Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

بخش نخست: مدیریت شبکه
بخش دوم: مافیای نفتی

شبکه لابی رژیم ایران و شورای روابط خارجی امریکا


«وضعيت پرونده هسته اي ايران، به تدريج ابعاد خطرناک تري مي بايد. سرنوشت اين پرونده، از آنجايي که بر زندگي اقتصادي و اجتماعي ميليون ها ايراني تأثير مستقيم مي گذارد، به تمامي فعالان حقوق بشري ايران مربوط است. فعالاني که به نظر مي رسد در اين مقطع حساس، بايستي بکوشند تا پيش از هر چيز، تکليف يک نکته اساسي را روش کنند: اين که مردم ايران، به راستي در ارتباط با پرونده هسته اي، چه مي خواهند؟

البته به اين سوال، تا کنون به لحاظ تبليغاتي پاسخ هاي مختلفي داده شده، پاسخ هايي که "مستندات" آنها، تظاهرات خياباني در مناسبت هاي رسمي، نظر سنجي هاي اينترنتي و امثال آنها را شامل مي شده است. اما آنچه براي فهميدن خواست مردم ايران معتبر خواهد بود، نه اقدامات سياسي و تبليغاتي، که رويکردي است که به لحاظ "حقوقي" قابل استناد باشد.
پيشنهاد مشخصي که در اين ارتباط قابل طرح به نظر مي رسد، يک رفراندوم است. رفراندومي که شرايط برگزاري و نحوه اجراي آن، به لحاظ حقوقي قابل دفاع، و نتايج آن، غير قابل خدشه در سطح افکار عمومي داخل و خارج باشد.
... از آنجا که دولت ايران مدعي است که سياست هاي هسته اي آن، همچون ملي کردن صنعت نفت در زمان مرحوم دکتر مصدق، مورد تأييد اکثريت مردم ايران قرار دارد، اقدامي که به جهانيان اين ادعا را به لحاظ حقوقي اثبات کند، مورد استقبال قرار دهد.» 1
آنطور که از نوشته ایشان برداشت میشود، گویا برخی از افراد یا جریانات سیاسی و همچنین دولت ایران، با تبلیغات، تظاهرات خیابانی و دیگر اقدامات سیاسی، در صدد القاء این مسئله اند که اکثریت ملت ایران از سیاست های هسته ای رژیم حمایت میکنند. خانم شیرین عبادی این ادله را به لحاظ حقوقی محکمه پسند ندانسته و ادعای رژیم ایران را به چالش گرفته است.
با اینحال آنچه مایه شگفتی و البته سوال برانگیز است مجموعه فعالیت ها و مواضع ایشان طی دوسال گذشته در مورد برنامه هسته ای رژیم ایران است که با نوشته و اظهارنظر بالا در تضادی آشکار قرار دارد. وی در مقاله ای که سال گذشته در معتبرترین رسانه های جهان منعکس گردید چنین بیان داشته است: 2
«برای حل مسئله هسته ایران نباید به تهدید نظامی یا ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت متوسل شد زیرا در حالیکه اکثریت ملت ایران با تندروهای ایران مخالف بوده و خواهان برکناری آنان هستند، با اینحال همین اکثریت عظیم مردم از برنامه هسته ای رژیم حمایت میکنند زیرا گذشته از به صرفه بودن اقتصادی آن، این برنامه هسته ای تبدیل به دلیلی برای غرور یک ملت با تاریخی پرافتخار گردیده است.... بجز یک رژیم دست نشانده توسط غرب، هیچ رژیمی با هر گرایشی در ایران جرئت متوقف کردن برنامه انرژی هسته ای ایران را ندارد.»
این مقاله را خانم عبادی مشترکآ با فردی بنام "محمد سهیمی" نوشته است. نامبرده کسی است که در فوریه امسال بهمراه "مسعود بهنود" و "فرخ نگهدار" در باره سیاست های اتمی رژیم و چشم انداز جنگ به سخنرانی در کالیفرنیا پرداخت. مسعود بهنود گزارش این جلسه را برای خبرگزاری رژیم موسوم به "انتخاب"، چنین توصیف میکند:
«بايد گفت اين جا يکی از پرشورترين جلسات بود و حساسيت زمانی باعث شده بود که ايرانیان مقيم لوس آنجلس با علاقه ای بسيار خود را به دانشگاه رسانده بودند. تشویق و ابراز علاقه شان به بعضی از سخنرانان فوق العاده بود. وقتی دکتر سهيمی تاکيد کرد که ايران را نمی شود از حقش در مورد فن آوری هسته ای محروم کرد و وقتی آقای نگهدار با تاکيد بر وزن و قدرت ايران، روابط تهران و واشنگتن را از ديدگاه سياسی مورد بحث قرار داد و زمانی که هوشنگ اميراحمدی نگرانی های خود را بابت تاثير تندروهای دو سوی اقيانوس در سرنوشت ايران بيان داشت، تشويق و تائيد نزديک به پانصد تن حاضران ديدنی بود.» (خبرگزاری انتخاب،۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۵)
مجموعه فعالیت های خارج از کشوری خانم شیرین عبادی در دو سال گذشته، منجمله ایراد سخنرانی در کنار مسئولان درجه اول شبکه لابی رژیم ایران در خارج از کشور نیز پیامی به همین مضمون، یعنی حمایت از برنامه های هسته ای رژیم داشته است. نگران کننده ترین خصوصیت مقاله ایشان در اینجاست که اهداف لابی ضد جنگ رژیم ایران را که در گزارش قبلی به آن اشاره شد، بطور کلی و دربست مورد تآئید قرار میدهد. در این مقاله کوتاه، ایشان هم مدعی صلح آمیز بودن این پروژه میباشد و آنرا از نظر اقتصادی ضروری و مقرون به صرفه میداند و از همه مهمتر، با تکیه بر "حق مسلم ایران" این برنامه را مورد حمایت اکثریت مردم ایران نیز معرفی میکند. ضمنآ ریشه دعوا را به "برخی محافل در آمریکا" ربط داده اند که ترجمه اش همان اسرائیل و لابی آن کشور است.
"احمد شیرزاد"، نماینده سابق مجلس و یکی از رهبران اصلاح طلبان حکومتی، در سخنرانی مهمی که در اسفند ماه سال 1385 ، یعنی چند ماه پیش ایراد نمود، نکته جالبی را در مورد "مقرون به صرفه بودن برنامه اتمی ایران" و همچنین موضوع "حق مسلم" بیان داشته است. وی به دعوت انجمن اسلامي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، در اين دانشكده سخن مي گفت:
«من سئوالم اين است كه اين همه هزينه دادن به خاطر چيست. اصلا از ابتدا چه كسي در جريان اين مسايل و اين پروژه ها بود؟ من به شما مي گويم هيچ كدام از مجالس اول تا ششم كه ما بوديم در جريان اين پروژه ها نبودند و هيچ نوع شفافيتي وجود نداشت، آنوقت چگونه انتظار داريد در يك فرايند عقلانيت وجود داشته باشد.
