Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

سرمایه‌داران خرد با کارگران چه‌ می‌کنند؟ از نشریه علیه سرمایه شماره 4


NOVEMBER 26, 2016

سرمایه‌داران خرد که خیلی‌ها آنها را ‌سرمایه‌دار نمی شناسند!! ویژگی‌‌های زیادی دارند. از جمله اینکه کارگرانی را استثمار‌ می‌کنند که از سر اجبار، گرسنگی، برهنگی و نداشتن پول دارو و درمان فرزندان، حاضر باشند نیروی کار خود را به نازل‌ترین بهای ممکن، به صورت ماوراء ارزان و شبه رایگان بفروشند. کارگرانشان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی خیال بیمه شدن در سر نپرورند و لفظ بیمه را بر زبان نیاورند. در تمامی لحظات و آنات زندگی خویش آماده اخراج بدون دریافت هیچ شاهی غرامت باشند. قبول کنند که هر گونه تقاضای افزایش دستمزد یک جرم جنائی مستوجب بالاترین و شدیدترین مجازاتها است. در مشرب این ‌سرمایه‌داران خرد، هر چه هم خرد باشند هر کارگری که پس از سالها کار کلمه‌ای پیرامون افزایش مزد بر زبان آرد به بیماری « بلند شدن زیر سر» دچار شده است و یگانه راه معالجه وی اخراج و در صورت پافشاری بر ماندن، سپردن وی به زندانبانان، شکنجه گران و قضات شرع و عرف سرمایه است.

این ‌سرمایه‌داران در جامعه ما تا چشم کار کند زیاد هستند. تعداد بردگان مزدی که برای آنها کار‌ می‌کنند در هر کارگاه به طور معمول بیش از پنج نفر نیست. اما یک ویژگی مهم جماعت مذکور آنست که با تمامی قوا‌ می‌کوشند تا از استثمار همین 5 کارگر کوه اضافه ارزش‌ها را بر هم انبازند. در یک نظر به محل زندگی‌مان با آنچه اینان بر سر کارگران‌ می‌آورند، ژرف‌تر و دقیق‌تر آشنا‌ می‌گردیم. ‌سرمایه‌دار کوچکی با سرمایه خود، یکی، دو ماشین نیمه اتومات را خریداری و در کارگاه خویش نصب کرده است. او دو یا سه کارگر دارد، بلوک و موزاییک تولید‌ می‌کند، از محل استثمار همین دو کارگر ث روتی کلان اندوخته است، صاحب همه چیز شده است و دنیایی امکانات و رفاه برای خود بر هم انباشته است. همتای همین ‌سرمایه‌دار کوچک یکی دو دستگاه واشرزنی به کار انداخته است. دو کارگر را استثمار‌ می‌کند و ثروت و سرمایه‌های او از محل استثمار بسیار وحشیانه این دو کارگر هر روز بیش از روز پیش‌ می‌شود. سومی در منطقه موسوم به قلعه حسن خان نیروی کار کاملاً حراج و یا مفتی زنان نفرین شده خانه دار را آماج استثمار بربرمنشانه خود قرار‌ می‌دهد و از حاصل استثمار این کارگران کوهی از سرمایه نصیب خویش نموده است. دوستی تعریف‌ می‌کرد که قبلا در کارخانه چینی‌سازی کار‌ می‌کرده است اما اخراج شده است. زیر فشار گرسنگی و بدبختی کارگر دفتر خانه اسناد رسمی شده است. تمام روز را کار‌ می‌کند اما دستمزد وی حتی از آنچه مزدوران دژخیم دولت سرمایه به نام حداقل مزد تعیین کرده‌اند هم به مراتب کمتر و ناچیزتر است. او فقط هشتصد هزار تومان در ماه مزد‌ می‌گیرد. هر چه در خواست بیمه شدن‌ می‌کند پاسخ منفی‌ می‌گیرد. ‌سرمایه‌دار صاحب بنگاه ثبت اسناد، همین یک کارگر را استثمار‌ می‌کند اما او در طول این مدت و از طریق اضافه ارزش‌های حاصل استثمار این یک کارگر مالک زمین و ساختمان‌های بسیار گردیده است. ‌سرمایه‌دارانی که درحوزه نشر و توزیع کتاب کار‌ می‌کنند، شمار کارگرانشان معدود است، با این وجود‌ می‌بینیم که عده‌ای از آنها سرمایه الحاقی ناشی از اضافه ارزش‌های این حوزه را به بخش ساختمان منتقل نموده‌اند و مشغول بساز و بفروشی و استثمار کارگران بیشتر در قلمرو جدید شده‌اند. کارگری تعریف‌ می‌کرد که برای یافتن کار به یک کارگاه تولید و فروش ساندویچ مراجعه کرده است. صاحب ساندویچ فروشی گفته است که در قبال روزانه کار 12 ساعته هشتصد هزار تومان به وی پرداخت خواهد کرد. این رسم و سنت و آیین اکثریت قریب به اتفاق افراد این قشر از بورژوازی است. شالوده کار سرمایه این است که بهای بازتولید نیروی کار کارگر را ولو به ثمن بخس بپردازد تا او زنده بماند و آماج استثمار وی قرار گیرد. تا مستمراً کار کند و اضافه ارزش تولید بنماید. بیشتر ‌سرمایه‌داران خرد حتی پای بند این سنت هم نیستند. بنیاد کار اینان آنست که کارگر را تا آخرین رمق استثمار کنند، هر چه وحشیانه‌تر و سفاکانه‌تر مورد استثمار قرار دهند، استثمار وحشیانه او را تا آخرین نفس ادامه دهند و زمانی که قادر به کار کردن نبود، وقتی که نای تولید اضافه ارزش را از دست داد او را دور اندازند و نیروی کار جدیدی را به جای وی استثمار کنند.

