Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

یاداشتی در پیرامون خوزستان آيا رضا شاه مامور انگليس بود؟؟



با وجود تمام کار های ضدی انگليسی که رضا شاه کرد چگونه ميتوان اورا مامور انگليس دانست؟ اين سئوالی بود که در برنامه روز پنجشنبه 29 امرداد 2563 (1383) راديو روز از آقای مهدی شمشيری شد. ايشان به اين پرسش چنين پاسخ دادند: (خلاصه از برداشت ها)

بعضی از دوستان سئوال کرده اند که چگونه ممکن بود راه خوزستان از بصره باشد و نياز به گرفتن ويزا؟ رضا شاه کسی بود که اين کار را 180 درجه به نفع ايران و به ضرر انگليس ها برگرداند. بسياری اين را قبول نکرده و آنرا ادعائی بيش نمی دانند. در حاليکه به استناد اسنادی که در دست است خوزستان فقط در تابستان و آنهم از راه های بسيار دشوار از طريق ايل بختياری و با قاطر يا اسب قابل دسترسی بود. مصدق در کتابی که بنام تقريرات مصدق در زندان معروف است و ايرج افشار آنرا جمع آوری کرده و جليل بزرگمهر اين يادداشت ها را چند بار به نظر مصدق رسانده و تائيد مصدق را گرفته شرح ميدهد. وقتی در اروپا بودم (مصدق) از طرف مشير الدوله پيشنهاد شد به سمت وزير عدليه منصوب شوم. از اينرو از سوئيس برای تهيه تثکره (پاسپورت) و ساير لوازم به پاريس رفتم، سپس از پاريس از راه بندر مارسی راهی بمبئی شدم که فصل گرما بود. دراقيانوس هند بواسطه برسات (فصل بارندگی) بسيار سخت گذشت. يکی از شبها کشتی برای شام توقف نمود بعد از شام سر پرسی کاس که وزير مختار سابق انگليس در ايران که اکنون کميسردر عراق شده بود نزد من آمد و سئوال کرد شما وزير عدليه ايران هستيد (هنوز به ايران نرسيده و شغل را قبول نکرده انگليس او را ميشناسد!!!)؛ چون ماموريت خود را گفت از او سئوال کردم آيا ازراه بصره به بغداد ميتوانم به تهران بروم؟ گفت من فردا در عدن پياده ميشوم و تحقيق کرده به شما جواب ميدهم. بعد از شام روز بعد جواب ميدهد که راه آهن بصره به بغداد را اعراب خراب کرده اند و بنا بر اين بهتر است از بندر خودمان استفاده کنيد. پرسيدم بندر خودتان کجا است گفت بندر بوشهر، گفتم ما اين بندر را جزو خاک ايران ميدانيم. خنديد و هيچ نگفت. (در آن زمان بندر بوشهر در تسلط کامل انگليس بود و توسط نظاميان هندی حفاظت ميشد).

چون مسافرت از بندر بصره عملی نبود دو را در نظرم بود؛ يکی بندر محمره (خرمشهر کنونی) که مرحوم نظام السلطنه در پاريس بمن تذکر داده بود که اگر از اين راه بروم شيخ خزئل (سردار اقدس = لقبی که احمد شاه با او داده بود) مرد ميهمان دوستی است و ممکن است هديه مهمی هم به شما بدهد. راه محمره راهی بود که فقط با اسب امکان پذيربود و با همراه بودن فرزندان مشکل بود. پس بوشهر به شيراز را که با اتومبيل میشد مسافرت کرد انتخاب کردم و با اتومبيلی که در هند خريده بودم وبا شوفر هندی ازاين راه عازم شديم.

اين توضيح نشان ميدهد که خوزستان نه تنها در اختيار انگليس بود بلکه راه عبور از آن حتی در تابستان طاقت فرسا بود. رضا شاه با تاسيس راه آهن سرتاسری اين مسئله را در حاليکه مورد مخالفت انگليس بود و مصدق نيز از آن بنفع انگليس حمايت ميکرد از بين برد و چهار استان ايران را بهم وصل نمود که پيش از آن در اختيار دولت مرکزی ايران نبود.

