Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

عكس هاى اختصاصى از راهپيمايى دكتر مصدق و يارانش به سمت كاخ مرمر (۲۲ مهر ۱۳۲۸)

تحصن سرنوشت ساز
امير شهاب رضويان
057576.jpg
در عكس شماره ۶ يوسف مشار در سمت چپ دكتر مصدق در حال راه رفتن است. ابوالحسن عميدى نورى كمى دورتر بين دو پاسبان در حال سرك كشيدن است.
در عكس شماره ۷ حسين مكى، عباس خليلى، مصطفى الموتى، دكتر مصدق، سعيد فاطمى و حائرى زاده قابل تشخيص هستند.
مدنى مى گويد: «يكى از شگردهاى دكتر مصدق تمارض مصلحتى اش بود، آن روز هم خود را مريض احوال و افسرده نشان مى داد. هر وقت كه قافيه تنگ مى آمد مصدق خود را بسترى مى كرد يا به غش مى زد. زيباترين حركت مصدق روزى بود كه رزم آرا به مجلس آمد و مصدق خود را به غش زد و مجلس هم به هم خورد!»
عكس هاى ۸ تا ۱۲ مربوط به زمانى است كه جمعيت به مقابل سردر سنگى كاخ مرمر رسيده است، همه ايستاده اند. نظامى ها در جاى جاى خيابان ديده مى شوند.
در عكس شماره ۸ علامت گروهبانى پاسبان ها كه برخلاف امروز سروته روى آستين دوخته شده جالب است. همچنين چكمه هاى ساقدار چرمى كه بعداً با پوتين هاى بندى تعويض شد.
بين دو پاسبان مرد جوانى با كت و شلوار و كراوات ايستاده كه به گفته مدنى از طرفداران كاشانى بوده و در خيابان لاله زار خياطى داشته است. در عكس شماره ۹ نفر سوم از چپ كه كت و شلوار راه راه پوشيده، خليلى خواهرزاده كاشانى است كه به گفته مدنى خط و ربط كارهاى كاشانى با او بوده است.
عكس شماره ۱۳ حسين مكى را نشان مى دهد كه بازوبند بسته و مصمم پيش مى آيد. در اين روزها مكى از خوش نام ترين ياران مصدق است اما به تدريج از او فاصله مى گيرد.
دكتر مظفر بقايى كرمانى مى گويد: «خب ما يك عده روزنامه نويس ها و چند نفر ديگر جلوى دربار ايستاده بوديم. هژير وزير دربار بود، هژير آمد بيرون و آمد جلوى آقاى دكتر مصدق و گفت: موضوع چيست؟ آقاى دكتر مصدق زد توى سينه اش و گفت: عبدالحسين خان تو وجدان دارى؟ آخر اين انتخابات است؟ دولت همچنين مى كند و ما و اينها آمده ايم متحصن بشويم. گفت: خب اجازه بدهيد من بروم به عرض اعليحضرت برسانم.»۱
عكس شماره ۱۴ عبدالحسين هژير را نشان مى دهد كه احتمالاً پس از شنيدن پيام دكتر مصدق به سمت كاخ بر مى گردد. افسر پشت سر او سرگرد شفقت (ارتشبد شفقت بعدى) است. هژير ۱۹ روز بعد در تاريخ ۱۳ آبان ماه ۱۳۲۸ به ضرب گلوله سيد حسين امامى از فداييان اسلام مجروح مى شود و روز بعد فوت مى كند.هژير به داخل كاخ مى رود و بازمى گردد و قرار مى شود كه بيست نفر از ميان جمعيت انتخاب و براى تحصن وارد كاخ شوند. اشخاصى كه همراه دكتر مصدق به داخل كاخ مى روند عبارتند از:
