Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   


آخرین سفیر امریکا در ایران

ایرانیا ن وارث تمدن ملت کهنی هستند که 2500 سال قبل تحت فرمانروائی کوروش و داریوش نخستین امپراتوری واقعی تاریخ را به وجود آورد . امپراتوری ایران در آن دوران سرزمین وسیعی را از مرزهای جنوبی شوروی تا مصر شامل می شد و شاهان ایران در آن عصر نخستین مقررات حقوقی و قضائی و ما لیاتی و اداری و اصول حکومت مرکزی را که تا آن زمان سابقه نداشت بنیان نهادند . حتی پس از سقوط این امپراتوری هم ایرانیان در اداره امور و کارگردانی حکومت هائی که بعد ها در این منطقه به قدرت رسیدند نقش اساسی داشتند .




گزینش از نیلوفر شمیرانی: ماموريت در ايران در 9 بخش

به خاطر همین تاریخ درخشا ن ، ایرانیان غا لبا درباره گذشته خود خیا ل پردازی کرده و تصور می کنند حق آنها در تاریخ تضییع شده است . آنها همیشه بر این باور بوده اند که از همسایگان خود به ویژه عرب ها برترند و سر انجام باید سلطه و قدرت قدیمی خود را بر این منطقه احیا ء کنند . آنها برای خود حق و موقعیت برتر و بهتری در جهان قائلند و بسیاری از آنان در رویا ی تجدید عظمت و افتخارات گذشته کشورشان به سر می برند .

ملت ایران در طول قرن ها به وسیله اقوام و ملل مختلف از قبیل یونانیها ، رومی ها ، ترکان سلجوقی ، مغول ها ، عرب ها ، انگلیسی ها و روس ها مورد تهاجم قرار گرفته و اشغا ل شده است . معهذا ، این ملت توانسته است بر همه عوارض این هجوم ها و اشغا ل بیگانه فا ئق آید و هویت ملی خود را حفظ کند . البته به عقیده بعضی از محققین و مورخین ایرانیان هویت ملی خود را به قیمت انعطاف و انطباق خود با شرایط زمان حفظ کرده اند . آنها همیشه خود را با قدرت غا لب و حاکم دمساز و هم آهنگ ساخته و هر وقت که قدرت حاکم رو به ضعف و زوال نهاده از آنها روی بر تا فته اند .

یکی از جنبه ها ی تاریخ گذشته ایران که برای من جا لب و آموزنده بود به تاریخ معاصر و قرن نوزدهم مربوط می شود . در این تاریخ ایران در مرکز رقابت دو ابر قدرت زما ن یعنی امپراتوری روسیه و امپراتوری انگلیس قرار گرفته بود : امپراتوری روسیه رو به جنوب و در آرزوی رسیدن به آب های گرم خلیج فارس و امپراتوری انگلیس رو به شرق و در جهت تحکیم قدرت و سلطه خود در هندوستان در حرکت بودند و ایرانیان مهره های این " بازی بزرگ " به شمار می آمدند .

ایران در آن تاریخ فقط رسما کشوری به حساب می آمد . قدرت و حاکمیت سلاطین قاجار به زحمت از پایتخت یعنی تهران تجا وز می کرد . با قیمانده این کشور پهناور در واقع به دست روسا ی قبا ئل و خوانین و رهبران مذهبی اداره می شد . روسای قبا ئل و حکام محلی هم غا لبا آلتی در دست روس ها یا انگلیسی ها بودند و با گرفتن رشوه از آنها در جهت اجرای مقاصد و مطامع یکی از این دو قدرت عمل می کردند . در واقع در اواخر قرن نوزدهم و اوا ئل قرن بیستم اوضاع ایران به قدری آشفته بود که حکومت مرکزی عملا اختیاری در اداره امور کشور نداشت . در شمال کشور بریگارد قزاق که تحت فرمان افسران روسیه تزاری اداره می شد و عوامل و افسران محلی را هم به کار گرفته بود عملا قدرت حکومت را به دست داشت و در جنوب و شرق کشور تفنگدارانی که تحت فرمان افسران انگلیسی بودند فعال ما یشا ء و مجری نظم و قانون بودند .

ایرانیا ن در آن موقع به روشنی می دانستند که تهران چندان قدرت و اختیاری در اداره امور کشور ندارند و تصمیمات اساسی که با زندگی روزمره مردم سر و کار دارد در ماورا ء مرز های آنها در مسکو یا لندن اتخاذ می شود . این سابقه و تجربه تاریخی که همه کارها از خارج هدایت می شود طوری با افکار و روحیا ت ایرانیا ن عجین شده که امروز هم اکثریت مردم ایران تصور می کنند آنچه در کشور شان روی می دهد ساخته و پرداخته خارجی است و دست های نا مرئی بیگانگا ن در مسائل مربوط به زندگی روزمره آنها دخا لت دارند . همین سابقه و تجربه نوعی بد گمانی توام با نفرت از خارجیان در ایران به وجود آورده که بر قراری ارتباط سا لم و صادقانه با ایرانیان را برای هر خارجی دشوار می سازد . من با مطا لعات محدودی که شخصا در این زمینه به عمل آوردم به این نتیجه رسیدم که این سو ئ ظن و بد گمانی نسبت به خارجیان تمام با فت جامعه ایرانی را از دهقانا ن ساده تا شخص شاه در بر گرفته است .

شاه فرزند رضا شاه بود که سلسله پهلوی را در سال 1925 بنیان نهاد . رضا شاه در قرن نوزدهم در قسمت شما لی کشور و نواحی مجاور بحر خزر به دنیا آمد ه بود . او مردی قد بلند و قوی هیکل بود که در جوانی حرفه سربازی را برگزیده و چون در شمال کشور زندگی می کرد با لطبع به بریگارد قزاق پیوسته بود . این قزاق جوان خیلی زود توجه و علاقه افسران روسی را جلب کرد و هنگامیکه انقلاب بلشویکی در روسیه روی داد یکی از زیر د ستان ارشد افسران تزاری بود . با انقلاب بلشویکی در روسیه افسران تزاری ایران را ترک گفتند و رضا خان که در آن موقع معروف ترین افسر ایرانی بریگارد قزاق بود به فرماندهی بریگارد رسید .

انگلیسی ها که با آشفتگی در روسیه و خروج افسران تزاری از ایران فرصت مناسبی برای گسترش نفوذ در سراسر ایران به دست آورده بودند بریگارد قزاق را که تازه از فرمان افسران روسی خا رج شده بود برای اجرای مقاصد خود در نظر گرفتند . ژنرال " آیرونساید " فرمانده وقت نیرو های انگلیس در ایران با رضا خان فرمانده جدید بریگارد قزاق وارد معامله شد و او را برای حرکت به سوی تهران و اعما ل فشا ر بر پادشاه قاجار تشویق کرد . رضا خان با افراد بریگارد خود وارد تهران شد و شاه قاجار را مجبور به انجام خواست ها ی انگلیسی ها نمود . ولی رضا خان که مردی جاه طلب بود افکار دیگری در سر داشت ، او می خواست شاه قاجار را وادار به استعفا کند و یک رژیم جمهوری در ایران بر قرار سازد .

