Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

بيست و يكم آذر، سالروز آزاد سازي آذربايجان (پژوهشی از بهزاد عطارزاده)


ايران، احمد قوام، استالين، فرقه ي دموكرات

بخش اول

تاريخ معاصر ايران يكي از حساس ترين دوره هاي تاريخي کشورمان است. تاريخي كه صحنه ي مجادلات و منازعات و گاه تعاملات دول زياده خواه و استعمارگر بود كه به قائده ي طبع اين دول، دامنه ي اين زياده خواهي ها به كشور هاي دور دست مي رسيد و منازعات و تعاملات آنها بر روند مسائل در كشورهاي ديگر تاثير مي گذاشت. كشور ايران نيز در چهار راه رقابت هاي استعماري قرار داشت و به طبع خصوصيات جغرافياي سياسي اش در موقعيت حساسي واقع شده بود. پس از شهريور 20، اشغال ايران و تبعيد رضا شاه پهلوي، دوره ي حساس ديگري از تاريخ معاصر آغاز مي شود. دوره اي كه پس منازعات دول متخاصم در جنگ جهاني دوم، و تعامل متفقين عليه نازيسم، پاي ارتش هاي روسيه، انگلستان و آمريكا را به ايران كشاند.

آخرين رژه ي ارتش در برابر رضا شاه

در سال 1943 ميلادي، سران كشور هاي اشغال گر در ايران نشستي تشكيل دادند و در پي مذاكره با مسئولان ايراني، توافقي به عمل آمد و اعلاميه اي منتشر كردند كه به موجب آن مي بايست ظرف شش ماه پس از پايان جنگ جهاني، قواي متفقين ايران را ترك كنند.

كنفرانس تهران

تاريخ معاصر ايران يكي از حساس ترين دوره هاي تاريخي کشورمان است. تاريخي كه صحنه ي مجادلات و منازعات و گاه تعاملات دول زياده خواه و استعمارگر بود كه به قائده ي طبع اين دول، دامنه ي اين زياده خواهي ها به كشور هاي دور دست مي رسيد و منازعات و تعاملات آنها بر روند مسائل در كشورهاي ديگر تاثير مي گذاشت. كشور ايران نيز در چهار راه رقابت هاي استعماري قرار داشت و به طبع خصوصيات جغرافياي سياسي اش در موقعيت حساسي واقع شده بود. پس از شهريور 20، اشغال ايران و تبعيد رضا شاه پهلوي، دوره ي حساس ديگري از تاريخ معاصر آغاز مي شود. دوره اي كه پس منازعات دول متخاصم در جنگ جهاني دوم، و تعامل متفقين عليه نازيسم، پاي ارتش هاي روسيه، انگلستان و آمريكا را به ايران كشاند.

در مجال حضور نيرو هاي متفين در ايران، در نبود نيروهاي امنيتي مقتدر و اقتصاد از پا افتاده، زمينه براي رشد گروه هاي اغتشاش گری مهیا شد كه با بهره برداري از نارضايتي عمومي به سود اهداف خود دست به فعاليت مي زدند و با طرح شعار هاي تند، امنيت كشور را بيش از پيش به خطر مي انداختند. مهم ترين اين دسته، فرقه ي دموكرات آذربايجان به رهبري سيد جعفر جواد زاده (پيشه وري) بود.

تاسيس فرقه دموكرات آذربايجان به رهبري سيد جعفر پيشه وري

با تثبيت قدرت فرقه به واسطه حمايت هاي شوروي و جنايت هاي «فداييان فرقه ي دموكرات»، در 21 آذر ماه 1324 «مجلس جمهوري آذربايجان» تاسيس شد (در حالی که ابتدا مدعی تشکیل انجمن های ایالتی قانونی شده بود) و شبستري به رياست آن برگزيده شد و سپس دولت جمهوري آذربايجان به رياست سيد جعفر پيشه وري، رهبر فرقه، تشكيل شد.



