Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

بصیر نصیبی
[h1 ده نمکی هم با نمک شد!
دوربین به جای چماق!
[h2]
فیلمفارسی/کمدی،جنگی،انتقادی،اسلامی مسعود ده نمکی بعد ازنمایش درشبه جشنواره فجر در 27 سینمای تهران و35 سینمای شهرستانها به روی اکران آمد. رکود فروش را شکست. به گزارش خبرگذاریهای جمهوری اسلامی در برخی سینما ها مردم در سأنس های فوق العاده که تا 4 صبح ادامه داشت این فیلم سردسته انصار حزب الله را تماشا وحال! کرده اند. اما واکنش منفی به این فیلم از جانب دارو دسته دیگر رژیم که خودشان را اصلاح طلب قالب کرده اند انگیزه من برای نگاشتن این مطلب بود. ساخت این فیلم با اعتراض محافل نزدیک به باند دوم خرداد ونویسندگانی که برای دریافت حق التحریرناچیز از روز اون لاین باید به ساز گردانندگان روز به رقصند هم مواجه شده است . اکثر گزارش ها، چه سیاسی ،چه فرهنگی ،چه سینمایی مربوط به مسایل داخلی در این سایت طوری تنظیم می شود که انگار ایران اسیر ج.ا بهشت برینی بوده که از یک وسال اندی پیش با ظهور احمدک بیچاره وغلام حلقه بگو ش بارگاه خلیفه مسلمین به جهنمی سوزان بدل شده است. من ابتدا مفهوم بهانه هایی که برای اینگونه واکنش های منفی عنوان می شود را فهرست وار نقل می کنم وبه هر کدام از موارد هم نظر خودم را اضافه می کنم.
می گویند: برای ساختن این فیلم بودجه بی حساب وکتابی را دولت هزینه کرده است.
می گویم: سینمای جمهوری اسلامی یک سینمای دولتی است این را داریوش مهرجویی هم می گوید که سالهاست امتحان وفاداریش را با نمره 20 گذرانده است.او صریحا اعلام کرد که 90% بودجه سینمای ج.ا. را دولت پرداخت می کند.
وقتی هم که جعفر پناهی نق میزد که اگر فیلمهای من را نمایش ندهند میروم وخارج فیلم می سازم سیف الله داد مسئول امور سینمایی دولت خاتمی در جواب بلوف های جعفر خان اعلام داشت :
«فیلمهای فستیوالی از آن جمله کارهای شما با ارز دولتی وبرای بزک ساخته می شود واگر ناراحتید تشریف ببرید»( نقل به مفهوم )سیف الله داد البته خودش کنار رفت ولی جعفر پناهی ماندو فیلم برای فستیوال ها ساخت. دولت احمدی نژاد هم با شیوه دولت اصلاحات خرس نقره ای برلین را برایش جور کرد که من در چند نوشتار متوالی شرح ماجرا را بیان کرده ام ،نیازی به تکرارش نیست. اما چرا این دار ودسته خاتمی چی طی این سالها هیچ اعتراضی به هدر رفتن بودجه مملکت برای ساختن فیلمهای سینمای گلخانه ای نداشته اند وحالاکه نوبت چاپیدن باند رژیسور مسعود خان است سر وصدایشان در آمده است؟ البته یک تفاوت را هم نمی شود نادیده گرفت که فیلمهای فستیوالی را که مردم عادی رویت نمی کردند.اما شاهکار! این آقا را الان در 62 سینما در سراسر ایران نمایش می دهند( آقای کیارستمی یکبار فرمودند که علت عدم نمایش فیلمهایش در ج. اسلامی به دلیل کمبود سالن سینماست یعنی 62 سینما هم کمشان بوده هست؟)
می گویند: ده نمکی سو ء سابقه دارد .
می گویم :نام ده نمکی بعد از اینکه رژیم تصمیم گرفت، خاتمی مکار را به تخت صدارت بنشاند مطرح شد . قبل از این تاریخ همه باهم مردم را می چاپیدند، وهر وقت هم لازم بودهمراه هم اجتماعات را بهم میریختند ومعترضین را مضروب ومجروج می کردند . امام امت هم طوری تعادل را بر قرار فرموده بودند که همه دستجات مافیایی سهمی داشته باشند ومیزان اختلاف به حدی نبود که کاملا آشکار باشد. واما بعد از خرداد 76 خاتمی دارو دسته حودش را تا حدی که زورش رسید جانشین باندهای دیگر کرد وجنگ قدرت با لا گرفت. در مورد سینما هم،سینماگرانی که در این سالها بیشترین بودجه سینما را قاپیدند،آنهایی بودند که خودشان را کشاندند زیر عبای خاتمی وسر فیلمسازان دیگر که هم چنان میخواستند ارزش های انقلابی! راحفظ کنند بی کلاه ماند. گروه انصار حزب الله هم برنامه های فرهنگی وسیاسی برادران وخواهران سابق را بهم میریخت. آقای ده نمکی فرمانده همین گروه بود که فیلم آدم برفی را از اکران پائین کشید وشیشه سینمای نمایش دهنده را شکست وعبدی هم که بازیگر نقش اول فیلم آدم برفی بود الان در فیلم ده نمکی نقش عمده دارد! .