از خدمات اين مرد بزرگ همين بس که بگوئيم:
• امتياز انتشار اسکناس توسط بانک شاهنشاهی که نوعی بانک کارگشائی بود را لغو نمود. بانک علاوه بر کنترل انتشار اسکناس که فقط در نقاط بخصوصی قابل مصرف بود هرگاه رجال و خانواده های ايرانی دچار مشکلات مالی ميشدند با گرو گرفتن جواهرات و امللاک آنها به آنان پول قرض ميداد که اغلب قادر به پرداخت اين وام ها نبودند و جواهرات، آثار عقيقه و املاک به نفع بانک تصرف ميشد و سالانه مقدار زيادی طلا و جواهرات با گاری از راه بنادر جنوب به انگليس حمل ميشد. نمونه آثار خطی و جواهرات در موزه های بريتانيا خود گواه اين مدعا است.
• تاسيس بانک ملی ايران
• اعزام دانشجوبه خارج- در سال 1307 قانونی تصويب شد که تا مدت شش سال سالی 100 نفر به اروپا اعزام شوند. در سال اول 100 ديپلمه داوطلب پيدا نشد و حتی اعلام کردند اگر کسی فاقد ديپلم است از او امتحان شده و اگر موفق شد به اروپا اعزام خواهد شد. در حضور رضا شاه اتفاق غريبی افتاد که ذکر آن بی مورد نيست. در خاطرات معتصم السلطنه فرخ آمده است؛ شاه درآن روز حالت مخصوصی پيدا کرده بود؛ بغض گلويش را گرفته بود. به تقی زاده که وزير ماليه بود نزديک شد و گفت اين بودجه که برای محصلين در نظر گرفته شده کافی خواهد بود؟ شاه ادامه داد مبادا کاری بکنيد که ما نزد اروپائيان سرشکسته و بی آبرو بشويم، هروقت نمی توانستيد بودجه را تامين کنيد به من خبر دهيد تا ترتيبات خاصی بدهم که وزارت معارف (فرهنگ و هنر) پول به مقدار کافی داشته باشد. در آن روز اتفاقی افتاد که از ياد بردنی نيست، شاه هنگام خداحافظی با دانشجويان اشک در چشمانش جاری شدو خطاب به دانشجويان اعزامی گفت آيا من بار ديگر شما را خواهم ديد؟ دربين اين افراد کسانی مثل کريم سنجابی بود که بعد ها آن سند منحوس تسليم ايران را توسط جبهه ملی به امضا رساند. سيد علی شايگان که آن کومونيست مشهور شد، مهدی بازرگان که هنگام رفتن ميخواست آفتابه باخود قاچاق کند و بعد از مراجعت سعی نمود تا امور دينی را از راه فرمول های رياضی آسان نمايد و اولين انحمن اسلامی دانشگاه را تشکيل داد و در تير اندازی عليه محمد رضا شاه شرکت داشت و اولين نخست وزير استعمار واستبداد خمينی شد. خليل ملکی کسی است که حزب زحمتکشان و نيروی سوم را درست کرد، رضا دادمنش، مهدی آذر و محمد علی مکی که پرونده آنان نزد ايرانيان روشن است. سال بعد (1308) يکی از مسائلی که گريبانگير شده بود مسئله بی آبروئی ابتلاء دانشجويان به بيماری های تناسلی بود. بيماری که دانشجويان با خود به اروپا برده بودند. بيماری که در اروپا بسيار مذموم بود ولی دربين دانشجويان ايرانی مسری بود.

قابل ذکر است که اروپائيان به اين آسانی اگاهی هائی را که بزحمت بدست آورده اند را به دانشجويان خارجی فرا نميدهند، از بين آنان افرادی که واقعا برای کسب دانش رفته اند و بسيار کوشا و موفق هستند را جذب ميکنند و آنانی که مثل بازرگان، سنجابی، خليل ملکی و هزاران ديگر بدرد سوء استفاده ميخورند را تربيت ميکنند تا بموقع به نفع خودشان از آنها استفاده کنند.

• شعب تلگرافخانه ها را از دست دولت انگليس خارج نمود. سوء استفاده هائِی که انگليس ميکرد تغييرو دستکاری تلگراف های دولتمردان ايران و يا به دروغ تلگرافاتی از جانب آنان ارسال ميکردند
• قانون ثبت احوال
• قانون ثبت اسناد و املاک که بسيار کار مشکلی بود زيرا هر ملا و آخوندی در هر گوشه شهر تايد ميکرد زمين متعلق به چه کسی است و بعد اگر پول قابل ملاحظه ای دريافت ميکرد آنرا به ديگری واگذار ميکرد.
• تشکيل دادگستری وخارج کردن قضا از دست حاکمان شرعی
• قانون تربيت معلم در سال 1312 بتصويب رسيد برای اولين بار آموزگاران کارمندان دولت شده و بازنشستگی و ساير مزايا شامل حالشان شد.
• قانون تاسيس دانشگاه
• 1312 قانون تاسيس سازمان تربيت بدنی که بدنبال آن استخر ها و موسسات ورزشی تاسيس شد.
• 1314 حفظ و توسعه زبان پارسی و پيراستن آن توسط انجمن فرهنگستان و پاکسازی لغات عربی و بيگانه.
• 1314 تاسيس دبستان ها و دبيرستان ها که در دبستان ها دانش آموزان دختر و پسر باهم تحصيل ميکردند.
• 1314 تاسيس دانشسرای عالی برای دختران که پيشتر در انحصار پسران بود.
• 1314 تاسيس کلاس های آموزشی برای بزرگسالان و تدوين کتاب های مخصوص.
• 1317 تدوين کتاب های مخصوص برای تدريس در دبيرستان ها و مدارس
• 1317 تاسيس دانشسرای تربيت بدنی
• 1319 تاسيس دانشگاه طب مجهز به وسائل کامل و ارتباط آنها با بيمارستان ها و منظم نمودن آزمايشگاه ها.
• البته در کنار اينها تاسيس راه آهن، راه های شوسه، تونل و پل های ارتباطی و ساختن ساختمان های پستخانه، شهربانی و تاسيس ارتش مدرن را نبايستی از ياد برد.

