حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
فلسفه،مردم شناسی،جامعه شناسی،علوم سیاسی فيلم و سينما تئاتر و موزيكال موزيك و كنسرت معرفي فرهنگ و ادبيات ايران و كشورهاي همسايه رسانه های همگانی سیاست های آموزشی رژیم اسلامی شعرو معرفی کتاب و نقد بر آن فرهنگ ، آداب و رسوم، جشن های ایران زمین anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

آموزش قرآن در مقطع پيش دبستانی ساماندهی می‌شود


نشست« آموزش قرآن در مقطع پيش دبستانی» به همت بخش آموزش شانزدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در اين نشست كه امشب 15 شهريور ماه در سالن شماره يك نشست‌های شانزدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار شد، «عباس سلحشور خراسانی» مسئول گروه ابتدايی وزارت آموزش و پرورش ضمن بيان ضرورت ساماندهی آموزش قرآن در مقطع پيش دبستانی گفت: در سال‌های اخير پراكندگی موضوعات مطرح شده موسسات مختلف در زمينه آموزش قرآن در مقطع پيش‌دبستانی مشكلات زيادی را برای والدين و خود كودكان رقم زده است و انتخاب يك شيوه صحيح و قابل استفاده در تمامی مراكز بسيار ضروری به نظر می‌رسد.

سلحشور خراسانی در ادامه افزود: در سنين كودكی و به خصوص در دوران پيش دبستانی خانواده نقش موثری را در آموزش قرآن به كودكان ايفا می‌كند و با توجه به اين كه يادگيری كودكان در اين سنين بسيار سريع و ماندگار است مناسب است كه خانواده‌ها با اتخاذ روش‌های صحيح آموزشی راه فراگيری كودكان خود را هموار كنند.

مولف كتاب‌های ابتدايی آموزش و پرورش با بيان اين كه انس با قرآن در خانواده تاثير زيادی روی كودكان می‌گذارد گفت: ايجاد فضای قرآنی در خانواده كودك را با قرآن مانوس می‌كند و خانواده‌ها با ابزارهايی نظير وسايل بازی و غيره می‌توانند اين انس را در كودك ماندگار كنند.

سلحشور خراسانی در پايان گفت: مراكز پيش دبستانی در زمينه آموزش قرآن در واقع نقش كمكی خانواده‌ها را ايفا می‌كنند و به زودی طرح يكسان شدن آموزش قرآن در مقطع پيش دبستانی در تمامی مراكز پيش دبستانی كشور به اجرا در می‌آيد.

دينه، 15 شهریور ماه 1387 برابر با 2008 Friday 05 September

رژیم احمدی نژاد که تشکلی از انسان هائی با حداکثر 10 کیو درجه هوشیاری و استعدادند امر فرهنگی کشور را به عنصری ناتوان و فاقد صلاحیت زیر عنوان وزیر آموزش و پروش واگذار کرده اند. بطوری که "«. حداقل ۹۰ درصد از قشر فرهنگيان از وزير» ناراضی اند . طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش در دستور کار مجلس


شش ماه پس از انتخاب عليرضا علی احمدی به عنوان وزير آموزش و پرورش، مجلس شورای اسلامی طرح استيضاح وی را در دستور کار خود قرار داد.

استيضاح وزير آموزش و پروش به امضای ۸۲ نماينده مجلس رسيده است و نخستين مورد استيضاح يک وزير دولت محمود احمدی نژاد در مجلس هشتم به شمار می رود.

نمايندگان در طرح خود پنج محور را برای استيضاح آقای علی احمدی مطرح کرده اند و می گويند که «بی توجهی به اجرای قوانين موجود از جمله قانون برنامه چهارم توسعه» ، «بی توجهی محض در امر استخدام معلمان حق التدريس» و «نارضايتی حداقل ۹۰ درصد از قشر فرهنگيان از وزير»، از جمله دلايل بازخواست وی است.

عليرضا علی احمدی که رييس دانشگاه پيام نور بوده است ۳۰ بهمن ماه سال گذشته و با ۱۳۳ رای موافق به عنوان وزير آموزش و پرورش از مجلس هفتم رای اعتماد گرفت.

وی از افراد نزديک و همفکر با محمود احمدی نژاد به شمار می رود و در ماه های گذشته خواستار تغييراتی در وزارت آموزش و پرورش و مواد درسی دانش آموزان با رويکرد به مسائل دينی شده بود.

استیضاح علیرضا علی احمدی در شرایطی مطرح می شود که محمود احمدی نژاد با بحران دیگری در کابینه خود روبرو است و آن نیز ادامه جنجال ها در مجلس و محافل سیاسی بر سر مدرک تحصیلی علی کردان، وزیر کشور و اظهارات اسفندیار رحیم مشایی در باره «اظهار دوستی» با مردم اسرائیل است.

آقای علی احمدی جانشين محمود فرشيدی، وزير سابق آموزش و پرورش شد که از مقام خود استعفاء داده بود.

استیضاح علیرضا علی احمدی در شرایطی مطرح می شود که محمود احمدی نژاد با بحران دیگری در کابینه خود روبرو است و آن نیز ادامه جنجال ها در مجلس و محافل سیاسی بر سر مدرک تحصیلی علی کردان، وزیر کشور و اظهارات اسفندیار رحیم مشایی در باره «اظهار دوستی» با مردم اسرائیل است.

«غیر آموزش و پرورشی بودن وزیر»

در طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش که روز چهارشنبه توسط هيئت رييسه مجلس شورای اسلامی اعلام وصول شد، «غير آموزش و پرورشی بودن علی احمدی» و «ناتوانی در شناخت مشکلات اين بخش و ايجاد بحران بحران غير قابل کنترل در سراسر کشور» از ديگر دلايل برای استيضاح وی عنوان شده است.

اين طرح در نيمه دوم مردادماه و با ۶۰ امضاء تهيه شد ولی به دليل تعطيلات تابستانی مجلس در دستور کار آن قرار نگرفت.

گزارش خبرگزاری های ايران حاکی است که پس از تهيه طرح استيضاح، فراکسيون فرهنگيان مجلس از عليرضا علی احمدی دعوت کرد تا در نشستی با نمايندگان به پرسش های آنها پاسخ دهد.

اين گزارش ها می افزايد که نشست ۱۰۰ نماينده با وزير آموزش و پرورش موفقيت آميز نبود و پاسخ های وی قانع کننده نبود.

عليرضا علی احمدی دومين وزير آموزش و پرورش دولت محمود احمدی نژاد است که توسط مجلس استيضاح می شود. ارديبهشت ماه سال گذشته، محمود فرشيدی نيز توسط مجلس استيضاح شد ولی وی توانست که رای اعتماد نمانيدگان دوره هفتم مجلس را کسب کند.

آقای فرشيدی آذرماه سال گذشته ناچار شد که از مقام خود کناره گيری کند. دليلی برای اين استعفاء اعلام نشد ولی پاره ای از صاحبنظران فشارهای محمود احمدی نژاد در اين زمينه را بی تاثير ندانستند.

در صورتی که وزير آموزش و پرورش نتواند رای اعتماد مجلس هشتم را کسب کند، وی نهمين وزير دولت آقای احمدی نژاد خواهد بود که از سمت خود کنار می رود.

در طول سه سال فعاليت دولت محمود احمدی نژاد، وزيران کشور، رفاه و تامين اجتماعی، صنايع و معادن، نفت، تعاون، آموزش و پرورش و اقتصاد از کار برکنار شده يا استعفا کرده بودند.

همچنين جمال کريمی راد، وزير دادگستری دولت نهم، دی ماه سال ۸۵ بر اثر تصادف رانندگی جان باخت و غلامحسين الهام، جانشين او شد.


03.09.2008

60 درصد دانشجویان تقلب می کنند



بر اساس یک پژوهش انجام گرفته که یافته های آن در "همایش ملی آسیب شناسی مسائل جوانان" ارایه شد، 60 درصد دانشجویان مورد پرسش اظهار داشتند که به روش های مختلف تقلب می کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، همایش ملی آسیب شناسی مسائل جوانان با حضور جمعی از کارشناسان و صاحبنظران این رشته صبح روز چهارشنبه 4 اردیبهشت ماه در دانشگاه شیراز آغاز به کار کرد.

دکتر سعید معیدفر دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران در جریان برپایی "همایش ملی آسیب شناسی مسائل جوانان" با اعلام خبر افزد: یافته های این پژوهش که روی 1500 دانشجو انجام شده بیانگر آن است که در حوزه های آموزش تحصیلی با آمارهای نگران کننده ای روبرو هستیم و یکی از مهمترین آسیب ها به دانشجویان در این دو حوزه صورت می گیرد.

وی ادامه داد: در نظر سنجی از دانشجویان نامبرده مواردی از قبیل تقلب در تکالیف درسی و امتحان و غیبت در کلاس از سوی نیمی از دانشجویان اعمالی بدون اشکال تلقی شده است.

رئیس انجمن جامعه شناسی ایران با ابراز نگرانی از سلامت علمی دانشگاه ها، اظهار داشت: مدرک گرایی به جای توجه به محتوا سبب شده که نگرش های فوق، قبح تقلب و کم کاری دانشجویان را از بین برده که این امر سلامت علمی دانشگاه ها را زیر سئوال می برد.

وی گفت: پژوهش مورد اشاره روی گروه گروه های مختلف آسیب های اجتماعی دانشجویان انجام گرفته که یافته های آن در همایش آسیب شناسی مسائل جوانان ایران شده است.

لازم ذکر است، همایش ملی آسیب شناسی مسائل جوانان که با هدف ارایه گزارشی از وضعیت آسیب های مورد بررسی در سطح جامعه روز چهارشنبه 4 اردیبهشت ماه در محل دانشگاه شیراز آغاز به کار کرده است، فردا نیز به کار خود ادامه می دهد.از مهر


علی احمدی: تغيير در کتابهای درسی دختران و پسران می تواند از دبستان آغاز شود


سرپرست وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ايران در سخنانی عنوان کرده است که تغيير در کتابهای درسی دختران و پسران می تواند از دبستان آغاز شود.

به گفته علی احمدی دختران و پسران در يک رده سنی دارای ويژگيهای عقلی روحی و نيازمنديهای متفاوتی هستند.
03/02/2008


برنامه های دولت برای ترویج ادبیات دینی در آموزش و پرورش


مقامات وزارت آموزش و پرورش از ادامه برنامه هایی خبر می دهند که از آنها «رویکرد تبعيض آميز» برداشت می شود.

در حالی که سرپرست اين وزارتخانه و وزير احتمالی اين وزارتخانه «جداسازی کتاب های درسی دانش آموزان دختر و پسر» را يکی از برنامه های خود اعلام کرده است، اقدامات مشابه ديگری از جمله «اعطای نشان سيادت» نيز به گفته ساير مديران اين وزارتخانه به اجرا در آمده است.