پيشه وري يك ماركسيست بود كه در دوران رضا شاه، 11 سال محبوس در زندان قصر بود و به واسطه اشغال ايران، به مانند بسياري دیگر از زندانيان سياسي آزاد شد. پس از آزادي مدتي به انتشار روزنامه ي «آژير» در تهران پرداخت. و در دوره ي چهاردهم مجلس شوراي ملي، در انتخابات جنجالي دوره ي چهاردهم(1322) تبريز شركت كرد. پيشه وري رهبري سه تن از كاندیدهاي تبريز را به عهده داشت كه اتحاديه هاي كارگري و حزب توده از آنها حمايت مي كردند. سرانجام پيشه وري و يك تن ديگر از نمايندگان توده اي به همراه هفت تن ديگر، 9 كرسي تبريز را به دست آوردند و به مجلس راه يافتند، اما اعتبار نامه هاي آنها در شورای نظارت مجلس تاييد نشد(1). گفتني است كه دو تن از نمايندگان حزب توده، در روز راي به اعتبار نامه ي پيشه وري، در مجلس حاضر نشدند تا به وي راي ندهند. پيشه وري ماركسيستي بود كه عضو حزب توده نبود و حزب توده بيم آن را داشت كه پيشه وري با نفوذي كه بين كارگران در آذربايجان و نزديكي اي كه با شوروي ها دارد، قدرت نفوذ آنها در منطقه ي مهم آذربايجان را به نفع خود تضعيف كند.

مجلس چهاردهم به گفته ي برخي تاريخ نگاران، مهم ترين مجلس ايران بود.افراد با عقايد مختلف و از احزاب مختلف در انتخابات كانديد شده بودند. بيش از 800 كانديد براي 136 كرسي به رقابت پرداخته بودند. انتخاباتي كه در پي آن بر اساس گزارش هاي آن روز ها، 16 حزب سياسي به 42 حزب تقسيم شده بودند. به طبع، نتيجه ي اين انتخابات هم مجلسي با فراكسيون هاي متعدد و عقايد مختلف بود.(2) مجلسي كه طي دو سال هفت نخست وزير با 9 كابينه و 110 وزير بر سر كار نشاند.


تشكيل دولت فرقه، كابينه ي پيشه وري

در سال 1324، هنگامي كه مجلس درگير منازعات سياسي بود، با اعلام تشكيل تشكيلات جديدي به نام «فرقه ي دموكرات آذربايجان» رو به رو شد.فرقه با شاخه حزب توده ي آذربايجان پيمان اتحاد بست و قدرت خود را هرچه بيشتر توسعه مي داد.فرقه اعلام كرد كه تحت حاكميت ايران باقي خواهد ماند اما خواستار سه امتياز شد: استفاده از زبان آذري در اداره ها و مدرسه ها؛ صرف در آمد مالياتي منطقه براي رشد و توسعه ي خود منطقه؛ و تشكيل انجمن هاي ايالتي پيش بيني شده در قانون اساسي. فرقه ي دموكرات با طرح مسئله هويت جداگانه براي آذربايجاني ها، مردم آن منطقه را داراي «هويت ملي» جداگانه خواند و متوليان در تهران را باعث وجود مشكلات در استان دانست.


در سال 1324، هنگامي كه مجلس درگير منازعات سياسي بود، با اعلام تشكيل تشكيلات جديدي به نام «فرقه ي دموكرات آذربايجان» رو به رو شد.فرقه با شاخه حزب توده ي آذربايجان پيمان اتحاد بست و قدرت خود را هرچه بيشتر توسعه مي داد.فرقه اعلام كرد كه تحت حاكميت ايران باقي خواهد ماند اما خواستار سه امتياز شد: استفاده از زبان آذري در اداره ها و مدرسه ها؛ صرف در آمد مالياتي منطقه براي رشد و توسعه ي خود منطقه؛ و تشكيل انجمن هاي ايالتي پيش بيني شده در قانون اساسي. فرقه ي دموكرات با طرح مسئله هويت جداگانه براي آذربايجاني ها، مردم آن منطقه را داراي «هويت ملي» جداگانه خواند و متوليان در تهران را باعث وجود مشكلات در استان دانست. اين در شرايطي بود كه فرقه ي دموكرات با حمايت حضور نظامي و معنوي شوروي دست به تشكيل و فعاليت زد (شرح اسناد وابستگي فرقه به دولت شوروي، اخيرا توسط دكتر حميد احمدي و كاوه بيات به چاپ رسيده است.) اين مسئله در شرايطي بود كه قواي شوروي قدرت را در منطقه شمال غرب ایران در دست گرفته بود و ارتش ایران بدون مجال آنها توان واکنش نداشت و به مرور، اندک قدرتی که دولت ایران در شمال غرب داشت از بین رفت تا جایی که حتی بعدتر لشکر زرهی ارتش سرخ مانع ورود نيروهاي امدادی ارتش ایران به قزوین شد.

