Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

فرار سرمایه و سرمایداران



اعتراض کنندگان چه کساني هستند؟

اخيراً مقاله اي با عنوان «طبقه کارگر ايران در کجاي اين جنبش ايستاده است؟» به قلم يکي از جوانان شرکت کننده در اعتراضات و تظاهرات ها مشاهدات خود را از ترکيب همرزمان خياباني خود ترسيم نموده است. او با اعتراض به سخنان برخي از خودفروختگان که مدعي شده بودند طبقه کارگر ايران از احمدي نژاد حمايت مي کند، ترکيب شرکت کنندگان اعتراضات خياباني را جوانان و فارغ التحصيلان بيکار متلق به خانواده هاي کارگري اعلام کرده که هيچ اميدي به آينده ي خود ندارند. ناگفته نماند که ليست نامهاي ارائه شده از جانباختگان، مفقودين و بازداشت شدگان اخير، سندي براي صحت ادعاي نگارنده ي مقاله مي باشد. اکثريت قريب به اتفاق نام هاي اعلام شده را افراد ديپلمه و فارغ التحصيلان بيکار و دانشجوياني از طبقات پايين جامعه تشکيل داده اند.



آيا رژيم اسلامي در حال فروپاشي است؟

اخيراٌ محسن رضايي، فرمانده سپاه پاسداران در زمان جنگ و يکي از کانديداهاي رياست جمهوري که به حکومتي بودنش شکي نيست در نامه اي که خطاب به «ملت ايران» نوشته است، شرايط بوجود آمده پس از انتخابات را براي نظام جمهوري اسلامي خطرناک توصيف کرده و تداوم اختلافات درون حکومتي را برابر با فروپاشي آن مي داند. در اين نامه، او به گفته هاي سرلشکر فيروزآبادي، رييس ستاد کل نيروهاي مسلح ايران، که مخالفان احمدي نژاد را در حکومت، يعني هاشمي رفسنجاني، موسوي و کروبي را «منافقان جديد» لقب داده است، اشاره کرده و مي گويد: "امروزه جامعه ایران و نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دچار اختلافات شده است. خانواده انقلاب را تهمت باران می‌کنند. عده‌ای به برخی از اعضای این خانواده منافقین جدید لقب می‌دهند. عده‌ای دیگر بخشی از این خانواده را به عنوان خوارج لقب می‌دهند. آیا این یک توطئه نیست که نیروهای طرفدار نظام را به جان هم بیاندازند و یک فروپاشی درونی صورت بدهند؟"



توازن قوا و نقش طبقه کارگر

پس گذشت يکماه از آغاز درگيري ها پسا انتخاباتي، آنچه که براي تمامي طرفين دعوا و جامعه روشن شده است، اينست که حکومت جمهوري اسلامي و دولت کودتاچيان، حتي با به کار گرفتن قهر عريان و برخورد مسلحانه به اعتراضات و قتل معتزضين قادر به سرکوب موثر و توقف جنبش آزاديخواهانه کنوني نمي باشد. اما، از طرف ديگر، متأسفانه سخنان فيروزآبادي صحت دارد، يعني ثابت گشته است که، حتي اگر تظاهرات هاي خياباني روزمره گشته و از لحاظ شمار شرکت کنندگان نيز گسترده تر شود،.باز هم قادر به فروپاشي نظام و يا حتي سرنگوني دولت کودتا نخواهند شد. اين حالت را در دنياي نظامي و سياسي دوران «توازن قوا» مينامند. که هيچيک از طرف متخاصم قادر به حذف ديگري نيست.

اما نکته مهم آنست که نظام جمهوري اسلامي و دولت کودتا، تقريباً، با تمام نيروي سرکوبگرش وارد ميدان شده است. و نهايتاً با دخالت ارتش مي تواند به شمار نيروهاي مسلح اش در خيابان ها بيافزايد. اما، جنبش مردمي، در عرض همين يکماه، ثابت کرده است که متکي بر يک شيوه و تاکتيک مبارزه نبوده و در چنان شرايطي نيز مي تواند با بکارگيري انواع شيوه ها و تاکتيک هاي مبتکرانه، نه تنها بقاء يابد، بلکه حتي، نيروهاي خود را افزايش داده و منسجم تر سازد.



اما، آيا نيروي مردمي با تمام توانايي مبارزاتي اش در ميدان است؟ خير! سخنان فيروزآبادي زماني مطلقاً صادق بود که تمام نيروهاي مردمي فقط به تظاهرات تکيه مي کردند و تنها ابزار مبارزاتي شان «شعار دادن» مي بود. اين تصور خام و خوش بينانه ي کودتاچيان، آن نيروي اصلي و تعيين کننده ي اجتماعي که همچون «شيري خفته» به نظاره نشسته است را نديده گرفته است. برخلاف انواع تئوري هاي توهمي و غيرواقعي قدرتمداران جهاني، طبقه کارگر، هنوز نه تنها اکثريت جامعه را تشکيل مي دهد، بلکه، به علت موقعيت محرومانه و استثمار شده اش، داراي پتانسيل بالاي انقلابي است و تا ابد خفته نخواهد ماند و اگر نه در کوتاه مدت، پس از پاسخ يافتن به ترديدهايش، بلند خواهد شد و کل نظام بهره کشي از انسان ها و ديکتاتوري طبقاتي سرمايه داران را به چالش خواهد کشاند. در چنان روزي، «توازن قوا» به نفع نيروهاي انقلابي جامعه بر هم خواهد ريخت و در عرض چند روز، دولت کودتا سقوط کرده و تکليف ولي فقيه شان روشن خواهد شد.



