حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
سیری در تاریخ معاصر ایران آثار باستانی و تخریب آن به دست حکومت اسلامی anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

هموطنان عزیز

استحکام یا انهدام
مصوبات شوراها باید عامل استحکام فرهنگی باشد نه انهدام آن.


تصمیم و اعلام اخیر شورای شهر اصفهان مبنی بر عبور مترو از خیابان کهنسال چهارباغ برخلاف قانون و موازین کارشناسی حکایت مجـددی است از فاجعه قانون گریزی و تـجاوز به منافع عمومی. این تصمیم، میراث ملی و فرهنگی و تاریخی ایران را که اعتباری جهانی دارد مورد حمله قرار داده است.
بر کسی پوشیده نیست که قوانین موضوعه بر تقدم حفظ میراث فرهنگی و تاریخی کشور بر هرگونه طرح و عملیات اجرایی دلالت دارد؛ معـاونت محــترم سازمــان میــراث فرهنــگی و گردشگری نیز از موضع رسمی حفاظت میراث فرهنگی، نتایج بررسی های کارشناسانه و فنی استادان و متخصصان دانشگاه صنعتی را حاکی از لطمه زدن و آسیب رسانـدن عبور قطار شهری به بنیان و مصالح ساختمان های کهن موجود در مسیر این قطار شهری اعـلام کرده است و به مــردم اطمینان کامل داده که مترو هرگــز از مسیر دلگشای چهاربـاغ عبور نخواهد کرد.

سابقه قضایی موضوع نیز نشان می دهد پیرو شـــکایت هزاران نفر از مــردم به دادستان و استـــعلام بازپرس محترم شـــعبه پنــجم دادسرای عمومی و انقــلاب از اداره حقوقی و فنی دادگــستری و اظهار نظر آن مرجع صالح که موضوع پیگــیری را از مصادیــق امــر بـه معروف و نهی از منکر تشخیص داده، دستور قضـایی مبنی بر تعــطیل و تــوقف عمــلیات عبور مترو از چهارباغ صادر شده است.

دستگاه قضایی مستقل به مثابه رکن تمیز و ناظر اعمال قوای دیگر است و فارغ از گرایش های جناحی و وابستگی های سیاسی، هیچ مقام رسمی و نهاد دولتی ای حــق گریز و نـادیده انگاشتن دستورات آن را ندارد . این حساسیت در مورد مسائل ملی و مــیراث تاریخی بسیار بیشتر است. شورای شهر نیز به عــنوان نهاد مردمی، باید در پی استحکام مــیراث فرهنگی باشد نه انهدام و آسیب رساندن به آن؛ اما تصمیم اخـــیر شورای شهر اصفهان مغــایر هویت تاریخی و فرهنـــگی چهارباغ به طور خــاص و مضـر به منافع و مصــالح میراث فرهنگی بطورعام است. این تصمیم فاقد پشتوانه کارشناسی و حقوقی بوده و همـچون مواضــع پیشین شورا در خصـــوص غائله برج قانون شـــکن جهان نما، مدنیت و معنویت تاریخی مـــیراثی ارزشمند را نشانه گرفته است و بی هیچ گمان و گزافه، مقامات مسئول باید به سرعت از آن جلوگیری کنند.

بر این امید که حافظان منافع ملی و مجریان قوانین مملکتی بر تکرار تجربه های تلـخ پیشین پای نفشرند .

کانون مدافعان حقوق بشر


اول مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت


سخنان مهم دکتر دادخواه در کانون وکلا


دارم سخني در دل گفتن نتوانم وين راز نهان سوز نهفتن نتوانم

در بين گفتن يا نگفتن و تكليف اينكه آيا مطلب را بيان كني يا سكوت اختيار كني در زمره مواردي است كه بارها انسان درگير آن مي شود.

من قرار بود راجع به كنفرانسي كه در وين برگزار شده بود راجع به حقوق بشر تحت عنوان " گلوبال استاندارد و لوکال اکشن " صحبت كنم اما ديدم مسئله مهمتري هست كه بايد راجع به آن صحبت كنم.

با اجازه از هيأت رئيسه آن مطلب را بيان مي كنم.

آقاي احمدي نژاد در طي گزارشي كه براي ملت ايران اعلام كردند ، اظهار داشتند ،كه سه پرونده دولت داشته و آن سه پرونده عبارتند از:

يكي جهان نما ، يكي عبور مترو و ديگري مسئله سيوند .

اتفاقاً هر سه پرونده را من تعقیب مي كنم و نهايتاً شايد حق داشته باشم كه براي اينكه مبادا گزارش خلاف واقعي براي ايشان ارسال داشته باشند و واقعيت پنهان شده باشد عرض بكنم كه واقعيت چيست و در كدامين موضع قرار دارد ؟

البته آقاي رئيس جمهور گفتند كه هر سه تا را حكم گرفتيم اما مشخص نكردند كه آيا اين حكم مبني بر محكوميت دولت است يا بر مبناي برائت دولت ؟

من براي روشن شدن اين موضوع خيلي فهرست وار مطلب را عرض مي كنم. در خصوص جهان نما دعواي ما عليه ميراث فرهنگي بود البته بعداً قاضي عوض شد.

بعد از اينكه حكم به تعطيل و توقف برج صادر كرد ،عوض شد.

ناچاراً از يونسكو استمداد طلبيديم و يونسكو به آقاي خاتمي ؛اخطار نه ، گوشزد كرد كه بايد برج را كوتاه كنند بر مبناي استدلال ما كه دادگاه ملي در جهت منافع ملي مبادرت به اتخاذ تصميم كرده اما حاكم ملي از اجرا حكم دادگاه امتناع مي كند.

اين پرونده اول. اما پرونده دوم ،

پرونده دوم راجع به چهارباغ بود. ما گفتيم كه عبور مترو از چهارباغ خسارت غير قابل جبران به كاخ هشت بهشت ، به ذات خيابان چهارباغ كه نخستين خيابان سه سويه جهان است و سي و سه پل و مدرسه چهارباغ ،بار مي كند.

البته آقاي دادستان فرمودند كه ما صلاحيت نداريم و در پي آن روزنامه ها اعلام داشتند كه بايد يا من مالك چهارباغ باشم و يا از طرف ميراث فرهنگي در اين زمينه تفويض وكالت به من شده بود !

كه خوب هيچكدام اين ها رخ نداده بود .

ناچار شديم به استناد ماده 212 از بازپرس شرافتمند شعبه 5 دادسرا استدعا كنيم كه از اداره حقوقي استعلام بكند و براي نخستين بار در طول تاريخ حقوق اين كشور بازپرس به ماده 27 اعلاميه جهاني حقوق بشر استناد كرد.

بايد از كسان ديگري نيز سپاسگزار باشم و آن اعضاء ارجمند و شرافتمند اداره حقوقي بود كه اعلام كرد نه تنها اين كار مفيد است بلكه در زمره امر به معروف و نهي از منكر است .يعني هر كسي مي تواند اين شكايت را بكند.

بر مبناي آن آقاي محمدي جرویه دستور تعطيل و توقف عبور مترو را صادر كرد و به عنوان اصل هشتم قانون اساسي كه امر به معروف و نهي از منكر را وظيفه دولت نسبت به ملت ، وظيفه ملت نسبت به دولت و وظيفه همگان دانست ما به خودمان اين حق را داده بوديم كه به دولت اعلام بكنيم اين روال بر خلاف حق ، بر خلاف عدالت ، بر خلاف اصول و بر خلاف منافع ملي است.

اما پرونده سوم كه فكر مي كنم باز هم نه تنها در طول تاريخ دادگستري ما سابقه ندارد بلكه در ديگر كشورهاي جهان هم كمتر بايد چنين باشد كه 4350 نفر نسبت به موضوع واحد تفويض وكالت بكنند و يك امري را خواستار شوند .

البته دادسراي پاسارگاد اعلام عدم صلاحيت كرد و ما ناگزير بوديم كه سه سال قبل پرونده را در تهران طرح بكنيم .

البته در شعبه نهم بازپرسي كاركنان دولت مطرح شد و البته تاكنون از ما دعوتي به عمل نيامده است .

اما شهردار محترم پاسارگاد صراحتاً اعلام كرد كه روال تغيير اكولوژي و رطوبت فزاينده اي كه بوجود آمده ، باعث اين شده كه مقبره كوروش در تحت تأثير رطوبتي كه آنجا هست گلسنگ ايجاد كند و تغذيه گلسنگ از آهك است و كل سنگهاي مقبره كوروش آهكي است و اين را نه من نقل قول مي كنم ، بلكه روزنامه به عنوان تيتر اول خودش اعلام و اظهار داشته اما از نگرش حقوقي همه شما حقوقدانيد ، فرهيخته ايد.

موضوعي كه مي گويم به راحتي دريافت خواهيد داشت كه برابر ماده 1287 دو گونه سند رسمي داريم ، نخست آنچه كه در دفاتر اسناد رسمي انجام مي شود دو ديگر آنكه مقامات در حد صلاحيت خودشان نسبت به موارد اعلام نظر بكنند .

لذا هنگامي كه شهردار مبادرت به اعلام اين موضوع مي كند اين يك سند رسمي است و جاي ترديد و انكار ندارد .

من فكر مي كنم اصالت دولت اين بود كه نسبت به اين موارد با دقت و فراست و مسئوليت گسترده اي كه اين ميراث فرهنگي متعلق به من نيست ، متعلق به شما نيست ، متعلق به نسل فعلي هم نيست .

متعلق به نسلهاي متعددي است كه آمدند و رفتند.

اجازه بدهيد يك نكته را كه مي خواهم در بخش دوم سخنان خودم بگويم هم اينجا ياد آور شوم.

روز نخست كنفرانس وين يك آقای پروفسوري كه مي گفتند كه تحصيل كرده دانشگاه آكسفورد است ، سخنراني داشت .

البته در طي سخنراني اعلام كرد كه من مدرس سوربون هستم اما هيأت ظاهري آن به هيچيك از اين دو كشور نمي خورد.

هنگامي كه من اسامي را ملاحظه كردم ديدم اسم ایشان "برتراند جی رامجاوالان " است .

ايشان راجع به تاريخچه حقوق بشر سخنراني كرد و نسبتاً سخنراني مفصلي داشت وی در طي سخنراني خودش گفت :

به نظر من بنيانگذار حقوق بشر در پهنه گيتي كوروش كبير است.

او گفت . . .

من خارج از قاعده كف زدم كه البته كمي قصور و شكسته بودم.

او پرسيد آيا شما ايراني هستيد ؟

چون نقشي كه جلوی من بود ، حكايت از اين داشت.

گفت من تنها كتاب خودم را كه در اين باره نوشتم به تو هديه مي كنم و مي بينيد كه در روي اين كتاب هم كه آخرين تحقيقات حقوق بشر است و نوشته اين پرفسور هندي مقيم فرانسه است ، باز هم منشور كوروش كبير است.

چون يك نسخه داشت اين نسخه را پشت نويسي كرد و به من داد.

اما برگردم به كنفرانس وين . چه مي گفت و چرا تشكيل شده بود و هدفش چه بود؟

بعد از 1948 كه نهايتاً در پي خودخواهي هاي انسان و تفرقه هاي بي عدد و حدي كه بوجود آمده بود كه از جمله بخواهم فهرست وار اعلام كنم مثلاً 200 سال مسلمانان با مسيحيان جنگيدند به عنوان جنگهاي صليبي .

حدود نيم قرن پروتستان ها با كاتوليك ها بحث كردند به گونه اي كه اعلام مي داشتند اگر يك كاتوليكي ، پروتستانی را بكشد ،حتماً به بهشت مي رود و به معاهده وستفالی در سال 1628 منتهي شد.

بالاخره جنگ جهاني اول ، جنگ جهاني دوم ، تشكيل جامعه ملل ، انحلال جامعه ملل و تشكيل سازمان ملل 1945 و تشكيل كميسيون نظارت بر حقوق بشر در 1948 انجاميد.

در اينجا مبادرت به تبيين بايد ها و نبايد هاي حقوق بشر در يك اعلاميه به عنوان " دیکلریشن حقوق بشر " كردند كه چندان مؤثر نبود تا اينكه قرار شد حقوق بشر اجرايي و عملي بشود .