در آن زمان در همسا یگی غربی ایرا ن ، ترکیه هم حواد ث مشابهی روی داده و با سقوط امپراتوری عثما نی کما ل آتا تورک یک حکومت جمهوری بر قرار کرده بود . آتاتورک که پس از سقوط جمهوری ، به سرعت تغییراتی در این کشور داده و این امپرا توری قدیمی اسلامی را در جهت استقرار یک حکومت غیر مذهبی و مدرن غربی هدایت می کرد چهره محبوب رضا خان بود ، و رضا خان آرزو داشت همین نقش را در ایران بازی کند . ( جملا ت به همان صورت است که آقای طلوعی ترجمه کرده است – نیلوفر )

در طول چند سال بعد رضا خان ضمن بازی بین انگلیسی ها و آخرین پادشاه سلسله قاجار سر انجام خود را در موقعیتی قرار داد که بتواند سلسله قاجار را سر نگون کرده و خود را به اریکه قدرت برساند . اما در این هنگام رضا خان از فکر استقرار جمهوری صرفنظر کرده و مقدما ت سلطنت خود را فراهم ساخته بود . البته برای جلب موافقت و رضایت مقامات روحانی که در جامعه ایران نفوذ زیادی داشتند رضا خان خود را متعهد و مقید به اجرای مفاد قانون اساسی سال 1906 ساخت . قانون اساسی سال 1906 که در نتیجه انقلابی به رهبری روحانیون ایران تدوین شده بود قدرت و اختیارا ت نامحدود مقام سلطنت را محدود کرده ، تعیین دولت و وضع قوانین را به پارلمان منتخب مردم سپرده و پیش بینی کرده بود که شورائی مرکب از مقامات روحانی قوانینی را که از طرف مجلس تصویب می شود از نظر انطبا ق با احکام اسلام و قرآن کنترل کند و حق وتو این قوانین را داشته باشد .

با چنین مقدماتی بود که رضا خان در سال 1925 سلسله پهلوی را بنیان نهاد و خود را رضا شاه خواند . اوائل سلطنت رضا شاه به سر کوبی قدرت های محلی و خوانین و فئو دال ها و استقرار قدرت حکومت مرکزی گذشت . البته ضمن مصادره اموال فئودال ها و باز ماندگان خاندان قاجار رضا شاه قسمتی از اموال و املاک آنها را به خود منتقل کرد و همین املاک منبع ثروت عظیم خاندان پهلوی در اواخر سلطنت او و اوائل سلطنت پسرش شد .

رضا شاه در اواخر دوران سلطنت خود بیش از پیش فریفته تمدن غربی شد و هر چه به تمدن غربی نزدیک تر می شد بیشتر از روحانیت فاصله می گرفت . رضا شاه به وعده های خود در مورد اجرای مفاد قانون اساسی 1906 هم عمل نکرد و چون با مقاومت هائی از طرف روحانیون مواجه شد تصمیم به مقابله با آنها گرفت . یکی از موارد اصلی این مقابله و معارضه مسئله حجاب بود . به موجب فتاوی علمای شیعه زنان می بایستی تمام بدن و سر خود را به استثنای چشم و قسمت بالای صورت بپو شانند و به همین جهت زنان ایران علاوه بر لبا س چادر سیاهی هم به سر می کردند که تمام بدن و سر آنها را می پوشانید . رضا شاه که مدعی بود این نوع حجا ب و پوشش برای زنان در قرآن تجویز نشده و چادر از آزادی حرکت و فعا لیت زن ها و مشارکت آنها در امور اجتماعی جلو گیری می کند د ستور برداشتن چادر ها یا " کشف حجاب " را صادر کرد . این اقدام که با مقاومت ها و خشونت ها ئی هم همراه بود روحانیت شیعه را در مقابل رضا شاه قرار داد و این اختلاف و معارضع تا شقوط رضا شاه ادامه داشت .

پایان بخش اول


...............


ماموریت در ایران ( 2 )

ویلیام سولیوان – آخرین سفیر امریکا در ایران


در سال ها ی آخر دهه 1930 ابرها ی تیره ای آسما ن اروپا را فرا گرفته و آغاز یک جنگ اجتنا ب ناپذیر به نظر می رسید . رضا شا ه که از عواقب این جنگ و احتما ل توافق دو دشمن قد یمی ایران ، یعنی انگلیس و روس برای سلطه بر این کشور و تقسیم ایران بیمناک بود به فکر افتاد نقطه اتکا ئی برای خود در برابر این دو بیابد . آلما ن نازی در آن تاریخ بیش از هر کشور دیگری برای ایفا ی چنین نقشی اشتیاق و آما دگی داشت . آلما نی ها که از اهمیت سوق الجیشی ایران و ارزش منابع نفت خلیج فارس به خوبی آگاه بودند فرصت را برای به دست آوردن جای پا ئی در ایران مغتنم شمردند و در رشته های مختلف نظامی و تجاری و ساختما نی شروع به همکاری با حکومت رضا شاه کردند . با کمک آ لما نی ها صنایع نظا می در ایران پا گرفت و ارتش ایران با سلاح های تازه ای مجهز شد .
آلما نی ها در کار های ساختمانی و جا ده سازی هم دست به کار شدند و تعداد متخصصین آلما نی در ایران رو به افزایش گذاشت .

نفوذ آلما نی ها در ایران به تدریج از محدوده نظا می و اقتصادی فراتر رفت و تبلیغات نیرومند آلما نی ها موجب شد ایرانی ها که خود را از نژاد مشترکی با آلمانی ها می دانستند نسبت به آلمان احساسات تعصب آمیزی پیدا کنند . رضا شاه همزما ن با نزدیکی به آلمانی ها اسم خارجی ایران یعنی " پرشیا " را هم به ایران تغییر داده و در این تغییر بر نژاد آریا ئی ایرانیا ن تاکید داشت . با همکاری و نزدیکی با آلما نی ها رضا شاه نه فقط می خواست از خطر مداخله انگلیسی ها و روس ها مصون بماند ، بلکه به این خیال با طل که آلمان فاتح نهائی جنگ است می خواست در کنار فا تح قرار بگیرد .

انگلیسی ها و روس ها که از خطر توسعه نفوذ آلما نی ها در ایران برای منافع حیاتی خود در این منطقه آگاه بودند واکنش شدیدی در برابر آن نشان دادند و هنگامی که آلمان با زیر پا گذاشتن قرارداد
" مولوتف – ریبن تروپ " به روسیه شوروی حمله کرد انگلیسی ها و روس ها که در برابر دشمن مشترک متحد شده بودند تصمیم گرفتند مشترکا به نفوذ و حضور آلما نی ها در ایران خاتمه دهند .

