|
بخش نخست: مدیریت شبکه
بخش دوم: مافیای نفتی
شبکه لابی رژیم ایران و شورای روابط خارجی امریکا
«وضعيت پرونده هسته اي ايران، به تدريج ابعاد خطرناک تري مي بايد. سرنوشت اين پرونده، از آنجايي که بر زندگي اقتصادي و اجتماعي ميليون ها ايراني تأثير مستقيم مي گذارد، به تمامي فعالان حقوق بشري ايران مربوط است. فعالاني که به نظر مي رسد در اين مقطع حساس، بايستي بکوشند تا پيش از هر چيز، تکليف يک نکته اساسي را روش کنند: اين که مردم ايران، به راستي در ارتباط با پرونده هسته اي، چه مي خواهند؟
البته به اين سوال، تا کنون به لحاظ تبليغاتي پاسخ هاي مختلفي داده شده، پاسخ هايي که "مستندات" آنها، تظاهرات خياباني در مناسبت هاي رسمي، نظر سنجي هاي اينترنتي و امثال آنها را شامل مي شده است. اما آنچه براي فهميدن خواست مردم ايران معتبر خواهد بود، نه اقدامات سياسي و تبليغاتي، که رويکردي است که به لحاظ "حقوقي" قابل استناد باشد.
پيشنهاد مشخصي که در اين ارتباط قابل طرح به نظر مي رسد، يک رفراندوم است. رفراندومي که شرايط برگزاري و نحوه اجراي آن، به لحاظ حقوقي قابل دفاع، و نتايج آن، غير قابل خدشه در سطح افکار عمومي داخل و خارج باشد.
... از آنجا که دولت ايران مدعي است که سياست هاي هسته اي آن، همچون ملي کردن صنعت نفت در زمان مرحوم دکتر مصدق، مورد تأييد اکثريت مردم ايران قرار دارد، اقدامي که به جهانيان اين ادعا را به لحاظ حقوقي اثبات کند، مورد استقبال قرار دهد.» 1
آنطور که از نوشته ایشان برداشت میشود، گویا برخی از افراد یا جریانات سیاسی و همچنین دولت ایران، با تبلیغات، تظاهرات خیابانی و دیگر اقدامات سیاسی، در صدد القاء این مسئله اند که اکثریت ملت ایران از سیاست های هسته ای رژیم حمایت میکنند. خانم شیرین عبادی این ادله را به لحاظ حقوقی محکمه پسند ندانسته و ادعای رژیم ایران را به چالش گرفته است.
با اینحال آنچه مایه شگفتی و البته سوال برانگیز است مجموعه فعالیت ها و مواضع ایشان طی دوسال گذشته در مورد برنامه هسته ای رژیم ایران است که با نوشته و اظهارنظر بالا در تضادی آشکار قرار دارد. وی در مقاله ای که سال گذشته در معتبرترین رسانه های جهان منعکس گردید چنین بیان داشته است: 2
«برای حل مسئله هسته ایران نباید به تهدید نظامی یا ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت متوسل شد زیرا در حالیکه اکثریت ملت ایران با تندروهای ایران مخالف بوده و خواهان برکناری آنان هستند، با اینحال همین اکثریت عظیم مردم از برنامه هسته ای رژیم حمایت میکنند زیرا گذشته از به صرفه بودن اقتصادی آن، این برنامه هسته ای تبدیل به دلیلی برای غرور یک ملت با تاریخی پرافتخار گردیده است.... بجز یک رژیم دست نشانده توسط غرب، هیچ رژیمی با هر گرایشی در ایران جرئت متوقف کردن برنامه انرژی هسته ای ایران را ندارد.»
