گراناز موسوي: انگار قرار است عدهاي قرباني شوند تا دعواها سروساماني بگيرد
در حالي كه مرضيه وفامهر، هنرپيشه نقش اول فيلم «تهران من، حراج» (و همسر ناصر تقوايي، فيلمساز پيشكسوت) هنوز زنداني است، كارگردان فيلم در گفتوگو با راديوفردا سرانجام سكوت خود را درباره اين بازداشت شكست.
گراناز موسوي، سينماگر ايراني مقيم استراليا، ميگويد كه همه مراحل توليد فيلم قانوني بوده. او رفتار كنوني قوه قضاييه را با خانم وفامهر ناشي از فعل و انفعالات سياسي ميداند.
فيلم خانم موسوي بازتابدهنده نحوه زندگي قشري از جوانان تهراني است كه به برخي از ارزشها و الگوهاي رفتاري سنتي و حاكم در جمهوري اسلامي ايران، بيسر و صدا معترضند.
گفتوگوي پيك فرهنگ با گراناز موسوي درباره دستگيري مرضيه وفامهر،بازيگر فيلم «تهران من، حراج»
گراناز موسوي، كارگردان فيلم «تهران من، حراج»، ميهمان پيك فرهنگ اين هفته است تا درباره برخورد مسئولان جمهوري اسلامي ايران با مرضيه وفامهر، هنرپيشه نقش اول نخستين فيلم بلندش، بگويد.
گراناز موسوي: من چند وقت پيش وقتي كه بازداشت شده بود متوجه شدم، ولي بنا به خواست خود مرضيه و صلاحديد آقاي تقوايي تصميم بر اين بود كه مسئله رسانهاي نشود. بلكه سوءتفاهمي كه وجود دارد زودتر حل شود و مرضيه رها شود كه متاسفانه اين اتفاق نيفتاد.
در نتيجه من هم فكر كردم، بعد از صحبتهايم با آقاي تقوايي فكر كردم لازم است من هم راجع به فيلم توضيح بدهم، بلكه نقاط ابهامي كه راجع به فيلم وجود دارد برطرف شود و مرضيه هم زودتر آزاد شود و بقيه عوامل فيلم هم اگر گرفتاري وجود دارد اين گرفتاريها حل شود.
شما به خانم وفامهر گفته بوديد نشاني ايميل و اطلاعات مربوط به تماستان را به مسئولان پرونده اتهاميشان بدهند. مسئولان قضايي و غيره تماسي با شما گرفتند؟
نه، متاسفانه. من از مرضيه خواهش كرده بودم و ميدانم كه مرضيه تلفن و ايميل من و همه مشخصات مرا در اختيارشان قرار داده. چون من از خدا ميخواستم كه با من تماس بگيرند كه بتوانم خودم اطلاعات دست اول بهشان بدهم. چون به هر حال مرضيه فقط بازيگر اين فيلم است و طبيعتا اطلاعات دقيقتر را خود من ميتوانستم در اختيارشان قرار دهم. راجع به اين كه اين پروژه يك پروژه دانشجويي بوده، يك پروژهاي بوده كه با يك بودجه بسيار مختصر ساخته شده، اصلا قصد پخش سينمايي نبوده، حتي بيرون از ايران پخش سينمايي نشده. در حد فستيوالها و دانشگاهها بوده، تا چه برسد به اين كه هدف اين باشد كه فيلم پخش شود غيرقانوني در تهران.
كدام فيلمسازي است كه دلش بخواهد(فيلمش)پخش غيرقانوني شود. تازه مگر اين همه فيلم ايراني ديگر كه پخش غيرقانوني شدهاند مگر سراغ كارگردان رفتند؟ سراغ فيلمساز رفتند؟ اين مسئله بازار قاچاق است. جلوي اين مسائل جاي ديگر بايد گرفته شود. نه اين كه يك فيلم قرباني شود. نه اين كه يك بازيگر، از همه مهمتر يك بازيگري كه نقشي در ساخت يك فيلم ندارد جز اين كه بازياش را كرده بخواهد گرفتار شود. يا عوامل فيلم.