به همين علت طي قطعنامه مجمع عمومي قرار شد يك مجمعي ، يك اجلاسي تشكيل شود اين اجلاس در تهران در سال 1968 تشكيل شد و به عنوان نخستين كنفرانس بين المللي حفظ حقوق بشر ذكر شد كه در آن اعلام كرد كه از اين پس بايد نسبت به ترويج حقوق بشر اقدام شود.

متأسفانه بعد از اين نشست ديگر اين اجلاس ها تعقيب نشد تا 25 سال بعد دومين كنفرانس در پي اهداف اجلاس بدوی در وين به سال 1993 تشكيل شد.

كنفرانس وين تصميم گرفت كه از اين به بعد هر ساله اين كنفرانس را در وين برگزار بكند كه امسال پانزدهمين كنفرانسي بود كه از آن وقت تشكيل شده بود.

مثلاً نماينده مالي هنگامي كه صحبت مي كرد گفت اين يك فاجعه عظيم است كه من نتوانستم هنوز در كشور خودم اين مقدار از توسعه را ترويج دهم كه مردم نسبت به حقوق بشر آگاه باشند.

نماينده كويت معتقد بود كه اصولاً ساليان زيادي طول مي كشد كه ما نسبت به حقوق زنان بتوانيم فرهنگ را آماده بكنيم كه بعداً در قانون راه پيدا بكند.

نماينده اتريش ،جايي كه كنفرانس بود ،مي گفت ما هنوز به اون توانائيها نرسيديم كه تمام اينها را ذكر بكنيم .

من دچار تعجب نه، دچار تحير شدم كه اينها چقدر عقب مانده تر از ما در زمينه حقوق هستند ! به علت اينكه در ارديبهشت 1354 ما با ملحق شدن به میثاق های فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي به طور همزمان ،كليت اينها را پذيرفتيم .

ضمن اينكه بسياري از موارد مندرج در حقوق بشر در قانون اساسي ما هست .

لذا من اعلام كردم وضعيت ما با همه متفاوت است.

وضعيت ما شرايطي است كه همه اينها در تئوري نظام حقوقي ما وجود دارد اما در هنگام عمل ،متأسفانه با عدم توجه دولتمردان و دادرسان مواجه مي شويم.

نمونه بارز آن مگر ما در اصل 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي نمي خوانيم كه محاكمات سياسي بايد با حضور هيأت منصفه و به طور علني در دادگاههاي عمومي انجام شود ؟

مگر الآن محاكماتي كه تحت عنوان اين موارد كه نهايتاً كساني كه مبادرت به آن کرده اند ، هيچ انگيزه و نفع شخصي نداشتند ؟

در دادگاه انقلاب كه يك مرجع اختصاصي است كه من قبلاً بيش از يك ساعت اينجا سه سال پيش راجع به خاتمه يا ادامه كار دادگاه انقلاب با شما صحبت كرده ام.

اميدوارم مجله كانون ؛ شجاعت نه ، اين رسالت را داشته باشد كه چاپ بكند. هرچند ساير مقالات من را گفتند چاپ مي كنيم ولي چاپ نكردند.

خوب برگردم به مورد اصلي.

بر اين مبادي موقعيت جمهوري اسلامي با همه كشورهاي ديگه متفاوت است .

ما نبايد سعي بكنيم كه اينها به نظام حقوقي ما راه پيدا بكنند ، راه پيدا كردند.

ما بايد اين خواست و طلب و مطالبه عمومي را مطرح كنيم كه چگونه است علي رغم اينكه ماده 9 قانون مدني مي گويد معاهداتی كه دولت منعقد مي كند در حكم قانون است.

در حكم قانون است يعني چه؟ يعني مشابه قانون عمل بايد شود.

پس نهايتاً رسالتي كه به عهده من نه ، رسالتي كه به عهده شما ، به عهده همه ما هست كه يكبار ديگر نگرش بكنيم چرا ماده 9 اجرا نمي شود؟

چرا معاهداتي كه به آن پيوسته ايم اقدام نمي شود؟

به اميد اينكه اينها به نتيجه برسد.



از سایت سرزمین جاوید

24.09.2008


اعتراض ایران دوستان به توهین هفته نامه اشپيگل به پدر حقوق بشر


جمعی از ایران دوستان و چهره های سرشناس سیاسی ، در اعتراض به توهین هفته نامه آلماني اشپيگل به "کوروش بزرگ" پدر حقوق بشر و بزرگترين فرمانرواي تاريخ ايران و جهان، نامه ای خطاب به "ملت ايران و فرهنگ دوستان جهان" منتشر کردند.
متن کامل این نامه ، در زیر می آید.

"ملت ايران و فرهنگ دوستان جهان"
سياست هاي خشن و دور از تمدن و فرهنگ ايراني به قدرت نشستگان، چنان فضائي عليه ايران و ايراني بوجود آورده که هر چه به اين فرهنگ و تمدن وابستگي دارد، مورد خشم و هجوم بيگانگان قرار گرفته است.
متاسفانه در روزهاي گذشته شاهد توهين غيرمنصفانه ي هفته نامه ي آلماني اشپيگل به بزرگترين فرمانرواي تاريخ ايران و بلکه جهان ,و منجی و نماد آزادی – کوروش بزرگ – بوده ايم که به سزاوار او را بايد پدر حقوق بشر ناميد.
ما ايران دوستان ضمن محکوم کردن اين عمل به دور از خرد اشپيگل، بيان مي کنيم که تازش به فرهنگ و تمدن ايراني، تازش به فرهنگ و تمدن بشري است و آناني که خود را متمدن مي نامند، نبايد به چنين تحریف های تاریخی متوسل شوند. از اسفناکتر آنکه در درون کشور ما هم گروهي از قدرت بدستان، خود بزرگترين آسيب ها را به فرهنگ و تمدن ايراني و به چهره ي ايرانيان در نزد جهانيان زده اند. در اين سال ها ما شاهد روزي نبوده ايم که در آن خبر ناگواري از تخريب آثار مادي و معنوي ايرانيان به گوش نرسد.
ما امضاکنندگان اين بيانيه ضمن محکوم کردن هر دوي اين حرکت ها، از قدرتمداران مي خواهيم از کارهائي که منجر به آسيب زدن به هويت ايرانيان شود، بپرهيزند و به فرهنگ دوستان جهان اعلام مي کنيم که اعمال اين کاربدستان را به حساب مردم و تاريخ پربار ايرانيان نگذارند و با ملتي که در طول تاريخ خدمات شاياني به تمدن و فرهنگ بشري کرده است، عناد نورزند. به باور ما اينگونه کارها نهايت بي خردي و فرهنگ ستيزي نزد افکار عمومي جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

اديب برومند، الاهه امیرانتظام، مهندس عباس اميرانتظام، بانو دکتر لقا اردلان، بانو فرشيد افشار، ابوالقاسم آخته، دکتر داود هرميداس باوند، مهندس مرتضي بديعي، دکتر جهانشاه برومند، تيرداد بنکدار، دکتر چنگيز پهلوان، بانو گيتي پورفاضل، ابوالحسن پازوکي، سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلي، بيژن جانفشان،عيسي خان حاتمي، دکتر علي حاج قاسمعلي،علی حيدری، مهندس حميدرضا خادم، دکتر پرويز دبيري،جمال درودي، مهندس آرش رحماني، بهرام رحمانی وحيد،دکتر علي رشيدي،دکتر محسن رهامي، مهندس اشکان رضوي، مهندس کورش زعيم، دکتر احمد ساعي، بانو توران شهرياري، مهندس مجيد ضيايي، يوسف فلاح، دکتر محسن فرشاد، سرلشکر بازنشسته ناصر فربد، دکتر باقر قديري اصلي، دکتر عليقلي محمودي بختياري، هرمز مميزي، دکتر محمد ملکي، مهندس حميدرضا مسيبيان، مهندس علي اکبر معين فر، بانو پريچهر مبشري، دکترعلي اکبر نقي پور، دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوي، مهندس حبيب يکتا.
پایان.
پیمان پاک مهر - روزنامه نگار در تبریز
16.08.2008

اصل مطلبی که مجله اشپیگل مورخ 7ژولیه 2008مطابق با 16تیرما 1387 منتشر کرد .
FALLING FOR ANCIENT PROPAGANDA
UN Treasure Honors Persian Despot
By Matthias Schulz

A 2,500-year-old cuneiform document ceremoniously displayed in a glass case at the United Nations in New York is revered as an "ancient declaration of human rights." But in fact, argue researchers, the document was the work of a despot who had his enemies tortured.


Corbis
An engraving of Cyrus the Great, a mighty ruler but not necessarily a humane leader.
Shah Mohammed Reza Pahlevi was planning a record-breaking gala. First he proclaimed the "White Revolution," a land reform program, and then declared himself the "Light of the Aryans." Finally, in October of 1971, he had taken it upon himself to celebrate "2,500 years of the Iranian monarchy." The organizers of the celebration had promised to deliver "the greatest show on earth."

The Shah had 50 opulent tents set up amid the ruins of Persepolis. Invited dignitaries included 69 heads of state and crowned monarchs. The guests consumed 20,000 liters of wine, ate quail eggs with pheasant and gilded caviar. Magnum bottles of Château Lafite circled the tables.

At the high point of the festival, the Shah walked to the grave of Cyrus II who, in the 6th century B.C., had conquered more than 5 million square kilometers (1.9 million square miles) of land in a long and bloody war.


FROM THE MAGAZINE
Find out how you can reprint this DER SPIEGEL article in your publication. Critics at the time complained that $100 million (€63 million) was a lot of money to spend celebrating the ancient Persian king. "Should I serve heads of state bread and radishes instead?" was the Shah's brusque rejoinder.

Religious leader Ayatollah Khomeini, still in exile at the time, was also quick to issue his scathing criticism: "The crimes committed by Iranian kings have blackened the pages of history books."

But the Shah knew better. Cyrus, he announced, was a very special man: noble and filled with love and kindness. The Shah insisted that Cyrus was the first to establish a right to "freedom of opinion."^

'Ancient Declaration of Human Rights'

Pahlevi also ensured that his view of history would be taken to the United Nations. On Oct. 14, just as the party in Persepolis was in full swing, his twin sister walked into the United Nations building in New York, where she handed a copy of a cuneiform document, about the size of a rolling pin, to then Secretary General Sithu U Thant. Thant thanked her for the "historic gift" and promptly praised it as an "ancient declaration of human rights."

Suddenly even the UN secretary-general was insisting that Cyrus "wanted peace," and that the Persian king had "shown the wisdom to respect other civilizations."

Then Thant had the clay cylinder (which contains a supposedly particularly humane decree by Cyrus II dated 539 B.C.) displayed in a glass case in the main UN building. And there it continues to lie today, directly adjacent to a copy of the world's oldest peace treaty.

Those were grand gestures and grand words, but in the end it was nothing but a hoax that the UN had fallen for. Contrary to the Shah's claims, the cuneiform degree was "propaganda," explains Josef Wiesehöfer, a scholar of ancient history at the University of Kiel in the northern Germany. "The notion that Cyrus introduced concepts of human rights is nonsense."

Hanspeter Schaudig, an Assyriologist at the University of Heidelberg in the southwestern Germany, says that he too would be hard-pressed to see the ancient king as a pioneer when it comes to equality and human dignity. Indeed, Cyrus demanded that his subjects kiss his feet.

The ruler was responsible for a 30-year war that consumed the Orient and forced millions to pay heavy taxes. Anyone who refused stood to have his nose and ears cut off. Those sentenced to death were buried up to their heads in sand, left to be finished off by the sun.

Did the UN simply believe this historical lie -- concocted by the Shah -- without any further examination?

'The UN Made a Serious Mistake'

Art historian Klaus Gallas, who is preparing a German-Iranian cultural festival to take place in Weimar next summer, has now brought the matter to the public's attention. During his preparations for the festival he discovered the inconsistencies between the Shah's claims and the Cyrus decree. "The UN made a serious mistake," says Gallas.


AFP
The limestone tomb at Pasargadae of King Cyrus the Great.
Despite having been contacted by SPIEGEL several times, the organization has declined to comment on the incident. Indeed, the UN Information Service in Vienna continues to insist that many still consider the cuneiform cylinder from the Orient to be the "first human rights document."