در بیست و پنجم اوت سال 1941 نیرو ها ی مسلح انگلیس و روس یک بار دیگر خاک ایران را مورد حمله قرار دادند . روس ها قسمت شما ل کشور و انگلیسی ها بخش جنوبی آن را اشغا ل کردند . رضا شاه مجبور به استعفا و از ایران تبعید شد و سر انجام در تبعید گاه خود در افریقا ی جنوبی در گذشت . فرزند ارشد رضا شا ه ، محمد رضا پهلوی که در آن زمان بیست و یک سا ل داشت و ولیعهد ایران به شما ر می رفت به جانشینی وی برگزیده شد و روزی که ایران از شمال و جنوب در اشغا ل نیرو ها ی بیگانه بود به عنوان پادشاه جدید ایران سوگند یاد کرد .

سی و شش سا ل بعد این مرد که در جها ن به نام مخفف " شاه " شهرت داشت در تالار پذ یرائی بزرگ کاخ تابستا نی خود در شما ل تهران مرا به حضور پذیرفت .وقتیکه وارد تالار شدم شاه در انتهای سا لن ، بین دو صف از مقاما ت رسمی دربار که روبروی هم ایستاده و با اونیفورم های رسمی یراق دار خود تلاتو خاصی داشتند قرار گرفته بود . شاه خود با لباس تمام رسمی و نشا ن ها ی مملکتی ایستاده و درست در نقطه ای قرار گرفته بود که نور خورشید از شیشه بلند پنجره پشت سرش به آن نقطه می تابید . به طور کلی صحنه طوری ترتیب یافته بود که شاه برای ملاقات کنندگانی که در سایه قرار می گرفتند تشعشع و درخشندگی بیشتری داشته باشد .

تشریفا ت به سرعت و سادگی انجام گرفت ، نامه هایم را تقدیم کردم و بیانیه کوتاه خود را خواندم و اعضا ی ارشد سفا رت را معرفی نمودم . تمام این مراسم با پاسخ کوتاهی که شا ه به بیانات من داد در حدود پنج دقیقه طول کشید . پس از خاتمه تشریفات شاه مرا به طرف کتابخانه اش در سمت راست تالار هدایت کرد و اعضای دیگر سفارت با درباریا ن در تالار ماندند . در حال عا د ی مذاکرات خصوصی شا ه با سفیران خارجی پا نزده الی بیست دقیقه به طول می انجامید و شاه پس از پایا ن این مذاکرات به تالار مراجعت کرده و با اعضا ی ارشد سفارت هم احوالپرسی و خداحا فظی می کرد ، ولی ملاقات و مذاکرات من با شا ه بر خلاف معمول در حدود یکساعت و نیم به طول انجامید .

وقتیکه وارد کتابخانه شدیم شاه مرا دعوت به نشستن بر روی یکی از مبل ها کرد خودش را هم بدون تکلف بر روی مبل دیگری انداخت . بلافاصله یقه تنگ لبا س رسمی اش را باز کرد و پس از چند دقیقه صحبت ها ی غیر رسمی و شوخی وارد مسائل جدی تر شدیم . شاه ابتدا در حدود نیم ساعت نظرات و عقاید خود را درباره اوضاع بین المللی بیان کرد و در مجموع تصویر بد بینانه ای از اوضاع بین المللی و منطقه ارائه کرد . تجسم کلی او از اوضاع منطقه این بود که روس ها با نفوذ در جنوب شبه جزیره عربستان و فراهم ساختن جا ی پائی برای خود در شاخ افریقا که راه آنها را به سوی افریقای مرکزی می گشاید بر دامنه نفوذ خود می افزایند و با محا صره کردن و دور زد ن شبه جزیره عربستان منابع نفتی خلیج فارس را تهدید می کنند .

به عقیده شا ه روس ها برتری اتمی امریکا را که یکی از موانع توسعه طلبی شوروی د ر گذشته به شما ر می رفت از میان برده و ضمن رسیدن به برابری اتمی با امریکا از نظر نیروی غیر اتمی نیز در موقعیتی قرار دارند که هر وقت بخواهند می توانند بر اروپا مسلط شوند . بدیهی است که مقصود شاه از تاکید بر روی این مسائل یا د آوری موقعیت کلیدی ایران از نظر سوق الجیشی و لزوم توجه بیشتر امریکا به تحکیم روابط دوستانه خود با این کشور بود .

شاه نظرات خود را با یک انگلیسی سلیس و لحنی که صمیمی و صادقانه به نظر می رسید بیا ن
می کرد . سخنان او همچنین نشان می داد که مسائل بین المللی را با د قت پیگیری می کند و به نقش و موقعیت خود و کشورش در صحنه سیاست بین المللی کاملا آگا ه است . به طور کلی من او را شخصیتی سوای آنچه قبلا مجسم کرده بودم یافتم . من در رفتار وی دبدبه و کبکبه و تکبری ندیدم . هر چند کمی تلخ به نظر می رسید . او ظاهرا از جمله زمامدارانی بود که مسائل را پیش خود و به طور انفرادی بررسی و تجزیه و تحلیل می کنند و نتیجه گیری ها ی خود را برای اطلاع از نظر دیگران مطرح می سازند .

وقتی که من درباره بعضی از نظرات او با اطلاعاتی که ظاهرا برای وی تازگی داشت ابراز عقیده کردم شا ه با علاقه و اشتیاق آن را دنبال کرد . نظر به اینکه من بیشتر دوران ماموریت خود را در آسیای شرقی به سر برده بودم شا ه علاقمند بود که درباره اوضاع این منطقه جهان اطلاعات بیشتری داشته باشد . گفتگو های ما علاوه بر مسائل مورد علاقه دو کشور بسیاری از مسائل بین المللی را در ابعاد مختلف در بر گرفت . اما نکته ای که شاه بیش از هر مطلب دیگری می خواست درباره آن کسب اطلاع کند خط مشی کلی حکومت جدید امریکا و به ویژه سیاست پرزیدنت کارتر در قبال ایران بود . هنگامیکه من سخنان رئیس جمهوری و تعلیمات وی را در جریان ملاقات کاخ سفید برای شاه بازگو کردم ، آثار خوشحا لی و رضایت عمیقی را در چهره او مشاهده نمودم .


... ادامه دارد


.................


ماموریت در ایران (3 )

ویلیام سولیوان – آخرین سفیر امریکا در ایران


ایران که مساحت آن بیش از آلاسکا ( پنجاهمین و بزرگترین ایالات امریکا ) است از نظر طبیعی وضع منحصر به فردی دارد . رشته کوه های البرز که در شمال کشور کشیده شده از یکسو سدی در برابر هوای سرد و یخبندان روسیه به شمار می آید و از سوی دیگر مانعی در برابر حرکت ابرها و انتقا ل رطوبت هوا از شمال به جنوب به وجود آورده است . در نتیجه مساعد ترین قسمت کشور برای کشاورزی بخش شمالی کشور و قسمتی در غرب می باشد و قسمت اعظم خاک این کشور بسیار خشک و کم آب و کشاورزی در آن مستلزم اجرای طرح های گوناگون آبیاری است . البته در گذشته که اکثریت ایرانیان در روستاها زندگی می کردند و اکثرا به کار کشاورزی و دامداری اشتغال داشتند قوت روزانه خود را هم به هر نحوی بود تا مین می نمودند ، ولی با توسعه شهر نشینی و هجوم مردم از روستا ها به شهر ها و افزایش جمعیت ، ایران به تدریج خود کفائی کشاورزی خود را از دست داد و با افزایش مصرف روز به روز بیشتر برای تامین مواد غذائی خود به خارج متکی شد .