شما مجوز كتبي داشتيد براي ساختن اين فيلم؟
بله. من كه خودم كه سالها در استراليا زندگي كردهام و درس خواندهام، كارگردان اين فيلم بودم. از تهيهكنندگي و مراحل مجوز طبيعتا خودم باخبر نبودم. نه دسترسي داشتم و نه از اين مراحل اطلاع چنداني داشتم. در نتيجه تهيهكننده استراليايي كه اتفاقا آنها هم يك كمپاني خيلي كوچكاند و اين فيلم اولين تجربهشان بود كه همراه با دانشگاه من به عنوان پروژه پاياننامه دكتراي من قرار بود تهيه شود، با يك شركت معتبر و معتمد كه در آن زمان كلي كار كرده و كلي فيلم ساخته قرارداد بستند كه كارهاي مربوط به مجوز را همان طور كه آقاي تقوايي هم در صحبتهايشان توضيح داده بودند انجام دهند. و ميدانيم كه انجام شده. يعني فيلم مجوز داشته. اين مجوز هميشه وجود داشته.
واكنش شما به نوع نگاهي كه قوه قضاييه و احتمالا محافل رسمي فرهنگي و هنري در ايران به فيلم شما دارند چيست؟
من فقط خيلي خيلي شگفتزدهام و به نظرم ميآيد كل اين صحبتهايي كه الان دارد ميشود و اتهاماتي كه متوجه فيلم است و متوجه بازيگر و عوامل فيلم است، ناشي از يك جو بياعتمادي و سوء تفاهم است كه ربطي به خود اين فيلم ندارد.
چيزهايي دارد به اين فيلم نسبت داده ميشود كه اصلا با فضاي كلي فيلم مغايرت دارد. يك فيلم اثر هنري است و در كليتش بايد نگاه كرده شود. تكتك صحنهها در رابطه با كليت فيلم، ساختمان كلي فيلم و روايتش بايد نگاه شود. اين كه اين فيلم چه پيامي دارد، حرف نهايياش چيست، هيچ كدام ديده نميشود. مشكلات اصلي فراموش ميشود و قرار است يك عده اين وسط انگار قرباني شوند تا بالاخره دعواهاي درونگروهي سروساماني بگيرد به نفع يكي يا به ضرر يكي ديگر تمام شود. اينها واقعا چيزهايي نيست كه مسئله اين فيلم باشد.
به نظر من، در يك چنين جو متشنجي فقط هنرمنداناند كه دارند تباه ميشوند و اين هيچ ربطي ندارد به اين فضاي متشنج سياسي كه الان وجود دارد كه بخواهد از كنارش يك سري آدمهايي كه آزارشان به هيچ كس نميرسد و دردشان فقط درد بيان معضلات جامعهشان است بخواهند قرباني و تباه شوند.
فكر نميكنيد كه اگر خانم مرضيه وفامهر بدون سر تراشيده، اصطلاحا نمره ۲ در اين فيلم ظاهر نشده بود الان هدف اين نوع نگاه قرار نميگرفت و اين نوع رفتار؟
ولله نميدانم. اين كه اصلا بهانهاي است كه نمونههاي بسيار زيادياش در سينماي ايران موجود بوده. اوايل دهه ۶۰ درست شده كه بيست و چند سال پيش است تا الان. نمونههاي بسيار مختلفي وجود دارد. حتي زماني كه من ميخواستم كار كنم با توجه به تمام اين نمونهها كار كردم. چون قانون نوشته شدهاي وجود ندارد كه يك فيلمساز كار اولي مثل من بخواهد به آن استناد كند و بر اساس آن كدها كار كند. طبيعتا اين فيلم در زمان خودش، الان بيش از سه سال دارد از آن زمان ميگذرد، فضايي كه آن موقع وجود داشته يك وقت فضا بازتر است. يك وقت محدودتر است. ما در فضاي بازتري داشتيم كار ميكرديم. فيلمهاي مشابه زياد داشتند ساخته ميشدند.