The aftermath of the hoax has been disastrous. Even German schoolbooks describe the ancient Persian king as a pioneer of humane policies. According to a forged translation on the Internet, Cyrus even supported a minimum wage and right to asylum.

"Slavery must be abolished throughout the world," the fake translation reads. "Every country shall decide for itself whether or not it wants my leadership."

Even Shirin Ebadi, the 2003 winner of the Nobel Peace Prize, was taken in by the hoax. "I am an Iranian. A descendant of Cyrus the Great," she said in her speech in Oslo. "The very emperor who proclaimed at the pinnacle of power 2,500 years ago that ... he would not reign over the people if they did not wish it."

The experts are now stunned at this example of a rumor gone wild.

If one thing is clear, it is that the figure at the center of this hoax radically shook the ancient Orient like no other ruler. With what German scholar Wiesehöfer calls "military strokes of genius," Cyrus advanced with his armies to India and to the Egyptian border. He is considered the creator of a new kind of country. At the height of his power, he was the ruler of a magnificent empire bursting with prosperity.


RELATED SPIEGEL ONLINE LINKS
From the Archive: False Gods: 'Ancient' Forgeries Fool Art Markets (01/23/2008)
Don't Fake the Pharaohs: Egypt Planning Pyramid Copyright (12/27/2007)
Raiders of the Lost Codex: Scholars Piece Together Ancient Bible (04/23/2007)But it all began far more modestly. Born the son of an insignificant minor king in what is today southwestern Iran, the young man mounted the throne in 559 B.C.

Even in antiquity, bizarre legends were associated with the king. According to one of them, Cyrus grew up in the wild and was nursed by a female dog. There are no contemporary images of him.

His neighbors to the west soon felt the brunt of this man's determination. After conquering the neighboring Elamite people, he attacked the Median Empire in 550 B.C. with his army's fast combat chariots and soldiers dressed in bronze armor.

After that, the upstart king invaded Asia Minor, or modern Turkey, where hundreds of thousands of Greeks lived in colonies. Well-to-do citizens from Priene were enslaved.




Digg Stumble Upon Reddit Facebook Del.icio.us Fark Yahoo Newsvine Google Font:
FALLING FOR ANCIENT PROPAGANDA
UN Treasure Honors Persian Despot
By Matthias Schulz

Part 2: 'One of the Most Magnificent Documents Ever Written'


The general recuperated from the trials of war at his residence in Pasargadae. It was surrounded by an irrigated garden known as the "paradeisos" and was home to a sumptuous harem.

But Cyrus soon became restless in his palace and returned to the front, this time heading east to Afghanistan. His life ended at 71, somewhere in Uzbekistan, when a spear punctured his thigh. He died three days later.


DPA
The Walls of Babylon, now at the Pergamon Museum in Berlin.
Courageous in battle and adept in the politics of running his empire, Cyrus, says Wiesehöfer, was a "pragmatist" who attained his goals with "carrots and sticks." But he was no humanist.

Some Greeks praised the conqueror. Herodotus and Aeschylus (who lived after Cyrus's death) called him merciful. The Bible describes him as the "anointed one," because he supposedly permitted the abducted Jews to return to Israel.

But modern historians have long since debunked such reports as flattery. "A shining image of Cyrus was created in antiquity," Wiesehöfer says. In truth, he was a violent ruler, like many others. His army ransacked residential neighborhoods and holy sites, and the urban elites were deported.

Only the Shah, who had his own problems in the 1960s, could have come up with the idea of reinterpreting this man as an originator of human rights. Despite his SAVAK secret police's notorious torture practices, there was resistance throughout the country. Marxist groups carried out bombings while mullahs called upon their followers to resist the government.

In response, the Shah attempted to invoke his ancient predecessors. Just as Cyrus was once the father of the nation, he insisted, "So am I today."

"The history of our empire begins with the famous proclamation by Cyrus," the Shah claimed. "It is one of the most magnificent documents ever written on the spirit of freedom and justice in the history of mankind."

One thing is true, and that is the clay cylinder documents a banal story of political betrayal. When the text was written in 539 B.C., Cyrus found himself in what was probably the most dramatic part of his life. He had dared to attack the New Babylonian Empire, his powerful rival for dominance of the Orient, a realm that extended all the way to Palestine. Its capital, the magnificent city of Babylon, crowned by a 91-meter tower, was also a center of knowledge and culture. The empire itself was bristling with weapons.

Nevertheless, the Persian ruler decided to risk attacking the Babylonians. His troops marched down the Tigris River. After attacking the fortified city of Opis and killing all prisoners, they advanced on Babylon.

Babylonian Betrayal

There, barricaded behind an 18-kilometer (11-mile) wall around the city, sat Cyrus' beleaguered enemy: King Nabonid, an old man of 80.

At that very moment, the priests of the god Marduk were committing treason against their own country. Angry over the loss of power they had suffered under their king, they secretly opened the gates and allowed hostile Persian negotiators to enter the city. Nabonid was banished and his son murdered.


DER SPIEGEL
Cyrus' Persian Empire
The conditions for a complete surrender were then hammered out. Cyrus demanded the release of fellow Persians who had been carried off in earlier wars. He also insisted on the return of stolen statues of gods.

These were the passages that the Shah would later reinterpret as a general rejection of slavery. In truth, Cyrus merely freed his own followers.

In compensation for their treacherous services, the priests were given money and estates. In return, they praised Cyrus as a "great" and "just" man and as someone who "saved the entire world from hardship and distress."

Only after all the arrangements had been made did the king enter Babylon, riding in through the blue-glazed Gate of Ishtar. Reeds were spread on the ground at his feet. Then, as is written in line 19 of the Cyrus proclamation, the people were permitted to "kiss his feet."

There is no evidence of moral reforms or humane commandments in the cuneiform document. Assyriologist Schaudig calls it "a brilliant piece of propaganda."

But the legend of this prince of peace had been born, thanks to the wily priests of Babylon. And since it was placed on a pedestal by the UN, it has become even more inflated.


NEWSLETTER
Sign up for Spiegel Online's daily newsletter and get the best of Der Spiegel's and Spiegel Online's international coverage in your In- Box everyday.

Iran's mullahs have not escaped the Cyrus cult. In mid-June, the British Museum in London announced that it planned to lend the valuable original cylinder to Tehran. It has become an object of Persian national pride.

"The German Bundestag even recently received a petition to have the proclamation exhibited in a glass case at the Reichstag building," says Gallas.

The petition was denied, and yet the distortion of history continues. With its disastrous tribute, the UN gave birth to a seemingly never-ending rumor.

As the saying from the Orient goes: "A fool may throw a stone into a well which a hundred wise men cannot pull out."

http://www.spiegel.de/international/world/0,1518,566027,00.html



فريدون آدميت در سن ۸۷ سالگی در بيمارستان درگذشت
فريدون آدميت؛ مشروطه و تاریخ نگاری جدید



فريدون آدميت، پژوهشگر تاريخ معاصر ايران، روز شنبه در سن ۸۷ سالگی در بيمارستان درگذشت. او يکی از مورخان برجسته تاريخ مشروطه به شمار می رفت.

تاريخ معاصر ايران به ويژه دوران قاجار و مشروطه نقطه تمرکز کارهای فريدون آدميت بود. برخی از آثار او عبارتند از: فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطيت ايران، فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطيت ايران، انديشه های ميرزا فتحعلی آخوند زاده، انديشه های طالبوف، انديشه های ميرزا آقاخان کرمانی، مجموعه مقالات تاريخی، آشفتگی در فکر تاريخی، افکار سياسی واجتماعی اقتصادی در آثار منتشر نشده دوران قاجار، عقايد و آراء شيخ فضل الله نوری و انحطاط تاريخ نگاری در ايران.

صاحب نظران تاريخ معاصر ايران فريدون آدميت را يکی از چهره های شاخصی می داند که تاثير بسياری بر تاريخ نگاری معاصر گذاشته است:

فلسفه آگاهی

محمد توکلی طرقی، استاد تاريخ دانشگاه تورنتو، درباره جايگاه آقای آدميت در تاريخ نگاری معاصر به رادیو فردا می گويد:«دکتر فريدون آدميت يکی از از اولين مورخان جديد در ايران است که به جای وقايع نگاری به علت شناسی می پردازد و در نگارش به فلسفه تاريخ توجه دارد».

آقای توکلی می افزايد:«فلسفه تاريخی که بنيان کارهای دکتر آدميت را تشکيل می دهد، به نظر من ديدگاهی هگلی است که معتقد است جوامع انسانی به تدريج به سوی آزادی و توانمندی شهروندان خود حرکت کرده و حکومت های استبدادی کم کم به حکومت مردم بر مردم می انجامند و انقلاب مشروطه در ايران رويکردی است که به شکلی حکومت مردم بر مردم را در بر دارد».

دکتر محمد توکلی اضافه می کند:«آنچه در تاريخ نگاری های فريدون ادميت اهميت دارد، حکومت قانون و حکومت مردم بر مردم است و به همين دليل انقلاب مشروطه به شکلی مظهر حکومت مردم بر مردم در تاريخ جديد ايران است»

اين استاد تاريخ دانشگاه تورنتو می گويد:«کسانی که به حکومت مردم بر مردم و توانمندی شهروندان علاقه مند هستند بی شک توجه اشان به کار های آقای آدميت جلب خواهد شد، چرا که وی فلسفه حکومت مردم بر مردم را از طريق تاريخ نگاری انقلاب مشروطه نوشته است».

* «فلسفه تاريخی که بنيان کارهای دکتر آدميت را تشکيل می دهد، به نظر من ديدگاهی هگلی است که معتقد است جوامع انسانی به تدريج به سوی آزادی و توانمندی شهروندان خود حرکت کرده و حکومت های استبدادی کم کم به حکومت مردم بر مردم می انجامند و انقلاب مشروطه در ايران رويکردی است که به شکلی حکومت مردم بر مردم را در بر دارد».

محمد توکلی

آقای توکلی درباره فهم آقای ادميت از غرب می گويد:«دکتر آدميت از چهره های ممتاز تاريخ نگاری ايران است، ولی اين که ايشان تاريخ بشريت را به تاريخ شرق و غرب تقسيم کرده شکی نيست، يعنی به شکلی ايشان حکومت مردم بر مردم را برخاسته از تمدن اروپا می داند که کم کم به ايران رسيده و در انقلاب مشروطه اشاعه پيدا کرده است».

محمد توکلی می افزايد:«اين نگرش درست نيست همان طور که ايده آل کردن معرفت شرقی چندان در خور توجه علمی نيست، اين که فرض کنيم که حکومت قانون از اروپا برخاسته است، نيز درست نيست».

تاریخ نگاری علمی

دکتر ماشاءالله آجودانی نیز در گفت و گو با راديو فردا درباره آثار فريدون آدميت می گويد:«فريدون آدميت در تاريخ نگار معاصر ايران نقش مهمی دارد. او نخستين کسی بود که به صورت مدون، و اصولی مبتی بر روش شناسی علمی کار تاريخ نگاری در ايران را آغاز کرد و از همه مهم تر اين که او آغاز گر تحليل انديشه سياسی در ايران جديد بود . بعد از احمد کسروی او تنها کسی که می شود در اين حوزه از او حرف زد».

ماشاءالله اجودانی تصريح می کند که آقای ادميت سعی داشت تا در نوشته های خود، نسبت به مورخان قبل از خودش، تصوير جامع تری نسبت فضای دوران قاجار و مشروطه ارائه دهد».

آقای آجودانی با اشاره به آثاری از فريدون آدميت همچون؛ انديشه های ميرزا فتحعلی آخوند زاده، انديشه های طالبوف، انديشه های ميرزا آقاخان کرمانی، می گويد:«اين تک نگاری انديشه ها، در نوع خود سر مشق تازه ای برای بررسی انديشه های متفکران آن دوران بود. به همين جهت سعی کرد در آثار خود فضای عدالت خواهی در فرهنگ مشروطه را نشان دهد».

در همين حال، دکتر ماشاءالله آجودانی می گويد: «اما با همه اهميت کار فريدون آدميت، کار های او خالی از اشکال و نقد نيست».