عده ای‌ می‌گویند که جمعیتی از ‌سرمایه‌داران خرد به این دلیل که قادر به گسترش انباشت و افزایش مستمر و انبوه سرمایه خود نمی گردند، اصلاً ‌سرمایه‌دار نیستند. این افراد در دفاع از صاحبان سرمایه نقش آدم‌‌های کاتولیک‌تر از پاپ را بازی‌ می‌کنند. ‌سرمایه‌دار فقط کسی نیست که در هر دور بازتولید سرمایه‌اش اقلام عظیم سرمایه‌‌های جدید را وارد پروسه انباشت‌ می‌نماید. نه، ‌سرمایه‌دار کسی است که نیروی کار برده مزدی را به مثابه یک کالا‌ می‌خرد و این کالا یعنی همین نیروی کار را در پروسه تولید اضافه ارزش به کار‌ می‌گیرد و به مصرف‌ می‌رساند. حال اینکه او شیره جان چند کارگر را‌ می‌مکد، یا هزاران کارگر را استثمار‌ می‌نماید، به رغم دنیای تفاوت ها، به هر حال در تعیین هویت طبقاتی و هستی اجتماعی وی تغییری پدید نمی آورد. از این که بگذریم نکته مهم و در واقع بسیار مهمی را در همین جا بابد توضیح داد. سود هیچ ‌سرمایه‌داری لزوماً عین همان اضافه ارزشی نیست که کارگرانش تولید کرده اند. بالعکس هر ‌سرمایه‌دار یا هر فرد از طبقه ‌سرمایه‌دار به میزان سرمایه خویش سهم معینی از کل اضافه ارزش‌‌های تولید شده توسط طبقه کارگر یک کشور، یا طبقه کارگر جهانی را نصیب خود‌ می‌سازد. او ممکن است حتی همه اضافه ارزش‌‌های حاصل استثمار کارگر یا کارگران حوزه سرمایه گذاری خاص خود را تصاحب ننماید و بخشی از آن را به نفع ‌سرمایه‌داران دیگر یا افراد دیگر طبقه خود از دست بنهد و بالعکس امکان دارد که سهمی از کل اضافه ارزش ها، به مراتب بیشتر از اضافه ارزش تولید شده توسط کارگران آماج استثمار مستقیم خویش به چنگ آرد. آنچه مهم است آنست که او به اعتبار ‌سرمایه‌دار بودنش، به اعتبار خرید نیروی کار چند برده مزدی، به اعتبار استثمار این کارگران شریک کل آحاد طبقه خود‌ می‌شود، در استثمار طبقه کارگر شریک و سهیم‌ می‌گردد. هستی اجتماعی او جزء لایتجزای هستی اجتماعی طبقه ‌سرمایه‌دار‌ می‌شود. در هر گونه جدال و کشمکش با کارگران مورد استثمارش، از حمایت گسترده سیاسی و پلیسی و نظامی و حقوقی و اجتماعی و فرهنگی دولت ‌سرمایه‌داری برخوردار‌ می‌گردد. بند بند زندگی وی به زندگی وحوش ‌سرمایه‌دار جوش‌ می‌خورد، در همه این جوه علیه کارگران‌ می‌گردد. بحث ‌سرمایه‌دار بودن و نبودن آدمها را در اینجا، در پهنه هستی اجتماعی و طبقاتی آنها، در سیطره شیوه تولید و مناسبات اجتماعی معین باید جستجو نمود.

شمار کثیری از ‌سرمایه‌داران هستند که اساساً مالک مستقیم هیچ کارخانه و فروشگاه و بانک و کشت و صنعت یا هیچ مؤسسه صنعتی و مالی و «خدماتی» نمی باشند، نه فقط هر روز و هر شب سرمایه الحاقی جدید بر سرمایه‌‌های قبلی خود نمی افزایند که به لحاظ حقوقی و صوری مالک هیچ بنگاه مهم اقتصادی نیستند. به عنوان مثال وکیل و وزیر و مستشار و اقتصاددان و فیلسوف و ارتشبد و ولی فقیه و حاکم شرع و مجتهد و برنامه ریز و سیاستمدار و دولتمرد و متفکر و حقوقدان و رئیس پلیس و به هر حال عناصر صدر نشین ماشین دولتی سرمایه یا افراد کاملاً ذینفوذ ساختار قدرت ‌سرمایه‌داری ‌ می‌باشند. اینان روند کار سرمایه و پروسه تولید اضافه ارزش و استثمار وحشیانه توده‌‌های کارگر را برنامه ریزی‌ می‌کنند و با توسل به همه اشکال قهر اقتصادی، سیاسی، پلیسی، نظامی، فرهنگی و مهندسی افکار، کل این نظم را بر زندگی و هست و نیست کارگران آوار و تحمیل‌ می‌نمایند. خام اندیش یا عوامفریبی بسیار وحشتناکی است اگر این آدم‌ها را به اعتبار اینکه ظاهراً مالک صوری یک بنگاه نیستند، مستقیما دست به انباشت نمی‌زنند و لاجرم سرمایه الحاقی انبوهی بر سرمایه‌‌های خود نمی‌افزایند، اساسا ‌سرمایه‌دار ندانیم و پروانه ‌سرمایه‌دار بودنشان را به کوری چشم توده‌‌های کارگر لغو و باطل سازیم. همین نوع نگرش‌‌های ارتجاعی و عمیقا سرمایه‌مدار بود که در روزهای قیام سال 57 و یکی، دو سال نخست بعد از آن کل چپ لنینی را در کلاف خود اسیر ساخته بود. شب و روز در برج عاج رهبری سازمان‌ها و احزاب مشغول گفتگو بودند که راستی راستی در میان سران رژیم جدید ‌سرمایه‌دار هم پیدا‌ می‌شود یا همگی «خرده بورژواهای ضد امپریالیست و لابد ضد ‌سرمایه‌داری»‌ می‌باشند!!!! جنبش کارگری از این گمراهه آفرینی‌ها بیش ازحد آسیب دیده است و لاجرم باید با بقایای این اندیشه‌ها و توهم پردازی‌ها با همه توان مقابله کند.

جای شکی نیست که ‌سرمایه‌داران مختلف به لحاظ طول و عرض و حجم سرمایه‌هایشان، به لحاظ سهمی که از کل اضافه ارزش‌ها نصیب خود‌ می‌سازند، به لحاظ سهم در قدرت سیاسی یا موقعیت خاص در برنامه‌ریزی نظم اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و حقوقی سرمایه با هم تفاوت‌‌های فاحش دارند. بعلاوه بر سر همین مسایل، به خاطر سهم کلان‌تر در سرمایه‌ها و سودها و قدرت‌ها، میلیاردها بار وحشی تر از همه وحوش درنده به جام هم‌ می‌افتند. علیه هم جنگ جهانی راه اندازند و توده‌‌های کارگر دنیا را در آتش این جنگها خاکستر‌ می‌سازند. همه این‌ها روشن است اما وجود این مشاجرات و اختلافات دلیل ‌سرمایه‌دار نبودن ‌سرمایه‌دارهای کوچک نمی‌گردد. آنچه یک کارگر باید بداند و آگاهی طبقاتی خود سازد نه نفی ‌سرمایه‌دار بودن کوچک‌ها بلکه تشریح ژرف ضد ‌سرمایه‌داری تفاوتها و اختلافات میان این جماعت است.