این مقاله را خانم عبادی مشترکآ با فردی بنام "محمد سهیمی" نوشته است. نامبرده کسی است که در فوریه امسال بهمراه "مسعود بهنود" و "فرخ نگهدار" در باره سیاست های اتمی رژیم و چشم انداز جنگ به سخنرانی در کالیفرنیا پرداخت. مسعود بهنود گزارش این جلسه را برای خبرگزاری رژیم موسوم به "انتخاب"، چنین توصیف میکند:
«بايد گفت اين جا يکی از پرشورترين جلسات بود و حساسيت زمانی باعث شده بود که ايرانیان مقيم لوس آنجلس با علاقه ای بسيار خود را به دانشگاه رسانده بودند. تشویق و ابراز علاقه شان به بعضی از سخنرانان فوق العاده بود. وقتی دکتر سهيمی تاکيد کرد که ايران را نمی شود از حقش در مورد فن آوری هسته ای محروم کرد و وقتی آقای نگهدار با تاکيد بر وزن و قدرت ايران، روابط تهران و واشنگتن را از ديدگاه سياسی مورد بحث قرار داد و زمانی که هوشنگ اميراحمدی نگرانی های خود را بابت تاثير تندروهای دو سوی اقيانوس در سرنوشت ايران بيان داشت، تشويق و تائيد نزديک به پانصد تن حاضران ديدنی بود.» (خبرگزاری انتخاب،۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۵)
مجموعه فعالیت های خارج از کشوری خانم شیرین عبادی در دو سال گذشته، منجمله ایراد سخنرانی در کنار مسئولان درجه اول شبکه لابی رژیم ایران در خارج از کشور نیز پیامی به همین مضمون، یعنی حمایت از برنامه های هسته ای رژیم داشته است. نگران کننده ترین خصوصیت مقاله ایشان در اینجاست که اهداف لابی ضد جنگ رژیم ایران را که در گزارش قبلی به آن اشاره شد، بطور کلی و دربست مورد تآئید قرار میدهد. در این مقاله کوتاه، ایشان هم مدعی صلح آمیز بودن این پروژه میباشد و آنرا از نظر اقتصادی ضروری و مقرون به صرفه میداند و از همه مهمتر، با تکیه بر "حق مسلم ایران" این برنامه را مورد حمایت اکثریت مردم ایران نیز معرفی میکند. ضمنآ ریشه دعوا را به "برخی محافل در آمریکا" ربط داده اند که ترجمه اش همان اسرائیل و لابی آن کشور است.
"احمد شیرزاد"، نماینده سابق مجلس و یکی از رهبران اصلاح طلبان حکومتی، در سخنرانی مهمی که در اسفند ماه سال 1385 ، یعنی چند ماه پیش ایراد نمود، نکته جالبی را در مورد "مقرون به صرفه بودن برنامه اتمی ایران" و همچنین موضوع "حق مسلم" بیان داشته است. وی به دعوت انجمن اسلامي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، در اين دانشكده سخن مي گفت:
«من سئوالم اين است كه اين همه هزينه دادن به خاطر چيست. اصلا از ابتدا چه كسي در جريان اين مسايل و اين پروژه ها بود؟ من به شما مي گويم هيچ كدام از مجالس اول تا ششم كه ما بوديم در جريان اين پروژه ها نبودند و هيچ نوع شفافيتي وجود نداشت، آنوقت چگونه انتظار داريد در يك فرايند عقلانيت وجود داشته باشد.
وي افزود: "مجلس ششم خيلي تحقيق كرد و در نهايت به اينجا رسيديم كه در مورد پروژه هاي هسته اي ايران تنها يك گزارش تخصصي در سازمان انرژي اتمي ايران وجود دارد كه آنهم گزارش يك كارمند ليسانسيه اين سازمان است كه در اين گزارش توليد برق هسته اي توصيه مي شود، در حالي كه در تمام ادله هايي كه در اين گزارش آمده، دستكاري شده است.» 3
غرض از انتشار بخش کنونی از این گزارش تحقیقی، بحث در باره نظرات خانم عبادی یا یافتن مواضع نادرست و ضد و نقیض در فعالیت های ایشان نیست. هدف اصلی از نگارش این مقاله، بررسی شبکه لابی رژیم ایران در خارج از کشور برای پیشبرد سیاست های خود بمنظور دستیابی به "سلاح هسته ای" است. در حقیقت، مسئله اساسی در پروژه هسته ای رژیم و ریشه نزاع بین ایران و جامعه بین المللی نیز همین ماهیت برنامه های رژیم است. بنابراین، قبل از آنکه به گفته خانم شیرین عبادی، از خواست و نیات مردم ایران صحبت شود، باید مقاصد واقعی رژیم از برنامه هسته ای را روشن کرد و سپس نظر مردم را جویا شد. آیا آنطور که برخی و منجمله خود ایشان ادعا میکنند، این برنامه ها برای تأمین برق و دیگر مایحتاج مردم و مملکت یا نیازهای صلح آمیز رژیم است یا اینکه قصد اصلی حاکمان ایران دستیابی به "بمب اتمی" است که بخاطر آن مال و هستی مملکت را به حراج گذاشته اند.