آقای اجودانی می افزايد:« در ايران بعد از مداتی که آدم در زمينه ای به قدرت و اتوريته ای تبديل می شوند، آن وقت به اعمال نظر شخصی در کار های تحقيقی اقدام می کنند. متاسفانه اين پديده دامن گير برجسته ترين مورخ ما، يعنی فريدون آدميت نيز شده بود».

به گفته آقای آجودانی کسانی که فريدون آدميت را نقد کرده اند به نوعی وام دار او نيز بوده اند.

ماشاءالله اجودانی می گويد: «با اين که فريدون آدميت، به جز مدت کوتاهی در دانشگاه تدريس نکرد، اما شيوه تاريخ نگاری او و بحث های او همه بنياد های تاريخ نگاری در دانشگاه های ما را تحت تاثير قرار داده بود».

* «با اين که فريدون آدميت، به جز مدت کوتاهی در دانشگاه تدريس نکرد، اما شيوه تاريخ نگاری او و بحث های او همه بنياد های تاريخ نگاری در دانشگاه های ما را تحت تاثير قرار داده بود».

ماشاءالله اجودانی

آقای آجودانی می افزايد:«بازنگری انتقادی کارهای فريدون آدميت، بخشی از بازنگری تاريخ تحولات سياسی ايران است».

گفتن حقيقت به قدرت

در همين زمينه، عباس ميلانی، استاد علوم سياسی دانشگاه استنفورد، به راديو فردا گفت:« آقای آدميت يکی از برجسته ترين مورخين تاريخ معاصر به شمار خواهد رفت».

به گفته عباس ميلانی، «بعد از کسروی هيچ کس به اندازه فريدون آدميت در روشن کردن زوايای تاريخ مشروطيت ايران کارهای ارزشمند ارائه نکرده است».

آقای ميلانی می افزايد: همانطور که کسانی با ديدگاه های آقای کسروی مخالف هستند، منتقدانی نيز وجود دارند که با نگاه آقای آدميت به تحولات ايران، غرب و مسئله تجدد موافق نيستند».

آقای ميلانی با اشاره به اين که «آقای آدميت يکی از شخصيت های برجسته روشنفکری معاصر ايران است»، گفت:«يکی ديگر از جنبه های شخصيت آقای آدميت بيان عقايد خود و تسليم نشدن در برابر زور و گفتن حقيقت به قدرت بود».

به گفته آقای ميلانی با اشاره به اين که مضمون مهم اکثر آثار فريدون آدميت دفاع از آزادی، در معنای متعارف آن، بود، گفت:«فريدون آدميت در برخی آثار خود که بر سبيل نقد نوشته از اين مضمون به طور ضمنی دفاع کرده است .به ويژه جزوه ای که پس از انقلاب منتشر شد و در آن نظرات علی شريعتی، جلال ال احمد و مهدی بازرگان را با شجاعت و صراحت شگفت انگيزی به نقد کشيده است».

اين استاد دانشگاه می افزايد:«بنابر اين هم سلوکش به عنوان يک انسان و يک روشنفکر ماندگار است و هم اثارش به عنوان يکی از برجسته ترين مجموع آثار درباره تاريخ معاصر ايران ماندگار خواهد ماند».

30.03.2008

آثار تاریخی ما در معرض نابودی و تخریب



ناچاریم به این نکته اشاره کنیم که ژنوساید فرهنگی یا پاکسازی و نسل کشی فرهنگی که در منطقه خوزستان به صورت گسترده اعمال میشود و نیز روند تخریب و پاکسازی آثار تاریخی در آن منطقه دو روی یک سکه هستند ، بطوریکه نسل کشی فرهنگی به صورت گسترده در خوزستان اعمال میشود ، همانگونه روند تخریب و پاکسازی میراث تاریخی در آن منطقه در حال اجراست . از این اقدامات که همواره خواهان نابود سازی هویت مردم عرب خوزستان میباشد در گستره ای بس وسیع صورت میگیرد که در این نوشته نمیگنجد ولی اگر بخواهیم نمونه هایی از این نابودسازی تاریخی را ذکر کنیم میتوانیم به چند مورد از روند نابود سازی و تخریب کاخهای شیخ خزعل در منطقه امیریه اهواز که در معرض تخریب وسیعی قرار دارد را میتوان شمرد و باید به این نکته نیز اشاره کرد که این کاخها جزو میراث تاریخی مردم عرب خوزستان بوده و قابل جداشدن از تاریخ این منطقه نمی باشد ، علاوه بر آن کاخ منطقه فعلیه واقع در خرمشهر نیز در معرض خطر نابودی کامل قرار دارد و به مرتعی برای چارپایان تبدیل شده است و اگر به گذشته ای دور برگردیم خواهیم دید که روند تخریب و نابودسازی تاریخی ایلامی نیز از این پروسه مستثنی نیست . این تمدن ریشه دار که متعلق به مردم عرب خوزستان است به صورت غیراخلاقی و غیرانسانی در معرض تحریف قرار دارد و باستان شناسان ایرانی در این روند تحریف سازی و نابودسازی و پاکسازی آن سعی میکنند . به همین مناسبت از تمام باستان شناسان جهان دعوت بعمل می آورم تا به منطقه خوزستان مسافرت کرده و از این روند مطلع شوند تا چه بسا قرائتی جدید از این تمدن به جهانیان عرضه شود و آنچه را که یک تمدن انسانی ایلامی با آن روبرو است به جهانیان گوشزد شود .
به تحریف تمدن ایلامیان تا این مرحله اکتفا نکردند بلکه سعی شده تا آثاری از تمدنهای دیگر را در منطقه شوش مدفون کنند تا چنان وانمود سازند که آن تمدن ایلامی به مردم عرب خوزستان وابسته نیست به همین جهت از باستان شناسان تمام جهان دعوت بعمل می آورم تا به آن منطقه بروند و دست به اقداماتی فنی و حرفه ای با انگیزه های انسانی برای کشف حقایق و برملا ساختن اقدامات غیر متمدنانه که در اهواز که در حال اجراست دست بزنند.



روزنامه نگار زندانی
محمد حسن فلاحیه زاده
بند 350 زندان اوین


فعالان حقوق بشر در ایران 24.03.2008

اعتراض به تخريب بناهاي تاريخي و باستاني در قره باغ



رييس سازمان حفاظت از بناها و مقبره‌هاي قديمي جمهوري آذربايجان نسبت به تخريب بناهاي تاريخي و باستاني در قره باغ اعتراض كرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در باكو، فائق اسماعيل‌اف اظهار داشت: ارمنستان بناهاي تاريخي و فرهنگي قديمي و بناهاي مذهبي در مناطق اشغالي را خراب كرده و يا نام آنها را تغيير داده است.

وي افزود: كليساهايي در مناطق اشغالي قره باغ با حمايتهاي مالي آمريكا، كانادا و فرانسه ساخته شده است. اسماعيل‌اف با ادعاي اينكه ارمنستان پيشنهاد اختصاص بخشي از منطقه اشغالي لاچين به كردها را كرده است، ادامه داد: ارمنستان از حمايت «پ.‌ك.‌ك» سود مي‌برد

01.02.2008



مجسمه 7 متري آرش كمانگير رونمايي شد



رژیم دزدان و جنایتکاران اسلامی بعد از 29 سال حکومت ترور و ارعاب به حقیقتی تاریخی پی برده است که:
جنایتکاران و راهزنان 1400 سال پیش برای قاطبه مردم ایران به بخاطر دشمنی با فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان و تخریب ایران و جنایت دائم و پیگیر بیش از 200 سال علیه مردم ایران در گذشته از تنفر تاریخی برخوردار اند. سینه زنی و عزاداری برای مشتی انیرانی که جز جنایت بر مردم ایران پیامی نداشته اند، حرکتی است در خدمت ادامه توحش اسلامی در ایران .از اینرو مردم ایران جز بخشی از عوام از آشورا ، سینه زنی و قمه زنی بیزار و آن را علائم توحش اسلامی و حکومت آن در ایران میدانند. رژیم اسلامی به این واقعیت ملموس در جامعه پی برده است که دیگر برای ماندن بر اریکه قدرت ، حسن و حسین کار ساز نیستند و فارغ از هر نوع اعتبار انسانی . حال حکومت اسلامی به دنبال استوره های ایرانی میگردد ، تا خود را ایرانی جا بزند.از اینروست که از در دفاع از خشایار شاه بر می آید و حال مجسمه آرش کمانگیر را میسازد این در حالی است که جنایتکاران حکومتی آثار تاریخی ایران را برای نابودی به آب میکشند و یا در مناطق تاریخی سد سازی میکنند تا آثار باستانی ایران را ویران و به زیر آب برند.. ح.س.ا





خبرگزاري فارس: مجسمه 7 متري آرش كمانگير عصر امروز در موزه سعدآباد رونمايي شد.


به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، مجسمه آرش كمانگير در مجموعه فرهنگي- تاريخي سعدآباد و به سفارش مجموعه توسط گروه مجسمه سازي آرش به مدت چهار ماه طراحي و ساخته شد.
گروه مجسمه‌سازي آرش مركب از استاد حسن ارژنگ نژاد، حسين ونكي، اكبر وزيري و ابوذر ونكي، كليه مراحل طراحي، مدلسازي، قالبگيري،‌ توليد و نصب تنديس آرش كمانگير را به عهده داشتند.
ارتفاع مجسمه از سطح زمين تا انتهاي كمان بيش از 7 متر است كه يك سنگ صخره مانند به ارتفاع 170 سانتيمتر در قسمت زيرين آن قرار دارد و جلوه‌اي خاص به تنديس مي‌دهد.
اين طرح به عنوان بخشي از تنديس‌ سازي و طراحي فضاي كاخ موزه سعدآباد است كه دو شير نيز در اين مكان نصب مي‌شود و بخش ديگري كه در دست اقدام است ساخت دو سوار و اسب به ارتفاع حدود 8 متر براي نصب در دو طرف استخر مقابل موزه ملت است كه در حال حاضر ساخت ماكت آن به اتمام رسيده و مدل‌سازي آن آغاز مي شود.
نقش برجسته شكارگاه براي دو ديوار‌ه‌ پلكان كاخ ملت نيز طراحي و ماكت‌سازي شده است و بزودي به مرحله‌ اجرا در ‌خواهد آمد كه با مجموع دو سوار پيشتر جزء مجموعه بوده‌اند.
لازم به يادآوري است كه اين اقدام در نوع خود بسيار حائز اهميت است و شايد در دنيا اولين بار است كه يك مجموعه تاريخي پس از گذشت بيش از هفتاد سال دوباره رنگ قدمت و تاريخي خود را مي‌گيرد و مي‌تواند در جلب گردشگري براي مجموعه‌اي كه خود بيش از موزه‌هاي ديگر مورد توجه بازديد‌كنندگان خارجي است نقش اساسي داشته باشد.
خبرگزاري فارس: مجسمه 7 متري آرش كمانگير عصر امروز در موزه سعدآباد رونمايي شد.


به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، مجسمه آرش كمانگير در مجموعه فرهنگي- تاريخي سعدآباد و به سفارش مجموعه توسط گروه مجسمه سازي آرش به مدت چهار ماه طراحي و ساخته شد.
گروه مجسمه‌سازي آرش مركب از استاد حسن ارژنگ نژاد، حسين ونكي، اكبر وزيري و ابوذر ونكي، كليه مراحل طراحي، مدلسازي، قالبگيري،‌ توليد و نصب تنديس آرش كمانگير را به عهده داشتند.
ارتفاع مجسمه از سطح زمين تا انتهاي كمان بيش از 7 متر است كه يك سنگ صخره مانند به ارتفاع 170 سانتيمتر در قسمت زيرين آن قرار دارد و جلوه‌اي خاص به تنديس مي‌دهد.
اين طرح به عنوان بخشي از تنديس‌ سازي و طراحي فضاي كاخ موزه سعدآباد است كه دو شير نيز در اين مكان نصب مي‌شود و بخش ديگري كه در دست اقدام است ساخت دو سوار و اسب به ارتفاع حدود 8 متر براي نصب در دو طرف استخر مقابل موزه ملت است كه در حال حاضر ساخت ماكت آن به اتمام رسيده و مدل‌سازي آن آغاز مي شود.
نقش برجسته شكارگاه براي دو ديوار‌ه‌ پلكان كاخ ملت نيز طراحي و ماكت‌سازي شده است و بزودي به مرحله‌ اجرا در ‌خواهد آمد كه با مجموع دو سوار پيشتر جزء مجموعه بوده‌اند.
لازم به يادآوري است كه اين اقدام در نوع خود بسيار حائز اهميت است و شايد در دنيا اولين بار است كه يك مجموعه تاريخي پس از گذشت بيش از هفتاد سال دوباره رنگ قدمت و تاريخي خود را مي‌گيرد و مي‌تواند در جلب گردشگري براي مجموعه‌اي كه خود بيش از موزه‌هاي ديگر مورد توجه بازديد‌كنندگان خارجي است نقش اساسي داشته باشد.