نفس اینکه صاحب یک بنگاه در پایان هر سال سرمایه الحاقی انبوهی ندارد بنیاد تعلق وی به طبقه ‌سرمایه‌دار را به هیچ وجه نفی نمی‌کند. او کارگران را استثمار‌ می‌نماید. در استثمار توده کارگر شریک است. از محل استثمار طبقه کارگر زندگی‌ می‌کند، با حاصل استثمار کارگران سرمایه اش را بازتولید‌ می‌نماید. با اضافه ارزش‌‌های حاصل استثمار کارگران مستمراً ارزش‌‌های از دست رفته سرمایه خود را جبران‌ می‌نماید. او اگر کارگران را استثمار نکند باید ظرف چند ماه همه سرمایه‌اش را صرف معیشت خود سازد. حتی اگر این سرمایه را زیر پایه‌‌های صندوق خانه خود چال کند، یکی، دو سال بعد هیچ چیز از ارزش سابق آن باقی نمی ماند.

بالاتر در مورد اینکه این لایه طبقه ‌سرمایه‌دار با کارگران چه‌ می‌کند مقداری توضیح دادیم. اما این توضیحات کافی نیست. ابعاد فاجعه عمیق‌تر از این‌ها است. به سخن یکی از هم‌زنجیران که توسط همین ‌سرمایه‌داران خرد استثمار‌ می‌شود گوش فرا دهیم. او‌ می‌گوید: کارفرمایش سرمایه خود را در انبار‌داری کالا پیش‌ریز کرده است. 3 کارگر را استثمار‌ می‌کند. این را هم خوب‌ می‌دانیم که کارگران انبارها مستقیماً اضافه ارزش تولید نمی کنند. در حالی که کار آنها نیاز حتمی و قهری پروسه تولید اضافه ارزش و محقق شدن آنست. از این نکته عجالتاً چشم‌ می‌پوشیم. به بحث اصلی پردازیم. کارگر این بنگاه ادامه‌ می‌دهد که: ما سه نفر هستیم. دو نفر در شب و یکی در روز از کالاها نگهبانی‌ می‌کنیم. یکی هم مسؤل انبار است و ورود و خروج کالاها را ثبت‌ می‌کند. ‌سرمایه‌دار صاحب انبار در میان سایر انبار داران انبار کوچکی دارد و به همین نسبت کارگران کمتری دارد. با این وجود ویلایی در شمال دارد یک خانه ویلایی بزرگ در قصران دارد. هر سال دو بار دور دنیا‌ می‌گردد. فرزندانش در دانشگاههای امریکا درس‌ می‌خوانند. او ظاهراً در پایان سال سرمایه تازه‌ای بر سرمایه‌‌های پیشین خود اضافه نمی‌کند اما او با استثمار ما 3 کارگر صاحب همه امکانات و مال و منالها و حیثیت و شهرت و قدرت و عزت و منزلت‌ها و رفاه سرشار و همه چیز است. برای تشخیص ‌سرمایه‌دار بودن آدمها به موقعیت آنان در روند کار سرمایه، به سهم معینی که از استثمار طبقه کارگر‌ می‌برند، به مکان آنها در در چرخه نظم اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ‌سرمایه‌داری نظر اندازیم. مجرد طول و عرض سرمایه الحاقی بازگوی چیز چندانی نیست.

کارگر دیگری ظرف‌شوی رستوران است و دستمزد ماهیانه‌اش هفتصد هزار تومان است. کار سه کارگر را انجام‌ می‌دهد. شمار کارگران صاحب رستوران انگشت شمارند. اما او با استثمار بربرمنشانه همین چند کارگر هر سال بر طول و عرض سرمایه‌‌های خود‌ می‌افزاید. علاوه بر فروشگاههایی که در یکی از پاساژ‌‌های کرج دایر کرده است در ساخت و ساز آپارتمان نیز سرمایه‌گذاری نموده است. او علاقه بسیار وافری به استثمار زنان کارگر دارد. همه‌ می‌دانند که حوزه‌‌های انباشت سرمایه‌‌های همین ‌سرمایه‌داران کوچک یک عرصه مهم تجاوز جنایتکارانه و ددمنشانه به زنان کارگر است. رخداد پلید و جنایتکارانه‌ای که اخبارش حتی در روزنامه‌‌های دولت سرمایه نیز به وفور دیده‌ می‌شود.

شرایط کار در کارگاه‌ها و بنگاه‌های تحت مالکیت این ‌سرمایه‌داران ریز بی‌نهایت بشرستیزانه، کارگرکش و عمیقا فاجعه‌بار است. هر کارگری خیال اعتراض در سر پرورد اخراج‌ می‌شود و تسلیم قوای قهریه سرمایه‌ می‌گردد. هیچ خبری از بیمه در اینجا نیست، بهای نیروی کار بیشتر از همه جاهای دیگر حراج و یا مفتی است. فشار کار بیش از حد سهمگین است. مرخصی‌ها، درناک‌ترین وضعیت را دارند. میلیون‌ها کارگر در قعر این شرایط جهنمی عمیقا انسان ستیز‌ می‌فرسایند و تباه‌ می‌شوند و از هستی ساقط‌ می‌گردند. این‌ها بخش عظیمی از طبقه ما و جنبش طبقه ما هستند. آن‌ها باید دست در دست همه هم‌زنجیران علیه این وضعیت برخیزند. همه ما باید چنین کنیم. باید به سراغ هم بشتابیم. باید بسان طبقه‌ای واحد یک قدرت عظیم ضد ‌سرمایه‌داری گردیم. آنچه باید با توده هم‌زنجیر در میان نهاد اینها و راهبردها و راهکارهای عملی روزمره برای جنگ علیه سرمایه است. این سخن که «‌سرمایه‌دار خرد ‌سرمایه‌دار نیست» نه آگاه ساختن کارگران که سوق دادن آن‌ها به دنیای گمراهی‌ها است.



سروش زراعتیان
آبان 1395

 پاسخ ضروری به مشکل بیکاری درایران ،

یادداشت کارگری
امیرجواهری لنگرودی
مرداد ۱۳۹۴ برابر با اگوست ۲۰۱۵

پاسخ ضروری به مشکل بیکاری درایران ،
سازمانیابی جنبش مستقل علیه بیکاری است !



