Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

جنگ بیرحمانه میان برادران قاچاقچی

گزارشی به زبان فرانسه از سایت خبری اسرائیل فلاش/ برگردان از فرهنگ ایران



برادران قاچاقچی، لقب تازه ای برای پاسداران انقلاب اسلامی و وابستگان آنان، که در ژوئیه 2011، از سوی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران اعلام شد.مرگ مشکوک احمد رضائی، پسر محسن رضائی فرمانده پیشین سپاه پاسداران در تاریخ 12 نوامبر گذشته در اتاق شماره هجده، طبقه بیست و سوم ، هتل گلوریا در دوبی، از یک جنگ خشن میان قاچاقچیان سیگار در ایران پرده برداشت.

یک تجارت بزرگ هفت میلیارد دلاری در سال، ایرانیان هر سال بیش از سه میلیارد پاکت سیگار دود می کنند، نیم در صد مصرف جهانی برای یک جمعیت هفتاد و پنج میلیونی، هشتاد درصد این در آمد میان چهار غول دخانیات در جهان تقسیم می شود؛ وینستون، مارلبورو، کنت و شرکت (KT&G ) کره جنوبی.

تولید و واردات مارک های سیگار وینستون و کنت در ایران دارای مجوز است، واردات سیگار از کره جنوبی نیز با مجوز آزاد است ولی سیگار مارلبور،وابسته به گروه فیلیپ موریس، هنوز به گونه رسمی در این بازار جایی ندارد. فیلیپ موریس، از سوی حکومت ایران در لیست سیاه کمپانی های وابسته به صهیونیسم جای دارد، با همه این ها سیگار مارلبورو، نزدیک به پانزده درصد بازار دخانیات ایران را در دست دارد، چیزی نزدیک به یک میلیارد دلار در سال.

احمد رضائی، سی و پنج ساله، فوت شده ، پسر فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از ستاد عملیاتش در هتل گلوریای دوبی، بخشی از قاچاق سیگار مارلبورو را به مقصد ایران اداره می کرد، دوبی در جنوب خلیج فارس، نه چندان دور از مرز های آبی ایران ، مسیر همه گونه قاچاق در ایران.

احمد در یک هتل پنج ستاره دوبی، در امارات متحده عربی اقامت داشت، بهای هر اتاق در این هتل دستکم هرشب، ششصد و بیست و چهار یورو می باشد. یک جوان بدون هیچ تجربه و مدرک تحصیلی، با یک پاسپورت آمریکایی و یک نام خنده دار برای فرزند فرمانده پیشین سپاه پاسداران، دشمن قسم خورده صهیونیسم و اسرائیل، تام جی آندرسون!

احمد به لطف ازدواجش با یک زن آمریکایی اهل کره، به ملیت آمریکایی دست یافته بود. محسن رضائی، پدر احمد (تام جی آندرسون) در سایت اینترنتی خود اعلام کرده است که مرگ پسرش در دوبی مشکوک می باشد، یکی از نزدیکان فامیل رضائی گفته بود که ماه پیش در یک گفتگوی تلفنی، احمد به او گفته است که احساس می کند در دوبی زیر نظر می باشد. محسن رضائی، پدر احمد همچنین اعلام کرد که پسرش با سازمان های اطلاعاتی رژیم اسلامی برای نفوذ در میان عناصر مخالف رژیم همکاری می کرده است.

احمد در سال 1998، پس از پناهنده شدن به آمریکا، در مصاحبه هایی که با رسانه های خارجی از جمله بخش فارسی صدای آمریکا و رادیو اسرائیل انجام داد، مطالبی علیه حکومت اسلامی عنوان کرده بود.

چند ی بعد، در سال 2005، میلادی، محسن رضائی موفق شد پسرش احمد را با کمک یک ثروتمند بهایی ایرانی به کشور بازگرداند، هژبر یزدانی سال گذشته در کستاریکا در گذشت. محسن رضائی بعد ها گفت که پسرش فریب، اف بی آی و سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) را خورده است!. روز گذشته پیکر احمد در تهران به خاک سپرده شد.

برخی در ایران، مردن احمد را در پیوند با انتقام اسرائیلی ها به خاطر انفجار مرکز یهودیان در آرژانتین می دانند، محسن رضائی پدر احمد و شش تن دیگر از سوی دادگستری آرژانتین تحت تعقیب می باشند.

