Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

احمد توکلی: به دلیل روش نادرست احمدی نژاد، عدالت در پرونده رحیمی اجرا نمی شود


چهارشنبه, ۱۹ بهمن, ۱۳۹۰

چکیده :من معتقدم عدالت دادرسی درباره معاون اول رعایت نمی‌شود و قوه قضائیه باید خودش را اصلاح کند؛ نباید بازپرسی از آقای رحیمی در دفتر وزیر دادگستری صورت بگیرد و بازپرس خدمت متهم برود و این واویلاست. ...


در حالی که پرونده محمدرضا رحیمی سالهاست در قوه قضاییه معطل مانده است، نماینده مردم تهران در مجلس می گوید: من معتقدم عدالت دادرسی درباره معاون اول رئیس جمهور رعایت نمی‌شود و قوه قضائیه باید خودش را اصلاح کند؛ نباید بازپرسی از آقای رحیمی در دفتر وزیر دادگستری صورت بگیرد و بازپرس خدمت متهم برود و این واویلاست.

به گزارش فارس، احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در همایش “موقعیت بدر و خیبر” اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در مشهد
گفت: وقتی در یک حکومت فسادی دیده می‌شود، اینکه دولت آن را به عهده بگیرد یا نه، تکلیف را مشخص می‌کند و بعد قوه قضاییه و رسیدگی‌های آن تکلیف ماجرا را روشن خواهد کرد.

توکلی افزود: در جلسه استیضاح وزیر اقتصاد نیز من به آقای دکتر حسینی گفتم که اینجا محکمه قضایی نیست بلکه محکمه سیاسی است؛ چراکه ما مسئولیتی را به شما سپردیم و گمان می‌کردیم که شما مورد اعتماد هستید اما اکنون این اتفاق زیر دست شما افتاده است و حالا می‌خواهیم بگوییم که اعتماد قبلی را به شما نداریم.

وی در ادامه گفت: انقلاب اسلامی که ما قصد صدور آن را داریم با فساد اقتصادی و اختلاس سه هزار تومانی موافق نیست و این مسایل با انقلاب قابل جمع نیست لذا ما باید این مسأله را هم صادر کنیم که اگر اتفاقی اینچنینی در جایی افتاد، چکار کنند و روش ژاپنی‌ها را الگوبرداری نکنند.

نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: ما باید نشان بدهیم که مسئولیت شناس هستیم و اگر زیر دستمان اتفاقی افتاد مسئولیت آن را می‌پذیریم.

توکلی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر نتیجه پیگیری فساد اقتصادی معاون اول احمدی نژاد با اشاره به ماجرایی از شکایت امیرالمومنین از مردی یهودی که زره حضرت را دزدیده بود، گفت: من معتقدم عدالت دادرسی درباره معاون اول رعایت نمی‌شود و قوه قضائیه باید خودش را اصلاح کند؛ نباید بازپرسی از آقای رحیمی در دفتر وزیر دادگستری صورت بگیرد و بازپرس خدمت متهم برود و این واویلاست.

وی با بیان اینکه متهمی که بدین صورت بازپرسی شود، از همان ابتدا معلوم است که حکم آن دادگاه نیز ظالمانه خواهد بود.

این فعال سیاسی افزود: متأسفانه به دلیل روش نادرست آقای احمدی‌نژاد، عدالت در این مورد رعایت نمی‌شود و البته مجلس هم طبق قانون ناظر است اما در عمل نظارت خوبی را اعمال نمی‌کند و شما نباید این را از مجلس بپذیرید.
دفتر معاون اول رييس جمهور در پاسخ به احمد توكلي:
ابهامات عجيب در تحصيل ثروت و دريافت مدرك معادل را چگونه توجيه مي كنيد؟
سرويس: سياسي
1390/11/19
02-08-2012
11:38:20
9011-11697: كد خبر



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

دفتر محمدرضا رحيمي معاون اول رييس‌جمهور در نامه‌اي سرگشاده به اظهارات اخير احمد توكلي نماينده مجلس شوراي اسلامي پاسخ داد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در متن اين نامه سرگشاده «با صلوات بر محمّد و آل محمّد» خطاب به احمد توکلي آمده است:

«سلام عليکم

از آغاز دولت نهم تاکنون جنابعالي و همفکران‌تان با بهره‌گيري از فرصت‌هايي که خداوند به واسطه ملت ايران براي خدمتگزاري در اختيار شما گذاشته است لحظه‌اي از تخريب دولت خدمتگزار فرو ننشسته‌ايد و نيز بيش از دو سال است که حملات شما به معاون اول رييس‌جمهور که در اين مدت جز به کار و خدمت براي پيشبرد امور کشور نيانديشيده لاينقطع ادامه دارد. طي اين مدت اصرار به ايشان براي پاسخگويي به اظهارات مغرضانه شما هر بار با توصيه به صبر و حفظ آرامش کشور مواجه‌ مي‌شد، اما اينک که کار از شبهه‌افکني به دروغ‌پردازي رسيده و بيش از پيش موجبات تشويش اذهان عمومي را فراهم آورده‌ايد ناچار بايد به بخشي از دروغ سازي‌ها پاسخ داده شود، شايد اين پاسخ مانع از گسترش اين رويه ناپسند و غيراخلاقي شود.

شما به عنوان رييس مرکز پژوهش‌هاي مجلس در مصاحبه‌اي با مجله اقتصاد ماه تحت عنوان «بيان ناگفته‌ها از فساد يقه سفيدها» و فساد سيستمي و نظام يافته‌ سخن گفته‌ايد که مورخ ‌٥ بهمن ‌١٣٩٠ در برخي ديگر از رسانه‌ها بازتاب داشت؛ لذا متن زير را با توضيح اين‌که جنابعالي و آگاهان از خواستگاه عبارت يقه سفيدها در اقتصاد سياسي آگاهي داريد به عنوان دلايل اثبات يقه سفيد بودن جنابعالي در ارتکاب فساد سيستماتيک در فرايند آموزش عالي و ساير ويژه‌خواري‌ها براي خود و ديگر رفقاي‌تان که با بهره‌گيري از توهين، افتراء، نشر اکاذيب و به قصد تشويش اذهان عمومي در رسانه‌هاي مکتوب و مجازي عليه دولت منتشر نموده‌ايد، بيان مي‌گردد و چنانچه نياز باشد همه مدارك و مستندات موجود نيز انتشار خواهد يافت.

جناب آقاي توکلي!

يکم- در بخشي از مصاحبه دروغ را منشأ همه بدي‌ها و کليد در اتاقي دانسته‌ايد که سيئات را در آن گرد آورده‌اند و با استناد به حديث شريف نبوي، معاون اول رييس‌جمهور را در خصوص مدرک تحصيلي متهم به دروغ نموده‌ايد، از همين آموزه ديني استفاده مي‌شود، که متاسفانه اظهار نظر خصمانه شما بر پايه دروغي بنا شده است که خود و دوستان‌تان ساختيد و پرداختيد و رسانه‌هاي همسوي‌تان را براي انتشار اين دروغ به ياري طلبيديد. چون کار را به جايي رسانديد که پاسخي در خور لازم داشت معاون اول رييس‌جمهور براي بر ملا شدن اين دروغ جمعيِِِِِِ شما و همدستان‌تان که چيزي شبيه مثل معروف «آي دزد ...آي دزد» بود، چاره‌اي نداشت جز آن‌که از مجاري قانوني طرح شکايت کند و نتيجه شکايت در دادسرا و دادگاه نيز مجرم شناخته‌ شدن اتهام‌زنندگان و مشخصاٌ آقاي الياس نادران نماينده مجلس‌شوراي‌اسلامي بود. متن حکم محکوميت آقاي نادران به جرم «نشر اکاذيب» به شماره ‌٦٧ و کلاسه ‌٨٩ /‌٧٦ /‌١٠٣ ابلاغ شده که بر خلاف اظهار نظر کذب شما منع تعقيبي درخصوص اين پرونده صادر نشده است و موضوع در ديوانعالي کشور مراحل پاياني خود را طي مي‌نمايد. در اين‌باره مراجعه به اسناد و مدارک خلاف‌گويي جنابعالي را اثبات مي‌کند.