تازه ترین آمارهای رسمی منتشرشده، حقایق تلخ و هولناکی را در باره ابعاد بیکاری در ایران را به نمایش می گذارد : افراد پس از ۱۰ سالگی تا سن بازنشستگی به عنوان جمعیت فعال کشور شناخته می شوند. هم اکنون و براساس آخرین آمار اعلام شده در بهار امسال، از کل جمعیت کشور ۶۴ میلیون و ۳۹ هزار و ۸۲۵ نفر در سن کار قرار دارند و به اصطلاح جزو جمعیت فعال کشور شناخته می شوند. این تعداد، بالاترین میزان رسیدن جمعیت کشور به سن کار در سال‌های اخیر است. بعبارتی ۶۴ میلیون نفر در سن کار هستند. همچنین برپایه یک برآورد آماری محاسبه شده هم اکنون ، ۳۹ میلیون و ۵۳۰ هزار و ۷۵۶ نفر از کل جمعیت در سن کار کشور ، غیرفعال محسوب شده و هیچ اثری از خود در جریان اقتصاد کشور ندارند.
همچنین جمعیت مردان درسن کارکشور ۳۲ میلیون و ۱۴۵ هزارو ۵۳۱ نفراست که ازاین تعداد ۱۱ میلیون و ۹۲۵ هزار و ۹۹۲ نفرغیرفعال شناخته می شوند و ۲۰ میلیون و ۲۱۹ هزار و ۵۳۹ نفرنیز دارای فعالیت اقتصادی هستند.
در مقابل، زنان در سن کار کشور جمعیتی به میزان ۳۲ میلیون و ۲۵۲ هزار و ۹۰ نفر را تشکیل می دهند که از این تعداد تنها ۴ میلیون و ۲۸۹هزار و ۵۲۸ نفر فعال اقتصادی شناخته می شوند و ۲۷ میلیون و ۹۶۲ هزار و ۵۶۲ نفر هیچ نقشی در اقتصاد کشور ندارند.
درمیان این ارقام، حدود دو سوم کل جمعیت درسن کارکشوراند، یعنی جمعیت عظیمی معادل حدود چهل میلیون نفر در شمار جمعیت غیرفعال و مصرف کننده جای دارند. در یک سال اخیر حدود سیصد و سی هزار نفر به جویندگان کار اضافه شده و در همین مدت حدود سیصد و چهل هزار نفر از جمعیت غیرفعال اقتصادی، اعم از زن و مرد کاسته شده است. این آمارها یعنی این که بیکاری اکثریت جمعیت کشوررا فراگرفته، بیش از یازده میلیون مرد و بیست و هشت میلیون زن از داشتن هر نقش و جایگاهی درتامین معاش محروم می باشند. مقایسه نسبت خروج و ورود به جمعیت بیکاران هم نشاندهنده اینستکه ،اصولا چیزی به نام سیاست رسمی اشتغال عملا تاثیری ندارد. آماربیکاری بیانگر شکست کامل دولت درکاهش بیکاری ازطریق رونق کسب وکارمحسوب می گردد. گسترش شتابان بیکاری، علیرغم وعده های دولت در رونق کسب و کار، اهمیت و جایگاه عوامل موثر درکاهش بیکاری را به شکل برجسته ای نشان می دهد. بطوری که می توان گفت : در ایران اخراج و بیکار سازی در ابعاد وسیع و گسترده ای درمراکزتولیدی وکارخانه ها امری عادی است. هرماه به تعداد اخراجی ها افزوده میشود. در اواخر سال ٢٠١۴ بانک مرکزی ایران نرخ بیکاری رااعلام کرد:« طبق بررسیهای صورت گرفته ٢۴ درصد خانوارهای ایرانی بدون هیچ فرد شاغل هستند.» ، ده سال قبل درصد خانوارهای بدون شاغل ١۵ اعلام شده بود. در اردیبهشت سال ٩٣ منابع دولتی اعلام کردند که بیش از۴ میلیون نفر در ایران هیچگونه شغلی ندارند. یک بررسی آماری در اواخر خرداد ماه ٩۴ به نقل از خبرگزاری دولتی مهر بیانگر اینستکه ما با (چهار میلیون و پانصدهزار) دانشجو متقاضی کارروبرو هستیم . دولت به شدت نگران اتمام تحصیل ۴.۵ میلیون دانشجویی است که به زودی متقاضی کارخواهند شد. عدم تمایل کارفرمایان به جذب فارغ التحصیلان نیزدرمطبوعات اعلام شده است . خبرگزاری مهرنوشت : « سالهاست که گفته می شود فارغ التحصیلان دانشگاهی کشوردروضعیت بدی ازبیکاری به سرمیبرند
وبازارکار، شرایط آنها برای واگذاری تصدیهای شغلی را نمی پذیرد. علاوه بر آن، کارفرمایان تمایلی به جذب فارغ التحصیلان ندارند و تحصیلات آکادمیک آنها چندان جدی گرفته نمی شود» همچنین نتایج یک تحقیق ارائه شده از سوی وزارت کار نشان می دهد تعداد دانشجویان کشور از ۲ میلیون نفر در دوره زمانی سالهای ۸۲ و ۸۳ به بیش از ۴ میلیون و ۴۳۵ هزارنفر در سالهای ۹۱ و ۹۲ رسیده و در واقع ورود به دانشگاهها و میل به تحصیل در فاصله کمتر از ۱۰ سال، بیش از ۲ برابر شده است. بررسیها نشان میدهند سهم افراد دارای مدرک تحصیلی لیسانس و همچنین دانشجویانی که در این مقطع تحصیل می کنند، از سایر گروهها بیشتر است.
برپایه این بیکار شدن ها مراکز تولیدی ( صنایع بزرگ و کارگاههای تولیدی) نیزغیرفعال بوده و رو به تعطیلی نهاده اند. بطوری که آمارهای ارائه شده ازسوی "سید ابریشمی" معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس شهرک های صنعتی به خوبی آن را تایید می کند؛ او چندماه پیش از توقف فعالیت١۴ هزار واحد صنعتی خبر داد و گفت:« در حال حاضر در مجموع ٨١ هزار واحد صنعتی در کشور فعالیت می کنند که ١۴ هزار واحد آن تعطیل شده اند، ٢٢ هزار واحد آن با ظرفیت کمتر از ۵٠ درصد کارمی کنند و ٢۴ هزار واحد صنعتی نیز با ظرفیت ۵٠ تا ٧٠درصد مشغول کار هستند و مابقی کارگاه ها هم وضعیت عادی دارند». نکته مهم در حرف های معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت "سیدابریشمی" دیده می شد، این است که با بسته شدن و کاهش ظرفیت کارکارخانه ها تعداد زیاد کارگربیکارشده اند؛ اگرچه که او آماری ازتعداد کارگران بیکارشده ارائه نداده است اما فقط کافی است با یک حساب سرانگشتی تنها تعداد ١۴هزار واحد تعطیل شده را در میانگین ١٠نفر کارگر برای هرکدام از واحدها ضرب کنیم تا به عدد ١۴٠ هزار نفر کارگر بیکار شده در حداقل ترین حالت برسیم. و به این رقم نیزغیر فعال بودن ٢۴ هزار واحد صنعتی را اضافه کنیم . با نیروی پُرشمار بیکاران روبرومی گردیم . باید افزود درحال حاضر به دلیل مشکلات اقتصادی در بخش تولید بسیاری از کارگران نگران از دست دادن شغل و آینده شغلی خود هستند؛ اتفاقی که باعث شده حس ناامنی و بی ثباتی شغلی در بسیاری از کارگاه ها و کارخانه ها در بین کارگران حاکم شود. کارگرانی که درصد بالایی از آن ها قراردادهای کوتاه مدت ( یک ماه، سه ماه، شش ماه، نه ماه ) و سفید امضاء را با خود دارند.