04.02.2008



ترجمه دادنامه عليه رحيم مشايی به دادگاه کيفری بين المللی



توجه: عاليجناب قاضی فيليپ کيرش

رياست ديوان کيفری بين المللی

موضوع: کيفرخواست عليه آقای اسفنديار رحيم مشايی، رييس سازمان ميراث فرهنگی جمهوری اسلامی ايران

اظهار می دارد:

از آنجا که پيشنهادی در تاريخ پانزدهم خرداد ۱۳۸۶، برای انجام اصلاحات در اساسنامه ديوان کيفری بين المللی با افزودن بندهايی به ماده های ۵ و ۷ اساسنامه رم جهت شامل شدن نابودسازی عمدی ميراث های فرهنگی و تاريخی بشری در فهرست جنايات عليه بشريت که توسط قانون بين المللی قابل تعقيب و مجازات باشد، توسط آقای کورش زعيم به آن مقام محترم تسليم شده است،


و از آنجا که پيشنهادهای نامبرده در کنفرانس حقوق بين الملل تهران که در تيرماه ۱۳۸۶، برگزار شد نيز توسط قانوندانان تراز اول کشور تاييد و پيشنهاد شد که توسط ديوان کيفری بين المللی مورد توجه و اقدام قرار گيرد،


و ازآنجا که مردم ايران اضطرار اين امر را احساس می کنند و اقدام به هنگام را برای جلوگيری از نابودسازی سيستماتيک ميراث فرهنگی و تاريخی کهن ايران زمين توسط مسئولان دولتی ضروری می دانند،


اکنون، بنابراين، با اين پيش فرض که در آينده نزديک پيشنهاد نامبرده يا شکلی از آن تصويب و در اساسنامه رم گنجانده و به صورت قانون درخواهد آمد؛ و اينکه هرگونه تاخير در تعقيب متخلفان باعث ادامه کاهش ميراث فرهنگی و تاريخی بشری خواهد شد،


بنياد ميراث پاسارگاد، به اين وسيله، شخص نامبرده در زير و سازمان او را به جنايت عليه بشريت، تحت بند E ماده ۷ و بندهای J و L ماده ۷ پيشنهادی اساسنامه ديوان کيفری بين المللی متهم می کند:


ما آقای اسفنديار رحيم مشاعی، رييس سازمان ميراث فرهنگی جمهوری اسلامی ايران و همدستان او را به خاطر نابودسازی عمدی و سيستماتيک ميراث جهانی فرهنگ و تاريخ کهن ايران، با پشتيبانی دولتی، به جنايت عليه بشريت متهم می کنيم و خواستار تعقيب و محاکمه او در دادگاه کيفری بين المللی هستيم. فهرست بخشی از جنايات فرهنگی آقای مشايی و همدستان او پيوست است.


ما از آن دادگاه کيفری بين المللی استدعا داريم که بيدرنگ پس از تصويب و افزودن بندهای پيشنهادی به اساسنامه دادگاه، متخلفان نامبرده تحت تعقيب قرار گيرند. نابودسازی ميراث فرهنگی و تاريخی ايران با سرعتی گيج کننده پيش می رود و بايد پيش از اينکه خيلی دير شده باشد، آن را متوقف کرد.


با گراميداشت،


بنياد ميراث پاسارگاد


کورش زعيم، مدير بخش پژوهش

پيوست ها:
۱. متن اصلی پيشنهاد کورش زعيم برای اصلاحات در اساسنامه ديوان کيفری بين المللی:
فصل ۵. جنايات در صلاحيت دادگاه
افزوده شود: ( e ) نابود سازی ميراث فرهنگی
فصل ۷. جنايات عليه بشريت
افزوده شود: ( l ) نابودسازی عمدی ميراث فرهنگی جهانی
افزوده شود: ( j ) هدف پاراگراف l : "نابودسازی عمدی ميراث فرهنگی جهانی" يعنی نابودسازی برنامه ريخته شده و عمدی سازه ها، ابزار، جايگاه ها، و آثار هنری تاريخی که ميراث فرهنگی به شمار می آيند و در سازمان يونسکو ثبت شده اند، ويا روندی از رفتار که شامل دستورهای متعدد يا سيستماتيک برای نابودسازی آثار تاريخی و ميراث فرهنگی ملی باشد.
من اميدوارم که اين پيشنهاد مورد توجه قرار گيرد، زيرا باور دارم در حاليکه نفس و خون زندگی فيزيکی ما را تامين می کند و بايد از آن محافطت شود، ميراث فرهنگی هويت و تعادل روانی جامعه انسانی را فراهم می سازد که بدون آن جامعه انسانی روح خود را از دست می دهد.
۲. فهرست تخلفات متهم در حفاظت از ميراث فرهنگی و تاريخی پيوست است.


«نابود کردن میراث فرهنگی، جنایت علیه بشریت است»


بنیاد میراث پاسارگاد با ارائه دادخواستی به دادگاه کیفری بین المللی لاهه علیه اسفندیار رحیم مشایی، رییس پيشين سازمان حفظ میراث فرهنگی ایران شکایت کرده است.

کوروش زعیم، مدیر بخش پژوهش بنیاد میراث پاسارگاد و طراح شکایت، در نامه ای خطاب به مردم ایران و جهان در باره این دادخواستی بین المللی نوشته است: «سالی که گذشت، بدون تردید در تاریخ میراث فرهنگی و طبیعی ایران بدترین سال بود... اکنون دولتی شدن این تخریب ها در زیر نظر سازمانی دولتی به نام سازمان حفظ میراث فرهنگی ایران است!»

ترجمه دادنامه عليه اسفنديار رحيم مشايی به دادگاه کيفری بين المللی لاهه

در یخش دیگری از این نامه آمده است:«بنیاد میراث پاسارگاد به عنوان یک نهاد رسمی مربوط به آثار و گنجینه های بشری، عطف به این ویرانگری ها تصمیم گرفته تا پرونده آقای رحیم مشایی را به مراجع بین المللی بکشاند و نام ایشان را به عنوان نخستین مجرم علیه میراث جهانی در ایران و در کنار نام ویرانگران آثار باستانی جهانی همچون طالبان قرار داده و از مقامات جهانی محاکمه ایشان را تقاضا نماید.»

کوروش زعیم در آغاز گفت و گويی با رادیو فردا در باره انگیزه ارائه دادخواست به دادگاه کیفری بین المللی لاهه گفت:«این به خرداد ماه گذشت برمی گردد در رابطه با پیشنهادی که کرده بودم برای اصلاحاتی در اساسنامه دادگاه بین المللی کیفری. در آن زمان پیشنهاد کرده بودم که نابود سازی میراث فرهنگی در ایران هم که در جمهوری اسلامی رواج زیاد دارد جزو جنایات علیه بشریت محسوب شود.»

وی افزود:« من فصل پنج را پیشنهاد کردم که با اضافه کردن یک بند، نابود سازی میراث فرهنگی جزو جنایات در صلاحیت کیفری دادگاه بین المللی قرار بگیرد و فصل هفت هم که جنایات علیه بشریت را تعریف می کند، بندهایی یه آن اضافه شود که نابود سازی عمدی میراث فرهنگی جهانی جزو جنایت علیه بشریت حساب شود.»

آیا طرح این گونه دعاوی حقوقی در دادگاه های بین المللی سابقه دارد و تا کنون چنین کاری در جایی انجام شده است؟

کوروش زعیم: «دادگاه های بین المللی صلاحیت رسیدگی به این گونه دعاوی را ندارند مگر دیوان کیفری بین المللی که به جنایات علیه بشریت رسیدگی می کند و اگر پیشنهاد ما در آنجا تصویب شود و به قانون تبدیل شود، آن موقع برای نخستین بار در تاریخ، جنایات علیه میراث فرهنگی جهانی هم که متعلق به همه مردم جهان است، جنایت علیه بشریت خواهد بود.»

آیا ارائه چنین دادخواستی، تحت عنوان غفلت یا سهل انگاری در انجام وظیفه یک دادگاه ایران امکان پذیر نیست؟

کوروش زعیم:«چرا، مثلا آقای دکتر دادخواه از جمله کسانی بودند که برای جلوگیری از ساختمان برج در میدان نقش جهان در دادگاه های داخلی اقدام کردند. این کار حقوقدان ها است، اما در ایران اگر برای هر عملی مجبور به دادن خواست باشی باید صدها دادخواست داده شود، ولی وقتی کل رفتار یک سازمان و مسئولانش نابود سازی میراث فرهنگی و تاریخی باشد، ما فکر کردیم که رسیدگی دادگاه بین المللی بازدارنده تر خواهد بود تا گرفتار شدن در کلاف سر در گم قضایی داخل کشور.» حسین قویمی

04.01.2008

دادخواست بنیاد میراث پاسارگاد علیه رحیم مشاعی


مصاحبه رادیو فردا (حسین فریمی) با کورش زعیم
آدینه 14 اسفند 1386 (04/01/2008)
پرسش: آقای کورش زعیم، چرا تصمیم گرفتید از اسفندیار رحیم مشاعی، رییس سازمان میراث فرهنگی ایران به دادگاه بین المللی شکایت کنید؟
کورش زعیم: این بر می گردد به خرداد (1386 )گذشته که پیشنهادی برای اصلاحات در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی کرده بودم که نابودسازی میراث فرهنگی، که در ایران رواج زیاد دارد، جنایت علیه بشریت حساب بشود. من در فصل 5 پیشنهاد کردم که یک بند اضافه بشود که نابودسازی میراث فرهنگی جهانی جزو جنایات مورد صلاحیت دیوان کیفری بین المللی قرار گیرد؛ و در ماده 7 که جنایات علیه بشریت را تعریف می کند، بندهایی اضافه شود که نابودسازی عمدی میراث فرهنگی جهانی جزو جنایات علیه بشریت بشمارآید. من این پیشنهاد را آنموقع دادم به دیوان کیفری بین المللی، و در کنفرانس حقوق بین الملل تهران هم که در سوم تیرماه(1386)با حضور حقوقدانان برجسته بین الملل ایران تشکیل شده بود، آنها همه تایید کردند که این ابتکار جالبی است که تا حالا در قانون بین الملل پیش بینی نشده بوده است. بنابراین، این حرکت ما علیه مسئولان حفظ میراث فرهنگی ایران که یکی از غنی ترین کشورهای جهان در میراث فرهنگی و تاریخی است، یک حرکت نمادین است که نشان بدهیم به این آقایان که دیگر مثل طالبان که تندیس بودا را نابود کردند، و در ایران که ضرباتی به میراث تاریخی ایران زده اند که جبران ناپذیر است، از این پس باید در برابر وجدان جهانی پاسخگو باشند.
پرسش: آیا طرح اینگونه دعاوی حقوقی در دادگاه بین المللی تا کنون در جایی انجام شده؟
کورش زعیم: نخیر، دادگاه بین المللی لاهه صلاحیت رسیدگی به اینگونه دعاوی را ندارند بجز دادگاه کیفری بین المللی که آنهم به جنایات (فیزیکی) علیه بشریت رسیدگی میکند ما با پیشنهادی که داده ایم جنایات علیه میراث فرهنگی جهانی هم جزو جنایات علیه بشریت حساب بشود. اگر این پیشنهاد ما در آنجا تصویب بشود و جزو قانون در بیاید، آنوقت برای نخستین بار درتاریخ خواهد بود که یک دادگاه کیفری بین المللی جزو جنایات علیه بشریت که معمولا نسل کشی و قتل عام و اینجور چیزها است، جنایات علیه میراث فرهنگی جهانی هم که متعلق به همه مردم جهان است اینها را هم جزو جنایات علیه بشریت بحساب بیاورد. این اولین بار است و تا حالا سابقه نداشته است.
پرسش: آقای کورش زعیم، آیا ارائه چنین دادخواستی به یک دادگاه در ایران امکان پذیر نیست، مثلا به عنوان غفلت و سهل انگاری در انجام وظیفه؟
کورش زعیم: چرا، البته آقای دکتر دادخواه از جمله کسانی بودند که برای نقش جهان اصفهان، همانگونه که خاطرتان هست، و پاسارگاد در دادگاههای داخلی اقدام کردند. این کار حقوقدانهاست. منتها اگر قرار باشد برای هر عملی آدم بخواهد یک دادخواست بدهد، صدها دادخواست باید داد. ولی وقتی کل رفتار یک سازمان دولتی نابودسازی میراث فرهنگی و تاریخی باشد، ما فکر کردیم که رسیدگی دادگاه بین المللی بازدارنده تر است تا گرفتار شدن در کلاف سردرگم سیستم قضایی داخل کشور.
پرسش: آیا شما نگران عواقب این کار نیستید؟
کورش زعیم: هر لحظه زندگی ما در ایران نگرانی دارد. ما تحت هر شرایطی وظیفه میهنی خودمان را انجام خواهیم داد و کوتاه هم نخواهیم آمد.