۱- عبدالقدير آزاد خراسانى: نماينده مجلس ،۱۵ مدير روزنامه آراد ۲- شمس الدين امير علايى: قاضى، وزير پيشين۳- دكتر مظفر بقايى: دانشيار دانشگاه تهران، نماينده مجلس ،۱۵ مدير روزنامه شاهد۴- سيدابوالحسن حائرى زاده: قاضى، نماينده مجلس ۴ و ۵ و ۶ ، ۱۵- ارسلان خلعتبرى: وكيل دادگسترى، نويسنده۶- عباس خليلى: مدير روزنامه اقدام۷- مهندس احمد زيرك زاده: مهندس مكانيك، از رهبران حزب ايران ۸- دكتر كريم سنجابى: استاد دانشگاه تهران، از رهبران حزب هاى ميهن، ميهن پرستان و ايران۹- دكتر سيد على شايگان شيرازى: استاد دانشگاه تهران، وزير پيشين۱۰- حسن صدر: وكيل دادگسترى، مدير روزنامه قيام ايران۱۱- ابوالحسن عميدى نورى: وكيل دادگسترى، مدير روزنامه راد۱۲- دكتر سيد حسين فاطمى: مدير روزنامه باختر امروز۱۳- آيت الله سيد جعفر غروى: امام جماعت۱۴- دكتر رضا كاويانى: دكتراى اقتصاد، كارمند دولت۱۵- يوسف مشار: نماينده مجلس۱۶- سيد حسين مكى: درجه دار نيروى هوايى، نماينده مجلس ۱۵ ، ۱۷- احمد ملكى: مدير روزنامه ستاره۱۸- دكتر سيد محمدرضا جلالى نائينى: وكيل دادگسترى، نويسنده ۱۹- سيد محمود نريمان: وزير پيشين، شهردار تهران
عكس ۱۵ نفر منتخب را نشان مى دهد كه براى تحصن وارد كاخ شده اند و عكس ها بر روى پله هاى ورودى عمارت كاخ مرمر برداشته شده است.دكتر مصدق و ۱۹ نفر برگزيده ديگر به عنوان تحصن وارد دربار مى شوند و ضمن تقديم عريضه اى، به انتظار پاسخ شاه مى نشينند. بخش هايى از متن عريضه به شرح زير است:
057573.jpg
«... سوء جريانات انتخابات دوره شانزدهم و مداخلات نامشروع مامورين و مقامات ذى نفوذ از نظر شاهانه پنهان نيست، به طورى كه مكرر ابراز عدم رضايت شده و اوامر اكيد داير به رعايت از آزادى انتخابات صادر فرموده اند. با كمال تاسف بايد اذعان كرد كه تاكنون به صدها تلگراف و عرايض شكايتى كه از اطراف و اكناف مملكت به مراجع مسئول كشور رسيده، كمترين توجهى از طرف اولياى امور مبذول نگرديده و از شدت آن مداخلات به هيچ وجه كاسته نشده است. از اين نظر در تمام شهرستان ها و همچنين در پايتخت، يك نوع نگرانى در افكار عمومى به وجود آمده و عدم رضايت عامه را فراهم نموده است كه علاوه بر تضييع حقوق جامعه، باعث وخامت اوضاع و حدوث وقايع غيرمترقبه و بروز مفاسد خواهد بود. براى مردمى كه مورد تجاوز و تعدى قرار گرفته و مى گيرند جز توسل به ذات مبارك شاهنشاهى ملجاء و پناهى نيست و به همين جهت امروز نمايندگان قاطبه اهالى پايتخت به حالت اعتراض بر مفاسد انتخابات تصميم بر تحصن در دربار را اتخاذ نموده اند و استدعا دارند كه با توجه به انتخابات شهرستان هاى دور و نزديك، خصوصاً نقاط مرزى كشور كه از نظر استقلال و وحدت ملى مورد كمال اهميت است، بذل عنايت فرمايند و حقوق از دست رفته مردم به آنها بازگردد و انتخاباتى كه با