| برگشت 25 von 35 ادامه
|
|
تقاضا های کارگران در تظاهرات را میتوان در شعارهای آنها دید.
|
|
تصویری از سرکوبی های روز 1 می در تظاهرات روز کارگران جهان
|
عکسی از سرکوبی ماموران رژیم به کارگران در روز 1می
|
تصویری از سرکوبی های روز 1 می در تظاهرات روز کارگران جهان
|
بمناسبت اول ماه می روز جهانی کارگران
کارگران و زحمتکشان و هم میهنان گرامی ، هرچند که اول ماه می، روزکارگران جهان است.
در اینجا ما نظر خود را به اوضاع اسفناک زحمتکشان و کارگران ایران معطوف میداریم .همچنانکه در دیدگاهای خود برای علاقمندان به سوسیال دمکرات ها و هم میهنان مجسم کرده ایم و گفته ایم که:
تضاد مردم ایران بارژیم اسلامی، تضادی است آشتی ناپذیر، و این تضاد بخاطر فقر روز افزون زحمتکشان و کارگران ایران هر روز بیشتر تشدید میشود. اشکال اوجگیری چالش های بین طیف های زحمتکش میهنمان را در عرصه مبارزات هرروزه و مخالفت علنی بارژیم اسلامی میتوان مشاهده کرد. تضاد زحمتکشان میهنمان با حکومت ایدولوژیکی اسلامی دیر یا زود رژیم تمامیت خواه ضد کارگری را
از اریکه قدرت به پائین خواهد کشید. چالش زحمتکشان ایران با رژیم چپاولگر اسلامی پیگیر بوده و کارگران ایران به دنبال تغییرات زیر بنائی مناسبات اجتماعی در جامعه اند. 27 سال است که کارگران میهنمان به یوغ ماشین برده کشی اسلامیست های حاکم کشیده شده اند و اکثرا" بدون هیچ حقوق قانونی از امروز به فردا بیکار و در خیابانهای کشور رها شده و میشوند.
سال است که اغلب،حقوق معوقه کارگران پرداخت نمی شود و کارگران از حقوق صنفی و سیاسی برای جایگاه خود در جامعه برخوردار نیستند. طبقه کارگر کشورمان بارژیمی تا دندان مسلح ، شکنجه گر و ظالم که از سرمایه داری وابسته به حکومت طرفداری کرده و بخاطر حفظ منافع این نوع سرمایه داری، کارگران را از حقوق حقه خود محروم کرده ، اعتصابات و تظاهرات و دیگر فعالیت های آنان را سرکوب و حتی به زندان می افکند، شکنجه میکند و یا بروی آنها مسلسل میکشد.کارگران میهنمان در ایران امروز با چنین رژیمی روبرو هستند.
بحران فزآینده که ناشی از ناتوانی رژیم برای حل معضلات اقتصادی کشور است را میتوان در سیاست های خائنانه اقتصادی درب های باز برای واردات تولیدات خارجی در بازار های مصرفی ایران مشاهده کرد.
سرمایه های کشور از منبع درآمد فروش نفت دراقتصاد تولیدی مصرف نمیشود، بلکه دلالان وابسته به ساختار اقتصادی وابسته به مناسبات صرفا" سرمایه داری دلالی، بازار های ایران را با کمک سپاه پاسداران و دیگر ارگان های حکومتی چنانکه مشاهده میشود در اختیار تولیدات خارجی گذاشته اند. چون این ارگان های اقتصاد ایران را در دست گرفته، و خود وارد کننده اجناس خارجی اند. تولید کنندگان داخلی توان رقابت با کالاهای وارداتی دربازارایران را ندارند.در مجموع میتوان دید که سرمایه داری وابسته در واقع دلالان با تکیه به ماشین ترور دولت اسلامی جولانگاه خود را در طول 27 سال گذشته چنان توسعه داده اند که نقطه عطفی در ایجاد مناسبات سرمایه تجاری دلالی با دولت که مجری خواستهای آنان است، با بکار گیری ابزار ترور و ارعاب حفظ منافع بی قید شرط خود را در تمامی عرصه های اجتماعی در مقابل نیروی کار و کارگران به نمایش میگذارند. یکی از ابزار تسریع این سیاست اقتصادی به نفع سرمایه های دلالی، خصوصی سازی ابزار تولید و مؤئسسات تولیدی و فروش آنها به وابستگان حکومت اسلامی است.بعد از فروش این مؤئسسات، خریداران که وابستگان به حکومت هستند، ماشین آلات این کارخانه ها را بفروش میرسانند و بعد زمینی که کارخانه ها در آن مستقر بوده اند را هم با قیمت های گذاف به پول تبدیل میکنند. نتیجه خصوصی سازی و فروش مؤئسسات تولیدی بیرون راندن کارگران از کارخانه ها و بیکاری و فقراست .سود بری و سودجوئی سریع ،در کوتاه ترین زمان، سرمایه داری دلالی در نهایت یکی دیگر شاخصه های این نوع اقتصاد تخریبگر است .این سیاست اقتصادی نه تنها ایجاد اشتغال نمیکند، بلکه خود آنچه هست نابود میکند. لذا این نوع سیاست خصوصی سازی مزید بر علت فقر و بیکاری دیگری است که زحمتکشان در ایران با آن روبرو هستند. بخش دیگر از مؤسسات تولیدی که چنانچه بتوانند سود آور باشند با 40% از ظرفیت تولیدی خود بخاطر ضعف مدیریت، دزدی و رشوه خواری و پارتی بازی و نهایتا" عدم سود آوری و ورشکستگی و فضائی از عدم امنیت در اشتغال دائم را به وجود می آوردند. بطوری که کارگران در تهدید دائم بیکاری قرار دارند.
بخش بزرگی از صنایع باقی مانده در ایران را، نهاد های وابسته به رژیم اداره میکنند و این نهاد ها که بزرگترین تأسیسات تولیدی را بعد از قیام 57 مصادره کرده و در اختیار دارند، مثل استان قدس رضوی که مجموعه اقتصادی با 3 ملیارد دلار در آمد سالانه ، کارمندان و کارگران آن جز تعدادی در پست های کلیدی، بقیه کارکنان از درآمدی بخور و نمیری برخوردارند. سود های این بنیاد را وابستگان به رژیم به حساب های شخصی خود ریخته و به یغما میبرند و کارگران و دیگر زحمتکشان آن با حقوق های ناچیز باید راضی باشند.در مجموع میتوان به جرأت گفت که کارفرمایان ، و بنیاد های رژیم فقر را بر گرده کارگران و خانوادههای آنها تحمیل کرده اند.
رژیم دزدان و مافیای اسلامی، ناتوان در حل معضلات برشمرده، خود بحران های اقتصادی را با ایجاد چالش های سیاسی با کشورهای صنعتی که فرآیند آن تحریم اقتصادی است تشدید کرده است، و فرار سرمایه از ایران و عدم سرمایه گذاری در پروژه های تولیدی و سیاست اقتصادی تک محصولی از نفت، کشور را در مسیر تشدید بحران هرچه بیشتر اقتصادی فرو برده است. باز هم در فروکشی اقتصادی ، زحمتکشان و کارگران ایران قربانیان آن خواهند بود.80% در آمدهای ارزی ایران از نفت است .از بابت کل درآمد ایران از نفت بیش از 44% آن پیش از اینکه به صندوق دولت واریز گردد، به دست دولتمردان حکومت به حسابهای شخصی شان در خارج از کشور به دزدی برده میشود.همان کسانی که سرمایه های ملت ایران را به چپاول میبرند، کسانی هستند که 60 میلیون یورو حق دلالی از شرکت توتال برای دادن امتیاز در میدان های نفتی ایران دریافت داشته اند.هرچند که کارشناسان جهانی در مطالعات اخیر مدعی اند که دزدی و چپاول اسلامیست ها در قدرت دولتی در ایران میتواند فقط تا سال 2015 یعنی 8 سال دیگر ادامه داشته باشد، بعد از پایان این مدت ایران که 80 درصد درآمدهای خود را از راه صدور نفت بدست می آورد دیگر نخواهد توانست صادر کننده نفت باشد .لذا فقر با سرعتی که اسلامیست های حکومتی آنچه ایران دارد را چپاول میکنند در آینده برای مردم ایران تشدید فقربیشتر اجتناب ناپذیرخواهد بود.
سیستم بدون کارآمد اقتصادی، رژیم را در بن بست مدیریت اقتصادی گرفتار کرده است ، که نتایج آن را میتوان در ناتوانی رساندن گاز و دیگر مواد انرژی زا در 11 استان مشاهده کرد که رژیم مجبور گردید 4 روز صدور گاز را به ترکیه متوقف کند. حکومتی که ناتوان در رساندن انرژی به شهرها است برای انحراف افکار عمومی از معضلات ملموس زندگی روزمره و پاسخگوئی به آن، غنی سازی اورانیوم و بمب اتم را به وسیله و مسئله روز اقتصاد و سیاست در ایران قرار داده است. برای این منظور رژیم میلیاردها دلار هزینه کرده است تا بتواند به وسیله بمب اتم هم ایرانیان را وجه المصالحه قرار دهد و هم جهان را تهدید کند. این سیاست هم با انبانی از هزینه های مالی بر دوش مردم ایران ، برای کارگران و زحمتکشان ایران جز فقر با خود پیامی به همراه نداشته است. این چنین سرمایه گذاری ها برای ایجاد فرصت های شغلی نبوده است، بلکه برای جاه طلبی حکومتی که برای اسلام، به دنبال کشور گشائی مالیخولیائی و صدور ایدولوژی عهد حجر است.