صدور اعلامیه و چاپ نشریات فرقه ای، در مرکز و دیگر نقاط کشور واکنش هایی را بر انگیخت. مطرح کردن مسئله زبان برای آذربایجان، احزاب و نشریات مختلف ایرانی را شوکه کرد. واکنش نشریات و مقامات سیاسی در مخالفت با درخواست های فرقه در فارسی ستیزی کم و بیش آنچنان بود که زبان ترکی را یادگار حمله مغول و تاتار به ایران، معرفی می کردند که مایه ی ننگ ایرانیان است. تنها حزب توده در آغاز کمی گیج بود که چه تصمیمی بگیرد. سرانجام بعد از چند روز در پی حمایت رفقا در شوروی آنها نیز اعلام حمایت از فرقه کردند.


صدرالاشراف (نخست وزير)



پس از آنكه نخست وزير صدر، نتوانست در مقابل مسئله ي آذربايجان و دیگر مسائل حاد کشور موفقيت كسب كند، در مهر ماه استعفا داد و مجلس به حكيمي راي اعتماد داد و وي را مسئول تشكيل كابينه كرد. اكثريت مجلس چهاردهم را افرادي تشكيل مي دادند كه معتقد بر سياست حمايت انگليس در مقابل شوروي بودند و فرد مورد انتخاب آنها نيز به طبع بايد داراي چنين روحيه اي مي بود. حكيمي با انديشه ي مذاكره با روس ها در مورد خروج قواي شوروي و مسئله ي حمايت آنها از فرقه ي دموكرات و در مقابل حمايت انگليس و فشار آن كشور به شوروي پا به صحنه گذاشت.در مقابل روس ها اعلام كردند "فقط با قوام السلطنه مي توانند باب مذاكره را مفتوح كنند و بس."


قوام السلطنه



احمد قوام از سياستمداران كهنه كار و مقتدر ايراني بود كه پيش از تبعید از سوی رضا شاه، مامور تشكيل دو كابينه شده بود و در امرداد سال 1321 نيز فرمان نخست وزيريش پس از بيست سال دوري از سياست، صادر شد.در يك خانواده ي اشرافي به دنيا آمد و تحصيلات عالي خود را در رشته علوم سياسي در پاريس ناتمام گذاشت و به ايران باز گشت و به خدمت در دربار مشغول شد. در دوران رضا شاه ابتدا به پاريس و سپس به لاهيجان در باغ هاي چاي اش تبعيد شد. پس از شهريور 1320 و تبعيد شاه، به صحنه ي سياسي كشور بازگشت.

