نقش روسيه "شوروی" در کودتای 28 مرداد
برگرفته از تارنمای انقلاب اسلامی : http://enghelabe-eslami.com/mosadegh/14esfand-24.htm
" دکتر صدیقی به مصدق می گوید: خیلی متأسفم که خانة آزاده ای را اوباش به آتش کشیدند."
مصدق پاسخ می دهد :
"...آن ها خانة مرا آتش نزدند، آن ها ایران را آتش زدند..."
یادآوری انقلاب اسلامی: ما از اسناد قسمتهائی را و به ترتیبی نقل می کنیم که تاریخ نهضت ملی ایران ، رابطه دربار پهلوی و نوکران با غیرت انگلیس و امریکا را از سوئی و مصدق را از سوی دیگر با امریکا و انگلستان ، گزارش می کنند . برای آنکه تاریخ به روایت اسناد تا ممکن است شفاف شود، جای جای، به اسناد دیگر نیز مراجعه می کنیم .
در سندها ، کمترین اشاره ای به نقش " اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی روسیه " نیست . تنها به " اتهاماتی " اشاره شده است که رادیو مسکو به امریکا وارد کرده است . ﺁیا پس از سقوط رژیم روسیه، دولت جانشین اسناد مربوط به ایران، از جمله نقش روسیه در کودتای 28 مرداد 1332 را انتشار داده است ؟ پرس و جوی ما به پاسخ ﺁری به این پرسش نیانجامید . با این حال، مطالعه هائی انجام گرفته اند حاکی از رضایت خاطر ﺁن رژیم از کودتا . از ﺁنجا که بنای کار ما تهیه تاریخی است که واقعیتها خود را از زبان اسناد ابراز کنند، تنها قولهای مقامهای وقت و امرهای واقع را ، فهرست وار می ﺁوریم :
1 - برای ﺁنکه تصور دقیقی از اندازه فعل پذیری " شوروی " سابق بدست ﺁوریم، یادﺁور می شویم که امپراطوری روسیه با ایران مرز مشترک داشت . اما در برابر کودتا هیچگونه واکنشی بروز نداد ، سهل است ، رهبری حزب توده را هم - اگر قول بعضی از اعضای این حزب را بپذیریم - ، دست کم، به عمل برنیانگیخت .
اما بعضی دیگر از ﺁنها برﺁنند که کیانوری عامل مسکو بوده و مسکو از راه او ، حزب را از عمل بازداشته است :
درخاطرات سرگرد هوایی پرویز اکتشافی آمده است: وقتی کامبخش از ایران رفت( سال 1326 ) عملاً مسئولیت تشکیلات نظامی حزب توده را به کیانوری داد،. بعداً او عوض شد و جودت در جریان کودتای 28 مرداد مسئول سازمان نظامی بود، به هر حال، من در سال 1330 این جریان اطلاعات نظامی را در گرگان فهمیدم ولی از آن کار ، نتیجه نگرفتم که حزب این اطلاعات را به شوروی می دهد. وقتی به شوروی رفتم با خبر شدم که حزب این اطلاعات را به دست کیانوری می داد و او به شوروی می داد. و در زمان انقلاب کیانوری در خاطراتش( ص 544 ) اعتراف کرده است که " در شهر لایپزیک با یک سرلشگر سازمان نظامی" کا.گ. ب" ژنرال دولین تماس و ارتباط داشت، خودش اعتراف می کند که حتی سالهای قبل از سقوط شاه می کوشید اطلاعات مربوط به هواپیمای " فانتوم اف 14 " را از درون نیروی هوایی بدست آورد و به شورویها بدهد. " ( انقلاب اسلامی: کیانوری در خاطراتش اعتراف می کند که"درخواست دستيابي به اطلاعات اف 14از سوي کميته مرکزي حزب کمونيست شوروي به اطلاع من رسيد... اين جريان ادامه داشت تا انقلاب پيروز شد و ما به ايران آمديم و فعاليت حزب را در داخل کشور آغاز کرديم.در اين زمان "لئون"به تهران آمدودرخواست خود را مجددآً مطرح کرد.... اين درخواست را پذيرفتم واين اطلاعات را به شورويها دادم."نگاه کنید بخاطرات کیانوری - ص544 تا 545 )
وقتی دقت می کردم در شناخت ارتباطات مهره های عمده کمیته مرکزی حزب توده با شورویها، کیانوری یکی از آن چهره های عمده ارتباط بود ، یکی دیگر از ان چهره ها کامبخش بود، ( انقلاب اسلامی : شوهر خواهر کیانوری که بنام مستعار سرهنگ قنبر اف معروف بود.) یک چهره عمده رادمنش بود، روستا هم یک چهره ارتباط بود ولی آن اهمیت رادمنش را نداشت. روستا آدمی بود که قویاً به شورویها اعتقاد داشت.