دوم - لازم است که چگونگي سير کسب مدرک تحصيلي جنابعالي مرور شود، تا معلوم شود دروغ کدام است و دروغگو کيست.

الف) به موجب دست خط مورخ ‌٢٥ /‌٨ /‌٧١ جنابعالي خطاب به آقاي دکتر معين وزير وقت فرهنگ و آموزش عالي نوشته‌ايد: «چون در خرداد سال آينده دوره کارشناسي را در رشته اقتصاد نظري به پايان مي‌رسانم مصمم هستم اگر امکان فراهم شود ادامه تحصيل را در دوره کارشناسي ارشد در يکي از کشورهايي که از اعتبار بالا برخوردار است انجام دهم، مقتضي است در اين زمينه مساعدت فرماييد...» اين مدرک بيانگر آن است که يک سال قبل از فارغ ‌التحصيلي در دوره کارشناسي آن هم بدون شرکت در کنکور درخواست بورس تحصيلي در کشوري که به زعم شما اعتبار بالايي دارد نموده‌ايد. آيا از خود پرسيده‌اي که چگونه ممکن است کسي بدون کنکور وارد دانشگاه شود و تقاضاي بورس تحصيلي نمايد و آيا فکر کرده‌ايد که حق چه کساني را ضايع کرده‌ايد؟

ب) يادداشتي به تاريخ ‌١١ /‌٧ /‌٧٢ به قلم شما موجود است که به وسيله آقاي‌دکتر گلپايگاني وزير وقت فرهنگ و آموزش عالي با قيد دستور «اقدام فوري» در هامش تقاضاي شما به عنوان معاونت دانشجويي آن وزارتخانه ارجاع شده است. شما در آن يادداشت آورده‌ايد :«سال گذشته به دستور مقام معظم رهبري جناب آقاي دکتر معين وزير محترم وقت دستور تشکيل پرونده اعزام اينجانب به خارج از کشور را براي اتمام تحصيل صادر کرد...به همين دليل درخواست مي‌کنم در انجام اقدامات لازم تسريع به عمل آيد»

ملاحظه مي‌نمائيد که جنابعالي براي رسيدن به مقصود چگونه از اعتبار و جايگاه مقام‌معظم‌رهبري سوءاستفاده نموده‌ايد. با اين وصف معاونت وقت دانشجويي ذيل دستور «اقدام فوري» وزير فرهنگ و آموزش عالي وقت مي‌نويسد«که اعزام بدون کنکور ممنوع است، لطفاً صريح اظهار نظر گردد» و متعاقب آن وزير وقت در تاريخ ‌١٢ /‌٧ /‌٧٢ در پي‌نوشتي به معاونت دانشجويي دستور مي‌دهد: «معاونت محترم دانشجويي لطفاً با توجه به سابقه امر و تاکيد جناب آقاي دکتر معين ترتيبي اتخاذ فرماييد به موقع انجام گيرد» و پس از اين است که معاونت دانشجويي به تاريخ ‌١٣ /‌٧ /‌٧٢ در ذيل همان نامه مي‌نويسند: « اداره امور بورس‌ها با توجه به موافقت و دستور وزير محترم اقدام گردد». و متعاقب آن طي نامه ‌٣٠٠٠٠ /‌٤٢ مورخ ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ مدير کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور به اداره کل گذرنامه و وزارت خارجه براي اعزام به خارج از کشور معرفي مي‌شويد. البته براي تحصيل در رشته‌اقتصاد در دانشگاه ناتينگهام انگليس در مقطع کارشناسي ارشد. اسناد بالا مبين اين واقعيت تلخ است که جنابعالي با اعمال فشار در مدت ‌٥ روز موجبات بورس و اعزام به خارج از کشور را با نقض همه قوانين موجود کشور بدون شرکت در کنکور و با استناد نادرست به دستور مقام معظم رهبري براي خود فراهم مي‌کنيد.

ج) جنابعالي در همان روز يعني ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ طي نامه‌اي به اداره کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور تعهد نموده‌ايد در مقطع تحصيلي کارشناسي ارشد و يا دکترا در هيچ يک از دانشگاه‌هاي کشور پذيرفته نشده و «شاغل به تحصيل» نمي‌باشيد، لکن در فرم مربوط به اطلاعات تعيين محل خدمت بورسيه ارز بگيران وزارت فرهنگ و آموزش عالي در مورد وضعيت تحصيلي شما نوشته شده کارشناسي و کارشناسي ارشد را از دانشگاه شهيد بهشتي اخذ نموده‌ايد در حالي که مطابق مدارک موجود شما براي مقطع کارشناسي ارشد بورسيه شده‌ايد. اين دوگانگي و خلاف‌گويي مستند را در اعلام وضعيت تحصيلي مقطع کارشناسي ارشد چگونه توجيه مي‌کنيد؟

د) طبق مدارک موجود درخواست موافقت و اعزام شما به مدت ‌١٥ ماه براي ادامه تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد بوده است. سوال اين است؛ چگونه از پشت ميز دکتري اقتصاد کشوري «با اعتبار بالا» يعني انگليس! سر در آورديد. مساله‌اي که قدري از زواياي پنهان آن بر اساس محتويات پرونده تحصيلي شما قابل دريافت است، اما برخي زواياي ديگر هنوز نامکشوف و نياز به جستجو در اسناد محرمانه دارد.

هـ) با توجه به اين‌که جنابعالي کارشناسي ارشد را طي ننموده و از مقطع کارشناسي به مقطع دکتري جهش نموده‌ايد پس از تذکر وزارت فرهنگ و آموزش عالي درخصوص اين روند غيرقانوني به خط خود خطاب به آقاي دکتر سالار آملي مسوول امور دانشجويان ايران در انگليس مي‌نويسيد: «... شما بنده را نسبت به مقررات ارزشيابي دکتراي بدون داشتن فوق‌ليسانس مطلع فرموده بوديد حالا تسجيل شد، طبيعي است با علم به اين مساله دارم تحصيلم را ادامه مي‌دهم، هرچند جهل بنده هم مانع اعمال مقررات قانوني يا مشروع نمي‌شود ، مساله ارزشيابي معادل هم چندان مساله نيست» اين اعتراف بيانگر آن است که شما بدون موافقت اوليه وزارت علوم و علي‌رغم نداشتن مدرک تحصيلي کارشناسي ارشد خود را به عنوان دانشجوي دکتري رشته اقتصاد به وزارت علوم تحميل نموده‌ايد و تا اين‌جا يعني اعزام خلاف قانون و بدون ضوابط و تحصيل خلاف قانون و البته دغدغه‌اي هم براي عضويت هيات علمي در آينده نداشته‌ايد، چه آن‌که بيش از هر کس به قدرت لابيگري خود که مختص يقه سفيدان است واقف بوده‌ايد . جالب آنکه به خط و تعهد خود نيز پايبند نمانديد و بر اساس همان پيش فرض‌هاي ذهني از طريق خلاف قانون و با بهره‌گيري از رانت‌هايي که بيش از همه کس از آن برخوردار بوده‌ايد به رغم داشتن مدرک معادل دکترا به عضويت هيات علمي يکي از دانشگاه‌هاي معتبر کشور درآمده‌ايد . جل‌الخالق اگر اين رانت و مفسده سيستماتيک يقه سفيدان آنگونه‌که گفته‌ايد نيست در کدام قاموس بايد به دنبال نامي براي فرآيند اخد مدرک شما بود که ديگران را به آن متهم مي‌کنيد ؟