تورم و بیکاری، تمامی عرصه های اقتصادی کشور را فرا گرفته است واین شرایط اقتصادی رژیم اسلامیست ها را در مقابل معضل لاینحلی قرار داده است که نمیتوانند ترم را مهارکرده و پاسخگوی خواسته های طیف کم درآمد و بویژه کارگران ایران باشد.
فقر هر روز در ایران تشدید میشود و به ویژه زحمتکشان و کارگران ایران قربانی های سیاست های چپاولگرانه حکومت اسلامی اند. بطور مثال، عدم پرداخت حقوق معوقه 15 ماهه کارگران فرش البرز در بابلسر استان مازنداران و مطالبات آنها از کارفرمایان با عکس العمل و سرکوب پلیس مواجه میشود. این نمونه ایست از خروار، که چگونه دستگاهای سرکوبگر رژیم مطالبات کارگران را نادیده میگیرند و بجای پاسخ منطقی به آنها، کارگران معترض را سرکوب میکنند.اعتراضات کارگران شرکت واحد و یا معلمان با دستگیری و زندان آنها و ضرب شتم مواجه گردیده است. در پیروی سیاست های ضد کارگری رژیم اسلامی در ایران در سال گذشته حداقل 800 اعتصابات کارگری بخاطر تهدیدهای مداوم به حقوق کارگران به وجود آمده است. وضع بیمه های درمانی برای کارگران و دیگر زحمتکشان بسیار اسفناک است. برغم آمار بین المللی وضعیت درمانی در ایران در مجموع اسفناک است در حالی که فرانسه در جهان مقام اول در سلامت و بهداشت برای شهروندانش را کسب کرده است، ایران مقام 93 را احراز میکند.این آمار حد متوسط اوضاع سلامتی شهروندی در ایران است ولی وضع کارگران در طبقه بندی بسیار پائین قرار دارد . بر این ناهنجاری ها ناشی از استبداد حکومت ضد کارگری مشکل دیگر افزون این معضلات شده است که رژیم ددمنش اسلامی صندوق بازنشستگی کشور را به چپاول برده است و این صندوق بخاطر دزدی های کلان رژیم ورشکسته است.
در چنین شرایطی، حکومت اسلامی برای بقاء خود ارگان های پر خرج و برج انگلی را با هزینه های سرسام آور که منبع فساد و تبهکاری و دشمنان قسم خورده به حقوق مردم ایرانند، مثل سپاه پاسداران ،بسیج و انصار حزب الهی و دیگر جنایتکاران لباس شخصی را برای پاسداری از موجودیت انگلی خود با سرمایه های کشورمان تحمیل میکند.
این ارگان های جنایت پیشه وظیفه دارند که حقوق مدنی مردم ایران را ربائیده و به آنها ظلم کنند.
رژیم بخش دیگر سرمایه های ملی میهن رادر اختیار گروهای انیرانی ، تروریستی و اسلامی در منطقه میگذارد تا از سیاست های ماجراجویانه و تروریستی آن که نهایتا" دشمنی با منافع ملی و میهنی ایرانیان است حمایت کنند. این سیاست خائنانه مشتی تروریست در حکومت اسلامی در حالی است که بخشی از مردم کشورمان (حد اقل 10 میلیون نفر) در فقر مطلق زندگی میکنند. بخش بزرگی از این فقرا کارگران ایرانند، که بیکارند و برایشان تأمین زندگی خانوادگی مشکل گردیده است، بطوری که از روزی یک وعده غذا و با کمترین کالری تغذیه میکنند. برای کارگران بیکار در ایران، صندوق بیمه های بیکاری وجود ندارد.
سرمایه های میهن ما، 27 سال است که توسط چپاولگران حکومتی های فارسی زبان ولی انیرانی، در اختیار جنگ و ستیز و گروهای پاسدار ترور و حکومت تروریستی در ایران و منطقه گذاشته شده است.سرمایه هائی که میبایست در پروژه های اشتغال زا و تولیدی بکار گرفته میشد.
بطوری که ایران با نیروی کار کارگرانش و تولید ثروت و زندگی بهتر به استاندارد بالا نا ئل میگردید وبا ایجاد فرصت های شغلی، فقر در ایران در کل جامعه، به حداقل تقلیل می یافت. ولی رژیم تروریستی اسلامی بخاطرذ ات انگلی و غیر تولیدیش، بخاطر خصلت های مافیائی و چپاولگرش ،بخاطر خصلتهای راهزنان بدوی گونه اش ، وبخاطر ماندن در جمریه تحجر محمدیش که هیچ همگونگی با تحول و مدرنیته و تولید نداشته و نخواهد داشت. تفکر روزانه اش نشأت گرفته از دوران امت بدویت و تحجر اسلامی است ،عملکردی جز آنچه ما تابحال از رژیم اسلامی دیده ایم، نمیتوانستیم بیش از آن انتظار داشته باشیم.
ساختن بمب اتم و دیگر تجهیزات نظامی از ثروت های ملتی فقیر که کارگرانش برای ضروریات و حداقل های استاندارد زندگی مشکل دارند علائم ترقی و ترقی خواهی نیست ،بلکه علائمی از حکومتی است که ویژگی های کارگر ستیزی اش و عدم مسئول بودنش را در مقابل عمومیت شهروندان میهنمان نشان میدهد. از ذات ضد مدنیت حکومت اسلامی است، که مقابله با نهاد های مدنی که، تشکیل آن از اراده مردم ناشی میگردد در ستیز و مقابله است . اعتراضات و اعتصابات سازمان یافته را، با دستگیری رهبران فعال نهادهای صنفی و سیاسی سرکوب میکنند. رعب و خفقان را بر جامعه اعمال میکنند.رژیم اسلامی با ایجاد هرنوع تشکیلات صنفی وسیاسی مقابله میکند، چون موجودیت خود را با خواستهای به حق تجمعات کارگری و دیگر نهاد های مدنی، در تضاد میبیند. حکومت باهرنهادی بخاطر هویت و ویژگی های اسلامی ، دیکتاتوری،ایدولوژیکی، ساختار کمپرادیسم اقتصادی ایران که با یک دیگر پیوند حیاتی خورده اند ودر هم تنیده اند، مخالفت میکند. این چهاروجهه مشترک در یک چنین حکومتی نمیتوانسته و نمیتواند جز دشمنی تمام عیار با زحمتکشان و کارگران میهنمان عمل کردی دیگر داشته باشد. تنیدگی چهار وجه ویژه، در حکومت اسلامی در هم ، که ادغامی ازبد ترین و پست ترین ویژگی های تسلط برمردم و اداره یک کشور است، تصویری از قلعه حکومتی پالایش شده از هرنوع ارزش هاو روابط انسانی و پیوند با آن است.ما سوسیال دمکرات ها حکومت اسلامی را با در نظر گرفتن روابط حاکم در ایران را "ایسلا کمپرافاشیسم" Islacomprafashismمی نامیم که ترکیبی از (اسلام+ کمپرادریسم+ فاشیسم ) است.
شاه دیکتاتور بود و سرمایه داری وابسته بر اقتصاد میهن ما تسلط داشت،اما حکومت او ایدولوژیک دگم و صادرکننده باورهای تحجر اسلامی نبود. برای فرهنگ ایران زمین و نابودی آن سد سیوند را نمی ساخت، که آنچه ما ایرانیان هویت خود را در آن بازمی یابیم را به زیر آب برده و نابود کند. بخشی از از سیاست های شاه به نفع کارگران بود. بطور مثال: سهیم شدن در سود کارخانه و یا خرید سهام موئسسات تولیدی، هرچند که کارگران را ثروتمند نمیکرد، ولی برای کارگران جایگاهی در مناسبات اقتصادی آن دوران قائل بود.
لجام گسیختگی حکومت ایدولوژیکی اسلامی ، با زیر بنا و ساختار سرمایه داری وابسته، که در مقابل هر اعتراض کارگران و زحمتکشان کشورمان چنین عریان و بی رحمانه عمل میکند،و حاضر است که برای بقاء انگلی خود، موجودیت و بقاء میهنمان را با سیاست های قلدرمنشانه که فاقد دیپلماسی هوشیارانه است ، با جنگ و یا تحریم اقتصادی بمخاطره بیاندازد.