قوام السلطنه فردي بود كه در سياست خارجي عقيده اش بر توازن بين دول انگليس و شوروي بود. علي رغم اينكه با سياست هاي انگليس سر سختانه مخالفت مي كرد و هميشه سعي اش بر مقابله با خواسته هاي نا مشروع آن دولت بود اما لياقت رهبران انگليس را محترم مي شمرد و معتقد به اين بود كه بايد رفتار سياستمداران آنها را سرمشق قرار بدهيم. در مورد شوروي هم واقع نگري را پيشه مي گرفت و معتقد بود كه وجود روسيه در مرز هاي شمالي امر غير قابل انكاری است و داشتن روابط دوستانه با آنها در عين مقابله با خواسته هاي غيرمنطقي شان الزام است. ضمن آنكه در ايران جرياني به وجود آمده بود كه با تمایل سنتي برخي سياستمداران به روس و انگليس مخالف بود و براي دفع اقدامات استعماري دول مذكور، به نيروي سومي معتقد بود تا به وسیله نیروی آن بتواند خواسته های نا مشروع دول انگلیس و روس را دفع کند. برخي از اين دست سياستمدارن در دوران جنگ اول جهانگير به آلمان اعتقاد داشتند. قوام نيز از دسته ي سوم بود اما براي دفع مخاطرات دول استعمار گر، انتخاب سوم را آمريكا مي دانست. تحليل او از اوضاع آن روز جهان اين بود كه آمريكا به علت دوري مسافت با كشورهاي خاورميانه، دليلي براي حضور استعماري ندارد و با توجه به تعهدش در سازمان ملل موظف به حفظ حقوق كشورهاي عضو هست.

قوام السلطنه فردي مقتدر بود كه مشهور به بي طرفي در مورد شوروي و انگليس بود. از اين رو شوروي از مدتها پيش به تماس با وي راقب بود. پس از شهريور 1320 به وسيله ي ايرج اسكندري كه از دوستان وي بود، باب ملاقات و مراوده باز شد.



حسن ارسنجاني (حقوق دان و مدير روزنامه ي داريا)

داريا در يك مقاله جنجالي (3) با عنوان "حكيم الملك يا قوام السلطنه"، نقل قولي از مدرس آورد كه در مخالفت با كابينه ي مستوفي الممالك در نطق مجلسش گفته بود: "مستوفي شمشيري جواهر نشان است كه به درد روز هاي سلام و بزم مي خورد ولي قوام السلطنه شمشير فولادي و برنده است كه روز رزم به كار مي آيد.امروز مملكت احتياج به شمشير فولادي دارد." اين دست از مقالات و فعاليت هاي ديگر طرفداران قوام السلطنه ذهنيت افكار عمومي و محافل سياسي را به سوي او جلب مي كرد.



در دوران مجلس چهاردهم نيز، با توجه به اين مورد كه اكثريت مجلس در دست نمايندگان ضد شوروي بود و روس ها نيز مي دانستند دولتي شوروي گرا بر سر كار نمي آيد ترجيح دادند به قوام كه مدتي نيز بحث نخست وزيري اش در مطبوعات، خاصه روزنامه ي «داريا» گرم بود اعتماد كند. داريا در يك مقاله جنجالي (3) با عنوان "حكيم الملك يا قوام السلطنه"، نقل قولي از مدرس آورد كه در مخالفت با كابينه ي مستوفي الممالك در نطق مجلسش گفته بود: "مستوفي شمشيري جواهر نشان است كه به درد روز هاي سلام و بزم مي خورد ولي قوام السلطنه شمشير فولادي و برنده است كه روز رزم به كار مي آيد. امروز مملكت احتياج به شمشير فولادي دارد." اين دست از مقالات و فعاليت هاي ديگر طرفداران قوام السلطنه ذهنيت افكار عمومي و محافل سياسي را به سوي او جلب مي كرد.

در اين روز هاي سخت و پر آشوب بود كه «فداييان فرقه ي دموكرات»، تشكيلاتي كه فرقه ساخته بود و در واقع نيرو ي امنيتي فرقه به شمار مي آمد، در آبان 1324 حملاتش را به پادگان هاي نظامي آغاز کرد. هنگامي كه پادگان ميانه به اشغال درآمد، دولت مركزي را آگاه ساخت كه كار محدود به فعاليت ها سياسي نيست بلكه به وسيله اسلحه هایي كه از منبع نا معلومي به دست فرقه رسيده است، منازعه سياسي به جنگ با دولت ایران تبديل شده است.

دولت در واكنش به اين اقدام با وابسته ي نظامي سفارت شوروي تماس گرفته و مي گوید كه ستوني از قواي ايران براي حفظ امنيت به آذربايجان روانه مي شود و خواهشمندست كه مطلب را به آگاهي مقامات ارتش سرخ برسانند. وابسته ي نظامي هم در پاسخ می گوید كه پيام را مي رساند و نتيجه را متعاقبا به مقامات ايراني اعلام دارد.