اما ترديدهاي طبقه کارگر چيست؟ طبقه کارگر ايران، بمثابه يک طبقه اجتماعي، داراي شعور جمعي و تاريخي است. پس از تجربه شکست انقلاب در بهمن ماه 1357 و سرکوب هاي خونين شوراهاي کارگري در سالهاي متعاقب، به اين حقيقت پي برده است که نتيجه ي انقلاب از قبل نوشته نشده است و مبارزات او، که براي دستيابي به منافع طبقاتي اش مي باشد، مي تواند مورد سوء استفاده قرار گرفته و باعث روي کار آمدن نظامي به مراتب بدتر و استثماري به مراتب وحشيانه تر بيانجامد. اين ترديد متکي بر واقعيات تاريخي است و نمي توان تنها با شعار و تهييج بر آن غلبه نمود. تهييج احساسي، تنها مي تواند عناصر جوانتر را به خيابان بکشاند، اما قادر نيست که کارگران را بمثابه ي يک طبقه به تحرک بکشاند. آنچه که آن را نسبت به آينده و نتيجه ي اين جنبش انقلابي خوش بين خواهد ساخت و ترديدهايش را به نفع انقلاب مرتفع خواهد کرد، ترسيم نظام سياسي و اجتماعي اي خواهد بود که با طرحي واقع بينانه در مقابلش قرار گيرد. اين وظيفه ي فعالان است که با جزئيات کامل طرح حکومت شوراها، واقعي بودن آن را به کارگران منتقل کنند و دورنماي حقيقي اي را در مقابلش ترسيم سازند.



آنچه که مسلم است، چه طبقه کارگر بخواهد و چه نخواهد، اين جنبش بوجود آمده و درگيري ها به محله زندگي اش کشيده شده، و فرزندان و زنان و همسايگانش را درگير کرده است. او خود شاهد است که در تداوم اين مبارزات، ساکنان محله اش، براي حفاظت خود از دست نيروهاي مسلح حکومتي، متحدانه به سنگر سازي روي آورده اند. او خود همبستگي و اتحاد همسايگانش را تجربه کرده و يا خواهد کرد. او مي بيند که چگونه تصميم ها بصورت جمعي و با اجماع گرفته شده و به اجرا در مي آيد. او خاطره ي تاريخي داشته و طرز کار شورايي را به ياد مي آورد. بايد به او نشان داد که اشتباه گشته اين نبود که او به انقلاب پيوست. اشتباه اين نبود که کارخانه را تصرف کرده و تداوم و مديريت توليد را، شوراها بدست گرفتند. اشتباه اين بود که ايشان به خود و نظام شورايي اعتماد نداشتند و همواره براي حکومت سرمايه داران و صاحبان صنايع اين حق را قائل بودند که در اداره توليد سهيم باشند. اشتباه شان در اين بود که فکر مي کردند که حکومت وسرمايه داران نيز همين حق را براي ايشان قائلند. در صورتيکه ديدند چگونه و با چه ترفندهايي حاکمان و حکومت سرمايه داران جاي خود را در کارخانه باز کرده و سپس با زور اسلحه و زندان و کشتار رهبران ايشان، آنها را از حق شان محروم ساخته و دوباره به بند کشيدند. اشتباه از انقلاب نبود، اشتباه از خودشان و رهبرانشان بود که در سرمايه دار و حکومت سرمايه داران به دنبال حسن نيّت و مروّت انقلابي مي گشتند، هنگاميکه همين حکومت و سرمايه داران در حال طراحي انواع توطئه ها عليه قدرت کارگران و انهدام نهاد شوراي کارگري بودند.



شايد مي بايست اين جمعبندي را سي سال پيش مي کرديم و در طول اين سي سال، آن را در ميان خود و هم طبقه اي هايمان به بحث و گفتگو مي گذاشتيم. لعنت بر گرگ هاي گوسفند نما که مانع اين کار شدند. اما، ماهي را هر زمان که از آب بگيري، تازه است. ايشان بايد بدانند که تاريخ به عقب باز نمي گردد. يا اين انقلاب به سرانجام مي رسد، که بدون دخالت و رهبري فعالانه ي طبقه کارگر غير ممکن است. و يا در صورت سکوت طبقاتي ايشان، نهايتاً شکست خواهد خورد و اين فرزندان و خانواده ي کارگران خواهند بود که به جوخه هاي اعدام و سياه چالهاي سرمايه داري روانه خواهند گشت.
فرستنده مطلب :
http://nedaanews.com








برگشت

letzte Änderungen: 9.6.2017 11:32