Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

فیلم کامل جدایی نادر از سیمین

کران «جدايی نادر از سيمين» در سینماهای اسرائیل


۱۳۹۰/۱۱/۰۸
میترا فرهمند (اسرائیل)

فيلم ايرانی تحسين شده «جدايی نادر از سيمين» که با دريافت سلسله جوايز بی سابقه ای به مهم ترين فيلم تاريخ سينمای ايران مبدل شده است، اين روزها در حالی نيز که ناخواسته رقيبی جدی برای يک فيلم اسرائيلی در اسکار امسال محسوب می شود، در روزهای آينده در سينماهای اسرائيل اکران خواهد شد.

فيلم «جدايی نادر از سيمين»، ساخته اصغر فرهادی، از زمانی که برنده فستيوال فيلم ساليانه برلين شد و جايزه نخست را بدست آورد، تا به امروز، به درخشش خيره کننده خود در سراسر جهان ادامه داده است و همين تازگی بود که نخستين برنده ايرانی «گلدن گلوب» گرديد.

اثر مهم آقای فرهادی، دومين فيلم ايرانی است که در تاريخ اسکار، نامزد دريافت اين مهم ترين جايزه سينمايی جهان، در بخش فيلم های خارجی شده است. اما نخستين فيلم ايرانی نيز هست که بخاطر فيلمنامه آن يکی از پنج فيلم نهايی است که به بخش اصلی بهترين سناريوی مسابقه اسکار امسال راه يافته است.

هنگامی که در روزهای اخير معلوم شد که هم فيلم ايرانی «جدايی نادر از سيمين» يکی از راه يافتگان نهايی به مسابقه اسکار است اما در کنار آن نيز يک فيلم اسرائيلی هم قرار گرفته است، توجه ها در جهان به اين نکته اتفاقی، جلب شده است.

رقيب فرهادی و «جدايی نادر از سيمين»، فيلم اسرائيلی «پانويس» يا «در حاشيه» ساخته آقای يوسف سيدار است؛ کارگردان يهودی زاده شده در نيويورک که از کودکی در اسرائيل زندگی کرده است.

يوسف سيدار نيز در سال های اخير يکی از پرآوازه ترين کارگردانان اسرائيلی در جهان بوده و فيلم های ساخته او برنده جوايز اصلی و يا مهمی از مطرح ترين جشنواره های جهانی شده است.

اما نکته ديگری نيز اين رقابت ناخواسته ميان فيلم سازان مطرح ايرانی و اسرائيلی را که هر دو نيز در سن و سال کمابيش مشابهی هستند، جالب تر کرده است و آن اکران فيلم ايرانی در سينماهای اسرائيل است.

منقدان اسرائيلی فيلم و سينما از اين اقدام بسيار استقبال کرده اند و نقدهای بسيار خوبی نيز بر فيلم ايرانی نوشته و به صف بلند بالای تحسين کنندگان جهانی از اين فيلم ايرانی پيوسته اند.

منقدان فيلم و سينما دراسرائيل همواره تحسين کننده فيلمسازان دهه های اخير ايرانی بوده اند؛ عشق و تحسين آنها به دست اندرکاران سينما با اکران فيلمهای محسن مخملباف در سينماهای اسرائيل آغاز شد.

کمتر سينمارويی در چند نسل در اسرائيل است که نام محسن مخملباف را نشناسد و اين نام را هم به خوبی ادا نکند.

فيلم های ساخته دختران آقای مخملباف نيز غوغايی در ميان سينماروهای اسرائيلی ايجاد کرد؛ فيلم «تخته سياه» از خانم سميرا مخملباف اشک بسياری از اسرائيلی ها را در آورد و سينماهای اسرائيل، اکران های بی شمار آن را مرتب ادامه می دادند.

در دوره ای نوبت به اکران فيلم های زيبای مجيد مجيدی در اسرائيل رسيد و تحسين اسرائيلی ها به نبوغ فيلمسازان ايرانی به اوج خود رسيد.

فيلم هايی از عباس کيارستمی نيز در اسرائيل اکران شد اما توجه به آثار کيارستمی به اندازه التهاب اسرائيلی ها به آثار مجيدی و مخملباف ها نبود.