04.01.2008
-


يک دادخواست بين المللی
دادخواست علیه رحیم مشاعی به دادگاه کیفری بین المللی


خانم ها، آقايان

سالی که گذشت، بدون ترديد، در تاريخ ميراث فرهنگی و طبيعی ايران، بدترين سال بود. يعنی، از اوايل سال 1300 (آغازگاهان دهه ی دوم قرن بيستم) که مفهومی به نام ميراث تاريخی و فرهنگی در ايران هم جدی گرفته شد تا به امروز، هيچ وقت چنين تخريب ها و ويران گری هايي در ارتباط با گنجينه های ملی و بشری ايرانزمين در جريان نبوده است.

بدتر از همه ی حوادث پيش آمده، اکنون دولتی شدن اين تخريب ها در زير نظر سازمانی دولتی به نام «سازمان حفظ ميراث فرهنگی ايران» است! اين سازمان، که زير نظر مستقيم آقای اسفنديار رحيم مشايي و دولت کنونی ايران کار می کند و با ماليات مردمان و ظاهرا برای حفظ و نگاهبانی از میراث فرهنگی و تاريخی ايرانزمين بوجود آمده است، در دو سال گذشته خود همراه و همکار ويران گران شده و به تخريب های عمدی آثار ملی ما دست زده است.

وجود صدها گزارش از خبرهای رسمی و حتی نشريات دولتی داخل کشور، عدم جوابگويي دو ساله ی اين سازمان و شخص آقای رحيم مشايي حتی به مجلس شورای اسلامی و ديگر نهادهای دولتی و غير دولتی، بی توجهی به حرف های متخصصين و کارشناسان دولتی، بستن دهان کارشناسان غيردولتی با عنوان «سياسی بودن»، از بين بردن بسياری از ان. جی. او هايي که در زمينه ی ميراث فرهنگی فعال بوده اند ـ با قطع بودجه ها و يا تهديد آن ها ـ و، در کنار اين همه، به طور مرتب صدور بی رويه ی اجازه ی ساخت و سازها و هتل های دولتی و خصوصی در حريم شاهکارهای تاريخی ايران که مشهورترين آن پاسارگاد، تخت جمشيد، نقش رستم، چغا زنبيل، ابيانه، چارتاقی نياسر، رامهرمز، و ده ها جای ديگر (که پروندهء مربوط به هر يک در آرشيو بنياد ميراث پاسارگاد موجود و قابل ديدار همگانی است) همگی نشان از اعمال تخريب های عمدی از جانب اين سازمان دارد.

از آنجا که آقای رحيم مشايي، مسئول مستقيم اين سازمان، برای رسيدگی به شکاياتی که از ايشان و از سوی هزاران ايرانی بعمل آمده، در دادگاه های تشکيل شده در ايران حضور پيدا نکرده و نسبت به احضاريه های دادگاه ها بی اعتنایی کامل نشان داده، بنياد ميراث پاسارگاد، به عنوان يک نهاد رسمی مربوط به آثار و گنجينه های بشری، به ناچار عطف به اين ويرانگری ها تصميم گرفته تا پرونده آقای رحيم مشايي را به مراجع بين المللی بکشاند و نام ايشان را به عنوان نخستين مجرم عليه ميراث جهانی در ايران و در کنار نام ويرانگران آثار باستانی جهانی همچون طالبان قرار داده و از مقامات جهانی محاکمه ايشان را تقاضا نمايد.

به اين ترتيب، بخش پژوهشی بنياد ميراث پاسارگاد، به همراه بخش بين المللی و بخش آرشيو آن، اقدام به آن کرده است که نسبت به آقای رحيم مشايي اعلام جرم کرده و ايشان را به عنوان «جنايتکار عليه ميراث فرهنگی و بشری ايرانزمين» به مراجع رسيدگی بين المللی معرفی نمايد.

با مهر و احترام

بنياد ميراث پاسارگاد

31دسامبر 2007 (دهم دی 1376)

http://www.pasargadfoundation.com/





نامه به دادگاه کيفری بين المللی (اصل نامه و ترجمه آن به فارسی):

Indictment of Mr. Esfandiar Rahim-Mosha'i, head of Islamic Republic of Iran Cultural Heritage Organization, for Crimes against Humanity



Date: December 24, 2007



For the attention of: Honorable Judge Philippe Kirsch, President International Criminal Court (ICC)



Subject: Indictment of Mr. Esfandiar Rahim-Mosha'i, head of Islamic Republic of Iran Cultural Heritage Organization, for Crimes against Humanity



WITNESSETH,

Whereas, a proposal has been made by me to your good office on June 5, 2007, Kourosh Zaim to amend Articles 5 and 7 of the Rome Statute by adding crimes against world cultural heritage as crimes against humanity punishable by international law through the International Criminal Court;

AND WHEREAS, said proposal was confirmed and recommended at the Tehran International Law Conference of June 2007, and which said proposal has been duly submitted to the office of the President of the International Criminal Court for consideration and further action,

AND, WHEREAS, the people of Iran feel the urgency of timely normative action for the purpose of deterring systematic destruction of ancient Iranian cultural and historical heritage by state officials,

NOW, THEREFORE, with presumption that sometime soon said proposed amendments or some variations of it will be included in the Rome Constitution and made into law; and that any delay in prosecution of violators will result in further diminishing of humanity's cultural and historical heritage,

The Pasargad Heritage Foundation, HEREBY, accuses the following individual and his organization of crimes against humanity under the proposed Section E of Article 5, and Sections J and L of Article 7 of ICC Constitution (yet to be adopted and made into law).

We accuse Mr. Esfandiar Rahim-Mosha'i, Chief of the Iranian Cultural Heritage Organization, along with his team, of crimes against humanity, for deliberate and systematic state-sanctioned destruction of ancient Iranian world cultural and historical heritage. The crimes committed by Mr. Mosha'i and his team are listed and attached.



We plea to the International Criminal Court that, once the proposed amendments to the ICC constitution or variations thereof are adopted, due process be acted on with urgency. The destruction of historical and cultural heritage in Iran is moving forward with mind-boggling speed and must be stopped before it is too late.



Respectfully submitted,



Pasargad Heritage Foundation

Kourosh Zaïm, Research Director





Attachments:



1. The original proposal to the ICC for constitutional amendments.

2. List of a few Examples of violations symbolizing Iran Cultural Heritage Organization's deliberate and systematic destruction of Iranian cultural and historical heritage in attached. A partial listing of more than 300 violations is also attached in Persian language.

http://www.pasargadfoundation.com/







ترجمه دادخواست علیه رحیم مشاعی به دادگاه کیفری بین المللی

24 دسامبر 2007

توجه: عالیجناب قاضی فیلیپ کیرش

ریاست دیوان کیفری بین المللی

موضوع: کیفرخواست علیه آقای اسفندیار رحیم مشاعی، رییس سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران



اظهار می دارد:

از آنجا که پیشنهادی در تاریخ پانزدهم خرداد 1386، برای انجام اصلاحات در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی با افزودن بندهایی به ماده های 5 و 7 اساسنامه رم جهت شامل شدن نابودسازی عمدی میراث های فرهنگی و تاریخی بشری در فهرست جنایات علیه بشریت که توسط قانون بین المللی قابل تعقیب و مجازات باشد، توسط آقای کورش زعیم به آن مقام محترم تسلیم شده است،

و از آنجا که پیشنهادهای نامبرده در کنفرانس حقوق بین الملل تهران که در تیرماه 1386، برگزار شد نیز توسط قانوندانان تراز اول کشور تایید و پیشنهاد شد که توسط دیوان کیفری بین المللی مورد توجه و اقدام قرار گیرد،

و ازآنجا که مردم ایران اضطرار این امر را احساس می کنند و اقدام به هنگام را برای جلوگیری از نابودسازی سیستماتیک میراث فرهنگی و تاریخی کهن ایران زمین توسط مسئولان دولتی ضروری می دانند،

اکنون، بنابراین، با این پیش فرض که در آینده نزدیک پیشنهاد نامبرده یا شکلی از آن تصویب و در اساسنامه رم گنجانده و به صورت قانون درخواهد آمد؛ و اینکه هرگونه تاخیر در تعقیب متخلفان باعث ادامه کاهش میراث فرهنگی و تاریخی بشری خواهد شد،

بنیاد میراث پاسارگاد، به این وسیله، شخص نامبرده در زیر و سازمان او را به جنایت علیه بشریت، تحت بند E ماده 7 و بندهای J و L ماده 7 پیشنهادی اساسنامه دیوان کیفری بین المللی متهم می کند:

ما آقای اسفندیار رحیم مشاعی، رییس سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و همدستان او را به خاطر نابودسازی عمدی و سیستماتیک میراث جهانی فرهنگ و تاریخ کهن ایران، با پشتیبانی دولتی، به جنایت علیه بشریت متهم می کنیم و خواستار تعقیب و محاکمه او در دادگاه کیفری بین المللی هستیم. فهرست بخشی از جنایات فرهنگی آقای مشاعی و همدستان او پیوست است.

ما از آن دادگاه کیفری بین المللی استدعا داریم که بیدرنگ پس از تصویب و افزودن بندهای پیشنهادی به اساسنامه دادگاه، متخلفان نامبرده تحت تعقیب قرار گیرند. نابودسازی میراث فرهنگی و تاریخی ایران با سرعتی گیج کننده پیش می رود و باید پیش از اینکه خیلی دیر شده باشد، آن را متوقف کرد.

با گرامیداشت،

بنیاد میراث پاسارگاد

کورش زعیم، مدیر بخش پژوهش



پیوست ها:

1. متن اصلی پیشنهاد کورش زعیم برای اصلاحات در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی:

فصل 5. جنایات در صلاحیت دادگاه

افزوده شود: (e) نابود سازی میراث فرهنگی

فصل 7. جنایات علیه بشریت

افزوده شود: (l) نابودسازی عمدی میراث فرهنگی جهانی

افزوده شود: (j) هدف پاراگراف l : "نابودسازی عمدی میراث فرهنگی جهانی" یعنی نابودسازی برنامه ریخته شده و عمدی سازه ها، ابزار، جایگاه ها، و آثار هنری تاریخی که میراث فرهنگی به شمار می آیند و در سازمان یونسکو ثبت شده اند، ویا روندی از رفتار که شامل دستورهای متعدد یا سیستماتیک برای نابودسازی آثار تاریخی و میراث فرهنگی ملی باشد.

من امیدوارم که این پیشنهاد مورد توجه قرار گیرد، زیرا باور دارم در حالیکه نفس و خون زندگی فیزیکی ما را تامین می کند و باید از آن محافطت شود، میراث فرهنگی هویت و تعادل روانی جامعه انسانی را فراهم می سازد که بدون آن جامعه انسانی روح خود را از دست می دهد.

2. فهرست تخلفات متهم در حفاظت از میراث فرهنگی و تاریخی پيوست است.

http://www.pasargadfoundation.com/






روز جهانی کورش .