تهديد و تطميع و اعمال نفوذ غير قانونى صورت گرفته است از اعتبار ساقط شود و اين كار ميسر نخواهد بود مگر اينكه يك هيات مورد احترام و توجه افكار عمومى زمام امور را در دست گيرد و مسئول صحت انتخابات باشد و مخصوصاً وزارت كشور را يكى از رجال مجرب و كار آزموده و صالح كه طرف اطمينان عامه است، عهده دار شود تا سوء جريان كنونى برطرف گرديده و تسكين در افكار متشنج مردم داده شود. فساد انتخابات در شهرستان ها و زجر و ضرب و جرح دسته دسته به تهران مهاجرت مى كنند يا در تلگرافخانه محل يا اماكن مقدسه به حالت تحصن به سر مى برند.»۲
رفتار دربار با بست نشينان توهين آميز و همراه با بى اعتنايى است، بنابراين آنان دست به اعتصاب غذا مى زنند. گروه ۲۰ نفرى چهار روز در دربار بست نشستند ولى پاسخى از شاه نمى رسد. سرانجام ساعت ۵ بعد ازظهر روز سه شنبه ۲۶ مهر ماه ،۱۳۲۸ هژير وزير دربار، پاسخ شاه را كه با خط هژير نوشته شده همراه با رونوشت گزارش وزير كشور درباره آزاد بودن انتخابات و تعدادى تلگراف، كه در آنها از آزادى انتخابات ابراز رضايت شده، به دكتر مصدق مى دهد.پاسخ شاه نشان مى دهد كه او قصد تغيير روش ندارد و دولت كار خود را در كنترل انتخابات كماكان ادامه خواهد داد. بست نشينان با مشورت هم نامه اى در اعتراض با امضاى دكتر مصدق خطاب به هژير مى نويسند. گروه ۲۰ نفرى وقتى تحصن را بيهوده مى بينند كاخ را در روز ۲۷ مهر ،۱۳۲۸ ترك كرده در پى آن بيانيه اى خطاب به مردم ايران تهيه و منتشر مى كنند:«ملت ايران به راى العين مى بينيد كه اكثريت عمال حكومت از هيچ گونه دروغ در هيچ جا ابا ندارند، در مصاحبه هاى مطبوعاتى دروغ مى گويند، در راديو دروغ مى گويند، پشت تريبون دروغ مى گويند و خلاصه هر جا منافع آنها اقتضا كند دروغ مى گويند و تصور مى كنند هنرى كرده اند…
057570.jpg
»۳دكتر بقايى در خاطراتش مى گويد:«ناهار آخرى را آنجا (كاخ مرمر) خورديم و عرض كرديم كه بعد از ناهار بد نباشد كه برويم، موقعى كه خواستيم حركت كنيم يك كسى پيشنهاد داد كه چون خانه دكتر مصدق همان نزديك بود، خانه شماره ،۱۰۹ تقريباً دويست قدم فاصله داشت برويم چاى را منزل آقاى دكتر مصدق بخوريم. همه دسته جمعى رفتيم آنجا و نشستيم به صحبت و گفته شد خب اين چند روز ما با هم بوديم و يك زمينه فكرى واحدى در ما پيدا شده، خوبست كه اين تشكل را ادامه دهيم و حفظ كنيم…»۴ اين گروه روز يكم آبان ،۱۳۲۸ در خانه دكتر مصدق در شماره ۱۰۹ خيابان كاخ گرد آمده، در پايان اين نشست، بنيانگذارى جبهه ملى را اعلام مى كنند. بيست نفر نامبرده كه در بست نشينى دربار شركت كرده بودند بنيانگذاران جبهه ملى ايران مى شوند اما بسيارى از ايشان در سال هاى بعد مصدق را تنها گذاشته به مهره هاى رژيم شاه بدل مى شوند.
