروش کبیر را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات ، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست.

بیشتر بخوانید

 کشف دژ هخامنشیان در مصر.

کشف دژ هخامنشیان در مصر.


بنابر گزارش سایت اطلاع رسانی مصرEgypt state Information Service زاهی هواس، مدیر کل شورای عالی آثار باستانی مصر و از باستان‌شناسان برجسته این کشور، یکی از این قلعه‌ها را متعلق به سلسله‌های هجدهم و نوزدهم فراعنه اعلام کرده است.

بیشتر بخوانید

وقتی ما خواب بودیم لوح حمورابی را از شوش به پاریس بردند


۱۰ مهر ۱۳۹۲ دردانستنی های سفر, عجایب گردشگری, گردشگری نظری بدهید

لوح حمورابی
قانون حمورابی بزرگترین نشان تمدن میانرودان (بین النهرین) است که بر روی ستونی از جنس بازالت به بلندای ۲٫۲۵ متر و پهنای ۶۵ سانتی متر به دستور حمورابی (۱۷۹۲-۱۷۵۰ ق.م) حک شده است. او فرمانروای بنام بابل در شهر سیپار، شهر شاماش خدای عدالت بود. این لوح در سده ی دوازدهم پیش از میلاد به وسیله ی شاهزاده ی کشور همسایه، ایلام که در ایران قرار داشت، از بابل به شوش آورده شد. این لوح به همراه آثار دیگری از بابل در آکروپولیس شوش قرار داشت. لوح حمورابی مهمترین لوح حاوی قوانین به جامانده از خاور نزدیک باستانی است و متن آن بیانگر نکات ارزنده ای درباره ی مذهب، اقتصاد، جامعه و تاریخ آن دوره است. تصویر لوح نشانگر این است که شاه دستورات خود را به شاماش منسوب می کند. متن لوح به خط میخی و به زبان اکده ای نوشته شده است. لوح حمورابی شامل ۲۸۲ ماده در باب حقوق جزا و حقوق مدنی و حقوق تجارت است و اصل آن هم اکنون در موزه لوور شهر پاریس نگهداری می شود. لوح حمورابی برای بررسی به موزه لوور رفت و تنها بدلی از آن به ایران تحویل داده شد که از جنس گچ بوده و هم اکنون در موزه ایران باستان موجود است. این لوح پس از آن هیچگاه به ایران برنگشت. مشابه این اتفاقات متاسفانه در دوره قاجار بسیار اتفاق افتاد.وقتی ما خواب بودیم لوح حمورابی را از شوش به پاریس بردند

بیشتر بخوانید

تخریب تپه ۳۵۰۰ ساله با بیل مکانیکی


این بار بیل های مکانیکی، تپه باستانی سه هزار و ۵۰۰ ساله دیگ سید رامیان را هدف گرفت. سودجویان با تخریب قسمت هایی از این تپه تاریخی در پی حذف و از بین بردن آن بودند که ناکام ماندند.

بیشتر بخوانید

در ادامه تخریب آثار باستانی ،ساخت و ساز، دیوار به دیوار کاخ هخامنشی


تاریخ خبر: پنجشنبه 12 مرداد 1391 - کدخبر: 103218

در ادامه تخریب آثار باستانی ،ساخت و ساز، دیوار به دیوار کاخ هخامنشی

ساخت و سازها و نوسازی در شوش افزایش یافته و حالا دیوار به دیوار کاخ هخامنشی اردشیر هم ساخت و ساز می‌شود. این کاخ که پایه‌ ستون‌های آن باقی مانده، تا کنون توسط بهترین باستان‌شناسان ایران و خارجی کاوش شده‌ و هنوز بخش‌هایی از آن مورد کاوش قرار نگرفته‌است.

بیشتر بخوانید

تخریب اثار باستانی دوران ساسانی

تخریب آثار باستانی دوران ساسانی , برآمده از ذهنیت تخریبگرائی اسلامی درآینده موجی نابودی هرچه با اسلام در پیوند است را ناشی خواهد شد.


خبرگزاری مهر از تخریب و بی‌توجهی به نقش‌برجسته‌های «برم دلک» در استان فارس، از آثار به جا مانده از دوره پادشاهی ساسانی، خبر داده است.
برپایه این گزارش این بی‌توجهی تا بدانجا رسیده که حتی برخی این نقش برجسته‌ها را «سیبل» تیراندازی خود کرده و با تفنگ بادی و شکاری به آن شلیک می‌کنند.

بیشتر بخوانید

آثاری از اولین تمدن بشری
آثار تاریخی پشت سد گتوند غرق می‌شوند

به روز شده: 18:20 گرينويچ - دوشنبه 06 فوريه 2012 - 17 بهمن 1390

آثار تاریخی پشت سد گتوند غرق می‌شوند

نیکی محجوب
بی بی سی

آبگیری سد گتوند
مرحل دوم آبگیری سد گتوند انجام شد
کارشناسان میراث فرهنگی با آغاز آبگیری مرحله دوم سد گتوند از روز جمعه ۱۴ بهمن‌ماه نسبت به از بین رفتن آثار تاریخی پشت این سد ابراز نگرانی کرده‌اند.

بیشتر بخوانید

پاسداری رژیم ضد ایرانی از میراث فرهنگی: سنگ نگاره های 12 هزار ساله دزديده شد

تاریخ خبر: دوشنبه 7 آذر 1390 - کدخبر: 93174

پاسداری رژیم ضد ایرانی از میراث فرهنگی: سنگ نگاره های 12 هزار ساله دزديده شد

غار ميرملاس در کوه سرسرخين شهرستان کوهدشت استان لرستان نخستين غاري است که بر روي ديوار آن رنگين نگاره هايي به جا مانده از 12 هزار سال پيش يافت شده، با اين حال اما به دليل عدم محافظت از اين غار چندي پيش بخشي از سنگ نگاره هاي ان توسط فرد يا افرادي بريده شد و به سرقت رفت.

بیشتر بخوانید

تخريب نقش ‌برجسته بهرام دوم با پتک توسط عوامل رژیم ضد انیرانی کهریزکی

یکشنبه، 20 آذر ماه 1390 برابر با 2011 Sunday 11 December

تخريب نقش ‌برجسته بهرام دوم با پتک توسط عوامل رژیم انیرانی وکهریزکی

روزنامه شرق: بخشي از نقش‌برجسته بهرام دوم در تنگ چوگان به وسيله پتك تخريب شد. جمعه‌شب گذشته فرد يا افرادي ناشناس با ورود به محوطه حفاظت‌شده نقش‌برجسته‌هاي تنگ چوگان در ضلع شمالي شهر باستاني بيشابور شهرستان كازرون با استفاده از پتك، قسمت سنگ‌نگاره گرزي را كه در دست بهرام دوم پادشاه بزرگ ساسانيان است، نابود كردند.

بیشتر بخوانید

شنبه، 23 مهر ماه 1390

رژیم ضد ایرانی اسلامی و فروپاشی و تخریب زیباترین حمام تاریخی فارس

خبرگزاری مهر: معتادان شهرستان کازرون با نردبام از سقف یکی از زیباترین حمامهای تاریخی فارس به درون بنا می روند و بدین سبب زمینه را برای فروپاشی و تخریب هرچه تمام تر این حمام تاریخی فراهم آورده اند.

بیشتر بخوانید

بزرگ‌ترین کتیبه خط پهلوی دنیا در حال محو شدن است

بزرگ‌ترین کتیبه خط پهلوی دنیا در حال محو شدن است


شهریور ۰۳, ۱۳۹۰
تیم خلیج فارس

بزرگترین کتیبه خط پهلوی دنیا با نام «کتیبه باستانی کرتیر» به دلیل عدم حفاظت اصولی و فقدان هرگونه مرمت در حال محو شدن و از بین رفتن است. این کتیبه‌ی 11 متر مربعی، که در نزدیکی شهرستان کازرون قرار دارد، در ارتفاع 30 متری از سطح زمین و بر بالای نقش برجسته بهرام دوم ساسانی دیده می‌شود. این اثر از سال 1318 و در ردیف 336 فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده اما هنوز هیچگونه اقدام حفاظتی که بتواند ضامن بقای این خطوط باستانی و حفظ این کتیبه 11متر مربعی باشد، صورت نگرفته است.