وي افزود: "مجلس ششم خيلي تحقيق كرد و در نهايت به اينجا رسيديم كه در مورد پروژه هاي هسته اي ايران تنها يك گزارش تخصصي در سازمان انرژي اتمي ايران وجود دارد كه آنهم گزارش يك كارمند ليسانسيه اين سازمان است كه در اين گزارش توليد برق هسته اي توصيه مي شود، در حالي كه در تمام ادله هايي كه در اين گزارش آمده، دستكاري شده است.» 3
غرض از انتشار بخش کنونی از این گزارش تحقیقی، بحث در باره نظرات خانم عبادی یا یافتن مواضع نادرست و ضد و نقیض در فعالیت های ایشان نیست. هدف اصلی از نگارش این مقاله، بررسی شبکه لابی رژیم ایران در خارج از کشور برای پیشبرد سیاست های خود بمنظور دستیابی به "سلاح هسته ای" است. در حقیقت، مسئله اساسی در پروژه هسته ای رژیم و ریشه نزاع بین ایران و جامعه بین المللی نیز همین ماهیت برنامه های رژیم است. بنابراین، قبل از آنکه به گفته خانم شیرین عبادی، از خواست و نیات مردم ایران صحبت شود، باید مقاصد واقعی رژیم از برنامه هسته ای را روشن کرد و سپس نظر مردم را جویا شد. آیا آنطور که برخی و منجمله خود ایشان ادعا میکنند، این برنامه ها برای تأمین برق و دیگر مایحتاج مردم و مملکت یا نیازهای صلح آمیز رژیم است یا اینکه قصد اصلی حاکمان ایران دستیابی به "بمب اتمی" است که بخاطر آن مال و هستی مملکت را به حراج گذاشته اند.
ضرورت پاسخ به این سوال نیز دراینجاست که اگر رژیم ایران بدنبال سلاح هسته ای باشد، طبیعتا اثرات درازمدت و اجتناب ناپذبر آن بر آینده کشوربطور اساسی با پروژه صلح آمیز هسته ای متفاوت خواهد بود. بعنوان مثال، بسیار محتمل است که داشتن سلاح اتمی، عمر حاکمیت این رژیم را اضافه کند. پر واضح است که دراین حالت، بسیاری از مردم ایران، عطای این "افتخار تاریخی" را به لقای آن ببخشند.
ضمن اینکه به ادعای بسیاری از صاحبنظران، دستیابی به سلاح هسته ای، رژیم ایران را در ادامه نقض حقوق بشر گستاخ تر نموده و روند پایمال کردن آزادی های حداقل اجتماعی شدت بیشتری خواهد یافت. از همین رو، بسیاری از آگاهان سیاسی، جلوگیری از اتمی شدن رژیم ایران را در راستای مبارزات حقوق بشری میدانند.
برخی کارشناسان نیز بر این باورند که با دستیابی ایران به سلاح اتمی، منطقه خاورمیانه وارد مسابقه تسلیحاتی در مدار بالاتری خواهد شد که دود آن قبل از همه به چشم مردم ایران میرود. چنین چشم اندازی آنهم در حوزه نفت خیز خلیج فارس و مهمترین کانون انرژی جهان یعنی منطقه خاورمیانه، طبیعتا مورد استقبال کشورهای بزرگ غربی نبوده و اگر برای جلوگیری از آن و مهار ماجراجویی اتمی رژیم، راه حل نظامی بعنوان آخرین حربه را بکار گیرند، قدر مسلم مردم ایران اولین قربانیان آن خواهند بود.
بنابراین در صورتیکه رژیم ایران قصد دستیابی به سلاح هسته ای داشته باشد که قرائن نیز دال بر همین فرضیه است، طبیعتا نمی توان جانب رژیم را گرفت و بایستی بخاطر آینده خطرناکی که در انتظار مردم ایران است به مقابله یا حداقل افشای این ماجراجویی خطرناک پرداخت. البته یکنوع برخورد نیز ایفای نقش مشاور کلاهبردار و دادن روحیه به رژیم است که نمونه واضح آنرا میتوان در مصاحبه اخیر "مسعود بهنود" مشاهده نمود:
«سایت خبری انتخاب: به نظر می رسد تنش هسته ای ایران به شورای امنیت واگذار می شود، روند این داستان را چگونه ارزیابی می کنید
مسعود بهنود: به نظرم می رسد یکی از راه حل های موجود اینست که ایران در حالی که نمایش مصلحت اندیشی ، میانه روی می دهد و از ضرایب ارتفاع شعارهایش کم می کند و افکاری مثل جناب احمدی نژاد را که برای حل مسئله داخلی با پرونده خطرناکی مثل پرونده هسته ای بازی می کنند را به گونه ی کنترل می کند، همزمان با موارد فوق، خویش را نیز آماده کند برای اینکه تصمیم بر علیه ایران هرچه دیرتر در مجمع عمومی جهانی گرفته شود. تا هرچه ممکن است دیرتر این اتفاق حادث شود.
بنابراین جمهوری اسلامی باید سعی کند که در این مرحله این قضیه شامل مرور زمان شود، بلکه شرایط جهانی در این فاصله، مانند باخت جمهوری خواه ها در انتخابات میان دوره ای، باخت دولت کارگری انگلیس در صحنه ی داخلی،فشار برای مذاکره با ایران به دلیل مناقشات عراق و هزاران حادثه ی نیآمده ی دیگر که نمی توان آن را پیش بینی کرد بتواند کمکی به حل این موضوع کند، دنیا دنیای ثابت و بقولی فیکس نیست.
دنیا، دنیایی است که هنوز بعضی از دیوانگان مانند قذافی ، یونگ ایل و... در آن زندگی می کنند، بنابراین هرآن ممکن است که در این دنیا حادثه ای بوجود آید که باعث کنار زدن پرونده ی هسته ای ایران از میز مربوطه شود، هیجان آن را تقلیل دهد و امکان دهد که ایران با سیاست ورزی بهتری حداقل خطای سال پیش خود را را بپوشاند.» 18
اگر امیال افسارگسیخته رژیم ایران در جهت دستیابی به سلاح هسته ای را نه یک فرض قطعی که فقط محتمل در نظر بگیرم، با چنین چشم اندازی که برای ملت ایران بجز نکبت و بدبختی بیشتر چیزی در بر نخواهد داشت، دراینصورت آیا بازهم میتوان مانند خانم عبادی با فراغ بال در سخنرانی های مختلف به جهانیان تضمین داد که ایران قبل از دستیابی به "بمب"، صاحب یک حکومت دموکراتیک خواهد شد و جای هیچ نگرانی برای دنیای غرب و برای مردم ایران وجود ندارد:
«بر اساس آخرین برآوردهای اطلاعاتی آمریکا، 6 تا 10 سال به دستیابی ایران به بمب اتمی مانده است. به بیان دیگر، چیزی بنام بحران بر سر برنامه هسته ایران اصولا وجود خارجی نداشته و ساخته و پرداخته برخی از گروههای صاحب منفعت در آمریکاست. باندازه کافی در ایران فرصت هست تا قبل از دستیابی به بمب، رژیمی دموکراتیک بر سر کار بیاید.» (همان مقاله)
با مقایسه ای که ایشان بین دوران خاتمی و دوره کنونی میکند، منظور ایشان از "رژیم دموکراتیک" که همان "اصلاح طلبان" حکومتی است بیشتر روشن میشود. ایشان به تفصیل در باره شفافیت برنامه های هسته ای ایران در دوران خاتمی بحث نموده و نتیجه میگیرد که با بازگشت نامبردگان به حکومت، جای هیچ نگرانی وجود نخواهد داشت. در مصاحبه ای که ایشان در سوم ماه می 2006 با رادیوی سراسری آمریکا بنام NPR نیز داشت، همین موضوع را بروشنی تکرار نمود.