امروز هفتم آبان ماه (29 اکتبر) از صبح زود گروه های جوانان و فرهنگدوستان ايرانی به پاسارگارد وارد شدند و بر آرامگاه پدر حقوق بشر گل گذاشتند. کورش زعيم فعال سياسی و فرهنگی که همراه اولين گروه وارد محوطه پاسارگاد شده بود سخنرانی هيجان انگيزی ايراد کرد که به شدت مورد تاييد و استقبال قرار گرفت. اکنون که ساعت 9 صبح است گروه های ديگری در حال ورود به پاسارگاد هستند. متاسفانه در حال حاضر فضای پاسارگاد به شدت پليسی و سنگين است. دوربين ها را می گيرند و با مردم و به خصوص جوانان به تندی رفتار می کنند. در حالی که همين ديروز از سوی سازمان ميراث فرهنگی اعلام شد که روز جهانی کورش را گرامی می دارند و حتی ورود به منطقه پاسارگاد برای همه رايگان است.

متن سخنرانی کورش زعيم در پاسارگاد :
ما در اینجا گرد آمده ایم تا این روز هفتم آبان را روز ملی ایران اعلام کنیم.
به تاریکی امروز ننگرید که آینده ایران روشن است. و این روشنایی به زودی بر همه ایرانیان و این سرزمین اهورایی خواهد تابید

کورش تو هرگز نخفته ای

کورش تو هرگز نخفته ای، که روح تو در وجود ما بیدار است

کورش، ما شرمنده توایم که با خیانت و کاهلی کشور را بارها در طول تاریخ به دست بیگانه اندیشان و بیگانه دلان بی فرهنگ و بی هویت سپردیم تا فرهنگ و هویت والای ما به نابودی کشانند. جاهلان را بر خود حاکم گردانیدیم تا دروغ و فریب و فساد را جایگزین راستی و درستی و دوستی نمایند، و تا ایرانیگری پندار نیک- گفتار نیک- کردار نیک فدای تنازع بقاء گردد.

ما که محبوب ترین همه جهانیان بودیم، منفورترین شدیم، ما که از پیشروترین در جهان اندیشه و دانش و فن بودیم، از عقب افتاده ترین شدیم، ما که از قدرتمندترین بودیم، توسری خورترین شدیم، و ما که از مرفه ترین بودیم، فقیرترین شدیم.

ولی کورش، خفّت تو به پایان خواهد رسید. ما سرزمین اهورایی تو را از سلطه فرهنگ بیگانه ی ضد ایرانی رها خواهیم ساخت. ما همانند تو، هرگونه تبعیض مذهبی را خواهیم زدود تا دوباره همه دینها، مذهب ها و باورها در سراسر ایران زمین آزاد و گرامی باشند. ما دوباره سرزمین تو را گهواره اندیشه و دانش و فن خواهیم کرد تا بار دیگر آفتاب خِرَد ایرانی بر سراسر جهان تابان گردد.

ما در اینجا گرد آمده ایم تا این روز هفتم آبان را روز ملی ایران اعلام کنیم. روز ملی ایران که در آن روز، کورش، نماینده هویت ایرانی، فرهنگ و خرد جاویدان ایرانی را برای همه جهانیان نهادینه کرد. روزی که نخستین اعلامیه جهانی حقوق بشر، 2000 سال پیش از مگنا کارتای انگلستان و 2300 سال پیش از اعلامیه حقوق بشر فرانسه و 2500 سال پیش از اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل، صادر شد و جهانیان را به آزادی و برابری و نیکبختی امیدوار کرد.

ما روز ملی ایران را هر سال در روز هفتم آبان جشن خواهیم گرفت و همانند نوروز این جشن را جهانی خواهیم کرد.

کورش مردمسالاری را به ما آموخت، وما مردمسالاری را بر ایران زمین حکمفرما خواهیم کرد.

کورش نخستین اعلامیه جهانی حقوق بشر را صادر کرد و برادری و برابری را به ما آموخت، و ما اعلامیه جهانی حقوق بشر را در ایران نهادینه خواهیم کرد.

کورش نخستین جامعه متمدن جهانی را بنا نهاد، و ما ایران را به جامعه جهانی پیوندی ناگسستنی خواهیم زد.

کورش راستگویی و درست کرداری را در ایران زمین نهادینه کرد، و ما میهنمان را از دروغ و فریب و فساد خواهیم زدود.

به تاریکی امروز ننگرید که آینده ایران روشن است. و این روشنایی به زودی بر همه ایرانیان و این سرزمین اهورایی خواهد تابید. با هم باشیم تا بار دیگر بیگانگان و دیوانگان ما را از راستای ایرانی بودن منحرف نکنند.

7 آبان 1386 (29 اکتبر 2007)




در مصوبه مجلس شورای ملی آمده: ترتيب سالشماری ختا و ايغور كه در تقويمهای سابق معمول بوده از تاريخ تصويب اين قانون منسوخ خواهد بود


کورش نیکنام، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه ای به شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و کمیسیون فرهنگی مجلس خواستار اجرای قانونی در مورد تقویم رسمی کشور شده که در يازدهم فروردین 1304 خورشیدی (سی ويکم مارس 1925 میلادی) به تصویب مجلس شورای ملی رسیده و هنوز منسوخ نشده و ارزش قانونی دارد.
بنابراین قانون که تحت عنوان "قانون تبديل بروج به ماههای فارسی" از تصویب مجلس شورای ملی گذشته، در تقویم ایرانی، نامهای ماههای سال که از هفت سال پیشتر به تقویم هجری خورشیدی تبدیل شده بود به نامهای کنونی تبدیل گردید و نامهایی چون حمل و ثور و جوزا و ... حوت که هم اکنون همچنان در کشور افغانستان رایجند جای خود را به فروردین و اردیبهشت و خرداد و ... اسفند دادند.

اما آنچه در احیای اين قانون مورد توجه نماینده زرتشتیان بوده، نام ماه پنجم سال است که در قانون، واژه "امرداد" به جای آن تعیین شده ولی از پس از روی کارآمدن حکومت جمهوری اسلامی تاکنون در تقویمها، مکاتبات رسمی و رسانه ها واژه "مرداد" به جای آن به کار می رود، مردم نيز هيچگاه در گفتار روزمره خود جايی به امرداد نداده اند.

کورش نیکنام درگفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که دلیل حساسیتش نسبت به نام مرداد، نادرست بودن اين واژه است چراکه مرداد به معنای مرگ و نیستی است، در حالی که واژه امرداد که باید به جای آن به کار رود، متضاد آن و به معنی پایندگی و جاودانگی است.


گفتگو با کورش نيکنام، نماينده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی

آقای نیکنام گفت که سال گذشته نیز با نوشتن نامه هایی به رسانه ها خواستار استفاده از واژه امرداد شده بود اما این خواسته عملی نشده و امسال انتظار دارد که در چند هفته ای که به آغاز ماه امرداد مانده، شورای عالی انقلاب فرهنگی رسماً در مورد کاربرد واژه امرداد تصمیم گيری کند و استفاده از نام درست و قانونی ماه پنجم سال را دوباره رایج سازد.



مرداد به معنای مرگ و نیستی است، در حالی که واژه امرداد که باید به جای آن به کار رود، متضاد آن و به معنی پایندگی و جاودگانی است


کورش نيکنام

خواسته دیگری که نماینده زرتشتیان در نامه خود به نهادهای فرهنگی مطرح کرده، اجرای بخش دیگری از قانون مصوبه مجلس شورای ملی مبنی بر کنار گذاشتن استفاده از نامهای جانوران برای سالهاست، چنانکه مثلاً برای سال جاری خورشیدی، نام خوک انتخاب شده و علاوه بر مردم عادی، رادیو تلویزیون و مطبوعات هم به استفاده از چنین نامهایی برای سالها می پردازند.

نامگذاری سالها به نام جانوران بر اساس گاهشماری کهنی صورت می گیرد که در مصوبه مجلس شورای ملی درباره آن چنين آمده: "ترتيب سالشماری ختا و ايغور كه در تقويمهای سابق معمول بوده از تاريخ تصويب اين قانون منسوخ خواهد بود".

آقای نیکنام می گوید استفاده از چنین تقویمی علاوه بر اینکه خلاف قانون است، یادآور دوران حمله و استیلای مغولان است که ایرانیان خاطره خوشی از آن ندارند و از سوی دیگر مورد استفاده فالگیران و خرافه گرایان قرار می گیرد که شایسته فرهنگ ایرانی نیست.

پیشگویی و طالع بینی بر پایه نامهای دوازده گانه حیوانات که برای سالها انتخاب می شود از گذشته های دور رواج داشته و هر سال با فرارسیدن سال نو، پیشگوییهایی بر این اساس صورت می گیرد، کتابهای عامه پسند زیادی نیز در این زمینه در ایران چاپ می شود که هوادرانش کم نیستند.

برخی حتی تا آنجا پیش می روند که در انتخاب همسر خود نیز به سال تولد افراد و اینکه آن سال به نام چه جانوری شناخته شده نیز توجه می کنند.

اما ارتباط دادن این تقویم به مغولان و اینکه مغولان چنین تقویمی را وارد فرهنگ ایرانی کرده باشند مورد قبول اغلب محققان نیست.

اين گاهشماری را چینیان باستان که اخترشناسی و طالع بینی نقش گسترده ای در فرهنگشان بازی می کرد بر اساس حرکت ظاهری سياره مريخ گرداگرد زمين ابداع کردند.

حرکت ظاهری مريخ دور زمين حدود دوازده سال به طول می انجامد که اخترشناسان چینی مدار ظاهری مريخ گرداگرد زمين را به دوازده سال تقسیم می کردند و بر اساس اينکه مریخ در چه بخشی از این مدار قرار دارد، نام یکی از جانوران را به آن بخش می دادند.



ورود تقویم چینی (ختائی) به ايران پيش از حمله مغول صورت گرفته و از طريق اقوام و حکومتهای ترک همچون غزنويان و سلجوقیان به فرهنگ ايرانی وارد شده است



این شيوه گاهشماری به ديگر ملتها و اقوامی که در همسايگی چینیان می زیستند و تحت تأثیر فرهنگ و تمدن چینی قرار گرفتند راه یافت و از ویتنامیها و ژاپنیها و کره ایها گرفته تا مغولها و ترکان از این تقویم استفاده کردند، هرچند هر یک از آنان نام یکی دو تا از این جانوران را به فراخور زیستگاه خود و حیواناتی که برایشان بیشتر شناخته شده بودند تغییر دادند.

مورخان بر اين عقيده اند که ورود گاهشماری چینی (ختائی) به ايران پيش از حمله مغول صورت گرفته و از طريق اقوام و حکومتهای ترک همچون غزنويان و سلجوقیان به فرهنگ ايرانی وارد شده است.

فرمانروايان ترک تبار ايرانی همچون صفويان، افشاريان و پادشاهان قاجار از نامهای ترکی کهن که برای تقويم ختائی به کار می رفته برای سالها استفاده می کردند و اين نامها در جایجای متون تاريخی ايرانی تا اوائل قرن بيستم میلادی به چشم می خورد: سیقچان ئیل (سال موش)، اود ئیل (سال گاو)، بارس ئیل (سال پلنگ)، توشقان ئیل (سال خرگوش)، لوی ئیل (سال نهنگ)، ییلان ئیل (سال مار)، يونت ئیل (سال اسب)، قوی ئیل (سال گوسفند)، پیچی ئیل (سال میمون)، تخای ئیل (سال مرغ)، ایت ئیل (سال سگ) و تونگوز ئیل (سال خوک).

این نامها در مصوبات مجلس شورای ملی پیش از سال 1304 نیز به کار می رفت:

‌"قانون اعتبار برای پرداخت غرامات امانات مسروقه پستی
‌مصوب ۱۸ سرطان ۱۳۰۱
‌ماده واحده - مجلس شورای ملی به وزارت پست و تلگراف مبلغ چهل و سه هزار و ششصد و پنجاه تومان و پنج شاهی (۴۳۶۵۵.۲۵) اعتبار‌می ‌دهد که غرامات امانات مسروقه پستی از ابتدای یونت ئیل تا آخر سال پیچی ئیل ۱۲۹۹ را که موافق قانون پستی مصوبه مجلس شورای ملی مکلف‌ به پرداخت آن است در وجه صاحبان آنها تأدیه نماید و وزارت پست مکلف است که هر چه زودتر صورت غرامات را به مجلس شورای ملی ارسال ‌نماید".