بیشتر بخوانید

djeyran.de/hoeltzer.html
Ernst Hoeltzer und seine Fotos aus der Zeit Nassereddin Schahs

یاداشتی بر آریو برزن و خواهرش یوتاب ، نماد دلیری ، بی باکی و پاسداری ایران باستان

نوشته ای در باره گوشه ای از تاريخ باستان دوران داريوش سوم بدستم رسيد. چون به ريزه کاری های آن آشنایی نداشتم در پی پژوهشی از يک تاريخ دان و باستان شناس متخصص دوران هخامنشی بر آمدم و بنابراين لازم است اين مطالب را در بالای نوشته اضافه میکند.

بیشتر بخوانید

پایان تدوین فرهنگ واژگان تمدن های باستانی بین النهرین پس از ۹۰ سال

عکس از: AP شبکه های اجتماعی

پایان تدوین فرهنگ واژگان تمدن های باستانی بین النهرین پس از ۹۰ سال


8.06.11

بخش فرهنگ های باستانی دانشگاه شیکاگو می گوید: فرهنگ واژگان جهان باستان پس از نود سال کار مداوم به پایان رسیده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس گروه کوچکی از پژوهشگران زبان های تمدن باستانی سرزمین بین النهرین (میانرودان) دانشگاه شیکاگو از سال ۱۹۲۱ کار شناسایی و گردآوری واژگان زبان های باستانی سومری، آکدی، آشوری و... را آغاز کردند و سرانجام توانستند در آغاز ماه ژوئن کار خود را به پایان برده و کتاب را برای چاپ و انتشار در اختیار دانشگاه قرار دهند.

بیشتر بخوانید

رژیم بیگانه پرست حاکم در ترویج جعل تاریخ ایران باستان .توضیحی درباره ی جعلیات اخیر وبسایت بازتاب


رژیم بیگانه پرست و وابسته بقدرت های استعماری حاکم در ایران، فقط دست طویل در تخریب آثار باستانی آن نیست که بر همه روشن است بلکه همچنان در جعل تاریخ و تاریخ نویسی هم همچنان که اسلامیست ها در تاریخ نشان داده اند، بیکار ننشسته است .

بیشتر بخوانید

نقش فعالان مدنی در اطلاع رسانی میراث در خطر
نهادهای مدنی و پیگیری مطالباتی چندین ساله در حوزه میراث فرهنگی


اکنون دیگر سالهای بسیاری است که ملل رشد یافته و حتی در حال توسعه جهان حرکتی پیگیر و مداوم را در جهت شناخت , معرفی و دفاع از فرهنگ و تمدن خویش وبه ویژه نمادهای آن یعنی میراث فرهنگی سرزمینشان را آغاز نموده و دنبال می کنند و از این نمادها در جهت تاثیرات فرهنگی آن به منظور وحدت ملی , پیشرفت و توسعه فرهنگی , اجتماعی و اقتصادی پایدار وهدفمند سود می جویند

بیشتر بخوانید

The Oriental Institute Museum

The Oriental Institute Museum
http://oi.uchicago.edu/museum/

 نمونه ای از ترکهای باز شده در آرامگاه کوروش.

عدم شناخت از مرمت آثار باستانی منجر به تخریب آرامگاه کوروش گردیده است .برای دیدین ترکهای باز شده در آرامگاه کوروش به فرتورهای رسیده شده از ایران توجه گنید.


استفاده از چکش بادی برای سوراخ کردن سنگ سقف آرامگاه یکی دیگر از مواردی است که کارشناسان امر مرمت را به واکنش و انتقاد نسبت به نحوه مرمت سقف آرامگاه کوروش واداشته است. چرا که این چکشها به عنوان ابزار ضربه زننده قوی (شوک سنگین به سنگ در زمانی کوتاه) باعث فرود آمدن ضربات مخرب و شدید بر بدنه سنگ و باز شدن ترکها و ریز ترکها در سنگ شده است.

weiterlesen... ادامه

 بهره برداری از سد ویرانگر در قصر فرماندهی بابک خرمدین

تندیس بابک خرمدین در آذربایجان


تاراج و غارت آثار باستانی ایران توسط رژیم دزدان و جنایتکاران اسلامی
"هیچ کسی نمی داند که چه بر سر صدها قطعه از گنجینه های مهم تاریخی که در این چند سال گذشته کشف شده، و متعلق به دوران های مختلفی، از سکاها تا هخامنشی و اشکانی و ساسانیان می باشد آمده است ..."


بهره برداری از سد ویرانگر در قصر فرماندهی بابک خرمدین

اول دی ماه 1389، خیلی بی سر و صدا بهره برداری از سد خداآفرین آذربایجان شرقی، رسما شروع شد، سد ویرانگر دیگری که از دو سال پیش، دی 1387، که آبگیری آن شروع شده ، علاوه بر این که روستاهای زیادی را نابود کرده، محوطه های زیادی از آثار هفت هزار سال تاریخ سرزمین مان را نیز به زیر آب برده است.

weiterlesen... ادامه

دیوان عدالت اداری حکم به ویرانی سی و پنج اثر ملی داد

بی سابقه بودن روند ویرانی . دیوان عدالت اداری حکم به ویرانی سی و پنج اثر ملی داد


15.12.10

به دستور دیوان عدالت اداری ۳۵ بنای فرهنگی و تاریخی از فهرست آثار ملی خارج شده و ویرانی آنان آزاد شد.

شمار زیادی از این ۳۵ اثر همراه با بسیار آثار و بناهای دیگری که در نوبت خروج از فهرست سازمان میراث فرهنگی قرار دارند، در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور شناسایی شده و در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده بودند.
تصمیم دیوان عدالت اداری که تاییدیه سازمان میراث فرهنگی را همراه داشت با واکنش شدید دوستداران میراث فرهنگی ایران مواجه شد.
مخالفان این اقدام مدیران کنونی سازمان میراث فرهنگی کشور را عامل خروج این آثار دانسته و می گویند مدیران سازمان میراث فرهنگی با تن دادن به کاهش بودجه این سازمان، پس از دریافت خسارت ناچیزی از مالکان اجازه داده اند بناها را ویران کنند تا بنایی تجاری در آن ساخته شود.

weiterlesen...

تخريب يک قصر تاريخي در ايران


رژیم تخریبگر اسلامی همچنان برای از میان برداشتن آثار معماری و قدیمی ایران که برای صنعت و اقتصاد توریستی بهترین معماری است را تخریب میکند. نامه بيش از 70 تن از شخصيتهاي فرهنگي وسياسي به دبيرکل يونسکو‏ در باره تخريب قصرشيخ خزعل
متن فارسي:
دبير کل سازمان يونسکو خانم ايرنا بوکووا
ما امضا کنندگان اين نامه مايليم، تخريب يک قصر تاريخي در ايران را به اطلاع شما برسانيم که به شماره 2845 در اداره ميراث فرهنگي ايران به ثبت رسيده است.

weiterlesen... ادامه

 محدودیت انتشار اخبار میراث فرهنگی در ایران

محدودیت انتشار اخبار میراث فرهنگی در ایران. ممنوعیت و پوشاندن اخبار در رسانه های ایران و جهان در مسیر دزدی و فساددر سازمان میراث فرهنگی صورت مبگیرد. رژیم و وابستگان آن آثار باستانی ایران را به تارج میبرند و برای این هدف رسانه ها و کارکنان این سازمان اجازه خبر رسانی را به عموم ندارند.


۱۳۸۹/۰۹/۱۸


حسین قویمی
سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری ايران در اطلاعيه ای، انتشار هرگونه خبر و اطلاعات در مورد گنجينه های ملی و تاريخی را ممنوع اعلام کرده و گفته اين گونه گزارش ها، تنها با هماهنگی اين سازمان می تواند سنديت داشته باشد.

weiterlesen... ادامه

 تخريب و تاراج: سياست‌های جمهوری اسلامی در حوزه‌ ميراث فرهنگی

تخريب و تاراج: سياست‌های جمهوری اسلامی در حوزه‌ ميراث فرهنگی

weiterlesen... ا دامه

معابد میترائی

بر روی معابد میترائی در اروپا مسیحی ها کلیسای خود را ساختند ولی هنوز بخشی از این آثار باقی مانده است . برای دیدن آثاری از معابد میترائی بر روی لینک فشار دهید .

weiterlesen... ادامه
http://www.vatican.va/various/basiliche/san_giovanni/vr_tour/index-en.html

دو روز تابستاني در همدان



اگر در روزهاي پاياني تابستان قصد سفر داريد پيشنهاد مي کنم مقصدتان را استان همدان قرار دهيد تا پس از گرماي سه ماهه از تغيير آب و هوا وخنکي دلپذير لذت ببريدو جاذبه هاي گردشگري اين استان را هم ديده باشيد اما چون ما ايراني ها اهل کتاب و کتاب خواني نيستيم پيشنهاد عبث

weiterlesen...