و) مطابق نامه شماره ‌٢١٩٢١ /‌١٢ /‌٤٢ مورخ مهر ماه سال ‌٧٥ معاون دانشجويي وقت وزارت فرهنگ و آموزش عالي به عنوان مقام عالي وزارت اعلام مي دارد «... چون همسر و فرزندان احمد توکلي در ايران به سر مي برند طبق ضوابط و آيين‌نامه بورس مقرري به شکل مجردي به ايشان تعلق مي‌گيرد» و بازهم به موجب تقاضاي کتبي ‌١ /‌٧ /‌٧٥ اذعان مي‌داريد که تا پايان اسفند ‌٧٤ ارز متأهلي به من پرداخت شده است و بر همين مبني درخواست تداوم آن رويه غلط را مي‌نماييد. و اين احتمالاً بيانگر وسواس و دقت نظر شما نسبت به حفظ بيت‌المال و جلوگيري از اتلاف آن است!

به راستي چگونه مي‌شود به صورت نامشروع و بدون استحقاق براي خود، همسر و فرزندان ارز دانشجويي بابت ‌٣٨ ماه دريافت کنيد درحالي که بنا به استنادات موجود شما فقط ‌١١ ماه درخارج از کشور حضور داشته‌ايد؟ اگرچه کسي منکر اين نيست که يکي دوبار خانواده محترم در سفر به اين کشور «اعتبار بالا» همراه جنابعالي بوده‌اند. آقاي توکلي! درخصوص حرمت دريافت وجوه من غيرحق چگونه بايد قضاوت کرد؟

ز) جنابعالي به عنوان متعهد به خدمت و بورسيه تحصيلي وزارت علوم در خارج از کشور تحصيل نموده‌ايد و برخلاف مقررات از تسهيلات شامل تحصيل رايگان و ارز موردنياز بهره برده‌ايد و براي اين مقصود هرگاه لازم بوده دروغي به کار بسته‌ايد. از جمله مطابق تعهدنامه مورخ ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ به اداره کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور اعلام داشته‌ايد که کارمند رسمي وزارتخانه يا موسسات دولتي نمي‌باشيد و متعهد شده‌ايد در صورت خلاف صحت مطالب تعهدنامه کليه خسارات وارده را پرداخت نمائيد؛ در حالي که مطابق نامه ‌٢٨٠٧ /ک / م مورخ ‌٢٥ /‌١٢ /‌٧٥ شروع به کار شمارا در نهاد رياست جمهوري به امضاء مديرکل وقت امور اداري اعلام نموده‌اند و با استناد سند شماره ‌٤٠٣٦ مورخ ‌٧ /‌٤ /‌٧٦ به خط خودتان نوشته‌ايد از دي‌ماه ‌١٣٦٨ تاکنون يعني ‌٤ /‌٤ /‌٧٦ کارمند مشاورت اقتصادي نهاد رياست جمهوري بوده‌ايد و اين مدارک مبين مستخدم بودن جنابعالي در نهاد رياست جمهوري است که پس از بازگشت از انگلستان مجبور به اعلام شروع به کار شده‌ايد. اين دو مدرک، کذب ديگري از فرايند اخذ مدارک تحصيلي شما را نشان مي‌دهد که به نظر مي‌رسد براين اساس و به موجب آموخته از حديث شريف نبوي تا اينجا بايد نه يک کليد که دسته کليدي از ساختمان بدي‌ها نزد شما وجود داشته باشد.

سوم) يکي از موضوعاتي که همواره مطرح کرده‌ايد و وسيله حضور رسانه‌اي خود ساخته‌ايد بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي و ويژه خواري‌ها است ، بر اين اساس و با توجه به حساسيت شما به اين موضوع ذکر نکاتي خالي از فايده نيست؛

جنابعالي با رايزني و ويژه‌خواري در سال ‌١٣٧٠ براي خود و شرکاي‌تان زميني به مساحت ‌٣٠٠٠متر مربع در شهرک غرب تهران به ارزش ‌١٨٠ ميليون تومان در زمان رياست آقاي محسن رفيق‌دوست بر بنياد مستضعفان و جانبازان با تخفيف به قيمت ‌٢٣ ميليون تومان به اصطلاح خريداري! نموده‌ايد و متقاضي شده‌ايد که اين مبلغ را ظرف ده سال پرداخت نماييد و هر ساله ‌١٠? ظرفيت پذيرش دانش‌آموز در مدارس غيرانتفاعي را به بنياد مستضعفان اختصاص دهيد. صرف نظر از آن‌که از آن سال تاکنون يک ريال پس نداده‌ايد، حتي يک درصد سهميه تحصيلي مدرسه غيرانتفاعي‌تان را هم به فرزندان جانبازان و مستضعفان اختصاص نداده‌ايد حال آنکه ارزش امروز زمين ‌١٢ ميليارد تومان است و جالب آنکه مدير مجتمع آموزشي شما يکبار ديگر به نقل از شما موافقت مقام‌معظم رهبري(مدظله‌العالي) را براي استمهال بازپرداخت ارزش زمين مذکور خواستار مي‌شود که از سوي مراجع رسمي طي نامه شماره ‌١٤٨٩٤ مورخ ‌٨ /‌١٠ /‌٨٨ اظهارات شما تکذيب مي‌شود.

از ماجراي روزنامه شما و اخذ مجوز چاپخانه و ارز دولتي و فروش آن که بنا به نظر آقاي سعيد حجاريان «هم کاغذ مفت گرفته‌ايد هم چاپخانه» مي‌گذريم و شرح آن را به مجالي ديگر مي‌سپاريم.

جناب آقاي توکلي ملاحظه اين‌همه پاکدستي و پاکزيستي شما براي رسيدن به دولت پاک! و مبارزه با يقه سفيدان مفسد هيچ جاي تعجب ندارد؛ گرچه در جايي مدعي و طلبکارانه اظهار داشته‌ايد: اعزام شما براي تحصيل ، حداقل خدمت نظام به امثال شماست. آقاي توکلي متأسفانه شما با بهره‌گيري از امکانات رسانه‌اي که در اختيار داريد علاوه بر ويژه‌خواري و اخذ مدرک تحصيلي بدون استحقاق و اکتساب دارايي‌هاي شبهه ناک اين امکانات را وسيله دروغ پراکني و ايجاد جو بدبيني و بي‌اعتمادي در بين مردم قرار داده‌ايد و اين نتيجة همان ابهامي است که در موضوع تحصيل جنابعالي از "انگليس" شروع شده و هنوز هم ادامه دارد و روزي بايد آشکار گردد.

اداره اطلاع رساني دفتر معاون اول»

انتهاي پيام
كد خبر: 9011-11697

اسناد جديد در خصوص مدرك دكتراي احمد توكلي

به گزارش قلم پرس در پی افشاگری سایت بولتن درباره مدرک دکتری احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس، سایت الف که توسط توکلی مدیریت می شود نوشت:

آقای توکلی نیز حدود سه‌‌سال و نیم در انگلستان در رشته اقتصاد تحصیل و دکترای خود را از دانشگاهی با درجه 5 که برای نظام آموزشی ما به معنای نظام آموزشی دانشگاه درجه یک است، اخذ نموده ‌است.

در حالی که ادعا شده است آقای توکلی در مدت یازده ماه تحصیل این مدرک را اخذ نموده (!) و بیشتر در ایران بوده است. آقای دکتر توکلی بورسیه وزارت علوم بوده و مدرک دکترای ایشان از دانشگاه ناتینگهام در سال 1375 با عنوان دکترای پژوهشی به تایید وزارت علوم رسید.