بله ده نمکی سوء پیشینه دار د اما ایا سوء سابقه اش فراتر ازدیگرفرزندان انقلابی خمینی است ؟ گروه های فشار وبحران ساز وتخریب گر با رژیم متولد شده اند وبازوی کمکی کلیت رژیم برای سرکوب مردم بوده اندتا این رژیم هست،سایه منحوسشان بر سر مردم سنگینی خواهد کرد. از زهرا خانم گرفته تا گروه اشغالگر سفارت تا چماقداران سروش در انقلاب فرهنگی، تا محسن مخملباف سرکرده گروه بلال حبشی ،مامور شکار مخالفین چپ گرا تا ده نمکی والله کرم هاو...، بله مسعود ده نمکی درسرکوب جنبش دانشجویی شرکت فعال داشت اماوقتی دامنه اعتراضات گسترش یافت به دستور رئیس جمهور محبوب! ادامه سرکوب به لباس شخصی هایی سپرده شد که با قمه وچاقو وپنجه بوکس و زنجیر باتائید دیگر دوم خردادی ها وشبه دانشجویان تحکیم وحدتی به جان مردمی افتادند که به خواست شبه اصلاح طلبان گردن ننهادند وبه حیابان ها ریختند.
آقای مسعود کیمیایی به دستور مستقیم واواک فیلمهای ضیافت وسلطان را ساخت ( پرونده اش راسینا مطلبی یکی از همان دوم حردادی ها ی فعلا متواری در روزنامه شمس الواعظین بر ملا کرد) ایا فیلمسازی برای واواک سو ء سابقه محسوب نمی شود؟ ویا احمد رضا درویش مگر از سرداران ثارالله نبود که به خاتمی پیوست وفیلم انتخاباتی خاتمی را ساخت؟
می گویند: تحول ده نمکی در مدتی محدود امکان پذیر نیست واو همان چماقدار است که تظاهر به تغیر وتحول می کند.
می گویم :عجب اینکه در همان سالهایی که دوم خردادی ها مست باده پیروزی بودند وتصور می کردند با فریب دادن مردم وکشاندن آنها به پای صندوق های رای برای همیشه بر خر مراد سوارند. وسازمان هایی مثل اکثریت ویا حزب توده وجبهه ملی ،بخشی از سلطنت طلبان ، اکثریت اعضای کانون نویسندگان ایران وبخشی از کانون نویسندگان در تبعید. هم همراهشان بودند، به صدای ما که فریاد میزدیم تحول وتغیر یک انسان یک باره ودر چشم بهم زدن ناممکن است؛ توجهی نمی شد، ما می پرسیدیم مرتجعین فاسد و قاتل و سرکوبگر چگونه ناگهان تبدیل به انسانها یی آزادی خواه، معتقد به تسا وی حقوق زن ومرد ،معتقد به دمکراسی شده اند وآقای خاتمی بعد از اینکه 11 سال در راس وزارت سانسور ، اندیشه را در بند کرده است چطور رهبری تمدن را بعهده گرفته است ؟ در جواب ،متهم به سیاه وسفید دیدن همه چیز شدیم وهمان خاکستری بین ها امروز سیاه بین شده اند ومعترض رژیسور ده نمکی هستند وتحولش را باور نمی کنند( ...به نظرم مسعود ده نمکي همان مسعود ده نمکي است، با همان نوع تفکر و ديدگاه. تنها تفاوت در آن است که در آن روزهاي چماق و مطبوعات، او و کيهاني ها در حال طراحي براي حمله و فتح قله هاي زيادي بودند، اما حالا يکي دو سال است که قله سينما را هم ضميمه ديگر فتوحات خود کرده اند. جدا شده از نظر عبدالله زاده برای سایت روز اون لاین ) با همان دلیل که نا انسانی چون حجاریان واز مقامات ارشد امنیتی ( همان آقا سعید محبوب دکتر! علیرضا نوری زاده )که دستش آلوده به خون صدها مبارز است می تواند در عرض 24 ساعت به انسانی مترقی تبدیل شود -چماقداری چون ده نمکی هم قادر است دوربین را جانشین چماق کند وادعای تحول وتکامل هم داشته باشد.