منشور کوروش پس از یک سال کشمکش وارد تهران شد

منشور کوروش پس از یک سال کشمکش وارد تهران شد


۱۳۸۹/۰۶/۱۹
پس از یک سال کشمکش بر سر تحویل منشور کوروش از موزه ملی بریتانیا، با هدف نمایش عمومی آن در ایران، خبرگزاری‌های داخلی صبح روز جمعه از ورود این اثر تاریخی به تهران خبر داده‌اند.
خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس به نقل از حمید بقایی، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، نوشته است که این اثر باستانی در بامداد روز جمعه «با تدابیر ویژه امنیتی» از طریق فرودگاه امام خمینی تهران وارد کشور شده است.

weiterlesen...

نابودی و غارت کهن‌ترین تمدن شرق در جیرفت

جیرفت نابودی و غارت کهن‌ترین تمدن شرق در نتیجه ناکارآمدی مدیران و سوء‌استفاده قاچاقچیان

:

نابودی و غارت کهن‌ترین تمدن شرق در جیرفت
مجموعه يافته‌های باستان‌شناسی در تمدن جیرفت در نتیجه ناکارآمدی مسئولین و سوءاستفاده قاچاقچیان یا در حال نابودی است، یا در حال خروج از ایران.

weiterlesen...

ثبت بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی و بازار تبریز در فهرست آثار جهانی

بازار بزرگ تبریز
ثبت بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی و بازار تبریز در فهرست آثار جهانی
مجموعه بازار تاریخی تبریز و بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی روز شنبه در سی و چهارمین اجلاس سازمان یونسکو که در برازیلیا، ‌پایتخت برزیل برگزار شد در فهرست آثار جهانی این سازمان جای گرفتند.weiterlesen... ادامه

بلندترین برج آجری جهان (برج قابوس در گنبد کاووس) خم شد


بلندترین برج آجری جهان (برج قابوس در گنبد کاووس) خم شد
خبرگزاری مهر: لیزر اسکن انجام شده در سال گذشته از وجود انحراف برج قابوس که بلندترین برج آجری جهان است، به سمت شمال غرب خبر می دهد و از سوی دیگر این برج تاریخی از زخم ناشی از یادگار نوشته ها نیز بی بهره نمانده است.

weiterlesen...

گاهشمار تمام سنگی 2500-3000 ساله

در یزد، جلوی یک اشتباه بزرگ تاریخی را بگیرید


ایران نامه ، پایگاه آگاهی رسانی میراث فرهنگی و طبیعی ایران و جستار های ایران پژوهی شاهین سپنتا
اعتراض به بلندمرتبه سازی در بافت تاریخی یزد
44 سازمان غیر دولتی خواستار شدند:
در یزد، جلوی یک اشتباه بزرگ تاریخی را بگیرید
به دنبال ازسرگیری احداث ساختمان کتابخانه مرکزی یزد بدون در نظر گرفتن مصوبات قبلی استانی و کشوری در خصوص تعدیل طبقات فوقانی برای جلوگیری از تخریب منظر بافت تاریخی یزد، 44 سازمان غیردولتی دوستدار میراث فرهنگی از سراسر کشور با انتشار بیان‌نامه‌ای به مسئولان هشدار دادند که جلوی این اشتباه بزرگ تاریخی را در یزد بگیرند و کتابخانه را به‌گونه‌ای بسازند که منظر بافت تاریخی شهر یزد آسیب نبیند تا به پی‌آمدهای تلخی، مانند به عقب افتادن ثبت جهانی بافت تاریخی شهر کهن یزد، ختم نشود. متن بیانیه سازمان‌های مردم‌نهاد در این مورد به شرح زیر است:
هشدار جمعی از دوست داران میراث فرهنگی کشور به مسئولان :

weiterlesen... ادامه

گزارش مشروح در مورد محوطه هاي تاريخي در معرض خطر استان همدان (1 )


کود برداري , تپه خواري يا خاک برداري از تپه هاي باستاني
بلايي پنهان در راستاي تخريب ميراث فرهنگي سرزمين مان
کشور ما به جهت قدمت بسيار و تمدن کهن خود , همواره شاهد استقرار و زندگي اقوام مختلف بر گستره خويش بوده است و در نتيجه داراي هزاران محوطه و بناي باستاني ارزشمند مي باشد
در اين ميان تپه هاي باستاني کوچک و بزرگ سهم عمده اي از اين يادگارها را به خود اختصاص مي دهند و به جهت قدمت گاه چندين هزار ساله و باقي ماندن نشانه هاي موجود از زندگي اقوام مختلف در دوره هاي متعدد تاريخي در يک نقطه که خود سبب تشکيل چنين تپه هاي گرديده است داراي اهميت به سزايي مي باشند و لزوم توجه هر چه بيشتر به حفاظت و در گامي بالاتر کاوش علمي اين نمونه هاي گاه کم نظير را ضروري مي سازند.

weiterlesen... ادامه

گزارشي اجمالي در خصوص وضعيت تپه هاي باستاني
در استان همدان (گزارش عمومي شماره 2 )



انجمن ايران شناسي کهن دژ به عنوان تنها مجموعه غير دولتي فعال در زمينه ميراث فرهنگي در استان همدان پيروگزارش اوليه اي که ماه گذشته از سوي اين انجمن انتشار يافت لازم مي داند باز هم توجه همگان را به برخي ازتپه هاي و محوطه هاي در معرض خطر و نيازمند توجه بيشتر استان همدان جلب نموده و از مسئولين مربوطه يک بار ديگر بخواهد تا توجه روزافزوني را به اين يادگارهاي کهن معطوف نمايند لازم به ذکر است در برخي از بناهاي و محوطه هايي که در گزارشها ذکر مي گردد کاوشها و مرمتهايي صورت گرفته است اما همچنان نيازمند توجه بيشتري مي باشند و برخي ديگر از محوطه هاي باستاني نيز وجود دارد که ميزان خطرات احتمالي در مورد آنها در حال حاضر اندک مي باشد و انجمن به دليل جلوگير ي از تخريبهاي حاصل ازکاوشهاي احتمالي برخي سودجويان از انتشار اسامي و اطلاعات آنها در حال حاضر خود داري نموده اما همچنان مورد توجه ياران کهن دژ مي باشند و در صورت عدم توجه لازم در گزارشهاي بعدي اشاره خواهد شد

weiterlesen... ادامه

گزارش مشروح از محوطه هاي تاريخي در معرض خطر استان همدان (1 )
گونسپان , تپه اي بر آب و تاريخي بر باد


گزارشي از روند انجام کاوشهاي نجات بخشي در تپه گونسپان , کاستي ها و خطرات موجود و ارائه راهکار مطلوب به منظور جلوگيري از نابودي بخشي از تاريخ اين سرزمين کهن سال
گذشت زمان و تغييراتي که در زندگي روزمره ما صورت گرفته است در کنار عدم برنامه ريزي , محاسبات و مطالعات پيش از انجام کار در برخي از پروژه هاي عمراني باعث گرديده است تا در بسياري موارد انجام طرح هايي همچون احداث سدها , بزرگراه ها , کارخانجات و شبکه سراسري راه آهن با موارد حساسي در زمينه ميراث فرهنگي و محيط زيست که حفظ آنها يکي از مهمترين پايه هاي دست يابي به توسعه اي پايدار و هميشگي مي باشد در تضادي غير قابل چشم پوشي قرار گيرد

weiterlesen... ادامه



فرتورگزارشي در خصوص وضعيت تپه هاي باستاني در استان همدان


گزارشي اجمالي در خصوص وضعيت تپه هاي باستاني
در استان همدان

با توجه به فرا رسيدن روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي و هفته ميراث فرهنگي انجمن ايران شناسي کهن دژ به عنوان تنها مجموعه غير دولتي فعال در زمينه ميراث فرهنگي در استان همدان وظيفه خود مي داند تا در گزارشي اجمالي توجه همگان را به برخي ازتپه هاي و محوطه هاي در معرض خطر و نيازمند توجه بيشتر استان همدان جلب نموده و از مسئولين مربوطه بخواهد تا توجه روزافزوني را به اين يادگارهاي کهن معطوف نمايند و در ضمن با توجه به سند مطالبات انجمن که در ارديبهشت ماه 1388 منتشر گرديد ودر تارنماي اين انجمن موجود مي باشد باز هم اعلام مي نمايد که يکي از مواثر ترين راههاي حفاظت از ميراث پيشينيان ايران زمين ايجاد پايگاه هاي دائمي و استقرار نيروها دوره ديده با امکانات کافي در اين پايگاه هادر تمامي محوطه هاي باستاني مي باشد .

weiterlesen...