جدا از این در نظامی که حجم سالانه قاچاق کالا به کشور، به گفته رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس بالای بیست و پنج میلیارد دلار است . خود دو میلیون و پانصد هزار فرصت شغلی راهر سال نابود می سازد. کاهش موثر بیکاری بدون درهم شکستن قدرت این مافیای قاچاق امکان ندارد. همگان می دانند که این مافیا در واقع همان برادران قاچاقچی سپاه هستند که از اسکله های خصوصی و مبادی رسمی، مصون از هر کنترلی هر چه بخواهند وارد کشور می سازند و ابدا هم قدرتی جلودارشان نیست. در نظامی که تنها چند فقره درشت فساد مالی و رانت خواری،چند برابر بودجه اقتصادی سالانه ی کشوربشمار می رود، و حجم عظیمی ازمنابع کشور از طریق همین اختلاس ها برباد می رود، از بین رفتن بیکاری بدون از میان برداشتن این فساد عظیم ساختاری امکان پذیر نیست.
البته روشن است که برچیدن بساط قاچاق و ازمیان برداشتن فساد ساختاری فقط دو پیش شرط از مجموعه پیش شرط های موفقیت یک سیاست معطوف به اشتغال را معنی می بخشد. این دو پیش شرط، یعنی این که در کشور ما بحران اقتصادی و بیکاری فراگیر به عنوان یکی از پیامدهای این بحران، راه حل اخص اقتصادی ندارد، بلکه پیش از همه مستلزم خلع ید از صاحبان اصلی قدرت می باشد. قدرتی که سرچشمه اصلی بازتولید قاچاق و فساد ساختاری هستند. وگرنه فراتر از این دو شرط، کاملا برهمگان معلوم است که حتی در چهارچوب یک رژیم سرمایه داری پیرامونی هم، ایجاد اشتغال به داشتن استراتژی توسعه نیاز دارد؛ استراتژی ای که بتواند حداقل ساز و کار واردات، نظام تعرفه ای، صادرات، سرمایه گذاری تولیدی در بخش های مختلف، نظام بانکی و پولی، سیستم مالیاتی، جایگاه سرمایه داخلی و خارجی، نیروی کار، نظام دستمزدها و وضعیت منابع طبیعی را فرابگیرد و با هم هماهنگ کند. تمرکز بر هر کدام از این عوامل در حال حاضر رشته های متعددی از نابسامانی ها، نابکاری ها، نبود وحدت رویه در سیاست گذاری ها، زمین گیر شده گی در اثر بوروکراسی و سوء استفاده های جا افتاده رانتی را در ایران نشان می دهد که مقابله با هرکدام آنها، بدون گذشتن از سد منافع بخش هایی از جریان های فعلی در درون حاکمیت امکان ندارد. ولی از آنجا که، این گذشتن از سد منافع باندهای حکومتی، می تواند تعادل کل حکومت را به هم بزند، معمولا صورت نمی گیرد یا نیمه کاره و عقیم می ماند و بسرعت برگشت می خورد. مثلا بی علت نیست که همه طرح های اشتغال زایی از زمان سرکشیدن جام زهر توسط خمینی و پایان جنگ، یکی بعد از دیگری به شکلی مفتضحانه در دولت سردار سازندگی (رفسنجانی )؛ دولت اصلاحات( محمد حاتمی ) ، دولت مهروزو امام زمانی ( احمدی نژاد) و حالا دولت تدبیر و امید ( حسن روحانی ) شکست خورده اند.
در نظام جمهوری اسلامی و مخصوصا با وجود ولایت فقیه به عنوان ستون اصلی این نظام، امکان از میان بردن بیکاری تحت هیچ شرایطی وجود ندارد. در این حاکمیت با هر دولتی که تا الان در چهارچوبش سرکار آمده با بیکاری انبوه روبرو بوده ایم و حتی دوره هایی که رشد اقتصادی مثبت بود، این باصطلاح رونق با تعدیل گسترده نیروی کار و افزایش بیکاری همراه بوده است. جناح های مختلف جمهوری اسلامی در طول همه این سال ها با هر ادعایی که پا به صحنه گذاشتند، جز بیکاری انبوه و فقر گسترده خروجی دیگری نداشتند. محرومیت دو سوم کل جمعیت درسن کارکشور ازاشتغال، مشکل این محرومان نیست؛ مشکل حاکمیت فاسد، تاریک اندیش و نابهنگامی است که قادر نیست برای تامین نیازهای اولیه و حیاتی مردم ایران برنامه ریزی بهینه فراهم آورد و برای رفع مشکلات پاسخ منطقی بدهد.
ازاینرو حل مشکل بیکاری ازبالا، مشروط به تغییر اساسی ساختار قدرت می باشد، ولی بیکاران نمی توانند تا زمان ایجاد این تغییر دست رو دست بگذارند و منتظر بنشینند و با فقر و بی آینده گی ناشی از بیکاری بسوزند و بسازند. چرا که در سی و هفت سال حاکمیت این رژیم شاهدچنین تغییری نبوده ایم. توده بزرگ بیکاران بخش مهمی از قدرت تغییر اساسی وضعیت کشوربشمار می روند. البته اگر بتوانند بر محور دو مطالبه اصلی یعنی حق برخورداری از کار مناسب و بیمه بیکاری در ایام بیکاری ناخواسته، به شکل مستقل و سراسری متحد و متشکل گردند. لشکر بزرگ دانش آموخته ها که از داشتن شغل مناسب با تحصیلات شان محروم هستند از این ظرفیت برخوردارند که حلقه مقدم سازمان یابی جنبش مستقل علیه بیکاری باشند. سازمانیابی جنبش علیه بیکاری، پاسخ ضروری مشکل بیکاری در ایران می باشد . برای غلبه بر این سطح از مشکلات برای ارتش میلیونی بیکاران و برای غلبه بر بحران بیکاری راهی جز سازمانیابی جنبش مستقل طبقاتی برای این توده عظیم بیکاران نیست . متشکل شویم و راه را بر پیشروی بیکاری در ایران ببنیدیم !!