معلوم نیست منظور ایشان از "شفافیت" در دوران خاتمی چیست. همانطور که اسناد علنی سازمان بین المللی انرژی اتمی بخوبی نشان میدهد، برنامه هسته ای ایران تا اگوست 2002 غیر شفاف و کاملا مخفی بود. دعوای جامعه بین المللی با رژیم ایران نیز از همین تاریخ شروع شد و ربط دادن آن با سال 2003 یا ظاهر شدن علایم شکست خاتمی قابل توضیح نمی باشد. ضمن اینکه دولت ایران اخیرا با ارسال نامه ای به مقامات آژانس بین المللی اتمی، دلائلی برای این مخفی کاری عرضه کرده است. بنابراین اصرار خانم عبادی بر شفافیت دوران خاتمی و اطمینان بخشی به دنیای غرب، معقول بنظر نمی رسد.
(لطفآ به لینک های 6، 7 و 8 مراجعه شود)

از طرف دیگر، برای اکثر کسانی که مسائل هسته ای ایران را دنبال میکنند بخوبی واضح است که این برنامه تحت نظر "رهبر نظام" و "سپاه پاسداران" قراد دارد و در بهترین حالت، "اصلاح طلبان" فقط مجریان سیاست های باند خامنه ای خواهند بود. "عباس عبدی"، این نکته را بخوبی توضیح داده است: (مقاله چگونه میتوان مانع جنگ شد، 24 بهمن 85، سایت امروز)
«برخي از اصلاح‌طلبان بازگشت به سياست‌هاي پيشين هسته‌اي (دولت قبلي) را توصيه مي‌كند، گويي كه دولت قبلي در اين سياست استقلال رأي داشت، كه اگر چنين است، چرا در عرصه داخلي چنين استقلال رأيي را از خود نشان نمي‌داد. به علاوه دولت پيشين همواره مدعي بود كه در سياست هسته‌اي پيرو رهبري نظام است، و طبيعي است كه رهبري نظام نيز كماكان چنين نقشي را عهده‌دار است و دولت جديد حتي بيش از قبلي‌ها بر اين پيروي اصرار دارند. بنابراين چنين گزاره‌اي بيش از آن كه حل مسأله باشد، نوعي شعار براي كسب وجاهت سياسي است. و اگر دولت قبلي هم بود دير يا زود با همين سرنوشت مواجه بود، مگر آنكه مي‌خواست خارج از چارچوب سياست‌هاي كلي نظام و رهبري عمل كند.»
نکته دیگری که در مقاله خانم شیرین عبادی به چشم میخورد، تکرار ادعاهای لابی رژیم در خارج از کشور است که اصولا ریشه دعوای بین ایران و غرب را نه در مخفی کاریهای رژیم ایران و سیاست های پیشین آن در صدور تروریسم و بحران، بلکه ناشی از توطئه های محافل ذینفع در غرب میدانند. "فواد صادقی"، نویسنده سایت بازتاب، این دیدگاه را بازگوکننده نظرات رژیم ایران میداند. وی در مقاله ای که به مقایسه بین سیاست های "حسن روحانی" با "احمدی نژآد" پرداخته است اینطور میگوید:
«گروه مدافع اين ديدگاه كه بيشتر روايت‌كننده تفسير رسمي نظام از پرونده هسته‌اي است، عامل وضعيت فعلي پرونده هسته‌اي را در خارج از كشور مي‌داند. از اين منظر، علت اصلي طرح و بحراني شدن پرونده هسته‌اي ايران، نه عملكرد ديپلماسي ما، بلكه خصومت آمريكا و اسرائيل با نظام است.» (بازتاب، 27 دیماه 1385)
در پایان مقاله نیز خانم عبادی به تکرار تهدید های رژیم می پردازد که اگر پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت برود، دست به اقدامات خطرناکی خواهد زد. از اینرو به دنیای غرب توصیه میکند که از ارجاع پرونده ایران به این شورا پرهیز نماید:
«ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و اعمال تحریم علیه ایران باعث این میشود که تندروان ایران از معاهده NPT و پروتکل الحاقی خارج شوند. آیا جهان برای زیست با چنین چشم انداز وحشت انگیزی آمادگی دارد؟»
در باره این "چشم انداز وحشتناک"، مصطفی تاجزاده از سخنگویان دولت خاتمی در مناظره ای که با الیاس نادران از سپاه پاسداران رژیم داشت، چنین میگوید:
مگر شعار نمي‌دادند نه سازش، نه تسليم، خروج از ان‌پي‌تي. پس كو؟ الان كه همه مملكت در دست شماست، چرا آن ادعاها را عملي نمي‌كنيد؟ مگر نگفتيد در صورتي كه شوراي امنيت قطعنامه عليه ما صادر كند، از ان‌پي‌تي خارج مي‌شويم. چرا خارج نشديد؟ نه تنها از ان‌پي‌تي خارج نشديد، بلكه مفاد پروتكل را كه هنوز ايران امضا نكرده است، بيش از دوره اصلاح‌طلبان رعايت مي‌كنيد. تعداد و سطح مقامات و كارشناساني كه در يكسال‌و نيم اخير مورد سوال قرار گرفته‌اند، بازرسان آژانس در دوره آقاي خاتمي آنها را مورد پرسش قرار نداده بودند. روشن است كه چون اين بازرسي‌ها و بعضا بازجويي‌ها علني انجام نمي‌شود و مطبوعات نيز مجاز نيستند به بحث در اين زمينه بپردازند، كسي در اين مورد چيزي نمي‌گويد. ولي فكر مي‌كنند پنهان است. در آينده همه چيز معلوم خواهد شد." 5

بمب یا برق
سعید لیلاز، کارشناس اقتصادی وابسته به رژیم، موضعگیری جالبی در مورد پیشرفت های اتمی حکومت داشته است که به طولانی بودن بیست و چند ساله آن اشاره میکند. "لیلاز" بمناسبت شوی تبلیغاتی رژیم تحت عنوان "جشن هسته ای"، از باند احمدی نژاد گله کرده است که چرا افتخار دستیابی به چنین دستاورد بزرگ ملی و تاریخی را فقط به حساب خود گذاشته و دیگران مثل خاتمی و رفسنجانی را فراموش کرده اند: 4
«اگر اين پروژه بزرگ ملى امروز به بهره بردارى مىرسد و توفيق درو كردن محصول سياسى آن نصيب دولت جديد شده است، نقطه آغازين آن به ۱۸سال قبل و زمانى برمىگردد كه دولتهاى اين ۱۸سال بعضاً براى تامين نان مردم گرفتار مىشدند، اما اولويت ادامه اين طرح در نهايت مظلوميت و سكون را لحظهاى كنار نگذاشتند. اگر سهم دولت كنونى بريدن روبان اين طرح غرورآفرين است، اين نخستين بار سيدمحمد خاتمى بود كه در اسفند سال ۱۳۸۱ طرح غنىسازى سوخت هستهاى و دستاوردهاى آن را علنى كرد. به بار نشستن ميوههاى اين درخت در دولت نهم، ريشه در اعماق خاكى دارد كه در دولت ميرحسين موسوى به رياست جمهورى مقام معظم رهبرى كاشته شد و در بحرانىترين روزهاى تاريخ انقلاب، دولت اكبر هاشمىرفسنجانى لحظهاى از توجه به آن غفلت نورزيد.»
