Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 1 von 65
Hezb Socialdemokrat Iran                                   استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی

Hezb Socialdemokrat Iran
استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی
برای جدائی دین از سیاست و دولت و جلوگیری از تعرض دین به کرامت انسانی نخستین گام براندازی تمامیت رژیم حاکم ونهادینه کردن لائیسته ، تنها راهکار نهائی جامعه ایران است.


وطن امروز اسير دو سه تن بيوطن است انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يک لاشخور و آن دگری جغد سياه اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد: که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است !
از: ملک الشعرا بهار



اگر، چنان که برخی فکر می‌کنند، آزادی و برابری را بیشتر در دموکراسی می‌توان یافت، شرطِ رسیدن به آن، چنان که باید، آن است که همگان تا نهایت یکسان در حکومت شرکت داشته باشند.
ارسطو

توصیه و ترویج آدمخواری در جمهوری جنون و جنایت اسلامی

توصیه و ترویج آدمخواری در جمهوری جنون و جنایت اسلامی
عیسی کلانتری: ادامه بحران آب باعث نابودی ایران خواهد شد

عیسی کلانتری: ادامه بحران آب باعث نابودی ایران خواهد شد


سپتامبر 4, 2017


​​​​​​​رئيس سازمان حفاظت محیط زیست هشدار داد که ۷۰ درصد مشکلات کشور از آب است و بی‌توجهی به بحران آب می‌تواند ایران را نابود کند. او گفت که برخلاف گذشته موضوع آب در اولویت برنامه‌های سازمان حفاظت محیط زیست خواهد بود.

عیسی کلانتری، رئیس جدید سازمان حفاظت محیط زیست، در نخستین نشست خبری‌اش که روز دوشنبه (۱۳ شهریور / ۴ سپتامبر) در تهران برگزار شد به مسائل و چالش‌های گوناگون زیست‌محیطی در ایران پرداخت و در عین حال بیش از هر چیز بر بحرانی بودن مسئله آب در ایران تاکید کرد.

معاون رئیس جمهور ایران گفت: «نباید مسایل کلی و مهم مانند آب را فدای مسایل جزیی مانند حفاظت از یوزپلنگ کرد.» اشاره او به انتقادهایی است که در آستانه روز ملی یوزپلنگ (۹ شهریور) به‌خصوص در شبکه‌های اجتماعی به او و سازمان حفاظت محیط زیست شده که چرا برای حفظ بقای یوزپلنگ‌های ایرانی نتوانسته‌اند کاری کنند.

کلانتری که سه هفته پیش کارش را به عنوان جانشین معصومه ابتکار آغاز کرده در نشست خبری خودش هشدار داد: «۷۰ درصد مشکلات کشور از آب است و اگر این روند ادامه یابد کشور با خطر خشکسالی و نابودی مواجه می‌شود.»

او ضمن اشاره به اینکه سازمان حفاظت محیط زیست در گذشته بیش از هر چیز به موضوع هوا می‌پرداخته، برنامه کاری خود را چنین اعلام کرد: «۷۰ درصد وقت خود را در سازمان محیط زیست به مقوله آب اختصاص خواهم داد زیرا اگر مصرف آب کم نشود، کشور نابود می‌شود.»

به گزارش ایرنا، عیسی کلانتری همچنین گفت که اگر مصرف آب در کشور کم نشود، “تمدن هشت هزار ساله ایران نابود خواهد شد”.

در حال حاضر با کاهش مداوم آب‌های زیرزمینی در ایران و گسترش خشکسالی، اهالی بسیاری از مناطق ایران محروم از آب آشامیدنی هستند. با کاهش آب رودخانه‌ها و آلودگی آنها در برخی مناطق، از سطح زمین‌های کشاورزی نیز کاسته شده و بحران معیشتی پدید آمده است. در مواردی درگیری میان خود مردم یا میان آنان وماموران پلیس بر سر آب رخ داده است.

مقامات جمهوری اسلامی از بحران آب به عنوان مسئله امنیتی نام می‌برند. علاء‌الدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در تیر گذشته از بی‌توجهی به کمبود آب در کشور طی سال‌های گذشته انتقاد کرد و گفت: «بحران آب عملا وارد مقوله امنیتی شده است و ما ناگزیر شدیم در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی کمیته امنیت آب را تشکیل دهیم، با این وجود در بسیاری از رودخانه‌های کشور فاضلاب وارد آب می‌شود و آب سالم را از بین می‌برد.»

عیسی کلانتری نیز در مراسم معارفه خود در ۲۳ مرداد از “رفتارها و سیاست‌های احساسی” در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ انتقاد کرده و گفته بود: «در دوره‌ای به خاطر تولید چند تُن گندم اضافی منابع آب و خاک از بین رفت. در حقیقت با سیاست‌های احساساتی، منابع پایدار محیط زیست را از دست دادیم و امروز دچار گرفتاری‌های متعدد در این حوزه هستیم.»

کلانتری خود از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۱ وزیر کشاورزی و در نتیجه همراه با دیگر سیاستگذاران آن دوران مسئول برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های عرصه کشاورزی بود.

مسئله آب همچنین مورد توجه سیاستمداران در سطح بین‌المللی است؛ چنانچه کلاودیا روت، نایب رئیس مجلس نمایندگان آلمان از حزب سبزها، در ژوئن گذشته نسبت به خطر “جنگ آب در خاورمیانه” هشدار داد. او به تبدیل شدن مسئله آب به یکی از معضلات اساسی در ایران نیز اشاره کرد و گفت که اگر کشورهای همسایه در این منطقه نتوانند با هم بر سر رودخانه‌ها و سدها تعامل داشته باشند، منازعات تازه محتمل خواهد بود.

لزوم استفاده از کارشناسان و افزایش آگاهی مردم

عیسی کلانتری در نشست مطبوعاتی خودش، بودجه سازمان محیط زیست را کم خواند و گفت “این در حالی است که از این سازمان انتظارات بزرگ هم دارند”. او به لزوم استفاده از کارشناسان و مراکز علمی برای حل بحران آب و دیگر موضوع‌های محیط زیستی، چون آلودگی هوا و گرد و غبار، تاکید کرد و گفت که طبیعی است به تنهایی نمی‌تواند درباره همه موضوعاتی اظهار نظر کند که سازمان حفاظت محیط زیست باید بدان بپردازد.

کلانتری همچنین گفت که در حفظ محیط زیست همکاری و همراهی مردم بسیار مهم است و “این امر نیازمند افزایش آگاهی عمومی است تا شهروندان با حق شهروندی خود آشنا شوند”. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در این رابطه بر نقش رسانه‌ها در افزایش آگاهی عمومی تاکید کرد.

منبع دویچه‌وله


اطلاعیه برای بینندگان تارنمای حزب سوسیال دمکرات ایران ،بخش دفتر میهمان و خوانندگان مسدود گردید .


اخیران عوامل رژیم و عوامل روسی آن در دفتر میهمانان ،هم تبلیغات غیر اخلاقی سکس منتشر میکردنند و هم در تارنما ما ویروس میفرستادند.مسئولان تارنمای حزب ترجیح دادند که برای پایان دادن به حملات سیبری بخش دفتر خوانندگان را ببندنند.از این روست که از همه علاقه مندان تقاضا داریم نقد و انتقادات خود را با ایمیل برای انتشار برای ما ارسال دارند. به آدرس :
Info@spiran.com


ابراز نگرانی گزارشگر ویژه سازمان ملل از اعتصاب غذای زندانیان در ایران

ابراز نگرانی گزارشگر ویژه سازمان ملل از اعتصاب غذای زندانیان در ایران



۰۹ شهریور ۱۳۹۶




گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران روز پنجشنبه از اعتصاب غذای طولانی شماری از زندانیان و همچنین وضعیت زندانها در ایران ابراز نگرانی شدید کرد.

اشاره عاصمه جهانگیر به زندانیانی است که در اعتراض به انتقالشان به زندان رجایی شهر کرج دست به اعتصاب غذا زده اند.

گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل گفته ایت محروم کردن زندانیان از تماس با خانواده، دسترسی به وکیل و نیز مراقبت‌های پزشکی، برخلاف قوانین بین المللی است.

بر اساس بیانیه خانم جهانگیر، هنگام انتقال زندانیان، به آنها اجازه داده نشد که لوازم شخصی و داروهای خود را به همراه داشته باشند.

این گروه شامل ۵۳ نفر است که بیش از ۱۵ نفر آنها از بهائیان هستند.

گزارشگر سازمان ملل متحد همچنین از دولت ایران خواسته است به دنبال راه حلی سریع برای رفع این وضعیت باشد.



محمود صالحی :بی احترامی به زندانیان سیاسی بی احترامی به کل جامعه است.


کارگران، مردم آزاده:
این روزها بحث در مورد زندانیان سیاسی واعتصابی به بحث روز در کل جامعه تبدیل شده و انسانهایی که سرشان به تنشان ارزش دارد، نگران وضعیت جسمی و روحی زندانیانی هستند که دراعتراض به برخورد غیر انسانی ماموران زندان در زمان بازرسی از وسایلشان اقدام به اعتصاب غذا کردند. کسانی که یک سال زندان رفته باشند صد درصد زمان بازرسی های ماموران زندان را به خاطر دارند که چطور مغول وار به بندها و اموال زندانیان حمله می کنند و هر چیزی جلو دستشان باشد از بین می برند و یا آن را می دزدند. وقتی زندانیان این توحش ماموران را مشاهده می کنند به ناچار برای اینکه جلو آن وحشیگری را بگیرند و یک بار دیگر آن را تکرار نکنند اقدام به اعتصاب غذا می کنند. ( یعنی تنها سلاح زندانی در مقابل هر گونه حق کشی)ما می دانیم که هیچ وقت مسئولان زندان به درخواست زندانیان توجه نمی کنند و به هیچ کدام از درخواست آنان جواب نخواهند داد. وقتی زندانی با نوشتن نامه و صحبت با مسئولان زندان هیچ نتیجه ای نگیرند، از روی ناچاری و در اعتراض به وضعیت موجود در داخل زندان اقدام به اعتصاب غذا خواهند کرد. زندانی از جان و روح خود مایه می گذارد تا اینکه با او برخورد انسانی کنند. به همین دلیل است که حمایت از زندانیان سیاسی و اعتصابی به یک وظیفه در جامعه تبدیل خواهد شد و ما نیز باید در مقابل این بی حقوقی نسبت به زندانیان سکوت نکنیم. ما باید به هر شکل ممکن صدای اعتراض مان را در سراسر جامعه گسترش دهیم. خانواده زندانیان نیز باید رسما" از مسئولان زندان طرح دعوی کنند و اعلام کنند که مسئول جان زندانیان اعتصابی هستند و هر گونه اتفاق ناگوار به عهده آنان است. ما نیک می دانیم که مسئولان قوه قضائیه به شکایت خانواده زندانیان سیاسی و اعتصابی رسیدگی نمی کنند.( این تنها جهت اطلاع است)
محمود صالحی
13/6/96



az:voa] ]