( خاطرات سرگرد هوایی پرویز اکتشافی- بکوشش حمید احمدی - چاپ مرتضوی کلن (آلمان )- چاپ اول ، 1377- ص 380 تا 384 )
بابک امیر خسروی می نویسد:" اواسط دهه پنجاه، نورالدین کیانوری دبیر حزب ، در پاریس بود. واحد حزبی پاریس در حال تدارک غرفة " نامه مردم" برای جشن سالیانه روزنامه " اومانیته" ارگان حزب کمونیست فرانسه بود. به سفارش ما، رفیقی کاریکاتوری تهیه کرده بود که نشان میداد مردم ایران در حال واژگون کردن یک دکل نفت هستند که نماد مبارزات ضد استعماری بود. تاجی هم بر سر دکل نفت قرار داشت که جنبة ضد شاه مبارزه مردم را نشان میداد. ولی با سیاست روز حزب هم خوانی نداشت. این بود که می خواستیم موافقت ضمنی کیانوری را به دست بیاوریم. اوقلباً تمایل داشت ولی بهانه می آورد و می گفت هفته آینده پس از مراجعت به لایپزیک و مشورت با سایر رفقا پاسخ می دهم که تاج بگذارید یا بردارید!
فرصت بسیار اندک بود. لذا اصرار داشتیم که از همین پاریس تلفنی موضوع را با رهبری حزب توده در میان بگذارد. ولی او همچنان طفره می رفت. هوشنگ بهزادی عضو جوان و بسیار پرشور کمیتة پاریس سخت در تقلا بود. بالاخره تلفن را از اتاق دیگر آورد و گذاشت جلوی دست کیانوری ! دیگر چاره نبود و به ناچار حقیقت را بزبان آورد. حرف کیانوری این بود که هفتة آینده قرار است عباس هویدا ( نخست وزیر وقت) به مسکو برود و قرار دادهای مهمی در دستور کار است. لذا باید تا یک هفته دیگر صبر کرد تا نتیجه معلوم شود. اگر مذاکرات مثبت بود از گذاشتن تاج صرفنظر کنید. اما اگر به شکست انجامید تاج را بگذارید." ( مهاجرت سوسیالیستی و سرنوشت ایرانیان - بابک امیر خسروی و محسن حیدریان- ناشر پیام امروز - چاپ اول ، 1381 - ص 302 )
رفتار روسیه ( " اتهامات " رادیو مسکو ) در قبال کودتای 28 مرداد را که با رفتار امریکا - در پی استقرار موشکهای روسی در کوبا واکنش کندی ، رئیس جمهوری امریکا که برای برچیدن ﺁن پایگاهها، تا ﺁستانه جنگ جهانی پیش رفت - مقایسه کنی می توانی شدت فعل پذیری روسیه " شوروی " را دریابی .