قابل ذکر است که توکلی در کنکور فوق‌لیسانس سال 1372 کشور نیز قبول شده بود (دانشگاه اصفهان) ولی چون توانسته بود به دلیل سوابق تحصیلی ممتاز و تجربه‌ی عملی در عرصه اقتصادی و رسانه‌ای پذیرش مستقیم دکترا بگیرد به خارج رفت.

شرط پذیرش برای دوره دکتری ایشان نیز قبول شدن در دوره ام‌فیل (Master of Philosophy) بود که مرحله بین فوق‌لیسانس و دکترا است که ایشان به خوبی از عهده برآمد. دکتر توکلی در سال 1377 با تایید اجماعی اعضای گروه اقتصاد دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی به عضویت هیات علمی این دانشگاه درآمده است.

در پی این ادعای الف و همچنین تکذیب افشا گری سایت خبری بولتن، جزئیات دقیقتری را به همراه سند ارائه می کند تا بینندگان و مردم فهیم کشورمان خودشان قضاوت کنند.

به گزارش خبرنگار بولتن، در سند اول که مربوط به فرم اطلاعات بورسیه شده هاست، احمد توکلی که بدون گذراندن کارشناسی ارشد دکتی گرفته

است، به دروغ دارای فوق لیسانس اقتصاد از دانشگاه شید بهشی معرفی شده است. http://khosroabadkhabar.blogfa.com/post-2756.aspx

اسناد جديد در خصوص مدرك دكتراي احمد توكلي

احمد توکلی (زادهٔ ۱۳۳۰ در بهشهر) سیاست‌مدار ایرانی و نماینده کنونی مجلس شورای اسلامی است.


وی سخنگوی دولت محمدعلی رجایی و وزیر کار و امور اجتماعی مستعفی کابینه اول میر حسین موسوی بوده‌است.[۱] وی در دوره اول مجلس نماینده بهشهر و در دوره‌های هفتم و هشتم نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بوده‌است. توکلی از ابتدای دورهٔ هفتم، ریاست مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشته‌است. وی در انتخابات ششم و هشتم ریاست جمهوری کاندیدا بود که در هر دو رقیب اصلی کاندیداهای پیروز(هاشمی و خاتمی) محسوب می‌شد.[۱]
محتویات
[نهفتن]

احمد توکلی در سال ۱۳۳۰ در شهر بهشهر به دنیا آمد. نیای او تاجری اصفهانی بود که در اواخر حکومت تزاری با قفقاز و روسیه مراوده تجاری داشت و در پی تجارت به مازندران آمده بود که انقلاب بلشویکی درگرفت و وی که در پی این انقلاب ورشکست شده بود ساکن شمال شد.[۲] وی پسر خاله علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و حقوق بگیر بانک ملت است [۳].
تحصیلات [ویرایش]

وی مدرک دکترای اقتصادش را در سال ۱۳۷۵ از دانشگاه ناتینگهام انگلستان اخذ کرد.

توکلی استاد یار گروه علوم اقتصادی دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی می‌باشد.[۴].

در مهرماه سال 1390 مدارکی از نحوه پذیرش و بورس دکترای او توسط سایت های نزدیک به احمدی نژاد منتشر شد که نشانگر برخی تخلفات مالی، تحصیلی و اداری در این مورد بود.در این مدارک نشان داده شده است که او بدون مدرک کارشناسی ارشد اقدام به تحصیل در مقطع دکتری کرده است ومدرک دکتری وی معادل می باشد.[۵] پاسخ هاي منتقدان دولت به ادعاها عليه وي نشان داد كه اين ادعاها از دقت كافي برخوردار نبوده و بعضا مدارك فرد همنام وي به جاي توكلي منتشر شده است.[۶]
سوابق [ویرایش]

او رئیس شهربانی، کمیته انقلاب اسلامی و دادیار و دادستان انقلاب بهشهر بود.[۷] در زمان مسئولیت او بهشهر به خاطر اجرای دقیق حکم قصاص، قطع دست دزد و جاری کردن حد زنا، معروف بود.[۸] او در کابینه میر حسین موسوی وزیر کار و سخنگو بود. پس از استعفا از این سمت، او روزنامه رسالت را بنیانگذاری کرد و سپس به انگلستان رفت و در آنجا مدرک دکترای اقتصاد خود را گرفت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۷۶ روزنامه فردا را بنیانگذاری کرد که بعد از مدت کوتاهی بر اثر مشکلات مالی تعطیل شد.[۱]
مصطفی تاج زاده و سعید حجاریان در گفتگو با روزنامه شهروند امروز عنوان کردند که توکلی وام دریافتی جهت راه اندازی روزنامه فردا را صرف خرید چاپخانه ای کرده که اکنون منبع درآمد فرزندش می باشد.[۹] توکلی در مجلس اول از زادگاه خود به عنوان نماینده انتخاب شد و در مجالس هفتم و هشتم به عنوان نماینده اصولگرای تهران انتخاب شد.

وی دو دوره کاندیدای ریاست جمهوری شده که هر دوبار (به ترتیب پس از علی اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی) دوم شده‌است.

توکلی به عنوان رقیب هاشمی در انتخابات سال ۱۳۷۲ و در حالی که اکثر راستی‌ها از هاشمی رفسنجانی حمایت می‌کردند رقیب اصلی وی بود و تندترین انتقادات را به هاشمی انجام می‌داد. در انتخابات سال ۱۳۸۰ نیز زمانی که اکثر گروه‌های اصلی اصولگرایان در سکوت به‌سر می‌بردند توکلی رقیب اصلی و منتقد شدید سیاست‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خاتمی بود.[۱]

توکلی در انتخابات نهم ریاست جمهوری از کاندیداهای اولیه بود، اما به نفع احمدی نژاد کنار رفت. توکلی نقل می‌کند که: "در ۵ تیر و دو روز پس از پیروزی آقای احمدی نژاد، در حالی‌که مؤکدا داوطلبی خود را برای ورود به کابینه رد کرده بودم، سه چهره برجسته اصول‌گرا را به آقای احمدی نژاد پیشنهاد کردم. وقتی آثار مثبت این کار را برشمردم، ایشان قبول کردند، اما احتمال پذیرش نمی‌دادند. پس از جلب رضایت آنان، آقای احمدی نژاد نیز استقبال کردند ولی بعداً پیغام آمد که: «من در کابینه ژنرال نمی‌خواهم». بنده هم پاسخ دادم: «دولت جای ژنرال‌هایی است که یک ژنرال ارشد آنها را هماهنگ می‌سازد».[۱]

وی هم اکنون مدیر مسئول وب‌گاه الف و رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی می‌باشد.
دیدگاه‌های سیاسی [ویرایش]

توکلی از چهره‌های مطرح اصولگرا است که همواره دید انتقادی نسبت به اصولگرایان داشته‌است. او از منتقدان سرسخت دولت در زمینه‌های مختلف و بالاخص حوزهٔ تخصصی اش اقتصاد بوده‌است. همچنین او اولین کسی[نیازمند منبع] بود که جعلی بودن مدرک علی کردان را در جلسه رای گیری مجلس گوشزد کرد. استعلام سایت الف از دانشگاه آکسفورد در مورد مدرک کردان و مشخص شدن عدم صحت آن نقطهٔ اصلی عزل کردان بود. در مراسم رای اعتماد کابینه دولت دهم، وی به عنوان مخالف به سخنرانی پرداخت. وی کامران دانشجو وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت علوم و برگزار کنندهٔ انتخابات دهم را متهم درجهٔ یک درگیری‌ها خواند.[نیازمند منبع]