تبعيض جنسی و نژادی؟

طی روزهای اخير اظهارات سرپرست وزارت آموزش و پرورش در خصوص جداسازی کتب درسی دانش آموزان دختر و پسر بازتاب های گسترده ای در رسانه ها داشت اما اين وزارتخانه برنامه های دیگری را در دست اجرا دارد که از سوی صاحبنظران، «تبعيض آميز» توصیف شده است.

اعلام جداسازی کتب درسی دانش آموزان دختر و پسر و تدوين آن براساس ويژگی های جنسيتی و نژادی از سوی عليرضا علی احمدی در همايش برنامه درسی ملی صورت گرفت.

وی در اين همايش طی سخنانی گفت: «در تدوين برنامه درسی علاوه بر ويژگي های جنسيتی، ويژگي های قومی و نژادی و جغرافيايی نيز بايد لحاظ شود.»

آقای علی احمدی که سخنانش از سوی خبرگزاري های رسمی انتشار يافت، گفت: «اين واضح است که کتاب های درسی بايد متناسب با نيازها و ويژگي های دانش آموزان، آينده زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آنها، نيازهای روحی، روانی و عقلانی آنها تنظيم شود.»

وی با اشاره به آن چه «نيازهای متفاوت روحی، روانی و جسمی دختران و پسران در شرايط سنی مشابه» ناميده گفته است:«ضرورت دارد در برنامه درسی ملی و به تبع آن کتاب های درسی به اين نيازها پاسخ گويد.»

سرپرست وزارت آموزش و پرورش در عين حال اظهار داشت: «هدف هيچ کدام از اين تغيير و تحولات ايجاد ممنوعيت و محدوديت برای خانم ها نخواهد بود.»

وی برنامه جداسازی کتب درسی را فراتر از جداسازی جنسيتی عنوان کرد و اعلام کرد: «در تدوين برنامه درسی علاوه بر ويژگي های جنسيتی، ويژگي های قومی و نژادی و جغرافيايی نيز بايد لحاظ شود.»

علی احمدی با اين استدلال که يک نوجوان عشاير و يک نوجوان شهری تفاوت هايی دارند، اضافه کرد که «کتاب درسی بايد به نوجوان عشايری حماسه و رشادت و به نوجوان شهری قوانين را بيش از ساير موارد آموزش دهد.»

علی احمدی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش گفته است: «کتاب درسی بايد به نوجوان عشايری حماسه و رشادت و به نوجوان شهری قوانين را بيش از ساير موارد آموزش دهد.»

«توجه به مبانی ارزشی و اعتقادی در کتاب های درسی» از ديگر مواردی است که سرپرست وزارت آموزش و پرورش خواستار اعمال آن در کتب درسی شده است.

وی همچنين تدوين کنندگان کتاب های درسی را از تحقيق و پژوهش در فلسفه آموزش و پرورش برحذر داشته و گفته است: «تحقيق و پژوهش در فلسفه تعليم و تربيت کار مولفان نيست و ايشان بايد با اشاره به سند و برنامه درسی ملی محتوای کتابها را تنظيم کنند.»

«جداسازی جنسيتی» در مدارس ايران از اولين سال های پس از انقلاب تاکنون طی چند مرحله به اجرا در آمده است.

در اولين مرحله از سال ۱۳۵۹ مدارس مختلط برچيده شد و مدارس در کليه سطوح به مدارس دخترانه و پسرانه تقسيم شدند. پس از آن در اوايل دهه ۶۰ حضور معلمان و دبيران زن در مدارس راهنمايی و دبيرستان ممنوع و در سطح دبيرستان نيز دچار محدوديت شد .

«حذف دبيران مرد از مدارس دخترانه» نيز پس از بيش از دو دهه با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد بار ديگر در دستور قرار گرفت و طی سال های ۸۵ و ۸۶ محمود فرشيدی با صدور بخشنامه هايی به کليه ادارات و سازمان های آموزش و پرورش شهرها و استان های کشور دستور ممنوعيت ورود معلمان مرد به مدارس دخترانه را صادر کرد؛ اما به گفته مديران ميانی وزارت آموزش و پرورش، اين بخشنامه ها به دليل محدوديت در نيروی انسانی به صورت کامل به اجرا در نيامد .

«تثبیت جایگاه رفیع امامت در بین دانش آموزان»

«جداسازی جنسيتی» اما تنها برنامه ای نيست که دولت قصد اجرای آن را در مدارس دارد.

طی چند هفته اخير مديران ارشد وزارت آموزش و پرورش از برنامه های مشابه ديگری نيز خبر دادند؛«اعطای نشان سيادت» و «ستاره دار کردن مدارس» دو مورد از اين طرح های مشابه هستند.

«نشان سيادت» نشانی است که از سوی تشکلی به نام «انصار المهدی» از تشکل های وابسته به معاونت پرورشی اين وزارتخانه در هفته های اخير به اجرا در آمد.

ساعد رمضانعلی، يکی از مجريان اين طرح در اوايل دی ماه امسال به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گفت: اين نشان به دانش آموزانی اعطا می شود که خانواده آنان در شمار«سادات» هستند.

وی در عين حال گفت: هدف از اجرای چنين طرحی «در تثبيت جايگاه رفيع امامت و ولايت در بين دانش آموزان» است.

«اسلامی کردن مدارس و مراکز آموزشی» عنوان کلی بهانه ای است که وزارت آموزش و پرورش در دوره رياست جمهوری آقای احمدی نژاد تبعيض های جنسيتی و نژادی را تحت پوشش آن به اجرا در آورده است.
برخی از منتقدان وزارت آموزش و پرورش اخيرا به مقامات وزارت آموزش و پرورش در مورد استفاده ابزاری و سياسی از اين وزارتخانه هشدار داده اند اما مقامات اين وزارتخانه می گويند که آنان در حال انجام ترويج تربيت دينی هستند.

محمود فرشيدی وزير برکنار شده و علی رضا علی احمدی، سرپرست فعلی اين وزارتخانه هر دو تاکيد کرده اند که اين برنامه ها را«مطابق با تاکيد رهبر جمهوری اسلامی» اجرا می کنند. با اين حال ناظران در ايران می گويند که اين اقدامات تحت نظارت برخی از روحانيان تندرو اجرا می شود.

احيای معاونت پرورشی که در سال ۸۰ منحل اعلام شده بود نيز از جمله برنامه های اسلامی کردن مدارس به شمار می رود که پس از گرفتن مصوبه ای از مجلس شورای اسلامی در هفتم تير ۸۵ آغاز شد.

محمد باقر پيش نمازی، معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش روز شنبه، ششم بهمن ماه، خبر داد که برای احيای اين معاونت از مهر ماه سال جاری تاکنون ۲۳ هزار مربی پرورشی به مدارس وارد شده اند.

وی پنج هزار نفر از اين افراد را استخدام های جديد و ۱۸ هزار نفر ديگر را «نيروی پرورشی علاقه مند به اين حوزه » ناميده اما نگفته که اين تعداد داوطلب از سوی چه نهادی در اختيار وزارت آموزش و پرورش قرار گرفته و يا دوره های آموزشی را در کجا گذرانده اند.

اين اقدام در حالی صورت می گيرد که اين وزارتخانه از تعيين تکليف بيش از ۵۲ هزار معلم حق التدريس به دليل کمبود بودجه خوداری کرده است.

برخی از منتقدان وزارت آموزش و پرورش و از جمله کاظم اکرمی، وزير اسبق آموزش و پرورش اخيرا به مقامات وزارت آموزش و پرورش در مورد استفاده ابزاری و سياسی از اين وزارتخانه هشدار داده اند اما مقامات اين وزارتخانه می گويند که آنان در حال انجام ترويج تربيت دينی هستند.

علی رضا علی احمدی، سرپرست اين وزارتخانه که در انتخابات ريات جمهوری سال ۸۴ مدير برنامه ريزی ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد بود، گسترش تربيت دينی را هدف اصلی آموزش و پرورش اعلام کرده است. وی در عين حال تاکيد کرده است: «اموری مانند اداره شبانه روزي ها، ساخت فضاهای آموزشی، توزيع شير، البسه و نوشت افزار، اداره آموزشکده های فنی و مديريت آموزش استثنايی و تربيت بدنی از وظايفی است که توسط دستگاه های ديگر نيز قابل توليد است اما به واسطه انجام آن در آموزش و پرورش، برخی کارهای اساسی مانند توسعه فناوری، پژوهش، مهارت های مختلف زندگی و تفکر خلاق بر زمين مانده است.»بیژن یگانه 29.01.2008

معاون نهضتِ سوادآموزی رژیم اسلامی: حدود ۲۲ميليون نفر در ايران بيسواد و
کم سوادند


طبق آمار سرشماری نفوس و مسکنِ سال ۱۳۸۵ نه ميليون و هشتصد هزارنفر از مردم
ايران بيسوادند. پرويز کوثری، معاون نهضتِ سوادآموزی، در نشستِ ديروز شورای
اداری شهرستانِ شهسوار گفت، «بيسوادی بايد بعنوان يک نقيصه و مُنکَر در جامعه
پذيرفته شود.» وی افزود حدود ۲۲ ميليون نفر در ايران بيسواد و کم سوادند.03.01.2008


مدارس ایران به طزر نگران کننده ای به سوی افکار رادیکالی و افراطی کشیده می شود .