اما در سال های اخير که خصومت و تنش سياسی ميان جمهوری اسلامی ايران و اسرائيل به اوج خود رسيده است، اسرائيلی ها کمتر توانسته بودند که امتياز اکران فيلمی از کارهای ساخته شده در ايران را بدست آورند زيرا دست اندرکاران ايرانی فيلم ها و نيز شرکت های خارجی توزيع کننده آنها تلاش داشتند که از درآمد خود از فروش فيلم به اسرائيلی ها صرف نظر کنند تا مبادا سازندگان ايرانی فيلم را به درد سر بيندازند.

شرکت هايی که امتياز توزيع برخی از فيلم های ايرانی را در جهان دريافت کرده اند، اروپايی هستند و لذا، حق خود می دانند که فيلم را به هر خريداری بفروشند. اما دردسرهای بزرگ ناشی از عواقب اکران فيلم های ايرانی در اسرائيل، در سال های اخير برخی از شرکت های اروپايی را نيز به رعايت ملاحظاتی بی سابقه در قبال دست اندرکاران فيلم های ايرانی وادار کرده بود.

با وجود اين، اکنون که تنش های اسرائيل و ايران به مرحله بی سابقه ای رسيده است و دو حکومت حاکم طرف مقابل را به عنوان دشمن مهم خود تلقی می کنند، توزيع کنندگان فيلم «جدايی نادر از سيمين»، اين فيلم را به خريدار اسرائيلی نيز فروخته اند.

خريدار اسرائيلی، صاحبان رشته سينماهای «لِو» در اسرائيل است که از سينماهايی در اورشليم، تل آويو و چند شهر و شهرک ديگر اين کشور برخوردار است.

اکران فيلم از فوريه به طور همزمان در اسرائيل آغاز خواهد شد. راديو و تلويزيون های اسرائيل توجه بسياری به اين فيلم معطوف کرده و گزارش های متعددی در باره اين رقيب قَدَر و پرتوان فيلم اسرائيلی در اسکار تهيه کرده اند و حتی بسياری از منقدان اسرائيلی احتمال می دهند که اگر قرار باشد که ميان دو فيلم اسرائيلی و ايرانی، بدون توجه به سه فيلم ديگر رقيب آنها در اسکار، بر سر يکی از آنها برای پيروزی شرط بندی کنند، بخت فيلم ايرانی را بسيار بيشتر می دانند.

يکی از وبسايت های فيلم های مطرح اکران شده در اسرائيل؛ تارنمای «عين هاداگ»، ابراز اميدواری کرده است که اکران فيلم «جدايی نادر از سيمين» در سينماهای اسرائيل، آقای فرهادی و ساير دست اندرکاران آن را در ايران به دردسر نيندازد.

اصغر فرهادی بويژه پس از دريافت جايزه گلدن گلوب موجب افتخار ملت ايران شده است اما افرادی از حکومت ايران مدعی شده اند که فيلم های ايرانی که برنده جوايز جهانی می شود، سياهی های ايران را نشان می دهند و حتی محمود احمدی نژاد نيز گفت که بايد فيلم هايی در باره تعزيه را نامزد اسکار کرد!

از هم اکنون انتظار می رود که سران جمهوری اسلامی ايران که در صدد انحلال خانه سينمای ايران و تشديد برخوردها با بخش بزرگی از هنرمندان سينمای ايران برآمده اند، از اکران فيلم «جدايی نادر از سيمين» به عنوان يک اهرم جديد برای حمله به هنرمندان سينمای ايران سوء استفاده کنند.

فيلم فرهادی، همانند غرب، با نام «جدايی» در سينماهای اسرائيل اکران می شود.

همچنين گفتنی است که فيلم های اسرائيل هر چند تا کنون اسکار نبرده اند اما از سال ۱۹۶۴ که فيلم هايی از اين کشور راهی اسکار شدند، تا امسال، يازده بار در رديف يکی از پنج نامزد احراز اسکار بوده است.

ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده


تبریک دولت اوباما به فرهادی؛ «نادر و سیمین» نزدیک‌تر به اسکار


۱۳۹۰/۱۰/۲۹

به دنبال درخشش فیلم«جدایی نادر از سیمین» در گلدن گلوب، دولت آمریکا این موفقیت را به اصغر فرهادی، کارگردان این فیلم، تبریک گفت.

در همین حال فیلم آقای فرهادی که نامزد دریافت جایزه بریتانیایی بفتا شده، به تازگی در فهرست کوتاه نامزدهای بهترین فیلم خارجی اسکار نیز قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده، روز چهارشنبه گفت: «ما می‌خواهیم رسما به اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی، تبریک بگوییم... ما موفقیت او را تحسین می‌کنیم... موفقیت او سندی است بر غنا و انعطاف‌پذیری فرهنگ ایرانی.»

فيلم «جدايی نادر از سيمين» که از سال گذشته تاکنون معتبرترین جوايز سينمايی دنیا را از آن خود کرده است يک‌شنبه شب گذشته موفق شد جايزه بهترين فيلم خارجی‌زبان شصت و نهمين دوره جوايز سالانه گلدن گلوب را دريافت کند.

این فیلم به تازگی نامزد دریافت جایزه بریتانیایی بفتا نیز شده و با چهار فیلم دیگر از کانادا، اسپانیا، فرانسه و آلمان رقابت می‌کند.

همچنین آکادمی اسکار نیز روز چهارشنبه نام «جدایی نادر از سیمین» را در فهرست کوتاه نامزدهای این جایزه در بخش فیلم‌های خارجی، در کنار هشت فیلم دیگر قرار داد: «کله شق» از بلژیک، «موسیو لازار» از کانادا، «سوپر کلاسیکو» از دانمارک، «پینا» از آلمان، «پاورقی» از اسرائیل، «عمر من را به قتل رساند» از مراکش، «در تاریکی» از لهستان و «جنگجویان رنگین‌کمان» از تایوان.

آکادمی اسکار که برای انتخاب نامزدهای بهترین فیلم خارجی ۶۳ فیلم را از نظر گذرانده، سه‌شنبه هفته آینده، چهارم بهمن‌ماه، پنج نامزد نهایی این جایزه را اعلام می‌کند.

به دنبال درخشش «جدایی نادر از سیمین» در گلدن گلوب ۲۰۱۲، جمهوری اسلامی نیز، اگرچه برای مدتی از ساخت فیلم آقای فرهادی خودداری کرده بود، این موفقیت را به وی تبریک گفت.

به گزارش خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی، جواد شمقدری، معاون امور سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیامی با اظهار این‌که در صورت کنار رفتن موانع و تعصب‌ها، «هر روز شاهد اقبال و توجه دیگران به آثار فرهنگی و تولیدات سینمایی ایران خواهیم بود»، آورد: «آقای اصغر فرهادی توانست از این حجاب‌ها و موانع بگذرد و قضاوتی بخردانه فیلم او را بر سکوی برگزیده‌ها بنشاند. این موفقیت را به وی و جامعه سینمای ایران و مردم خوب کشورمان تبریک می‌گویم.»

اصغر فرهادی هنگامی که جایزه گلدن گلوب را دریافت می‌کرد، گفت: «وقتی بر روی صحنه می‌آمدم داشتم فکر می‌کردم که چه باید بگویم؟ آیا باید چیزی از مادر یا پدرم بگویم، از همسر مهربانم، فرزندانم، دوستان خوبم یا از گروه‌ فیلم‌برداری عالی و دوست داشتنی‌ام؟ اما حالا ترجیح می‌دهم از مردمم بگويم. فکر می‌کنم آنها حقیقتا مردمی صلح دوست هستند.»

ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده


تبریک دولت اوباما به فرهادی؛ «نادر و سیمین» نزدیک‌تر به اسکار


۱۳۹۰/۱۰/۲۹

به دنبال درخشش فیلم«جدایی نادر از سیمین» در گلدن گلوب، دولت آمریکا این موفقیت را به اصغر فرهادی، کارگردان این فیلم، تبریک گفت.