دقیقا" میتوان سیاست های جنگ افروز امروز رژیم اسلامی را با چهار ویژگی منحصر به فرد آن، به حکومت در آلمان هیتلری قیاس کرد. هیتلر نقطه عطفی در قلعه بربریت سرمایه داری بود. سرمایه داری و ضایع آلمان که در روند تاریخ کشورهای در حال رشد و تکامل صنعتی در مقابل کشور های غربی و جهان صنعتی دیگر، بخاطر ساختارهای جامعه آلمان، رشد آهسته و ناموزونی داشته و نتوانسته بودند منافع خود را در بازارهای جهان برای فروش تولیداتشان از یک طرف و دسترسی به مواد خام در جهان از طرف دیگر تأمین کنند. برای دستیابی به آن، گزینه های کاربردی فاشیسم هیتلری را ترجیح دادند. بطوری که هیتلر تمامی سندیکا ها و اتحادیه های کارگری ، احزاب و تشکلات سیاسی و صنفی آلمان را ممنوع کرد و یکی پس از دیگری نمایندگان نهاد های کارگری وسوسیال دمکراتی آلمان را دستگیر و زندان و تبعید کرده و یا آنها را با ابزار ترور دولتی ،هرنوع فعالیت و حرکت آنها را در نطفه خفه و سوسیال دمکرات ها را تعقیب و بسیاری را در سیاه چالهای آلمان بقتل رساند. و از یهودیان آلمان و اروپا و کونیستها و روشنفکران در آن زمان بیش از 6 ملیون نفر را به کوره آدم سوزی فرستاد.جنگ، نخست با نهاد های مردمی در آلمان، به وسیله هیتلر آغاز گردید و این جنگ درونی در سال 1939 به جنگی تمام عیار به خارج از آلمان کشیده شد. و بالاخره با پیروزی فاتحان جنگ دوم جهانی در سال1945 تمام شد. متفقین، کشورهای اروپائی ایالات متحده آمریکا ، آلمان را از چنگال حکومت هیتلری نجات دادند. دادگاه نورنبرگ سردمداران جنایات دوران هیتلری را به اعدام محکوم کرد. با توضیحاتی که داده شد هم اکنون ایران با حکومتی جنایتکار ،تمامیت خواه، جنگ افروز،کشور گشائی ایدولوژیکی ، و ضد نژادی روبرو است . علاوه بر فاکتور های برشمرده رژیم جنایت کار اسلامی زن ستیز و آپارادتیت است . رژیم اسلامی تبلوری است از جوهر فساد و تباهی که باید آن را در کلیتش نابود کرد.نیک نباید فراموش کرد که دستیابی به آزادی و دمکراتی بدون پرداخت هزینه ممکن نیست و تمامی ملت های جهان برای رسیدن به آن با جان و مال خود بسیار گران پرداخته اند.
کارگران و زحمتکشان ایران برای تغییرات مناسبات تحمیلی کنونی راهی جز انسجام و اتحاد سراسری بین خود ، با معلمان ، زنان و دانشجویان ، پرستاران و دیگر طیف های کارگری به ویژه کارگران صنایع نفت برای دست یابی به حقوق خود ندارند.با ایجاد انسجام مبارزاتی ،تظاهرات و اعتصابات باید رژیم اسلامی را پیش از حمله احتمالی نظامی از اریکه قدرت به پائین کشیدو از جنگ جلوگیری کرد ،در غیر اینصورت جنایتکاران غیر مسئول در حکومت اسلامی ایران را به عراقی دیگر تبدیل خواهند کرد.
به مناسبت روزکارگر و همبستگی با آنها و برای تقویت جایگاه سیاسی و اقتصادی آنها در میهنمان ما همه آزادی خواهان ایران را فرامیخوانیم که در تظاهرات روز 1 می در هر کجای ایرانند به صف آنها بپیوندند.
: با این خواسته ها به استقبال روز جهانی کارگران و زحمتکشان میرویم
رفقا! روز اول ماه مه را به مبارزه برای وحدت وتشکل کارگران ، به مبارزه برعلیه جنگ و جنگ افروزان حکومت اسلامی وارتجاع داخلی و به مبارزه برای تحقق شعار: کار، مسکن ، آزادی تبدیل کنیم.
روز اول ماه مه شعارهای مطالباتی تمام بخش های کارگری راطرح و خواستار وحدت وتشکل کارگران برای تحقق آنها شویم.
آزادی همه زندانیان سیاسی، بویژه آزادی بی قید و شرط همه کارگران از سیاه چالهای حکومتی و لغو کلیه قرار های بازداشت، احکام تعلیقی واحضار کارگران را خواستار شویم.
افزایش دستمزد ها متناسب با سطح واقعی تورم
پرداخت فوری حقوق ومزایای عقب افتاده با محاسبه ضرر و زیان آن
شمول بیمه های اجتماعی برای کلیه کارگران شاغل وبیکار در شهر وروستاها
لغو فوری قانون قراردادهای موقت واستخدام رسمی کارگران قراردادی
توقف اخراجها وبازگشت همه اخراج شدگان به سرکارهایشان
برابری حقوق زن ومرد ورفع ستم جنسی ، قومی ، وطبقاتی درتمامی عرصه ها
پرداخت کمک مسکن استاندارد و متناسب با درآمد خانوار وسطح اجاره بها
کمک اولاد !
لغو کارکودکان وایجاد امکانات تحصیلی و تفریحی برای آنها
آزادی مطبوعات وتشکلات صنفی وسیاسی
حزب سوسیال دمکرات ایران
26.04.2007
|
مجازات اعدام؛ کاهش در جهان، افزایش در ایران
سال ۲۰۰۶ ميلادی، ۱۱۷ نفر در ايران اعدام شدند
سازمان عفو بين الملل روز جمعه اعلام کرد که به رغم کاهش مجازات اعدام در سراسر جهان، آمار اجرای اين مجازات در ايران در سال ۲۰۰۶، نسبت به سال قبل از آن، افزايش يافته است.
بنا با آخرين آماری که اين سازمان منتشر کرده، در سال ۲۰۰۶ ميلادی، ۱۱۷ نفر در ايران اعدام شدند در حالی که اين آمار برای سال ۲۰۰۵ ميلادی، ۹۴ تن گزارش شده بود.
اين سازمان می گويد که تعداد اجرای مجازات اعدام در سال گذشته در جهان، در حالی کاهش يافته است که ۹۱ درصد تمامی اعدام های سراسر کره زمين، تنها در شش کشور رخ داده است.
بنا به اين آمار، چين، همانند سال ۲۰۰۵ ميلادی، مقام نخست را در اجرای مجازات اعدام از آن خود کرده و به دنبال آن، کشورهای ايران، عراق و آمريکا قرار دارند.
اين سازمان تاکيد کرده که در «فهرست کشورهايی با آمار بالای مجازات اعدام»، دو کشور عراق و پاکستان، تازه وارد هستند و در سال ۲۰۰۵ ميلادی، در اين قهرست نبودند.
اين سازمان اعلام کرده است که در سال ۲۰۰۶ ميلادی، يک هزار و ۵۹۱ اعدام ثبت شده است، در حالی که اين تعداد در سال ۲۰۰۵ ميلادی، دو هزار و ۱۴۸ مورد بوده است.
همچنين در اين بيانيه آمده است که در سال ۲۰۰۶ ميلادی، سه هزار و ۸۶۱ نفر به اعدام محکوم شدند و در اين ارتباط نيز کاهشی محسوس ديده می شود، چرا که در سال ۲۰۰۵ ميلادی، پنج هزار و ۱۸۶ نفر به اعدام محکوم شده بودند.
در حال حاضر، تنها شش کشور چين، ايران، آمريکا، سودان، عراق و پاکستان، مسئول اجرای ۹۱ درصد مجازت های اعدام در سرتاسر کره زمين هستند.
ايرنه خان، دبير کل سازمان عفو بين الملل گفت: «اين اعدام کنندگان سخت گير، از گرايش جهانی منزوی شده اند و خارج از اين گرايش عمل کرده اند.»
وی در حالی که آمار مجازات اعدام در سال ۲۰۰۶ ميلادی را «نابخشودنی» توصيف کرد، افزود: «با اين حال حتی مقام های کشورهايی چون چين و عراق، از تمايل خود برای پايان دادن به اجرای مجازات اعدام در آينده کشورهايشان سخن گفته اند.»
خانم خان تاکيد کرد در صورتی که دولتمردان، قدرت رهبری سياسی خود را به خوبی نمايش می دادند، تحقق شعار «جهان عاری از مجازات اعدام»، ممکن بود.
بنا به آمار سازمان عفو بين الملل، در سال ۲۰۰۶ ميلادی در کشور چين، يک هزار و ۱۰ نفر اعدام شده اند که نسبت به سال پيش از آن، کاهش داشته است. در سال ۲۰۰۵ ميلادی، يک هزار و ۷۷۰ نفر در چين اعدام شده بودند.
با اين حال اين سازمان تاکيد کرده که آماری رسمی برای اعدام شدگان در کشور چين وجود ندارد و عفو بين الملل، آمار واقعی اجرای مجازات اعدام در چين را بالغ بر هشت هزار مورد، تخمين می زند.