من خودم با توجه به تمام فيلمهايي كه ديده بودم در سينماي ايران به طور رسمي و روي پرده، نمونههاي مشابهي را جمعآوري كردم كه امكان ميداد اجراي سينمايي مشابهي بخواهيم داشته باشيم. هيچ صحنهاي در فيلم وجود ندارد كه نمونه مشابهش يا اجراي سينمايي مشابهش در فيلم رسمي وجود نداشته باشد. تازه فيلمهايي كه پر از ستاره است. فيلم من فيلمي است كه از ستاره سينما استفاده نكرده، فيلم حرفهاي نبوده، به هدف اكران روي پرده نبوده. اينها بهانههايي است كه نمونهاش را... يك ويدئو كلوب ساده را نگاه كنند نمونههاي بسيار زيادي را پيدا ميكنند كه در تمام سالهاي گذشته ساخته شده. حالا يك فيلمساز كار اولي از كجا بفهمد كه ۴ سال پيش فيلمي را ميسازد، ۴ سال بعد با سليقههاي جديد و معيارهاي جديد قرار است كار ۴ سال قبلش قضاوت شود؟ اين مقدار خيلي زيادي بيانصافي است و براي من واقعا قابل درك نيست.
گمان نميكنيد مجموعهاي را كه در فيلم به نمايش گذاشتيد موجب اين نوع واكنش شده و نه تكتك مصاديق كه ممكن است كه در اين فيلم يا آن فيلم يا چندين فيلم ديگر وجود داشته باشند ولي همهاش در يك جا جمع نشده باشند؟
من از خدا ميخواهم كه مجموعه تمام اين مصاديق در كليت فيلم مورد توجه قرار گيرد. چون نتيجه چيزي نخواهد بود جز يك فيلمي كه متعهد خودش را دانسته كه دردهايي را كه اطراف خودش ميبيند بيان كند.
اين فيلم حرفي ندارد جز اين كه درد عدهاي از جوانهاي تهران را با معضلاتي كه تهران امروز دارد، اين كلانشهري كه از در و ديوارش گرفتاري و بدبختي دارد بالا ميرود بخواهد اين مشكلات را بيان كند و دنبال راه حلي بگردد. نه فيلم. راه حل پيدا كردن كار هنرمند نيست. كار هنرمند اين است كه طرح مسئله كند.
مگر اين همه از دردآشنايي و متعهد بودن هنر حرف زده نميشود؟ در خود ايران در خود روزنامههاي رسمي در خود كتابهاي درسي. مگر اين فيلم كاري جز اين كرده؟ كه اين دردها را طرح مسئله كرده. نمونهها از تمام نمونههايي كه در روزنامهها و مجلههاي رسمي ايران مطرح ميشود برداشته شده. اگر اينها وجود ندارد، پس روزنامهها چه ميگويند؟ اگر اين مشكلات وجود دارد پس كار هنرمند چه ميشود؟ مگر غير از اين است كه به اين مسائل نگاه كند؟ به سرگرداني نسل جوان؟ به آسيبهايي كه ناشي از مهاجرت است، ناشي از مهاجرت مغزها، استعدادها و سرمايههاي مملكت است؟ خب، اين فيلم دارد به همينها اشاره ميكند و چه قدر خوب كه اتفاقا بچهها و نسل جوان بتوانند فيلمي را ببينند كه از زاويه نگاه خودشان دارد طرح مسئله ميكند. در نتيجه ميشنوند، ميبينند، پيام فيلم و حرف فيلم را دريافت ميكنند. اين همه فيلمهاي نصيحتگو و سريالهاي نصيحتگو ساخته ميشود، به گوش كسي هم نميرود. مگر تاثيري دارد؟ فيلم همين طوري ميتواند تاثيرگذار باشد. همين طوري ميتواند زنگ خطر به صدا دربياورد. براي جوانها، براي اين كه فردايي از پس امروز ببينند. براي اين كه عاقبتانديشي كنند. براي اين كه تصوير را بتوانند از منظري خارج از آن چيزي كه خودشان درگيرشاند ببينند. فيلم بيانگر تمام اين درگيريها و گرفتاريهاست.