وضعيت آنچنان بغرنج بود كه دولت ایران پيش از اعلام نتيجه تصميم به فرستادن قوا به منطقه مي گیرد. در روز بيست نهم آبان اين ستون از قواي ايراني در راه قزوين، در شريف آباد خود را در برابر لشكر زرهي ارتش سرخ مي بينند كه مانع رفتن آنها به قزوين مي شوند. اين مسئله از سوي مقامات شوروي اقدام خصمانه ي دولت ايران تلقي شده و ميزان مخالفت و تخاصم دولت حكيمي و شوروي را تشديد می کند.

فداييان، تشكيلاتي بي رحم بود که از هر گونه جنايت و خشونت دريغ نمي كرد. فداييان در 25 آبان ماه به سراب يورش برده و پادگان آنجا را به آتش كشيدند و در جنايتي فجيع، ستوان يكم ضيا مهر و 17 نفر ديگر را به بيابان بردند و آنان را زنده زنده، قطعه قطعه كردند. با ايجاد وحشتي كه فداييان ایجاد كرده بودند، تصرف شهر هاي ديگر آسان می شد. در مشكين شهر جنايات را تا به آن جا رساندند كه متوليان در تهران را بشدت هراسان كردند. هنگامي كه ستوان يكم اردبيلي را كشتند، آنقدر گلوله به وي شليك كرده بودند كه كسي نتوانست او را به هنگامه ي دفن، غسل دهد. سرتيپ درخشاني فرمانده ي تيپ سوم آذربايجان، لشگر آذربايجان را به واسطه ي مداخله ي ارتش سرخ تسليم فرقه كرد (4) و از اين رو قواي اردبيل و رضاييه سقوط كرد. البته در اين گير و دار و تنازع سخت ميان فداييان و مخالفانشان، نبايد از رشادت هاي سرگرد زنگنه در تيپ رضاييه غافل شد. مقاوت دليرانه ي تيپ رضاييه حتی با مداخله ارتش سرخ ادامه داشت و آن هنگام كه از مركز دستور عدم مقاوت داده شد، فرمانده ي تيپ رضاييه دستور داد تمامي سلاح هاي موجود را از بين ببرند، مبادا كه به دست فداييان و فرقه بيفتد.

تمام اين اقدامات زماني اتفاق مي افتد كه موعد تخليه ايران از قواي متفقين مورخ دوم مارس 1946 به پايان رسيده است ولي روسيه به بهانه هاي مختلف حاضر به ترك ايران نيست. يكي از بهانه ها ي استالين براي ماندن ارتش سرخ در ايران آن بود كه وي استدلال مي داشت: امنيت معادن و منابع باكو كه ايران را در همسايگي دارد، با خروج نيروي هاي ارتش سرخ از ایران به مخاطره مي افتد و اين گونه اين حق را براي خود قائل مي شد كه به اشغال ايران ادامه دهد. از سوي ديگر حكيمي اميدوار به كنفرانس وزراي خارجه ي چهار كشور در مسكو بود، تا با وساطت انگليس و آمريكا، بتواند زمينه را براي مذاكره ي مستقيم با شوروي مساعد كند. نه تنها كنفرانس مسكو نتيجه ي مطلوبي براي ايران نداشت بلكه در فاصله ي كمتر از يك هفته تا روز تشكيل كنفرانس، فرقه ي دموكرات به تبريز رسيد و پس از تظاهرات شديد، پادگان تبريز را محاصره كرد و در توافقي كه بين مركز و پادگان شد، پادگان تبرير نيز به فرقه چي ها تسليم شد. در این هنگام با اینکه بسیاری از نمایندگان و دولت ایران به مساعدت آمریکا و انگلیس امید داشتند، در يك مهماني خصوصي با حضور وزير مختار ايالات متحده، دو نفر از نمايندگان مجلس از وزير مختار مي پرسند: «اگر وقايع آذربايجان موجب زد و خورد ميان ايران و شوروي شود، دولت آمريكا به پشتيباني ايران مداخله مي كند؟» و وزير مختار نيز در جواب مي گويد که «آمریکا نه تنها به خاطر ايران بلكه به خاطر مسائل مهم تر از اين هم حاضر به مخاصمه با شوروي نيست. انگلستان هم نمي تواند كمكي به شما بكند. شما بايد روابط خود را با شوروي اصلاح كنيد.» در واقع این سخن وزير مختار امریکا خطابش به تمام آنهایی بود که چشم امید به مداخله ی آمریکا و انگلیس در مقابل شوروی دوخته بودند.