سماجت بی سابقه رژیم در دنبال کردن این پروژه به قیمت زدن از نان و آب مردم و هزینه گزاف سیاسی، اقتصادی و نظامی که حاضر است برای حفظ آن پرداخت کند، خود بخوبی گویای ماهیت این پروژه است. با اینحال برای روشن شدن هدف اصلی رژیم، به چند نکته اشاره میکنیم. مهمترین فاکتی که ماهیت کاملا نظامی این برنامه را روشن میکند، سخنانی است که بین دو تن از مقامات رژیم یعنی مصطفی تاجزاده و الیاس نادران در حین مناظره ای در آذر ماه سال گذشته در دانشگاه گرگان رد و بدل شده است. "الیاس نادران" نماینده دو دوره مجلس و از بالاترین مسئولان سپاه در دوران حیات رژیم بوده است. نقش "تاج زاده" در داشتن مسئولیت های مهم در طول سه ده از حیات رژیم نیز بر همگان روشن است. در طی این مناظره، هردو شرکت کننده به آشکارترین شکل ممکن به ماهیت "نظامی" برنامه هسته ای ایران اشاره کرده اند. در بخشی از این مناظره این اظهارات رد و بدل شده اند: 5
الیاس نادران: ... ولي در مجموع فناوري‌هاي جديد، يكي از مهم‌ترين آنها فناوري هسته‌اي است چه از لحاظ ايجاد انرژي و چه از لحاظ آرايش قدرت كه در آينده به‌طور حتم يكي از پايه‌هاي قدرت ما خواهد بود
بنابراين انرژي هسته‌اي از ديدگاه‌هاي متفاوت براي كشور مهم است و ضرورت دارد، يعني از ديدگاه‌هاي اجتماعي، سياسي و يا نوع توازن قدرت كه در منطقه يا فراتر از آن ايجاد خواهد كرد..... اگر ما روزي بتوانيم نيروگاه بوشهر را به اتمام برسانيم اين نقطه، نقطه قوت ما در خليج‌فارس خواهد بود و احدي جرات جسارت به ما را نخواهد داشت.
بحث ما هم در مورد غني‌سازي و تكميل چرخه سوخت است وگرنه بوشهر چيزي ندارد كه بر سر آن دعوا كنيم. هدف ما توليد سوخت هسته‌اي است.
تاج زاده: اين چه حرفي است كه آنچه دست بالا را در توازن قوا در منطقه به ما مي‌دهد،‌ غني‌سازي اورانيوم است. ديگران مي‌توانند از اين سخن برداشت كنند كه منظور گوينده صنايع صلح‌آميز هسته‌اي نيست. بلكه مقاصد ديگري در نظر دارند كه مي‌تواند توازن قوا را در منطقه به سود ايران تغيير دهد. اين سخنان تحريك آميز كه فقط انتظارات جامعه را افزايش مي‌دهد، زیان زيادي خواهد داشت.
الیاس نادران: (اشاره به سند برنامه چهارم که قبلا توسط اصلاح طلبان منتشر شده بود) من جمله‌اي را (از این سند) مي‌خوانم: «اگرچه ايران توانسته به دست آوردهاي نظامي، تهاجمي، موشكي، هسته‌اي دست يابد ولي به دليل حضور آمريكا...»
(در اینجا نادران رو به تاج زاده کرده و از وی می پرسد) آیا اين اعتراف به داشتن بمب اتمي در سند رسمي دولت اصلاحات خيانت هست يا نيست؟ به علاوه چه كسي چراغ سبز نشان داد كه ما چه كار مي‌كنيم؟ 5
گذشته از اعترافات صریح "تاج زاده" و "الیاس نادران"، دلائل دیگری نیز دال بر نظامی بودن برنامه هسته ای ایران و تلاش رژیم برای دستیابی به یکنوع بیمه عمر وجود دارند. بجز وابستگاه به لابی رژیم، اکثریت قریب به اتفاق تحلیل گران مسائل ایران، با تکیه بر عملکرد کلی رژیم در طول سه دهه گذشته که طی آن به تاراج و حراج هست و نیست مملکت پرداخته است، این سماجت را فقط برای دسترسی به "سلاح هسته ای" میدانند.
در این قسمت از گزارش، برای بستن موقت این بحث، به استدلالات برخی از سیاستمداران مورد اعتماد و یکی از همفکران طیف خانم شیرین عبادی نگاه میکنیم. یکی از جالبترین تحلیل هائی که در این زمینه نگاشته شده، مقاله کوتاهی از دکتر ابراهیم یزدی است که چند ماه پیش خطاب به خامنه ای نوشته است. ایشان در پاسخ به این استدلال که ذخائر نفت ایران رو به پایان است و از همین رو باید به فکر انرژی جایگزین بود، به پوشالی بودن این استدلال و دروغ بزرگ رژیم اشاره کرده است.: (سایت میزان، 5 اسفند 1385)
پایان ذخائر نفت و گاز و انرژی هسته ای ایران
1- مقام محترم رهبری در اجتماع مردم آذربایجان شرقی اظهار داشتند که : « ذخایر نفت و گاز تا ابد باقی نمی ماند و اگر ملتی به فکر تولید انرژی آینده خود نباشد ، باید محتاج و وابسته قدرتهای سلطه گر باشد.»(ایسنا/اعتماد 29/11/85)

2- این که ذخایر طبیعی ازجمله نفت و گاز ، که به طور دایم مورد بهره برداری قرار دارند تا ابد باقی نمی مانند و روزی به اتمام می رسند ،سخن درست و برحقی است و اینکه هر ملتی باید به فکر وضعیت کشور خود بعد از اتمام نفت و گاز باشد ، آن هم درست و بجاست اما این تنها سرنوشت دخایر نفت و گاز نیست ، معادن اورانیوم کشف شده و حجم برآورده شده آن نیز ، اگر قرار باشد مورد بهره برداری قرار گیرد تا ابد باقي نخواهد بود و روزی به پایان می رسد .کارشناسان این گونه امور با توجه به حجم ذخایر اورانیوم کشف شده در ایران و میزان برداشت و استفاده از آن برای تامین سوخت نیروگاه هسته ای بوشهر –اگر روزی طلسم ها شکسته شود و این نیروگاه بکار افتد، زمان پایان یافتن احتمالی این ذخایر را نیز تعیین کرده اند.