می گویند:پذیرش این فیلم در بخش مسابقه فجر به خاطر رابطه نزدیک ده نمکی با وزارت ارشاد بوده است.
می گویم:ماهنامه سینمایی فیلم که در خارج از ایران هم پخش می شود در گزارشی از جشنواره فجر امسال(شماره359 وتاریخ اسفند 85 )می نویسد:
«...نگاه برگذار کننده یک جشنواره دولتی طبعا به سیاست های رسمی است وتلاش برای مستقل ماندن داورا نی که با هزار اما واگر وتائیدصلاحیت ها انتخاب می شوندیک تناقص اساسی ...به نظر می رسد مسئولین جشنواره در رودربایستی مانده اند که با صراحت اعلام کنند که فجر جشنواره دولتی است که باید تابع سیاست های رسمی باشد ... »
توجه دارید که گزارشگر ماهنامه فیلم سیاست رسمی کلیت رژیم را مطرح می کند-حالا چه وزیر ارشادش مهاجرانی باشد که سنگساز را حکم قرآن می داند که بایداجرا شود ویا سلمان رشدی را شایسته اعدام وچه صفار هرندی که دوم خردادی ها ونویسندکان روز هم اعتراف می کنند که وزیر دو لتی پادگانی ،امنیتی است. وقتی مهاجرانی ومسجد جامعی وزیر بودند بیشتر امتیاز ها را فیلمسازان سینمای گلخانه ای تصاحب می کردند وفیلمسازانی که همچنان مکتبی مانده بودند به حاشیه رانده می شدند اما حالا که باند چمران، جنتی ... پست های فرهنگی را اشغال کرده اندخوب سهم بیشتر را می دهند به حامیان خودشان. البته دولت مهر ورز هم چون دولت اصلاحات بزک رژیم را به همان گلخانه ای سازان سپرده است. اگر در جشنواره کن وبعد برلین پسشان زده اند دلیل را باید در تیرگی روابط فیمابین جستجو کرد- به محض بهبود شرایط دوباره سیل جایزه ها به سوی سینمای چ. ا سرازیر خواهد شد. اما این گلخانه ای سازان قانع نیستند ومیخواهند امتیاز های فجر را هم بقاپند.
می گویند:اعتراض ده نمکی به بی اعتنایی داوران به فیلمش نشانه زیرپا می گذاشتن ارزش های اخلاقی! داشتن رفتاری غیر دمکراتیک! است( انگار تاحالا فضا در ج. اسلامی دمکراتیک بوده ورفتار، اخلاقی- در این مورد به اعتراض نیکی کریمی به ده نمکی در بهاریه اش توجهتان می دهم)
می گویم :آقای مهدی عبدالله زاده هم که سینمابنویس سایت روز است، در سایت مذکور اعتراض ده نمکی را فریاد کیهانی معنا می کند یعنی رفتاری که هماهنگ است با بینش شریعتمداری. آقای عبداالله زاده خود مبلغ همان تفکر دوم خردادی ست که میخواهد بین حامیان حکومت که با ماسک یک انسان امروزی ومودب ظاهر می شوند وآنها که بدون رتوش ماهیت جمهوری ولایت فقیه را به نمایش می گذارند تفاوت قایل شوند. البته ده نمکی هم بدش نمی آید همین ماسک را داشته باشد اما خوب حالا اول راه است بعضی وقتا یادش می رودکه دیگر باید مودب باشد! نیاز به کمی تمرین دارد.اما ده نمکی از بافت همین رژیم است خوب می داند که بی اعتنایی داوران به فیلمش بدان جهت بوده است که وزارت ارشاد صلاح ندانسته است بیش از این به او میدان دهد، رژیسور ده نمکی هم خود می گوید:
«يكي از داوران جشنواره امسال، در بيانيه‌اش اعلام كرد كه «من تعجب مي كنم از كساني كه مي‌آيند از يك فاشيست حمايت مي كنند»
اما بعد از چند روز مدیر جشنواره که از اعتراض ده نمکی جا زده است اعلامیه ای صادر می کند وضمن آن داوران را به خاطر کم توجهی به اخراجی ها سرزنش می کند واز ده نمکی عذر خواهی می شود (ملاحظه فرمودید)
می گویند:فیلم اخراجی ها را دیگری ساخته ولی، ده نمکی را در عنوان بندی کارگردان معرفی کرده اند.