ثبت ۲۳۹ اعدام در نیمه نخست سال ۲۰۱۷

ثبت ۲۳۹ اعدام در نیمه نخست سال ۲۰۱۷
اعدام کودکان, سال ۲۰۱۷, گزارش اعدام, نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران


30 ژوئن


سازمان حقوق بشر ایران، ۱۰ تیر ماه ۱۳۹۶: نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران موفق به ثبت ۲۳۹ اعدام در شش ماه نخست سال ۲۰۱۷ شده است که از این بین سه نفر هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند.
در شش ماه نخست سال ۲۰۱۷ نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران موفق به ثبت ۱۹۴ اعدام غیر رسمی و ۴۵ اعدام رسمی در مناطق مختلف ایران شده است که ۱۲ نفر از آن‌ها در ملأ عام اعدام شده‌اند.
از این بین ۱۲۹ نفر با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند. اعدام این زندانیان در حالی صورت گرفت که طرح لغو مجازات اعدام برای جرائم مربوط به مواد مخدر در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی بود و نمایندگان از قوه قضاییه خواسته بودند تا زمان پایان بررسی این طرح، از اعدام دست کم پنج هزار زندانی که با این اتهام به اعدام محکوم شده‌اند خودداری شود.
در این نیم سال همچنین اعدام سه کودک-مجرم که در سنین زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده بودند به ثبت رسیده است.
یکی از کودک-مجرمان اعدام شده که رسانه‌های رسمی خبر اعدام وی را در زندان ندامتگاه مرکزی کرج اعلان کردند متهم بود حدود ۳۰ سال پیش در سن ۱۶ سالگی پسر ۱۲ ساله‌ای را به قتل رسانده بود. دو زندانی دیگر "آرمان بحر آسمانی" و "حسن حسن‌زاده" نام داشتند که به ترتیب در زندان کرمان و مرکزی تبریز حکم ایشان به اجرا درآمد.

در ایران، «۱۲ میلیون تن زیر خط فقر مطلق قرار دارند»

در ایران، «۱۲ میلیون تن زیر خط فقر مطلق قرار دارند»


تیر ۱۵, ۱۳۹۶

رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» روز پنج‌شنبه، ۱۵ تیر، با «نامناسب» توصیف کردن وضعیت اقتصادی مردم در ایران و وضع فقر در آماری گفت: «۱۲ میلیون تن زیر خط فقر مطلق قرار دارند.»

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، محمد مخبر دزفولی، رئیس این سازمان، همچنین اشاره کرد که بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر در ایران نیز زیر خط نسبی فقر به سر می‌برند.

وی با انتقاد از وجود محرومیت به رغم وجود امکانات گسترده و منابع معدنی و طبیعی در کشور افزود: «باید مردم را ثروتمند کنیم تا جایی که محتاج نشوند. نه این که محتاج شوند و بعد به کمک‌شان برویم.»

محمد مخبر دزفولی گفت: «سخت‌ترین کار این است که فردی سه سال عقد کند و برای دو میلیون تومان در خانه مانده باشد یا مریض سرطانی برای گرفتن نسخه، پول رهن را بدهد تا دارو بگیرد. کشوری که این همه امکانات و پتانسیل دارد و منابع خدادادی دارد، حقش این است که این گونه اداره شود؟»

پیش از سخنان رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» نیز برخی از مقام‌های ایران به زندگی میلیون‌ها تن در زیر خط فقر اشاره کرده بودند.

از جمله پرویز فتاح،‌ رئیس کمیته امداد، روز هفتم اسفند سال گذشته گفته بود که «۱۱ میلیون تن از جمعیت ایران» زیر خط فقر هستند.

همچنین جعفر رحیمی،‌ مدیرکل بهداشت، درمان و امور بیمه «کمیته امداد امام خمینی» روز دهم خرداد از سوء تغذیه ۲۰۰ هزار کودک زیر شش سال در ایران خبر داده بود.

او با اعلام این موضوع به خبرگزاری ایلنا گفته بود: «۵۰ درصد از این کودکان به علت فقر و ابتلاء به سوء تغذیه به کمیته معرفی می‌شوند تا از خدمات حمایتی بهره‌مند شوند.»

آقای رحیمی در مصاحبه خود با ایلنا اشاره کرده بود که سیستان و بلوچستان، هرمزگان، ایلام، کهگیلویه و بویر احمد، کرمان و خوزستان شش استان محروم ایران هستند و گفت: «طرح سوء تغذیه در این استان‌ها با توجه به شرایط منطقه به طور ویژه‌تر اجرایی و انجام شده است.»

علی‌اکبر سیاری، معاون وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، هم مرداد سال گذشته گفته بود که بیش از ۲۵ میلیون تن از ایرانیان «نان برای خوردن ندارند و این آمار را وزارت رفاه هم تائید می‌کند».

به گفته کمیته، مزد سال ۹۶،‌ سبد معیشت یک خانوار سه و نیم نفره کارگری، ۲ میلیون و ۴۸۰ هزار تومان است. این در حالی است که حداقل دستمزد ماهانه کارگران برای سال جاری،‌۹۳۰ هزار تومان تعیین شده و در مواردی نیز پرداخت همین حداقل دستمزد ماه‌ها به تعویق می‌افتد.

در این میان، روزنامه جوان روز ۱۰ تیر به نقل از عبدالرضا مصری، نماینده مجلس، ‌نوشت که «کارگران زیرزمینی» به ویژه در شهرهای دستمزدی «۲۰۰ هزار تومانی» دریافت می‌کنند.

منبع رادیو فردا


۱۲۰ هزار کودک در سیستان و بلوچستان از تحصیل محروم مانده‌اند

۱۲۰ هزار کودک در سیستان و بلوچستان از تحصیل محروم مانده‌اند


تیر ۱۲, ۱۳۹۶

رئیس مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان «تعداد واقعی» بازماندگان از تحصیل در این استان را حدود ۱۲۰ هزار نفر اعلام کرد و گفت که دلیل محرومیت ۳۰ درصد از این کودکان از تحصیل نداشتن شناسنامه است.

محمد نعیم امینی‌فرد روز یکشنبه، ۱۱ تیر، در مصاحبه با وبسایت خانه ملت، وابسته به مجلس، گفت که آمار نمایندگان مجلس از تعداد بازماندگان از تحصیل با آمار سازمان‌های دولتی متفاوت است.

به گفته این نماینده مجلس، براساس آمارهای نهادهای دولتی، حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار نفر در استان سیستان و بلوچستان از تحصیل بازمانده‌اند اما نمایندگان مجلس تعداد این افراد را ۱۱۰ تا ۱۲۰ هزار نفر برآورد می‌کنند.

وی «نداشتن اوراق هویتی»، «نبود عدالت آموزشی»، «مسائل فرهنگی» و «عدم دسترسی آسان و فاصله ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری از مدارس» را از جمله دلایل بازماندن کودکان از تحصیل ذکر کرد.

مقامات استان سیستان و بلوچستان درماه‌های گذشته آمار متفاوتی دربارهٔ تعداد کودکان بازمانده از تحصیل ارائه کرده‌اند که برخی از این آمار از آمار مطرح شده توسط آقای امینی فرد کمتر و برخی بیشتر است.

محمدرضا سراوانی، مدیرکل بهزیستی سیستان و بلوچستان، روز ۲ اردیبهشت از آمار ۶۰ هزارنفری بازماندگان از تحصیل دراین استان سخن گفته بود.

با این حال حسن نوروزی، رئیس آموزش و پرورش چابهار، ۲۱ اسفند ۹۵ گفته بود که ۱۶۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل در استان سیستان و بلوچستان وجود دارد که یک چهارم جمعیت بازماندگان از تحصیل در ایران را تشکیل می‌دهد.

وی درعین حال اعلام کرده بود که ۱۰۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل در این استان، در دو سال گذشته مشغول به تحصیل شده‌اند.

رئیس مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان همچنین گفت که ۷۰ درصد از کودکان بازمانده از تحصیل در این استان شناسنامه دارند و بیشتر آنها در شهرستان‌های ایرانشهر، چابهار، کنارک، نیکشهر و سراوان ساکن هستند.

وی اعلام کرد که مشکلات اوراق هویتی از جمله دلایل محرومیت ۳۰ درصد، یعنی حدود ۴۰ هزار نفر دیگر از تحصیل است و موضوع محرومیت تحصیلی «افراد فاقد مدارک هویتی» در استان سیستان و بلوچستان «به معضل» تبدیل شده است.

به گفته آقای امینی فرد، تعدادی از این کودکان فرزندان عشایر هستند و تعدادی نیز فرزندان زنان ایرانی و اتباع خارجی که «البته تعداد آنها قابل توجه نیست».

وی همچنین اظهار داشت که تعدادی از کودکان ساکن در مناطق دوردست، کوهستان‌ها و بیابان‌ها نیز به دلیل عدم دسترسی به خدمات دولتی شناسنامه ندارند.

دربارهٔ آمار کودکان بازمانده از تحصیل در ایران نیز تاکنون آمار متفاوتی اعلام شده است. مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۹۰ تعداد این کودکان را بر اساس سرشماری سال ۸۵ بیش از سه میلیون نفر اعلام کرده بود. با این حال مقامات وزارت آموزش و پرورش این رقم را حدود ۶۰۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند.

برخی از کارشناسان، فقر خانواده، فاصله طولانی تا مدارس در مناطق دور افتاده و ازدواج زودهنگام دختران را از جمله دلایل بازماندن کودکان از تحصیل می‌دانند.

منبع رادیو فردا

سازمان عفو بین الملل اعلام داشت،  که مقامات ایرانی بایستی هرچه سریعتر سرنوشت و محل نگهداری پنج نفر کرد بازداشتی راکە  تاریخ 23 و 24 ژون


30 جون 2017

بیانیه ی عمومی
ایران: بازداشت وانتقال افراد کرد به مکانی نامعلوم بعد از درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران و بازجویی از خانواده هایشان میبایست سریعا خاتمه یابد.