3- پایان یافتن ذخایر نفت و گاز - یا سوخت فسیلی - برای هر کشوری معنا و مفهوم و پیامد ویژه ای دارد که با وضعیت اقتصادی – صنعتی همان کشور رابطه مستقیم دارد . به عنوان مثال –ژاپن یک کشور صنعتی پیشرفته در جهان است که به سوخت فسیلی نیاز شدیدی دارد . اما فاقد منابع زیر زمینی نفت و گاز است .بنابراین وابسته به واردات آن از کشورهای دیگر نظیر ایران است .در صورتی که به هر دلیلی از جمله تحریم فروش نفت ایران یا اتمام ذخایر ایران یا سایر کشورهای نفت خیز ، ژاپن نتواند سوخت مورد نیاز صنایع خود را تامین کند ، بی تردید با مشکلات فراوان روبرو خواهد شد . بنابراین پیش بینی چنین وضعیتی و پیش گیری از پیامدهای آن ، برای کشوری مثل ژاپن ، یعنی سرمایه گذاری برای تولید سایر انواع انرژی ها از جمله انرژی هسته ای می باشد . اما برای کشوری مثل ایران ، که هشتاد درصد بودجه کل کشور از درآمد نفت تامین می شود ، قطع این درآمد خواه به دليل پایان گرفتن ذخایر نفت و گاز باشد یا به دنبال تحریم صادرات آن ، برنامه ریزی برای توليد انرژی هسته ای دردی را دوا نمی کند .انرژی هسته ای در کشوری مثل ایران هم می تواند جایگزین سایر انواع انرژی از جمله نفت و گاز شود ،اما با انرژی هسته ای نمی توان پیامدهای قطع درآمد نفت را جبران کرد . برای جلوگیری از پیامدهای قطع درآمد نفت و توقف و اخلال در اقتصاد کشور ، قبل از آن که برای انرژی هسته ای سرمایه گذاری و برنامه ریزی شود اقدام مهمتر و حياتي تراز آن ، برنامه ریزی برای کاهش وابستگی اقتصاد کشور به درآمد نفت است . در حالی که پایان یافتن ذخایر نفت و گاز یک واقعیت است ، اما پاسخ و واکنش درست ایران ، سرمایه گذاری در انرژی هسته ای ولو در دراز مدت نمی باشد .
.
استدلال ابراهیم یزدی این است که پایان ذخائر نفتی عواقب منفی زیادی برای ایران خواهد داشت که تنها یکی از آنها مسئله انرژی یا برق است. اگر رژیم واقعا بفکر چاره جوئی در مورد این عواقب است چرا هیچ اثری از این نگرانی را در جاهای دیگر از اقتصاد ایران مشاهده نمی کنیم. بقول عوام، چرا از میان 124 هزار پیامبر، فقط سراغ "جرجیس" رفته اند.
در این زمینه باید به موضوع چاههای نفت نیز اشاره نمود که بر طبق بسیاری از گزارشات مندرج در نشریات نفتی و علمی جهان، رژیم ایران با خودداری از حداقل سرمایه گذاری لازم برای این سرمایه ملی و طبیعی، در حال نابودی آن است. موضوع بنزین نیز که دیگر بحث روزانه اکثر مطبوعات ایران است. رژیمی که سالانه 6 میلیارد دلار یعنی برابر با نیمی از بودجه عمرانی خود را صرف وارادات بنزین میکند و هنوز اقدام به تاسیس پالایشگاههای ضروری برای این ابتدائی ترین نیاز اقتصادی مملکت نمی کند، آیا واقعا بدنبال حل مشکل انرژی کشور است؟ 19
در اینجا چند نقل قول از برخی شخصیت های داخل کشور و مورد اعتماد خانم عبادی ذکر میکنیم. مصطفی تاج زاده، از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت در خلال همان مناظره ای که با الیاس نادران داشت، به استدلال آن دسته از افراد که دغدغه رژیم را دستیابی به تکنولوژی صلح آمیز هسته ای و یا حل مشکل انرژی کشور میدانند چنین میگوید:
تاج زاده:... آقاي احمدي‌نژاد است كه گفت اروپايي‌ها به ما پيغام دادند شما 24 ساعت فعاليت‌هاي سانتريفيوژها را به حالت تعليق درآوريد، ما پرونده شما را از شوراي امنيت خارج مي‌كنيم. وي اعلام كرد ايران اين پيشنهاد را نپذيرفت. همين مساله به تنهايي نشان مي‌دهد نگراني حضرات نه پيشرفت علمي و تكنولوژيك كشور است و نه حتي به راه افتادن نيروگاه‌هاي هسته‌اي.
مهم‌ترين تأسيسات اتمي ما در بوشهر است كه به گفته آقاي نادران، اگر تكميل شود، فوايد زيادي براي كشور خواهد داشت. پرسش من اين است كه از چه سالي براي ساخت نيروگاه بوشهر اقدام شده و چه كساني آن را ساخته‌اند؟ آيا دانشمندان ايراني آن را ساخته‌اند يا ساخت اين نيروگاه قبل از انقلاب به دست خارجي‌ها (آلماني‌ها) شروع شده و اكنون روس‌ها مسووليت تكميل آن را به عهده گرفته‌اند؟ اگر جهان با داشتن تأسيسات هسته‌اي ايران مخالف بود، بوشهر را كامل نمي‌كردند. به علاوه پيشنهاد اتحاديه اروپا اين بود كه چند نيروگاه ديگر هسته‌اي نيز براي ايران بسازند، به شرط آنكه دولت ما چرخه سوخت يا غني‌سازي اورانيوم را رها كند. پس نگوييد دنيا با پيشرفت‌هاي علمي و فني ما مخالف است. نه! جامعه جهاني پذيرفته ‌است ايران نيروگاه هسته‌اي داشته باشد.
در قطعنامه‌هاي شوراي امنيت، بر حق ايران در زمينه داشتن نيروگاه‌هاي هسته‌اي تاكيد و تصريح شده، اما با غني‌سازي اورانيوم كه آن را مقدمه تهيه سلاح هسته‌اي مي‌دانند،‌ مخالفت شده است. پس برخلاف آنچه آقاي نادران مي‌گويند، آژانس اتمي يا شوراي امنيت از ما نخواسته‌اند كليه فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را تعطيل كنيم بلكه صرفا با غني‌سازي اورانيوم در داخل خاك ايران آن هم به دليل پنهان‌كاري اوليه و مواضع راديكال در سياست خارجي ما مخالف‌اند.