پى نوشت ها:
۱- خاطرات دكتر مظفر بقايى كرمانى، ص ۱۱۴ ‎/ ۲- نقل از كتاب جبهه ملى ايران از پيدايش تا كودتاى ۲۸ مرداد، نگارش كورش زعيم با همكارى على اردلان، صص۶۶ و ۳‎/۶۷- نقل از كتاب جبهه ملى ايران از پيدايش تا كودتاى ۲۸ مرداد، نگارش كورش زعيم با همكارى على اردلان، ص ۴‎/۶۸- خاطرات دكتر مظفر بقايى كرمانى، ص ۱۱۵
------------------
عكس هاى اختصاصى از راهپيمايى دكتر مصدق و يارانش به سمت كاخ مرمر (۲۲ مهر ۱۳۲۸)
نخستين اعتراض مدنى براى انتخابات آزاد

امير شهاب رضويان
057081.jpg
تابستان سال گذشته گذارم افتاده بود به شمال فرانسه و در شهر استراسبورگ. آقاى سيد مصطفى مترجم مدنى، پسر عموى مادرم را ملاقات كردم. از كودكى به يادش داشتم و از مادرم شنيده بودم كه در جوانى عكاسى مى كرده است، به خانه اش رفتم و همسرش سرور خانم، كه او هم دختر عموى مادرم است مادرانه پذيرايم شد. دو روز پيش آنها بودم و در خلال گپ و گفت هاى تاريخى كم كم فهميدم كه مدنى عكاسى خبرى را از اواخر دهه بيست آغاز كرده است و بسيارى از عكس هاى مربوط به آيت الله كاشانى و دكتر مصدق كار اوست. آرشيو بزرگى از نگاتيوهاى سياه و سفيد دارد. پس از انقلاب در فرانسه مقيم شده است و به دنبال چاپ و نشر عكس هايش نبوده است. ديدارمان در فرانسه پايان يافت و شهريور ماه امسال، خوشبختانه مدنى براى مدتى كوتاه به تهران آمد، فرصت غنيمت بود و طى چند روز مصاحبه اى مفصل با او انجام دادم و توانستم از آرشيو عكس هاى تاريخى اش تعدادى كپى تهيه كنم. مدنى كه سال هاى ميانى دهه هشتاد عمر را مى گذراند، چندان حوصله آرشيو كردن آنها را نداشت. نگاتيوها ۱۲۰ و ۱۳۵ بود و در يكى از آلبوم هايش به كنتاك هايى از عكس هاى روز شكل گيرى جبهه ملى برخوردم و مدنى سخاوتمندانه نگاتيوهايش را براى چاپ در اختيارم گذاشت كه سريعاً نسخه اى از عكس هاى منحصر به فردش تهيه كردم و نگاتيوها را به او عودت دادم. حافظه اش با وجود كبر سن هنوز خوب بود اما تاريخ دقيق وقايع را به خاطر نداشت. از روى تاريخ نگاتيوها فهميدم كه موضوع مربوط به سال ۱۳۲۸ است و مربوط به تحصن دكتر مصدق و همراهانش در كاخ مرمر.
057069.jpg
استاد ارجمند دكتر محمد باقر عاقلى كه تا امروز فقط تلفنى با او تماس داشته ام به كتابخانه مركز مطالعات تاريخ معاصر ايران راهنمايى ام كرد كه مسئولان آنجا هم بزرگوارانه اجازه استفاده از منابع موجود آنجا را به من دادند و توانستم، عكس هاى موجود را با واقعه تاريخى تطبيق دهم و جالب اينجا بود كه در هيچ يك از منابع، عكسى از اين روز تاريخى موجود نبود و اين بر ارزش كار مدنى به عنوان عكاسى كه اين سندهاى منحصر به فرد را از راهپيمايى دكتر مصدق از خانه اش تا كاخ مرمر تهيه كرده است، مى افزود.
057084.jpg
• درباره سيد مصطفى مدنى
متولد ۱۳۰۰ تهران، همدانى الاصل، فرزند سيد حسين مترجم مدنى (ملقب به مترجم نظام از طرف احمدشاه قاجار)، نواده سيد محمود صديق الاشراف از بازرگانان معتبر همدان و نتيجه مير على نقى لسان الملك مهردار و منشى مخصوص فتحعلى شاه است. از خانوادهاى قديم و ريشه دار كه در تحقيقى ديگر به ساير وابستگان وى نيز پرداخته ام، خلاصه اين كه شهيد مشروطيت سيد عبدالرزاق از مجاهدان فاتح تهران، سازنده طرح عدل مظفر سر در مجلس و ميرزاده عشقى از ديگر چهره هاى خانواده وى هستند. مدنى در سال ۱۳۱۵ به كلاس هاى على دريابيگى كه از آلمان به ايران برگشته است و در تئاتر شهردارى برگزار مى شود راه پيدا مى كند و در آنجا دوره بازيگرى مى گذراند. پس از آن تا سال هاى ۱۳۲۷ در تئاترهاى مختلف بازى مى كند و در فيلم توفان زندگى (۱۳۲۸) هم ايفاى نقشى كوچك به عهده اوست. به خاطر علاقه به عكاسى جذب حرفه عكاسى مى شود و پس از آشنايى با آيت الله كاشانى، از كار تئاتر فاصله گرفته بيشتر به عكاسى مى پردازد. خاطرات او بسيار شنيدنى است و اميدوارم كه به زودى بتوانم ترتيب تدوين و ويرايش و انتشار آن را بدهم. مدنى عكس هاى منحصر به فردى از دكتر مصدق، آيت الله كاشانى، نواب صفوى، سيد حسين امامى، خليل طهماسبى، شمس قنات آبادى، دكتر مظفربقايى، حسين مكى، ابوالحسن حائرى زاده و ديگر چهره هاى درگير در ماجراهاى سال هاى ۲۷ تا ۳۲ دارد. وى مى گويد: «نواب به من مى گفت پسر عمو (چون هر دو سيد بوديم) تو همه چيزت خوب است الا اين صورت تراشيدنت. من هم مى گفتم من صورتم را نمى تراشم، ماشين مى كنم!»مدنى مى گويد در آن سال ها فقط ۳ نفر با نام مصطفى مجاز به ورود به دربار بودند: مصطفى كاشانى، مصطفى الموتى و مصطفى مدنى.مدنى فقط يك بار تعدادى از اين عكس ها را پس از انقلاب به حسين مكى داده است و او هم در مقابل يك جلد از كتاب سلطان احمد شاه قاجار به او هديه كرده است.