سازمان عفو بین الملل اعلام داشت، که مقامات ایرانی بایستی هرچه سریعتر سرنوشت و محل نگهداری پنج نفر کرد بازداشتی راکە تاریخ 23 و 24 ژون باذداشتکردەاند آشکار کنند.
رامین حسین پناهی ،جوان 22 ساله عضو کومه له ،حزب اپوزیسیون کرد ایرانی، کە در 23 ژوئن 2017 در جریان درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی، در نزدیکی شلمان در سنندج ،استان کردستان،غرب ایران بازداشت و تا کنون از سرنوشت و محل نگهداری وی هیچ اطلاعی در دسترس نیست.
روز بعد از درگیری ،نیروهای امنیتی با یورش به خانه پدری رامین حسین پناهی در روستای قوروچیای،نزدیک سنندج برادر وی افشین حسین پناهی را نیز بازداشت میکنند.روز بعد ماموران امنیتی بار دیگر به خانە ها یورش برده و سه تن دیگر از اعضای این خانواده را بازداشت کردند-انور حسین پناهی،احمد حسین پناهی و زبیر حسین پناهی.اطلاعات دریافتی سازمان عفو بین الملل حاکی ازاین است، که هیچ یک از افراد بازداشتی بە درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی ارتباطی نداشته ،تنها برای ایجاد فضای رعب و وحشت بازداشت شده اند.
سازمان عفو بین الملل اظهار داشته که بازداشتهای هر دو روز به شیوه ی خشونت آمیز انجام گرفته است.به گفته ی خانواده ی رامین حسین پناهی نیروهای امنیتی ماسک سیاه به صورت داشته و با شکستن درب جلوی منزل و ضرب و شتم افراد و همچنین خواهر و پدر سالخورده ی رامین حسین پناهی وارد منزل شده اند.نیروهای امنیتی همچنین در مورد هرگونه تجمع و مصاحبه با رسانه ها به این خانواده هشدار داده اند. خانواده رامین حسین پناهی همچنین اظهار کردند که خانه ی آنها با تعدادی بسیار زیادی از نیروهای امنیتی احاطه شده ، که بر تمامی حرکات آنها نظارت دارند و به خویشاوندان و همسایگان اجازه ی هیچ گونه رفت ومدی بە خانە انها نمیدهند.
از هفته ی گذشته تا کنون ،مقامات ایران از دادن هرگونه اطلاعاتی درباره ی وضعیت و محل دستگیری این پنج نفر سرباز زده اند.خانواده رامین حسین پناهی از طریق منبعی محلی مطلع شدند که وی در بیمارستانی در سنندج کمتر از یک ساعت بعد ازدستگیری بستری و سریعا به مکان نامعلومی انتقال داده شده است.خانواده وی ابراز نگرانی کردند که پسرشان در معرض اعدام و شکنجه غیر قانونی باشد ،از جمله محروم شدن ازمراقبت های پزشکی حیاتی برای جراحات او.هیچ اطلاعی از دیگر دستگیر شدگان در دست نیست.گزارشات حاکی است کە خانوادهی آنها تلاش زیادی برای اگاە شدن از محل نگهداری فرزندشان انجام داداند ، آنها با مراجعە بە ادارات گوناگون دولتی در سنندج،قروه ،دهگلان،و در سرتاسر استان کردستان هیچ اگاهی از وضعیت رامین بە دست نیاوردند . هیچ نهادئ امادە نیست کە محل بازداشت رامین را بەانها بگوئید نکرده. در عوض با تهدید کردن و تروریست خواندن عزیزانشان مورد اهانت قرار گرفته اند.
عفو بین الملل تمامی پنج فرد دستگیر شده را قربانی تلقی کرده و از مقامات ایرانی خواسته تا هرچه سریع تر وضعیت و مکان نگهداری آنها را آشکار کند.
سازمان عفو بین الملل این اقدام مقامات ایران را بنا بر قوانین بین المللی جرم انگاشته و نگهداری افراد در معرض خطر اعدام بدون محاکمه در یک دادگاه ذی صلاح، شکنجه و نقض شدید حقوق بشر میداند و انرا محکوم می کند .
سازمان از مقامات ایرانی درخواست میکند که افشین حسین پناهی،انور حسین پناهی،احمد حسین پناهی وزبیر حسین پناهی راکە تنها به دلیل داشتن روابط خانوادگی با رامین حسین پناهی بازداشت شده اند آزاد کند. مقامات بایستی قبل از دادگاهی رامین حسین پناهی ، دسترسی سریع به مراقبت های پزشکی را برای او فراهم کنند،از هرگونه شکنجه و رفتار نامناسب خودداری و حق داشتن یک وکیل مستقل به انتخاب خود وتضمین برگزاری دادگاه عادلانه بدون صدور حکم اعدام را فراهم نمایند.
علاوه بر رامین حسین پناهی ،سه فرد دیگر وابسته به حزب اپوزیسیون،کومه له در درگیری روز 23 ژوئن 2017 مشارکت داشتند به نام های صباح حسین پناهی،حامد سیف پناهی و بهزاد نوری.رامین حسین پناهی مجروح و بلافاصله دستگیر شد در حالیکه سه تن دیگردرجا کشته شدند.درگیری مشخصا پس از شناسایی افراد داخل ماشین در ایست و بازرسی نیروهای امنیتی بدون درخواست توقف از آنها صورت گرفته است. مقامات از پس دادن جنازه ی کشته شدگان به خانوادهایشان امتناع ورزیده و به خانوادها هشدار داده است که مراسم سوگ برگزار نکنند.کومه له اعلام کرده است که 6 تن از نیروهای دولتی در جریان این درگیری کشته شدند اگرچه نیروهای دولتی در مورد تلفات در بیانیه های رسمی روز 23 جون در این باره هیچ اظهار نظری نکرده اند.
کومه له حزب اپوزیسیون چریکی کرد است که از سال 1980 به فعالیت های مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران مشغول شده است.
کردها یکی از اقلیتهای محروم ملی در ایران هستند که با تبعیضاتی ناخواسته چون محدود کردن دسترسی آنها به اشتغال ،مسکن مناسب و استفاده ازحقوق فرهنگی،اقتصادی و سیاسی و مدنی مواجه میشوند .ادامه تحریم اقتصادی استان های کردستان که شامل کردستان،کرمانشاه و بخشهایی از استان آذربایجان غربی است فقر و حاشیه نشینی بیشتر را در بردارد.از لحاظ سیاسی ،اقلیت کرد ایرانی از مرکزگرای زندگی سیاسی و نبود معیاری برای اطمینان از خودکفایی اقلیتها انتقاد کرده اند.


https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/6649/2017/en/

 طرح کاریکاتوریست مراکشي "خالد گويدار" در ستايش کمپين #چهارشنبه‌_های_سفید و اعتراض زنان ایرانی به #حجاب_اجباری

طرح کاریکاتوریست مراکشي "خالد گويدار" در ستايش کمپين #چهارشنبه‌_های_سفید و اعتراض زنان ایرانی به #حجاب_اجباری

سناتور تام کاتن: سیاست آمریکا باید تغییر رژیم در ایران باشد

سناتور تام کاتن: سیاست آمریکا باید تغییر رژیم در ایران باشد


تیر ۶, ۱۳۹۶

تام کاتن سناتور جمهوری‌خواه از ايالت آرکانزاس گفت که سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران باید بر اساس تغییر رژیم باشد.

نشریه سیاسی پولیتیکو به نقل از سناتور کاتن نوشت: «سیاست ایالات متحده باید برای تغییر رژیم در ایران باشد.»

اظهارنظر این سناتور آمریکایی در ادامه گزارش هایش به کاخ سفید است. او به طور منظم درباره سیاست خارجی آمریکا، به کاخ سفید گزارش می دهد.

آقای کاتن گفت که با وجود حکومت فعلی در ایران، در آمریکا نگرانی های امنیتی وجود دارد.

سناتور کاتون روز يکشنبه به وبسايت پوليتيکوگفت، «من نمی‌دانم چطور کسی می تواند بگويد مادامی که يک استبداد دينی در اريکۀ قدرت است، ايالات متحده ميتواند روی امنيت و آسايش به خود ببيند.»

پيش از اين، ايالات متحده از اصلاحات در نظام موجود حاکم بر ايران حمايت کرده است، اما برخی از مقامات دولت دونالد ترامپ گفته‌اند در حالی که برخی از متحدين آمريکا خواستار موضعی خصمانه‌تر شده‌اند، چنين حمايتی ديگر کافی نيست.

سناتور کاتن برای فشار بر ایران بر استفاده از اقدامات مخفی، دیپلماتیک و اقتصادی تاکید کرد.

او همچنین ضمن اشاره به وجود گروه های متعدد اقلیت قومی در ایران به پولیتیکو گفت که آمریکا باید «از دگراندیشان در داخل ایران» حمایت کند تا نتیجه مورد نظر آنان رخ دهد.



منبع صدای آمریکا


آتش به اختياريعني چه؟

من ابتدا درقالب كلمات درامورسياسي اين آتش به اختياررا معني ميكنم.
آتش به اختياركه توسط رهبركشوربه قشرسركوبگر وقداره بند وچماقدارونيروهاي بسيجي وحزب الهي فرمان مي دهد.
يعني بي تدبيري دركشورداري.
يعني جنگ عريان درمقابل مردم.
يعني استفاده اززوردرمقابل خرد وعقلانيت.
يعني خودكامگي وانحصارطلبي درمقابل راي حداكثرمردم.
يعني تهي كردن جمهوريت ازمعني واقعي.
يعني ناتواني دراموراجراي قانون جهان شمول وپاسخگويي به مطالبات مردم.
يعني ايجاد جوترورووحشت درجامعه وعدم توجه به مصلحت ملك وملت.



درچنين شرايطي بدون شك رهبرنشان مي دهد كه شكست راپذيرفته وقصد دارد با چنگ ودندان واستفاده ابزاري ازضد ارزشها چند صباحي براريكه قدرت بماند كه مردم نبايد اين فرصت رابه اووپنج درصد طرفداران فاسدش بدهند.
به باورمن اين يك پيروزي بزرگي ميباشد براي مردمي كه ازسران حكومت به روش هاي گوناگون اسيب ديده اند وبايد قدراين آغازپيروزي رابدانند وبا رمزاتحاد وهمدلي وپيوند اراده ها به پيروزي نهايي برسند.
اميداست ملت بزرگ ايران با آغازنافرماني هاي مدني ازشكاف هاي بوجود آمده دربدنه حكومت آخوندي نهايت استفاده رابكنند زيراهم بهاي لازم راطي سي وهشت سال گذشته پرداخته اند وهم پشتوانه هاي با ارزشي دارند كه امروزتمامي وجدانهاي بيدارومدافع حقوق بشربه آنها اعتقاد واحترام دارند.
مانند خون پاك هزاران انسان مبارز ووارسته كه توسط دژخيمان تحت امرخميني وخامنه اي درراه آزادي ريخته شده است.
كشته ومجروح ومعلول ومفقود الاثرشدن هزاران انسان درجنگ هشت ساله خميني وصدام كه امروز خانواده هاي آنها به ماهيت ضد بشري سران رژيم پي برده اند.
آمادگي هزاران متخصص دررشته هاي مختلف ونيروهاي سياسي مجرب وآگاه مقيم خارج ازكشورجهت همكاري وهمياري با نيروهاي فعال داخل كشور.
بالارفتن آگاهي هاي اجتماعي وشكل گيري جنبش هاي كارگري ومعلمان وپرستاران وبازنشستگان واقشارفرودست ومحروم.
وجود مدارك لازم درتاييد هزاران حساب خارجي سران حكومت ووابستگان آنها دربانكهاي خارج ازكشور كه پس ازسرنگوني تمامي مبالغ غارت شده واموال غيرمنقول متعلق به رژيم ميبايست به نفع مردم ايران مصادره شود.
وجود مدارك لازم دررابطه با جنايات وغارتگري هاي سران حكومت آخوندي درمراجع بين المللي جهت كشاندن آنها به دادگاه هاي ذيصلاح جهت پاسخگويي به اعمال ضد بشري خود.