در کشور پاکستان نيز که در سال ۲۰۰۵ ميلادی ۳۰ نفر اعدام شده بودند، در سال ۲۰۰۶ ميلادی، ۸۲ نفر اعدام شدند که برای کشور پاکستان، رکوردی تازه محسوب می شود.
در کشور عراق، ۵۶ نفر در سال گذشته اعدام شدند و تعداد اعدام شدگان در ايالات متحده آمريکا، ۵۳ نفر گزارش شده است.
ايرنه خان، دبير کل سازمان عفو بين الملل، مجازات اعدام را «بی رحمی کامل، غير انسانی و تنبيهی توهين آميز» توصيف کرد که هيچ گاه به اجرای عدالت يا کاهش جرم، ختم نمی شود.
اين مدافع حقوق بشر تاکيد کرد که مجازات اعدام، «خشونت را در ميان انسان ها، جاودانه می کند.»
وی يادآور شد که خطر اعدام انسان های بی گناه، بار ديگر در سال ۲۰۰۶ تاييد شد و سه محکوم به اعدام در کشورهای جامائيکا، آمريکا و تانزانيا که سال ها با خطر اعدام رو به رو بودند، در اين سال توانستند بی گناهی خود را ثابت کنند.
بنا به آمار سازمان عفو بين الملل، در حال حاضر نزديک به ۲۰ هزار انسان بر روی کره زمين به اعدام محکوم هستند.
|
روح الههّ حسینیان یک جنایتکار حرفه ای که در قتل های زنجیره ای و دیگر جنایات و ترور دولتی
شراکت مستقیم داشت به عنوان «مشاور سياسی و امنيتی» احمدی نژاد ، منصوب شد.
روح الله حسینیان، پشت میز سابق سعید حجاریان!
محمود احمدی نژاد در حکمی، يکی از جنجالی ترين روحانيون فعال در نظام سياسی ايران را به عنوان «مشاور سياسی و امنيتی» خود، منصوب کرد: روح الله حسينيان؛ مردی که در سال های اخير، بی پرواترين انتقادها را عليه کسانی که آنها را «دشمن اسلام» می نامد، به زبان آورده است.
آقای حسينيان، سال ها است که رياست «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» را به عهده دارد و در سال های حضورش در اين مرکز، با انتشار کتاب هايی مناقشه برانگيز درباره تاريخ سياسی معاصر ايرانيان، در کانون توجه رسانه ها قرار داشته است.
اما نام روح الله حسينيان در سال های اخير، بيش از هر چيز يادآور يکی از حساس ترين پرونده های امنيتی جمهوری اسلامی ايران بوده است: قتل های برنامه ريزی شده نويسندگان، روشنفکران و فعالان سياسی که در سال ۱۳۷۷ خورشيدی، يکی از بزرگ ترين بحران های سياسی تاريخ جمهوری اسلامی ايران را رقم زد.
آنچه اين سال ها با نام روح الله حسينيان پيوند خورده، شايد مهم ترين جنبه حکم رييس جمهوری باشد که البته اقدامات و اظهارات خود او نيز تا امروز کم جنجال آفرين نبوده است.
محمود احمدی نژاد، روح الله حسينيان را به سمتی منصوب کرد که زمانی کسانی مانند علی ربيعی، عضو کميته سه نفره محمد خاتمی برای پيگيری مساله قتل های زنجيره ای پاييز ۱۳۷۷ و سعيد حجاريان، که از وی به عنوان تئوریسين اصلاح طلبان درون حکومت ياد می شود، آن را در اختيار داشتند.
نام روح الله حسينيان در سال های اخير، بيش از هر چيز يادآور يکی از حساس ترين پرونده های امنيتی جمهوری اسلامی ايران بوده است: قتل های برنامه ريزی شده نويسندگان، روشنفکران و فعالان سياسی .
هم علی ربيعی و هم سعيد حجاريان، نقشی قابل توجه در رسيدگی به پرونده قتل های زنجيره ای و پيگيری مسايل مربوط به آن داشتند و در همان زمان، با انتقادهای تند کسانی مانند روح الله حسينيان روبه رو بودند.
در آن هنگام، روح الله حسينيان، سعيد حجاريان را به طراحی پيچيده ترين «توطئه ها» متهم می کرد و هواداران آقای حجاريان در روزنامه های خود، حسينيان را در فهرست «تئوریسين های خشونت» طبقه بندی می کردند.
در بحبوحه اين رويارويی ها، سعيد حجاريان در مقابل ساختمان شورای شهر تهران ترور شد و علی ربيعی، به عنوان مشاور اجتماعی محمد خاتمی به کار خود ادامه داد.
«چراغ» آتش افروز
يک سال پس از به قدرت رسيدن اصلاح طلبان، زمانی که پيگيری روزنامه ها موجب شد تا دولت جمهوری اسلامی، برای نخستين بار به وجود داشتن برنامه های «ترور دولتی مخالفان و روشنفکران» اعتراف کند، مبارزه درون گروهی سياستمداران جمهوری اسلامی، يک چهره تازه خلق کرد.
مردی که بر خلاف جريان آب شنا می کرد، در عرصه عمومی ظاهر شد. در حالی که رهبران جمهوری اسلامی حکم به «خودسر» بودن برخی از کارکنان وزارت اطلاعات و در راس آنان سعيد امامی داده بودند و بر «خودکشی» سعيد امامی تاکيد می کردند، روح الله حسينيان به دفاع از سعيد امامی پرداخت و با رد فرضيه خودکشی گفت که سعيد امامی به قتل رسيده است.
همزمان با روزهايی که افکار عمومی خواهان محاکمه ماموران عالی رتبه وزارت اطلاعات بود، ناگهان روح الله حسينيان، گفت که مدارکی دارد که نشان می دهد، عامل اصلی اين قتل ها، «يک مامور عالی رتبه اصلاح طلب» بوده است.
اين روحانی شيرازی می گفت که شخصی به نام «موسوی» که از نظر او «عامل اصلی قتل ها» بوده را به دليل اينکه وی نيز اهل استان فارس است، از ديرباز می شناخته است.
کم نیستند تحلیلگرانی که ترور آقای حجاریان را نقطه آغاز افول اصلاح طلبان توصیف کرده اند.
چهره تازه، در اولين گام، نظراتش را در مصاحبه با روزنامه کيهان مطرح کرد و در فاصله کوتاهی، يک برنامه تلويزيونی به نام «چراغ» او را به استوديوی پخش زنده دعوت کرد تا آقای حسينينان همان اظهارات را تکرار کند.
در مرزبندی ميان دو جناح، دو داستان متفاوت برای قتل ها، عاملين و آمرين و جزييات جنايات ساخته شد.
در روايت اول، سعيد امامی، نقش اول را داشت که «برای ضربه زدن به دولت اصلاح طلب» قتل ها را انجام داده بود و در روايت دوم، يک عضو بلندپايه ديگر وزارت اطلاعات با نام مصطفی کاظمی، معروف به موسوی، در نقش عامل اصلی ظاهر شده بود که با هدف «درگير ساختن محمد خاتمی با آيت الله علی خامنه ای برای شکست ولايت فقيه» قتل دگرانديشان را طراحی و اجرا کرده بود.
سخنرانی تاريخی
در تلاش برای تثبيت يکی از اين دو روايت، آقای حسينيان، پا به پای تبليغات اصلاح طلبان پيش رفت و در اين جدل، او نيز چون رقيب، هر ازگاهی برگ های تازه ای رو کرد و نظرات خود را عموما در روزنامه های همسو با ايده های خود مانند کيهان منتشر ساخت.
روح الله حسينيان در عمل، و پس از واکنش تند دولت محمد خاتمی به علی لاريجانی، رييس وقت سازمان صدا و سيما، عملا ديگر مجالی برای شرکت در برنامه هايی مانند «چراغ» را نيافت.
زمانی که مقام های رسمی اعلام کردند سعيد امامی، «جاسوس و عامل خودسر قتل های زنجيره ای» در زندان، با خوردن داروی نظافت خودکشی کرده، کسی که بدون پروا از موج انتقادها در تشييع جنازه وی شرکت کرد، روح الله حسينيان بود.
سال ۷۸ ، همزمان با ناآرامی های کوی دانشگاه تهران، به نظر می رسيد که اصلاح طلبان بيش از هميشه قدرت گرفته اند، اما بازی پنج روزه، با حضور کسانی که از آنها به عنوان بسيج و لباس شخصی ها ياد شده در روز ۲۳ تيرماه، به نفع محافظه کاران به پايان رسيد.
در فاصله کوتاهی در همان تابستان داغ ۷۸، روح الله حسينيان، جنجالی ترين سخنرانی عمر خود را بيان کرد.
اين سخنرانی، به جز تکرار بخش هايی از آنچه در گذشته درباره اصلاح طلب بودن قاتلان نويسندگان گفته بود، چند نکته تازه در برداشت که مهم ترين آن، باز شدن پای محمد خاتمی به قتل های زنجيره ای بود.