اتفاقا اي كاش فيلم در كليتش بهاش نگاه شود و نه در جزئيات صحنهها كه حالا اين صحنه اين طوري و آن صحنه جور ديگر. از قضا مشابه تمام اين چيزهايي را كه در اخبار وجود دارد در فيلمهاي ديگر هم ميشود ديد. به اضافه اين كه اين اظهار نظرها و برداشتهايي كه از يك اثر هنري صورت ميگيرد ميتواند خارج از فضاي آن فيلم باشد و آن كساني كه اين برداشتها و اظهار نظرها را ميكنند مسئول گفتههاي خودشاناند. والا فيلم همان چيزي است كه هست. همان چيزي است كه همان حرفي را ميزند كه خود فيلم ميزند، والا خارج از آن كه همه چيز ميشود اظهارنظرها و برداشتهاي شخصي.
خانم موسوي، صحبتهايي هم بوده كه صحنههاي فيلمبرداري شده ديجيتال «تهران من، حراج» براي تدوين در استراليا غيرقانوني از ايران خارج شده. آيا چنين اقدام غيرقانوني انجام شده؟
نه. اصلا چنين چيزي واقعيت ندارد. به خاطر اين كه فيلم مطلقا اصلا در اين فضاها نبوده. ما خيلي راحت فيلمبرداري كرديم، بدون مسئله فيلمبرداري كرديم و من هرجايي كه حاضر شدم و در هر جلسهاي كه حاضر شدم و هر مصاحبهاي كه انجام دادم به طور روشن اين را گفتم كه هرگز موضوع غيرقانوني بودن راجع به اين فيلم وجود ندارد. اگر فيلمي راجع به فضاهاي غيرقانوني است، معنياش اين نيست كه خودش هم غيرقانوني است. اگر يك صحنهاي آدمكشي وجود دارد معنياش اين نيست كه خود آن فيلم دست در كار آدمكشي دارد. اگر توي فيلم هر اتفاقي ميافتد معنياش اين نيست كه فيلم واقعا درش آن اتفاق افتاده. اينها ديگر چيزهاي واضحي است كه هركس كه دو تا فيلم در زندگياش نگاه كرده باشد ميداند و قرار نيست كه فيلمي كه موضوعش دردهاي جامعه است خودش بخواهد در معرض اين اتهام قرار گيرد. اينها به نظر من فقط ناشي از يك جو متشنج ميشود كه الان متاسفانه دارد دامن هنرمندان را ميگيرد.
از توزيع و تكثير فيلم و نحوهاش در ايران خبري داريد؟
اصلا. اگر خبر داشتم كه ميتوانستم جلويش را بگيرم. من تا جايي كه دستم رسيد، وقتي كه فهميدم فيلم طبق معمول كه فيلمها راه پيدا ميكنند به اينترنت، هركجا شبانهروز من روي اينترنت بودم. سعي ميكردم پيدا كنم ببينم كجا فيلم دارد در دسترس قرار ميگيرد براي داونلود. كلي تلاش ميكردم كه جلويش را بگيرم. هيچ فيلمسازي نيست كه دلش بخواهد فيلمش در اينترنت در دسترس قرار گيرد. يا بخواهد به صورت قاچاقي پخش شود. كدام فيلمسازي است كه از يك چنين جرياني بخواهد استقبال كند؟ قطعا اگر من ميدانستم كه اين فيلم چطوري و از چه راهي دارد راه پيدا ميكند به بازار سياه، جلويش را ميگرفتم. منتها كوچكترين اطلاعي راجع به آن نداشتم. بعد هم از اختيار و كنترل فيلمساز اينها خارج است. مسائلي كه مربوط به بازار سياه ميشود و توي آن حوزه بايد جلويش گرفته شود.