از سرکوب تمامی اقشار جامعه _از پرفسور و استاد دانشگاه گرفته تا گارگر_ و از بستن سایت ها و روزنامه ها و خفه کردن ملت و از فعالیت های غیر قانونی سپاه ، بسیج و وزارت اطلاعات و از بسیاری دیگر از این مشکلات که بگذریم به موضوعی می رسیم که به نظر من آنقدر که مهم است و این اهمیت را افراط گرایان حکومتی جمهوری اسلامی درک کرده اند ، به آن توجه کافی نمی شود ؛ موضوعی که می تواند اثرات مخرب جبران ناپذیری به جامعه ایران و حتی خاورمیانه بگذارد ؛ موضوعی که امروز جمهوری اسلامی سخت در کوشش است که از این راه برای آینده خود برنامه ریزی کند . بله این موضوع چیزی نیست به جز شسشوی مغزی فرد از دوران کودکی و نوجوانی و این که فرد چگونه رام شود تا در زمان مناسب بتواند هدف آقایان را برآورده کند .
این اقدامات بسیار گسترده و برنامه ریزی شده است که به تفصیل به آنها می پردازیم . ابتدا سخن از تشکلی است که در مدارس با حمایت مالی از سوی آموزش و پرورش ایجاد شده است به نام هسته امر به معروف و نهی از منکر ؛ اختصاص یک تابلوی اعلانات درخور توجه و حمایت همه جانبه از امکانات این تشکل است . مشخص است که این نهاد تندرو از نهادهای پیرو امر به معروف و نهی از منکر که در جامعه فعالیت دارند ،است.
در تابلو اعلانات این تشکل می توان مقاله هایی در رابطه با اینکه خامنه ای کسی است که از سوی خدا تعیین شده و اینکه فلان عارف و یا فلان فقیه قبل از رسیدن وی به رهبری احتمالا در ماه چهره خامنه ای را هم دیده اند . و یا ربط دادن احادیث امامان به خمینی ، خامنه ای و جمهوری اسلامی؛ همچنین مقالاتی درباره لزوم اجرا امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و این که جامعه بدون این نهاد و این فعل به سوی زوال خواهد رفت . خلاصه اینکه من در این تابلوها مطلب مفیدی ندیدم . کارکرد این تشکل و یا بهتر است بگوئیم نهاد دولتی در مدارس همانند همان نیروی امر به معروف است .
به غیر از فعالیت هایی این چنین، به تازگی سرداران،سرهنگها و سربازان سپاه و بسیج هم به مدارس رفت و آمد می کنند. این درجه داران برای سخنرانی و به گفته خودشان آگاه کردن بچه ها به مدارس می روند . موضوع سخنرانی آنها دقیقا همان صحبت هایی است که هر روزه آقای خامنه ای و احمدی نژاد عنوان می کنند ؛ مثل ضرورت محو اسرائیل از کره زمین ، نائب امام زمان بودن خامنه ای ، قدرت ارتش اسلام ، بازگویی قدرت ارتش اسلام در جنگ با یهودیان در لبنان و پیروزی جبهه اسلام و از همه مهمتر اندیشه شهادت طلبی و ایجاد آمادگی برای کشته شدن در راه اسلام ناب محمدی و لزوم وجود این عملیات های انتحاری . تزریق اندیشه شهادت طلبی و ایجاد این گونه تفکرات در بین نوجوانان از هدف های بسیار جدی و با برنامه حکومت است ؛ با عنوان کردن اینکه داشتن افراد شهادت طلب از هر نوع سلاح پیشرفته ای در دنیا کارآمدتر است و اینکه همیشه اسلام با این نوع شهادت طلبی ها به پیروزی رسیده است . که البته لازم به ذکر است بنده به لحاظ اعتقادی مخالفتی با فدا کردن جان در راه رسیدن به حق ندارم همانطور که حضرت امام حسین (ع) در راه رسیدن انسانها به آزادی و تحقق آرمانهای انسانی نه تنها جان خود را فدا کرد بلکه مانع خانواده خود از این کار هم نشد . ولی باید دانست که این کار آیا درست انجام می شود یا خیر ؛ باید دید فدا کردن جان در چه راهی است و برای چه کسی است . حکومت و افراد حکومتی سعی بر این دارند که شهادت طلبی در این زمان در راه حمایت از دولت جمهوری اسلامی را با شهادت طلبی در زمان صدر اسلام و شهادت طلبی های انسانهای فرهیخته ای چون سمیّه ، ابوذر و یا اصحاب امام حسین (ع) پیوند بزنند و درست یا نادرست بودن این را هر کسی می تواند تشخیص دهد .
آنها به گفتن و بحث در این رابطه و اثبات آن بسنده نمی کنند ؛ در روز سیزده آبان همین سال اگر به میان دانش آموزانی می رفتید که اکثر آنها یا به زور آمده بودند و یا به دلیل فراغت از کلاس و گرفتن نمره تشویقی به راهپیمایی رفته بودند ؛ صحنه وحشتناکی می دید ، کفن پوش بودن بسیاری از دانش آموزان چه دختر و چه پسر در حالی که پیشانی بند به صورت داشتند و شعار می داند:« وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد» شما را قطعاً به فکر وا می داشت . وقتی من این صحنه را دیدم به عمق و جدّی بودن قضیه پی بردم . فکر کنید یک عده نوجوان چنان تحت تأثیر قرار گرفته بودند که به کفن پوشانی زنده تبدیل شده بودند .
اندیشه شهادت طلبی بسیار تبلیغ می شود . در دو سال گذشته سیمای جمهوری اسلامی تجمّعی را نشان می داد که داوطلب شده بودند تا در صورت حمله آمریکا به تأسیسات هسته ای ایران با عملیات انتحاری مواضع آمریکا در افغانستان و عراق را مورد هدف قرار دهند .
در بین وقت های استراحت تا تقریباً دو سال و نیم پیش موسیقی هایی پخش می شد که کلاسیک یا پاپ به زبان فارسی بودند ؛ ولی در حال حاضر از این وقت هم استفاده می شود و آهنگ های حماسی عربی با بدترین شکل پخش می شود و این کاملاً هماهنگ با نماهنگ هایی که تلویزیون پخش می کند .

علاوه بر ترویج این افکار اندیشه ضد اسرائیلی ، ضد یهودی و ضد صهیونیستی بسیار در حال رشد در بین محصلان است . در جلوی در ورودی بسیاری از مدارس در تمام مقاطع پرچم اسرائیل نقاشی شده است تا هر روز قبل و بعد از کلاس رفتن از روی پرچم کشور اسرائیل رد شوند .
« صهیونیست ضد اسلام است ، انسانهای غرب فقط در پی بدست آوردن مادیات هستند و اخلاقیات انسانی را مهم نمی دانند ، آمریکا با همکاری انگلیس و اسرائیل در پی ضربه زدن به ملّت ایران است ، شهادت طلبی از پایه های اصلی اسلام است ، جبهه اسلام به رهبری خامنه ای در راه پیشرفت و پیروزی است ، ولایت فقیه نماینده امام زمان است و باید از او پیروی کرد و ...» اینها سخنانی است که ما در هر فرصتی که مسئولین مدرسه پیدا کنند و تریبون آزاد باشد می شنویم .
اینقدر که در مورد شهید فهمیده و همچنین دیگر شهدای کم سال ما تبلیغ می شود برای هیچ یک از شهدای دیگر تبلیغ نمی شود و نکته جالب توجه در اینجا این است که در مورد هیچ یک از شهدا از کلمات دفاع از وطن و یا جلوگیری از نفوذ بیگانگان استفاده نمی کنند و در مورد همه آنها عبارت دفاع از اسلام ، زنده نگه داشتن اسلام و از این دست عبارات استفاده می شود .
نکته دیگر که مناسبت زمانی هم دارد کشاندن دانش آموزان پای صندوقهای رأی است. در انتخابات گذشته ریاست جمهوری سن قانونی رأی دادن دو سال کاهش یافت. آنها (یعنی همان مسئولین مدارس و درجه داران سپاه ) با تلاش بسیار این دانش آموزان را که به لحاظ سنّی موقعیّت تصمیم گیری ندارند با دادن شعارهایی مانند جشن تکلیف سیاسی شماست(جلسه رئیس جمهور با رأی اولی ها یکی از آنهاست.) ، ما باید برای خود تصمیم بگیریم و یا اینکه همه افراد جامعه حق دخالت در امور کشور را دارند ، ترغیب می کنند تا آرای بیشتری در صندوق ریخته شود . جالب اینجاست که این دانش آموزان فقط هنگام رأی دادن حق دخالت دارند و اگر بخواهند در جایی صحبتی خلاف میل آقایان بکنند به آنها گفته می شود که شما با این سنّ کم صلاحیّت تصمیم گیری و اظهار نظر را ندارید، حتی در دانشگاه به دانشجویان در مقابل مخالفت با خودشان از کم سن و سالی و خامی دانشجویان سخن می گویند. آنها رأی دادن را برای بچه ها حفظ اسلام و نابودی کفّار توصیف می کنند و مشخّص است نوجوانان با بیان این صحبت ها و آگاه نبودن آنها نسبت که تبلیغات گسترده رژیم چه تصمیمی می گیرند .
در سالهای گذشته در مدارس جلساتی با عنوان جلسه پرسش و پاسخ وجود داشت که مسئولین مدارس و دانش آموزان جمع می شدند و دانش آموزان آزاد بودند هر سؤالی بپرسند ولی متأسفانه این جلسات هم دیگر برگزار نمی شود .
بر ضد دموکراسی و مردم سالاری زیاد سخن می رود و آنها امیدوارند بتوانند چهره ای زشت و ضد اسلامی از دولت هایی که حکومت مردم بر مردم دارند در میان نوجوانان نشان بدهند تا یک ذهنیّت بدی نسبت به دموکراسی پیدا کنند .
تمامی این اقدامات به هم پیوسته است و رژیم با تلاش هایی که می کند در پی این است که از این قشر به عنوان برگ برنده در کشور استفاده کند و در صورت بروز جنگ این نوجوانان مثل نوجوانانی که در جنگ ایران و عراق کشته شدند ، جهت کشته شدن برایشان آماده باشند . و در غیر اینصورت هم بوسیله شستشوی مغزی سعی می کنند که هر چه بیشتر جامعه را به انزوا بکشند و افراد بیشتری را از صحنه مبارزه با آنان خارج کنند . چون آنها می دانند که اگر این اقدامات را انجام ندهند فردی که در محیط شفاف و دور از جوسازی پرورش بیابد قطعاً در مقابل این رژیم فاشیستی به خاطر اعمال خارج از عقل آنان ایستادگی خواهد کرد و حتی این می تواند در سالهای بسیار نزدیک به برکناری رژیم هم ختم شود .
پس بر ماست که در مقابل این گونه اعمال رژیم با آگاه کردن نوجوانان و خصوصاً خانواده آنها نسبت به اینگونه خطرات اجتماعی که جامعه ما را تهدید می کند، عکس العمل هایی داشته باشیم تا در آینده به مشکلات بیشتری برخورد نکنیم ؛ زیرا به نظر من این مسئله بسیار مهم تر از این است که ما ساعت ها وقت خود را صرف اموری کنیم که خود رژیم ما را به آنها سرگرم کرده است و اگر از کنار این مسائل بی تفاوت عبور کنیم ضربات جبران ناپذیری را خواهیم خورد .

فعالان حقوق بشر در ایران 02.01.2008


«سه ميليون كودک ترک تحصيل كرده در ایران»



سازمان حمایت از کودکان سازمان ملل، یونیسف، در تازه ترین گزارش خود که روز دوشنبه منتشر شد اعلام کرد «دنیا باید هرچه بیشتر و سریعتر درجهت ایجاد جهانی مناسب برای کودکان تلاش کند.»

این در حالی است که کمتر از یک هفته پیش، یک فعال حقوق کودک در ایران اعلام کرده بود که «در حال حاضر سه میلیون کودک ترک تحصیل کرده در ایران هست.»

در همین زمینه، انجمن جامعه شناسی ايران روز چهارشنبه، چهاردهم آذر، نشستی با موضوع «هم انديشی در زمينه حقوق و مسايل كودكان» با حضور سازمان های غيردولتی فعال در اين حوزه، برگزار کرد.

بنا به نقل قول روزنامه سرمایه، یکی از سخنرانان این نشست خبر داد که «در حال حاضر سه ميليون كودک ترک تحصيل كرده داريم.»

كيهان ضيايی مهر، فعال حقوق كودک و مدير انجمن «رويش نهال جوان»، در سخنرانی خود همچنین گفت: «در زمينه ترک تحصيل، وضعيت دختران نامناسب تر از پسران است. چرا كه پسرها خود ترک تحصيل می كنند اما دختران، به خاطر مشكلات مالی خانواده، مجبور به ترک تحصيل می شوند و اين دختران يا در سیزده سالگی به ازدواج های زودرس تن می دهند يا بايد به عنوان پرستار از فرزندان ديگر خانواده مراقبت كنند.»