به اميد فرداي آزادي متحد وپيروزباشيد.
با مهروسپاس غلام عسگري.

تحریم جدید ایران بخاطر حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر در سنای آمریکا تصویب شد آخرین به روز رسانی: ۲۵ خرداد ۱۳۹۶

سنا تا ظهر پنجشنبه درباره تحریم دوباره ایران تصمیم می گیرد.


روز پنجشنبه اکثریت سنای آمریکا به متمم‌های طرح تحریم های جدید جمهوری اسلامی ایران موسوم به طرح «مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران» رای داد.

در این رای گیری که نیاز به ۵۱ رای داشت، اکثریت قاطع سناتورها به متمم‌های تحریم جدید ایران رای دادند. ۹۸ سناتور به آن رای مثبت دادند و تنها دو سناتور با آن مخالفت کردند.

با این ترتیب، مصوبه سنا بعد از طرح در مجلس نمایندگان و امضای رئیس جمهوری به قانون تبدیل می شود.



طرح «مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران» روز ۲۳ ماه مارس (سوم فروردین ماه) از سوی سناتور جمهوریخواه باب کورکر، رئیس کمیته روابط خارجی، به این کمیته ارائه شد. در زمان انتخابات ریاست جمهوری ایران، این طرح موقت کنار گذاشته شد اما روز چهارم خرداد ماه، با ۱۸ رأی مثبت در برابر ۳ رأی منفی تصویب شد و برای تصویب نهایی به صحن اصلی سنا ارایه شد.

باب کورکر در اولین واکنش به تصویب این طرح در کمیته روابط خارجی سنا گفت ما به توافق هسته ای با ایران در تقابل با ایران محدود نمی مانیم. این تصویب نشان داد که بالاخره ایران را نسبت به اقدامات غیر هسته ای بی ثبات کننده اش، پاسخگو خواهیم کرد.

جزئیات این طرح چیست

بر اساس این طرح در صورت تصویب در صحن سنا، دولت آمریکا ظرف مدت ۹۰ روز، باید تحریم های جدیدی علیه افراد و نهادهای فعال در توسعه برنامه های موشکی ایران تصویب کند.

همچنین بر اساس یکی دیگر از طرح ها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به طور مستقیم تحت تحریم قرار خواهد گرفت. در صورت تصویب این اولین بار خواهد بود که سپاه تحریم می شود. آمریکا پیشتر در سال ۲۰۰۷ نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تحریم کرده بود.

طرح «مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران» سه محور دارد:

تحریم‌های موشک بالستیک: براساس این طرح، افراد مرتبط با برنامه موشک بالستیک ایران و کسانی که با آنها معامله دارند را هدف قرار می‌دهد.

تحریم‌های جدید تروریسم: برای اولین بار، آمریکا تحریم‌هایی علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به اتهام حمایت از تروریسم اعمال می‌کند.

اجرای تحریم تسلیحاتی: اگر این طرح قانون شود، کلیه افرادی که در فروش، تامین قطعه، تعمیر و انتقال تانک، خودروی زرهی، تسلیحات با کالیبر بالا، هواپیماهای جنگی، بالگردهای تهاجمی، کشتی، موشک و سامانه‌های موشکی به ایران، نقش‌آفرین باشند، توسط رییس‌جمهور مورد تحریم قرار می گیرند و دارایی آنها توقف می شود.

تحریم ناقضان حقوق بشر: براساس این طرح، هر شخصی که از سوی وزارت خارجه آمریکا به عنوان ناقض حقوق بشر در ایران معرفی شود، در لیست تحریم قرار می گیرد.

در بخشی از این طرح که باید به تایید دونالد ترامپ برسد، آمده رئیس جمهوری آمریکا می تواند با استفاده از اختیارات خود اعمال برخی تحریم ها را در شرایط خاص موقتا تعلیق کند.

جان کری، وزیر خارجه سابق آمریکا پیشتر در چند توئیت از قانونگذاران آمریکایی خواست از هرگونه تحریم بیشتر ایران خودداری کنند. آقای کری هشدار داد تصویب تحریم های بیشتر علیه ایران ممکن است ناقض برجام باشد.

چهارشنبه ۲۴ خرداد، سنای ایالات متحده عصر طرح تحریم روسیه را نیز به طرح تحریم جدید ایران اضافه کرد. سناتورها می گویند در واکنش به دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و همچنین اقدامات تهاجمی آن کشور در نقاط مختلف جهان، با طرح تحریم‌های جدید علیه مسکو موافقت کردند.

کاخ سفید نیز پیشتر گفته بود، هنوز آماده اعلام موضع‌گیری رئیس جمهوری درباره تحریم مسکو یا تهران نیست و اطلاعات بیشتر متعاقبا اعلام خواهد شد.از صدای آمریکا

تخریب گور‌های جمعی مربوط به اعدام‌های تابستان ۶۷ موجب نابودی آثار جرم خواهد شد

تخریب گور‌های جمعی مربوط به اعدام‌های تابستان ۶۷ موجب نابودی آثار جرم خواهد شد.بیانیه مطبوعاتی عفو بین‌الملل و عدالت برای ایران درباره تخریب گورهای جمعی کشتار ۶۷


عفو بین‌الملل و عدالت برای ایران در اطلاعیه‌ای مشترک از تخریب یک گور جمعی در اهواز، جنوب غربی ایران که حاوی بقایای حداقل ۴۴ نفر که در تابستان ۱۳۶۷ به صورت فرا قضایی اعدام شدند است، ابراز نگرانی کرده و هشدار داده‌اند که این اقدامات موجب از بین رفتن شواهد جرم و امکان دادخواهی خواهد شد.
فیلم‌ها و عکس‌هایی که به سازمان غیردولتی عدالت برای ایران رسیده و توسط عفو بین الملل بررسی شده نشان می‌دهد که در حال حاضر بولدوزرها بر روی یک پروژه‌ی ساخت و ساز درست در کنار گورهای دسته‌جمعی در اهواز مشغول به کار هستند و تپه‌ایی از خاک و زباله اطراف گور دسته جمعی را فراگرفته است. اگر چه مقامات ایران هیچ اظهار نظر رسمی در این‌باره نکرده‌اند، خانواده‌های قربانیان از طریق یکی از کارگران در محل مطلع شده‌اند که قرار است بلوک‌های سیمانی که نشان گورهای دسته جمعی است با خاک یکسان شده و آن منطقه به منظور احداث یک «فضای سبز» یا مرکز تجاری پاکسازی شود.
مگدلانا مغربی، معاون بخش خاورمیانه و آفریقای عفو بین الملل، گفت: «با تخریب گورهای جمعی در اهواز به نظر می‌رسد مقامات به طور بدخواهانه و عامدانه تلاش دارند که آثار جنایت‌های گذشته‌شان را از بین ببرند و خانواده‌های قربانیان کشتار سال ۱۳۶۷ را از حقوق‌شان در زمینه حقیقت، عدالت و جبران خسارت محروم کنند. این یک تعرض آشکار نسبت به عدالت است که باید فورا متوقف شود.»
شادی صدر، مدیر سازمان عدالت برای ایران گفت: « طی سالیان گذشته مقامات درد و رنج غیرقابل تحملی را به خانواده‌های قربانیان اعدام‌های فراقضایی سال ۱۳۶۷ تحمیل کرده‌اند. آن‌ها خانواده‌ها را از حق دفن محترمانه عزیزان‌شان محروم کرده و آن‌ها را مجبور کرده‌اند که برای بازدید از مزار عزیزان‌شان از میان تپه‌های زباله‌های عبور کنند. حالا هم قصد کرده‌اند که آرامگاه قربانیان را نابود و خاطره‌ی آن‌ها از تاریخ را محو کنند.»
گورهای ‌جمعی صحنه‌ی جرم‌ به حساب می‌آیند و برای حفظ آنها نیاز است که متخصصین جرم‌شناسی به کار گرفته شوند تا حفاری‌های لازم را انجام داده و از حفظ آثار جرم و شناسایی دقیق پیکرها اطمینان حاصل کنند. مقامات ایران با تخریب محل گورهای جمعی، شواهد مهمی را از بین می‌برند که یک روز می‌تواند برای روشن شدن تعداد و هویت کسانی که به‌دست حکومت کشته شدند، استفاده شود.
گورهای جمعی اهواز در یک تکه زمین بایر در سه کیلومتری شرق گورستان بهشت آباد واقع شده است. تصور می‌شود که این گورها حاوی اجساد ده‌ها تن از افرادی است که از جمله‌ی چند هزار زندانی سیاسی بودند در موج اعدام‌های فراقضایی در سرتاسر ایران در تابستان سال ۱۳۶۷ اعدام شدند. در آن سال ارتباط زندانیان سیاسی با بیرون قطع شد و پس از یک دوره بی‌خبری مطلق، به طور مخفیانه اعدام شدند. اجساد اعدام شدگان شبانه به کانال‌های تازه کنده شده انداخته شد.
این تنها گور جمعی از کشتار سال ۱۳۶۷ نیست که در معرض خطر نابودی قرار گرفته است. عدالت برای ایران از تخریب گورهای جمعی در حاشیه گورستان بهشت رضا در شهر مشهد، استان خراسان رضوی نیز مطلع شده است. تصور می‌رود که در آن منطقه حدود ۱۷۰ زندانی سیاسی به طور جمعی دفن شده‌اند.

خانواده‌های داغدیده که از این محل به مناسبت نوروز ۱۳۹۶ دیدن کردند، متوجه شده‌اند که حجم عظیمی از خاک روی گورهای جمعی ریخته شده به طوری که سطح مسطح قبلی تبدیل به یک تپه کوچک شده است. اگرچه هنوز دلایل این اقدام مشخص نیست اما این رویداد نگرانی‌های مشابه‌اییی مشابهی راجع به تلاش مقامات برای از بین بردن آثار و شواهد کشتارهای فراقضایی‌ ایجاد کرده است.
عفو بین‌الملل و عدالت برای ایران در اطلاعیه‌ای مشترک از تخریب یک گور جمعی در اهواز، جنوب غربی ایران که حاوی بقایای حداقل ۴۴ نفر که در تابستان ۱۳۶۷ به صورت فرا قضایی اعدام شدند است، ابراز نگرانی کرده و هشدار داده‌اند که این اقدامات موجب از بین رفتن شواهد جرم و امکان دادخواهی خواهد شد.