بیش از یک سال است که وزارت امور خارجه ایران در حال بررسی پرونده شرکت فیلیپ موریس در رابطه با شرکت های وابسته به صهیونیسم می باشد، تاکنون مدرکی دال بر این وابستگی به دست نیامده است. اگر دولت ایران، تولید و واردات سیگار مارلبورو را در ایران مانند دیگر شرکت های سیگار مجاز کند، گروه فیلیپ موریس، پنجاه در صد بازار دخانیات ایران را بخود اختصاص خواهد داد، در نتیجه سه شرکت دیگر فعال در کشور بخش بزرگی از سود خود را از دست خواهند داد. یک جنگ به وکالت از سوی غول های جهانی دخانیات در میان برادران قاچاقچی در ایران آغاز شده است.

منبع خبر:

http://www.israel-flash.com/2011/11/iran-une-guerre-sans-merci-entre-des-freres-trafiquants/#axzz1eGWM4fLi

نویسنده فرامرز دادرس، پژوهشگر و کارشناس اطلاعاتی

فعالیتهای ابهام برانگیز العقیلی در قشم

این ماجرا تنها به این مساله ختم نمی شود.استفاده العقیلی از بندر کاوه و قراردادهایی که در این زمینه انعقادشده داری شبهاتی است که بی گمان با ورود دستگاه های نظارتی ابعاد بیشتری ازآن روشن خواهد شد.
کد خبر: ۱۶۶۶۴۰تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۷
به گزارش "جوان " تحقیقات نشان می دهد فعالیت های غیرقانونی و ابهام برانگیز سعید العقیلی در جزیره قشم در دولت های گذشته، در دولت دهم به اوج خود رسیده است.

سرحلقه اصلی در دوره اصلاحات

پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات ، « ب .ب» یکی از مدیرانی بود که روانه منطقه آزاد قشم شد تا مدیریت این منطقه را برعهده بگیرد.

وی پس ازبدست گیری مدیریت منطقه شخصی به نام "ق. م" را به عنوان مدیر عامل سیمان قشم منصوب کرد و دقیقا این انتصاب جاده را برای فعالیت چهره ای به نام "سعید العقیلی" صاف کرد که با تابعیت اماراتی سابقه دوستی با نام برده را عمومی کند!

العقیلی در ابتدا برای گرفتن ژست سرمایه گذار اقدام به خرید چند مغازه در سایت نخل زرین قشم کرد و در ادامه با تبانی با یکی از کارمندان امور اداری سازمان منطقه آزاد قشم ،پاساژ "خلیج فارس" را که 85% درصد سهام آن متعلق به سازمان منطقه آزاد قشم بود به دست گرفت.

تغییر و تحول در کارخانه سیمان قشم

یکی از مواردی که به کرار چه در دولتهای قبلی و فعلی شاهد آن هستیم تفاسیر نادرست از اصل 44 قانون اساسی است.

در واقع اصل 44 آمده بود که تصدی گری دولت را از امور غیر حاکمیتی کم کرده و از سوی دیگر بر بهره وری افزوده شود اما در مواردی مشاهده می گردد که عده ای با سود جویی و ویژه خواری از این طرح به چپاول منافع ملی پرداخته اند.

در همین خصوص می توان به سرنوشتی که برای سیمان قشم افتاد اشاره نمود.

مدیر عامل وقت سازمان در ادامه فعالیت های خود به ظاهر برای کمک به ستاد آزادگان، سهام متعلق به کارخانه سیمان را به نام ستاد آزادگان کل کشور می کند

اما با تعجب شاهد هستیم که بعد از مدتی ، کارخانه ای که در ظاهر به ستاد آزادگان بخشیده شده بود دست به دست شده و خصوصی می شود و سهامداران عمده آن "العقیلی" و "د. ب" فرزند یکی از آقازاده ها هستند که ابعاد این اتفاق هنوز مشخص نشده است.

آقای الف بازگیر پنهان

این موارد اما تنها ماجرای منطقه آزاد قشم نبود.یکی از مدیران سازمان منطقه آزاد قشم که مدتی نیز با یکی از ارگانهای امنیتی ارتباط داشته به عنوان مدیر در سازمان منطقه آزاد قشم بکار گمارده شده و مشغول فعالیت می شود.نامبرده که عرب تبار است در بدو ورود با العقیلی که حالا صاحب کارخانه سیمان و پاساژ در قشم است رابطه برقرار کرده و از این پس نقس سرپل را برای العقیلی بازی می کند.بررسی های صورت گرفته دراین زمینه نشان می دهد که نامبرده دارای ترددهای فراوان به دبی بوده است.ترددهایی که بی گمان باید آن را مقدماتی برای آماده سازی فعالیت های اصلی این بازگیر پنهان عنوان کرد.