در سال 1977 ایران در حدود سی و شش میلیون نفر جمعیت داشت و نیمی از این جمعیت زیر پانزده سال بودند که طبق قوانین کار ایران نمی توانستند کار کنند و بخش بزرگی از آنها نیز مشغول تحصیل بودند . نصف جمعیت کشور را هم زن ها تشکیل می دادند که با همه اقداماتی که در جهت برابری حقوق زنان با مردان به عمل آمده بود ، به علت محدود یت ها ئی که اسلام برای زنان به وجود آورده جذب بازار کار نمی شدند . با این حساب نیروی کار ایران در واقع بیش از 9 میلیون نفر نبود که نیمی از آنان هنوز در مناطق روستائی و دور افتاده زندگی می کردند و از نیم دیگر قریب یک میلیون و پانصد هزار در ادارات دولتی یا نیرو های مسلح به کار اشتغال داشتند . بنابر این ایران برای اجرای برنامه های بلند پروازانه اقتصادی خود فقط سه میلیون کارگر در اختیار داشت که بیشتر آنها هم کارگران ساده و غیر ماهر و غالبا بی سواد روستائی بودند .

ترافیک وحشتناک تهران علاوه بر بی توجهی و عدم رعایت مقررات از طرف رانندگان و افزایش سریع تعداد وسائط نقلیه بر اثر ثروتمند شدن مردم مربوط به توسعه بی قائده شهر تهران و تنگی خیابان ها ی پر جمعیت ترین و پر رفت و آمد ترین قسمت شهر بود . شهر تهران از دامنه کوه البرز در شمال تا ده ها کیلو متر به سمت جنوب وسعت داشت . جنوبی ترین قسمت شهر از خانه های کوچک و کلبه های حقیر و کوچه های کثیف و پر جمعیتی تشکیل می شد که بیشتر تازه واردین به تهران و کارگران ساختمانی و کسانی که به دنبال کار از روستاها به شهر هجوم می آوردند در این قسمت سکنی می گزیدند .

به نظر من شاه چند نکته مهم را در اجرای برنامه های خود از نظر دور داشته بود . نخستین نکته تنگنا هائی بود که صنعتی شدن سریع کشور بدون زمان بندی متناسب و معقول پیش می آورد . سازمان های ما لی و اداری کشور با دستگاه های مجری این طرح هماهنگی نداشتند و مجریان طرح ها برای حل مشکلات خود به آنچه در ایران حلال مشکلات خوانده می شد یعنی پول و رشوه متوسل می شدند . میزان این رشوه ها و حق و حساب ها که بر اساس حجم کار و اعتبار لازم برای اجرای آن محاسبه می شد گاه ارقام نجومی و عظیمی را تشکیل می داد و چندی نگذشت که فساد چنان بالا گرفت که بسیاری از مقامات بالای دولتی و بدتر از همه اعضای خانواده سلطنتی را هم آلوده ساخت . فسادی که از این برنامه های شتاب زده اقتصادی و صنعتی حاصل شد به گمان من یکی از نقاط ضعف اساسی رژیم و از عوامل مهم سقوط آن بود .
مشکل دوم از کارگران مرد جوان ناشی می شد که برای کار در صنا یع جدید یا کار های ساختمانی از روستا ها به شهر ها سرازیر شدند . این کارگران جوان از محیط بسته و حقیر روستاها و شهر های کوچک ناگهان وارد محیط باز و بی بند و باری شدند که از سوئی با معتقدات و با ور های مذهبی آنها مغایرت داشت و از سوی دیگر عقده هائی در دل آن ها به وجود می آورد . درست است که فراوانی کار و درآمد آنها امکانات زندگی بهتری را نسبت به روستا برایشان فراهم می ساخت ، ولی مشاهده زندگی لوکس و پر تجمل شهر نشینان مرفه امکانات د ست نیافتنی بسیاری را در برابر چشمان آنها مجسم می ساخت . آنها ویلا های مجلل و آپارتمان های لوکس را که بیشتر برای سوداگران ساخته می شد و مدت ها بی آنکه کسی در آنها سکونت اختیار کند دست به دست می گردید می دیدند و آنها را با اتاق های محقر و کثیف خود در جنوب شهر که ده دوازده نفر در هر یک از آنها می لولیدند مقایسه می کردند . آنها اتومبیل های آخرین مدل با راننده و سر نشینان شیک و مرفه آنها را در هر قدم مشاهده می کردند و در حالیکه خود برای رسیدن از نقطه ای به نقطه دیگر شهر مدت ها در زیر آفتا ب و باران انتظار می کشیدند و گاه پای پیاده بر سر کار می رفتند . این تضاد و فاصله طبقا تی گروهی را از نومیدی به سوی الکلیسم و مواد مخدر کشانید ولی در بسیاری دیگر به صورت عقده ای درآمد که باید آن را زمینه و ماده اولیه طغیان در برابر نظام موجود به شمار آورد .

نفت شریان حیاتی ایران است . منابع نفتی ایران که بیشتر در سواحل شمال غربی خلیج فارس و استان خوزستان ایران قرار گرفته نخستین بار در اوائل قرن بیستم به وسیله انگلیسی ها کشف شد . این منابع که انگلیسی ها بهره برداری آن را آغاز کردند بسیار غنی بود و در جریان جنگ اول جهانی که سوخت ناوگان جنگی انگلیس از زغال سنگ به مواد نفتی تبدیل شد ، نفت ایران مهمترین منبع تا مین سوخت این کشتی ها و یکی از عوامل محرک انگلیسی ها در اشغا ل ایران در اوائل جنگ دوم جهانی بود . حتی قبل از جنگ دوم جهانی هم نفت یکی از عوامل اختلاف بین ایران و انگلیس بود و ایرانی ها به حق شکایت می کردند که انگلیسی ها سهم عادلانه ای از درآمد نفت ایران را به آنها نمی دهند . نارضائی ایرانی ها از این وضع پس از خاتمه جنگ اوج تازه ای گرفت و به بحران نفتی سا ل های 1951 و 1952 بین ایران و انگلیس منجر شد .

در این سال ها دکتر مصدق که رهبری جبهه ملی ایران را به عهد ه داشت در راس دولت قرار گرفت و نفت ایران را ملی کرد . انگلیسی ها خرید نفت ایران را تحریم کردند و به کمک کارتل بین اللملی نفت از صدور نفت ایران جلوگیری به عمل آوردند . عدم صدور نفت ایران این کشور را دچار فلج و بحران اقتصادی کرد و موجبات سقوط مصدق و قدرت یا فتن مجدد شاه را فراهم ساخت .