اگر سرنخ روايت «عالی جناب های رنگارنگ» روزنامه های اصلاح طلب، با هزار استعاره و کنايه به نزديکی در «بيت» برخی روحانيون عالی رتبه می رسيد، در روايت تند و تيز رقيب، نام ها، به سادگی بر زبان می آمدند.
آقای حسينيان در آن زمان مدعی شد که رييس جمهوری اصلاح طلب، که آن روزها در اوج محبوبيت بود، نه تنها پيش از وقوع قنل ها از نقشه قاتلان خبر داشته، بلکه بعد از حادثه نيز، عامل اصلی قتل ها را به خوبی می شناخته است.
اگر سرنخ روايت «عالی جناب های رنگارنگ» روزنامه های اصلاح طلب، با هزار استعاره و کنايه به نزديکی در «بيت» برخی روحانيون عالی رتبه می رسيد، در روايت تند و تيز رقيب، نام ها، به سادگی بر زبان می آمدند.
در همين روايت از قتل های زنجيره ای، سعيد حجاريان، به طرح ريزی توطئه هايی بسيار متهم شد. آقای حجاريان آن روزها هنوز ترور نشده بود و در روزنامه اش، صبح امروز، تحليل ها و تفسيرهايی چاپ می کرد که در آنها روح الله حسينيان و همفکرانش را «خشونت طلب» معرفی می کرد.
پيوستن به همدوره ای های سابق
در کارنامه رييس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، نام يکی از مشهورترين مدارس مذهبی ايران به چشم می آيد.
آقای حسينيان در فاصله سال های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۹، در مدرسه حقانی درس خوانده است. بسياری از طلبه های اين مدرسه، بعدها سمت های مهمی در مراکز امنيتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی به دست آوردند.
اگر روزگاری، مدرسه حقانی با هدف افزودن دروس امروزی چون زبان انگليسی يا فلسفه غرب در شهر قم تاسيس شد، اما فارغ التحصيلان بنام اين مدرسه، به جز مواردی استثنايی، در ساختار گروه بندی های اسلامگراهای ايران، جملگی در لايه های تندرو و بنيادگرا جای گرفتند.
در ميان چهره های شناخته شده حلقه مدرسه حقانی، غلامحسين محسنی اژه ای و مصطفی پورمحمدی، اکنون به عنوان دو چهره تندروی دولت محمود احمدی نژاد، وزارتخانه های اطلاعات و کشور را در اختيار دارند. که هر دو همشاگردی های قديمی آقای روح الله حسينيان بوده اند.
به اين ترتيب، اکنون روح الله حسينيان به صورت رسمی به دو همدوره ای سابق خود پيوسته است که آنان نيز، از سوی اصلاح طلبان درون حکومت به دست داشتن در قتل های زنجيره ای روشنفکران و فعالان سياسی متهم هستند.
در اين ميان، به نظر می رسد که محمود احمدی نژاد نيز به هيچ روی قصد پنهان کردن ارتباطات تنگاتنگ با گروه هايی مثل حلقه مدرسه حقانی را ندارد. امری که انتصاب های پيشين وی نیز، آن را تاييد می کند.
اکنون با حکم محمود احمدی نژاد، و آمدن روح الله حسينيان به مناصبی که قبلا در اختيار کسانی چون علی ربيعی و سعيد حجاريان بود، سطری تازه به داستان پر فراز و فرود اين رويارويی ها افزوده شده است.از رادیو فردا 26آپریل 2007
کیوان حسینی
|
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران
وقتي روساي كانون صنفي دربند هستند وظيفه ماست كه اطلاع رساني كنيم
ماده ی 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حقوق شهروندی مبنی بر تشکیل انجمن های حرفه ای و تخصصی را تضمین می کند. ماده ی 27 قانون اساسی ایران اظهار می دارد که تجمعات مسالمت آمیز می تواند به صورت آزاد برگزار شود.
لطفا بيانيه را تكثير كرده و به اطلاع همكاران برسانيد .
فرهنگيان عزيز
سلام بر شما فرهنگيان عزيز كه نماد واقعي مظلوميت در دوره اي به شمار مي رويد كه بيشترين شعارها را در مورد عدالت شاهديم ، و معلم نيز اين مهرورزي و عدالت را چشيد و شب عيد را در زندان دور از خانواده گذراند.
لقب هاي زيادي به ما معلمان داده اند ازجمله «دلاور » در زمان جنگ ، « قانع » در زمان سازندگي، « نجيب » در زمان گفتگوي تمدنها، و حالا ... عناوين مختلفي برايمان تراشيده اند : معلم نما... !!! ، اخلالگر ... !!! ، مهره اسرييل و آمريكا...!!! ، ضد انقلاب ...!!! و ...
و اما عدالت : به نحو احسن برقرار است چون هيچ معلمي را نمي توان يافت كه آسوده خاطر باشد و فكر معيشت و گذران زندگي او را از پاي نينداخته باشد ، هيچ معلمي نيست كه شرمنده ي زن و بچه و پدر و مادر و.... نباشد، فرزند معلمي را پيدا نميكني در ايام تعطيل كه همه به مسافرتهاي آنچناني جزاير و كشورهاي دور و نزديك ميروند، رفته باشد و غم از چشمانش نبارد، و دردهاي زياد ديگري كه اظهرمن الشمس است. آري عدالت است كه همه ي « معلمان» بالسويّه در دردها مشتركند.
يك نكته ي جالب اين كه فقط معلم است كه بايد صبر كند و ديگران صبر ندارند، معلم به قول آقايان مصرف كننده است و ديگران توليد كننده، سواد آقايان را در جاهاي ديگري به جز مدرسه توليد كردهاند كه نمي توانند خط معلم را خوانده و درد او را بفهمند.
آقايان مسئول :
متشکریم که سکوت کرده اید تا در هرکوی و برزن، پیر و جوان و خرد و کلان به ما طعنه بزنند که: " معلمان مگر چکار میکنند، 15 روز که ایام عید تعطیل هستند، سه ماه تابستان هم تعطیل می باشند، در کلاس هم که درس نمی دهند... پس غلط بیجا هم میکنند که توقع حقوق بیشتر دارند"
متشکریم که سکوت کرده اید تا آقایان با معلمانی که تقاضای ایجاد برابری دارند (و نه بیشتر) مثل شهرام جزایری به عنوان زیاده خواه و دزد بیت المال و اخلالگر برخورد کنند و باتوم بر سر معلمان خود فرود آورند.
متشکریم که سکوت کرده اید تا نيروهاي امنيتي كه بايد حافظ امنيت و مجري قانون در جامعه باشند، با بي قانوني معلم را در كلاس درس، در مقابل چشمان اشك آلود و وحشت زده دانش آموزان بازداشت کنند.
از شما ممنونيم که سکوت کرده اید که هر مرجعی که دستی بر آتش بیت المال دارد، اول برای کارمندانش پاداش های مصوب داخلی بگیرد و در نهایت پس مانده ها را به معلمان و وزارت بهداشت و از این جور سازمان های به ظاهر بی اهمیت مملکت بدهد.
ما از شما متشکریم که سکوت کرده اید تا در رسانه ی درخشان ملی (بخوانيد خصوصي) هر روز در بوق و کرنا کنند که پاداش پایان سال همه ی کارمندان دولت 175000 تومان است اما اعلام نکنند که پاداشهای درون سازمانی میلیونی در وزارت نفت، نیرو، دارایی، و. . . از کجا تأمین می شوند و به چه کسانی داده میشود.
آقايان مسئول! از شما متشكريم كه به جاي گوش كردن به درد دل معلمان زحمتكش و پاسخگويي به آنان و حل مشكلات، با ايجاد رعب و وحشت و دستگيري و بازداشت غيرقانوني همكارانمان و فيلترينگ، سعي در خاموش كردن فرياد عدالتخواهي معلمان داريد و اين كار را تا جايي ادامه داديد كه مجامع بين المللي از جمله فدراسيون جهاني اتحاديههاي معلمين(EI)، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)و سازمان ديده بان حقوق بشر (ITUC) براي چندمين بار اعتراض نامه هاي شديداللحني را خطاب به شما مسئولين ناشنوايمان صادر نمايند.
از شما متشکریم که سکوت کرده اید با این که می بینید درسؤالات آزمون استخدامی سال 85 بانک ملت این سؤال را برای ایجاد فرهنگ معلم ستیزی مطرح میکنند که: ((معلمان همواره نسبت به حقوق خود معترضند اما به نظر من معلمان بیش از حق خود حقوق دریافت میکنند. بلی - خیر )). لابد فرهنگ معلم ستیزی در بانک هایی که به اسم این ملت و با پول این مردم فربه شده اند مرسوم می باشد.
از شما متشكريم كه به جاي رفع مشكلات و تسريع در رسيدگي به حقوق حقه ما معلمين با پخش اخبارهاي نادرست، و وعده هاي توخالي، در صدد تخريب افكار عمومي جامعه بر عليه معلمان برآمده ايد و در اين راستا سازمان بی مديريت و برنامه ريزي با ارائه آمارهاي حقوقي غيرواقعي و كذب، سعي شما را در اين زمينه كامل كرده است.