ضرورت پاسخ به این سوال نیز دراینجاست که اگر رژیم ایران بدنبال سلاح هسته ای باشد، طبیعتا اثرات درازمدت و اجتناب ناپذبر آن بر آینده کشوربطور اساسی با پروژه صلح آمیز هسته ای متفاوت خواهد بود. بعنوان مثال، بسیار محتمل است که داشتن سلاح اتمی، عمر حاکمیت این رژیم را اضافه کند. پر واضح است که دراین حالت، بسیاری از مردم ایران، عطای این "افتخار تاریخی" را به لقای آن ببخشند.
ضمن اینکه به ادعای بسیاری از صاحبنظران، دستیابی به سلاح هسته ای، رژیم ایران را در ادامه نقض حقوق بشر گستاخ تر نموده و روند پایمال کردن آزادی های حداقل اجتماعی شدت بیشتری خواهد یافت. از همین رو، بسیاری از آگاهان سیاسی، جلوگیری از اتمی شدن رژیم ایران را در راستای مبارزات حقوق بشری میدانند.
برخی کارشناسان نیز بر این باورند که با دستیابی ایران به سلاح اتمی، منطقه خاورمیانه وارد مسابقه تسلیحاتی در مدار بالاتری خواهد شد که دود آن قبل از همه به چشم مردم ایران میرود. چنین چشم اندازی آنهم در حوزه نفت خیز خلیج فارس و مهمترین کانون انرژی جهان یعنی منطقه خاورمیانه، طبیعتا مورد استقبال کشورهای بزرگ غربی نبوده و اگر برای جلوگیری از آن و مهار ماجراجویی اتمی رژیم، راه حل نظامی بعنوان آخرین حربه را بکار گیرند، قدر مسلم مردم ایران اولین قربانیان آن خواهند بود.
بنابراین در صورتیکه رژیم ایران قصد دستیابی به سلاح هسته ای داشته باشد که قرائن نیز دال بر همین فرضیه است، طبیعتا نمی توان جانب رژیم را گرفت و بایستی بخاطر آینده خطرناکی که در انتظار مردم ایران است به مقابله یا حداقل افشای این ماجراجویی خطرناک پرداخت. البته یکنوع برخورد نیز ایفای نقش مشاور کلاهبردار و دادن روحیه به رژیم است که نمونه واضح آنرا میتوان در مصاحبه اخیر "مسعود بهنود" مشاهده نمود:
«سایت خبری انتخاب: به نظر می رسد تنش هسته ای ایران به شورای امنیت واگذار می شود، روند این داستان را چگونه ارزیابی می کنید
مسعود بهنود: به نظرم می رسد یکی از راه حل های موجود اینست که ایران در حالی که نمایش مصلحت اندیشی ، میانه روی می دهد و از ضرایب ارتفاع شعارهایش کم می کند و افکاری مثل جناب احمدی نژاد را که برای حل مسئله داخلی با پرونده خطرناکی مثل پرونده هسته ای بازی می کنند را به گونه ی کنترل می کند، همزمان با موارد فوق، خویش را نیز آماده کند برای اینکه تصمیم بر علیه ایران هرچه دیرتر در مجمع عمومی جهانی گرفته شود. تا هرچه ممکن است دیرتر این اتفاق حادث شود.