این بحران امریکا را هم وارد ماجرا کرد و امریکا ئیها در مذاکرات مربوط به حل اختلاف ایران و انگلیس و جریان مجدد نفت ایران به بازار های بین المللی نقش فعا لی ایفا کردند . بر اسا س توافقی که صورت گرفت ملی شدن نفت ایران و نظا رت و مالکیت ایران بر منابع نفتی خود به رسمیت شناخته شد ، ولی کار اکتشاف و استخراج به گروهی از شرکت های نفتی که به عنوان عامل شرکت ملی نفت ایران عمل می کردند واگذار گردید . شر کت های عامل نفت ایران که به نام کنسرسیوم معروف شد علاوه بر شرکت سا بق نفت ایران و انگلیس شرکت های نفتی امریکا ئی و اروپا ئی را هم شامل می شد و سهیم شدن امریکا ئی ها در این کنسرسیوم با لطبع تعداد بیشتری از امریکائیا ن را به عنوان کارکنان و کار شناسان کنسرسیوم وارد ایران کرد .

در تابستان سال 1977 هنگامیکه اقتصاد امریکا یک دوران بحرانی و تورمی را می گذرانید ، مسئله افزایش قیمت نفت به عنوان یکی از عوامل این تورم مورد بحث قرار گرفته بود . ایران یکی از صادر کنند گان عمده نفت و شاه یکی از پیشگامان افزایش قیمت نفت بود و به همین جهت روش شاه در برابر افزایش مجدد قیمت نفت که قرار بود در سازمان ها کشور های صادر کننده نفت ( اوپک ) مطرح شود موضوع بحث حادی شده بود . در حکومت قبلی امریکا هم شاه به علت نقشی که در افزایش قیمت نفت داشت مورد انتقاد قرار گرفته و " ویلیام سایمون " وزیر خزانه داری وقت امریکا با به کار بردن کلمه ای در مورد شاه که تقریبا معنی دیوانه را می دهد به شدت او را آزرده بود . شاه برای افزایش قیمت نفت استدلال خاصی داشت و معتقد بود نفت ماده تمام شدنی و با ارزشی است که نباید آن را هدر داد و بی محا با در موتورهای اتو مبیل های اروپائی و امریکائی سوزاند . او افزایش قیمت نفت را یکی از طرق کاهش مصرف آن می دانست و معتقد بود که برای تا مین انرژی باید به سوی منا بع دیگری روی آورد و نفت را برای مصارف مفید تری مانند تولید محصولات پتروشیمی که منحصرا از نفت به دست می آید ذ خیره کرد . شاه مخصوصا به موضوع استفاده از انرژی اتمی اهمیت می داد و عقیده داشت که با تکیه بر نیروی اتم می توان به وابستگی جهان به نفت خاتمه داد .


... ....


ماموریت در ایران ( 4 )

ویلیام سولیوان


از زمان کوروش کبیر شاهان ایران همواره سازمان هائی را به خدمت می گرفتند که از آنها به عنوان
" چشم و گوش " خود یاد می کردند . وظیفه این سا زمان ها تحقیق و تجسس به منظور حفظ و حراست از تاج و تخت و تثبیت قدرت مقام سلطنت بود . این سازمان ها مانند تشکیلات جاسوسی و امنیتی امروز طبیعت مخفی داشتند و ماموران آنها با لباس مبدل در اطراف و اکناف مملکت گردش می کردند و هویت واقعی خود را از مردم پنهان می داشتند .

یکی از وظائف آنها این بود که خود را به لباس صاحبان حرف و مشاغل گوناگون در آورده و در میان طبقات مختلف مردم رسوخ نمایند تا از افکار و اندیشه ها و عوامل نارضائی و نگرانی مردم مطلع شوند . گزارشات آنها شاهان را از مسائل مورد علاقه و علل ناراحتی های مردم آگاه می ساخت و برای رفع این ناراحتی ها و افزایش محبوبیت خود در میان مردم تدابیری به کار می بستند . وظیفه دیگر این ماموران رسیدگی به کار ماموران حکومت و بررسی توانائی آنها در انجام وظا ئف محوله و طرز رفتارشان با مردم بود و گزارشات آنها به شاه نشان می داد که کدامیک از ماموران در انجام وظائف خود کوتاهی کرده یا فاسد و مورد نفرت مردم هستند .

اما مهمترین وظیفه این ماموران کشف تو طئه های احتما لی علیه حکومت و شناسائی مقامات دولتی و رهبران مذهبی و روسای قبا ئل و ملاکینی بود که نسبت به شاه وفادار نبودند . پادشاهان ایران همواره نگران توطئه های احتمالی بر ضد خود بودند ، زیرا وسوسه قدرت و جاه طلبی همیشه ممکن بود بعضی از صاحبان قدرت و مقامات محلی را علیه پادشاه تحریک کند و فرمانروایان کشور های همسایه هم همواره مترصد فرصتی بودند که با همکاری دشمنان داخلی شاه حکومت او را سرنگون کنند و بر سرزمین ایران مسلط شوند .

تاریخ گذشته ایران نشان می دهد که سازمان های خفیه شاهان که در هر زمان نام مخصوص خود را داشتند ، همیشه با قدرت و خشونت عمل می کرده اند . بازداشت های مخفیانه و شبانه ، ربودن و سر به نیست کردن زندانیان و آزار و شکنجه آنها از روش های معمول و متداول این سازمان ها بوده و وجه مشترک همه آنها ایجاد ارعا ب و وحشت برای تثبیت قدرت حکومت و خاموش کردن صدای مخالفان بوده است . این سیستم طی قرن ها به تثبیت حکومت و دوام سلطنت شاهان ایران کمک کرد .
رضا شاه هم در آغاز سلطنت خود تشکیلات پلیس مخفی گذشته را تجدید سازمان داد و برای شناسائی و تعقیب مخالفان خود از آن بهره برداری کرد . معهذا در زمان سلطنت رضا شاه این سازمان از اهمیت زیادی برخوردار نبود و رضا شاه با سبک خاص حکومت خود چنان رعب و وحشتی در دلها بوجود آورد که کمتر کسی جرات ابراز مخالفت با او را داشت تا چه رسد به اینکه توطئه ای برای برانداختن حکومتش ترتیب دهند . به علاوه رضاشاه برای حفظ سلطنت خود بیشتر به ارتش متکی بود و هر صدای مخالفی را به سرعت و شدت سرکوب می کرد .