باز هم از شما متشکریم که همه ی این موارد را می بینید و باز هم سکوت میکنید.
آقايان ممكن است بتوانيد در كوتاه مدت افكار عمومي مردم را تخريب كنيد ولي اين را هم بدانيد كه مغزهاي فهيم پانزده ميليون جوان و نوجوان، و عملا هفتاد ميليون ملت ايران در اختيار ماست،(چون هر خانواده حداقل يك دانش آموز در كلاس درس ما دارد) واي از روزي كه ما دهان باز شود و روشنگري كنيم و از بي عدالتيها و ظلمها و رانتخواريها و ... بگوييم.
آقای رئیس جمهور در شعارهاي تبلیغاتی خود بيان كرده بوديد كه اگر بنده به عنوان ریاست جمهوری انتخاب شوم تا دو سال بیشترین هم و غم خودم را در امر آموزش و پرورش صرف می نمایم، گفته بوديد كه بايد مدارس را زيبا كنيم تا براي دانش آموزان جذاب باشد، گفته بوديد كه معلم بايد بدون هيچ دغدغه اي وارد كلاس درس شود، پس چه شد اين وعده ها؟! اكنون كه با اين برخوردها روز به روز بر دغدغه ها مي افزاييد!!!
ما يعني من و تو اي معلم : تا به كي بايد دم نزنيم ؟ زمان سكوت گذشته بايد كاري كرد كارستان ، هماهنگ و يكدست. بالاتر از سياهي رنگي نيست.
من اگر برخيزم، تو اگر برخيزي، همه برميخيزند ... ! من اگر بنشينم، تو اگر بنشيني، چه كسي برخيزد ... ؟
... و ندایی که به من می گوید: گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحرنزديك است .
بيانيه كانون صنفي معلمان براي ادامه راه
1- در اعتراض به برخوردهای غیر قانونی نهادهای امنیتی و انتظامی با فرهنگیان در مقابل مجلس و بازداشت معلمان تهران و کرمانشاه ؛ در روزهای یکشنبه و دوشنبه 26 و 27 فروردین 86، در اكثر مدارس كشور تحصن هايي در دفتر مدارس برگزار گرديد و تومارهاي اعتراض آميزي كه اهم خواسته هاي معلمين در آن درج شده بود خطاب به مسئولين آموزش و پرورش، مجلس و رياست جمهوري صادر گرديد .
2 - برابر بیانیه ی پایانی جلسه ی شورای هماهنگی کانون های صنفی فرهنگیان چون مسئولين امر هيچگونه پاسخي به درخواستهاي صنفي و قانوني ما ندادند، در روز یکشنبه 9/2/86 ، ضمن حضور در مدارس از حضور در کلاس های درس خودداری می نماییم ؛ و همچنین روز چهارشنبه 12/2/86 در شهرستان ها در محل ادارات آموزش پرورش ، و در مراکز استان ها در محل سازمان های آموزش و پرورش از ساعت9 تا 12 اقدام به تجمع اعتراض آمیز خواهیم نمود
3- در صورت عدم تحقق خواسته های صنفی فرهنگیان دال بر رفع تبعیض در بین کارکنان دولت و عدم اجرای نظام هماهنگ حقوق کارکنان دولت به صورت کامل و جامع ، در روز سه شنبه 18/2/86 از ساعت 13 تا 17 ما معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع گسترده ی کشوری خواهیم نمود.
کانون صنفی معلمان ایران - کانون صنفی فرهنگیان خراسان - کانون صنفی معلمان ابهر- کانون معلمان ارومیه- کانون فرهنگیان استان اصفهان- کانون صنفی معلمان ایلام - کانون صنفی معلمان اردبیل - اتحادیه ی صنفی فرهنگیان اهواز - کانون صنفی فرهنگیان آبادان - کانون مستقل فرهنگیان استان آذربایجان شرقی - کانون صنفی معلمان تبریز- کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر- کانون صنفی معلمان کرمانشاه - کانون صنفی معلمان گیلان ( رشت) - کانون صنفی معلمان زنجان- کانون صنفی معلمان شهرری - کانون صنفی معلمان سبزوار- کانون صنفی معلمان شیراز - کانون صنفی فرهنگیان شهرضا - کانون صنفی معلمان استان چهارمحال و بختیاری- کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین - کانون صنفی معلمان قم - کانون صنفی معلمان کرج - انجمن صنفی معلمان استان کردستان - کانون صنفی معلمان کرمانشاه- کانون صنفی معلمان مازندران - کانون صنفی معلمان همدان - کانون صنفی معلمان یزد
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور
منبع: گچ و دل فرهنگیان
|
نخستین زن در تاریخ فرانسه کاندید مقام رئیس جمهوری
اظهارات خانم رویال را در مورد ایران در بخش مسائل جهانی همین تارنما بخوانید
سرکوزی و رويال در دور دوم انتخابات فرانسه
نتايج انتخابات رياست جمهوری فرانسه نشان می دهد که نيکلاس سرکوزی، نامزد راست میانه و سگولن رويال، نامزد سوسیالیست ها به دور دوم این انتخابات راه یافته اند.
به گزارش خبرگزاری رويترز، نيکلاس سرکوزی ، نامزد راست ميانه فرانسه برنده دور اوليه انتخابات با ۳۱ درصد آرا است و پس از او خانم رويال به ۲۵ درصد در مکان دوم وفرانسيس بايرو با ۱۸.۲ درصد در رده سوم است.
آقای سارکوزی و خانم رويال بايد در روز ۶ می دردور دوم انتخابات به رقابت با يکديگر بپردازند
بدین ترتیب آقای سرکوزی و خانم رويال بايد در روز ششم می دردور دوم انتخابات با يکديگر به رقابت بپردازند.
ژان ماری لوپن ، کانديدای راستگرای فرانسه که در انتخابات ۲۰۰۲ در مکان دوم قرار گرفته بود در اتنخابات امسال با ۱۱.۵ درصد در مکان چهارم قرار دارد.
همان طوری که در نظر سنجی های اوليه ديده شده بود، نيکولاس سرکوزی از جناح راست و سگولن رويال، نامزد سوسياليست ها در ميان کانديدا ها در اين انتخابات در مقايسه با ديگر نامزدها از بخت بيشتری برخوردار بودند و بيشترین آرا را کسب کردند.
آقای سرکوزی که بيشترين آرا را کسب کرده ، در پاريس هال به طرفداران خود پيوست و طی سخنرانی کوتاهی که کرد گفت که قصد او اتحاد فرانسه ای است که در آن هيچکس ناديده گرفته نمی شود.
در آن طرف رودخانه سن، جايی که طرفداران سوسياليست خانم رويال جمع شده اند، شادمانی ها از راهيابی نماينده اين حزب به دور دوم ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتد پرس، تخمين زده می شود که ۸۵ درصد مردم در انتخابات امسال رياست جمهوری در فرانسه شرکت کرده باشند، که اين به نوع خود رکوردی در ۴۰ سال اخير تاريخ سياسی فرانسه محسوب می شود.
در انتخابات پيشين رياست جمهوری در فرانسه تنها ۵۸ درصد از واجدين شرايط در انتخابات شرکت کرده بودند.
رای گيری برای انتخاباتی مهم
انتخابات رياست جمهوری فرانسه از ساعت هشت صبح در حوزه های رای گيری آغاز شد تا يکی از مهمترين اتفاق های سياسی در چند دهه گذشته در اين کشور شکل گيرد.
برای انتخابات روز يکشنبه فرانسه نزديک به ۶۵ هزار حوزه رای گيری کار خود را آغاز کردند و رای گيری تا ۱۲ ساعت بعد ادامه يافت.
برای نخستين بار در فرانسه تعدادی ماشين الکترونيکی رای گيری نيز به کار گرفته شد.
برای شرکت در انتخابات ۴۴ ميليون و ۵۰۰ هزار نفر ثبت نام کرده بودند که نسبت به سال ۲۰۰۲ حدود ۳.۴ ميليون نفر افزايش نشان می داد. رييس جمهوری آينده، جانشين ژاک شيراک ۷۴ ساله خواهد شد که ماه آينده قدرت را بعد از ۱۲ سال واگذار خواهد کرد.
برای شرکت در انتخابات ۴۴ ميليون و ۵۰۰ هزار نفر ثبت نام کرده که نسبت به سال ۲۰۰۲ حدود ۳.۴ ميليون نفر افزايش نشان می دهد. رييس جمهوری آينده جانشين ژاک شيراک ۷۴ ساله خواهد شد که ماه آينده قدرت را بعد از ۱۲ سال واگذار خواهد کرد
آقای سرکوزی ۵۲ ساله که وزير کشور سابق فرانسه بود برای ماه های طولانی در صدر نظرسنجی ها قرار داشته و به نمايندگی از اتحاديه حاکم برای جنبش مردمی در اين انتخابات شرکت کرد.