آقاي نادران بايد روشن كنند كه چرا غني‌سازي اورانيوم را معادل صنايع و دانش هسته‌اي مي‌گيرند؟ آيا كشورهايي كه اورانيوم را در خاك خود غني‌سازي نمي‌كنند، فاقد صنايع و دانش پيشرفته هسته‌اي‌اند؟ آيا كشورهاي زيادي سراغ نداريم كه صنايع پيشرفته هسته‌اي دارند، اما اورانيوم را در داخل خاك خود غني نمي‌كنند
مساله ديگر كه در سخنان آقاي نادران برجسته بود، اين است كه بوشهر به تنهايي براي كشور فاقد اهميت است و تاكيد اصلي بر سايت نطنز كردند. UCF اصفهان از نظر قدرت‌هاي بزرگ اهميت چنداني در زمينه توليد سلاح هسته‌اي ندارد بنابراين آنان نيز عمدتا درباره نطنز حساس‌اند. سؤال من اين است چرا بوشهر كه چهاردهه مورد توجه مقامات بوده، از اهميت افتاده است؟ مگر ما صنايع صلح آميز هسته‌اي نمي‌خواهيم؟
الیاس نادران: بله، بحث ما هم در مورد غني‌سازي و تكميل چرخه سوخت است وگرنه بوشهر چيزي ندارد كه بر سر آن دعوا كنيم. هدف ما توليد سوخت هسته‌اي است. 5
عباس عبدی نیز در مورد مقاصد صلح آمیز رژیم و یا به صرفه بودن این برنامه ها از نظر اقتصادی چنین میگوید:
«غني سازي در داخل کشور با چه هدفي انجام مي شود؟ ممکن است گفته شود براي نيروگاه بوشهر يا نيروگاه هاي ديگر نياز به سوخت داريم و به صرفه است که خودمان سوخت را توليد کنيم. قطعاً اين استدلال پذيرفتني نيست. زيرا براي يک نيروگاهي که سه دهه از شروع ساخت آن مي گذرد و هنوز هم راه اندازي نشده و برق زيادي هم توليد نمي کند (در مقايسه با مصرف ايران و نيروگاه هاي آبي و بخاري بزرگ کشور) و از اساس هم برق آن مقرون به صرفه نيست، چگونه مي توان سوخت مقرون به صرفه توليد کرد؟ در حالي که سرمايه گذاري هاي نظنز، اراک و اصفهان بسيار بسيار بيشتر از بوشهر است و اين مساله بر کسي پوشيده نيست.
بنابراين غني سازي اورانيوم مطلقاً نمي تواند به دليل صرفه اقتصادي باشد. چرا که قيمت تمام شده توليد آن در داخل با قيمت بازار آن تفاوت بسياري دارد. اگر غني سازي با هدف مذکور نيست، پس هر نوع غني سازي در داخل هر کشوري بايد يا با هدف اطمينان از تأمين سوخت نيروگاه، يا اهداف نظامي يا دست يابي به تکنولوژي صورت گيرد تا نامقرون بودن صرفه اقتصادي آن را توجيه کند». 21
عباس عبدی در مصاحبه دیگری نیز چنین میگوید:
سوال: ايران مي‌گويد كه ما در دستيابي به فناوري هسته‌اي به دنبال مصارف صلح‌آميز و به عنوان مثال توليد برق هستيم ولي غربي‌ها مي‌خواهند ايران را از چنين حقي محروم كنند.
عباس عبدی ... به راحتي نمي‌توان در حقوق بين‌الملل هر ادعايي را مطرح كرد. از نظر غربي‌ها ادعاهاي ايران غيرمنطقي است. آنها مي‌گويند كه شما يك نيروگاه هزار مگاواتي در بوشهر داريم كه فاز اول آن تازه مي‌خواهد پس از سه دهه راه بيفتد. از نظر اقتصادي هزينه برق توليد اين نيروگاه چندين برابر هزينه توليد برق در يك نيروگاه آبي يا حرارتي است. به علاوه منطق اقتصادي اجازه نمي‌دهد كه براي يك نيروگاه يك هزار واتي كه حتي پس از سال‌ها دو برابر هم بشود، راكتور آب سنگين، UCF اصفهان و غني‌سازي نطنز طراحي و اجرا شود، حتي اگر تمام اين اقدامات در چارچوب آژانس هسته‌اي باشد، آنان خواهند گفت كه مجموعه اين كارها اقتصادي نيست فقط با هدف توليد سلاح هسته‌اي طراحي شده است. ما نمي‌توانيم با اين اقدامات خود ديگران را مجاب يا اعتمادسازي كنيم. 17

پروژه تبلیغاتی "حق مسلم مردم ایران"
آنطور که از مقاله خانم عبادی و محمد سهیمی پیداست، پرونده هسته ای ایران امری "ملی" است که با غرور یک ملت با افتخار رابطه مستقیم دارد و سرپیچی از این "حق مسلم"، برای هر دولت ملی در ایران غیر ممکن است. مردم ایران نیز به ادعای خانم عبادی، با اکثریتی مطلق طرفدار این برنامه هستند. بنظر نگارنده، هیچ نمونه ای بهتر و گویاتر از داستان "حق مسلم" برای شناخت لابی اتمی رژیم نیست. در این قسمت از گزارش، هماهنگی نیزوهای طرفدار رژیم در جا انداختن این دروغ بزرگ و نحوه تقسیم کار بین آنان را مورد بازبینی قرار میدهیم.
این پروژه از اواسط سال 2003، یعنی بدنبال قطعنامه ژوئن آژآنس بین المللی انرژی اتمی و شروع مذاکرات ایران با سه کشور اروپائی، شروع شد. پروژه "حق مسلم" بمنظور فریب افکار عمومی جهان و فشار به دول غربی بمنظور بازکردن دست رژیم در چانه زنی درمذاکرت اتمی و خریدن وقت، کلید خورد. هدف روشن آن، همانطور که در نقل قول های خود آنان مشاهده میشود، "داشتن اهرم فشار در مذاکره با غرب و القای این مسئله است که حتی اگر مسئولان حکومتی نیز مایل به عقب نشینی باشند، مردم ایران موافق با آن نخواهند بود" یا به گفته خانم عبادی "هیچ دولتی بجز یک حکومت دست نشانده غرب، جرئت توقف این برنامه را نخواهد داشت"
از پائیز سال 2006 و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، شاهد دوران جدیدی از بحث در باره برنامه اتمی رژیم ایران هستیم. در این دوره با توجه به چشم انداز تاریک آن برای رژیم، جناحهای رژیم یکی پس از دیگری به میدان آمده و با ابراز نگرانی شدید از روند پرونده هسته ای، اصولا حرفهای خودشان در باره "حق مسلم و پشتیبانی ملت" را پس گرفته و چنین ادعاهائی را به خود رژیم نسبت میدهند.
اوضاع قبل از "حق مسلم"
برنامه اتمی ایران تا اگوست 2002 روالی پنهان و غیرعلنی داشت تا اینکه اطلاعاتی در باره دو سایت نطنز و اراک در اختیار مطبوعات بین المللی و افکار عمومی قرار گرفت. رژیم ایران این برنامه ها را از سازمان انرژی هسته ای مخفی نگه داشته بود. بلافاصله پس از آن، تصاویر فضائی از این دو سایت، توسط موسسات و خبرگزاریهای بین المللی منتشر گردید.6
همانطور که در گزارش 12 دسامبر 2002 "موسسه علم و امنیت بین المللی" (ISIS) بخوبی توضیح داده شده، آژانس بین المللی انرژی اتمی به سرعت وارد قضیه گردید و بلافاصله درخواست بازدید ازاین دو محل را به رژیم ایران تسلیم نمود. ایران نیز بنوبه خود به وقت کشی پرداخت تااینکه سرانجام در فوریه 2003، محمد البرادعی به ایران رفت. قبل از سفر وی به تهران، رژیم برای آماده سازی بین المللی در توجیه 18 سال مخفی کاری خود، محمد خاتمی را در 9 فوریه 2003 به تلویزیون فرستاد و وی برای اولین بار به ابعاد برنامه هسته ای ایران اعتراف نمود. 7
در 19 ژوئن 2003، آژانس بین المللی انرژی اتمی در بیانیه ای رسمی، ایران را به نقض معاهدات خود متهم نموده و از این کشور خواست تا به توضیح در مورد برنامه های مخفی خود اقدام کند.8 سرانجام در 12 سپتامبر 2003، شورای حکام آژانس بین المللی رسما در بیانیه ای تهدید آمیز از ایران خواست تا "پروتکل الحاقی" را امضا کرده و به خواسته های آژانس در زمینه پاسخگوئی به ابهاماتی که در باره برنامه اتمی ایران است پاسخ گوید. در اکتبر 2003 قرارداد سعدآباد بین ایران و نمایندگان سه کشور اروپائی امضا شد و برنامه غنی سازی نیز متوقف گردید.