رونوشت قانون بوعلی‌سینا به سرقت رفت/ آغاز فصل شانزدهم کاوشهای هگمتانه


همدان - خبرگزاری مهر: رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان گفت: یک نسخه رونوشت از کتاب قانون شیخ‌الرئیس بوعلی‌سینا که در موزه آرامگاه شیخ نگهداری می‌شد به سرقت رفت.

weiterlesen...ادامه

تخریب آثار باستانی . شیوه نگهداری از آثار باستانی و قدیمی در انبار موزه ملی ایران اين رژيم نه ميداند اثر باستانی چيست نه ارزش اين اجن

حکومت تخریبگر اسلامی بار دیگر بنای معماری باستانی را ویران کرد.


پس از برداشتن ضریح آرامگاه ابولولو در کاشان، این بنا به معاونت اجتماعی ارشاد نیروی انتظامی تبدیل شد.
بنا به گفته ی شاهدان عینی به خبرنگار آژانس ایران خبر، پس از ماه ها مقاومت به منظور جلوگیری از تخریب آرامگاه ابولولو بالاخره این بنای تاریخی به مقر نیروی انتظامی تبدیل شد.
لازم به ذکر است که این آرامگاه متعلق به یکی از قهرمانان ایرانی در زمان یورش اعراب به ایران است که به درخواست محمد سليم العوا (دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان) و با کوشش های آيت الله محمدعلي تسخيري (دبيركل مجمع تقريب اسلامي) تخریب شده است.

ديوارقزل آلان دومين ديواربزرگ جهان

ديوارقزل آلان دومين ديواربزرگ جهان

آثار باستانی در روند تخریب .برای نجات این ماندگار تاریخ برای نسل آینده و مردم جهان باید کوشید.

http://www.jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Kalat_khorasan_test/kal_high.html

گنج دنج فاتح هند
http://www.jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Kalat_khorasan_test/kal_high.html

ديوار سرخ گرگان در برزخ فراموشی

روزنامه ابتکار:

"قزل آلان" يا ديوار سرخ گرگان طولاني ترين اثر تاريخي ايران و دومين ديوار تاريخي و دفاعي جهان پس از ديوار چين است
که امروز نام و ياد و نشاني از آن نيست و ريشه در خاک دارد.

weiterlesen... ادامه

سد سلمان فارسی؛ این بار یک شهر غرق می شود

[h2 سد سلمان فارسی؛ این بار یک شهر غرق می شود. آبگيری کامل سد سلمان فارسی، شهر ساسانی "يرج" را که قدمتی دوهزار و دويست ساله دارد، به زير آب می برد.
برای اولين بار اين خبر را، خبرگزاری ميراث فرهنگی، در فروردين ماه روی خروجی خود فرستاد.
در اين خبر آمده است که" کاوش های باستان شناسی بطور کامل در اين منطقه انجام نشده است." اين خبر همچنين تاﱠکيد دارد که بخشی از شهر، بدون اين که عمليات کاوش روی آن انجام شود، کاملا" به زير آب رفته است.weiterlesen...ادامه

بررسی ریشه های ایرانی و ارمنی جشن زنانهً ناهیدی، مردگیران

در رد و بدل پیام کوتاهی که با دوستمان شاهین سپنتا در باب جشن زن در ایران باستان انجام شد به موضوع به جشن زنانه کهن ایرانی که در رابطه با سنتها و جشنهای ارامنه قابل تشخیص هست؛ کشیده شدم. بنا به اسناد موجود در این باب ایشان و منابعشان با یکی گرفتن سپندارمذ الههً سرسبزی جهان زیرین با الهه زیبایی آستغیک (ناهید، آفرودیت)، موضوع را مغشوش ساخته اند.
از 27 بهمن 1388
جواد مفرد کهلانweiterlesen...ادامه

جستجو برای مومیایی کوروش؛ «بدون داده‌های مستند باستانشناسی»

بکتاش خمسه پور
جستجو برای مومیایی کوروش؛ «بدون داده‌های مستند باستانشناسی»
۱۳۸۹/۰۶/۱۷
رسانه‌ها در ایران به نقل از رئیس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی از برنامه‌هایی برای جستجو و کاوش در آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد، گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند.
weiterlesen...

کلکسیون آثار باستانی ایران در موزه اسرائیل
از :محمد منظرپور
مجمر فلزی زیبا با نقوش جانوری و شمعدانهای فلزی دوره سلجوقی، یک کفن سوزندوزی شده نفیس از دوره حکمرانی آل بویه، کاشی های لعابی زیبا از دوره قاجار، اینها تنها برخی از آثار تاریخی و باستانی به نمایش گذاشته شده در موزه اسرائیل هستند.
weiterlesen...ادامه

نقدی بر مدیریت میراث فرهنگی مستند تصویری - تشریحی مهر از شیوه مرمت سقف آرامگاه کوروش!

نقدی بر مدیریت میراث فرهنگی مستند تصویری - تشریحی مهر از شیوه مرمت سقف آرامگاه کوروش!
د ر 26 آبان ماه خبرگزاری مهر خبر از تخریب سقف آرامگاه کوروش در جریان مرمت این بنا داد. مسئولان سازمان میراث فرهنگی و مدیر بنیاد پژوهشی پارسه در حالی این خبر را تکذیب کردند که مستندات موجود تصویری خود روایت صادقی است تا افکار عمومی در خصوص مرمت یا تخریب بودن اینگونه رفتار با میراث فرهنگی کشور به قضاوت بنشینند. نقدی بر مدیریت میراث فرهنگی مستند تصویری - تشریحی مهر از شیوه مرمت سقف آرامگاه کوروش!weiterlesen...ادامه

سطوره‌هاي نيلوفري

گل نيلوفر در دستان خشايارشا
سطوره‌هاي نيلوفري
در ستايش گل نيلوفر آمده است: "گلي كه در آغاز بود، سوسن باشكوه آب‌هاي بزرگ"..."گلي كه هستي از آن نشات مي‌گيرد و از بين مي‌رود."
ـ در فرهنگ دهخدا ذيل واژه "نيلوفر" آمده است: "...نيلوفر معمولي يا نيلوفر آبي، نزديك به تيره آلاله‌هاست... اين گياه آبزي است و در مناطق گرم و معتدل مي‌رويد... برگهايش قلبي شكل و مسطح است... اين گياه را غالبا به عنوان يك گياه زينتي در استخرها و حوضچه‌ها مي‌كارند..."weiterlesen...ادامه

سی و سه پل در تهدید تخریبگران اسلامی آثار تاریخی ایران

سی و سه پل در تهدید تخریبگران اسلامی آثار تاریخی ایران
اخیرا "تأسیسات گمانه‌زنی متروی اصفهان" در فاصله‌ای کمتر از ۴۰ متری سی و سه پل مستقر شده است. با وجود حکم دادگاه و مصوبه شورای عالی ترافیک مبنی بر توقف ساخت مترو در نزدیکی آثار تاریخی، حفاری تونل‌ها هم‌چنان ادامه دارند.weiterlesen... ادامه

کشف ساختارهاي شطرنجي در معماري شهراستخر

کشف ساختارهاي شطرنجي در معماري شهراستخر
پژوهش‌هاي ژئوفيزيک توسط تيم ايراني در شهر ساساني استخر، منجر به شناسايي و کشف ساختارهاي "هيپوداموسي" يا "شطرنجي" در بخش غربي اين شهر باستاني شد. تا کنون پژوهشگران موفق به بررسي ژئوفيزيک 8 هکتار از محوطه باستاني شهر استخر شده‌اند و قرار است اين پژوهش‌ها تا محدوده‌اي بالغ بر 12 هکتار نيز ادامه داشته باشد.weiterlesen...

گاهشمار تمام سنگی 2500-3000 ساله

گاهشمار تمام سنگی 2500-3000 ساله
بنايي با معماري‌ خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نمي‌دانستند. آن زمان فكر مي‌كردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.weiterlesen...