پس از برکناری رضا شاه که با از هم پاشیدگی و تضعیف ارتش همراه بود ، جانشین او نه یک پلیس مخفی قوی و نه یک ارتش قابل اتکاء در اختیار داشت . از طرف دیگر کشور در اشغال نیرو های بیگانه بود و محمد رضا شاه در سال های نخستین سلطنت در واقع فاقد " چشم و گوش " پیشینیان خود بود . بعد از خروج نیرو های بیگانه از ایران کشمکش های داخلی و در گیری با مصدق او را از فکر تشکیل یک سازمان اطلاعاتی باز داشت تا اینکه پس از سقوط مصدق ، کشف یک شبکه وسیع جاسوسی از طرف روس ها در ارتش ایران شاه را به سختی تکان داد . این شبکه که به وسیله حزب توده سازمان داده شده بود صدها افسر را تا بالاترین رده های فرماندهی شامل می شد .

پس از کشف و متلاشی شدن این شبکه ، شاه به فکر تشکیل یک سازمان اطلاعاتی مجهز و مدرن افتاد و برای مقابله با تشکیلات نیرومند جاسوسی روس ها در ایران به دوستان آمریکائی خود متوسل شد . در سال 1975 سازمان سیا طرح و چارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تاسیس و سازمان دادن آن مشارکت کرد . این تشکیلات که به نام سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامیده می شد به زودی به نام مخفف ساواک شهرت یافت .

ماموران ساواک ابتدا دوره ها تعلیماتی خود را در امریکا می دیدند ولی بعد ها اسرائیل هم به یکی از مراکز تعلیماتی ساواک تبدیل شد . تعلیماتی که در امریکا و اسرائیل به ماموران ساواک داده می شد علاوه بر آموزش های عمومی پلیسی و اطلاعاتی ، تعلیمات ویژه مبارزه با روش های جاسوسی روس ها و کشف رمز های پیچیده جاسوسی آنها را شامل می شد .

تشکیلات ساواک در ابتدا بی شباهت به سازمان های اطلاعاتی کشور های غربی نبود . البته با وجود همکاری نزدیک سیا با این سازمان ، نظر به طبیعت هر سازمان اطلاعاتی امریکائی ها بر همه اسرار این سازمان و تشکیلات آن واقف نبودند و ما هرگز نتوانستیم تعداد واقعی اعضای رسمی و تمام وقت این سازمان را بدانیم . رقم تخمینی اعضای رسمی ساواک در حدود شش هزار نفر بود ، البته شبکه اطلاعاتی ساواک " منابع" خبری بسیاری را هم شامل می شد و عده ای نیز به طور نیمه وقت و برای انجام ماموریت های خاص با ساواک همکاری می کردند .

ساواک هر گونه فعالیت سیاسی را با سوء ظن می نگریست . نه فقط کمونیست ها و افراطیون مذهبی ، بلکه عناصر لیبرال و سوسیال دموکرات ها و بازماندگان جبهه ملی سابق هم از تعقیب و آزار ساواک در امان نبودند . سازمان های دانشجوئی بیش از همه مورد سوء ظن ساواک بودند و ساواک منابع اطلاعاتی و عوامل نفوذی زیادی در میان دانشجویان داشت . هزاران عامل و منبع ساواک در دانشگاه ها پراکنده شده بود و علاوه بر گزارش فعالیت های گروه های مخالف ، با شیوه تهمت و افترا بین خود آنها اختلاف به راه می انداختند و از هماهنگی و انسجام آنان جلوگیری می کردند .

... ادامه دارد

............




ماموریت در ایران ( 5 )

ویلیام سولیوان


یکی از نهاد هائی که من از بدو ورود به تهران می خواستم درباره آن اطلاعاتی کسب کنم سیستم دانشگاهی ایران بود . دانشگاه تهران که در مرکز این سیستم قرار داشت به وسیله رضا شاه تاسیس شده و هدف وی از تاسیس این دانشگاه ترویج فرهنگ غربی در ایران بود . دانشگاه تهران که در زمین وسیعی در قسمت غربی مرکز تهران بنا شده دارای دانشکده های متعدد می باشد . بناها به سبک معماری فرانسه ساخته شده ، سیستم دانشگاهی هم بیشتر از فرانسه اقتباس گردیده و اسا تید قدیمی آن نیز بیشتر تحصیل کرده فرانسه بودند . نکته جالب توجه اینکه سیستم دانشگاهی اروپا و مخصوصا فرانسه که برای رواج فرهنگ غربی و مدرنیزه کردن ایران مورد استفاده قرار گرفته بود خود ریشه ایرانی داشت و محققین اروپائی که قرن ها پیش از مرکز دانشگاهی ابو علی سینا در همدان دید ن کرده بودند سیستم دانشگاهی اروپا را بر اساس همین مطالعات بنیان نهاده بودند .

در سال های بعد از جنگ دوم جهانی با افزایش نفوذ امریکا در ایران وکثرت دانشجویان ایرانی که برای تحصیل به امریکا می رفتند سیستم آموزش دانشگاهی درایران هم به تدریج " امریکا نیزه " شد . دانشگاه های جدیدی که در تبریز و شیراز و اصفهان و کرمان و مشهد ساخته شد هم اسا تید امریکائی یا تحصیل کرده امریکا داشتند و هم قرارداد ها ی همکاری با دانشگاه های امریکا منعقد کرده بودند . بعضی از این دانشگاه ها در دورانی که امریکا کمک های اقتصادی و مالی به ایران می کرد با مشارکت امریکا ئی ها ساخته شده بود ، معهذا به استثنای دانشگاه شیراز که بر اسا س قرارداد خود با دانشگاه پنسیلوانیا کاملا با سیستم امریکا ئی اداره می شد ، بقیه دانشگاه ها از نظر روش آموزشی تا بع دانشگاه تهران بودند و کم و بیش همان سیستم تعلیماتی فرانسه را حفظ کرده بودند .

من از طریق امریکا ئیانی که در دانشگاه های ایران تدریس می کردند اطلاعات بیشتری درباره وضع دانشگاه ها و علل تشنج و نا آرامی در میان دانشجویان را کسب کردم .
آنها می گفتند که دانشجویا ن نسبت به استادان رفتار مودبانه ای دارند و انگیزه تظاهرات و تشنجات در دانشگاه ها مخالفت دانشجویان با رژیم شاه و ماهیت غیر دموکراتیک این رژیم است .


تشنجات و مخالفت هائی که در دانشگاه های ایران با رژیم صورت می گرفت ریشه واحدی نداشت . بعضی از گروه های دانشجوئی که افکار و معتقدات مارکسیستی داشتند مسلما از خارج هدایت و حمایت می شدند . بعضی از دانشجویان صرفا افکار لیبرالی و آزاد یخواهانه داشتند و خواهان استقرار یک حکومت دموکراتیک در ایران بودند . اما گروه های دانشجوئی دیگری هم بودند که افکار و عقاید شان به کلی با دو گروه پیش مغایرت داشت . این گروه دارای معتقدات مذهبی بودند و می خواستند تعالیم قرآن را با تفسیری که خود از آن می کردند در جامعه کنونی ایران پیاده کنند . گروه اخیر الذکر بیشتر از افکار و نوشته های یک محقق ایرانی به نام علی شریعتی الهام می گرفتند . علی شریعتی در سخنرانی ها و نوشته های خود سعی می کرد تعلیمات قرآن را با افکار و عقاید جدید در زمینه دموکراسی و سوسیالیسم تطبیق دهد و امکان استقرار عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت را در سایه تعلیمات قرآن به ثبوت برساند . علی شریعتی در سال 1977 به بیماری سرطان در لندن درگذشت ولی طرفدارانش مرگ او را نتیجه توطئه مشترک ساواک و انگلیس ها قلمداد کردند .