داستان پیدایش "حق مسلم" را از اینجا ببعد از زبان مسئولان رژیم بازگو میکنیم. "مهدی مهدوی آزاد"، مدیر خبرگزاری "آفتاب" نزدیک به باند حسن روحانی، به بازگویی وضع رژیم در آن موقعیت حساس پرداخته و شروع پروژه "حق مسلم" را توضیح میدهد: 9
«در شهریور 82 پرونده جمهوری ‌اسلامی‌ ایران به صورت ناگهانی در آستانه ارجاع به شورای ‌امنیّت سازمان‌ ملل قرار گرفت. عدم ‌تمکین به الزامات قطعنامه سپتامبر 2003 به معنای احراز شرایط مواد 18 و 19 اساسنامه آژانس بود که نتیجه مستقیم آن، گزارش پرونده به نیویورک است.
وضعیت افکارعمومی جامعه بین‌المللی در شهریور 82 به‌گونه‌ای بود که به‌مراتب وسعت میدان مانورهای سیاسی تهران را محدود می‌کرد. چرا که افکار عمومی‌ جهانی تحت ‌تأثیر تبلیغات حساب‌شده، حرفه‌ای و دامنه‌دار رسانه‌های بین‌المللی عملاً علیه جمهوری‌ اسلامی تحریک شده بود. یک نظرسنجی فرا ملیّتی که در آن مقطع توسط مؤسسه گالوپ در ایالات‌ متحده و خاورمیانه انجام شد، تبیین‌کننده نوع نگاه شهروندان جامعه ‌جهانی به ایران است. برمبنای این نظرسنجی بیش از 64 درصد مردم آمریکا و 49 درصد جامعه عرب معتقد بودند که ایران به‌دنبال بمب ‌اتمی است!
در داخل مرزهای جغرافیایی نیز افکارعمومی از وضعیت مطلوب و مناسبی برخوردار نبود. عدم انسجام در عملکرد تبلیغی رسانه‌های دولتی و برخی انتقادات مطرح ‌شده از تریبون‌های رسمی، بدبینی و بدگمانی داخلی نسبت به رفتارهای نظام را تشدید می‌کرد. بایستی توجه داشت که افکارعمومی داخلی هنوز نسبت به ماهیت فعالیت‌های ‌هسته‌ای ایران به‌عنوان نشانه‌ای از "افتخار ملی" توجیه نشده بود. وضعیت کنونی در حقیقت ماحصل فعالیت‌های بعد از کنترل بحران و انسجام تریبون‌های رسمی نظام به ‌شمار می‌آید.» 9
به خوانندگان این گزارش توصیه میشود آخرین پاراگراف مقاله "مهدوی آزاد" را یکبار دیگر مرور کنند. به گفته وی، افکار عمومی مردم ایران، هنوز به "افتخار ملی" یا " حق مسلم" واقف نبود و تنها پس از کنترل تریبون های رسمی نظام یعنی اعمال سانسور و راه اندازی یک کمپین وسیع برای "رنگ کردن" کشورهای غربی بود که "مردم ایران به این حق مسلم واقف شدند."
1- سانسور کامل بر رسانه های عمومی
اولین شرط لازم برای جا انداختن این پروژه، اعمال سانسور شدید بر کلیه رسانه های عمومی در مورد برنامه اتمی ایران و حتی ممانعت از ابراز هر گونه مخالفت از طرف جناحهای خود رژیم بود. در اینجا به برخی از فاکت هائی که بعضا توسط خود مقامات رژیم در این زمینه بیان شده اشاره میکنیم. اینگونه اعترافات به ایجاد سانسور، هنگامی علنی شد که اولین قطعنامه شورای امنیت صادر گردید و جناحهای رژیم از ترس عواقب وخیم آن به صحنه آمده مجبور به بازگوئی بخش کوچکی از حقایق گردیدند.
● سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران پيش از اين كوشيده است از طريق ملاقات و گفتگو و يا مكاتبه به همراه جمعي از احزاب اصلاح‌طلب و شخصيت‌هاي دلسوز كشور، ديدگاه‌ها، مواضع و پيشنهادهاي خود را به اطلاع مقامات عالي‌رتبه كشور برساند. اما اكنون با توجه به اينكه تلاش‌ها و اقدامات مذكور به نتيجه‌اي نينجاميده است و از يك‌سو سياست‌هاي تبليغاتي حاكم مبني بر جلوگيري از طرح ديدگاه‌هاي مخالف با ديپلماسي هسته‌اي جاري به بهانه جلوگيري از سوءاستفاده دشمن، مانع از اطلاع و آگاهي از ابعاد مختلف ماجرا و نتايج و آثار سياست‌هاي جاري شده است و از سويي ديگر ادامه اين روند مي‌تواند مصالح ملي و منافع حياتي كشور را با چالش‌هاي سخت روبرو كند، بر آن شد تا مواضع و ديدگاه‌هاي خود را در اين خصوص مشروحاً به اطلاع شما ملت شريف برساند، هرچند كه اين اقدام، سبب تكرار اتهاماتي نظير استحاله، مرعوب‌شدن و ... شده و دشمني‌هاي بيشتري را عليه فرزندان شما برانگيزد. (سایت امروز، 30 بهمن 13585)

● جبهه مشاركت ايران اسلامي از ابتداي شكل‌گيري پرونده هسته‌اي در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تا كنون در مقاطع مختلف و متناسب با روند تحولات و نقاط عطف موضوع به ارائه تحليل و ديدگاه‌هاي خود پيرامون آن پرداخته است. هر چند تلاش ما بر اين بوده تا با دامن زدن به بحث و گشودن زواياي بيشتر موضوع به نظام تصميم‌گيري كشور و مسؤولان مرتبط در اين باره ياري رسانيم و در چتر منافع ملي و حفظ نظام حركت نمائيم، اما متأسفانه پس از روي كار آمدن دولت نهم و مسؤولان جديد در مديريت پرونده هسته‌اي كه سياست‌هاي گذشته را رها و راه تازه‌اي را در پيش گرفتند، تنگ نظري و نفي نسنجيده هر نظر متفاوت در تصميم گيري رواج يافت. به گونه‌اي كه نه تنها گوش شنوايي براي شنيدن نبود، بلكه حتي مانع از انتشار آخرين بيانيه جبهه مشاركت درباره اين موضوع در آغازين روزهاي سال جاري شدند.