بازديد خبرنگاران داخلي وخارجي ازمجموعه کليساي تاريخي سنت استپانوس

بازديد خبرنگاران داخلي وخارجي ازمجموعه کليساي تاريخي سنت استپانوس
جمعي از خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي روز جمعه از کليساي تاريخي سنت استاپانوس در غرب شهرستان جلفا در استان آذربايجان شرقي ديدن کردند.به گزارش خبرنگار اجتماعي ايرنا، اين گروه شامل 100 نفر از خبرنگاران صدا و سيما، مطبوعات، خبرگزاري هاي داخلي ونمايندگان رسانه هاي خارجي در تهران هستند.کليساي سنت استپانوس در 19 کيلومتري غرب جلفا در محلي به نام قريه قزل وانگ (صومعه قرمز) واقع شده است.weiterlesen...

يافت بازمانده ستون‌هاي دو كاخ هخامنشي در رامهرمز

يافت بازمانده ستون‌هاي دو كاخ هخامنشي در رامهرمز
شش سال پس از يافت يك پايه ستون هخامنشي در زير آبگرمكن يك منزل مسكوني در رامهرمز باعث شد تا باستان شناسان و دوستداران ميراث فرهنگي رامهرمز در آخرين روزهاي اسفندماه سال 1387 پس از مشاهده بقاياي 2 كاخ از وجود كاخ هاي هخامنشي در رامهرمز اطمينان حاصل كنند.weiterlesen...

 ديوارقزل آلان دومين ديواربزرگ جهان

ديوارقزل آلان دومين ديواربزرگ جهان
قزل آلان يا مار سرخ (ديوار بزرگ گرگان) طولاني‌ترين اثر معماري ايران باستان و پس از ديوار چين دومين ديوار تاريخي قاره آسيا با 200 كيلومتر طول ، در دشت گرگان و تركمن صحرا قرار دارد. اين ديوار از شرق درياي خزر در خواجه نفس شروع و از شمال آق‌قلعه و گمشيان گذشته پس از پيمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در كوه‌هاي پيش‌كمر محو مي‌شود. در نوشته‌هاي تاريخي ، ديوار بزرگ گرگان را كه مانعي در برابر بيابان‌گردان آسياي ميانه بوده به نامهاي سد سكندر ، سد انوشيروان ، سد فيروز ، ديوار دفاعي ناميده‌اند و مطالب گوناگوني در مورد آن بيان داشته‌اندweiterlesen...

ديوار كه 7 هزار سال قدمت دارد
ديواري به ارتفاع يك متر و 70 سانت با 13 رج خشت دست ساز در تپه شمالي سيلك كشف شده است. اين ديوار كه 7 هزار سال قدمت دارد، به خانه‌اي روستايي تعلق دارد و احتمالا يكي از قديمي ترين نمونه هاي معماري در ايران محسوب مي شود.عموما ديوارهاي بافت شده از دوره پيش از تاريخ، بيش از 2 تا 3 رج خشت ندارند اما ديوار كشف شده در سيلك 13 رج خشت دارد و به صورت افقي و عمودي بالا رفته‌استweiterlesen...

تخریب در محوطه ساسانی سبع گطاع رامشیر

تخریب در محوطه ساسانی سبع گطاع رامشیر
مجتبی گهستونی ، مسئول کمیته میراث میراث فرهنگی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با اعلام این مطلب گفت: در رامشیر مناطق باستانی به خصوص مربوط به دوره ساسانی به فراوانی قابل مشاهده است که متاسفانه تاکنون بررسی شناسایی و کاوش در آنها صورت نگرفته استو هیچ کدام از آنها نیز در فهرست آثار ملی به ثبت نرسیده اند.weiterlesen...

باستان شناسان خواستار جلوگيري از تخريب ارجان

باستان شناسان خواستار جلوگيري از تخريب ارجان
گروه اجتماعي؛ تجاوز به حريم و محوطه 6500ساله شهر ارجان باعث شد باستان شناسان با صدور بيانيه يي خواهان جلوگيري از تخريب و نابودي ميراث فرهنگي طبيعي ارجان (دشت بهبهان) در يکي از مهم ترين مناطق تمدن عيلامي شوند.در نشست شهر تاريخي-اسلامي ارجان(بهبهان) محمدتقي عطايي باستان شناس از تاخير در تصويب عرصه شهر ارجان در سازمان ميراث فرهنگي خوزستان گلايه کرد و گفت؛weiterlesen...

ثبت نهمین اثر جهانی ایران در یونسکو

ثبت نهمین اثر جهانی ایران در یونسکو
پرونده مجموعه کليساهای متعلق به ارامنه در ايرا،ن در سی ودومين اجلاس کميته ميراث جهانی سازمان يونسکو در ايالت کبک کانادا، مطرح و به تصويب اين کميته رسيد. اين اجلاس از روز ۱۲ تير و به مدت نه روز آغاز به کار کرده است.weiterlesen...

مرگ باستانشناسی در ایران

مرگ باستانشناسی در ایران
هفته گذشته طی اقدامی عجولانه به کارکنان پژوهشکده باستانشناسی ابلاغ شد که یا باید به شیراز کوچ کنند یا از سمت خود کناره‌گیری کنند.تبعات این تصمیم شتاب‌زده و غیر کارشناسی هنوز بر ما پوشیده است، اما بر اساس شواهد و دلایلی که حتی بر افراد غیر کارشناس واضح می‌نماید، این تصمیم عواقب فاجعه‌بار تخریب بیشتر آثار باستانی و میراث فرهنگی ایران را در پی خواهد داشت.weiterlesen...

سرقت و فروش آثار فسیلی باستانی از مراغه

سرقت و فروش آثار فسیلی باستانی از مراغه
فسیلهای کشف شده از مراغه یکم فروردین جهت فروش به ژاپن منتقل خواهند شد!!!
چهار دندان پریماتها(انسانهای اولیه)که در منطقه فسلی مراغه کشف گردیده بود و قدمت آن به میلیونها سال قبل از تاریخ می رسید،با یک برنامه از پیش طراحی شده توسط باندی مافیایی متشکل از مسئولین سازمان محیط زیست به موزه های خصوصی ژاپن فروخته شد!weiterlesen...

بازديد خبرنگاران داخلي وخارجي ازمجموعه کليساي تاريخي سنت استپانوس

بازديد خبرنگاران داخلي وخارجي ازمجموعه کليساي تاريخي سنت استپانوس


جمعي از خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي روز جمعه از کليساي تاريخي سنت استاپانوس در غرب شهرستان جلفا در استان آذربايجان شرقي ديدن کردند.

weiterlesen...

         بازگشت شیر بدون خورشید بر سر در مجلس

بازگشت شیر بدون خورشید بر سر در مجلس

weiterlesen...

 گزارش   فعالین  برای پاسداری از آثارتاریخ و تمدن ایران زمین

گزارش فعالین برای پاسداری از آثارتاریخ و تمدن ایران زمینweiterlesen...

یکی از مردان نمکی در خانه ذوالفقاری های زنجان: نگهداری در شرایط ابتدایی و غیر علمی

یکی از مردان نمکی در خانه ذوالفقاری های زنجان: نگهداری در شرایط ابتدایی و غیر علمی
مردان نمکی ایران در آستانه نابودیweiterlesen... ادامه

                       نظر ناظران يونسكو در بازديد از شوشتر مثبت است

نظر ناظران يونسكو در بازديد از شوشتر مثبت است
خبرگزاري فارس: نماينده مردم شوشتر در مجلس شوراي اسلامي گفت: با روند موجود رفع موانع ثبت سازه‌هاي آبي، نظر ناظران يونسكو در بازديد از اين مجموعه باستاني، منفي نخواهد بود.weiterlesen... ادامه

سرقت آثار باستانی ایران و بی‌تفاوتی مردم


جنگ فرهنگی:
در هفته نخست بهمن، پس از آنكه هيات اكتشاف و حفارى سازمان ميراث فرهنگى موفق به كشف گورى در نزديكى تخت جمشيد -مشهور به شهر پارسه- شد، تنها پس از یک شب يک از این اکتشاف مورد دستبرد افراد ناشناس قرار گرفت.weiterlesen...

   یک عکس تاسف برانگیز از سردر نمازخانه خواهران در تخت جمشید

یک عکس تاسف برانگیز از سردر نمازخانه خواهران در تخت جمشید


جی اس نیوس : پایه ستون با ارزش تاریخی( قدمت ۲۰۰۰ ساله) را به سردر نمازخانه منتقل کرده اند تا خواهران محترمه وقتی خواستند کفشهایشان را در بیاورند روی آن بنشینند! weiterlesen...

اين رژيم خانه ملت را خراب کرد حالا می خواهد خانه مرا هم خراب کند..