توکلی در انتخابات دهم ریاست جمهوری سکوت کرد و از فردی حمایت نکرد، ولی در جریان رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم از منتقدان دو طرف بود. در واقع وی مخالف رویهٔ مسببین ناآرامی‌ها، و منتقد شیوهٔ برخورد و عمل حکومت و دولت با معترضین بود. در جریان پخش اعترافات متهمان دستگیرشده پس از انتخابات ۲۲ خرداد از سیما، سایت الف اعتراض شدیدی از خود نشان داد.[نیازمند منبع]

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%88%DA%A9%D9%84%DB%8C

كد خبر: 31785
تاريخ انتشار: 11 تیر 1390 ساعت 12:22

افشاگری گلپور درباره مشایی وهمسرش درهمشهری ماه

رضا گلپور در گفتگو با همشهری ماه گفته است: خانم ط. ذبیحیان كه همسر رسمی آقای مشایی است در هنگام دستگیری می خواسته سیانور استفاده كند اما چون ضابط، هشیاری داشته اسلحه خود را در دهان او قرار داده تا نتواند پوشش قرص را با دندان خود بشكند و سیانور عمل كند. شاید این برای من قابل درك باشد كه ضابط برای جلوگیری از انتحار یك نیرو، حاضر باشد دندان فرد خرد شود اما كشته نشود. اما اینكه عده ای كه دستگیر شدند و در زندان منتظر محاكمه هستند توسط نیروهای تحت مسئولیت مستقیم آقای مشایی؛ بدون حكم دادستانی به جنگل های منطقه ی رامسر برده می شوند و به آنها تیر خلاص زده می شود با كدام منطق شرعی و قانونی قابل توجیه است؟ ضمن اینكه پیچیدگی آن پرونده این است كه یكی از بازداشت شدگان، اخوی بزرگتر ایشان بختیار رحیم مشایی معروف به كورش رحیمی بوده و اگر قرار بوده همه بازداشت شدگان از منافقین حذف شوند خوب برادر ایشان هم باید همراه بقیه كشته می شد اما نشده است. معروف است كه می گویند در زمان آیت الله قدوسی كه معرف همه است، نیروهای دادستانی اجازه شنود تلفن همسر بنی صدر برای گرفتن یك رد از وی را از آیت الله قدوسی می خواهند و ایشان می گوید به دلیل رعایت موازین شرع مقدس فقه اثنی عشری نمی تواند این حكم را بدهد. در واقع این روندی بوده كه بسیاری از بزرگان فقهی و دینی ما به آن استنادو عمل می كرده اند. به همین دلیل است كه می گویم برای من سوال ایجاد می شود كه فردی با آن سابقه، ناگهان پس از رسیدن به جایگاه معاون رئیس جمهور می آید می گوید ما چه مشكلی با مردم اسرائیل داریم؟ مشایی در یكی از جلسات به من می گفت اجباری بودن لچكی كه سر خانم هاست چه منطقی دارد؟ خاتمی با اهمه ادعا توانست این اجبار را بردارد؟ البته تاكید می كنم كه پیگیری های من فقط درباره صِرف آقای مشایی نبوده و همانطور كه می دانید، در بخش های مختلفی روی سوابق یا برایند عملكرد چهره ها به عنوان یك خبرنگار آزاد پژوهش دارم.


آقای مشایی به شما وقت ملاقات داد به چه دلیل بود؟


اینكه مشایی پذیرفت كه چنین جلساتی برگزار شود به این دلیل بود كه ما در سال های گذشته به دنبال كمك دادن به اقای احمدی نژاد بودیم. گفتیم ایده هایی داریم كه می تواند در عرصه جنگ نرم و خنثی كردن فعالیت های رسانه ای صهیونیست ها موثر باشد.


این ماجرای دیدارها مال چه زمانی است؟


دو سال بعد از ریاست جمهوری دوره نهم. وقتی درباره راهكارهایی كه در خصوص مقابله با جریان رسانه ای صهیونیستی در دست داشتیم با آقای احمدی نژاد صحبت كردیم به من گفتند با آقای مشایی مطرح كنید تا او آن ها را بررسی كند.


-پس هنوز بحث های شما به پژوهش و كشف سند نرسیده بود؟


خیر در ابتدا مباحث عادی داشتیم. هر چند در مواردی حتی اخوی آقای احمدی نژاد حرف های جدی راجع به سوابق و عملكرد سوءِمشایی داشته و دارد. اما اعتقاد من این بود كه با خود فرد مطرح كنم و او را در موضعی قرار ندهم كه باعث ظلم به آنها شود. در جلسات آخر به آقای مشایی گفتم شبهاتی دارم و درباره شما، اسنادی را به دست آوردم كه به ابهامات افزوده است. در صحبت های ایشان هم حرف های جدیدی شنیدم كه ابهامات تازه ای هم ایجاد شد. من باز هم آنها را رسانه ای نكردم اما از ایشان خواستم كه در مشاوره هایی كه دارند، تحلیل فاصله دار از واقعیت به آقای احمدی نژاد ندهند. مثلا آقای احمدی نژاد گفته كه اكثر مردم آمریكا معتقدند كه 11 سپتامبر توسط بخش هایی از دولت آمریكا انجام شده است! بیان این جملات آن هم در كشوری كه قربانی این واقعه بود و مردم اصلا چنین دیدگاهی ندارند خیلی موضوع غیر قابل باوری است.





-چرا تصمیم گرفتید با آقای مشایی مطرح كنید؟ مگر او مشاور سیاست خارجی رییس دولت است؟


به هر كسی گفتم كه این اشتباهات را به چه كسی بگویم تا به گوش آقای احمدی نژاد برساند، همه گفتند مشایی! بعد كه با او در این باره صحبت كردم دیدم اعتقاد به لزوم برقراری رابطه با دولت آمریكا به دست احمدی نژاد وتیمش را دارد. آن هم نه ارتباط با مردم و نهادهای مردمی و دانشگاهی بلكه با خود دولت. چون با شعار احیای آرمانهای مرحوم امام خمینی وبه صحنه آوردن بدنه مردم آمده و دیدم در عمل بر عكس نتیجه داده چون اتكا به مشاورین دارد. بعضی از آنها از جمله مشایی از افرادی هستند كه اصول لازم برای انجام مشاوره ی صحیح را دارا نیستند.


-چرا همه می گفتند این را به مشایی بگو؟ به آقای مشایی گفتید؟ واكنش وی چه بود؟




بله من آقای مشایی را در ساختمان منزل ایشان ملاقات كردم و گفتم كه این حرف آقای احمدی نژاد اصلا واقعی نیست. او به من گفت مطمئنی؟ از اینجا فهمیدم كه او این حرف را در دهان احمدی نژاد گذاشته و هیچ آگاهی هم نسبت به آن ندارد. من دریك جلسه ای كه چند سال قبل در سازمان ایرانگردی وجهانگردی داشتم دیدم كه كتاب « لابی اسرائیل» را با خودشان از سفر آمریكا آورده اند با این عنوان كه كتاب مهمی است و باید با پیگیری مسئول دفترش باقری هنجانی ترجمه شود! به او گفتم اساس این كتاب 2 سال قبل از دیدار ما ( 6 سال پیش) توسط وزارت خارجه ترجمه شده و چند جلسه هم اندیشی با حضور صاحبنظران در خصوص آن برگزار شده است و ما در آن شركت كرده ایم. چگونه می گویید این كتاب جدید است و از وزارت خارجه بی اطلاع هستید؟ خلاصه ی عرض بنده اینست: فردی كه مبنای فقه شیعه دارد اگر در مقوله ای معلومات كامل نداشته باشد به سادگی می گوید من موضوعی را نمی دانم. اما وقتی می بینی آدمی فاقد آن مبنا است احساس می كند كه باید راجع به هر موضوعی نظر بدهد آن هم به شكل جنجالی تا رسانه ای شود. این اشكال به مبانی فكری آقای احمدی نژاد است. البته آقای احمدی نژاد اگر در ابتدا 20 مشاور داشت الان محدود شده به آقای مشایی. به نظر من بعد از رای 24 میلیونی كه ایشان از مردم گرفت ظرفیت لازم برای درك و تحلیل صحیح آن را نداشت و در رفتارشناسی او غرور و عصبیت ایجاد كرد و او هم دسته دسته مشاوران مردمی و دلسوز خود را كنار گذشت.