پيشه وري در لباس افسران روس



با تثبيت قدرت فرقه به واسطه حمايت هاي شوروي و جنايت هاي «فداييان فرقه ي دموكرات»، در 21 آذر ماه 1324 «مجلس جمهوري آذربايجان» تاسيس شد (در حالی که ابتدا مدعی تشکیل انجمن های ایالتی قانونی شده بود) و شبستري به رياست آن برگزيده شد و سپس دولت جمهوري آذربايجان به رياست سيد جعفر پيشه وري، رهبر فرقه، تشكيل شد.



حكيمي (نخست وزير)



حكيمي 40 روز بعد از اين اتفاق در آذربايجان، به دليل عدم موفقيت در حل مسائل، استعفا مي دهد.حكيمي كه نتوانسته بود با شوروي كنار بيايد، انگليس را نيز نااميد و مخالفت وي را بر انگيخت. «سر ريدر بولارد» سفير كبير انگلستان در واكنش به عملكرد حكيمي و قدرت روز افزون شوروي در منطقه به واسطه ي اشغال ايران و تشكيل فرقه ي دموكرات، در فکر تقسيم ايران و حصول به منافع دولت خود بر مي آيد و مي گويد: "تمركز گرايي علت نابساماني كنوني است."(5) و به منظور حفظ منافع انگليس، خود مختاري براي كل استان هاي كشور را ويژه استان هاي جنوبی پيشنهاد مي كند.

در اين برهه از زمان يكي از انتخاب هاي حساس مجلس را بايد منتظر شويم. وضعيت كشور از هر جهت آشفته است. نه تنها مسئله ي امنيت ملي محدود به فرقه ي دموکرات در آذربايجان نمي شود، بلكه در كردستان هم، «حزب دموكرات كردستان» به تحريك دولت شوروي تشكيل شده و اعلام جمهوري مستقل كردستان كرده است. در مازندران نيز جمعيت تبرستان، اعلام خودمختاري براي آن ناحيه كرده و در گيلان هم حزب جنگل دوباره قدرت گرفته و اعلام خود مختاري كرده است. حال مجلس مي بايست انتخاب كند. بسياري از جمله مصدق معتقد بودند كه بايد كسي به رياست دولت انتخاب شود كه توان مذاكره با روس ها را داشته باشد. نامي كه بيش از همه در اين دوران بحراني بر سر زبان ها بود، سياستمدار پير دوران بحراني، احمد قوام السلطنه بود. گرچه از مدت ها پيش، همزمان با بر سر زبان گشتن نام قوام در مطبوعات و محافل سياسي كشور، مخالفان سر سخت وي كه عموما وابسته به سياست انگليس بودند دست به تخريب وي زدند، تا جايي كه سيد ضيا در واكنش به مقالات روزنامه ي داريا، گفته بود "ارسنجاني بايد آرزوي نخست وزيري قوام السلطنه را به گور ببرد"، اما قوام آماده براي تصدي رياست وزرايي بود. مخالفان وي پس از آنكه صادق طباطبايي و محمد مصدق را آزمودند و دانستند که هيچ كدام از آنها قبول مسئوليت نمی کنند، حتي گزينه اي براي مقابله با او نداشتند. سر انجام سيد ضيا و دكتر طاهري و ديگر مخالفان قوام به منظور شكستن آراي وي در مجلس، كه چندي بود بر سر وي به اجماع اكثريت رسيده بودند، موتمن الملك را پيشنهاد دادند. موتمن الملك از رجال تحصيل كرده، خوشنام و محبوب مشروطه و فرزند مشيرالدوله ناييني صدر اعظم مظفرالدين شاه هنگام انقلاب بود. شايد تنها كسي كه در آن روزها مي توانست در مقابل قوام قرار بگيرد. اين روند در حالي تا روز اخذ راي در مجلس ادامه يافت كه موتمن الملك در بستر بيماري بود و از قبول مسئوليت تبري مي جست. اما به هر حال استدلال سيد ضيا اين بود كه اگرچه موتمن الملك قبول مسئوليت نمي كند، اما با شكست قوام، حداقل چند روز مهلت خواهيم داشت كه جانشيني براي او انتخاب كنيم. با اين روال، سيد ضيا و مخالفين، مطمئن از راي نياوردن قوام در روز اخذ راي حاضر شدند. با آنكه بسياري از نمايندگاني كه به واسطه مطرح شدن نام موتمن الملك از راي به قوام السلطنه منصرف شده بودند اما نتيجه ي آرا به اختلاف يك راي به نفع قوام پايان گرفت. قوام حد نصاب را بدست نياورد و براي رسيدن به حد نصاب به يك راي نياز داشت. حاصل راي گيري به آن كيفيتي كه سيد ضيا مي خواست نشد اما مقصود كه راي نياوردن قوام بود، گويي ميسر شده بود. در اين هنگام رييس مجلس (سيد صادق طباطبايي) كه معمولا در راي گيري شركت نمي كرد، با اين استدلال كه به اين معزل خاتمه دهد، راي خود را به نفع قوام السلطنه اعلام كرد و به اين گونه، قوام السلطنه برای تشکیل کابینه راي اعتماد گرفت.