خانه دايي جان ناپلئون، تجاري مي‌شود در فرتور


خانه و باغ دايي جان ناپلئون که در سال ۱۳۸۳ در فهرست ميراث ملي به ثبت رسيده است در آستانه خروج از اين فهرست قرار گرفته تا به جاي آن يک مجتمع تجاري وسيع در خيابان لاله زار ساخته شود.

به گزارش مهر، در دهه ۱۳۵۰ با پخش سريال معروفي به نام"دايي جان ناپلئون" ساخته ناصر تقوايي خانه اي قديمي در خيابان لاله زار تهران که لوکيشن اين سريال بود به خانه دايي جان ناپلئون معروف شد.
خانه دايي جان ناپلئون تنها قطعه بازمانده از باغ هاي لاله‌زار است که در اصل خانه امين‌السلطان، صدراعظم ناصرالدين شاه بوده است.

weiterlesen... ادامه

08.03.1391خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی – سمیرم بار دیگر با اقدامی عجیب از سوی برخی از افراد محلی این شهر مواجه شد.

میل عبادتگاه ساسانی از بالای غارهای پنجگانه به پایین پرتاب و تکه تکه شد.اگرچه مسئولان میراث فرهنگی این شهر اقدام به برگرداندن دوباره این میل ها به بالای این غار کردند اما همچنان خطر آثار تاریخی این شهر را تهدید می‌کند.

بیشتر بخوانید

‎مجموعه ای ارزنده از تاریخ...! هم میهنان گرامی، تاریخ طبری بصورت کامل..! از ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﺟﺮﯾﺮ ﻃﺒﺮﯼ رنسانس ایرانی به کانال تلگرام جنبش بپیوندید: https://telegram.me/IranRenaissance گروه ازاد تلگرام جنبش: https://telegram.me/joinchat/BUDldgDOVeYxK-6MiACPuw 16 جلد تاریخ طبری جلد اول: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-01_www-azadie… جلد دوم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-02_www-azadie… جلد سوم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-03_www-azadie… جلد چهارم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-04_www-azadie… جلد پنجم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-05_www-azadie… جلد ششم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-06_www-azadie… جلد هفتم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-07_www-azadie… جلد هشتم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-08_www-azadie… جلد نهم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-09_www-azadie… جلد دهم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-10_www-azadie… جلد یازدهم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-11_www-azadie… جلد دوازدهم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-12_www-azadie… جلد سیزدهم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-13_www-azadie… جلد چهاردهم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-14_www-azadie… جلد پانزدهم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-15_www-azadie… جلد شانزدهم: azadieiran2.files.wordpress.com/…/tabari-jeld-16_donbaleh_w… Gefällt mir

می دانید شهر آرتاویل کجاست؟


آرتاویل همان اردبیل است که هنوز آتش زرتشت در آن روشن است

چرا می گویند آذری ترک نیست ؟
شهر آرتاویل (اردبیل) به معنای شهر مقدس مرکز آذربایجان در 5000 سال پیش

اَردَبیل (پارسی باستان: آرتاویل) یکی از شهرهای ایران و مرکز استان اردبیل در شمال غربی کشور است. اردبیل یکی از پرآوازه‌ترین نقاط این سرزمین جاویدان است که در میهن عزیزمان ایران واقع شده، امّا در طول تاریخ بسیار طولانی خود، غالبا در مرکز دایرۀ سیاست و اقتصاد روز کشور قرار داشته و دفعات متعدّد حتّی مسیر تاریخ ایران را دگرگون ساخته است.

شهرت و اهمیّت اردبیل تنها از آن جهت نیست که چند تن از پادشاهان ایران آن شهر را قرارگاه خود ساختند، بلکه از لحاظ مقدس بودن شهر اردبیل است زيرا یکی از بزرگترین چهار آتش مقدس زرتشت ایران آتشکده آذرگشسب در شهر آرتاويل قرار داشت.. ایران در شمال جنوب باختر و خاور آتشکده بزرگ داشت. البته بسیار بودند ولی این آتشکده چهار گانه اهمیت خاصی داشت. زیرا همانطور که گفته شد به همان اندازه رواج آتشکده ها در گسترش آب و مهرآب ها و
گرمآبه ها اهمیت فراوان داشت که اصول پاکیزگی را پیشاپیش می طلبید.

مرکز پيدايش فرقه صفويه نيز از اردبيل (آرتاويل) بود
سر حلقه فرقه صفویّه، شیخ صفی‌الدین اردبیلی، از این جا برخاست و در همین جا به خاک سپرده شد.

با ظهور شیخ صفی‌الدّین و خاندان صفوی، اردبیل اعتبار ویژه‌ای یافت، به طوری که این شهر در زمان تیمور، دارالارشاد و در زمان سلاطین صفوی با عنوان دارالامان از جایگاه خاصّ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار گردید. حکومت صفوی بسیاری از هرج و مرج‌ها را که در ایران وجود داشت، برانداخت و یک حکومت دینی و مذهبی را پایه گذاری کرد که به گفته بسیاری از کارشناسان تاریخ، تشکیل دولت یکی از مهم ترین وقایع تاریخ ایران به شمار می‌آید.

واژۀ اردبيل واژه‌ای اوستایی است که از دو کلمه آرتا ( مقدّس) و ويل (شهر) به معنی شهر مقدّس ترکيب شده است. وسعت اين شهرستان ۳۸۱۰ کيلومتر مربّع است و چهرۀ عمومی شهرستان اردبيل متأثّر از ارتفاعات کوهستان‌های سبلان، تالش و بزغوش است که اين عوامل طبيعی سبب محصور شدن آن شده‌اند. اردبيل از مناطق با اهميّت ايران به شمار می‌آيد و دارای آثار و ابنیّه تاريخی و جاذبه‌های طبيعی بسيار زيادی است.

این شهر همچنین مرکز شهرستان اردبیل است. اردبیل از شهرهای باستانی و تاریخی ایران است. این شهر در نزدیکی مرز جمهوری آذربایجان (خاک دزديده شده ايران توسط روسيه تزاري) قرار گرفته‌است و دارای ارتفاع زیادی است و از سردترین شهرهای ایران محسوب می‌گردد که جاذبه‌های طبیعی زیادی دارد. این شهر در ۲۱۹ کیلومتری تبریز و ۵۹۱ کیلومتری تهران واقع شده‌است

اردبیل از شهرهای کهن ایران است که حدود ۵۰۰۰ سال قدمت دارد.در لوحه‌های گلی سومریان به صورت آرتا یا آراتتا ثبت گردیده‌است که خود قدمت شهر را تا ۵۰۰۰ سال میرساند.تمدنی همزمان با سومر در ایران وجود نداشته‌است. این شهر در زمان حکومت بنی‌امیه مرکز حکومت آذربایجان و در زمان بنی‌عباس مرکز قیام بابک خرمدین بوده است. در سال ۶۱۸ هجری مورد حمله مغولان قرار گرفت.در دوران باستان نیز که ایران به چهار ولایت تقسیم شده بود اردبیل مرکز ولایت باختر شامل آذربایجان (از همدان و ساوه تا دربند در جنوب روسیه و ارمنستان فعلی) بوده‌است.(۱۶)اما در زمان تیموریان و صفویان، نهضت تشیع و جنبش‌های سیاسی ایران از این شهر برخاست. اردبیل در زمان صفویان آباد گردید و به اوج اعتبار، عزت، و عظمت خود رسید، اما پس از انقراض این سلسله در پیشامدها و تحولات تاریخی دوره نادرشاه و اوایل قاجار و به‌خصوص با ورود قشون روسیه به ایران و حوادث دوران مشروطیت، از رونق و اهمیت افتاد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در ۲۴ فروردین ۱۳۷۲ به مرکز استان تبدیل شد.

مسجد جمعه اردبیل(مسجد جامع اردبیل)-یادگار دوره پیش از اسلام ودوره سلجوقیان
از آثار تاریخی اردبیل که برخی به دوره پیش از اسلام می‌رسد، می‌توان از دهکده آتشگاه، شهر هیر، شهریور، و مسجد جامع اردبیل که در قدیم آتشکده بوده‌است، نام برد. با توجه به این‌که این مسجد، بزرگ‌ترین و قدیم‌ترین مسجد اردبیل است، احتمال می‌رود یکی از واحدهای آن، کتابخانه بوده، ولی در تاریخ اردبیل اشاره‌ای به آن نشده است.

بسیاری از مؤلفان دوره اسلامی، بنای شهر اردبیل را به فیروز، پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند و می‌نویسند که اردبیل به دستور این پادشاه، که در سده پنجم میلادی می‌زیست، ساخته شده‌است.فردوسی در شاهنامه بنای اردبیل را به پیروز ساسانی نسبت می‌دهد.