اطلاعاتی که به دست آوردیم نشان می داد که مخالفت با رژیم در میان قشری از مردم که معتقدات مذهبی دارند در حال گسترش است و روحا نیون مخالف هم به هیچوجه خود را در مبارزه با رژیم ناتوان نمی بینند . روش جدید مبارزه تطبیق آیات و تعلیمات قرآن با سیاست و مسائل اجتماعی روز و تاکید بر عدم انطباق اعما ل حکومت با احکام قرآن و شریعت بود . حتی روشنفکران و جوانان تحصیل کرده هم تحت تاثیر سخنرانی ها و نوشته های علی شریعتی گرایش های مذهبی مبارزه جویانه ای
یا فته بودند ، زیرا گفته ها و نوشته های شریعتی این فکر را القا ء می کرد که شیعه یک مذهب مبارزه و جهاد است و یک شیعه واقعی نباید در مقابل حکومت جور و ستم تسلیم شود .


من چندین بار در فرصت های مناسب راجع به مسائل مذهبی و روابط دولت و روحانیون با شاه صحبت کردم و استنباط کلی من از مجموع این صحبت ها این بود که شخص شاه هم نسبت به رهبران مذهبی ایران خوشبین نیست . شاه با اینکه خود را معتقد به مبانی مذهبی و یک مسلمان واقعی می دانست در گفتگو های خصوصی خود با من از رهبران مذهبی ایران به عنوان مردانی با افکار پوسیده و مغزهای متحجر یاد می کرد و از فساد و طمع و پول پرستی آنها سخن می گفت . شاه مدعی بود که روحانیون سد راه پیشرفت مملکت هستند و به خاطر حفظ قدرت و منافع مادی خود با برنامه های اصلاحی او مخالفت می کنند .

در واقع با وجود مبارزه شدیدی که رضا شاه در اواخر سلطنت خود با روحانیت شیعه به عمل آورد روحانیون در رژیم محمد رضا شاه از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار بودند . روحانیون در نخستین سال های سلطنت محمد رضا شاه ، یعنی در مدتی که وی هنوز در مقام خود جا نیافتاده و در اداره امور ناتوان بود ، قدرت از دست رفته اواخر سلطنت رضا شاه را باز یافتند و شاه پس از تثبیت قدرت هم نتوانست آنها را به موضعی که در دوران سلطنت پدرش داشتند باز گرداند .

... ادامه دارد


.............




ماموریت در ایران ( 6 )

ویلیام سولیوان – شاه و روحانیت


روابط روحانیت با شاه در دوران سلطنت طولانی وی همیشه یکسان نبود . در اوائل سال های 1950 رهبران مذهبی با حمایت از دکتر مصدق در مقابل شاه موضع گرفتند . ولی در سال 1953 همین رهبران مذهبی به علت اختلافاتی که با مصدق پیدا کرده بودند و خطر استقرار یک جمهوری متمایل به چپ در ایران با همکاری حزب توده ، در برابر مصدق قرار گرفتند و راه بازگشت شاه را به سلطنت هموار ساختند . بعد از سقوط مصدق تا چندین سال روابط رهبران مذهبی با شاه تا حدی متعادل و گاه حسنه بود تا اینکه از اوائل سال های 1960 و به دنبال اعلام برنامه اصلاحات ارضی از طرف شاه مرحله نوینی از مبارزه بین روحانیت شیعه و شاه آغاز شد .

آیت الله روح الله خمینی که امروز یکی از مشهور ترین چهره های سیاسی جهان به شمار می آید برای نخستین بار در این دوره شهرت یافت . خمینی یکی از مقامات روحانی ارشد شهر مذهبی قم بود که در آن زمان با ایراد چند سخنرانی بر علیه برنامه های شاه شهرت یافت و افکار عمومی را به سوی خود جلب کرد . نکته جالب توجه این است که لبه تیز مبارزه خمینی علیه شاه از همان آغاز سیا ست آمریکا و روابط نزدیک شاه را با امریکا ئی ها هدف قرار داده بود . در آنموقع لایحه ای برای اعطا ی مصونیت قضائی به مستشاران و اعضای میسیون نظامی امریکا در ایران به پارلمان داده شده بود و خمینی ضمن حمله به برنامه های اجتماعی شاه مخصوصا این لایحه را به باد انتقاد گرفت . مبارزه خمینی با برنامه های شاه به بازداشت او و بر خوردها و تظاهرات خونینی انجامید و سر انجام خمینی به ترکیه و سپس شهر مقد س مذهبی نجف در عراق تبعید گردید .

قم در جنوب تهران و در حاشیه کویر قرار گرفته است . این شهر از قدیم الایام مرکز روحانیت شیعه در ایران به شمار می آید و در مدارس علوم دینی آن طلاب جوانی که می خواهند به صف روحانیون شیعه بپیوندند تربیت می شوند . در سال 1978 چهار مدرسه از این نوع در قم وجود داشت و مدرسین آنها ضمن تعلیم احکام قرآن و معارف اسلامی به طلبه های جوان آنها به پیروی از سرمشق امامان شهید شیعه دعوت می کردند .

قم در عین حال که مرکز تعلیم معارف اسلامی و علوم دینی بود به تدریج به مرکز مقاومت در برابر حکومت غیر مذهبی و برنامه های غرب گرایانه شاه تبدیل شده بود و مخالفان رژیم به خصوص پس از قیام آیت الله خمینی بر ضد شاه در سال 1963 به فعالیت در این مرکز پرداخته و مرتبا با روحانیون و مدرسین حوزه علمیه قم در تماس بودند . مردان جوانی هم که برای تحصیل علوم دینی به این شهر می آمدند همه از خانواده های مذهبی و آماده پذیرش افکار مخالف بودند و برای ابراز نظرات مخالف خود از اصطلاحات مذهبی مدد می گرفتند .

پس از این ماجرا ( تبعید خمینی – توضیح از نیلوفر ) ناظران خارجی گمان کردند که شاه مقاومت روحانیت شیعه را با برنامه های غرب گرایانه خود در هم شکسته و خود شاه هم مغرورانه در این باور بود که دیگر روحا نیون نمی توانند مانعی دربرابربرنامه های او به وجود آورند . دیپلمات های خارجی مقیم تهران هم کم و بیش همین عقیده را داشتند . حتی در اوائل دوران ماموریت من در تهران که مقاومت هائی از طرف روحا نیون دربرابر برنامه های شاه به چشم می خورد ، روزی در دیدار با سفیر شوروی این موضوع را با وی درمیان گذاشتم و نظر او را درباره قدرت و نفوذ واقعی رهبران مذهبی جویا شدم . سفیر شوروی گفت که به نظر او رهبران مذهبی توانائی مقابله با برنامه های شاه را ندارند و هرگز نمی توانند از زیر ضرباتی که در گذشته از رژیم شاه خورده اند سر بلند کنند !