پس از سال 1304 از نامهای ترکی تقویم ختائی تنها می توان در تقویمهای نجومی که هر ساله در آستانه نوروز چاپ می شد و پیش بینیهایی بر اساس اوضاع نجوم و کواکب در آنها صورت می گرفت نشان یافت.

نکته اینجاست که کتابهای عامه پسندی که با بهره گیری از تقویم چینی عمدتاً در دو سه دهه اخیر در ایران رایج شده و نماینده زرتشتیان نسبت به رواج آنها هشدار داده، عمدتاً ترجمه از متون اروپایی اند و نامهای سالها نیز ترجمه نامهایی است که اروپاییان برای آنها برگزيده اند و در مواردی با نامهای ترکی که در قدیم در ایران رواج داشته تفاوت دارند.

30062007


در متون تاریخی فارسی و عربی پس از اسلام پیوسته از نسا به عنوان یکی از شهرهای مهم خراسان ياد شده است . ارگ نسا میراث جهانی اعلام شد



ارگ نسا
در متون تاریخی فارسی و عربی پس از اسلام پیوسته از نسا به عنوان یکی از شهرهای مهم خراسان ياد شده است
در فهرست تازه ای که سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (يونسکو) به عنوان ميراث جهانی اعلام کرده، نام ارگ شهر اشکانی نسا که اکنون در قلمرو ترکمنستان قرار دارد به چشم می خورد.

در زمان پارتیان (اشکانیان) که از اواخر قرن سوم پیش از میلاد تا اوائل قرن سوم میلادی، یعنی بیش از چهارصد سال بر قلمرو آن زمان ایران حکومت کردند، شهر نسا از مهمترین شهرهای ایران به شمار می رفت و به نظر برخی مورخان، ارگ نسا، نخستین جایی بوده است که اشگ اول، بنیانگذار سلسله اشکانی به عنوان مرکز فرمانروایی خود برگزید.

اگرچه نسا پایتخت اشکانیان نبود اما پایگاه این خاندان به شمار می رفت و برخی شاهان اشکانی در این شهر دفن شدند.

نسا در پارسی باستان به معنی آباد و آبادی بوده و هم اکنون روستاهایی با نام نسا در استانهای فارس، کرمان و خراسان وجود دارد.

نام نسا در زمان فرمانروایی مهرداد اول اشکانی (171 تا 138 پیش از میلاد) به مهردادکرت تغییر یافت اما امروزه باستانشناسان و مورخان آن را همچنان با نام نسا می شناسند.

آن گونه که در گزارشهای تاریخی آمده، نسا چند سال پیش از میلاد مسیح بر اثر زمین لرزه سهمگینی ویران شد اما دوباره بازسازی شد و به حیات خود ادامه داد.

پس از آنکه ساسانیان به فرمانروایی اشکانیان پایان دادند، نسا اهمیت خود را از دست داد و رو به زوال نهاد اما پیروز، پادشاه ساسانی این شهر را دوباره احیا کرد.

در شاهنامه فرودسی دست کم در دو جا به نام به این شهر اشاره شده است:

ز گرگان بیامد به شهر نسا
یکی رهنمون پیش پر کیمیا

در داستان لشگرکشی بهرام برای نبرد با خاقان

و

بدر بر یکی مرد بد از نسا
پرستنده و کاردار بسا

که در داستان جنگ انوشیروان ساسانی با رومیان از این شهر نام برده شده است.

در متون تاریخی فارسی و عربی پس از اسلام پیوسته از نسا به عنوان یکی از شهرهای مهم خراسان ياد شده است.

از زمان صفویه که در نتیجه جنگ میان صفویان و امرای خیوه، ترکمنان به صورت گسترده از نواحی شمالی تر آسیای میانه به مناطقی که اکنون در جنوب ترکمنستان و شمال شرق ایران قرار دارند کوچیدند، نسا جای خود را به شهر باقر داد که از مراکز خانهای ترکمن بود.

با اشغال آسیای میانه به دست روسها و در قرارداد تعيين سرحد ايران و روسيه که در سال 1885 ميان دو کشور منعقد شد، نسا جزو خاک روسيه قرار گرفت، هرچند فاصله چندانی از مرز ایران ندارد.

هم اکنون از نسا تنها بقايای ارگ کهن اشکانی آن مانده که در نوع خود از آثار باستانی منحصر به فرد جهانی به شمار می رود و مورد بازدید عمومی قرار دارد، از خان نشین باقر در نزدیکی آن هم روستایی به همین نام باقی است.

در کاوشهای باستانی ارگ نسا، دخمه ها و پرستشگاههای مربوط به آيين مهرپرستی که پيش از همه گير شدن کيش زرتشت در ایران رواج داشته به دست آمده است.

برخی از آثار باستانی کشف شده در اين ارگ، نشانه های هنر باستانی یونانی را دارند که به دوران سلطه جانشینان اسکندر مقدونی به ایران باز می گردند و اشکانیان فرمانروایی شان را برچیدند.

میراث جهانی در خطر

یونسکو در فهرست میراث جهانی حرم عسکری در سامره عراق را که امامان دهم و یازدهم شیعه در آن به خاک سپرده شده اند، میراث درخطر اعلام کرده است.

این آرامگاه که در شهر سنی نشین جای دارد در جریان درگیریهای فرقه ای در عراق تاکنون دو بار آماج بمبگذاریهای سهمگینی قرار گرفته که به گنبد و گلدسته های زرین آن آسیب جدی زده اند.

یونسکو آثار باستانی و طبیعی را که در نگهداری آنها کوششی به عمل نیاید از فهرست میراث جهانی خارج می سازد.

ییم آن می رفت که میدان نقش جهان اصفهان که از چند سال پیش در فهرست میراث جهانی قرار داده شده، به دلیل احداث برج جهان نما که چشم انداز آن را تحت تأثير قرار می داد و همچنین عبور تونل قطار زیرزمینی از زير ایران از این فهرست کنار گذاشته شود اما چنین اقدامی از سوی یونسکو انجام نشد


سند درخواست از مجامع بین المللی و داخلی در جهت پاسداشت از میراث تاریخی و زیت محیطی منطقه قلعه بابک



قابل توجه مجامع بین المللی و داخلی

قلعه تاریخی بذ( معروف به قلعه بابک و جمهور) در منطقه کلیبر از توابع استان آذربایجان شرقی جزو مهمترین آثار فرهنگی- تاریخی آذربایجان محسوب می شود. این قلعه به مناسبت قدمت چند صد ساله خود و پیوند آن با هویت ملی آذربایجانیان از اهمیت وبژه ای برخوردار است. همچنین جنگلهای بکر و طبیعی ان از مهمترین منابع طبیعی و گردشگری آذربایجان محسوب می شود که از طریق مجامع بین المللی و خصوصا" یونسکو به ثبت رسیده است و همه ساله مبالغی از طریق این مجامع در اختیار دولت جمهوری اسلامی ایران قرار می گیرد تا ان را صرف بازسازی و نگهداری این آثار تاریخی و زیست محیطی نمایند و ان را به عنوان میراث تاریخی و طبیعی به نسلهای اینده تحویل دهند.
با توجه به موارد فوق این منطقه از پتانسیلهای بالفعل خوبی برای جذب توریست و حفاظت از گونه های متنوع و منحصر به فرد گیاهی و جانوری برخوردار است. در این منطقه می توان به گونه های متنوعی از جانوران و گیاهان دست یافت که نظایر ان در هیچ کجای دنیا به چشم نمی خورد. همانند خروس سیاه که از حیوانات منحصر به فرد در دنیا بوده و فقط در این منطقه یافت می شود. بدیهی است که ما به عنوان میراث داران نسلهای گذشته این سرزمین, وظیفه حفظ و حراست از این منابع طبیعی را به عهده داریم و لازم است که ان را جهت استفاده نسلهای اینده محافظت و بازسازی نماییم. اخیرا" چند سالی است که دولت جمهوری اسلامی با تبدیل این منطقه به محدوده عملیات نظامی و برگزاری اردوهای رزمی و پیاده نمودن تجهیزات و ادوات نظامی, عملا" در جهت تخریب آثار تاریخی و طبیعی گام بر می دارد. پیاده نمودن گردانهای رزمی و اجرای مانورهای نظامی با ادواتسبک, نیمه سنگین و سنگین نمی تواند معنایی جز ستیزه با طبیعت و تاریخ و هویت ملی آذربایجانیان داشته باشد لذا از تمامی مجامع بین المللی درخواست می کنیم تا با دقت در شرایط ویژه این منطقه که همه ساله پذیرای خیل گردشگران داخلی و خارجی می باشد, تهران را متعهد و ملزم به حفظ میراث گرانبهای تاریخی و زیست محیطی بنمایند. در این راستا لازم است تا هرچه سریعتر تمامی آلات و ادوات نظامی برچیده شده و امکانات رفاهی, توریستی و زیست محیطی در این منطقه برقرار شود.
26062007


ایران و استعمار سرخ و سیاه



یک سند تاریخی:
متن مقاله احمد رشیدی مطلق
در روزنامه اطلاعات، 17 دی 1356

این روزها به مناسبت ماه محرم و عاشورای حسینی بار دیگر اذهان متوجه استعمار سیاه و سرخ یا به تعبیر دیگری اتحاد استعمار کهن و نو شده است.استعمار سرخ و سیاهش ، کهنه و نویش، روح تجاوز و تسلط و چپاول دارد و با اینکه خصوصیت ذاتی آنان همانند است، خیلی کم اتفاق افتاده است که این دو استعمار شناخته شده تاریخ با یکدیگر همکاری نمایند، مگر در موارد خاصی ، که یکی از آن ها همکاری نزدیک و صمیمانه و صادقانه هر دو استعمار در برابر انقلاب ایران بخصوص برنامه مترقی اصلاحات ارضی در ایران است. سرآعاز انقلاب شاه و ملت در روز ششم بهمن ماه 2520 شاهنشاهی استعمار سرخ و سیاه ایران را که ظاهرا هر کدام در کشور ما برنامه و نقشه خاصی داشتند با یکدیگر متحد ساخت، که مظهر این همکاری صمیمانه در بلوای روزهای 15 و 16 خرداد ماه 2522(1342) در تهران آشکار شد.
پس از بلوای شوم 15 خرداد که به منظور متوقف ساختن و ناکام ماندن انقلاب درخشان شاه و ملت پایه ریزی شده بود ، ابتدا کسانی که واقعه را مطالعه می کردند دچار یک نوع سرگیجی عجیبی شده بودند، زیرا در یک جا رد پای استعمار سیاه و در جای دیگر اثر انگشت استعمار سرخ در این غائله به وضوح دیده می شد. از یک سو عوامل توده ای که با اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه امیدهای خود را برای فریفتن دهقانان و ساختن انجمن های دهقانی نقش بر آب میدیدند در برابر انقلاب دست به آشوب زدند و از سوی دیگر مالکان بزرگ که سالیان دراز میلیونها دهقان ایرانی را غارت کرده بودند و به امید شکستن این برنامه و رجعت به وضع سابق، پول در دست عوامل توده ای و ورشکستگان دیگر سیاسی گذارده بودند و جالب اینکه این دسته از کسانی که باور داشتند میتوانند چرخ انقلاب را از حرکت بازدارند و اراضی واگذار شده به دهقانان را از دست آنها خارج سازند ، دست به دامن عالم روحانیت زدند زیرا میپنداشتند که مخالف عالم روحانیت که در جامعه ایران از احترام خاصی برخوردار است، میتواند نه تنها برنامه انقلاب را دچار مشکل سازد، بلکه همانطور که یکی از مالکان بزرگ تصور کرده بود( "دهقانان زمین ها را به عنوان زمین غصبی پس بدهند!" )ولی عالم روحانیت هوشیارتر از آن بود که علیه انقلاب شاه و ملت که منطبق با اصول وتعالیم اسلامی و به منظور ایجاد عدالت و موقوف شدن استثمار فرد از فرد توسط رهبر انقلاب ایران طراحی شده بود برخیزد.
مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه خوان تا چاقوکش را در اختیار داشتند، وقتی ب