* «آمارهای مربوط به ترک تحصیل کودکان ایرانی بسیار متفاوت است و از یک میلیون و هفتصد هزار تا سه و نیم میلیون نفر را در بر می گیرد.»

شیرزاد عبداللهی، کارشناس مسائل آموزش و پرورش

اما شیرزاد عبداللهی، کارشناس تعلیم و تربیت در ایران، در گفت و گو با رادیو فردا می گوید: «آمارهای مربوط به ترک تحصیل کودکان ایرانی بسیار متفاوت است و از یک میلیون و هفتصد هزار تا سه و نیم میلیون نفر را در بر می گیرد.»

به گفته آقای عبداللهی، «گاهی حتی مراکز دولتی، مانند مرکز آموزش از راه دور آموزش و پرورش، برای دریافت بودجه بیشتر، آمار سه و نیم میلیون ترک تحصیل کرده را ذکر می کنند.»

بر اساس پيمان‌نامه حقوق كودک، كودكان بايد به عنوان شهروندان يک كشور محسوب شوند، اما آقای ضیایی مهر در سخنرانی هفته پیش خود گفت: «كودكان در ايران از حقوق شهروندی برخوردار نيستند و وابسته به خانواده محسوب می شوند؛ به طوری كه اگر خانواده نتواند از خدمات بهداشتی مناسب برخوردار شود، كودک هم برخوردار نخواهد بود و از آنجا كه كودک شهروند نيست، پس از حقوقی هم برخوردار نيست.»

به گفته شیرزاد عبداللهی، پوشش تحصیلی در ایران، با بیش از ۹۳ درصد، وضع بسیار مناسبی را برای آموزش و پرورش ایران در سطح منطقه پدید آورده است.

از تحصیل بازمانده ها

اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح می کند: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.»

ماده ۲۸ کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل، که سال ۱۳۷۰ به امضای جمهوری اسلامی ایران رسید، نیز برخورداری از آموزش و پرورش را حق تمامی کودکان زیر ۱۸ سال ذکر کرده است.

همچنین آمارهای متعددی که از پوشش تحصیلی در ایران ارایه می شود، جملگی، پوشش بیشتر از ۹۰ درصد را برای کودکان ذکر می کنند.

اما سبب چیست که برخی از دانش آموزان در میانه راه، از چرخه آموزش حذف می شوند و به ترک تحصیل روی می آورند.

مطابق اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی، «استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.»

شیرزاد عبداللهی می گوید: «یکی از دلایل ترک تحصیل، تفاوت زبان مادری با زبان رسمی است.»

به گفته وی، در برخی از مناطق، به خصوص در سال های اول مدرسه، این تفاوت به افت شدید تحصیلی منجر می شود و ترک تحصیل را در پی می آورد.

آقای عبداللهی، عوامل اجتماعی ـ فرهنگی را نیز از دیگر عوامل ترک تحصیل کودکان می داند: «مثلا در برخی روستاها مدرسه برای مقاطع بالاتر نیست و خانواده ها حاضر نیستند دخترانشان را به شهرها، بخش ها یا روستاهای دیگر بفرستند.»

* «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.»

اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی

کارشناسان یکی دیگر از عوامل ترک تحصیل را «فقر» می دانند. کودکان کار، کودکان حاشیه شهرها و کودکان خیابانی برخی از دسته های متعدد کودکانی هستند که به سبب فقر از تحصیل بازمی مانند.

شیرزاد عبداللهی، «خشونت در مدارس و روش های نادرست آموزشی» را نیز عاملی مهم در ترک تحصیل کودکان و نوجوانان می داند.

آموزش از راه دور؛ چاره کار؟

هفت سال پیش، سندی در باره آموزش از راه دور بین سازمان یونسکو و وزارت آموزش و پرورش ایران امضا شد که هدف آن، زیر پوشش قرار دادن دانش آموزانی است که به علل مختلف به مدرسه دسترسی ندارند.

آقای عبداللهی در گفت و گو با رادیو فردا می گوید: «آمارهایی که در این زمینه می دهند بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد؛ چون چنین کاری بسیار دشوار است و یک اداره دولتی نمی تواند از پس چنین کار بزرگی بربیاید.»

یکی از شعارهای یونسکو چنین است: «کار اصلی کودکان تحصیل است.» اما در کنار تمامی عواملی که برای ترک تحصیل دانش آموزان ذکر می شود، جامعه شناسان از علتی دیگر نیز سخن می گویند: تغییر نگرش.

به گفته تحلیلگران اجتماعی، «تغییر نگرش» عاملی اصلی در ترک تحصیل محسوب می شود. برخی از خانواده ها، به ویژه در مورد پسرانشان، به این نتیجه رسیده اند که تنها روش رسیدن به زندگی خوب «تحصیل» نیست.

11.12.2007

تعداد داوطلبان ورود به دانشگاه ها در ايران چندين برابر ظرفيت مراکز آموزش عالی است.
شادی «حذف کنکور» و نگرانی های نو


سرانجام و پس از اعمال چند اصلاحيه طرح حذف کنکور به تصويب شورای نگهبان رسيد و تا سال ۱۳۸۹ آزمون های سراسری ورودی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی حذف شده و نظام آموزشی عالی در ايران تحولی مهم را تجربه خواهد کرد.

طرح «پذيرش دانشجو دردانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور»، که حذف کنکور و جايگزينی نظام ديگری را برای ورود به دانشگاه ها پيش بينی می کند، در خرداد ماه به تصويب مجلس رسيد اما شورای نگهبان قانون اساسی چند بند از اين طرح از جمله ماده شش مبنی بر واگذاری گزينش داوطبان ورود به دانشگاه را به «کميته ساماندهی نظام پذيرش دانشجو»، متشکل از نمايندگان وزرای علوم، بهداشت، و آموزش و پرورش، رییس سازمان سنجش و رییس دانشگاه آزاد اسلامی، «دخالت در قوای مقننه و مجريه و مخالف قانون اساسی» ارزيابی کرد.

حذف کنکور که در پنج دهه و اندی گذشته سرنوشت ميليون ها جوان ايرانی را رقم زده است کم تر کسی را در ايران غمگين کرد اما قانون جديد نگرانی های بسياری را برانگيخته است.
طرح به مجلس بازگشت و پس اصلاح به تصويب نهایی رسيد.

حذف کنکور که در پنج دهه و اندی گذشته سرنوشت ميليون ها جوان ايرانی را رقم زده است کم تر کسی را در ايران غمگين کرد اما قانون جديد نگرانی های بسياری را برانگيخته است.

تقاضای بالا و ظرفيت اندک

تعداد داوطلبان ورود به دانشگاه ها در ايران چندين برابر ظرفيت مراکز آموزش عالی است.

گرايش جوانان به تحصيلات دانشگاهی در ايران در مقايسه با اغلب کشورهای جهان رقم بسيار بالایی را نشان می دهد و نظام آموزشی ايران با توليد نامناسب ديپلمه هایی که اگر به دانشگاه ها راه نيابند با بيکاری رو به رو خواهند شد، تحصيلات دانشگاهی را به نيازی گسترده بدل کرده است.

با اين همه در دو دهه گذشته درصد بالایی از فارغ التحصيلان دانشگاه ها نيز به دليل بحران اقتصادی، افزايش نرخ بيکاری و نامناسب بودن نظام آکادميک ايران با نيازهای واقعی بازار کار، با سرنوشت ديپلمه ها رو به رو شده و ارزش برخی مدارک دانشگاهی، به ويژه در عرصه های علوم انسانی، به ديپلم تقليل يافته است.

گزينش دانشجو بر مبنای آزمون های تستی کنکور به معنای آن بود که هر سال سرنوشت صد ها هزار جوان ايرانی در يک روز و در يک امتحان رقم می خورد.

فشار روانی، فضای رقابتی و بار منفی مردود شدن در کنکور به نابهنجاری های رفتاری و روانی بسيار و حتا خودکشی منجر می شد.

آزمون های تستی کنکور ميزان واقعی دانش و هوش داوطلبان را نشان نمی دادند و «تضمين موفقيت در کنکور» به حرفه موسساتی بدل شده بود که با دريافت مبالغ کلان داوطلبان را برای پاسخ های مناسب به تست های کنکور تربيت می کردند.

تعيين رشته تحصيلی نيز نه بر اساس استعداها و علائق واقعی داوطلبان که اغلب بر مبنای بخت و رتبه حاصل در آزمون تعيين می شد.

در کنار اين عوامل امکان دست بردن در رتبه بندی و دانشجويان سهميه ای نيز در دو دهه و نيم اخير ابعاد منفی کنکور را پر رنگ تر کردند.

قانون جديد ، ابعاد مثبت و منفی

مهم ترين بعد مثبت قانون جديد جايگزينی معدل دبيرستانی و سوابق تحصيلی داوطلب به جای عمکرد او در روز کنکور است اما سايه سنگين و نگران کننده در نظر گرفتن سوابق غير تحصيلی چون يکی از معيارهای مهم گزينش، بعد مثبت طرح را تحت الشعاع قرار می دهد.

بر اساس قانون جديد در آزمون های پذيرش سئوال های تشريحی و تفصيلی در کنار پرسش های تستی مطرح شده و «معدل دبيرستانی داوطلبان، پرونده آموزشی و سوابق پرورشی داوطلبان با ضريب های متفاوت» به عنوان معيار گزينش در نظر گرفته می شود.

شيوه های گوناگون پذيرش دانشجو گرچه می توانند روش های گزينش را بهتر کنند اما از حل مشکلات اصلی نظام آموزشی ايران ناتوان اند.
قيد سوابق پرورشی و غير آموزشی چون يکی از معيارهای مهم گزينش داوطلبان در اين قانون، در کشوری چون ايران که هنوز از عوارض و نتايج دردناک «کميته های گزينش» رها نشده است، از هم اکنون اين نگرانی را دامن زده است که تمايلات فکری و عقيدتی و منش اخلاقی و دينی داوطلبان می تواند سرنوشت آنان را در جوانی رقم زند.

احياء کميته های گزينش

کميته های گزينش در مراکز آموزش عالی، که به ابتکار ستاد انقلاب فرهنگی تاسيس شدند، با تحقيق و تفحص در زندگی خصوصی داوطلبان ورود به دانشگاه ها و محروم کردن بسياری از جوانان از تحصيلات عالی به استناد نامناسب بودن اخلاقی، دينی و عقيدتی داوطلب، با انتقادهای بسيار مواجه بودند.

گنجاندن معيارهای غير آموزشی در گزينش داوطلب در قانون جديد از منظر برخی از منتقدان احياء کميته های گزينش ارزيابی شده است.

پرسش های تشريحی و تفصيلی نيز به گفته اغلب کارشناسان دست ممتحن های اوراق آزمون را به ويژه در علوم انسانی در اعمال سليقه های فردی باز کرده و راه را بر ارزيابی عينی و بی طرفانه می بندد.