تلاش های بعدی من برای پی بردن به اسرار شیعیگری و مبارزه ای که در پشت پرده آغاز شده بود بی ثمر بود ، زیرا به نظر روحانیون مخالف ، امریکائی ها نه فقط از برنامه ها و سیاست های شاه حمایت می کردند ، بلکه طراح و الهام دهنده این برنامه ها و سیاست ها بودند . به همین جهت جز بعضی از روحانیون که با حکومت شاه همکاری می کردند ، دیگران از تماس با ما پرهیز داشتند و هیچیک از اعضای سفارت و ماموران اطلاعاتی که با ما همکاری داشتند نتوانستند اطلاعات قابل توجهی از آنها به دست آورند .

مخالفان سیاسی رژیم در تهران که از فعا لیت های سیاسی و بیان صریح عقاید مخالف خود محروم بودند در زبان قرآن و احادیث مذهبی مفری برای بیان عقاید مخالف خود یافتند و به جای مخالفت آشکار با رژیم که ممنوع و مستوجب تعقیب بود از اصطلاحات و استعارات مذهبی کمک گرفتند و با نقل و تفسیر آیاتی از قرآن به تشریح تناقض و مغایرت اعمال حکومت با احکام دین پرداختند . پیروان مکتب علی شریعتی هم احکام قرآن را با مقتضیا ت زمان تطبیق داده واصول سوسیا لیسم را درقالب اسلام شیعه پیاده می کردند . رواج این طرز تفکر به خصوص نسل جوان را تحت تاثیر قرار داد و در شهر مذهبی قم هم به تدریج شور و هیجان سیاسی تازه ای پدیدار شد .

عامل تازه ای که در این میان شور و حرکت بیشتری در فعالیت مخالفان رژیم به وجود آورد نوار سخنرانی ها و پیام های آیت الله خمینی بود که از نجف به ایران فرستاده می شد و شبکه وسیعی در داخل ایران کار توزیع این نوارها را در سراسر کشور به عهده گرفته بودند . در این سخنرانی ها که ابتدا در مجامع خصوصی و سپس در مساجد به گوش مردم می رسید آیت الله خمینی که کینه دیرینه ای از خاندان پهلوی داشت مردم را به قیام بر ضد رژیم پهلوی ومظاهرومفاسد تمدن غربی دعوت می کرد . سخنرانی های آیت الله خمینی مضمون ساده و روشنی داشت و این پیام را در گوش مردم می خواند که " همه بد بختی های شما از وجود شاه است و تا شر او را از سر مملکت کم نکنید مشکلات و گرفتاری های شما حل نخواهد شد " .

... ادامه دارد

........


ماموریت در ایران ( 7 )

ویلیام سولیوان


جوش و خروشی که در شهر قم وجود داشت با تظاهراتی که در فوریه سال 1978 در شهر برپا شد به نقطه اوج خود رسید . ( سولیوان عمدا یا سهوا به مقاله ای که موجب این تظاهرات شد اشاره نمی کند . م . _ این ماجرا را من در بررسی زندگی آیت الله خمینی ، سایت من و پالتاک ، شرح داده ام . نیلوفر )

برای مقابله با این تظاهرات پلیس خشونت معمول خود را به کار برد و عده ای بر اثر اعمال خشونت از طرف پلیس کشته و زخمی شدند . این حادثه سر آغاز یک سلسله تظاهرات زنجیره ای دیگر در قم و سایر شهر های ایران بود که روز به روز بر دامنه و وسعت آن افزوده شد . در ایران دوره عزاداری برای شهدا و مردگان چهل روز طول می کشد و روز چهلم مراسمی برای یادبود برپا می گردد . چهلم شهدای قم با تظاهراتی در نقاط مختلف ایران همراه بود که تصادمات تازه و شهدای تازه ای به بار آورد و در مراسم چهلم این شهیدان نیز حوادث مشابهی روی داد و در نتیجه به فاصله هر دوره چهل روزه ایران صحنه تظاهرات خونین و تازه ای شد .

مراسم چهلم شهدای قم با حوادث خونینی در تبریز همراه بود . این شهر که به تازگی به یکی از مراکز صنعتی شمال ایران تبدیل شده بود کارگران زیادی را از روستاهای اطراف به خود جذب کرده بود . روستائیان دیروز و کارگران صنعتی امروز با اینکه نسبت به ده درآمد بیشتر و زندگی بهتری داشتند از رفاه و تجمل زندگی ثروتمندان شهر در مقایسه با زندگی محقر خود رنج می بردند . اکثر آنها معتقدات مذهبی داشتند و در اوقات فراغت و روز های جمعه در مساجد جمع می شدند . روز چهلم شهدای قم از طرف روحانیون تعطیل عمومی اعلام شده و قرار بود مردم در مساجد جمع شوند ، ولی مقامات دولتی و انتظامی تبریز دست به کار احمقانه ای زدند و در مساجد را به روی مردم بستند . عکس العمل مردمی که می خواستند مراسم چله را در مساجد برگزار کنند کشاندن مراسم چهلم شهدای قم به خیابان ها و تظاهرات خیابانی بود . در جریان این تظاهرات ، مردم خشمگین که بیشتر آنها از همین روستائیان دیروز و کارگران امروز بودند دست به تخریب مغازه هائی که دستور تعطیل عمومی را رعایت نکرده بودند زدند و مظاهر تمدن غربی از قبیل سینماها و مغازه های مشروب فروشی و بعضی از ساختمان های دولتی را آتش زدند .
در ماه مارس همین سال ، تظاهراتی که به مناسبت چهلمین روز شهدای تبریز در نقاط مختلف ایران برپا شد به مراتب بزرگتر و پردامنه تر از تظاهرات چهلم شهدای قم بود . تظاهرات اصفهان و شیراز که وسیع تر از نقاط دیگر بود حوادث خونین تازه ای به بار آورد و زمینه تظاهرات چهل روز بعد را فراهم ساخت . پخش نوار سخنرانی های آیت الله خمینی هم کم کم علنی شده بود و آتشی که نخستین
باربا تظاهرات شهر مذهبی قم روشن شده بود به تدریج به همه جای ایران سرایت کرد .
مراسم چله شهیدان و تظاهراتی که هر چهل روز یکبار به این منا سبت برپا می شد در آغاز کاملا رنگ مذهبی داشت و و گروه های سیاسی مخالف اعم از لیبرال ها و سوسیال دموکرات ها یا کمونیست ها در آن نقشی نداشتند . بعضی از این گروه ها چنان تحت مراقبت و کنترل ساواک

برگشت

letzte Änderungen: 17.11.2016 5:55