اما تاریخ اردبیل خیلی قدیمی‌تر از زمان فیروز ساسانی است. زیرا که فیروز درسال ۴۵۹ میلادی به سلطنت رسیده‌است و ۳۴ سال قبل از این تاریخ، بهرام پنجم ملقب به بهرام گور در مقابل حمله هیاتله از راه اردبیل به آمل وگرگان و سپس به خراسان رفته و در آن‌جا، خاقان هیاتله را کشته‌است. این موضوع در شاهنامه فردوسی آمده‌است:

چو آگاهی آمد به بهرام‌شاه ، که خاقان به مرو است چندان سپاه
همی راند لشکر چو تزکوه سیل، به آمل گذشت از ره اردبیل

ادبیل در زمان فیروز به دلیل حمله طوایف وحشی شمال (هونها) ویران گردید و به دستور فیروز، آباد گردید و برج و بارو درآن ساخته گردید و از این‌رو بنای آن‌را به فیروز شاه نسبت می‌دهند.

در داستان سیاوش در شاهنامه فردوسی نیز نام اردبیل آمده بود.
در قرن ششم قبل از میلاد زرتشت پیامبر بزرگ ایران ظهور کرد وبرخی تاریخ نگاران نیز آنرا به 3500 سال پیس نسبت میدهند که اشو زرتشت خود در کوه سبلان نیز مدتی به نیایش و پژوهش پرداخته و بخش بزرگ اوستا را همانجا نوشته است
آنچیز که بسیار مهم است دین پیش از زرتشت بوده
که در ایران آسیا و اروپا گسترش داشته و
آن دین و آیین مـِهـر یا میترا بوده است. در اروپا نیز پیش از
مسیحیت این دین و آیین رواج داشته و مرکز اصلی
دین میترا را ایران می دانند.
زیرا آثار باستانی یافته شده از اردبیل ، شهر سوخته ، جیرفت، بخش بزرگی از خوزستان ، دیلمان و....در ایران و افغانستان ، تاجیکستان، شرق ترکیه بخش از پاکستان و هند همگی نشان از آیین مهر پیش از زرتشت دارد و به بیش از 5000 سال میرسد. میترا یا مهر به چهار عنصر اصلی آب باد خاک و آتش احترام قائل بودند و مورد ستایش قرار می دادند
اردبیل (آرتاویل) نیز از مراکز بزرگ مقدس شمال ایران محسوب میشد.
شهر اردبیل به علت نزدیکی به قفقاز و گرجستان و ارمنستان، جایگاه ویژه‌ای داشت به‌طوری که در زمان جنگ‌های ایران و روس در عهد قاجار، اردبیل مرکز استقرار نیرو و ستاد عملیات سپاه ایران در برابر طوایف شمال بوده‌است.

جمعه مسجد اردبیل-۱۳۰۰ ه.ق
کشف تاریخ ۴۰ هزار ساله اردبیل
کشفیات اخیر در خصوص تاریخ اردبیل در منطقه مرادلو اردبیل نشان از کشف تاریخ ۴۰ هزار ساله در اردبیل را به اثبات می‌رساند.محوطه شامل بیش از یکصد تخته سنگ مزین به نقوش صخره‌ای بوده که با بررسی و مطالعه هر یک از آنها زوایای پنهانی از نحوه زندگی و استقرار بشر در این منطقه از کشور نمایان خواهد شد.
یکی از کارشناسان باستان‌شناسی اردبیل گفت: نقوش خمره‌ای یا همان سنگ نگاره‌ها کهن‌ترین آثار هنری بر جای مانده از بشر هستند که قدمت برخی از آنها به ۴۰هزار سال قبل برمی گردد.

باستان‌شناسی اردبیل (آرتاویل)
منطقه اردبیل حداقل از هزاره ششم قبل از میلاد مسکونی بوده‌است. براساس پژوهش، سراسر منطقه از تپه‌های باستانی پوشیده شده‌است. کاوش‌های مقدماتی در برخی از نواحی اردبیل به ویژه در قسمت‌های شمالی و شرقی آن نشان می‌دهد که اردبیل از کانون های مهم فرهنگ مگالی تیک یا سنگ افراشتی بوده‌است. مردم مگالی تیک شرق آذربایجان که ماهیت قومی آن ها می‌باید از عناصر کـــاســـی(بخش بزرگ کیلان نیز کاسی ها هستند و به همین مناسبت دریای شمال ایران بنام کاسپین نام گرفت) و هــــوری بوده باشد، ده ها اثر مگالی تیک پرارزش از خود به یادگار گذاشته‌اند.
کشفیات اخیر در محوطه باستانی شهر یئری مشکین شهر، پرتو تازه‌ای به تمدن و فرهنگ هشت هزارساله اقوام ساکن در اردبیل و اطراف آن افکنده‌است و انتشار نتیجه کشفیات می‌تواند ارتباط تمدن و فرهنگ مگالی تیک اردبیل را با دیگر مناطق ایران و آذربایجان تاریخی و قفقاز و شرق آسیای صغیر مشخص کند.
تصاویر هیکل‌های سنگی شهر یئری با تصاویر هیکل‌ها و سرهای آدمیانی که برروی اجاق‌های نعل اسبی ایغدیر (ایگدیر درشمال شرقی ترکیه در نزدیکی مرز ایران و ارمنستان) نقش بسته، شباهت تام دارد.آثار یافت شده درموزه باستان شناسی اردبیل قرار دارند.

اردبیل درعصر مفرغ
" ايرانويچ ناحيت آذربايجان است. ايرانويچ بهترين سرزمين آفريده شده است. زرتشت چون دين آورد، نخست در ايران ويچ فراز يشت، پرشيتوت و مديوماه (مديا ـ ماد) از او پذیرفتند
علاوه بر ايرانويچ كه برآذربايجان اطلاق يافته، نام با مسماي آذرگشسب نيز به این سرزمین اطلاق شده است كه بنا به خبر شاهنامه، دو آتشكده مقدس به نام آذرگشسب وجود داشته كه يكي در باكو و ديگري در شيز مراغه (تخت سليمان) واقع بوده اند.

آتشكده آذرگشسب باكو همچنان پابرجاست و ظاهراً آنرا بازسازي كرده‌‌اند. روانشاد دهخدا در لغت‌نامه خود، ذيل لغت باكو، شرح مفصلي درباره اين آتشكده آورده است. آتشكدة بزرگ و معروف ديگر در تخت سليمان مراغه قرار دارد به نام «آذرگشسب».
گير شمن (باستانشانس فرانسوی) دربارة آن مي‌نويسد:

«شيز مركز ديني ماد آذربايگان (تخت سليمان امروز) معبد شمال ايران بود در اين معبد جامعه‌اي بسيار قديمي از مغان مي‌زيستند.

در شاهنامه فردوسي هم آمده كه در دوران كيانيان آذربايجان را به نام آتشكده بزرگ و مقدس «آذرگشسب» مي‌خواندند. برپاية سخن فردوسي، كيخسرو پيش از نشستن بر تخت شاهي همراه با پدربزرگ خود كيكاوس به سوي خاك آذرگشسب (آذربايجان )‌روان مي‌شود تا در محراب، آغاز سلطنت خود را متبرك و از خداوند در ادارة امور كشور ياري طلب نمايد:
(لازم به یادآوری است مهرآب همان آب مهر است که پس از حمله اعراب به محراب تبدیل گشت و در واقع همان مهرآب درست است و به آیین مهر یا میترا باز میگردد. زیرا مهر پرستان پیش از نماز با آب دستنماز می گرفتند تا پیش از نیایش و ستایش پاک باشند که بعد توسط سلمان یا روزبه فارسی به محمد آموخته شد که در اسلام رواج دارد. این تذکر را لازم دانستم. جعفرزاده)

چنين گفت خسرو به كاوس شاه

كه جز كردگار از كه جوييم راه

بدو گفت: ما همچنين با دو اسب

بتازيم تا خاك آذرگشسب (سرزمین آذربایجان)

سر و تن بشوييم با پا و دست (وضو گرفتن با مهرآبه)

چنان چون بود مرد يزدان پرست

به زاري، ايا كردگار جهان

به زمزم كنيم آفرين جهان

بباشيم در پيش يزدان به پاي

مگر پاك يزدان بود رهنماي (4)...