می گویم :ایا همه آنها که این سالها زیر عنوان فیلمساز برجسته به جشنواره ها قالب شده اند واقعا فیلمساز بوده اند ؟ برای اینکه باز نگویند که من مغرضم وحسود . نظر یک منتقد فرنگی را در باره سمیرا مخملباف که سالها سهم عمده ای در جشنواره کن داشت نقل می کنم. دیدیه پرون در لیبراسیون نوشت:
«...می دانيم که اين فيلمساز نورسيده در ديکتاتوری اسلامی ايران تربيت شده است اما اين دليل نمی شود که بر هر ايده ای که از مغز او می گذرد کف بزنيم به خصوص که اين خانم ادعا می کند که موضع ونقش سياسی دارد. نقشی که نه سوادش را دارد نه توانايی انجام تعهدش را- در فيلم ( تخته سياه) گنده گويی های احمقانه پيدا بود. اما اين بار با بردن دوربين به کابل ونقش زن بعد از طالبان دنبال فرصت ديگری است. شخصيت های فيلم جملاتی را بدون اينکه معنی ا ش را بفهمند طوطی وار ادا می کنند ؛ فيلمی بدون ريتم معمولی؛ وتداوم داستان اين فيلم فرصت طلبانه از در های باز به روی اين سوژه ها سود جويی می کند»(لیبراسیون 17مای 2003 .دیدیه پرون)
چون در کاتالوگ جشنواره ها سوابق اینان مخفی میماند، آقای دیدیه پرون به درستی نمی داند که پدر این خانوداه از دل این رژِیم برخواسته وخانوده را هم به گونه خودش پرورش داده است .آقا محسن با سوء استفاده از نفوذ جمهوری اسلامی در افغانستان بساطش را در کابل علم کرد و یک سری تصاویرمتحرک از بدبختی ودر ماندگی مردم زجر کشیده افغانستان فراهم کرد.گفته شد تصاویر بین اعضاء خانواده ( فرزندان وهمسر)تقسیم وبه نام هرکدام یک فیلم تقدیم جشنواره ها شد.حتا حنا خانم دختر 12 ساله هم شد فیلمساز مترقی که برایش دیپلم وجایزه جور کردند. هر چند دیگر حنای هیچکدامشان رنگی ندارد .
ویا به شایعه سر هم کردن 2فیلم با دخالت عباس کیارستمی، که کیارستمی گونه معنایش می کنند وزیر نام سرکار خانم نیکی کریمی به جشنواره ها قالب شد هم نمی توان توجه نداشت. البته هیچگاه اینان زیر بار نمی روند ( ده نمکی هم دخالت دیگری را برای ساختن اخراجی ها به گردن نمی گیرد) همچنین راه نیکی خانم را کیارستمی به فستیوال ها گشود وامسال در فستیوال برلین همه فیلمهای جمهوری اسلامی را نا کام برگرداندند اما خانم نیکی کریمی را بعد از کشف حجاب برای داوری دعوت کردند.آیا این خانم سینما شناس است؟ وایا آقای کاسلیک در دنیا هیچ زنی را نیافت تا از شعور وتوانایی ودانش سینمایی در حد نیکی کریمی بهره داشته باشد؟
بله اگر رژیم ولایت فقیه منافعش ایجاب کندخود امکانی را فراهم می کند تا فیلم مورد نظرش با بهترین امکانات وصرف هزینه هنگفت ساخته شود وحالا هم میخواهند ده نمکی را به رخ باند دیگر بکشند وازوی یک سینماگر معترض! بسازند-پس دارند امکانش را فراهم می کنند( بی جهت نبود که به کریستیان امان پور دستور دادند با وی گفتگو کند)
امادلیل استقبال عامه از این فیلم چه بود؟ این اتفاق هم اکثریت اصلاح طلبان را خیلی کلافه کرده است. اینان همیشه ادعا داشته اند که بین مردم پایگاه داشته اند وهنوز هم این توهم را با خود دارندکه از محبوبیت عامه برخوردارند. خوب ده نمکی هم که سردسته شناخته شده جماقدارانی است که بساط وجلسه های دوم خردادی ها وتحکیم وحدتی ها ونهضت آزادی ها را به هم می ریخت. پس چرا مردم با این اشتیاق به دیدار فیلمش می روند؟ نشنیده ایم ونخوانده ایم که حتا یک نفر به دلیل پیشینه ضد دوم خردادی ده نمکی از تماشای فیلم او خود داری کرده باشد. چه بسا همین پیشینه خود مشوق جمعی بوده است که نفرت خودشان را از باند خاتمی به نمایش بگذارند همانگونه که جمعی در انتخابات هم به دلیل نفرتی که ازرفسنجانی فاسد وتروریست بین المللی داشتند به مینی هیتلر روی خوش نشان دادند.