در همین حال فیلم آقای فرهادی که نامزد دریافت جایزه بریتانیایی بفتا شده، به تازگی در فهرست کوتاه نامزدهای بهترین فیلم خارجی اسکار نیز قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده، روز چهارشنبه گفت: «ما می‌خواهیم رسما به اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی، تبریک بگوییم... ما موفقیت او را تحسین می‌کنیم... موفقیت او سندی است بر غنا و انعطاف‌پذیری فرهنگ ایرانی.»

فيلم «جدايی نادر از سيمين» که از سال گذشته تاکنون معتبرترین جوايز سينمايی دنیا را از آن خود کرده است يک‌شنبه شب گذشته موفق شد جايزه بهترين فيلم خارجی‌زبان شصت و نهمين دوره جوايز سالانه گلدن گلوب را دريافت کند.

این فیلم به تازگی نامزد دریافت جایزه بریتانیایی بفتا نیز شده و با چهار فیلم دیگر از کانادا، اسپانیا، فرانسه و آلمان رقابت می‌کند.

همچنین آکادمی اسکار نیز روز چهارشنبه نام «جدایی نادر از سیمین» را در فهرست کوتاه نامزدهای این جایزه در بخش فیلم‌های خارجی، در کنار هشت فیلم دیگر قرار داد: «کله شق» از بلژیک، «موسیو لازار» از کانادا، «سوپر کلاسیکو» از دانمارک، «پینا» از آلمان، «پاورقی» از اسرائیل، «عمر من را به قتل رساند» از مراکش، «در تاریکی» از لهستان و «جنگجویان رنگین‌کمان» از تایوان.

آکادمی اسکار که برای انتخاب نامزدهای بهترین فیلم خارجی ۶۳ فیلم را از نظر گذرانده، سه‌شنبه هفته آینده، چهارم بهمن‌ماه، پنج نامزد نهایی این جایزه را اعلام می‌کند.

به دنبال درخشش «جدایی نادر از سیمین» در گلدن گلوب ۲۰۱۲، جمهوری اسلامی نیز، اگرچه برای مدتی از ساخت فیلم آقای فرهادی خودداری کرده بود، این موفقیت را به وی تبریک گفت.

به گزارش خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی، جواد شمقدری، معاون امور سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیامی با اظهار این‌که در صورت کنار رفتن موانع و تعصب‌ها، «هر روز شاهد اقبال و توجه دیگران به آثار فرهنگی و تولیدات سینمایی ایران خواهیم بود»، آورد: «آقای اصغر فرهادی توانست از این حجاب‌ها و موانع بگذرد و قضاوتی بخردانه فیلم او را بر سکوی برگزیده‌ها بنشاند. این موفقیت را به وی و جامعه سینمای ایران و مردم خوب کشورمان تبریک می‌گویم.»

اصغر فرهادی هنگامی که جایزه گلدن گلوب را دریافت می‌کرد، گفت: «وقتی بر روی صحنه می‌آمدم داشتم فکر می‌کردم که چه باید بگویم؟ آیا باید چیزی از مادر یا پدرم بگویم، از همسر مهربانم، فرزندانم، دوستان خوبم یا از گروه‌ فیلم‌برداری عالی و دوست داشتنی‌ام؟ اما حالا ترجیح می‌دهم از مردمم بگويم. فکر می‌کنم آنها حقیقتا مردمی صلح دوست هستند.»


نقدي بر جدايي نادر از سيمين

همایون خیری، وبلاگ‌نویس، نگاهی دارد به فیلم جدایی نادر از سیمین. ساخته اصغر فرهادی.
دیشب فیلم «جدایی نادر از سیمین» را دیدم. پیشنهادم را می‌نویسم که اگر فرصت کردید ببینیدش یا خواستید دوباره ببینیدش از این زاویه هم به آن نگاه کنید.

کی نماینده چه چیزی‌ست؟ فهرست اینکه چه کسی دارد چه گروه یا تفکر در جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کند اینطوری‌ست:

نادر- نادر دارد جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کند که از یک طرف با سنت دست به گریبان است و از یک طرف با مدرنیته.

پدربزرگ- پدربزرگ نماینده سنت در جامعه ایران است. آلزایمرش هم‌‌ همان حافظه تاریخی ماست. نه قابل صرفنظر کردن است و نه بدون جامعه قدرت سرپا نگه داشتن خودش را دارد.