آرتوكريستن نيز در تأييد زيارتگاه بودن آن آتشكده چنين مي‌نويسد:

«آتشكده آذرگشسب يا آتش سلطنتي در گنجگ (شيز) واقع در آذربايجان بود كه اكنون به خرابه‌هاي تخت سليمان معروف است و پادشاهان ساساني هم (مانند كيكاووس و كيخسرو به روايت فردوسي) در ايام سختي به زيارت اين معبد مي‌شتافتند و زر و مال و ملك و پیشکار براي آن جا می گماشتند(5)

از نامهاي ديگر آذربايجان «ماد خرد» بوده است. در دوران شاهنشاهي مادها و در آن روزگار، ايران بزرگ را «ماد بزرگ» و آذربايجان را «ماد خرد» مي‌ناميدند. البته اين استان را به روزگار مادها، آتورپاتكان نيز مي‌گفتند.

به نظر استرابو، جغرافي نگار معروف يوناني آذربايجان از نام سرداري به نام «آتورپات» اقتباس شده است. بدين ترتيب كه چون دوران پادشاهي هخامنشيان به پايان آمد، الكساندر ماكدوني(6) به ايران دست يافت، سرداري به نام «آتورپات» در آذربايجان برخاسته، آن سرزمين را، كه بخشي از خاك مادان و به نام «ماد كوچك» معروف بود،‌ از افتادن به دست يونانيان نگاه داشت و آن سرزمين به نام «آتورپاتكان» خوانده شد. (7)

ريشه نام«آتورپاتكان» از آتورپاتن، آتورپات، آذرپات يعني «آذر پاسدار» يا نگهبان آتش است و آتروپاتن لقب هر يك از ساتراب‌ها (استانداران) هخامنشي در اين استان بوده است.

آذربايجان جايگاه بزرگ‌ترين و مقدس‌ترين آتش ايزد افروخته به نام «آذرگشسب» بود كه يكي در باكو و ديگري در شيز مراغه (تخت سليمان امروزي) قرار داشت.

دياكونف در وجه تسميه آذربايجان نوشته است:

«اين نظر بسيار شايع است كه آتروپات «شخص» نيست و لقب كاهني است كه در ماد حكومت مي‌ كرده است و اشتقاق اين كلمه «نگهبان آتش» چنين تعبيري را اجازه مي‌دهد».(8)

البته برخي نيز معتقدند كه در دوران شاهنشاهي مادها و بعد از آن در دوران هخامنشيان تا زمان كوروش كبير، مغان علاوه بر سمت پاسداري از آتش مقدس، شغل استانداري آذربايجان را هم بر عهده داشتند. اين لقب تا زمان حمله اسكندر لقب استانداران بود.

اما آخرين ساتراپ (استاندار) هخامنشي براي جلوگيري از ورود يونانيان به سرزمين آتش مقدس و حفظ حرمت استان آذرگشسب خود را نه استاندار، بلكه پاسدار آتش مقدس يعني «آتروپاتن» خواند و از‌ان پس عنوان و لقب او «آتروپاتن» به صورت نام اين استان درآمد.

احمد كسروي نيز ضمن بررسي نام «آتورپات» واژه «اتور» را همان آذر يا آتش و واژه «پات» را كه بعدها به صورت «پاد» و «باد» درآمد به معناي «نگهبان» دانسته است. اين نام تا پايان عصر ساساني در ايران رايج بوده است چنان كه يكي از موبدان مشهور «آذرباد ماراسپندان» يا «آذرباد مهراسپندان» نام داشته است. اين شخص وزير شاپور دوم، شاهنشاه ساساني و يكي از مفسران اوستا بود. نام اين موبد به صورت «آتربات مانساراسپندان» نيز آمده است.

در ادبيات دري، آتوربات به صورتهايي،‌ آذر آبادگان، آذربايگان و آذربايجان آمده است. چنانكه فردوسي نيز «آذرآبادگان» به كار برده است:

به يك ماه در آذر آبادگان

ببودند شاهان و آزادگان

وز آن جايگه لشكر اندر كشيد

سوي آذر‌آبادگان بركشيد

در كتابهاي عربي نيز آذربايجان و آذربيجان به كار برده شده است.

به هر حال اين كلمه، با اشكال مختلف و تصحيحات آن هر چه باشد بحثي نداريم ولي با توجه به دلايل عقلي و نقلي موجود، آنچه مسلم است مأخوذ از «آتورپات يا آتروپات» نام سردار ايراني و خشثرپاون (شهربان) زمان اسكندر، آذربايجانست و هر وجه يا مبدأ و علتي كه براي پيدايش اين نام كه اكثر مورخان و جغرافي نويسان قديم و معاصر نگاشته‌اند، قابل ترديد است. بدون شك اين نام ايراني است. زيرا در اوستا AterePata ، كه در لغت به معني نگهبان و پناهنده آتش است نام يكي از پاكدينان ايران باستان است و در پهلوي Aturpat آمده است.
زبان مردم سرزمین آتروپات (آذربایجان) نیز به زبان پهلوی بوده
افزون بر اين در ايران باستان نام آذربـُد، آذرپاد و در پهلوي آتروپات (مارسپندان) از اسامي معمول و رايج بوده است. آتورپاتكان همان طوري كه گفته شد، خود از سه كلمه تركيب يافته است. آتور يا آذر به معني آتش و پات يا پاي (پد) از مصدر پاييدن به معني نگهبان و نگهبان كردن و سرانجان «كان يا گان» كه پسوند مكان يا نسبت است با اين توضيح ابهامي كه در اين نام باقي نمي‌ماند و معناي آن «سرزمين يا شهر آذرباد» معناي درست‌تري است كه مي‌توان اطلاق نمود.
در پایان بطور فشرده برای هم میهنانم گفته شود که
سرانجام ترکها که نوادگان مغول و چنگیز هستند با دور زدن
دریای کاسپین (مازندران) از قسمت آران به پایین آمدن
کشتار وحشیانه ایی انجام دادند و سرزمین های ارامنه و آذربایجان ایران و... را اشغال کردند
ترک ها در بخش اعظم ایران شکست خوردند و فقط آذربایجان در اشغال آنها ماند و رفته رفته زبان پهلوی این منطقه که دین زرتشتی نیز داشتند به ترکی گرایش یافت و تا به امروز
نیز مردم آذربایجان جنایت ترکهای غارتگر را از یاد نمی برند.
ناگفته نماند که بخش شرق ترکیه نیز که جز قلمرو ایران بود
به اشغال ترک ها در آمد و تا عربستان نیز حمله ور شدند که
بعدها اتحاد انگلستان با اعراب به فرماندهی لرنس شکست سختی به ترک های عثمانی داند و همان شکست سبب شد که عثمانی ها در اروپا نیز شکست را بپذیرند.
به امید بازسازی مام میهن ایران و بازگشت همه بخش های جدا شده به ایران و حتی بازگشت به زبان اصلی خویش
که پارسی میانه بوده
با سپاس از همه ایراندوستان و مهین پرستان
پاینده ایران و فرهنگ مهرورزی و دوستی آن
یادمان نرود که بزرگترین دوستی جهانی میان خلق ها یا
شعار انترناسیونال همانا کوروش بزرگ بود که بهترین آموزگار
تاریخ بشریت بود و باید الگوی ما و جهانیان باشد.
من از منابع مختلف به جمعآوری این دانشنامه پرداختم.
نیک جعفرزاده

يادداشتها

1- فر تيغ دادگي بندهش (خلاصه اوستا)، گزارنده: مهرداد بهار، صص 28 و152

2- علي اكبر دهخدا، لغت نامه، ج 3، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران، 1373، ذيل باكو

3- پروفسور گيرشمن، ايران از آغاز تا اسلام، ترجمه دكتر محمد معين، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1349، ص 270

4- فردوسي، شاهنامه، به همت محمد رمضاني، كلاله خاور. جلد 3. ص 95

5- آرتوكريستن سن، ايران در زمان ساسانيان. ترجمه رشيد ياسمي، چاپ دوم، انتشارات دنياي كتاب،1377، ص 190

6- اين شخص همان اسكندر مقدوني است، در نوشته‌هاي باستان، او را به جاي الكساندر، الكسندر مي ناميدند

7- احمد كسروي، كاروند به كوشش يحيي ذكاء، تهران، 1356 ، صص 313 ـ 314

8- دياكونف، تاريخ ماد، ترجمه كريم كشاورز، بنياد ترجمه و نشر كتاب، 1345 ، ص 780

9- احمد كسروي. كاروند، صص 315 ـ 316


letzte Änderungen: 11.7.2017 7:22