از زاویه دیگر هم می شود به موفقیت تجاری این شبه فیلم نگریست واین چنین نتیجه گرفت که در حکومت واپسگرا وعقب مانده ج . اسلامی سطح درک وآگاهی فرهنگی / هنری مردم امکان رشد نیافته است. در این صورت آنها چه تقصیری دارند؟ در ایران برای 70 ملیون ایرانی در حدود 200 سینما با وسایل مستعمل دوران به قول خودشان طاغوت! فعال هستند. راه ها را برروی سینمای دنیا بسته اند، اگر فیلمی را هم از 7 خوان رستم بگذرانند ونمایش دهند زیر تیغ سانسور قیمه، قیمه اش کرده اند،چرا که هیچ فیلمی در دنیا ساخته نمی شود، که با معیار های ارتجاعی اینها قابل نمایش باشد. فیلم های غیر تجارتی هم که با پول همین مردم ساخته می شود فقط مصرف خارجی دارد و این مردم را قابل نمی دانند که لااقل با نوعی دیگر از فیلمسازی هم آشنا شوند.
منتقدین سینمایی شان هم در مسیر تحولات سینمای دنیا نیستند. آنها البته فیلمهای سینمای گلخانه ای را می بینند وگاه چنان شیفته این کارهای معمولی می شوند که انگار در عمرشان 4 تا فیلم اساسی ندیده اند و واقعا هم ندیده اند.
اما به شکل دیگری هم می شود موفقیت اخراجی ها را تصویر کرد .مردم خسته وکسل که به غیر ازسینه زنی، زنجیر زنی ونوحه خوانی چیزی برای دیدن وشنیدن ندارند( می دانید که امسال مراسم افتتاح جشنواره زجرشان با سینه زنی وتعزیه همراه بود) یک باره در می یابند یک فیلم روی پرده است که فقط می شود رفت ودیدو خندید . موقعیت را مغتنم می شمرند وبه سوی سالن های سینما می شتابند. حالا این فیلم اصلا چه ارزشی دارد به چه قصدی ساخته شده و سازنده اش کیست؟ اصلا سینماست؟ ریتم و تمپو دارد؟ ساختارش چگونه است؟ ای بابا توی یک مملکت همیشه عزا دار دمی را غنیمت است.
اما همانگونه که در آغاز مطلب هم اشاره کردم مخالفت جمعی از دوم خردادی های عقب رانده شده با این فیلم نه به خاطر کم ارزشی این شبه فیلم است ونه به دلیل سابقه چماقداری سازنده اش بلکه فقط او چوب وابستگیش به باند جنتی و... را میخورد.(اما آخوند ابطحی رئیس دفتر خاتمی- سازی جدا از گردانندگان روز اون لاین رامی نوازد اواز میهمانانیست که طول نمایش فیلم غش و ریسه میرود وبه خلاقیت !ده نمکی احسنت می گوید) ده نمکی هم خود معتقد است که باور مندان رژیم در نقش های متفاوت ظاهر می شوند اما ماهیتشان یکی است ومی گوید:
«...ابراهيم نبوي و تاج زاده هم همفكر من نيستند. جالب است بدانيد وقتي تاج زاده از سينما بيرون آمد،‌ همان واكنش را داشت كه حسن عباسي داشت!!!»
این روز ها ده نمکی را با مخملباف مقایسه کرده اند واتفاقا به نوعی هم قابل مقایسه هستند با این تفاوت که چاقوی مخملباف سینه یک پاسبان بخت برگشته را شکافت و ده نمکی با چماق به جان مخالفین اندیشه اش می افتد. کدام جرمشان سنگین تر است؟ اما حتم داشته باشید هر دو از خودی ها وعاشقان خمینی بوده اند وهستند . مخملباف به دارو دسته خاتمی پیوست ومحبوب محافل خاتمی چی شد و ده نمکی همچنان به باند جنتی، احمدی نژاد... وفادار است ومغضوب آن گونه محافل.
بصیر نصيبی 8 آوریل2007 زاربروکن/ آلمان]
وبلوگ WWW.CINEMAYEAZAD.BLOGSPOT.COM
CINEMA-YE-AZAD@T-ONLINE.DE

برگشت

letzte Änderungen: 2.9.2017 11:40