برای اينکه بدانيم چقدر انگليس از روی کار آمدن رضا شاه نگران و عصبانی بود از روزنامه های آنزمان کمک ميگيريم.


بصدا آمدن زنگ خطر برای انگليس در خليج پارس (فارس)

نقل از روزنامه مورنينگ پست مورخ 25 جولای 1932 ( 3 امرداد 1311= 2491)
... کنار آمدن با ايران تحت زمامداری رضا شاه کار آسانی نيست بلکه روز به روز دشوار تر ميگردد. قطع نظر از ترميم راه ها و بر قراری امنيت داخلی که از اين نظر کار هايش حيرت انگيز است، رضا شاه يک سياست پيشروی در خليج (فارس) را تعقيب ميکند.

منافع انگلستان درايران شامل نواحی نفت خيز شرکت انگليس و ايران و پالايشگاه های نفت است که دريا داری انگلستان يکی از سهامداران آن ميباشد و سياست ايران هم همواره نيش زدن بوده است. ممکن است اين موارد جزئی باشد ولی ايرانيان در همين مسائل کوچک چيره شده و هرروز تقاضای تازه تری مينمايند.

نقل از ايوينينگ ستاندارد مورخ 16 سپتامبر 1933 (25 شهريور 1312 – 2492)
... مليون ايران از ديدن پرچم های بيگانه در کشور خود نفرت دارندو نمايندگان سياسی خارجی مقيم تهران در پائيز گذشته يادداشتی از وزارت امور خارجه ايران دريافت داشتند که از آنان تقاضا شده بود افراشتن پرچم های بيگانه بالای سفارت خانه ها و کنسولگری ها به اعياد ملی خودشان محدود بوده و تعيين روز ها با دولت ايران خواهد بود.
«... بايد ياد آور شد که همين چند هفته پيش بود که رئيس انگليسی بندر (بصره) را افسران غيور ايرانی توقيف کردند و بعد هم آزاد شدند و حادثه مزبور اعلامی بود که ناسيوناليسم ايرانی از حدود آداب و رسوم بزودی تجاوز ميکند...»

نقل از تايمز مورخ 13 سپتامبر 1933 (22 آذر 1312 =2492)
«... پس از آنکه حکومت ايران، که سابقا مالک غايبی بود، ناگهان فرمانروای کشور فراموش شده ای گرديد، تصادف اجتناب نا پذيردر خليج فارس رخ داد ولی اينگونه اختلافات به خودی خود نا چيز است..»

همان روزنامه در 29 آوريل 1938 (5 ارديبهشت 1317 =2497)
«... داريوش قرن بيستم: ... طی دوازده سال گذشته رضا شاه منجی ايران توجه جهانيان را به عملياتی جلب نمود که اگر در اوقات ديگری انجام می يافت نيروی دريائی و نظامی انگليس را به جنگ وا ميداشت. رضا شاه نخست کار کُرد ها، قشقائی ها، و بختياری های جنگجو و آشوب طلب را يکسره کرد سپس با مُشتی گره کرده سراغ انگلستان رفت.... بدنبال اقدامات رضا شاه ناوگان امپراطوری بريتانيا در خليج فارس ديگر نبايد آبهای ايران را پايگاه خود قرار دهند. نتيجه اين شد که پايگاه دريائی انگليس از وسط خليج به جزائر بحرين، سرزمين شيخ عيسی، حامد بن عيسی الخليفه انتقال يافت..»

جالب توجه است که وقتی فرزند برومند رضا شاه به اين مرحله از ناسيوناليستی ايرانی رسيد، انگليس را از جزائر خليج فارس بيرون راند، آبهای خليج فارس را به ناوگان های ايرانی اختصاص داد، منافع نفتی و سياسی اجتماعی انگلستان به خطر افتاد، فرهنگ ايرانی رو به رشد رفت انگليس دست به دامن ايادی آماده به فرمانش، يعنی ملی مذهبی های جبهه ملی، کومونيست های سنتی، وبخصوص ملايان شيعه زد و همانگونه که رضا شاه را از سرزمين خود بيرون رانده بود محمد رضا شاه را هم سرنگون نمود. اگر اين افراد ايا دی انگليس بوده اند چرا آنها را به چنين وضعی به خارج از ايران راندند. اگر آنها منافع انگليس را تامين ميکردند چرا ميبايست بيرون از ايران باشند؟



ح-ک
آکوست 20 -2004
امرداد 30 – 2563 = 1383 03.04.2008

برگشت

letzte Änderungen: 26.2.2014 7:28