[pitc]
• شرح واقعه و عكس ها
دوره پانزدهم مجلس شوراى ملى با اكثريتى كه در اثر دخالت هاى مستقيم دولت به مجلس راه مى يابند در تاريخ ۲۵/۴/۱۳۲۶ تشكيل مى شود. دكتر مصدق كه به خاطر تقلب هاى انتخاباتى وابستگان دربار به مجلس راه نيافته است به احمد آباد مى رود. دربار و ارتش زمينه ساز تحكيم قدرت شاه هستند و پيش زمينه هاى اين قدرت طلبى، پيشنهاد تصويب لايحه الحاقى گس، گلشائيان به مجلس و دادن اختيار انحلال مجلس به شاه توسط مجلس موسسان است، اما با وجود برنامه ريزى هاى دولت و دربار، اقليتى كه تدريجاً در مجلس شكل مى گيرد از تصويب لايحه جلوگيرى مى كنند و اين افراد از جمله حسين مكى و دكتر مظفر بقايى كرمانى و حائرى زاده كم كم مورد توجه دكتر مصدق قرار مى گيرند كه نهايتاً از مصدق براى سازماندهى مبارزه با تقلب هاى دولت و دربار در انتخابات مجلس سنا و دوره شانزدهم مجلس در سال ۱۳۲۸ دعوت مى كنند و همزمان با آن با اعتراض گسترده مطبوعات نسبت به شرايط انتخابات روبه رو هستيم. دكتر حسين فاطمى در سر مقاله هاى باختر امروز مى نويسد:
057075.jpg
«شماره ۱۶ شهريور ۱۳۲۸: سر نيزه را از انتخابات برداريد»
«شماره ۷ مهر ۱۳۲۸: از اين انتخابات آزاد ما، دنيا خجالت مى كشد»
«شماره ۱۲ مهر ۱۳۲۸: اين انتخابات رسوا مردم را به ستوه آورده است»
دكتر مصدق ديدارى با نمايندگان و مديران مطبوعات در روز ۱۸/۷/۱۳۲۸ در خانه اش در خيابان كاخ شماره ،۱۰۹ انجام مى دهد كه حاضران قرار مى گذارند براى اعتراض به انتخابات فرمايشى به تحصن در دربار اقدام كنند. در اين نشست افراد زير حاضرند:جلالى نائينى مدير روزنامه كشور، عباس خليلى مدير روزنامه اقدام، مهندس زيرك زاده مدير روزنامه جبهه، عميدى نورى مدير روزنامه داد، دكتر حسين فاطمى مدير روزنامه باختر امروز، احمد ملكى مدير روزنامه ستاره و حسين ملكى كه همگى به دكتر مصدق اختيار تام مى دهند تدبيرى بينديشد.دكتر مصدق طى اعلاميه اى خطاب به ملت ايران مى گويد:«ما تصميم گرفته ايم كه روز جمعه ۲۲ مهرماه دو ساعت قبل ازظهر در جلو سر در سنگى اعليحضرت حاضر شويم. اى مردم ما را تنها و بى كس نگذاريد.» بنا به گفته نويسندگان كتاب جبهه ملى ايران از پيدايش تا كودتاى ۲۸ مرداد، در روز موعود يعنى ۲۲ مهر ماه ،۱۳۲۸ جمعيتى حدود ده هزار نفر در خيابان كاخ برابر خانه دكتر مصدق گرد مى آيند و دكتر مصدق پيشاپيش جمعيت به سوى سردر سنگى (كاخ مرمر) به راه مى افتد.