ما اين نظر را كه يكصدايي و يكدستي در مديريت پرونده هسته‌اي تأمين كننده منافع ملي خواهد بود، كه بر اساس آن اعمال نوعي سانسور در عرصه عمومي تجويز و از ارائه هرگونه نقد و بحثي در اين باره جلوگيري شود نادرست و خطا دانسته و آنرا بر ضد منافع ملي ارزيابي مي‌نمائيم. (سایت امروز، 16 دیماه 1385)
● احمد شيرزاد: اين روند اكنون به جايي رسيده است كه اساسا امروز هركارشناسي مي خواهد گزارشي بنويسد و بحثي بكند ناچارا به شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست مي رسد. چرا؟ چون در نهايت در اين مسير به نهادهاي امنيتي مي رسيم و كسي نمي تواند حرفي بزند. (سایت میزان، 10 اسفند 1385) 3
● محمدرضا خاتمي در گفت وگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينكه جبهه مشاركت تنها حزبي است كه در مورد پرونده هسته‌‏اي ايران فعال عمل كرده است، افزود: ما دو مسير را پيش رو داشتيم؛ اول اينكه با افكار عمومي صحبت كنيم و نگراني‌‏هايمان را به جامعه منتقل كنيم، كارهاي مختلفي نيز در اين زمينه انجام شد از جمله بيانيه هسته‌‏اي مشاركت كه در اسفندماه سال گذشته منتشر اما با بايكوت خبري مواجه شد.
وي تصريح كرد: بعد از آن به طور رسمي به ما اخطار كردند كه در صورتي كه موضع‌‏گيري علني درباره پرونده هسته‌‏اي داشته باشيم، با حزب برخورد خواهد شد، بنابراين تنها راهي كه براي ما باقي ماند اين بود كه به رايزني‌‏هايمان ادامه دهيم و نگراني‌‏ها و راه حل‌‏هايي را كه به نظرمان مي‌‏رسد، منتقل ‏كنيم. (امروز، 24.2.85)
● ابراهیم یزدی با بیان اینکه «شهروندان عادی که به این مسائل اشراف دارند دستشان از همه جا کوتاه است، روزنامه‌ها سخنان آنان را نمی‌توانند منعکس کنند، احزاب و گروه‌های سیاسی تحت فشارند که در مورد مسائل هسته‌ای نظری را ابراز نکنند که مغایر با مواضع رسمی دولت باشد»، یادآور شد: اما هاشمی و خاتمی از این محدودیت‌ها فارغ هستند و در جایگاه‌هایی قرار دارند که می‌توانند و باید از این تندروی‌های بی‌منطق جلوگیری کنند.
وی بر این اساس ادامه داد: ملت ایران ظاهرا نامحرم است و برخی نگرانند که مبادا مردم از مسائل مطلع شوند یا بر این باورند که ممکن است گروه‌های سیاسی مطالبی را در بیانیه‌های خود اعلام کنند که مغایر با سیاست‌های دولت و در نتیجه به تعبیر آنان موجب تضعیف موقعیت دولت در صحنه بین‌المللی شود. (آفتاب، 2 بهمن 85)
● سيد مصطفي تاج‌زاده: متأسفانه بحث در ابعاد پرونده هسته‌اي كه مي‌تواند زندگي حال و آينده تك‌تك ايراني‌ها را تحت تاثير قرار دهد و حتي استقلال و يكپارچگي سرزمين ايران را آسيب‌پذير كند، به دليل تصميم غلط شوراي عالي امنيت ملي، در رسانه‌هاي عمومي ممنوع شده است. يعني با مهم‌ترين مساله‌اي كه مي‌تواند تاثيرات جدي بر سرنوشت فرد فرد ما داشته باشد، مواجهيم و نه تنها راديو و تلويزيون ديدگاه‌هاي مختلف را مطرح نمي‌كند و در اين مورد به بحث نمي‌پردازد، بلكه رسانه‌هاي مكتوب نيز از بحث درباره اين مساله سرنوشت ساز منع شده‌اند 5
● احمد زید آبادی: نيازي به توضيح ندارد که ايران جهنم مورد ادعاي برخي از گروههاي اپوزيسيون خارج از کشور نيست و هنوز مي توان در ايران در خلوت و جلوت، سياست هاي نظام را به چالش کشيد، البته به شرط آنکه چنين حرکتي، تکرار نشود، سازمان نيابد، موج ايجاد نکند و سرانجام اينکه بر نقاط فوق العاده حساس نظام، انگشت نگذارد.
با همين توضيح مختصر مي توان ادعاي دسته ديگري از هوطنان را که مدعي وجود حداقل آزادي ها براي انجام فعاليت هاي عادي سياسي در ايرانند، باطل دانست. ... با اين مقدمه طولاني، مي خواهم تاکيد کنم که آزادي بيان در ايران به شدت محدود است و وقتي پاي برنامه هسته اي کشور در ميان باشد، به حد صفر ميل مي کند.

2- تظاهرات امت "حزب الله" برای "حق مسلم"
پس از اعمال کامل سانسور و بقول مهدوی آزاد، "انسجام تریبون های رسمی"، پروژه تبلیغاتی رژیم آغاز گردید. بدستور رژیم، سلسه تظاهرات سازماندهی شده بسیج و طلاب کفن پوش و نمازگزارن خشمگین براه افتاد. سری اول تظاهرات، همزمان با مذاکرات دور اول در سال 2003 (1382) شروع شد و طی سال 2004 نیز همزمان با مذاکرات با سه کشور اروپائی ادامه یافت. این تطاهرات با نزدیک شدن هر دیدار مهم مثل نشست سعد آباد یا کنفرانس پاریس، افزایش می یافت و دوباره نیز کاهش پیدا می نمود. برای بررسی این دوره میتوان به هر یک از روزنامه های جمهوری اسلامی یا کیهان مراجعه و آرشیو سال 82 و 83 را بازبینی نمود. در اینجا بخاطر کوتاه کردن گزارش فقط به بخش کوچکی از آن اشاره میکنیم. هدف از نقل چند خبر دراین زمینه، شناخت نیروهای شرکت کننده دراین نمایشات خیابانی و سخنرانی های وطن پرستانه و ملی گرایانه ای است که در نماز جمعه و دیگر تریبون های حکومتی ایراد شده است.
● اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان ايراني مقيم هند با صدور بيانيه اي , ضمن محكوم كردن قطعنامه اخير آژانس بين المللي انرژي اتمي عليه ايران , دستيابي به فناوري هاي نوين را از حقوق اساسي هر ملت دانست . جمهوری اسلامی 8 مهر
● جمعي از دانشجويان دانشگاههاي تهران , امام صادق (ع ) , صنعتي شريف , اميركبير و علم و صنعت تحت عنوان جنبش دانشجويي دفاع از استقلال ايران در اعتراض به پذيرش پروتكل الحاقي با انتشار نامه اي خطاب به اعضاي مجمع روحانيون مبارز و جامعه روحانيت مبارز نسبت به پيامدهاي شوم اين پذيرش هشدار داده و روحانيان معظم را به هشياري و دفاع ... 13.06.2007

برگشت

letzte Änderungen: 3.3.2017 4:15