سیمین- سیمین مدرنیته ایرانی را نمایندگی می‌کند. کسی‌ست که به نادر (جامعه) قبولانده که باید مهاجرت کند. معلم است و دانسته‌هایش از باقی بازیگران صحنه بیشتر است و بلد است مذاکره کند.

زن باردار- زن باردار نماینده مذهب در جامعه ایرانی‌ست. می‌خواهد به سنت (پدربزرگ) کمک کند که باری از روی دوش جامعه (نادر) بردارد اما از فرط نجس و پاکی و محدودیت شرعیات خودش هم تبدیل می‌شود به معضل تازه برای جامعه. ختم آبستنی او یعنی همین وضعی که الان در جامعه ایران می‌بینید و حکومت مذهبی قادر به نوزایی نیست. همین چیزی که به آن می‌گوییم اصلاح‌ناپذیری حکومت.



شوهر- شوهر نماینده روحانیت در جامعه است. رضا می‌رکریمی روحانیت را با همین شمایل ورشکسته و مقروض به عالم و آدم در «زیر نور ماه» روایت کرده. شوهر (روحانیت) زبان زن باردارد (مذهب) است. همین مذهب است که او را به درآمد تازه می‌رساند و بهانه برای او تولید می‌کند تا از جامعه پول بگیرد، چه در شکل ارائه خدمات به جامعه (نگهداری از سنت یعنی پدربزرگ) و چه در شکل جبران خسارت (دیه).



ترمه- ترمه دختر نادر و سیمین نماینده آینده است. موضوعی که در کشمکش میان جامعه، مدرنیته، سنت و مذهب گرفتار است و قادر به انتخاب میان آن‌ها نیست و فیلم هم با این عدم انتخاب او تمام می‌شود. در سن بلوغ است و این بهترین نشانه آیندهٔ در حال وقوع است.



دختر کوچک- دختر کوچک نماینده زمان حال است. کوچک‌تر از همه و گزارشگر (نقاش) وقایع. کوچکی او نشانه‌ای‌ست از نادیده گرفته شدن زمان حال در جامعه ایرانی. یکی از بهترین نشانه‌های نمایندگی او (زمان حال) وقتی‌ست که دارد شیر سیلندر اکسیژن پدربزرگ (سنت) را کم و زیاد می‌کند. درست شبیه به آهنگ‌های تازه مثل نامجو

.



با این پیشنهاد می‌توانید روابط میان جنبه‌های مختلف زندگی ایرانی را ببینید. چند تا مثالش را می‌نویسم:



سیمین (مدرنیته)، زن باردار (مذهب)، ترمه (آینده) و دختر کوچک (حال) از یک جنس‌اند و همه‌شان قدرت زادآوری دارند. منتها همه‌شان نیاز به یک عامل دیگر برای باروری دارند. محصول حاصل از پیوند زادآوران و فاعلان از همه جالب‌تر است. مثلا آینده محصول جامعه و مدرنیته است و این اوضاع را همیشه می‌توانید ببینید. وجود ترمه یعنی جامعه (نادر) و مدرنیته (سیمین) توانسته‌اند آینده را خلق کنند. همیشه هم همینطور است و دنیای فعلی با مظاهر جدیدش محصول توافق هر جامعه‌ای‌ست با نوآوری‌هایش. منتها وقتی به محصول روحانیت (مرد) و مذهب (زن باردار) می‌رسید متوجه می‌شوید یک محصولشان وضع فعلی‌ست (دختر کوچک) که فقط ناظر ماجراهاست و کاره‌ای نیست جز گزارشگر وقایع اما تلاش روحانیت و مذهب برای خلق مجدد در شکل بارداری زن با برخورد شدید جامعه روبرو می‌شود و ناکام می‌ماند.