-سر فصل مباحثی كه در جلسات آخر با مشایی مطرح كردی چه بود؟


از ایشان سوال كردم كه واقعا آقای رحیمی كه مسئول دفتر انتخابات آقای هاشمی در كردستان بوده و با دعواهایی كه با شهید كاظمی فرمانده وقت سپاه كردستان داشته با چه تعریف اصولگرایانه ای امروز با اختیارات ویژه، معاون اول دولت است؟ حضور وی با شعار حمله به هاشمی جور در می آید؟ مشایی در پاسخ به من گفت مگر مذهبی ها و آقای خامنه ای چقدر رای دارند ؟ بیش از 7 میلیون است؟ ما باید از همه طیف ها در كنار خود داشته باشیم. در اینجا برای من مشخص شد كه كار از رفع شبهه گذشته و نوعی بیماری انحراف و گنده گوئی است. گفتم این قتل هایی كه در رامسر به شما نسبت داده می شود چیست؟ پاسخ داد حالا 4 تا سگ محارب هم كشته شدند مگر چه اتفاقی اقتاده است؟ اینجا دیگر دیدم این جفاست كه خلوت و عیان این فرد تا این حد با هم فرق می كند. مگر حاكم شرع بوده كه آنها را كشته است؟ او می گفت : من پرونده ام تا سال 76 در سازمان قضایی باز بود و بسته شده و تو به دنبال چه هستی ؟ گفتم خیلی روشن است بگو من در جریان نبودم و نیروهای من خودسر عمل كردند. حالا آنها قسم می خورند كه خودسر نبوده و دستور داشته اند. این مسائل حول نفر دوم دولت نگران كننده نیست؟



-اما همین فرد كه شما از او نگران هستید مدیر دو شبكه مهم رادیو بوده و سمت های مهمی در سال های قبل داشته است.


این اشكال به آن مدیر وارد است كه چگونه برای حضور رییس رادیوی خود تحقیق نكرده است. این درباره دیگران هم اتفاق افتاده است. من در پژوهش ها، سند هایی دیده ام كه انسان وحشت می كند. مگر احترامی كه آقای رجایی به كشمیری داشت واقعی نبود؟


-به دلیل خاص بودن شرایط، بعضا دیده شده كه برخی مسئولان در پست های مختلف حضور داشته اند اما درباره این مورد خاص اما پژوهشی دارید كه چرا وی به دستگاه های مختلف رفته است؟ مثلا حضور او در سپاه مازندران، به چه دلیل انجام شد؟


اسناد می گوید ایشان به عنوان كسی كه خوب صحبت می كرد مد نظر قرار گرفت و نباید دنبال پاسخ عجیب و غریب بود. در فضایی كه چریك های مائوئیست ، فدایی و منافقین با ادبیات خاص و افرادی كه با انجمن حجتیه در ارتباط بودند، در آنجا فعال شده بودند اگر آدمی آنها را نقد كرد و سخنرانی گذاشت، در آن شهرستان جلوه می كند. دلیل این امر هم حرافی ایشان است نه عمق معانی ایشان. شما یك سری متهم را گرفته ای و دادستان می خواهد با آنها صحبت كند تا شاید تغییر روش دهند. در سال های ابتدای انقلاب هم قرار داشتند و در این موارد، افرادی كه می توانستند به مقابله با جریانات ضد انقلاب كمك دعوت به كار می شدند. به دستگاه های درگیر در این غائله اعلام می شود كه مشایی معلم آموزش و پروش است ، روی چریك های فدایی مطالعه دارد، احیانا آنها را هم می شناسد ، مجاهدین خلق را هم می شناسد و بعضی بستگان او مجاهد خلق بوده اند! خب در این شرایط چه كسی در استخدام مشایی درنگ می كند؟






-اما این از دیدگاه دینی و فقهی بود كه كسی نباید مسئولیتی را كه نمی توان انجام دهد، بپذیرد. اگر به عنوان یك بحث دنیایی به آن نگریست چطور؟


صادقانه و صریح بگویم تعارضات و تناقضاتی كه در سوابق وی است به دلیل تناقضاتی است كه در اندیشه ایشان است. ایشان معلم آموزش و پرورش بوده، به تاج لنگردودی و طیف انجمن حجتیه كاملا نزدیك است. خود مشایی در توضیح به من می گفت روستا به روستا انجمن حجتیه در مازندران را من پایه گذاری كردم.





-اما همین الان بر روی سایت هواداران آقای مشایی، جمله ای از دكتر حسن عباسی قرار دارد كه او را به هیچ فرقه ای منتسب نمی داند و یك تكنوكرات می داند. چرا از این مباحث به این شكل استفاده می شود؟


اولا او دكتر نیست. بعد هم حرف امثال آقای عباسی در رده دوم ارجحیت قرار دارد. وقتی خود آقای مشایی به من گفت تشكیلات انجمن حجتیه را من در مازندران راه انداختم باید دید آقای عباسی با چه سندی آن را نفی می كند؟ در مسائل سندی، وقتی سندی اثباتی برای موضوعی می آوری ، اثبات خودش پیچیده است. حالا اگر یك نفر بخواهد این سند را نفی كند و سلباً بگوید فلانی نبوده، بسیار پیچیده تر می شود. البته فقط مشایی این را نگفته، خیلی از دوستان ایشان می گویند زمانی كه معلم آموزش و پرورش بود در روستاها و ... این افكار را ترویج می داد.





-ایشان بعد از آن مقطع هم در وزارت اطلاعات حاضر است. نشریه كردی زبان سروه را منتشر می كند. به هر حال یك فرد ، دو سال می تواند با حرافی كار را پیش ببرد. اما بعد از آن باید نسبت به آن حساس شوند.


شما موسسه صلاح الدین ایوبی یا نشریه سروه را نقد می كنی. من صریح تر بگویم ما افراد زیادی داشته ایم كه سمت های بالادستی داشته اند اما مسئله دار بوده اند.





-اما این جزو خواص بوده است كه مورد تایید بسیاری از نهادها بوده و با آنها كار می كرده است؟


شما در دوره آقای تاج زاده به مدیر كلی مشایی برخورد می كنی.


-خیر اتفاقا اینها در دوره اصلاحات زدوده شدند. ایشان در دوره بشارتی و معاونت آقای تابش، مدیر كل اجتماعی بوده یعنی دولت دوم هاشمی.


البته وزارت اطلاعات در مقطعی كه مد نظر شما بوده او را در گزینش رد كرد و بعدا با لایه هایی بالاترارتباط گرفت و وارد شد.





-معمولا حجتیه دارای رده های مختلف و وابستگان متفاوت بوده است و در بعضی مسئولین فعلی هم، اعضای حجتیه وجود دارند كه بعد از حكم امام از این تشكیلات اعلام برائت كردند. ایا آقای مشایی هم درباره برائت از حجتیه به شما حرفی زد؟


بله می گفت وقتی امام گفت بین انجمن حجتیه و سپاه، یكی را باید انتخاب كرد من آمدم سپاه. در عین حال ممكن است فردی در ظاهر بگوید من التزام دارم اما باید عملكرد را هم دید.