هر سال صدها هزار ديپلمه ايرانی با آرزوی ورود به دانشگاه با هم رقابت می کنند. مردودين، که اکثريت را شکل می دهند، به صف ديپلمه های بيکاری می پيوندند که سال های تحصيل در دبيرستان را با آموختن دروس غير حرفه ای تلف کرده اند که در بازار کار هيچ تقاضائی برای آن نيست .

شيوه های گوناگون پذيرش دانشجو گرچه می توانند روش های گزينش را بهتر کنند اما از حل مشکلات اصلی نظام آموزشی ايران ناتوان اند.

برخی کارشناسان از جمله آقای جعفر توفيقی، وزير پيشين علوم، تحقيقات و فناوری بر آن اند که قانون جديد « مشکل را از وزارت علوم به وزارت آموزش و پرورش منتقل کرده است.»
فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)


«اسلامی کردن آموزش و پرورش و بحران هویت نسل جوان»


با آغاز سال تحصيلی در ايران، محتوای برنامه ها و کتاب های درسی، و به ويژه جنبه های گوناگون آموزش مذهبی در مدارس این کشور، بار ديگر در محافل آموزشی و پژوهشی مورد بحث قرار می گيرد.

در همين زمينه، سعيد پيوندی، استاد جامعه شناسی در فرانسه، که نتيجه پژوهش هايش را در کتابی با عنوان «دين و آموزش در ايران» در پاريس منتشر شده است، در گفت وگو با راديو فردا می گوید که اسلامی کردن نظام آموزشی در ایران پیامدی مانند «بحران هویت نسل جدید» را به همراه داشته است. مشروح این مصاحبه را می توانید در ادامه بخوانید:

حکومت دينی ايران، از نخستين سالی که قدرت را در اختيار گرفت، کوشيد آموزش و پرورش را « اسلامی » کند. آيا پيش از انقلاب آموزش و پرورش ايران «لاييک»، به معنی حضور نداشتن دین در نظام آموزشی، بود؟

در ايران، پس از انقلاب مشروطيت، ما با نوعی آموزش لاييک مواجه بوديم منتها نه «لاييک » به معنای کشوری مانند فرانسه که در آن مذهی هيچ نقشی ندارد. بلکه دين و مذهب در يک درس عادی مطرح می شد و در بقيه دروس، مطالب دينی وجود نداشت يا بسيار کم بود.

به همين دليل می شود گفت که ما با نوعی آموزش « لاييک » يا « شبه لاييک » مواجه بوديم که در آن نوعی همزيستی بين آموزش مذهبی و آموزش لاييک و سکولار وجود داشت.

اين، از ويژگی های مهم نظام آموزشی ايران بود. من فکر ميکنم پيشگامان نظام آموزشی مدرن ايران از همان ابتداء، از زمان دارالفنون، به اين فکر افتاده بودند. اين همزيستی هميشه حفظ شده بود تا متعصبين مذهبی را تحريک نکند و با محافل مذهبی تنش به وجود نياورد.

آيا اسلامی کردن آموزش و پرورش در ايران با جمهوری اسلامی آغاز شد يا پيش از آن هم تلاش هايی در اين زمينه صورت گرفته بود؟

جوان های ما ميان هويت اسلامی، هويت ملی و هويت جهانی سرگردان هستند. کتاب های درسی به آنها اجازه نمی دهد که دارای يک هويت شفاف باشند. به اين دليل چندگانگی هويتی دارند و حتی دارای دوگانگی يا چندگانگی شخصيتی هستند

سعید پیوندی

در ايران از دهه ۱۹۶۰ (تقريباً ۱۳۴۰) مدارسی تأسيس شد، مانند «مدرسه کمال» يا «مدارس اسلامی» که در آن علاوه بر برنامه آموزش رسمی، يک آموزش مذهبی اضافی هم وجود داشت. اينها مدارسی بودند که بيشتر زير نظر هواداران «نهضت آزادی» يا زير نظر روحانيت قم اداره می شدند.

اين مدارس را می توان نخستين تجربه های شکل تازه اسلامی کردن آموزش و پرورش در ايران به شمار آورد. بخش بزرگی از کادرهای انقلاب و حتی کسانی که هم اکنون بر سر کار هستند، در اين مدارس تربيت شدند.

با اين توضيحی که شما می دهيد، منظور از اسلامی کردن سيستم آموزشی، تنها افزودن بر حجم درس های دينی نيست بلکه وارد کردن دين به همه مواد درسی است. هدف حکومت دينی ايران از اين اقدام چه بود و چگونه توانست اين کار را بکند؟

همين طور است. بسياری از مواد آموزشی، و حتی فعاليت های فوق برنامه، در ايران به شدت ايديولوژيک و اسلامی شدند. يعنی مطالب درسی در کتاب های مهمی مانند فارسی، تاريخ و اجتماعی که نقش مهمی در روند جامعه پذيری و معرفتی کودکان دارند، با يک ايديولوژی و با استفاده از يک عينک کاملاً مذهبی و اسلامی نوشته شدند.

تاريخ ايران با اين ديد نوشته شد. به مسائل ايران و جهان از اين ديد نگاه شد.

برای مثال، در نظام آموزشی ايران، در کتاب های درسی، جايگاه زن دقيقاً از اين ديد باز تعريف شد. و به همين دليل، در کتاب های درسی، ما با يک زن جامعه مدرن روبرو نيستيم. با زنی روبرو هستيم که يک موجود نيمه اجتماعی است.

درباره تاريخ ايران هم همينطور. در کتاب های درسی يک برداشت و قرائت مجددی از تاريخ ايران صورت گرفته که در آن، برای مثال، تاريخ ايران پيش از اسلام چندان مثبت نشان داده نمی شود. يعنی در کتاب های درسی ايران، در جهت ايديولوژی اسلامی و دينی، دستکاری های عمده ای صورت گرفته است.

هدف از اين دستکاری ها چه بود؟

هدف اصلی شان اين بود که انسان جديد اسلامی، متناسب با جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی را تربيت کنند، فرهنگ دينی را اعتلاء بخشند و جلوی نفوذ فرهنگ غرب را بگيرند.

آشکار است که اين هدف ها، هدف هايی ايديولوژيک و مذهبی هستند و با هدف هايی که يک نظام آموزشی عادی و لاييک در همه جهان می تواند داشته باشد، بسيار متفاوتند.

کودکان ايرانی آن تربيت و آموزش آزاد، انسانی، پرسشگر و علمی را به طور کامل دريافت نکرده اند. همين باعث می شود که جوان های ما امروز با يک بحران هويتی بسيار اساسی روبرو باشند

سعید پیوندی

در اجرای اين برنامه و برای رسيدن به اين هدف ها حکومت اسلامی ايران با چه موانعی روبرو شد، يا هست؟

مهمترين مانعی که جمهوری اسلامی با آن روبرو شد اين بود که قرائت دينی و ايديولوژيک از مسائل جهان با تحولاتی که جهان پشت سر می گذارد، با روند جهانی شدن و گسترش ارتباطات و تماسی که جوان های ايرانی امروز با اين فرهنگ جهانی دارند، کاملاً در تناقض بود. نمی شد دور ايران يک ديوار بزرگ، يک ديوار چين، کشيد و ارتباط ايران با همه جهان را قطع کرد.

جوان های ايرانی از راه های گوناگون با اين جهان در ارتباط بودند. اين تناقض جوان های ما را با يک نوع مشکل هويتی، با يک بحران هويت روبرو کرده و در حقيقت، مقاومت آنها را برانگيخته است.

مسئله ديگری که به نظر من بسيار مهم است، اين است که اين نوع برخورد مذهبی و ايديولوژيک با آموزش، اساساً با روح آموزش در تضاد است زيرا پايه علم و آموزش اين است که انسان پرسشگر و آزادانديش تربيت شود.

برخورد ايديولوژيک که بخواهد تنها يک تعريف، يک برداشت و يک نگاه را به کودکان تلقين کند، با اصل، ماهيت و گوهر آموزش در تضاد است. به همين سبب، می بينيد که نسل جوان، در اصلی ترين ارزش هايی که می خواهند به او منتقل کنند، با اينها همراه نمی شود.

شما در کتابتان نوشته ايد که تلاش برای اسلامی کردن آموزش در ايران شکست خورده است. اگر اين طور باشد، دانش آموزان ايرانی می توانند در نوعی برزخ قرار گرفتار باشند زيرا از يک سو، نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی نتوانسته است از آنها آن مسلمانانی را بسازد که انتظار داشت و از سوی ديگر، اين نسل، آموزش شايد بتوانيم بگوييم مدرن يا غربی را هم دريافت نکرده است. دانش آموزان ايرانی امروز در چه وضعيتی هستند؟

نظام آموزش و پرورش ايران همه تلاشش را کرد تا در آن چارچوبی که مي خواست اين کودکان را با فرهنگ و ارزش های اسلامی تربيت کند ولی تناقض هايی که گفتم سبب شد که نتواند موفق شود. رفتار جوان ها هم جلوه بيرونی اين شکست است. جوان ها بجای آن که با اين فرهنگ و اين ارزش ها همراه باشند، عملاً در مقابلش ايستاده اند. حتی دينداری جوان ها هم گاهی با دينداری مطلوب فرهنگ رسمی، نظام آموزشی و کتاب های درسی متفاوت است.

ولی همان طور که شما هم گفتيد، کودکان ايرانی آن تربيت و آموزش آزاد، انسانی، پرسشگر و علمی را هم به طور کامل دريافت نکرده اند. همين باعث می شود که جوان های ما امروز با يک بحران هويتی بسيار اساسی روبرو باشند.

يعنی جوان های ما ميان هويت اسلامی، هويت ملی و هويت جهانی سرگردان هستند. کتاب های درسی به آنها اجازه نمی دهد که دارای يک هويت شفاف باشند. به اين دليل چندگانگی هويتی دارند و حتی دارای دوگانگی يا چندگانگی شخصيتی هستند.

جوان های امروز بسياری کارها را در خانه می توانند انجام بدهند ولی در مدرسه نمی توانند. بايد دائم پنهانکاری کنند و دروغ بگويند. بايد به مذهبی بودن تظاهر کنند در حالی که بسياری از آنها اساساً مذهبی نيستند

سعید پیوندی

مثلاً بسياری کارها را در خانه می توانند انجام بدهند ولی در مدرسه نمی توانند. بايد دائم پنهانکاری کنند و دروغ بگويند. بايد به مذهبی بودن تظاهر کنند در حالی که بسياری از آنها اساساً مذهبی نيستند.

اينها همه باعث می شود که ما با يک نسلی روبرو باشيم که همه اين ناهنجاری های روانی و هويتی را دارد. در جوان های ايران نوعی تناقض شخصيتی و هويتی دائمی وجود دارد. اين مسائل در بسياری از محافل دانشگاهی هم دائماً مطرح می شوند.

آيا اسلامی کردن آموزش و پرورش تنها در ايران تجربه شده يا کشورهای اسلامی ديگر نيز در اين راه کوشش کرده اند؟

در دو کشور يمن و عربستان هم يک نظام آموزشی اسلامی تمام عيار وجود دارد. ولی مذهبی که آنها در مدارسشان ترويج می کنند، بيشتر يک مذهب سنتی و يک نگاه مذهبی به مسائل است و نه يک نگاه ايديولوژيک و سياسی. اين تفاوت مهمی است که بين اين نظام ها وجود دارد.