2 - با روی کار ﺁمدن حکومت نهضت ملی ایران ، دولت شوروی دست به فرهنگ ایرانی زدائی در ﺁسیای میانه زد ( ﺁلکساندر ﺁدلر شوروی شناس در فیلم مستند پیرامون نهضت ملی شدن صنعت نفت و مصدق و حکومت او )
3 - چرا روسیه واکنش کارپذیرانه ای ابراز کرد ؟ پاسخ ایدن ، وزیر امورخارجه و سپس نخست وزیر انگلستان و از سازمان دهندگان کودتا، در خاطرات خود، اینست : ما به روسها هشدار دادیم : بدون نفت ، حیات غرب غیر ممکن است و اگر از روسیه شوروی عملی در جهت مخالف غرب سرزند، انگلستان وارد جنگ خواهد شد . روسیه این اخطار را جدی گرفت و وقتی اختلالات رخ نمودند، حرکاتشان ﺁشکارا محتاطانه بود ( صفحه 358 The memoirs of Sir Anthony Eden full Circle (
4 - مورخ الدوله سپهر رابط زاهدی با سفارت روسیه " شوروی " ، در منزل محمد علی کشاورز صدر، سخنگوی وقت جبهه ملی، با حضور ابوالحسن بنی صدر علت " سکوت روسیه" در کودتای 28 مرداد را اینسان توضیح داد : زاهدی به من مأموریت داد نزد سفیر روسیه بروم و به او بگویم: هرگاه حزب توده خود را وارد ماجرا نکند، من قول می دهم در ایران، به امریکا پایگاه نظامی ندهم و ایران وارد پیمان نظامی نشود . اما اگر حزب توده وارد عمل شود، غیر از سرکوب بیرحمانه، به امریکا پایگاه نظامی می دهیم و وارد پیمان نظامی هم می شویم .
5 - روسیه شوروی با سیاست " موازنه منفی " دکتر مصدق از زمان مجلس چهاردهم شورای ملی موافق نبود . چنانکه دکتر مصدق طرحی را به تصویب مجلس گذراند که " هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام ﺁنها یا معاونت می کنند نمی توانند راجع به نفت با هیچیک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکتهای نفت و هرکس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد، بکند و یا این که قراردادی امضاء نماید " .(نگاه کنید به کتاب " سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم" - نگارش حسین کی استوان - جلد اول ، بهمن ماه 1327 - تجدید چاپ از جانب انتشارات مصدق- بهمن ماه، 1355 - متن پیشنهادی مصدق درص199 تا 232 ). سفیر روسیه این اقدام مصدق را دشمنی با روسیه تلقی کرد و مصدق در پاسخ پیام او ، نامه ای به او نوشت : " راجع به نفت شمال ایران که ابتکار پارلمانی این جانب موجب بدبینی و دلتنگی مأمورین اتحاد جماهیر شوروی گردید و حتی رادیو مسکو اسناداتی به اینجانب داد که استحقاق ﺁن را ندارم ، لازم است عرض کنم که به دلایل تاریخی و تجربیات تلخی که از امتیازات داریم، موکلین من اصولا با هرگونه امتیازی که راجع به منابع ثروت مملکت به داوطلبان غیر ایرانی در قلمرو ایران داده شود، خوش بین نیستند ..." ( متن نامه در صفحات 245 تا 249 همان کتاب ﺁمده است )
6 - در همان زمان " در خواست امتیاز نفت از سوی روسها حزب توده را وادارکرد بدون هیچ توجیه واقعی، با عناوینی از این نوع " چگونه باید امتیازات را در مقابل حصول بیشترین منافع برای کشور اعطا کرد" (بقلم احسان طبری ، از نظریه پردازان حزب )، تا آنجا پیش رفت که برای تجدید مذاکرات مربوط به امتیاز نفت، نه تنها به روسها، بلکه همچنین به انگلیسها و آمریکائیان، دلیل برهان تراشید.
("بحران دمکراسی در ایران - 1320 - "1332 - نوشتة فخرالدین عظیمی - ترجمه عبدالرضا هوشگ مهدوی و بیژن نوذری - نشر البرز ،1372 -ص 145 ) . احسان طبری نوشت: "... بهمان ترتیب که ما برای انگلستان در ایران منافعی قائلیم و بر علیه این منافع صحبتی نمی کنیم باید معترف باشیم که دولت شوروی هم از لحاظ امنیت خود در ایران منافع جدی دارد..."
( نگاه کنید به کتاب " گذشته، چراغ راه آینده است- نشر ازجامی- پاریس ، 1355 - ص 204 )
مطبوعات حزب توده که سر سپرده و مبلغ روسیه شوروی بودند، در هنگام آغاز مبارزات ملت ایران برای استیفای و مطالبات حقوق خود از شرکت نفت شعار " ملی " و " ملی کردن " را خیانت شمرده و آن را محکوم کردند.
|