منبع:عماریون
ارسال به کلوب
ارسال به بالاترین
ارسال به دنباله
ارسال به فیسبوک

نظرات بینندگان:
یا ابوالفضل! برس به دادمون...
50
1
کد: 362184 | نگـــــــــاه عادلانـــــــــــــه | 11 تیر 1390 ساعت 12:48
1-آیا آقای گلپور خبرنگاری است كه حفظ منافع ملی اولین و آخرین رسالت اوست؟اگر آری،چرا این صحبت ها و اسنادی را كه داشته همانموقع (6 سال پیش)منتشر نكرده است و اگر نه ، كه ...
2-آیا واقعا رای 24 میلیونی باعث غرور احمدی نژاد شد؟و یا نه ، حمایت های ... ای كه امثال آقای گلپور از ایشان داشته اند .وآیا هنگام این حمایت ها هم به فكر منافع ملی نبوده اند؟
3-متاسفانه همانقدر كه حمایت های كوركورانه از احمدی نژاد و همكارانش به ضرر مردم ایران تمام شد، اكنون نیز شاهد مخالفت های كوركورانه ای هستیم كه نهایتا تاوان آن را نیز مردم ایران باید بپردازند.
4-آنچه همه ما باید یاد بگیریم این است كه هدف تعالی سرزمین ایران باید باشد نه تعالی یك شخص یا یك تفكر وایدئولوژی ؟به امید آن روز
99
2
کد: 362196 | محمد | 11 تیر 1390 ساعت 12:56
مرگ بر فتنه گر هر كجا كه میخواهد باشد
9
57
کد: 362224 | 11 تیر 1390 ساعت 13:08
دشمنان ملت و آزادی دوباره با هم متحد شده اند ... و دروغ پردازان بی پروا از خدا و آخرت كه از حقیقت و آگاهی مردم بیزارند با انتشار اكاذیب و مهملات بندگان خدا را به تیر افترا و تهمت به رگبار بسته اند ... حیف از رسانه كه شما ها در آن سنگر گرفته اید و حیف از عنوان خبرنگار كه شما ها برخود نهاده اید ... خدا آخر و عاقبت همه مارا ختم به خیر نماید ان شائ الله تعالی
6
7
کد: 362265 | بهنام پارسی پور | 11 تیر 1390 ساعت 13:35
چرا ته ش رو حذف كردی؟
9
0
کد: 362324 | 11 تیر 1390 ساعت 14:26
اولین مرتبه قضیه همسر اقای مشایی را اقای قالیباف گفته كه فایل صوتیش هم موجوده
35
0
کد: 362342 | 11 تیر 1390 ساعت 14:37
این حرفا در دادگاه زده شده؟
14
0
کد: 362358 | 11 تیر 1390 ساعت 14:48
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا به كجا میرویم؟!!!!!!!!!!!!!
39
0
کد: 362409 | 11 تیر 1390 ساعت 15:23
چرا همچین كسی باید بتواند به وزارت اطلاعات راه پیدا كند؟چرا معاون ومشاور ریس جمهور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون وقت اینهمه جوان فدای.........
8
0
کد: 362541 | 11 تیر 1390 ساعت 16:40
به به
4
0
کد: 362577 | 11 تیر 1390 ساعت 16:59
مثلا می خواد بگه من خیلی اطلاعات دارم. آره فهمیدیم خیلی ....
12
1
کد: 362585 | 11 تیر 1390 ساعت 17:06
در جواب كد ۳۶۲۲۲۴:
بله مرگ بر فتنه گر البته تا ببینیم فتنه گر كی باشه
25
0
کد: 362796 | محسن | 11 تیر 1390 ساعت 19:32

http://www.ayandenews.com/news/31785/]

هرچند که همه نیک میدانیم که همه افراد و دسته های شریک در رژیم اسلامی درزد ، رشوه خوار و در اختلا س در کشور سوابق مافیائی دارند. احمد توکلی برای اینکه خود را از تبهکاری و کلاهبرداری هائی که کرده است تبرئه کند مدعی شده است که او آن احمد توکلی نیست که مدعیات به او نسبت میدهند. در پا ورقی بخوانید .

پاسخ احمد توکلی به اتهامات رحیمی: به دستور رهبری بورسیه شدم و زمین قسطی گرفتم



پنجشنبه, ۲۰ بهمن, ۱۳۹۰

چکیده :روز یکشنبه شکایت می‌کنم. این بهترین راه است . چنانکه شکایت‌های آقای رحیمی علیه من و آقای دکتر نادران مبنی بر اینکه ما گفته‌ایم او دکتری ندارد و به دروغ خود را دکتر می‌نامد و از این عنوان سوء استفاده کرده است ، به قرار منع تعقیب منجر شده است. در این مورد هم دادگستری بهترین قاضی است. البته باز هم تاکید می‌کنم که این کارهای سخیف مانع مبارزه من با فساد نخواهد شد....

احمد توکلی در پاسخ به برخی اتهامات اخیر رحیمی گفت: تهمت‌هایی که آقای رحیمی منتشر کرده است، تازگی ندارد. قبلا هم سایت‌های حامی وی به تفصیل و با انعکاس به زعم خودشان تصویر اسناد نشر داده بودند که به مقدار ضرورت پاسخ داده شد.

نماینده تهران که از ابتدای معاون اولی رحیمی به دلیل مجموعه پرونده های اتهامی وی، محمود احمدی‌نژاد را مورد انتقاد قرار داده بود با اشاره به ادعاهای اخیر وی گفت: دیگر معلوم شده است که سر منشاء تهمت های قبلی نیز خود آقای رحیمی است. من علیه آن سایت‌ها شکایت نکرده‌ام و قصد شکایت از آنها را هم ندارم ولی حالا علیه آقای رحیمی شکایت می‌کنم تا دستگاه قضا به این دعاوی رسیدگی کند و حکم به عدل بدهد.

توکلی با اشاره به اینکه این تهمت ها با هدف تحت الشعاع قرار دادن پی گیری پرونده اتهام فساد اقتصادی رحیمی مطرح شده است تاکید کرد: چنانکه گذشته نشان داده است، دروغ پردازی‌های رحیمی مرا از پیگیری پرونده وی باز نمی‌دارد. او اتهامات زیادی دارد که سه قاضی عالیرتبه توجه اتهام‌ها را به وی تایید کرده‌اند و موضوع را به آقای رئیس‌جمهور هم گزارش کردند. حرف من این است که رحیمی هم مثل هر ایرانی دیگر به جای تمهید فشار بر قوه قضائیه به محضر قاضی برود و به اتهامات خویش پاسخ دهد نه آنکه بازپرس را وادار کنند به خدمت وی برسد.

توکلی درباره مدرک تحصیلی‌ اش توضیح داد: اینجانب به دستور مقام رهبری بورسیه شدم. دانشجوی نمونه دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی بودم، در کنکور کارشناسی ارشد سال ۱۳۷۱ هم قبول شدم و بر اساس مقررات دانشگاههای درجه اول انگلستان پذیرش مستقیم به phd درخواست کردم، سه دانشگاه به دلیل ریزنمرات خوب و سوابق اجرایی و رسانه‌ای در حوزه اقتصاد پذیرش دادند. پس از قبولی در امتحان MPhih ( درجه‌ای بین ارشد و دکتری) به دکتری ارتقا یافتم و جمعا ظرف سه سال و سه ماه دکتری خود را گرفتم.