Amirjavaheri@yahoo.com

تشدید بحران بیکاری جوانان در ایران

اخبار تکمیلی 21 مرداد

تشدید بحران بیکاری جوانان در ایران
اعتراض کارگران کارخانه سیمان دهلران


روز سه شنبه 20 مردادماه جمعی از کارگران کارخانه سیمان دهلران واقع در استان ایلام در اعتراض به تعویق مطالبات خود دست به تجمع و اعتراض زدند.
بیش از 600 کارگر در این کارخانه مشغول به کار هستند که از 5 ماه پیش تاکنون دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. به گفته کارگران به علت واریز نشدن حق بیمه آنان به سازمان تامین اجتماعی، دفترچه های درمانی کارگران نیز تمدید نشده و این وضعیت آنان را در تنگنا قرار داده است. گفتنی است طی ماههای گذشته هم کارگران سیمان دهلران بارها دست به اعتصاب و اعتراض زده بودند.

تجمع اعتراضی کارگران شرکت آسفالت طوس فولاد ارفع
روز سه شنبه 20 مردادماه کارگران شرکت پیمانکاری "آسفالت طوس فولاد ارفع" در شهر اردکان استان یزد در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه خود در مقابل اداره کار رژیم تجمع کردند.
کارگران با در دست داشتن پلاکاردهایی خواستار پرداخت حقوق معوقه خود شدند. به گفته معترضان بیش از 4 ماه است که دستمزد و سایر مطالبات مزدی کارگران این شرکت پرداخت نشده است. در پی این تجمع، رئیس اداره کار رژیم با حضور در میان کارگران معترض وعده داد مشکلات آنان را پیگیری کند.

۱۳۹۴/۰۵/۲۱
تامین معاش، تمامی اعضای خانواده را به کار واداشته است
ایلنا: دبیر خانه کارگر غرب تهران می‌گوید: در حال حاضر نرخ تورم آنقدر بالاست که دست کم بالای 50 درصد درآمد ماهانه هر خانواده کارگری بابت هزینه‌ مسکن آنها خرج می‌شود.
«اسماعیل حق پرستی» با اعلام این خبر به ایلنا گفت: مدت‌هاست که درآمد خانواده‌ها از محل اشتغال یک نفر تامین نمی شود و چه بسا تمامی افراد یک خانواده با نهایت توان برای تامین مخارج خود فعالیت می‌کنند.
این فعال صنفی کارگری افزود: این وضعیت باعث شده است تا در بهترین حالت به غیر از اعضای کودک و خردسال هر خانواده همه افراد جوان و بازنشسته در بازار کار باقی بمانند.
حق پرستی با بیان اینکه درآمد مجموع اعضای شاغل هر خانواده کارگری در نهایت تا چند برابر حداقل مزد می‌رسد، گفت: با توجه به ادعای دولت در کنترل تورم هنوز این وعده‌ محقق نشده و همچنانشرایط زندگی برای کارگران و قشر آسیب پذیر مهیا نیست.
حق پرستی گفت: تامین معیشت مانند تهیه مسکن ودرمان و خواروبار، پوشاک جزو هزینه¬‌های زندگی است که پرداخت آن برای کارگران با درآمد پایین، سنگین است.
وی در مورد افزایش 20 هزارتومانی حق مسکن کارگران در سال 94 افزود: قول¬‌هایی داده شده اما این مبلغ آن قدر ناچیز است که دردی را در مقابل افزایش اجاره¬‌بها دوا نمی¬‌کند اما نمایندگان کارفرمایی و دولت ر جلسات تعیین مزد از این بابت قولی را به کارگران می‌دهند خود به خود به افزایش قیمت‌ها کمک می‌کنند.
حق پرست درباره مهار تورم گفت: دوتا محور در اقتصاد داریم یکی تورم و دیگری رکود که اگر جلوی تورم گرفته شود رکود نیز از بین می¬رود، تا حدودی سعی بر مهار تورم شده اما در زمینه¬¬های اقتصادی و کسری¬های موجود ،در خانوار کارگری تاثیر زیادی در معیشت کارگری داشته ورکودی که در بخش اقتصادی داریم بخشی از اشتغال از بین برده و این باعث از بین رفتن بخش درآمد شده است.

اعتراض علیه آزاد سازی قیمت ها
طبق خبر رسیده، امروز کارگران خواستار تشکیل جلسه شورای عالی کار برای جلوگیری از ادامه کاهش قدرت خرید کارگران به دلیل تصمیم دولت برای افزایش۶ درصدی ۱۸ قلم کالای اساسی شدند. دولت تاکنون اقدامی برای ترمیم قدرت خرید کارگران انجام نداده است و قصد دارد پس از با برداشته شدن تحریم‌ها برهزینه‌های ابتدایی زندگی اضافه کند.

تشدید بحران بیکاری جوانان در ایران
خبرگزاری حکومتی مهر روز چهارشنبه 21 مردادماه گزارش کرد بیکاری جوانان ایران از مرز بحران گذشته است.
در همین زمینه "علی ربیعی" وزیر کار رژیم گفته است وسیع بودن دامنه بیکاری و ناتوانی دولت در انجام برنامه هایی در این بخش پرچالش ترین مسئله دولت می باشد. برپایه این گزارش بالاترین نرخ های بیکاری جوانان مربوط به استان هایی مانند ایلام، چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی، کرمانشاه، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد، گیلان و مازندران است. وضعیت بیکاری زنان جوان بسیار بدتر و وخیم تر از نرخ عمومی بیکاری و نرخ بیکاری مردان است. به نحوی که بیکاری زنان در استان ایلام ۸۶.۴ درصد است. در عین حال متوسط نرخ بیکاری زنان زیر ۳۰ سال سن در کشور ۵۴.۵ درصد می باشد.