ولی کشورهای ديگر اسلامی نوعی از همزيستی بين نگاه مذهبی و نگاه سکولار و علمی به مسائل را پذيرفته اند. در آن کشورها مذهب گوشه ای از آموزش را در بر مي گيرد و نه همه آموزش را.

نتيجه کار عربستان و يمن چه بود؟ آيا آنها هم با همان تناقض آموزش و پرورش ايران روبرو شده اند؟

نظام آموزشی اين دوکشور باعث می شود که نسلی از جوان ها با تنفر از غرب، تنفر از مسيحيت، تنفر از غير مسلمانان و با يک نگاه سنتی به جهان تربيت بشوند.

اين نسل همان است که از دل آن تروريست بيرون می آيد. آدم هايی از اين سيستم بيرون می آيند که به راحتی با القاعده همراه می شوند. آدم هايی درمی آيند که نمی توانند دگرگونی های جديد جهان را بپذيرند. به همين دليل، به مبارزه با اين تحولات روی می آورند.

گزارش هايی که درباره نظام آموزشی عربستان هست نشان می دهد که اين نظام دائماً در بحران است زيرا بين آن فرهنگی که ترويج می کنند و واقعيت های زندگی روزمره جامعه عربستان، هرچند که يک جامعه بسيار سنتی است، تناقض وجود دارد و اين تناقضات در نظام آموزشی عربستان و يمن بسيار مشهود است.آرمان مستوفی

27.09.2007


آغاز سال تحصیلی و «افزایش فشارها» بر دانشجویان


سال تحصيلی جديد در حالی آغاز می شود که تعداد زيادی از دانشجويان بر اساس طرح ستاره دار شدن دانشجويان از تحصيل محروم شده اند، تعدادی از اساتيد مستقل و دگر انديش به اجبار بازنشسته شده اند، تعدادی از انجمن های اسلامی دانشگاه ها و نشريات دانشجويی تعطيل شده و سه تن از دانشجويان دانشگاه امير کبير بيش از چهار ماه و نيم است که در زندان به سر می برند.

سال تحصيلی گذشته با دومين سال رياست جمهوری محمود احمدی نژاد مصادف بود. در اين سال فشار بر دانشجويان و جامعه دانشگاهی تا جايی زياد شد که بسياری از فعالان دانشجويی و اساتيد، آن را «انقلاب فرهنگی دوم» خواندند.
جنبش دانشجویی «ستاره دار»
در سال تحصيلی گذشته طرحی به نام طرح ستاره دار شدن دانشجويان اجرا شد. بر اساس اين طرح، دانشجويانی که فعاليت های سياسی داشتند، از تحصيل بازماندند. بسياری از اين دانشجويان از دانشجويان برگزيده و ممتاز بودند. در سال تحصيلی گذشته تعدادی از اساتيد مستقل و دگر انديش مانند محسن کديور، سعيد حجاريان و جواد کاووسی از ادامه تدريس در دانشگاه ها منع شدند.

علی نيکو نسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت به رادیو فردا می گويد: «ستاره دار شدن دانشجويان و برخورد با اساتيد دگر انديش برای نخستين بار در سال تحصيلی گذشته روی داد» و می افزايد:« نزديک به ۵۰ تن از دانشجويان به دليل اينکه مشمول طرح ستاره دار شدن دانشجويان شدند، از ادامه تحصيل در سال تحصيلی جديد بازماندند که هنوز هم مشکلات آنها ادامه دارد.»

* « برخورد با دانشجويان تنها منحصر به جامعه دانشجويی نبود و دولت نهم از ابتدا سياست خود را بر اين گذاشت که تمام نهاد ها را يکسان و يکپارچه سازد و خط فکری خود را به تمان نهادهای مدنی تحميل کند. دانشگاه هم از اين قانون مستثنی نبود.»

نریمان مصطفوی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر

وی افزود: «همچنين ۴۳ تشکل دانشجويی منحل يا تعليق شدند و يا به طور موقت از ادامه فعاليت آنها جلوگيری به عمل آمد. اساتيد زيادی هم از ادامه تدريس منع شدند و در برخی موارد شاهد اخراج چند تن از اساتيد هم بوديم. مجموع اين موارد نشان می دهد که برخوردهای صورت گرفته با جامعه دانشگاهی ايران افزايش پيدا کرده اما هم اساتيد و هم دانشجويان همچنان به انتقادات خود ادامه می دهند.»

با اين حال برخی از فعالان دانشجويی معتقدند اتفاقاتی که در سال تحصيلی گذشته رخ داد، سياست دولت محمود احمدی نژاد برای همسان سازی تمام نهادها بود.

تلاش برای همسان سازی نهادهای مدنی؟

نريمان مصطفوی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير در اين باره می گويد :« برخورد با دانشجويان تنها منحصر به جامعه دانشجويی نبود و دولت نهم از ابتدا سياست خود را بر اين گذاشت که تمام نهاد ها را يکسان و يکپارچه سازد و خط فکری خود را به تمان نهادهای مدنی تحميل کند. دانشگاه هم از اين قانون مستثنی نبود.»

اين فعال دانشجويی اظهار داشت:« در سياست های کلی دولت هيچ انتقادی از سوی مخالفان برتابيده نمی شود، در دانشگاه ها همين اتفاق افتاد و با دانشجويان و اساتيدی مستقل برخوردهايی صورت گرفت و سعی شد داشتن ديدگاه انتقادی از سطح جامعه و دانشگاه پاکسازی شود.»

علی نيکو نسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت نيز معتقد است «برخورد با دانشجويان و جامعه دانشگاهی به دليل ضعف دولت محمود احمدی نژاد در پاسخگويی به مطالبات اجتماعی، اقتصادی و سياسی مردم است» و می افزايد:« دولت به جای اينکه به وضعيت مردم سامان دهد و در سياست ها و روش های خود تجديد نظری کند، به برخورد با منتقدين روی می آورد.»

اين فعال دانشجويی که خود در تجمعی مسالمت آميز در مقابل دانشگاه امير کبير به همراه تعدادی ديگر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت بازداشت شد و مدتی را در زندان اوين سپری کرد، می افزايد: «دانشجويان فارغ از برخوردهايی که در دانشگاه با آنها شد، شاهد برخوردهايی از بيرون دانشگاه توسط نهادهای مختلف بودند. به عنوان مثال در شش ماهه اخير، ۴۷ دانشجو و فعال دانشجويی بازداشت شدند. اين رقمی بی سابقه است و سه دانشجوی دانشگاه امير کبير نيز همچنان در زندان به سر می برند.»

اما شايد مهم ترين اتفاق در جنبش دانشجويی در سال گذشته را بتوان حضور محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی در دانشگاه امير کبير دانست .

پیامدهای اعتراض به یک حضور

محمود احمدی نژاد روز بيستم آذرماه سال ۱۳۸۵ در حالی به دانشگاه امير کبير قدم گذاشت که با اعتراض شديد دانشجويان مواجه شد.

اعتراض ها تا آنجا پيش رفت که دانشجويان معترض عکس رييس جمهوری را سوزاندند. با اينکه محمود احمدی نژاد بارها در آن جلسه از مسوولان دانشگاه امير کبير و وزارت علوم خواست با دانشجويان معترض برخورد نشود، بسياری از فعالان دانشجويی، برخوردهای صورت گرفته با دانشجويان امير کبير را تاوان اعتراض بيستم آذرماه به رييس جمهوری می دانند.

نريمان مصطفوی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير در اين باره می گويد:« دانشگاه امير کبير به عنوان قلب تپنده جنبش دانشجويی شناخته شده است و يکی از ارکان دفتر تحکيم وحدت بوده است. تغييراتی که پس از روی کار آمدن دولت نهم در سطح جامعه و دانشگاه رخ داد موجب شد دانشجويان به اين تغييرات اعتراض کنند. و اختلالاتی که در انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير به عنوان کانونی که شديد ترين انتقادات را نسبت به سياست های دولت داشت و انحلال انجمن اسلامی موجب شد دانشجويان امير کبير از فضای جامعه ناراضی باشند.»

اين عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير می گويد:« دانشجويان در روز حضور رييس دولت در دانشگاه امير کبير سعی کردند اعتراضات خود را نشان دهند. در آن روز مشخص شد که شعارهای دولت تو خالی است. وقتی رييس دولت هيچ پاسخی نداشت که به اعتراضات و فريادهای دانشجويان بدهد، دانشجويان دانشگاه امير کبير در مقابل چشمان وی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. محمود احمدی نژاد تنها از آزادی های به وجود آمده توسط دولت نهم در جامعه سخن گفت. پس از آن مجموعه دولت کينه شديدی نسبت به دانشگاه امير کبير پيدا کرد.»

* «برخورد با دانشجويان و جامعه دانشگاهی به دليل ضعف دولت محمود احمدی نژاد در پاسخگويی به مطالبات اجتماعی، اقتصادی و سياسی مردم است»

علی نیکو نسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

هشت تن از دانشجويان دانشگاه امير کبير مدتی پس از حضور محمود احمدی نژاد در اين دانشگاه به اتهام توهين به مقدسات اسلام در نشريات دانشجويی بازداشت شدند. سه تن از آنها، احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی بيش از چهار ماه و نيم است که در بازداشت بسر می برند.

اين دانشجويان و فعالان ديگر دانشجويی در دانشگاه امير کبير می گويند لوگوی نشريات جعل شده است و آنها هيچ ارتباطی به اين نشريات نداشته اند .

نريمان مصطفوی می گويد «با وجود آغاز سال تحصيلی جديد، خبر خوشی از پرونده سه دانشجوی دانشگاه امير کبير به گوش نمی رسد: و می افزايد:« اين مساله خيلی تلخ است که در حالی که سال تحصيلی جديد شروع می شود، سه تن از بهترين دانشجويان دانشگاه امير کبير و منتخبين دانشجويان در انتخابات انجمن در دانشگاه حضور ندارند و ما اميدواريم آنها را دوباره در دانشگاه ببينیم.»

محمد علی دادخواه، وکيل مدافع اين سه دانشجوی زندانی که تاکنون موفق به ملاقات با موکلانش نشده است می گويد: روز شنبه سی و يکم شهريور ماه در نخستين جلسه دادگاه غيرعلنی موکلانش شرکت کرده است .

وی اظهار داشت:«هر سه دانشجو در دادگاه حضور داشتند و به دليل غير علنی بودن نمی توانم توضيحی درباره دادگاه بدهم. با اينکه در دادگاه حضور پيدا کردم باز هم موفق به ملاقات با موکلانم نشدم. جلسه بعدی دادگاه شنبه هفتم مهر ماه خواهد بود.»

برادر مجيد توکلی، از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه امير کبير نيز درباره وضعيت پرونده برادرش می گويد که برادرش در ترم جديد دانشگاه ثبت نام کرده است با اين حال هنوز وضعيت پرونده وی مشخص نيست.