فیلم‌ها و عکس‌هایی که به سازمان غیردولتی عدالت برای ایران رسیده و توسط عفو بین الملل بررسی شده نشان می‌دهد که در حال حاضر بولدوزرها بر روی یک پروژه‌ی ساخت و ساز درست در کنار گورهای دسته‌جمعی در اهواز مشغول به کار هستند و تپه‌ایی از خاک و زباله اطراف گور دسته جمعی را فراگرفته است. اگر چه مقامات ایران هیچ اظهار نظر رسمی در این‌باره نکرده‌اند، خانواده‌های قربانیان از طریق یکی از کارگران در محل مطلع شده‌اند که قرار است بلوک‌های سیمانی که نشان گورهای دسته جمعی است با خاک یکسان شده و آن منطقه به منظور احداث یک «فضای سبز» یا مرکز تجاری پاکسازی شود.

مگدلانا مغربی، معاون بخش خاورمیانه و آفریقای عفو بین الملل، گفت: «با تخریب گورهای جمعی در اهواز به نظر می‌رسد مقامات به طور بدخواهانه و عامدانه تلاش دارند که آثار جنایت‌های گذشته‌شان را از بین ببرند و خانواده‌های قربانیان کشتار سال ۱۳۶۷ را از حقوق‌شان در زمینه حقیقت، عدالت و جبران خسارت محروم کنند. این یک تعرض آشکار نسبت به عدالت است که باید فورا متوقف شود.»

شادی صدر، مدیر سازمان عدالت برای ایران گفت: « طی سالیان گذشته مقامات درد و رنج غیرقابل تحملی را به خانواده‌های قربانیان اعدام‌های فراقضایی سال ۱۳۶۷ تحمیل کرده‌اند. آن‌ها خانواده‌ها را از حق دفن محترمانه عزیزان‌شان محروم کرده و آن‌ها را مجبور کرده‌اند که برای بازدید از مزار عزیزان‌شان از میان تپه‌های زباله‌های عبور کنند. حالا هم قصد کرده‌اند کهند آرامگاه قربانیان را نابود و خاطره‌ی آن‌ها از تاریخ را محو کنند.»

گورهای ‌جمعی صحنه‌ی جرم‌ به حساب می‌آیند و برای حفظ آنها نیاز است که متخصصین جرم‌شناسی به کار گرفته شوند تا حفاری‌های لازم را انجام داده و از حفظ آثار جرم و شناسایی دقیق پیکرها اطمینان حاصل کنند. مقامات ایران با تخریب محل گورهای جمعی، شواهد مهمی را از بین می‌برند که یک روز می‌تواند برای روشن شدن تعداد و هویت کسانی که به‌دست حکومت کشته شدند، استفاده شود.

گورهای جمعی اهواز در یک تکه زمین بایر در سه کیلومتری شرق گورستان بهشت آباد واقع شده است. تصور می‌شود که این گورها حاوی اجساد ده‌ها تن از افرادی است که از جمله‌ی چند هزار زندانی سیاسی بودند در موج اعدام‌های فراقضایی در سرتاسر ایران در تابستان سال ۱۳۶۷ اعدام شدند. در آن سال ارتباط زندانیان سیاسی با بیرون قطع شد و پس از یک دوره بی‌خبری مطلق، به طور مخفیانه اعدام شدند. اجساد اعدام شدگان شبانه به کانال‌های تازه کنده شده انداخته شد.

مقامات اهواز بلافاصله بعد از دفن پیکرها، روی گورهای جمعی را با سیمان پوشاندند تا ظاهرا از حفر زمین توسط خانواده‌ها و بیرون کشیدن جسد عزیزان‌شان جلوگیری کنند.

یک کارگر ساختمانی به تازگی و در اواخر اردیبشهت ماه به اعضای خانواده‌ها که به محل گورهای جمعی رفته بود گفته است که قرار است جاده‌ای که از کنار گورهای جمعی می‌گذرد را تا نزدیکی آن‌ها تعریض کنند و در مرحله‌ی بعدی، گورهای سیمان‌شده به منظور ایجاد فضای سبز یا احداث یک مجتمع تجاری ویران خواهد شد.

مگدلانا مغربی همچنین افزود: «مقامات ایران به جای تلاش برای محوکردن یاد کشته‌‌شدگان و جلوگیری از اجرای عدالت، باید از گورهای جمعی مربوط به کشتار سال ۱۳۶۷ حفاظت و مراقبت کنند تا روزی که انجام تحقیقات مستقل و موثر ممکن شود. خانواده‌ها حق دارند بدانند بر سر عزیزان‌شان چه آمده است و آنها را به طور محترمانه دفن کنند.»

این تنها گور جمعی از کشتار سال ۱۳۶۷ نیست که در معرض خطر نابودی قرار گرفته است. عدالت برای ایران از تخریب گورهای جمعی در حاشیه گورستان بهشت رضا در شهر مشهد، استان خراسان رضوی نیز مطلع شده است. تصور می‌رود که در آن منطقه حدود ۱۷۰ زندانی سیاسی به طور جمعی دفن شده‌اند.

خانواده‌های داغدیده که از این محل به مناسبت نوروز ۱۳۹۶ دیدن کردند، متوجه شده‌اند که حجم عظیمی از خاک روی گورهای جمعی ریخته شده به طوری که سطح مسطح قبلی تبدیل به یک تپه کوچک شده است. اگرچه هنوز دلایل این اقدام مشخص نیست اما این رویداد نگرانی‌های مشابه‌اییی مشابهیی راجع به تلاش مقامات برای از بین بردن آثار و شواهد کشتارهای فراقضایی‌ ایجاد کرده است.

در طول سه دهه‌ی گذشته، هتک حرمت پیکرهای زندانیان توسط مقامات بر رنج خانواده‌های سوگوار و داغدیده افزوده است. مقامات به طور دائم کشته‌شدگان را مورد اهانت قرار داده‌ و با استفاده از واژه‌ی توهین آمیز لعنت آباد برای محل دفن اعدام‌شدگان، خانواده‌ها را آزار داده‌اند. آن‌ها همچنین بارها به خانواده‌ها گفته‌اند که عزیزان‌شان سزاوار داشتن محل دفن محترمانه یا سنگ قبر نیستند. خانواده‌ها از برگزاری مراسم یادبود و قرار دادن سنگ قبر یا سنگ‌نوشته منع شده‌‌اند.

پیشینه

اعدام‌های فراقضایی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ که از آن به عنوان «قتل عام زندانیان سیاسی» یاد می‌شود بعد از حمله‌ی ناموفق سازمان مجاهدین خلق ایران مستقر در عراق به ایران در مرداد همان سال آغاز شد. ارتباط زندانیان سیاسی با دنیای بیرون قطع شد و برای ماه‌ها هیچ کس از سرنوشت آن‌ها خبری نداشت. در آن ماه‌ها گزارش‌هایی در میان خانواده‌ها‌ پخش شد که زندانیان سیاسی را به طور دسته جمعی اعدام و در گورهای جمعی و یا بی‌نام و نشان دفن می کنند.

مقامات قضایی در ماه‌های بعد به خانواده‌ها به طور شفاهی اعلام کردند که عزیزان‌شان اعدام شده‌اند ولی پیکرهای آن‌ها را به خانواده‌ها تحویل ندادند و در بسیاری از شهرها حتی محل دفن را اعلام نکردند.

اکثریت قریب به اتفاق کسانی که کشته شدند به خاطر فعالیت‌های مسالمت‌آمیز همچون توزیع روزنامه‌ و جزوه، شرکت در تظاهرات‌های ضد حکومتی یا به اتهام ارتباط با گروه‌های سیاسی مخالف سال‌های طولانی را در زندان سپری کرده بودند. برخی از آن‌ها محکومیت‌شان پایان یافته بود اما آزاد نشده بودند چرا که از «توبه کردن» خودداری کرده بودند.

تا به امروز هیچ یک از مقامات ایران برای اعدام‌های فراقضایی مورد تحقیق و محاکمه قرار نگرفته است. برخی از آنها که متهم به دست داشتن در این جنایت هستند از جمله مقامات سیاسی یا قضایی رده‌بالای ایران هستند.







نگرانی از وضعیت نرگس محمدی و آتنا دائمی دو فعال لغو اعدام: آزادشان کنید

نگرانی از وضعیت نرگس محمدی و آتنا دائمی دو فعال لغو اعدام: آزادشان کنید.
احکام سنگین زندان نرگس محمدی و آتنا دائمی تنها به صرف ابراز عقیده مسالمت آمیزشان هم بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی و هم بر اساس میثاق‌های بین المللی که ایران نیز به آنها پیوسته غیر قانونی محسوب می‌شوند .دشمنان مردم ایران که در رژیم جنایت پیشه اسلامی تمامیت و کلیت توحش ضد انسانی را به ابزار صدارت خود تبدیل کرده است و هرگز تغییر پذیر نخواهد بود را بدرستی میباید با قهر و ابزار ی که به نابودی این رژیم منجر میشود بکار گرفت .رژیمی که مخالفین با قتل حکومتی "اعدام " به سیاه چال های مخوف می افکند ،این رژیم قابل اصلاح نیست و فقط با قهر مردمی میباید آن را به پائین کشید. حزب سوسیال دمکرات ایران



30 مه

محمود امیری مقدم, نرگس محمدی, اعتصاب غذا, آتنا دائمی

احکام سنگین زندان نرگس محمدی و آتنا دائمی تنها به صرف ابراز عقیده مسالمت آمیزشان هم بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی و هم بر اساس میثاق‌های بین المللی که ایران نیز به آنها پیوسته غیر قانونی محسوب می‌شوند
بیشتر بخوانید
بیشتر بخوانید
بازداشت آتنا دائمی و عالیه مطلب‌زاده ادامه سرکوب جامعه مدنی در ماههای منتهی به انتخابات
نگرانی از وضعیت نرگس محمدی و آتنا دائمی دو فعال لغو اعدام: آزادشان کنید

سازمان حقوق بشر ایران، ۹ خرداد ۱۳۹۶: سازمان حقوق بشر ایران در طی بیانیه‌ای مطبوعاتی خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آتنا دائمی و نرگس محمدی شد. یکی از دلایل مهم محکومیت این دو زندانی، مخالفت ایشان با مجازات اعدام بوده است.

سازمان حقوق بشر ایران ضمن غیرقانونی خواندن بازداشت فعالان مدنی خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی و آتنا دائمی شد.

محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در این خصوص گفت: "احکام سنگین زندان نرگس محمدی و آتنا دائمی تنها به صرف ابراز عقیده مسالمت آمیزشان هم بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی و هم بر اساس میثاق‌های بین المللی که ایران نیز به آنها پیوسته غیر قانونی محسوب می‌شوند؛ ما خواهان لغو بدون قید و شرط این احکام هستیم و از جامعه جهانی نیز می‌خواهیم که برای آزادی نرگس محمدی، آتنا دائمی و همه افرادی که برای ابراز عقیده و استفاده از حق آزادی بیان در زندان بسر می‌برند تلاش بیشتری کنند."

آتنا دائمی فعال مدنی زندانی از ۱۹ فروردین‌ماه در اعتراض به صدور حکمی جدید برای خود و دو خواهرش در اعتصاب غذاست.

وی در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، به دلیل فعالیت‌های مدنی مسالمت‌آمیز، به اتهام «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و اختفای ادله جرم» به ۱۴ سال زندان محکوم شد.

مصادیق اتهاماتی که آتنا به خاطر آن به زندان محکوم شده شامل «انتشار پست‌هایی در فیس‌بوک در انتقاد از اعدام‌ها، دیوارنگاری در نقد اعدام، حضور در آرامگاه کشته‌شدگان انتخابات سال ۱۳۸۸ و اطلاع‌رسانی درباره زندانیان سیاسی» می‌شود.

حکم وی در نهایت در دادگاه تجدید نظر به ۷ سال تقلیل یافت اما فروردین ماه سال جاری دادگاهی در تهران آتنا و خواهرانش انسیه و هانیه دائمی را برای پرونده‌ای جدید به سه ماه و یک روز زندان محکوم کرد که اعتراض به این موضوع باعث شروع اعتصاب غذای آتنا دائمی شده است. دلیل این محکومیت «توهین به مأمورین در حین انجام وظیفه» عنوان شده ولی پیشتر دادگاهی در تهران هرسه نفر را به دلیل اینکه ماموران لباس‌شخصی حاضر به نشان دادن کارت شناسایی نشده بودند تبرئه و پرونده را مختومه اعلام کرده بود.

یکی از خواهران آتنا دائمی در این خصوص به سازمان حقوق بشر ایران گفت: "آتنا در شرایط بسیار وخیمی بسر می‌برد، حدود یک هفته بود که به همراه شربت معده می‌توانست روزی یک لیوان آب هم بخورد، اما دو روز است که معده آب و شربت را هم پس میزند. فشار خون وی بسیار پایین آمده و به شدت وزن از دست داده. آتنا باید با توجه به دستور پزشک متخصص کلیه بستری و درمان شود ولی مسئولان از اعزام وی جلوگیری می‌کنند."

همچنین طی روزهای گذشته اخبار نگران کننده‌ای از وضعیت نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر منتشر شده است.

کانون مدافعان حقوق بشر در این خصوص نوشت، نرگس محمدی روز یک‌شنبه ۷ خرداد ماه در پی خون‌ریزی شدید رحم، از زندان به بیمارستان منتقل و روز دوشنبه تحت عمل جراحی قرار گرفت.

پیش از این پزشکان متخصص اعلام کرده بودند که خانم محمدی به دو بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی مبتلا است؛ دو بیماری که در فضای زندان و محیط‌های تنش‌زا تشدید شده و در نهایت در پی بی‌توجهی می‌توانند جان بیمار را به خطر بیاندازند.

نرگس محمدی که آخرین بار ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ بازداشت شده است یکی از فعالان حقوق بشر سرشناس و از اعضای گروه لگام (لغو گام به گام اعدام) محسوب می‌شود.

وی به اتهامات تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و تشکیل و اداره گروه لگام (لغو گام به گام اعدام) در مهرماه ۱۳۹۵ به ۱۶ سال حبس محکوم شد که ۱۰ سال از این حکم بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی اجرا می‌شود. وی پیشتر نیز به ۶ سال زندان محکوم شده بود که این محکومیت در تاریخ ۲۵ اسفند ماه ۱۳۹۵ به اتمام رسید.

فرتور و گزارش از سایت سازمان حقوق بشر ایران

گزارش وزارت خارجه آمریکا درباره تحریم‌های حقوق بشری ایران



۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

وزارت خارجه ایالات متحده عصر چهارشنبه گزارشی را درباره تحریم‌های آمریکا علیه افراد مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران به کنگره ارسال کرده، منتشر کرد.

در این گزارش، که متن آن بر روی وبسایت وزارت خارجه آمریکا منتشر شده، به تحریم‌ اخیر سازمان زندان‌های تهران و سهراب سلیمانی رئیس سابق آن اشاره شده است.

معاون موقت وزیر در امور خاور نزدیک در این گزارش می‌گوید «همانطور که ما به دقت پایبندی ایران به برجام را بررسی و سیاست جامع ایران را توسعه می‌دهیم، با اقداماتی جدید، ایران را بابت نقض حقوق بشر مسئول می‌دانیم.»

استوارت جونز در ادامه می‌گوید از شرکای خود در سراسر جهان می‌خواهیم در این مسیر به ایالات متحده پیوسته و به افراد و نهادهایی که تحریم‌های بین المللی علیه ایران در زمینه حقوق بشر را نقض می‌کنند، هشدار دهند.

وی با اشاره به این که حکومت ایران در طول چند دهه گذشته حقوق مردم خود و اتباع دیگر کشورها را در موارد متعدد زیر پا گذشته است، گفت این الگوی رفتاری جمهوری اسلامی باید پایان یابد.

به گفته آقای جونز، آمریکا و متحدانش برای دفاع از حقوق مردم ایران و اتباع خارجی‌ در آن، از جمله شهروندان آمریکایی که به ناحق زندانی یا مفقود شده‌اند، به اعمال فشار بر تهران ادامه خواهند داد.

در پایان این گزارش همچنین به اقدامات وزارت خزانه داری دولت پرزیدنت ترامپ در ماه گذشته میلادی برای تحریم برخی افراد مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران اشاره شده است.

گزارش وزارت خارجه همزمان با بیانیه روز چهارشنبه وزارت خزانه داری در مورد تحریم هفت نفر دیگر در ایران و چین، که به برنامه موشکی بالیستیک ایران کمک کرده‌اند، منتشر می‌شود.

انتشار گزارش وزارت خارجه و بیانیه وزارت خزانه داری، در حالی است که دولت آمریکا در راستای اجرای برجام و تایید پایبندی ایران به آن توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی، روز چهارشنبه تعلیق تحریم‌های هسته‌ای ایران را تمدید کرد.

az: voa

شکست مفتضحانه اپوزیسیون در انتخابات (انتصابات حکومتی )


از:عبدالستار دوشوکی


منکر نمیتوان شد، که آمدن ابراهيم رييسی ميزان «افراط گرایی» رژيم را چندين برابر میکرد و همين نکته ممکن بود ميزان «جنگ خواهی» آمريکا و کشور های عرب منطقه را که از ديروز با بزرگترين «توپ لق دنيا» که در داخل کشورش با مشکل و پيچيدگی بسياری بغرنجی روبرو است و در پی آن است تا توجه مردم دنيا را به چيز بزرگتر ديگری منحرف کند؛ هم آغوش شده اند را می افزود، اما روحانی به قدر يک «قوری» آب سرد روی اين خطر ريخته است.