در افواه هست كه عدو شود سبب خير... فيلم شما الان حتي از هفته پيش هم شناخته شدهتر است. توزيعكنندگان فيلمتان دستكم از اين نتيجه راضي نيستند؟
من اصلا گمان نميكنم چنين چيزي بخواهد براي فيلم من اهميتي داشته باشد. به خاطر اين كه من هيچ وقت چنين آدمي نبودم كه سوار موجي شوم. الان هم مطلقا رضايتي ندارم از اين كه فيلمم بخواهد به خاطر اين كه بازيگر فيلمم گرفتار است نمايش پيدا كند. چون اصلا هدف و انگيزه فيلم اين نيست. فيلم يك پروژه دانشجويي بوده كه ۴ سال پيش مراحل پيشتوليدش شروع شده و سال ۸۷ ساخته شده. پروژه پاياننامه من بوده و كار خودش را كرده. الان هم همه ذهنم واقعا روي فيلمنامه بعدي بود كه اين ماجراها پيش آمد. والا مطلقا نه هدفم اين است و نه انگيزهام اين است و نه خوشحالم از اين جريان كه خداينكرده گرفتاري مرضيه بخواهد باعث اين شود كه از قبلش فيلم بخواهد عوايدي داشته باشد. مطلقا اين طور نيست و من اصلا دلم نميخواهد فيلمم به اين خاطر هيچ كجا نمايش پيدا كند.
از فيلمنامه بعديتان صحبت كرديد. آن هم درباره ايران است؟
من همه فكر و ذكرم راجع به ايران است. تمام اين سالها كه ايران نبودم همه انگيزهام اين بوده كه به ايران برگردم و فيلم بسازم. هميشه دلم ميخواسته كه فيلم محصول مشترك بسازم به خاطر اين كه فكر كردم سينماي ايران و سينماي دنيا مثل بقيه آن چيزي كه ما به عنوان سينماي جهان ميشناسيم يك حوزه مشتركي براي تبادل نظر و شيوه و سبكهاي سينمايي پيدا كنند. از طريق همين ماهايي كه فيلمسازهايي كه كار اولي هستيم و دانشجويان سينما و هنرجويان فيلم هستيم، هميشه فكر كردم اين راهي خواهد بود در آن جهت. و دليل اين هم كه اين فيلم را هميشه دلم ميخواسته به اين صورت بسازم همين بود. الان هم همه فكرم و ذكرم ايران است و اين كه فيلم بعديام را دلم ميخواهد در ايران بسازم. و واقعا داشتم روي اين فيلم بعديام كار ميكردم كه اين جريانها شد و تمام فكرم را اشغال كرده و شب و روز برايم نگذاشته.
يك خلاصهاي ازش ميتوانيد بگوييد؟ اسمش معلوم است؟
اصلا باور كنيد كه نميتوانم به آن فكر كنم و نميخواهم كه ازش حرف بزنم. تمام ذهنم الان معطوف به اين است كه كي مرضيه آزاد ميشود و كي عوامل فيلم اين گرفتاريها برايشان حل ميشود. فقط همين.
khosh bavar - ايران - يزد
قيافه شان نيازي به گريم ندارد, از بس كه لطف و عشق و صفاي اسلام ناب محمدي از چهره نورانيشان مي تابد ! اين هم جواب من به دوست گرامي Iran-esfahan-ario barzan - كه خواهان شكل دادن فرهنگ از طرف مردم ميباشد !? پس همواره شاد و فرهنگدوست باشيم كه در دين اسلام فرهنگ نقش مهمي بازي نميكند, بلكه فقط پياده كردن فرهنگ و ديد جهانبيني اسلام بر فرهنگ يك كشور برتري و اولويت دارد !
جمعه 31 تير 1390
hovakhshatare - ايران - تهران
خانم گراناز موسوي شاعر توانايي هم هستند و سه مجموعه شعر از ايشون در ايران به چاپ رسيده: خط خطي روي شب، پابرهنه تا صبح، آوازهاي زن بياجازه. شهرت ايشون تا قبل از نويسندگي و كارگرداني فيلم «تهران من حراج» بيشتر به واسطهي شعر و ادبيات بوده و اشعار ايشون به چندين زبان تا به حال ترجمه شده و به كشورهاي مختلف براي شعرخواني و سخنراني دعوت شدهاند و حالا هم فيلم ايشون به عنوان فيلم منتخب بسياري از جشنوارهها برگزيده شده و ايشون رو به عنوان يك فيلمساز قدرتمند نيز مطرح كرده. براي اين هنرمند عزيز و تمامي هنرمندان مستقل و آزاد ايران آرزوي موفقيت دارم.
شنبه 1 مرداد 1390
منبع :
Iranianuk.com
|