ادامه دارد …

پی نوشت:

1. در انتخابات دوره ي چهاردهم اعتبار نامه ي پنج نفر از نمايندگان تاييد نشد.

2.فراكسيون هاي هفت گانه ي: دموكرات، مستقل، توده، ميهن، آزادي و منفردين.

3.شماره ي 110 داريا به سر دبيري حسن ارسنجاني.7 آبان 1324.

4.سرتیپ درخشانی در بازگشت به تهران دستگیر می شود و ادعا می کند که از دولت مرکزی دستور به تسلیم لشکر رسیده بود.

5.ایران بين دو انقلاب، يرواند آبراهاميان .صفحه ي 273.



بهزاد عطارزاده

Behzad.attarzadeh@yahoo.com


در این باره به جستارهای پژوهشی

تارنمای آذرگشنسپ

هم می توانید بنگیرید

***

در این باره از تارنمای آذرپادگان:

سندهاي تازه، پيرامون دخالت آشكار اتحاد شوروي

در ايجاد فرقه‌ي دموكرات در آذربايجان و جمهوري مهاباد

چند سند درباره‌ي فرقه‌ي دموكرات آذربايجان

سند شماره يك

سند شماره 2

سند شماره 3

نفت شمال

آذربايجان باز هم آذربايجان!

خاك بلاگردان ايراني

يادي از شادروان ابوالحسن خان اقبال آذر

دو روز آخر كار فرقه و دموكرات

پايان كار فرقه دموكرات

ظهور و سقوط فرقه دموكرات

آذربايجان در سال‎هاي 1325 ـ 1324

21 آذر: تجديد خاطره‌ي تلخ و شيرين

***

آذربايجان، فرقه دموكرات و پيشه وری (هنر و شکوه ایران)

نام پیشه وری با تاریخ تجزیه ی ایران گره خورده است (استاد منوچهر یزدی)

نام آزربایجان (آتورپاتکان) از دکتر محمدرضا عاملی تهرانی (آژير)

و سروده ای از شهریار در این باب (تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان)

***

«گفتگو» و فرقه ي دمكرات آذربايجان (روزنامک)

فرقه دموکرات آذربايجان به گواهی مدارک و اسناد (روزنامک) علی امينی نجفی


1. روزنامک یک تارنگار گروهی است که روزانه به روز می شود.

2. سردبیری روزنامک به عهده ی مسعود لقمان (روزنامه نگار و دانشجوی كارشناسي ارشد ارتباطات علامه طباطبائی) است.