شاید سرنامه و عنوان این نوشتار تعمدی و انگیزگر و تحریک آمیز به ذائقه سیاسی بسیاری از فعالان اپوزیسیون برونمرزی کمی تند و نامطلوب به نظر برسد. اما نمی توان و نباید تلخی حاصل کـِـشته قریب به ۴۰ ساله خویش را با شربت شیرین شعار گوارا نمود. زیرا مغلوب واقعی این تراژدی انتخاباتی اپوزیسیون رژیم است که حاصل قریب به چهل سال فعالیت سیاسی و تزریق آگاهی و شعور مبارزاتی به بدنه جامعه، حضور بیش از چهل و یک میلیون نفری هستند که ساعت ها با حوصله و انتظار بیصبرانه صف کشیدند تا در قرن بیست و یکم به یکی از دو معمم مورد وثوق نظام مذهبی رای بدهند .
دیروز (جمعه) شکست اپوزیسیون در صف های طویل "منتظران شهیدپرور" نه تنها در شهرهای داخل کشور بلکه در خیابان های منتهی به کنسولگری ها و اماکن رای گیری انتخاباتی در لندن و استانبول و پاریس و رم و واشنگتن و لس آنجلس نیز کاملا مشهود بود. در منطقه عیان (اعيان دست است- ح-ک) نشین کنزینگتون لندن هزاران نفر ایرانی و "پناهنده سیاسی سابق" ساعت ها حتی در زیر باران قبل از غروب صف کشیدند تا انگشت مرکبین خود را به چشم زندانیان سیاسی فرو کرده و به اپوزیسیون بگویند که شماها شناختی از این ملت "همیشه در صحنه" و در عمل ولایتمدار ندارید. شکست اپوزیسیون در چشمان ذوق زده "پناهنده های سابق" ایرانی در کانادا که برای رای دادن با اشتیاق و عشق در رهنوردی تاریخی و معنی دار به امریکا سفر کردند تا در عمل به "نظام" رای بدهند. شکست اپوزیسیون در قدم های پرصلابت آن پیر شناخته شده و استخواندار اپوزیسیون در آلمان عیان بود که با افتخار بسوی صندوق رای رفت و بقول خودش بعد از قریب به ۴۰ سال برای اولین بار رای داد. شکست اپوزیسیون در واخواهی چهار معترض منفرد و مغموم در شهر بریزبون استرالیا بود که با ناباوری در این سوی خیابان شاهد شور و شعف و صف کشیدن صدها "پناهنده سابق" در آن سوی خیابان بودند که برای رای دادن به نظامی که از آن فرار کرده اند، با بی تابی در صف انتظار بودند. اینان گویا که با شادی از ته دل فریاد می کشیدند که با گوش جان آواز روشن روحانی را شنیده اند و برای لبیک به نظام و بیعت با رهبری مشتاقانه به سیل منتظران پیوسته اند. و در آنسوی خیابان چهار معترض واهشته و بیکس با دهان حیرت فریاد می زدند ای یاوه، یاوه، یاوه، خلایق! مستید و منگ؟! یا به تظاهر تزویر میکنید؟ از شب هنوز مانده دو دانگی.
حال من مانده ام و نجوای تلخ آن شعر زیبای حافظ که می گوید:
چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم / کز چاکران این "خلق مبارز" کمترین منم
در شان من به دُردکشی ظن بد مبر / که آلوده گشت جامه و قلم، ولی پاکدامنم
آب و هوای فارس عجب سفله پرور است / کو همرهی که خیمه از این خاک برکنم
به احتمال خیلی زیاد اکثریت کسانی که در خارج از کشور در صفوف "منتظران رای" ساعت ها به انتظار ایستاده بودند، آنهایی هستند که در مصاحبه ها برای کسب پناهندگی چه هیولای وحشتناکی از جمهوری اسلامی که نساخته بودند و خود را پرچمدار مبارزه با استبداد معممین حاکم بر ایران معرفی می کردند. اینان بعد از دریافت پناهندگی حتی حاضر نشدند یک طومار ساده انلاین را برای آزادی زندانیان سیاسی نظیر نسرین ستوده و امثالهم با زحمت یک "کلیک" بسیار ساده امضاء کنند. اما برای بعیت با نظام مشتاقانه یا فرصت طلبانه از یک کشور به کشور دیگری یا از یک شهر به شهر دیگری سفر می کردند و ساعت ها منتظر ریختن رای خود به صندوق جادویی جمهوری اسلامی می شدند. سوال تلخ ولی اساسی اینجاست: آیا این ملت که بخشی از مردمان شوربخت خاورمیانه هستند، مستعد پذیرش دمکراسی هستند و یا به آن درجه از شعور و آگاهی سیاسی رسیده اند که استبداد را نمی توان با بیعت تکراری با استبداد تحت بهانه های فریبنده و متنوع اما تکراری نفی کرد.
اولین قدم برای حل یک معضل، پذیرش واقعیت تلخ و اعتراف به وجود معضل است. اپوزیسیون برونمرزی که بسیاری از آنها انتخابات را فعالانه تحریم کرده بودند، نباید از شربت تلخ حقیقت ناگوار که از قلم این نگارنده ی، بقول حافظ، "کوچکترین" چون خون سیاوش چکه چکه می کند، آزرده و دردمند شوند. زیرا این انتقاد بعنوان خودنکوهی و نقد از درون در درجه اول متوجه خود نگارنده است و سپس به بزرگان اپوزیسیون و "از ما بهتران" که هرگز ناکامی و پس روی باخت گونه در پروسه مبارزه را با سماجتی غیرواقعبینانه نمی پذیرند. و در درازای این صفوف طولانی حاصل کـِـشته چهل ساله خود را نمی بینند. باز هم بقول حافظ:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید / گفت با این همه از سابقه نومید مشو
تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار / تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت / حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو
با توجه به اینکه در جوامع دمکراتیک همواره حداقل بیست درصد از مردم به دلایل گوناگون به پای صندوق های رای هرگز نمی روند. یعنی تعداد واقعی رای دهندگان بل الفعل (بالفعل درست است- ح-ک) (و نه صددرصد رای دهندگان بل القوه) (بالقوه درست است- ح-ک) حدود هشتاد درصد کل رای دهندگان است. با این توصیف اگر بیش از هفتاد درصد از رای دهندگان بل الفعل ایرانی در این انتخابات شرکت کرده اند، می توان نتیجه گرفت که کمتر از %۷ مردم به ندای تحریم اپوزیسیون برونمرزی لبیک گفته اند و بعد از چهل سال مبارزه، بیش از %۷۳ مردم با نظام بعیت کرده اند. اگر آن بیست درصدی را که معمولا رای نمی دهند به دو قسمت تقسیم کنیم، می توان ادعا کرد که بیش از %۸۳ از رای دهندگان بل القوه به نظام (به هر دلیلی ـ دلیل آن مهم نیست) بیعت کرده اند. این یعنی حاصل چهل سال کشته اپوزیسیون ء بخت ـ خفتیده که اکثر آنها کاسبکار بازاری نیستند تا به بازار خوش باشند. اما مطمئن هستم، علیرغم این شکست تلخ بسیاری از آنها به نگارنده نصیحت خواهند کرد که " از سابقه نومید مشو"؛ یا بقول منصور حلاج
ما جگرسوختگان با غم دلدار خوشيم / سينه مجروح ولي با الم يار خوشيم
اي حکيم از پي آزادي ما رنجه مشو / زانکه در داغ غم عشق گرفتار خوشيم
در علاج دل بيچاره ما رنج مبر که / چو چشم خوش او خسته و بيمار خوشيم
ما که سودا زدگان سر بازار غميم / سود و سرمايه اگر رفت ببازار خوشيم
اگر بپذیریم که همه آرای آقای روحانی آرای اعتراضی به نظام و علیه رقیب وی بوده است (که هرگز اینگونه نیست)، و اینکه انسان کم سوادی مثل نگارنده قدرت درک پیچیدگی های روانکاوی سیاسی و هوشمندی تاکتیکی ملت ایران را ندارد، آرای ابراهیم رئیسی را چگونه می توان توجیه کرد؟ قریب به ۱۶ میلیون ایرانی، یعنی حدود ۳۸ درصد مردم به شخصی رای داده اند که در کشتار هزاران زندانی سیاسی بیگناه در سال ۱۳۶۷ متهم است. این را چگونه می توان با فهم این ملت، حافظه تاریخی این ملت، و شعور و آگاهی سیاسی این ملت؛ و بخصوص میلیون ها ایرانی که از دست همان نظام به خارج گریخته اند، توجیه و تفسیر کرد؟ من وقتی صف های طویل رای دهندگان در داخل و خارج از کشور را مشاهده کردم، با حیرت و اندوه دلم به حال زندانیان سیاسی دربند و "تنها" سوخت، که مفهوم بی ریای رفاقت و بی فریب صداقت بوده و در عزلت زندان هستند. زیرا بقول ترانه معروف فرهاد در جمعه غمگین ء دیروزی هزاران ایرانی در شهرهای بارانی چون لندن که در آن از ابر سیاه خون می چکید، خنجر از پشت به زندانیان سیاسی و بیگناه زدند. شوربختا که حقیقتا جمعه ها خون جای بارون می چکه! کاش می‌بستم چشامو، این ازم بر نمی‌آد!. به همین دلیل نگارنده از شخصیت ها، احزاب، سازمانها و فعالان اپوزیسیون درخواست می کند که بجای بستنن چشم ها و نفی حقیقت تلخ، باید حادثه تاریخی این "جمعه سیاه" را مورد نقد و کالبدشکافی قرار بدهند. و این نقد را باید از درون شروع کنند. صد البته منظور من تخطئه اپوزیسیون نیست اما نقد از درون را در این فرصت تاریخی امری ضروری می دانم. سالها پیش نیز در مقاله ای تحت عنوان "کارنامه سی ساله اپوزیسیون: یک گام به پیش دو گام به پس" جایگاه تاثیرگزاری و کارایی اپوزیسیون را مورد نقد و بررسی قرار دادم. و نوشتم که اپوزیسیون درون‌مرزی کارنامه بهتری در راستای شکل گیری نهادهای مقاومت مدنی و اتحاد عمل بین نیروها، نسبت به اپوزیسیون برون‌مرزی دارد.
حدود ۹ سال پیش نیز در ۲۷ آذر ۱۳۸۷ در مقاله ای تحقیقی بنام "زمينه يابی علل ناکامی اپوزيسيون در بستر تاريخ فرهنگ استبدادی و سنتی ايران "در انتقاد از ناکامی اپوزیسیون نوشتم: "آيا عوام الناس، نخبگان و دولتمردان ايرانی همگی محصول يک بستر فرهنگی مشترک می باشند، که "اگر گـُلی در آن بستر نمی رويد، از آفتی است که در چمن این ملت کم حافظه و مغبون پيداست!". بنابراين نمی توان از نروئيدن گل اپوزيسيون ناليد اما از بستر نازا و عقيم فرهنگی اجتماعی و سیاسی ـ تاریخی جامعه ایران که عامل سترونی است سخن نگفت، و اینکه در اين راستا برای بازتاب و کالبدشکافی حقايقی که بسياری از هموطنان از آنها آگاه هستند، ولی تعداد معدودی تهوّر بازگويی اين عيوب فرهنگی را داشته اند، ناچارم بجای مصلحت انديشی و تلاش برای کسب وجهه عوام پسند، خطر کرده و برای آغاز سخن، اين سوال را مطرح کنم که آيا براستی ما ملتی متمدن و با فرهنگ و با حافظه تاریخی هستیم که از نژاد اصيل و پاک اهورايی و مظهر پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک می باشد؟" که پدران آنها صد سال پیش انقلاب مشروطیت را رقم زدند و نوه های آنان در کشورهای غربی صف می کشند تا از طریق رای دادن به یک معمم با استبداد دینی بیعت کنند. بعقیده من اکنون نیز بعد از آن "جمعه خونین" فرصت دیگری است تا بدور از تظاهر و زهدنمایی عملکرد خود را زیر زره بین نقد قرار داده و علل این افتضاح شکست گونه و رقت انگیز چهل میلیونی را مورد برسی و کالبدشکافی قرار بدهیم و از آن درس بگیریم. یا وگرنه روزی فرا خواهد رسید که یک اپوزیسیون منزوی سرخورده می ماند و حوضش! در ضمن از استعمال واژه "مفتضحانه" پوزش نمی طلبم، چون برای شرح این ناکامی توجیه ناپذیر لغت دیگری در دسترس نبود. در پایان این پیروزی و فتح تاریخی بر اپوزیسیون را به ملت شهیدپرور و ولایتمدار همیشه در صحنه ایران تبریک می گویم. جمهوری اسلامی بر شما مبارک باد.
شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴


البته آقای عبدالستار دوشوکی در بسياری واژه نگاری ها در اينجا درست میگويد، اما اين دليل نمیشود ما به موضع تجزيه طلبی و فدراليسم خواهی ايشان خط بطلان بکشيم و آنرا در نظر نياوريم.

رژه جلادان در انتصابات ریاست، جمهوری اسلامی   مردم ایران با گرگها نمی رقصند

رژه جلادان در انتصابات ریاست، جمهوری اسلامی ، مردم ایران با گرگها نمی رقصند



مردم ایران با گرگها نمی رقصند

محمود خلیلی

انتخابات شاید بی‌ارزش‌ترین و مضحک‌ترین واژه‌ای باشد که در نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی به کار می‌رود. طی قریب به چهار دهه که از به قدرت خزیدن نظام حاکم بر ایران مي‌گذرد؛ همواره شاهد و ناظر صحنه‌سازی‌های انتخاباتی و تقاضا برای حضور گسترده مردم در خیمه شب‌بازی‌ای به نام انتخابات بوده‌ایم. مردمی که خود قدرت برگزیدن و برگزیده شدن ندارند و همواره مجبور هستند بین «بد» و «بدتر» به روی کار آمدن «بد» تن در دهند. شیوه یک بُعدی و منفعت‌طلبی حاکم همیشه باعث روی کار آمدن بی‌ارزش‌ترین عناصر درون جناحی نظام حاکم بوده است که هیچ قدرتی برای اجرای عادی‌ترین امور جاری مملکت نداشته و نخواهند داشت.