نیکلاس سرکوزی که فرزند يک مهاجر مجاری است سياست سرسختانه ای را درباره جرم و جنايت و مهاجرت غير قانونی اعلام کرده است و از سوی ديگر کانديدای مورد توجه بازارهای مالی به شمار می رود.
وی گفته است که «ما نيازمند يک رنسانس جديد هستيم.»
در مقابل سگولن رويال از افزايش حداقل دستمزدها و بازنشستگی سخن گفته و اينکه ۵۰۰ هزار شغل جديد را ايجاد خواهد کرد ولی می گويد که ماليات ها را افزايش نمی دهد.
خانم رويال قول داده که يک فرانسه « بهتر و قوی تر» را بوجود خواهد آورد که در آن شهروندان برابر باشند.
در صورتی که رويال بتواند در انتخابات رياست جمهوری به پيروزی برسد وی نخستين رييس جمهوری زن در تاريخ فرانسه خواهد.
|
قطعنامه دوم علیه رژیم جنگ افروز اسلامی تکمیل شد
توافق بر سر پیش نویس قطعنامه علیه ایران
شورای امنیت
تحریم ها ممکن است شامل ممنوعیت فروش تسلیحات توسط ایران و انسداد دارایی های برخی مقام های مهم ایرانی شود
گزارشها از سازمان ملل متحد حاکیست که اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد (آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین) و همچنین آلمان (موسوم به 5+1) بر سر اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران به توافق رسیده اند.
بر اساس گزارشهای رسیده از سازمان ملل انتظار می رود که متن این توافق جدید بزودی به دیگر اعضای غیر دایم شورای امنیت داده شود.
پیشتر دومیسانی کومالو، سفیر آفریقای جنوبی در سازمان ملل، اخطار داد که 10 عضو غیرثابت شورای امنیت که در این گفتگوها شرکت نداشته اند اکنون می خواهند در مورد مساله اظهار نظر کنند.
بر اساس پیش نویس این قطعنامه، اعضای دایم شورای امنیت از ایران خواسته اند تا "بدون هیچ گونه تاخیری" اقدامات خواسته شده از آن کشور از سوی آژانس بین الماللی انرژی اتمی را انجام دهد.
این قطعنامه از کشورها می خواهد تا در خصوص سفر و عبور افرادی از (ایران) که بطور مستقیم با فعالیتهای هسته ای ایران در ارتباط هستند با دقت بیشتری عمل کنند و در این خصوص محدویتهایی اعمال نمایند.
بخشی دیگر از این قطعنامه از کشورها می خواهد که وارد تعهدات جدید مالی با ایران نشوند، مگر در موارد کمکهای بشر دوستانه.
این پیش نویس خواستار گزارش دیگری از رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی ظرف 60 روز آینده است مبنی بر اینکه آیا ایران به تعهدات خود در خصوص "تعلیق کامل و مداوم" فعالیتهای (غنی سازی اورانیوم و فعالیتهای حساس اتمی) خود و دیگر موارد مندرج قطعنامه 1731 اقداماتی انجام داده است یا نه.
بر اساس آخرین اخبار رسیده از سازمان ملل متحد قرار است هفته دیگر این پیش نویس به رای گیری گذاشته شود.
منصور فرهنگ، استاد دانشگاه در آمریکا، به بی بی سی گفت اگرچه این پیش نویس در خصوص موارد اقتصادی تفاوت چندانی با قطعنامه تصویب شده قبلی ندارد، اما از نظر سیاسی مسلما فشار زیادتری را بر ایران اعمال خواهد کرد.
توافق اصولی
دیپلمات ها در سازمان ملل متحد قبلا اعلام کرده بودند که در اصول بر سر مجموعه ای از تحریم های تازه علیه ایران که ناشی از خودداری این کشور از تعلیق غنی سازی اورانیوم است به توافق رسیدند.
در صورت تصویب این سومین مصوبه شورای امنیت در مورد برنامه های اتمی ایران خواهد بود.
در پایان ماه ژوئیه 2006 ، اعضای شورا بیانیه ای را تصویب کردند که یک ماه به ایران مهلت می داد بخش های حساس برنامه اتمی اش را معلق سازد اما شامل تحریم نمی شد.
روز 23 دسامبر قطعنامه شماره 1737 پس از بی توجهی ایران به خواسته شورای امنیت تصویب شد و با درخواست مجدد از ایران برای اجرای خواست شورا، تحریم هایی را علیه این کشور وضع کرد.
ایران می گوید هدف برنامه اتمی اش مطلقا صلح آمیز است اما اعضای شورای امنیت به ویژه آمریکا مظنون هستند ایران قصد دستیابی به ظرفیت ساخت سلاح اتمی را دارد.
|
قطعنامه شماره 1747 شورای امنیت، به اتفاق آراء 15 اعضای این شورا تصویب شد.
تصویب تحریم های تازه علیه ایران
[h3 پانزده عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آراء قطعنامه تازه ای را علیه ایران به تصویب رساندند که شامل تحریم های تازه ای علیه این کشور می شود.
بر اساس قطعنامه شماره 1747 شورای امنیت، صدور تسلیحات از سوی ایران ممنوع می شود و از تمامی کشورها خواسته می شود وام تازه ای در اختیار ایران قرار ندهند.
در قطعنامه جديد شورای امنيت به ايران ۶۰ روز فرصت داده شده است غنی سازی اورانيم را متوقف و با بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی همکاری بيشتری کند زيرا در غيراينصورت با تحريم های بيشتری روبرو خواهد شد.
در مقایسه با قطعنامه قبلی، قطعنامه جدید محدودیت هایی را در زمینه سفر تعداد بیشتری از دست اندرکاران ارشد برنامه اتمی ایران قائل می شود و دارایی های چهره های کلیدی و موسسات وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مسدود می کند.
این تحریم ها که در پی سرپیچی ایران از خواسته های شورای امنیت در قطعنامه قبلی (1737) به تصویب رسیده، در صورت تعلیق فعالیت های مرتبط با غنی سازی لغو می شود.
تعلیق [تحریم ها] در برابر تعلیق [غنی سازی]... این خواسته زیادی از ایران نیست
الهاندرو ولف، نماینده آمریکا در سازمان ملل
الهاندرو ولف، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل، پس از تصویب قطعنامه تازه به غنی سازی اورانیوم در ایران اشاره کرد و گفت: "تعلیق در برابر تعلیق... این خواسته زیادی از ایران نیست."
قطعنامه پیشنهادی با استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل تدوین شده و در نتیجه، عمل به آن برای تمامی کشورهای عضو سازمان الزام آور است.
پیشتر نمایندگان بریتانیا و فرانسه در پی یک روز چانه زنی های فشرده دیپلماتیک در نیویورک میان 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، پیش بینی کرده بودند که قطعنامه اکنون به اتفاق آرا تصویب شود.
گفتگوهای روز جمعه به منظور فائق آمدن بر نگرانی ها و ایرادهای آفریقای جنوبی، قطر و اندونزی - از اعضای غیردائم شورا - صورت گرفت.
جلب رضایت اعضای غیردائم
به گفته وزارت خارجه آمریکا کاندولیزا رایس، وزیر خارجه، به تابو امبکی رئیس جمهور آفریقای جنوبی تلفن زد تا کشور وی را قانع به دادن رای مثبت به این قطعنامه کند. آفریقای جنوبی که ریاست دوره ای شورای امنیت سازمان ملل را به عهده دارد ایرادهای اساسی به متن آن وارد کرده بود.
این اقدام ها صرفا جنگ روانی و تبلیغاتی است ... آنها می دانند که در عمل کاری نمی توانند بکنند
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران
اندونزی و قطر نیز خواهان آن بودند تا قطعنامه خواستار عاری بودن کل خاور میانه از سلاح های کشتار جمعی و وسایل پرتاب آنها باشد. اما گنجاندن چنین بندی می توانست برای اسرائیل که از متحدان آمریکا در خاور میانه است عواقبی داشته باشد. هرچند اسرائیل هرگز رسما اذعان نکرده اما تصور می شود مجهز به سلاح های اتمی باشد.
دو لا سابلیه گفت که برای سازش با درخواست قطر و اندونزی، پیش نویس قطعنامه به قطعنامه های قبلی آژانس بین المللی انرژی اتمی که خواستار عاری بودن منطقه خاور میانه از سلاح های کشتار جمعی می شود اشاره می کند.
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در سخنانی در روز پنجشنبه، شورای امنیت را هدف انتقاد قرار داد و گفت "رفتار برخی قدرت ها، شورای امنیت را از کارکرد خود ساقط کرده است."
رییس جمهوری ایران در عین حال گفت که اقدام کشورهای مخالف برنامه های هسته ای ایران صرفا جنگ روانی و تبلیغاتی است و ابراز اطمینان کرد که "آنها می دانند که در عمل کاری نمی توانند بکنند."