در همين حال انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی با انتشار بيانيه ای با اشاره به بازداشت چهار ماهه سه دانشجوی دانشگاه امير کبير و فشار بر ديگر دانشجويان در دانشگاه های مختلف ايران خواستار آزادی تمام دانشجويان دربند و رفع احکام به گفته اين انجمن، «غير قانونی کميته های انضباطی» و بازگشت اساتيد دگر انديش به دانشگاه ها شده است.

کميته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير نيز با انتشار بيانيه ای اعلام کرده در صورت عدم رسيدگی به وضعيت سه دانشجوی در بند دانشگاه امير کبير و سه دانشجوی ديگر، کيوان انصاری، ابوالفضل جهاندار و سعيد درخشندی که بيش از يک سال است در زندان به سر می برند، اين کميته حق شکايت به مراجع بين المللی را برای خود محفوظ می داند.

فرین عاصمی
23092007



حکومت اسلامی گام بگام نه فقط تحجر اسلامی را در زندگی روزمره به مردم تحمیل میکند بلکه این سیاست را در مدارس به مورد اجرا میگذارد . ممنوعیت تازه برای تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه


تدريس و ورود معلمان مرد در مدارس دخترانه دوره های ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و پيش دانشگاهی در شهر تهران ممنوع شد.
سازمان آموزش و پرورش استان تهران با صدور بخشنامه ای به تمامی مدارس اين استان بکارگيری معلمان مرد در مدارس دخترانه دولتی، غيرانتفاعی، شاهد و نمونه دولتی در همه دوره های تحصيلی را در هر شرايطی ممنوع اعلام کرد.
در اين بخشنامه تاکيد شده که هيچ مردی اعم از معلم يا پرسنل اداری و خدماتی حق ورود و اشتغال در مدارس دخترانه از ابتدایی تا متوسطه و پيش دانشگاهی را ندارد.
طی بخشنامه جديد سازمان آموزش و پرورش تهران،همچنين بکارگيری نيروهای زن در مدارس پسرانه در دوره های راهنمایی، متوسطه و پيش دانشگاهی ممنوع است و استفاده از معلمان زن در دوره ابتدایی و مدارس روستايی نيز «تابع ضوابط ويژه» است.
به گزارش واحد مرکزی خبر وابسته به راديو تلويزيون دولتی جمهوری اسلامی، اين بخشنامه بکارگيری نيروهای مرد در دوره پيش دانشگاهی دخترانه را برای تدريس برنامه های رسمی ممنوع کرده است.
با اجرای اين طرح، دبيران زن جايگزين مرد در دبيرستان های دخترانه و مراکز پيش دانشگاهی می شوند و فقط در صورتی که امکان تامين دبير زن به جای دبير مرد ميسر نباشد ناگزير از دبير مرد استفاده خواهد شد.
قائم مقام وزیر آموزش و پرورش ایران
در بخشی از اين بخشنامه آمده است: «استفاده از نيروهای مرد فقط در فعاليت های فوق برنامه و منوط به متاهل بودن دبير مرد، داشتن ۳۵ سال سن به بالا و بهره مندی از سابقه و تخصص در رشته مورد نظر برای سال تحصيلی ۸۷-۸۶ بلامانع است.»
شرط ديگر استفاده از نيروهای مرد در فعاليت های فوق برنامه در دوره پيش دانشگاهی دخترانه،«اعلام نظر مستدل و مکتوب مديران اين مراکز درباره علل استفاده نکردن از نيروهای زن و علل نياز به جذب نيروهای مرد به مديريت مناطق است.»
تکميل جداسازی در مدارس
سال تحصيلی گذشته نيز در برخی از استان های ايران تدريس معلمان مرد ممنوع شد، و قائم مقام وزیر آموزش و پرورش ایران اعلام کرد: «دبيران مرد در سال تحصيلی جديد از کادر آموزشی دبيرستان های دخترانه خارج می شوند.»
هراتی گفته بود: «با تدابير اتخاذ شده، دبيران مرد در سال تحصيلی جديد، مجوز تدريس در دبيرستان ها و مراکز پيش دانشگاهی دخترانه را نخواهند داشت.»
وی افزود:«با اجرای اين طرح، دبيران زن جايگزين مرد در دبيرستان های دخترانه و مراکز پيش دانشگاهی می شوند و فقط در صورتی که امکان تامين دبير زن به جای دبير مرد ميسر نباشد ناگزير از دبير مرد استفاده خواهد شد، اما حذف کامل دبيران مرد از مراکز آموزش دخترانه ياد شده در دستور کار قرار گرفته است.»
حسين هراتی گفته بود: «با اجرای اين طرح در کشور سعی شده است تا با آموزش های لازم به دبيران زن نياز به دبيران مرد برای تدريس در دبيرستان ها و مراکز پيش دانشگاهی دخترانه نباشد.»
قائم مقام وزير آموزش و پرورش ادعا کرده بود که «هدف از اجرای اين طرح، سهولت در برقراری ارتباط دانش آموزان با دبيران» است.
وی اجرای کامل اين طرح را نيازمند زمان و آموزش نيروهای لازم دانسته و گفته بود:«هنوز برآورد دقيقی از کمبود ناشی از اجرای اين طرح برای جذب نيروهای زن وجود ندارد اما آنچه واضح است در رشته هايی که در حال حاضر دبيران مرد مشغول تدريس آنها در دبيرستان های دخترانه هستند در سطح کشور از بين خواهران استخدام خواهيم داشت.»
واکنش ها به طرح جداسازی
اعلام رسمی ممنوعيت تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه که اولين بار از سوی حسين هراتی در ۲۴ شهريورماه سال ۸۵ در جشنواره سپاس شهرستان خرم آباد انتشار يافت، با واکنش هایی نيز همراه بود.
از جمله اين واکنش ها، تجمع اولياء دانش آموزان در مقابل ادارات آموزش و پرورش کاشان و چند شهر ديگر بود.
گروهی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی نيز طی سال ۸۵ به ممنوع شدن تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه واکنش نشان دادند.
هاجر تحريری نيک صفت، يکی از نمايندگان معترض به طرح ممنوعيت تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه گفته بود: «برای خانواده ها، زن بودن و يا مرد بودن مهم نيست و نبايد در اين خصوص تصميم عجولانه ای اتخاذ کرد.»
هادی دوست محمدی يکی از اعضای کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شورای اسلامی نيز گفته بود: «جدا سازی دبيران مرد در هر شرايطی قابل اجرا نيست.»
شماری از روحانيان در قم و از جمله آيت الله محمد تقی مصباح يزدی که محمود فرشيدی، وزير آموزش و پرورش از مقلدان اوست، بر جدا کردن محيط های آموزشی تاکيد دارند و اختلاط زن و مرد در مدارس و دانشگاه ها و ساير ادارات و سازمان ها را عامل «افزايش فساد» در کشور عنوان می کنند.
وی به روزنامه اعتماد گفته بود: «من بخشی ازاين ماجرا را قبول دارم که اگر دبير دختران در مدارس زن باشد دانش آموزان از لحاظ پوشش راحت تر هستند چون درغير اين صورت حتما بايد پوشش خاصی را رعايت کنند. گرچه معلم مثل پدر است اما مرزهايی هست که بايد رعايت شود و از اين نظر قابل قبول است.»

دوست محمدی در عين حال از اجرای ممنوعيت تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه انتقاد کرده و گفته بود: «در هر شرايطی نبايد اين اتفاق رخ دهد چون در رشته هايی ممکن است دبير زن کم داشته باشيم و يا اصلا نداشته باشيم و نبايد اجرای اين طرح منجر به لطمه درسی به دانش آموز شود.»
اين در حالی است که در سال های اول پس از انقلاب تدريس معلمان زن در مدارس پسرانه در مقطع راهنمایی و دبيرستان ممنوع شد و به گفته ناظران، بخشنامه اخير ممنوعيت تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه در تمام مقاطع تحصيلی را می توان تکميل جداسازی جنسيتی در مدارس ارزيابی کرد.
«نظام آموزشی ضد اسلامی است»
شماری از روحانيان در قم و از جمله آيت الله محمد تقی مصباح يزدی که محمود فرشيدی، وزير آموزش و پرورش از مقلدان اوست، بر جدا کردن محيط های آموزشی تاکيد دارند و اختلاط زن و مرد در مدارس و دانشگاه ها و ساير ادارات و سازمان ها را عامل «افزايش فساد» در کشور عنوان می کنند.
مصباح يزدی، در پنجم مرداد سال جاری در مراسم آغازين دومين دوره اجرای طرح معرفت ويژه اعضای هيات علمی دانشگاههای علوم پزشکی کشور در مشهد گفت : «نظام آموزشی ايران بر مبنای فلسفه ای غير اسلامی ايجاد شده و بايد متحول شود.»
وی افزود : «اين نظام آموزشی نه تنها بر مبنای فسلفه غير اسلامی بلکه ضد اسلامی شکل گرفته است.»
مصباح يزدی که از وی به عنوان روحانی تندرو نامبرده می شود، گفت:«بايد اين تحول نه فقط در سطح ابتدايی تا ديپلم بلکه مقاطع بالاتر را هم دربر گيرد.»
وی با تاکيد براينکه «بايد اين روند به سرعت شکل گيرد»، گفت:«اگر قرار است تحولی در آموزش و پرورش ايجاد شود تب آن آموزش عالی را هم فرا خواهد گرفت زيرا تربيت شوندگان در اين مقاطع بايد در کشور فرهنگ سازی و مديريت کنند.» 06.09.2007

ایران به لحاظ نرخ سواد در رتبه 87 جهان قرار دارد


سازمان نهضت سوادآموزی کل کشور اعلام کرد: ایران به لحاظ نرخ سواد گروه سنی 15 سال به بالا در میان 139 کشور جهان در رتبه 87 قرار دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، از ابتدای تشکیل نهضت سوادآموزی تا پایان سال 85، بیش از 8 میلیون بی سواد مطلق در دوره مقدماتی نهضت سواد آموزی، آموزش دیده و مدرک قبولی دریافت کرده اند و بیش از دومیلیون و 526 هزار سواد آموز در برنامه گروه های پیگیر، 761 هزار و 700 نفر در طرح خدمات مکاتبه ای و 193 هزار و 900 نفر در خدمات رسانه ای و در قالب آموزش پس از سواد تحت پوشش قرار گرفته اند.

براساس این گزارش، تا سال 85 حدود یک میلیون نفر از سوادآموزان نهضت سوادآموزی پایه پنجم را تمام کرده و به آموزش رسمی کشور راه پیدا کرده اند و سه هزار و 210 مرکز یادگیری محلی به منظور کاربردی کردن سوادآموزی و پیوند بین سواد و مهارت های اساسی زندگی تاسیس و راه اندازی شده است.