صف لشکر بیکاران تحصیلکرده ایران

صف لشکر بیکاران تحصیلکرده ایران


ابراهیم خندان
روزنامه نگار
به روز شده: 16:04 گرينويچ - 25 اوت 2013 - 03 شهریور 1392

طبق آمار متوسط درصد بیکاری در بین تحصیل‌کردگان دو برابر درصد بیکاری در افرادی با تحصیلات پایین یا بی‌سواد است.
بر اساس نتایج تفضیلی آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران، در مجموع ۷۶۸ هزار و ۵۱ نفر بیکار فارغ التحصیل دانشگاهی در کشور وجود دارد که از این تعداد ۲۰۷ هزار و ۳۱۰ نفر دارای مدرک فوق دیپلم، ۵۰۵ هزار و ۱۰ نفر دارای مدرک لیسانس، ۵۲ هزار و ۱۶۹ نفر فوق لیسانس و دکترای حرفه ای و ۳ هزار و ۳۸۸ نفر نیز دارای مدرک دکترای تخصصی هستند.
رقم ۷۶۸ هزار بیکار تحصیل‌کرده را پیش از این آقای حسن روحانی در دوران مبارزات انتخاباتی بر زبان آورده بود ولی آمار جدید حاوی اطلاعات کاملتری در باره رشته‌های تحصیلی و جنسیت فارغ النحصیلان است که پیش از این بطور عمومی و با این جزئیات منتشر نشده بود.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: یکشنبه 6 اسفند 1391 - کدخبر: 111868

جزئیات بیکاری 2.7 میلیون نفر در پاییز - افزایش بیکاری 13 استان در یکسال

مرکز آمار ایران جدول نرخ بیکاری 31 استان کشور طی فصل پاییز امسال را ارائه کرد که طی آن نرخ بیکاری در 13 استان در 12 ماهه پاییز 90 تا پاییز 91 افزایش یافته است. با این حال کاهش نرخ بیکاری در استان هایی مانند کرمان و البرز قابل توجه و افزایش بیش از دو برابری آن در یزد قابل تامل است.

بیشتر بخوانید

كارخانجات توليد كبريت تبريز با صد سال قدمت به دليل افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي و واردات کبریت چینی، با 1300 کارگر در شرف ورشکستگی

كارخانجات توليد كبريت تبريز با صد سال قدمت به دليل افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي و واردات کبریت چینی، با 1300 کارگر در شرف ورشکستگی

ایلنا: عضو هيئت مديره كانون‌عالي شوراهاي اسلامي كشور با اعلام اينكه كارخانجات توليدي كبريت تبريز در شرف تعطيلي قرار دارند، اظهار كرد: استان آذربایجان‌شرقی دارای چندين واحد کبریت‌سازی از جمله ممتاز، تبريز، 29 بهمن و... است که در حال حاضر به جهت افزايش قيمت حاملهاي انرژي و قاچاق كبريت‌هاي غيراستاندارد در شرف تعطيلي قرار دارند.

بیشتر بخوانید

ازدواج کنید یا اخراج شوید


به گزارش روزنامه های ایران یکی از بزرگترین شرکت های دولتی در ایران به کارمندان غیرمتاهل خود گفته است اگر می خواهند اخراج نشوند باید تا پایان شهریور ماه ازدواج کنند.[... ]ادامه

نرخ بيکاری در ايران؛ «تناقض گويی در آمار»

محمد مدد، مرکز آمار ايران، روز دوازدهم تير اعلام کرد که حدود دو ميليون و دويست هزار نفر در ايران بيکار هستند.weiterlesen... ادامه

حداقل دستمزد کارگران، چماق تورم و حکایت اشک تمساح "خانه کارگری‌ها"

صدیق اسماعیلی

مقدمه: شورای عالی کار، حداقل دستمزد کارگران برای سال 1391 را اعلام کرد. از قبل مشخص بود که حداقل دستمزد را تعیین کردهاند اما اعلام علنی آن نیازمند مقدمه و پیش زمینههایی بود که طبق معمول هر سال بایستی جدلهایی حول و حوش میزان حداقل دستمزد از جوانب سه گانه مطرح میشد.

بیشتر بخوانید

مطلبی در مورد مشکلات صنایع دستی به ویژه در همدان

مطلبی در مورد مشکلات صنایع دستی به ویژه در همدان


طلبی در مورد مشکلات صنایع دستی به ویژه در همدان و راهکارهایی در این خصوص را در گفتگوی بابک مغازه ای دبیر و سخنگوی انجمن ایران شناسی کهن دژ با باشگاه خبرنگاران جوان را در آدرس زیر و ادامه متن مطالعه فرمایید و در صورت تمایل منتشر سازید
و در صورتی که نظر , پیشنهاد یا انتقادی در این خصوص ویا هر یک از پژوهشها و پیشنهادات ارائه شده در این گفتگوها دارید نظر خود را به رایان نامه زیر ارسال فرمایید

weiterlesen...ادامه

بيکاری. نرخ بيکاری در ۲۲ استان دو رقمی شد!

خبرگزاری مهر - گروه اقتصادی: در حالی که نرخ بيکاری کشور در سال گذشته از ۱۱.۱ تا ۱۴.۱ درصد طی فصول مختلف در نوسان بود، استانهای لرستان و همدان با نرخ بيکاری ۱۹ و ۱۸ درصدی به رقابت با يکديگر در بالای جدول از نظر دارا بودن بيشترين نرخ بيکاری در بين ۳۰ استان کشور پرداختند.weiterlesen... ادامه

دلايل پذيرش نيروي كار خارجي در مشاغل خاص

شايد اين روزها كمتر خانواده اي در كشور باشد كه با مشكل بيكاري به طريقي درگير نباشد. پسران تحصيل كرده و گاهي بدون تحصيلات دانشگاهي، دختران جوان و در موارد بسياري سرپرست خانواده در كشور از گروه هاي سني هستند كه در تعداد بسيار بالا با مشكل بيكاري مواجه هستند.weiterlesen... ادامه

آمار رژیم در مورد ایجاد فرصت های اشتغال ابزار تبلیغاتی بوده و خلاف واقعیات .

طرح دولت در کاهش بیکاری بی نتیجه بوده است
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: آمارهایی که در ارتباط با اشتغال زایی در استانهای مختلف کشور اعلام می شود عموما صحیح نیست و با واقعیت امر فاصله بسیاری دارد. weiterlesen... ادامه

«کاهش نرخ بيکاری» و ترديد کارشناسان

اعلام کاهش نرخ بيکاری کشور به ۹.۹ درصد در پايان تابستان امسال از سوی مرکز آمار ايران و تاييد اين ارزيابی از سوی وزارت کار و امور اجتماعی، با ترديد بسيار گسترده محافل کارشناسی و دانشگاهی ايران روبرو شده است.weiterlesen... ادامه

تشدید فقر و افزایش شکاف طبقاتی

سرمایه: گزارش نظارتی سال دوم برنامه چهارم منتشر شد. این گزارش نشان می دهد که واردات کشور در سال 1385 به حدود 3/49 میلیارد دلار افزایش یافته که با رشد 4/14 درصدی نسبت به سال ما قبل، از رشد 5/6 درصدی برنامه فراتر استweiterlesen...ادامه

 به گزارش خبرنگار مهر، مقامات ارشد دولت تدبیر و امید، بیکاری را پیچیده ترین و چالش برانگیزترین مسئله داخلی کشور می دانند

آمارها نشان می‌دهد تکانه‌های اقتصادی همچنان از بازار کار قربانی می‌گیرد و باعث ادامه شرایط «بحران بیکاری» شد به نحوی که از تعداد شاغلان مرد در پاییز نسبت به تابستان ۲۵۳ هزار نفر کاسته شد.