وی در ادامه ضمن پیشنهاد به رحیمی گفت: این آقایان که به اسناد و مدارک دولتی دسترسی دارند از اداره گذرنامه ریز سفرها و دوره اقامت مرا بگیرند و منتشر سازند. قصه‌سرایی درباره ارز هم پاسخ داده شده است. اگر انعقاد قرارداد تدوین کتاب اقتصاد سنجی پیشرفته آن روز، برای موسسه مطالعات و پژوهش ‌های بازرگانی و دستمزد ارزی آن نبود نمی‌توانستم سال آخر را به پایان ببرم.

رئیس مرکز پژوهش های مجلس در پاسخ به سوال خبرنگار مهر درباره عنوان کتاب مذکور خاطر نشان کرد: عنوان کتاب سری های زمانی، همگرایی و همگرایی یکسان بود که در سال ۱۳۷۶ منتشر شد.

توکلی همچنین درباره زمین و مجتمع آموزشی معلم گفت: زمین آموزشی را سال ۶۸-۶۹ به قیمت روز و تعرفه آموزشی از بنیاد خریدیم که با توصیه رهبری قسطی بهایش را بدهیم. یک متر مربع زمین متعلق به کسی نیست و تمام مجتمع اعم از زمین و ساختمانش وقف است و اساسنامه وقف نیز در سایت مجتمع معلم (moallem.sch.ir )در معرض رویت همه است.

وی ادامه داد: علت عنایت رهبری هم اطلاع از نیت موسسان مجتمع بود. الان هم این مجتمع خوش‌نام آن منطقه با شهریه‌ای که دولت تعیین می‌کند خدمت می‌دهد نه بیشتر.

نماینده اصولگرای مجلس هشتم درباره چاپخانه مورد ادعای رحیمی توضیح داد: تهمت چاپخانه گرفتن من هم که به استناد گفته آقای سعید حجاریان تکرار شده است، قبلا در مجله شهروند پاسخ داده شد، که مطلقا دروغ است. من تمام کمکهای نقدی و غیر نقدی دولت را به روزنامه فردا در صفحه اول دو شماره آخر به اطلاع مردم رساندم که آنچه از آنها باقی مانده بود، صرف بازپرداخت بدهی‌های ناشی از تاسیس روزنامه شد که بخشی از بدهی را نیز با کمک دوستانم تادیه کردم. اگر اینان راستگو بودند اینجا هم به جای استناد به قول آقای سعید حجاریان که نمی‌دانم از کی برایشان مخبر صادق شده است، به اسناد وزارت ارشاد مراجعه می‌کردند.

توکلی تاکید کرد: روز یکشنبه شکایت می‌کنم. این بهترین راه است . چنانکه شکایت‌های آقای رحیمی علیه من و آقای دکتر نادران مبنی بر اینکه ما گفته‌ایم او دکتری ندارد و به دروغ خود را دکتر می‌نامد و از این عنوان سوء استفاده کرده است ، به قرار منع تعقیب منجر شده است. در این مورد هم دادگستری بهترین قاضی است. البته باز هم تاکید می‌کنم که این کارهای سخیف مانع مبارزه من با فساد نخواهد شد.

http://www.kaleme.com/1390/11/20/klm-90324/

------------------------------------------------------
تیر ستاد «بگم بگم» به سنگ خورد!
پاسخی به ادعاهای مضحک درباره سوابق تحصیلی احمد توکلی
نامه سال ۸۲ برای درخواست عضویت در هیات علمی متعلق به دانشگاه فردوسی است. درصورتیکه احمد توکلی (نماینده) در سال ۷۷ عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد شهید بهشتی شده است. احمد توکلی در هیچ سالی تقاضای عضویت در هیئت علمی فردوسی را نداشته است. در خوش بینانه‌ترین حالت اگر نگوئیم سند تقلبی است، باید گفت نامه مذکور متعلق به فرد محترم دیگری به نام احمد توکلی است، نه احمد توکلی نماینده منتقد دولت!
عبدالمطهر محمدخانی: در حاشیه موج رسانه‌ای سنگین بزرگ‌ترین سوءاستفاده مالی تاریخ ایران در این روز‌ها، یک سایت خبری با شعار حمایت از دولت اسلامی در راستای تهدید قبلی رسانه‌های دولتی مبنی بر افشای اسناد علیه منتقدان دولت، اقدام به انتشار اسناد و مدارکی کرده تا به زعم خود با این افشاگری مدرک تحصیلی و اعتبار علمی احمد توکلی نماینده شاخص اصولگرا و رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی را زیر سوال ببرد.

این موضوع تازگی ندارد و همه این به اصطلاح اسناد و ادعا‌ها، دو- سه سال پیش،، همزمان با اوج گیری داستان مرحوم کردان و آقای رحیمی در ارائه مدرک جعلی دکترا و افشای پرونده «خانه فاطمی»، در سایت‌های طرفدار دولت منتشر شده بود. تکرار آن اقدامات نشان داد که باید صریح و شفاف پاسخگوی این تهمت‌ها و تخریب‌ها بود تا حداقل ذهن مخاطبان منصف و بی‌طرف که با هجمه این ادعا‌ها مواجه می‌شوند دچار ابهام نگردد.

حال اتهامات این سایت به احمد توکلی چیست؟ این سایت با چه ادعا‌ها و اسنادی خواسته حیثیت قانونی و اعتبار علمی احمد توکلی نماینده مردم تهران در ملس شورای اسلامی را تخریب کند؟

کل ماجرا از این قرار است که طبق اسناد ادعایی این سایت احمد توکلی بدون داشتن شرایط قانونی و بدون اخذ مدرک کار‌شناسی ارشد، مدرک دکترای خود را از یک دانشگاه در کشور انگلستان اخذ کرده و در کنار این کار غیرقانونی از هزینه ارزی همراهی همه اعضای خانواده ۸ نفره خود بر خلاف قانون بهره برده است، درصورتیکه نمی‌توانسته از این حقوق استفاده کند.

این سایت با استناد به اسناد و مدارک دیگری مدعی است که احمد توکلی با علم به غیرقانونی بودن تحصیل در مقطع بالا‌تر و علی رغم تذکر مسئولان وقت وزارت علوم به تحصیل ادامه داده و حتی برای فرار از مواخذه وزارت علوم «معادل» بودن مدرک دکترای خود را پذیرفته است.

نقطه پایانی این تخریب اعتبار تکراری و البته مهم‌ترین سند مورد اشاره هم پذیرش غیرقانونی عضویت هیئت علمی احمد توکلی در سال ۸۳ توسط وزارت علوم است که به قول نویسندگان این سایت حتی مشروط به پذیرش مدرک دکترای وی در سال ۸۲ شده است.



اگر به گوشه سمت راست قسمت بالایی این سند دقت کنید، کاملا مشخص است که این نامه متعلق به معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد است. درصورتیکه آقای احمد توکلی در سال ۷۷ و پس از ارائه سمینار درحضور ۱۴ عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی و رای موافق همه ۱۴ عضو به عضویت آزمایشی این هیئت علمی درآمده و درسال ۸۱ هم به حالت رسمی-آزمایشی ارتقا یافته است. بنابراین با توجه به مشغله سیاسی و کاری و هم چنین عضویت در هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، در هیچ سالی تقاضای عضویت در هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد را نداشته است.

همه این‌ها به زبان ساده یعنی، در خوش بینانه‌ترین حالت اگر نگوئیم سند تقلبی است، باید گفت نامه مذکور متعلق به فرد محترم دیگری به نام احمد توکلی است، نه احمد توکلی نماینده مجلس و منتقد شاخص دولت!
http://www.fardanews.com/fa/news/164677/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B6%D8%AD%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%A8%D9%82-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%88%DA%A9%D9%84%DB%8C

برگشت

letzte Änderungen: 1.5.2012 15:02