نزدیک به 90 درصد سوادآموزان کمتر از40 سال دارند

این گزارش می افزاید: تا سال 85 بیش از 5/87 درصد از سوادآموزان در گروه سنی 40 سال هستند و متوسط سن آنها حدود 29 سال می باشد که به عبارتی 5/87 درصد از سوادآموزان کمتر از 40 سال دارند.

در طول سالهای 57 تا 85 قدرمطلق بی سوادی در تمام گروه های هدف سواد آموزی کاهش یافته و آمارها نشان می دهد تعداد بی سوادان در سال 1355 از 14 میلیون به 9 میلیون نفر در سال 85 رسیده است و طبق آن بیش از چهار میلیون نفر از تعداد بی سوادان کم شده است.

کاهش اختلاف درصد باسوادی بین زنان و مردان

براساس این گزارش، تبعیض نسبت باسوادی در زنان و مردان و مناطق شهری و روستایی به نفع زنان تغییر یافته است و اختلاف درصد باسوادی بین زنان و مردان از 4/23 درصد در سال 1355 به 3/8 درصد در سال 1385 کاهش یافته و درهمین زمان اختلاف درصد باسوادی بین مناطق شهری و روستایی از 34 درصد به 13 درصد کاهش یافته است.

در راستای اهداف آموزش برای همه و به منظور کاهش اختلاف نسبت باسوادی بین زنان و مردان و با توجه به استقبال زنان از سوادآموزی، بیش از 85 درصد پوشش آموزش های این دوره به این گروه اختصاص یافته است.

همچنین نزدیک به 606 هزار مهاجر افغانی و 32 هزار اسیرعراقی در کلاس های نهضت سواد آموزی کشورمان باسواد شدند.منبع: خبرگزاري مهر

حرف های امیر پریزاد در بخش کرگدن نامه سایت
ایران به لحاظ نرخ سواد در رتبه 87 جهان قرار دارد



سازمان نهضت سوادآموزی کل کشور اعلام کرد: ایران به لحاظ نرخ سواد گروه سنی 15 سال به بالا در میان 139 کشور جهان در رتبه 87 قرار دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، از ابتدای تشکیل نهضت سوادآموزی تا پایان سال 85، بیش از 8 میلیون بی سواد مطلق در دوره مقدماتی نهضت سواد آموزی، آموزش دیده و مدرک قبولی دریافت کرده اند و بیش از دومیلیون و 526 هزار سواد آموز در برنامه گروه های پیگیر، 761 هزار و 700 نفر در طرح خدمات مکاتبه ای و 193 هزار و 900 نفر در خدمات رسانه ای و در قالب آموزش پس از سواد تحت پوشش قرار گرفته اند.

براساس این گزارش، تا سال 85 حدود یک میلیون نفر از سوادآموزان نهضت سوادآموزی پایه پنجم را تمام کرده و به آموزش رسمی کشور راه پیدا کرده اند و سه هزار و 210 مرکز یادگیری محلی به منظور کاربردی کردن سوادآموزی و پیوند بین سواد و مهارت های اساسی زندگی تاسیس و راه اندازی شده است.

نزدیک به 90 درصد سوادآموزان کمتر از40 سال دارند

این گزارش می افزاید: تا سال 85 بیش از 5/87 درصد از سوادآموزان در گروه سنی 40 سال هستند و متوسط سن آنها حدود 29 سال می باشد که به عبارتی 5/87 درصد از سوادآموزان کمتر از 40 سال دارند.

در طول سالهای 57 تا 85 قدرمطلق بی سوادی در تمام گروه های هدف سواد آموزی کاهش یافته و آمارها نشان می دهد تعداد بی سوادان در سال 1355 از 14 میلیون به 9 میلیون نفر در سال 85 رسیده است و طبق آن بیش از چهار میلیون نفر از تعداد بی سوادان کم شده است.

کاهش اختلاف درصد باسوادی بین زنان و مردان

براساس این گزارش، تبعیض نسبت باسوادی در زنان و مردان و مناطق شهری و روستایی به نفع زنان تغییر یافته است و اختلاف درصد باسوادی بین زنان و مردان از 4/23 درصد در سال 1355 به 3/8 درصد در سال 1385 کاهش یافته و درهمین زمان اختلاف درصد باسوادی بین مناطق شهری و روستایی از 34 درصد به 13 درصد کاهش یافته است.

در راستای اهداف آموزش برای همه و به منظور کاهش اختلاف نسبت باسوادی بین زنان و مردان و با توجه به استقبال زنان از سوادآموزی، بیش از 85 درصد پوشش آموزش های این دوره به این گروه اختصاص یافته است.

همچنین نزدیک به 606 هزار مهاجر افغانی و 32 هزار اسیرعراقی در کلاس های نهضت سواد آموزی کشورمان باسواد شدند.منبع: خبرگزاري مهر

خرافات اسلامی نگاه کردن به هنرپیشه‌ زیباروی تلویزیون روزه را باطل می‌کند



سایت پارسینه: به گفته امام جمعه شیراز، همانگونه که خوردن غذا و آب روزه‌ را باطل می‌کند، بیان الفاظ ناشایست حین عصبانیت و خشم، عدم کنترل عصبانیت، نبخشیدن دیگران که حتی به روزه‌دار در زمانی ظلم روا داشته‌اند، نگاه کردن به هنرپیشه‌ و گوینده زیباروی تلویزیون، موجب ابطال روزه خواهد شد.

محی‌الدین حائری شیرازی امروز در خطبه‌های نماز جمعه شیراز افزود: روزه‌دار نباید راضی شود دیگر انسان‌ها از بخشش خداوند ناامید شوند، بنابراین باید همه روزه‌داران در این ماه خطاها و قصور دیگران در مورد خود را ببخشند تا خداوند هم آنان و هم دیگران را مورد عفو قرار دهد.

امام جمعه شیراز با اشاره به اینکه انسان‌ها از دو عنصر جانور و فرشته خلق شده‌‌اند، بخش جانوری را طبیعت و غرایز طبیعی انسان و عنصر فرشته را فطرت پاک و خداجوی انسان دانست.

حائری شیرازی با تصریح اینکه روزه‌داری برای بیدار شدن فطرت و فرشته‌خویی انسان است، گفت: روزه‌داری تنها به معنای تشنگی و گرسنگی نیست.

وی ادامه داد: گرسنگی و تشنگی هر دو اجزای طبیعت انسان است و هر دو بابی برای قرار گرفتن انسان در خدمت طبیعت خود، اما با بسته شدن این دو باب، باب‌های دیگری مانند چشم، گوش و زبان نیز می‌تواند انسان را در خدمت طبیعتش قرار دهد.

نماینده ولی فقیه در استان فارس با تاکید بر اینکه فلسفه روزه‌داری، گرفتن زمام اسب سرکش طبیعت و بها دادن به فطرت برای قرار گرفتن در صراط مستقیمی است که هر بار در نمازها تکرار می‌کنیم، گفت: با روزه‌داری طبیعت در خدمت فطرت و فطرت در خدمت خداوند قرار می‌گیرد.

به گفته امام جمعه شیراز، همانگونه که خوردن غذا و آب روزه‌ را باطل می‌کند، بیان الفاظ ناشایست حین عصبانیت و خشم، عدم کنترل عصبانیت، نبخشیدن دیگران که حتی به روزه‌دار در زمانی ظلم روا داشته‌اند، نگاه کردن به هنرپیشه‌ و گوینده زیباروی تلویزیون، موجب ابطال روزه خواهد شد.

حائری شیرازی همچنین در بخش دیگری از خطبه‌های نماز جمعه این هفته شیراز، مسخره کردن و متلک گفتن به زنان و دخترانی که چادر به‌سر می‌کنند را تلاش افراد برای دور کردن جامعه از حجاب برتر دانست.


دينه، 15 شهریور ماه 1387 برابر با 2008 Friday 05 September





يكشنبه ، 17 شهريور 1387
کد خبر : 17050 1387/06/04 - 15:32:42 P.M
متوسط ضريب هوش جهان و رتبه ايران

روز-ناصر کرمي:‏‏هوش البته موضوع پيچيده اي است. معمولا هم تستهاي هوش به تعداد معدودي از قابليتهاي مغز بشر توجه دارند، به ‏همين خاطر است که شاهد بوده ايم بسياري از نوابغ بشر که در حوزه فعاليت خود منشا آثار ماندگار بوده اند در اغلب ‏تستهاي هوش نمره نه جندان بالايي گرفته اند. يک نمونه عملي تستهاي هوش، کنکور سراسري در ايران است که بر ‏ميناي آن قرار است با هوشترينها انتخاب شوند اما تجربه من در دانشگاههاي تهران و شهيد بهشتي ميگويد که نفرات ‏اول کنکور ايران در دانشگاه معمولا دانشجويان خيلي متوسطي هستند، مضاف بر آنکه در حوزه عمل و اجرا هرگز ‏نشنيده ايم نفرات خيلي شاخص و برجسته يک حوزه سوابقي همچون رتبه اول کنکور داشته باشند. با اين وجود مرور ‏جدول ذيل را مفيد ميدانم. دست کم از اين جهت که بدانيم قاطبه انتلکتوئلهاي جهان چه تصوري در باره ميزان هوش ما ‏دارند و اينکه به انها حق بدهيم سرخورده از تاثيرات ما در ساحات جهاني!! به ميزان هوش ما هم با ديده ترديد ‏بنگرند!( از دکتر صديق زاده که جدول و متن ذيل ان را براي من ايميل کرده اند تشکر ميکنم)‎

‎رتبه ضريب هوش کشورهاي جهان


رتبه ايران بين ۸۱ کشور که ضريب هوش آنها اندازه‌گيري شده است، ۵۶ است. عدد ۸۴ ضريب هوش ايران است.‏
به قول دوست عزيز مهر که زحمت تهيه اين جدول را از روي سايت ‏Wikipedia‏ کشيده‌اند، دلمون به باهوشي ‏ايراني‌ها خوش‌بود که اين هم درست از آب در نيامد.و بقول خودم که ما ايرانيها حقه بازهاي خوبي هستيم نه انسانهاي با ‏هوش!!----بازم خودمونو گول مي زنيم.

‏ باهوش ترين انسان تاريخ ويليام جيمز سايديس امريکايي در سال ۱۸۹۸ ميلادي (۱۲۷۷شمسي به دنيا آمد او در يک ‏سالگي نوشتن را ياد گرفت و در ۵ سالگي به ۵زبان رايج دنيا تکلم ميکرد و در ۱۱ سالگي استاد دانشگاه هاروارد بود ‏او سر انجام در ۴۶ سالگي در سال ۱۹۴۴ ميلادي درگذشت جالب توجه اينکه ضريب هوشي او ۲۵۰ بوده است با اين ‏توصيف که ضريب هوشي انسان معمولي بين ۸۵ تا ۱۱۵ است و ايم رقم در انسانهاي نابغه بين ۱۵۵ تا ۲۰۰ قرار ‏دارد براي مثال ضريب هوشي گاليله را ۱۸۰ تخمين ميزنند و ضريب هوشي بيل گيتس بنيان گذار شرکت نرم افزاري ‏مايکرو سافت ۱۶۰ است.‏



letzte Änderungen: 2008/9/7 10:21