بنابراین جمهوری اسلامی باید سعی کند که در این مرحله این قضیه شامل مرور زمان شود، بلکه شرایط جهانی در این فاصله، مانند باخت جمهوری خواه ها در انتخابات میان دوره ای، باخت دولت کارگری انگلیس در صحنه ی داخلی،فشار برای مذاکره با ایران به دلیل مناقشات عراق و هزاران حادثه ی نیآمده ی دیگر که نمی توان آن را پیش بینی کرد بتواند کمکی به حل این موضوع کند، دنیا دنیای ثابت و بقولی فیکس نیست.
دنیا، دنیایی است که هنوز بعضی از دیوانگان مانند قذافی ، یونگ ایل و... در آن زندگی می کنند، بنابراین هرآن ممکن است که در این دنیا حادثه ای بوجود آید که باعث کنار زدن پرونده ی هسته ای ایران از میز مربوطه شود، هیجان آن را تقلیل دهد و امکان دهد که ایران با سیاست ورزی بهتری حداقل خطای سال پیش خود را را بپوشاند.» 18
اگر امیال افسارگسیخته رژیم ایران در جهت دستیابی به سلاح هسته ای را نه یک فرض قطعی که فقط محتمل در نظر بگیرم، با چنین چشم اندازی که برای ملت ایران بجز نکبت و بدبختی بیشتر چیزی در بر نخواهد داشت، دراینصورت آیا بازهم میتوان مانند خانم عبادی با فراغ بال در سخنرانی های مختلف به جهانیان تضمین داد که ایران قبل از دستیابی به "بمب"، صاحب یک حکومت دموکراتیک خواهد شد و جای هیچ نگرانی برای دنیای غرب و برای مردم ایران وجود ندارد:
«بر اساس آخرین برآوردهای اطلاعاتی آمریکا، 6 تا 10 سال به دستیابی ایران به بمب اتمی مانده است. به بیان دیگر، چیزی بنام بحران بر سر برنامه هسته ایران اصولا وجود خارجی نداشته و ساخته و پرداخته برخی از گروههای صاحب منفعت در آمریکاست. باندازه کافی در ایران فرصت هست تا قبل از دستیابی به بمب، رژیمی دموکراتیک بر سر کار بیاید.» (همان مقاله)
با مقایسه ای که ایشان بین دوران خاتمی و دوره کنونی میکند، منظور ایشان از "رژیم دموکراتیک" که همان "اصلاح طلبان" حکومتی است بیشتر روشن میشود. ایشان به تفصیل در باره شفافیت برنامه های هسته ای ایران در دوران خاتمی بحث نموده و نتیجه میگیرد که با بازگشت نامبردگان به حکومت، جای هیچ نگرانی وجود نخواهد داشت. در مصاحبه ای که ایشان در سوم ماه می 2006 با رادیوی سراسری آمریکا بنام NPR نیز داشت، همین موضوع را بروشنی تکرار نمود.
معلوم نیست منظور ایشان از "شفافیت" در دوران خاتمی چیست. همانطور که اسناد علنی سازمان بین المللی انرژی اتمی بخوبی نشان میدهد، برنامه هسته ای ایران تا اگوست 2002 غیر شفاف و کاملا مخفی بود. دعوای جامعه بین المللی با رژیم ایران نیز از همین تاریخ شروع شد و ربط دادن آن با سال 2003 یا ظاهر شدن علایم شکست خاتمی قابل توضیح نمی باشد. ضمن اینکه دولت ایران اخیرا با ارسال نامه ای به مقامات آژانس بین المللی اتمی، دلائلی برای این مخفی کاری عرضه کرده است. بنابراین اصرار خانم عبادی بر شفافیت دوران خاتمی و اطمینان بخشی به دنیای غرب، معقول بنظر نمی رسد.
(لطفآ به لینک های 6، 7 و 8 مراجعه شود)
|