این‌بار نیز در آخرین روزهای اردیبهشت ماه 1396 یکی دیگر از این دست انتصابات پیش رو است و حاکمیت تلاش دارد با تهیج مردم، آن‌ها را به پای صندوق‌های رای بکشاند و با ارائه مهره‌های جدید بار دیگر تنور این انتصابات را گرم نماید. به روایت شاعر بزرگ مردم، احمد شاملو، حکومتیان می‌خواهند که ما «عارفانه به کیفر خویش تن در دهیم» و با پذیرش این یا آن جناح از رژیم، گردن خود را عارفانه زیر تیغ تیز این جلادان قرار دهیم! برای ما فرقی نمی‌کند که جلادی با عبا و عمامه بیاید یا جلادی دیگر با کت و شلوار و کراوات با چکمه‌هایی برای له کردن اعتراضات مردم، از کارگران و زنان گرفته تا روشنفکران، جوانان و دانشجویان و یا خلق‌های تحت ستم ایران!

انتصابات پیش رو، رژه جلادان است! هر کدام از کاندیداها سابقه ننگینی از جنایت و چپاول اموال عمومی را در کارنامه خود به همراه دارند. جلادان رژیم جمهوری اسلامی، هم‌چون هیولاهایی سیری‌ناپذیر، دهان گشوده‌تر از پیش به بلعیدن رمق و ثروت مردم کشورمان مشغولند. با سوابق خونینِ خود نشان داده‌اند که هر جنبش دادخواهانه‌ای، هر اعتراض پیگیری، و هر انسان معترضی را به خشونت‌بارترین شکل و به فجیع‌ترین روش‌ها از سر راه‌شان برمی‌دارند. با چنین هیولاهایی مماشات نمی‌توان کرد. سرنگونی قطعی این رژیم راه غلبه بر این دوران حکومت هیولاهای نفرت‌انگیز رژیم جمهوری اسلامی است.

بدیهی است در این انتصابات عناصر رانده شده از قدرت وجریانات سرمایه داری و ضد مردمی مثل حزب توده و اکثریت بهمراه هنر بندان(از باران کوثری و مشایخی و هالو… تا سارقین سرود های رفیق جانفشان فدایی سعید سلطانپور) با هیاهو و جنجال تلاش دارندضمن کمرنگ نشان دادن همراهی و همگامی خود در تقویت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی مردم را تحریک نمایند که از ترس این جلاد به دامن جلادان دیگر پناه بیاورند و مردم را به رقص با گرگ ها دعوت نمایند.

با اطمینان و تاکید بر این که این حاکمیت اصلاح ناپذیر است و تمام عناصر موجود و رانده شده از قدرت در سرکوب، زندان، شکنجه و کشتار بهترین فرزندان مردم ایران نقش داشته‌اند. باید بر این اصل پا فشاری نمود که هیچ کدام از این عناصر با یکدیگر تفاوتی ندارند و تنها با تغییر بنیادی و از بین رفتن کل این نظام کارگران و زحمتکشان و سایر اقشار جامعه می‌توانند در یک انتخابات واقعی حضور پر شور خود را نشان دهند.

از همه زندانیان سیاسی سابق، انسان‌های آگاه و انقلابی و تشکل‌های پیشرو و مردمی تقاضا دارم صدای واقعی مردم ایران باشند و با نه به تمام جلادان چهره واقعی آن‌ها را افشا نمایند.

سرنگون باد کلیت نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

محمود خلیلی

27اردیبهشت 1396

رویترز: قرارداد تسلیحاتی ۱۰۰ میلیارد دلاری آمریکا با عربستان در مراحل نهایی است

دونالد ترامپ کشورهای منطقه خاورمیانه را با ابزار نظامی تجهیز میکند تا آنها را در مقابل رژیم جنایتکار اسلامی قرار دهد.



رویترز: قرارداد تسلیحاتی ۱۰۰ میلیارد دلاری آمریکا با عربستان در مراحل نهایی است

دونالد ترامپ قرار است هفته آینده در اولین سفر خارجی خود عازم ریاض شود.
یک مقام ارشد کاخ سفید جمعه ۱۲ ماه مه، ۲۲ اردیبهشت،به رویترز گفته است،مذاکرات آمریکا و عربستان درمورد یک مجموعه از قراردادهای تسلیحاتی به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار مراحل نهایی خود را می گذارند.

در حالی این گزارش منتشر شده که دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا، قرار است هفته آینده به ریاض سفر کند و با مقام‌های عربستان سعودی دیدار کند.

این مقام ارشد کاخ سفید که نخواسته نامش فاش شود، تصریح کرده است، رقم این مجموعه قراردادهای تسلیحاتی ممکن است در یک دهه آینده به ۳۰۰ میلیارد دلار برسد تا قابلیت دفاعی عربستان تقویت شود.

این مقام اضافه کرده است: ما در مراحل نهایی کردن یک مجموعه از توافق ها هستیم.

طبق این گزارش، نحوه تنظیم بسته (قراردادها) تسلیحاتی به گونه ای است که همزمان با سفر دونالد ترامپ به عربستان باشد.

دونالد ترامپ قرار است ۱۹ ماه مه در اولین سفر خارجی خود عازم ریاض شود.

هفته گذشته برخی از مقام‌های آمریکا در خصوص مذاکرات تسلیحاتی بین واشینگتن و ریاض گفته بودند، این مذاکرات از جمله شامل خرید سیستم دفاع موشکی تاد محصول شرکت لاکهید مارتین، سیستم نرم افزار C2BMC برای کنترل و ارتباطات، و خودروهای زرهی برادلی و تانک‌ام ۱۰۹ خواهد بود.

رویترز می گوید، آمریکا مهم‌ترین تامین کنند سلاح عربستان سعودی است وسلاح هایی مانند جنگنده‌های اف ۱۵تا سیستم‌های فرماندهی و کنترل را به ارزش ده‌ها میلیارد دلار به ریاض فروخته است.

اهداف سفر ترامپ به خاورمیانه

ژنرال هربرت مک‌مستر، مشاور امنیت ملی آمریکا، نیز روز جمعه در نشست مطبوعاتی کاخ سفید درباره سفر هفته آینده رییس جمهوری آمریکا به خاورمیانه و اروپا، گفته است: آقای ترامپ در جریان سفر به عربستان کشورهای منطقه را تشویق خواهد کرد تا گام‌های جدی برای مقابله با ایران، گروه حکومت اسلامی (داعش)، القاعده و حکومت بشار اسد، عوامل هرج و مرج و خشونت در منطقه بردارند.

ژنرال مک مستر اضافه کرده است، دونالد ترامپ علاوه بر عربستان از اسرائیل و ایتالیا دیدار خواهد کرد و با بازدید ازسه مرکز مهم مسلمانان، یهودیان و مسیحیان پیام آور «وحدت» خواهد بود.

آقای مک‌مستر همچنین تاکید کرده است:« تاکنون هیچ یک از روسای جمهوری آمریکا در یک سفر به مراکز سه دین بزرگ دنیا، نرفته‌اند» و به گفته او آقای ترامپ می‌خواهد درباره آنچه که می‌تواند به اتحاد و صلح منجر شود، تاکید کند.

سفر دونالد ترامپ به عربستان دو روزه خواهد بود. ملک سلمان ، پادشاه عربستان سعودی ، رهبران ۱۷ کشور مسلمان را برای دیدار و گفتگو با دونالد ترامپ، ‌رئیس جمهوری آمریکا به ریاض دعوت کرده است.

پس از ریاض دونالد ترامپ برای دیدار با رهبران اسراییلی و فلسطینی به اسراییل سفر خواهد کرد. رییس جمهوری آمریکا سپس به رم و پس از آن به بروکسل خواهد رفت.
وزیر امور خارجه آمریکا تصریح کرده که ایران «از تروریسم حمایت می‌کند».


رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا می‌گوید که متحد شدن علیه سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران از اهداف سفر پیش روی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به خاورمیانه است.

آقای تیلرسون در گفت‌وگویی با شبکه تلویزیونی ان‌بی‌سی که یکشنبه ۲۴ اردیبهشت پخش شد، گفت: «فکر می‌کنم یک دیدگاه و اجماع گسترده در همه منطقه، در کشورهای عربی، در اسرائیل و در دیگران درباره فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ایران در منطقه وجود دارد».

وزیر امور خارجه آمریکا تاکید کرد: «این مسئله لزوم ایستادگی متحد در برابر ایران و نه هر مذهب مشخصی - به عنوان یک موضوع فرعی - را ضروری می‌کند».

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا قرار است در نخستین سفر خارجی خود به اسرائیل، عربستان سعودی و واتیکان سفر کند.

↯​برای دریافت تازه‌ترین خبرها به تلگــــرام رادیو فردا بپیوندید

وزیر امور خارجه آمریکا گفت که آقای ترامپ با سفر به این سه کشور به عنوان مرکز سه دین یهود، اسلام و مسیحیت، پیام صلح و دوستی میان این ادیان بزرگ و لزوم اتحاد پیروان آنها در برابر تروریسم و افراط‌گرایی را منتقل می‌کند.

آقای تیلرسون در عین حال تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران از تروریسم و افراط‌گرایی در منطقه حمایت می‌کند و اقدامات بی‌ثبات‌کننده انجام می‌دهد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پیشتر با ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی نیز درباره ایران گفت‌وگو کرده بود.

پیش از سفر آقای ترامپ به منطقه نیز گزارش شد که عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دنبال خرید ده‌ها میلیارد دلار تسلیحات از آمریکا هستند.

رئیس جمهور آمریکا و اعضای ارشد دولت او، همواره جمهوری اسلامی ایران را به حمایت از تروریسم و بی‌ثبات کردن خاورمیانه متهم کرده‌اند.

به جز دونالد ترامپ و رکس تیلرسون؛ مایک پنس، معاون ریاست جمهوری و جیمز متیس، وزیر دفاع نیز همواره بر این نقش جمهوری اسلامی در این ارتباط تاکید کرده‌اند.

این در حالی است که مقام‌های جمهوری اسلامی با رد این ادعا، متقابلاً ایالات متحده آمریکا را به حمایت از تروریسم متهم می‌کنند.

مقام‌های دولت آمریکا می‌گویند که واشینگتن در حال بازنگری در سیاست‌های پیشین در قبال ایران است.

دونالد ترامپ پس از پایان سفر خاورمیانه‌ای خود به منظور شرکت در نشست پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به مقر این سازمان در بروکسل، پایتخت بلژیک خواهد رفت و سپس عازم ایتالیا خواهد شد تا در کنفرانس سران هفت کشور صنعتی بزرگ جهان شرکت کند.


از رادیو فردا

برگشت

letzte Änderungen: 22.9.2017 4:04