دخانیات قشم در کیسه العقیلی

صنعت دخانیات علاوه بر ضرر هایی که برای اعضای تنقسی انسان دارد اما ظاهرا برای برخی از سیاسیون نقش شش های یدک را بازی می کند.در همه دولتها عده ای از آدمهای انحرافی حاشیه بدنبال زد و بند در عرضه دخانیات بوده اند و هر کدام با لابی "فلیپس موریس" نشستهایی داشته اند.
شاید به همین دلیل عقیلی در ادامه فعالیتهای خود وقتی به این فرمول مهم واقف می شود خیز بزرگی به سوی تصاحب دخانیات قشم بر می دارد.
در ادامه همین اقدامات کارخانه دخانیات قشم نیز به العقیلی واگذار می شود و در همین باره عده ای از دولت مردان دولت اصلاحات با نامبرده تماس گرفته و جریان مافیای قاچاق سیگار با محوریت العقیلی شکل می گیرد.

تاخت و تازهای العقیلی پس از دوران اصلاحات

العقیلی که حالا برای خود یک چهره برجسته اما پنهان اقتصادی شده با روی کار آمدن دولت جدید فعالیت های خود را نه تنها کاهش نداده که با با روی کار آمدن فردی با نام « م .ا» به عنوان مدیر عامل منطقه آزاد قشم شدت یافته و به تعامل با تیم جدید می پردازد.سرپل این تعاملات همان آقا الف است که سریعا وارد بازی شده و با تدارک سفر امارات مقدمات دیدار مدیر عامل جدید و العقیلی را فراهم می آورد.

وقتی سیمان قشم با نام خلیج ع رب ی صادر می گردد

در گذشته محصولات سیمان قشم به واسطه کشتی های عراقی به امارات منتقل شده و در آنجا با تعویض بسته بندی با سیمان خلیج عربی صادر می شد اما به علت هزینه بر بودن این عملیات انتقال و تعویض پاکت سعید العقیلی با رایزنی با مدیر عامل جدید ،پاکتهای با مارک سیمان خلیج ع ر ب ی را به کارخانه سیمان قشم منتقل کرده و در خاک ایران سیمان تولید ایران با نام خلیج عربی بسته بندی شده و صادر می شود.

بارگیری ها شبانه انجام می شودتا از گزند حوادث مصون بماند ولی پس از ارسال سه محموله با مطلع شدن نهادهای امنیتی جزیره و گزارش به مراجع قانونی، محموله چهارم با حکم مرجع قضایی توقیف می شود.

نکته جالب توجه در این جا واکنش مدیر عامل جدید بوده که در این خصوص به عنوان پشتیبان وارد شده وخطاب به مسئولان پیگیر کننده این پرونده می گوید که آقای العقیلی 200 میلیون تومان پول چاپ پاکت داده و شما به ایشان ضرر زده اید.

این ماجرا تنها به این مساله ختم نمی شود.استفاده العقیلی از بندر کاوه و قراردادهایی که در این زمینه انعقادشده داری شبهاتی است که بی گمان با ورود دستگاه های نظارتی ابعاد بیشتری ازآن روشن خواهد شد.


القصه

در خاتمه یک منبع آگاه امنیتی که مدتها درسازمان منطقه آزاد قشم مسئولیت داشته و خود قربانی تسویه حساب در خصوص روشنگری ماجرای سیمانها است، اذعان نمود که به نظر من العقیلی عنصر سرویس امنیتی امارات بوده که با پولهایی که این سرویس در اختیارش قرا داده برای اهداف خاص به ایران اعزام می شود تا در ایران هم به کار اقتصادی مشغول شده و هم منبع گیری می نماید.

بی شک بررسی دقیق تر توسط نهادهای امنیتی ماحصل فراوانی در خصوص شبکه ای که العقیلی در ایران ایجاد کرده است خواهد داشت.

http://www.tabnak.ir/fa/news/166640/%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%82%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B4%D9%85

برگشت

letzte Änderungen: 1.5.2012 15:02