نکته جالب این است که این برخورد دفعی جامعه (نادر) نسبت به مذهب نیست که از سر تلاش برای حفظ سنت منجر به ختم نوزایی مذهب می‌شود بلکه این سنت (پدربزرگ) است که مذهب (زن باردار) را به دنبال خودش می‌کشد و بارداری او را خاتمه می‌دهد. وقتی زن باردار (مذهب) می‌رود تا پدربزرگ (سنت) را پیدا کند می‌بیند پدربزرگ (سنت) کنار دکه روزنامه‌فروشی‌ست و دکه روزنامه‌فروشی‌‌ همان جایی‌ست که همیشه حرفش با پدربزرگ هست و روزنامه‌هایی که نادر (جامعه) برای او می‌آورد و یا درباره‌شان با او حرف می‌زند محل علاقمندی پدربزرگ (سنت) است. خوب به جای دکه روزنامه‌فروشی بگذارید جشن نوروز و چهارشنبه‌سوری تا متوجه بشوید چقدر دقیق است.



زن باردار (مذهب) به دنبال پدربزرگ (سنت) می‌رود و او را در کنار دکه روزنامه‌فروشی (نوروز و چهارشنبه‌سوری) می‌بینید. می‌رود تا او را برگرداند اما آن آخر فیلم متوجه می‌شویم که ماشین به او زده و منجر به سقط شدن نوزادش شده. یعنی این جامعه نبوده که مذهب را کنار زده بلکه این واقعیات دنیای بیرونی‌ست که مذهب را از نوزایی درآورده.



دو تا موقعیت ویژه میان جامعه (نادر) و مذهب (زن باردار) با سنت (پدربزرگ) هست. هر دو در حمام رخ می‌دهد. نادر پدرش را حمام می‌دهد و از فرط گرفتاری‌های او به گریه می‌افتد. زن باردار هم لباس پدربزرگ را در‌‌ همان حمام عوض می‌کند. نادر برای حمام دادن پدرش او را با دستکش لیف می‌زند و زن باردار هم برای تعویض لباس‌های پدربزرگ از دستکش استفاده می‌کند. فرق دستکش‌ها را که ببینید متوجه می‌شوید دستکش نادر خود او را هم خیس می‌کند ولی دستکش زن باردار مانع خیس شدنش می‌شود.



عصبیت شوهر زن باردار (مرد: روحانیت) و پرخاش‌های او که ما هم آدمیم و قرض بالا آوردن‌ها و از کار بیکار شدنش همه نشانه‌های عاملان حکومت مذهبی‌ست. یک چیز خیلی جالبی هم توی فیلم هست که به نظرم طعنهٔ فرهادی‌ست به وقایع بعد از انتخابات و همراهی روحانیت با اوباش. خیلی خیلی جالب بود.

نادر و سیمین و ترمه از خانه زن باردار می‌آیند بیرون و نگاه‌شان می‌افتد به ماشینشان. شوهر زن (روحانیت) از سر عصبانیت حل نشدن ماجرا و وصول نشدن پول و بی‌جواب ماندن طلبکار‌ها با عصبانیت از خانه رفته است بیرون. بعد که ماشین در حال حرکت است شیشه جلوی آن را می‌بینیم که خرد شده.

باتوم‌های بسیج و پلیس در جریان اعتراضات را یادتان هست؟ فیلم‌هایی که بسیجی‌ها و پلیس با باتوم به شیشه‌های ماشین‌ها می‌کوبیدند را یادتان هست. رهبران مذهبی ایران وقتی نتوانستند از جامعه جواب بگیرند با اوباش کنار آمدند و معروف‌ترین نمونه این همکاری عبارت بود از خرد کردن شیشه‌های ماشین‌ها. توی فیلم از نازایی مذهب و ناکارآمدی روحانیت به خرابکاریشان می‌رسیم.



فرهادی می‌گوید دعوای جامعه ایرانی بر سر حفظ سنت‌های جامعه در مقابل مدرنیته است و این مذهب است که برای نجات درماندگی روحانیت خودش را می‌اندازد توی کاری که دست آخر او را هم نازا می‌کند. وقتی ترمه (آینده) دارد با درماندگی درباره انتخابش برای ماندن با جامعه و سنت (نادر و پدربزرگ) یا مدرنیته (سیمین) تصمیم می‌گیرد تنها خبری که از مذهب (زن باردار) و روحانیت (مرد) داریم این است که یکی نازا شده و دیگری در زندان طلبکار‌ها.



برگشت

letzte Änderungen: 1.5.2012 16:21