3. روزنامک در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند.

4. برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است و نویسندگان روزنامک بر خود بایسته می دانند که از قوانین "کپی رایت" پیروی کنند.

5. روزنامك پذيراي نوشته های شماست. نوشته هاي شما نباید در جاي ديگري چاپ شده باشد و همچنين باید از مشي كلي روزنامك و شیوه ی نگارش علمی پيروي كند.

6. خوانندگانی که مایلند از بروز رسانی روزنامک آگاه شوند، در خبرنامه و خبرخوان روزنامک نام نویسی کنند.

گفتار نیک هفته:

"کارِ زبانِ ما هنوز در دستِ اديبان است، با آن خوي و پسندِ بسيار محافظه‌کارانه‌يِ سنّتي که خوب با آن آشناييم. زبان‌شناسانِ ما، همچون ديگر دانش‌آموختگانِ ما در علومِ انساني، هنوز پاي‌شان را چندان از تکرارِ نظرياتِ پايه‌گذارانِ علمی که تدريس می‌کنند آن طرف‌تر نگذاشته اند و به مسأله‌يِ زبانيِ ما از ديدگاهی تازيخي و فرهنگي نزديک نشده اند. زبان‌شناسي، چه از ديدِ علمي چه فلسفي، با همه حرف‌هايی که از دوسوسور و چامسکي يا ويتگنشتاين و هايدگر و دريدا، يا هر دانشور و فيلسوفِ ديگر، نقل و قرقره مي کنيم، هنوز از آنِ ما نشده است، زيرا نتوانسته ايم در پرتوِ آن‌ها مسأله‌يِ خود را ببينيم. اين مسأله‌ها هنوزِ مسأله‌هايِ آن از-ما-بهتران است که ما، مثلِ همه‌يِ مسأله‌هايِ ديگر، از سرِ تقليد، از سرِ نمايش، يا برايِ خوردنِ يک لقمه نان مي‌بايد قرقره و تکرار کنيم، آن‌هم چه بسا به زبانِ گنگ، به زبانی شکسته-بسته‌."
داریوش آشوری
---------------------------------------------
به فرخندگی هفتاد و هفتمین زادروز زنده‌یاد علی‌اکبر سعیدی‌سیرجانی

"... در این حکومتِ تجاوز و وحشت و وقاحت است که بار دیگر جوهر ذاتی حافظ جلوه می‌کند. مرد نه از جمله راحت‌طلبانی است که با مشاهده‌ی آشفتگی اوضاع و تعدی سرداران به ترک وطن مألوف گوید و رخت و پخت خویش از معرکه برون کشد و گوید چه غم گر همه عالم مُردند؛ و نه از قبیله‌ی فرصت‌طلبان فرومایه‌ای است که با فلسفه‌ی الحقُ لمن غلب، سر ارادت به آستان حاکم منفوری چون محمود فرو آرد...
او نه تنها مدیحه‌ای نمی‌گوید، که مردانه در برابر ستمگری‌ها می‌ایستد و با فریاد استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتش‌ام، خلقی را حیران شجاعت خود می‌کند و با تعریض‌های همه‌کس‌فهم که در اثنای غزل می‌گنجاند مؤثرترین شبنامه‌های روزگار را در بیان ستمگری و تجاوزات محمود و هم‌دستان‌اش در میان خلایق می‌پراکند و مردم را به مقایسه و مقاومت دعوت می‌کند... دیدن چمن خزان‌زده‌ی شیراز روح حساس‌اش را می‌آزارد، اما بدین واقعیت تاریخی هم اعتقاد دارد که وضعی بدین آشفتگی و حکومتی بدین تجاوزگری قابل دوام نخواهد بود، این بنایی‌ست که البته خلل خواهد کرد؛ که صبر و ستم‌کشی مردم حدی دارد."
از کتاب «ای کوته‌آستینان» نوشته‌ی زنده‌یاد علی‌اکبر سعیدی‌سیرجانی

برگشت

letzte Änderungen: 11.7.2017 7:22