عكس شماره ۱: كه به گفته مدنى در خانه دكتر مصدق برداشته شده، مربوط به خروج مصدق از عمارت خانه اش است و نطقى كوتاه كه روى پله هاى عمارت براى حاضران ايراد مى كند و به تاسى از گاندى مردم را به يك راهپيمايى آرام دعوت مى كند. در اين عكس مرد جوانى كه در جلو ايستاده است سعيد فاطمى خواهرزاده يا برادر زاده دكتر فاطمى است و مدنى نفر سمت راست دكتر مصدق را يكى از ماموران مخفى پليس مى داند كه هميشه در كنار مصدق بوده است. از نفرات پشت سر عباس خليلى و دكتر سنجابى قابل تشخيص هستند. با خروج مصدق از خانه و ورود به خيابان، جمعيت با وى همراه مى شوند. دكتر مظفر بقايى كرمانى در خاطراتش مى گويد:«يك روزى معين شد كه مردم بيايند آنجا براى تحصن. عجيب همه مردم استقبال كرده بودند. يعنى تمام طول خيابان كاخ تا خيابان سپه، تمام اين خيابان ها و كوچه هايى كه از كاخ به پهلوى مى رود، تمام اينها پر جمعيت بود.... البته اين جمعيت چند هزار نفرى را هم توى روزنامه اطلاعات نوشته بود صد و هشتاد نفر، اين هم يادتان باشد.»
057066.jpg
عكس شماره ۲: دكتر مصدق را بين جمعيت نشان مى دهد. مرد سر طاسى كه به نظر مدنى از ماموران مخفى پليس است، در سمت چپ مصدق ايستاده، سمت راست مصطفى الموتى و در كنار مرد كلاه شاپو بر سر، شمس الدين اميرعلايى ديده مى شود. پشت سر دكتر مصدق، دكتر كريم سنجابى و حائرى زاده ديده مى شوند و مدنى متاسفانه بقيه افراد را به خاطر نمى آورد.
عكس شماره۳: در جلوى تصوير حسين مكى و دكتر حسين فاطمى ديده مى شوند و در سمت چپ دكتر مصدق، حائرى زاده و در سمت راست مصطفى الموتى، عباس خليلى و سعيد فاطمى ايستاده اند.
عكس شماره ۴: مدنى مى گويد در ميانه راه، يك بار جوانكى به نام حسن كه ته ريش داشت و سرش را تراشيده بود، روى يك بلندى رفت و فرياد زد كه «اى مردم من ديشب خواب نما شده ام كه مصدق كودتا مى كند و رئيس جمهور مى شود، بلافاصله دو نفر كه به نظر پليس مخفى بودند او را پائين آورده و دستگير كردند.» چهره خشمگين مامور سمت چپ قابل توجه است. حاج مهدى عراقى از اعضاى فدائيان اسلام كه از شركت كنندگان در اين تجمع بوده است، مى گويد: «وقتى مصدق آمد، يك فردى شروع كرد به شعار دادن و صلوات فرستادن. مصدق گفت: سكوت شعار ماست. هر كسى كه سكوت نكند از ما نيست. . . ما از اينجا به طرف دربار مى خواهيم برويم. برويم صحبت هايمان را با شاه تمام كنيم، از اينجا كه حركت كرديم، فقط سكوت. اگر كسى سكوت نكرد و شعارى داد فوراً او را بگيريد... البته نرسيده به دربار، يك جوانكى شروع كرد به نابودى شاه و براى مصدق شعار دادن كه مصدق گفت اين را بگيريد. تا بچه ها ريختند بگيرند او را، فرار كرد.»
عكس شماره ۵ دكتر مصدق را بين جمعيت نشان مى دهد، در اين عكس گروهبان دومى كه گويا دارد جمعيت را هدايت مى كند جالب است.

برگشت

letzte Änderungen: 17.11.2016 5:55