به گزارش خبرنگار مهر، مقامات ارشد دولت تدبیر و امید، بیکاری را پیچیده ترین و چالش برانگیزترین مسئله داخلی کشور می دانند و معتقدند به این مسئله باید بیشتر از همه موضوعات دیگر در شرایط فعلی پرداخته شود. برخی هشدار می دهند و می گویند بیکاری بزرگ در راه است و برخی دیگر نیز ادعا می کنند نرخ بیکاری تک رقمی خواهد شد.



در عین حال، آنچه که تا به امروز از گزارش‌های مرکز آمار ایران می توان برداشت کرد، این است که تا زمان برداشته شدن کلمه «بحران» از بیکاری کار زیاد مانده و راه طولانی است. دولت تلاش‌هایی را در دوره فعالیت خود انجام داده و نمی توان آن را کتمان کرد، اما آنگونه نبوده که در جامعه احساس تحرک واقعی در اشتغال ایجاد کند.

برعکس، فعالان این بازار می‌گویند سایه رکود هر روز بر فعالیت‌های اقتصادی و کسب و کار جدی تر می شود و توان ادامه فعالیت واحدهای کوچک رفته رفته از دست می رود؛ بسیاری ورشکست شده و برخی نیز به شدت در حال تلاش برای بقا و جلوگیری از نابودی هستند. در عین حال، بیکاری و ورشکستگی؛ فرجام کار کسانی است که از گردونه فعالیت در اقتصاد ایران خارج می شوند.

بازار کاری که همچنان بحران دارد

گواه افت و خیز فعالیت بازار کار این است که گزارش‌های مرکز آمار ایران از بیکاری فصلی در پاییز امسال نشان دهنده افزایش بیکاری نسبت به فصل تابستان است. به بیان ساده تر، ناپایداری فعالیت بنگاه ها و در نتیجه از بین رفتن امنیت شغلی باعث می شود تا تنها در فاصله یک فصل از سال، بر تعداد بیکاران کشور ۳۵۶ هزار نفر افزوده شود و چه بسا در فصلی دیگر، صدها هزارنفر امکان ورود به بازار کار را پیدا کنند.

اساسا اینگونه کار کردن در فرهنگ ایرانی خیلی اهمیت ندارد و افراد بیشتر به دنبال مشاغلی هستند که دستکم از پایداری نسبی برخوردار باشد نه اینکه حتی نتوان درباره آینده شغلی خود تا فصل آینده هم سخن گفت. افزایش تعداد اینگونه مشاغل در بازار کار ایران باعث بروز چالش های جدی معیشتی برای صدها هزارنفر شده است.

بسیاری در فواصل گوناگون سال و به ویژه پایان سال که دیگر به آن نزدیک شده ایم دغدغه و استرس وضعیت شغلی خود در سال آینده را دارند و این مسئله فضایی بدی در زندگی بسیاری از خانواده ها ایجاد می کند. فرقی هم ندارد که شغلتان را از دست داده باشید و یا اصلا وارد بازار کار نشده باشید؛ در هر صورت بیکاری تجربه تلخی است که تقریبا همگان از آن دوری می کنند و نوعی دغدغه و ترس از بیکاری در پس ذهن همه وجود دارد.

رفت و آمدهای نیروی کار در بازار کار ایران آنقدر زیاد و بعضا غیر قابل پیش بینی شده که تعداد شاغلان از ۱۸ میلیون و ۳۸۰ هزارنفر در پاییز سال ۹۳ به ۱۸ میلیون و ۵۸۲ هزار نفر در پاییز سال جاری یعنی در مدت زمان یکسال افزایش یافت ولی ناپایداری مشاغل و افت و خیزهای فراوان در اقتصاد باعث شده است تا تعداد شاغلان پاییز ۹۴ نسبت به تابستان سال جاری کاهش یابد.

تکانه‌هایی در اقتصاد به قیمت بیکاری

بنابراین بروز نوسانات مستمر در فضای کسب و کار کشور باعث شده تا برخی به آسانی شغل خود را از دست بدهند و افراد از آینده شغلی روشنی برخوردار نباشند. براساس آخرین گزارش‌ها، تعداد شاغلان کشور تنها در فاصله تابستان تا پاییز سال جاری، ۳۵۶ هزار نفر کمتر شده در صورتی که شرایط پاییز امسال نسبت به پاییز سال ۹۳ از لحاظ تعداد شاغلان بهتر است.

نتیجه اینکه رشد اشتغال و اندکی بعد ریزش اشتغال و بیکاری نشان می دهد بازار کار کشور از پایه های محکم و قابل تکیه ای برخوردار نیست و اقتصاد هر لحظه می تواند دچار تکانه و لرزش شود و عده ای طعم بیکاری را بچشند. تابستان امسال تعداد شاغلان مرد کشور ۱۸ میلیون و ۸۳۵ هزار نفر و تعداد شاغلان زن نیز ۳ میلیون و ۵۶۷ هزار نفر بود که این تعداد در فصل پاییز به ترتیب به ۱۸ میلیون و ۵۸۲ هزار نفر و ۳ میلیون و ۳۱ هزارنفر کاهش یافت.

اینکه دو سه ماهه ۲۵۳ هزار نفر از جمعیت مردان شاغل و ۱۰۳ هزارنفر از جمعیت زنان شاغل کشور به یکباره کاسته شود نشان می دهد که هنوز بازار کار کشور از استحکام مناسبی برخوردار نیست و شرایط کاری میلیون ها نفر به آسانی تحت تاثیر سیاست گذاری های دولت ها قرار می گیرد.

انتظارات اشتغالی در پسابرجام

حالا در شرایط پساتحریم، انتظار می‌رود درهای جدیدی به روی فعالان اقتصادی کشور توسط دولتمردان باز شود. غلامرضا عباسی در گفتگو با مهر با بیان اینکه پس از گفتگوهای هسته ای و لغو تحریم‌ها، انتظارات جدیدی در بازار کار کشور شکل گرفته است، گفت: دیگر نمی توان به بهانه تحریم‌ها، کارها را به آینده موکول کرد و سوء مدیریت‌ها و کم کاری ها را در پشت حصار تحریم‌ها پنهان کرد.

دبیر کل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران اظهارداشت: سال‌ها مسئله تحریم‌ها مطرح می‌شد و امروز زمان آن رسیده که دیگر نگاه‌ها تغییر کند و در بازار کار کشور شرایط بهتری ایجاد شود. امیدواریم در فضای جدید، امکان بهتری برای اشتغال جوانان فراهم شود.



letzte Änderungen: 3.3.2017 4:15