ایران می گوید اگر شورای امنیت غیرقانونی عمل کند آن کشور هم غیرقانونی عمل خواهد کرد
--------
شورای امنیت سازمان ملل متحد با اکثریت آرا قطعنامه ۱۷۴۷ را تصویب کرد
قطعنامه سوم علیه ایران تصویب شد
شورای امنيت سازمان ملل متحد در نشست روز شنبه ۲۴ مارس خود با اکثريت آرا سومین قطعنامه بر عليه ايران را تصويب کرد.
در نشست روز شنبه شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه ۱۷۴۷ پيشنهادی گروه موسوم به ۱+۵ ،آمريکا، روسيه،چين، بريتانيا و فرانسه به همراه آلمان به رای گذاشته شد. این قطعنامه با پانزده رای، بدون رای منفی، به تصويب رسيد.
قطعنامه ۱۷۴۷ با پانزده رای، بدون رای منفی، به تصويب اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد رسید
قطعنامه ۱۷۴۷ پس از دو هفته رايزنی ميان پنج کشور آمريکا، بريتانيا، فرانسه، روسيه و چين به عنوان اعضای دايم شورای امنيت و آلمان تهيه شده بود.
جلسه شورای امنيت برای رای گيری درباره قطعنامه گسترش تحريم های جمهوری اسلامی ايران، در مقر سازمان ملل متحد در نيويورک، با سخنرانی دوميسانی کومالو، سفير آفريقای جنوبی در شورای امنيت سازمان ملل، به عنوان رييس دوره ای اين شورا، آغاز شد.
ناصرعبدالعزيز الناصر نماينده قطر در شورای امنيت سازمان ملل، دومين سخنران بر حق ايران در استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای تاکيد کرد.
قطعنامه به ايران ۶۰ روز ديگر مهلت داد است تا فعالیت های مربوط به غنی سازی را متوقف کند و با آژانس انرژی اتمی همکاری کامل داشته باشد. اين سازمان در پايان ۶۰ روز بار ديگر مراتب همکاری يا همکاری نکردن ايران را به شورا گزارش خواهد داد تا درباره گسترش تحريم ها تصميم گيری شود.
پیش شرط تعلیق نه یک راه حل و نه یک گزینه محسوب می شود
منوچهر متکی
واکنش وزیر امور خارجه ایران به قطعنامه
پس از تصویب قطعنامه در جلسه شورای امنیت، منوچهر متکی، وزیر امورخارجه ایران، با تاکید بر حق ایران در دستیابی و استفاده صلح امیز ازانرژی هسته ای گفت:« پیش شرط تعلیق نه یک راه حل و نه یک گزینه محسوب می شود.»
آقای متکی از شورای امنیت سازمان ملل متحد به دلیل رای گیری پیش از شیندن سخنانش انتقاد کرد.
وزیر امورخارجه ایران مساله انرژی اتمی را با رویداهایی چون ملی شدن نفت و جنگ هشت ساله میان ایران و عراق مقایسه کرد و گفت:«ملت ایران اعتقاد راسخ دارن که بهای استقلال طلبی خود را می پردازد».
آقای متکی تاکید کرد که فشا و تهدید نمی تواند سیاست ایران را درباره مسایل هسته ای تغییر دهد. او افزود ایران خواستار رویارویی نیست و فقط بر حقوق خود پافشاری می کند.
شورای امنيت سازمان ملل در قطعنامه قبلی خود که در ماه دسامبر، آذرماه گذشته تصويب شه بود و به قطعنامه ۱۷۳۷ مشهور است، ضمن اعمال تحريم بر صنايع موشکی و هسته ای ايران، به جمهوری اسلامی ايران ۶۰ روز فرصت داده بود تا فعاليت های مرتبط با غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.
اما جمهوری اسلامی ايران قطعنامه شورای امنيت را رد کرد و آن را فاقد مبنای حقوقی خواند و به همين دليل نيز از درخواست اين شورا مبنی بر توقف غنی سازی اورانيوم سر باز زد.
قطعنامه ۱۷۴۷ تحريم فروش تسليحات از سوی ايران را دربر می گيرد و از کشورهای ديگر می خواهد که داوطلبانه، روابط تجاری و مالی خود را با ايران قطع کنند. همچنين ۲۸ شخص حقيقی و حقوقی با تحريم و محدوديت سفر و مسدود شدن دارايی بانکی و مالی مواجه می شوند.
تنها تغييری که در اين قطعنامه داده شده، اضافه شدن بندی است که تصريح می کند هدف از تحريم ايران، مقابله با بروز قدرت های اتمی در خاورميانه و تلاش برای رسيدن به منطقه عاری از سلاح های کشتار جمعی است.
شورای امنيت سازمان ملل متحد، اولين قطعنامه ۱۹۶۹ را در دهم تيرماه تصويب کرد که بر اساس آن از ايران خواسته شد تا ۳۱ اوت، همه فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق در آورد. در دوم دی ماه شورای امنيت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا، قطعنامه ۱۷۳۷ تحريم ايران را تصويب کرد]
|
بعد از تصویب قطعنامه 1747 شورای امنیت دارائی های بيست و هشت فرد و نهاد ديگر ايرانی مرتبط با برنامه تسليحات اتمی تهران مسدودميشود
شورای امنيت سازمان ملل متحد قرار است امروز به قطعنامه ای رای بدهد که تحريم های تنبيهی جديدی را عليه ايران در واکنش به امتناع تهران از تعليق در غنی سازی اورانيوم وضع ميکند.
قدرت های عمده انتظار دارند اين قطعنامه باتفاق آرا تصويب شود.
منوچهر متکی وزير امورخارجه ايران قرار است با شرکت در جلسه شورای امنيت از آنچه که تهران ميگويد حق دنبال کردن يک برنامه مسالمت آميز اتمی برای توليد برق است، دفاع کند.
شان مک کورمک سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا ميگويد انتظار ميرود تهران سعی کند اذهان را از اين واقعيت که با ادامه دادن به غنی سازی اورانيوم به جامعه جهانی بی اعتنائی کرده است منحرف کند.
قطعنامه جديد تقويت کننده تحريم های وضع شده در ماه دسامبراست.
اين قطعنامه صادرات تسليحاتی ايران را منع ميکند، و دارائی های بيست و هشت فرد و نهاد ديگر ايرانی را که گفته ميشود با برنامه تسليحات اتمی تهران ارتباط دارند مسدود ميسازد.
مقامات آمريکائی ميگويند قطعنامه در برگيرنده عواملی اصلی است که پنج عضو دائمی شورای امنيت، شامل آمريکا، بريتانيا، فرانسه، روسيه و چين، بعلاوه آلمان در باره آنها به توافق رسيده اند.
آمريکا و متحدانش تهران را به تلاش برای توليد تسليحات اتمی متهم کرده اند، اما تهران اين اتهام را تکذيب ميکند.
محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران قرار بود برای شرکت در جلسه شورای امنيت به نيويورک سفر کند، اما ضمن لغو اين سفر واشنگتن را به تعلل و تاخير در صدور ويزا متهم کرده است.
سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا ميگويد ويزاها روز جمعه به نمايندگان تهران در سويس تسليم شده بود. به گفته اين سخنگو آقای احمدی نژاد نمی خواسته است شاهد انتقاد شورای امنيت برای بی اعتنائی به خواست جامعه بين المللی باشد.
24/03/2007
|
در تعقیب قطعنامه دوم شورای امنیت برای تحریم اقتصادی ایران و قطع روابط تجاری 40 بانک در جهان با ایران ، رژیم اسلامی برای انتقامجوئی 15 ملوان انگلیسی را در اسارت نگاه داشته است. رژیم جنگ افروز اسلامی بحران منطقه را هرروز تا کشیدن ایران به جنگی که مردم ایران خواهان آن نیستند به جلو میبرد .
هشدار تونی بلر در مورد ملوانان بازداشتی در ایران
تونی بلر
تونی بلر از ورود اقدامات "به مرحله ای دیگر" سخن گفته است
نخست وزیر بریتانیا در مورد ادامه بازداشت ملوانان و نفرات نیروی دریایی بریتانیا در ایران، به جمهوری اسلامی هشدار داده است.
روز سه شنبه، 27 مارس، تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی این کشور گفت که امیدوار است تلاش های دیپلماتیک برای آزادی پانزده تن از نفرات نیروی دریایی بریتانیا که در بازداشت ایران هستند به نتیجه برسد در غیر اینصورت، وضعیت متفاوتی بروز خواهد کرد.
آقای بلر گفت "امیدوارم که آنان (دولت ایران) آگاه باشند که باید این افراد را آزاد کنند، اگرنه، این ماجرا وارد مرحله دیگری خواهد شد."
وی منظور خود را از "مرحله دیگر" توضیح نداد اما تاکید کرد که نظامیان بریتانیایی در حالی بازداشت شدند که بر اساس مصوبه شورای امنیت سازمان ملل، در "عملیات قانونی گشت زنی" در آب های عراق شرکت داشتند.
اقدامات علنی تر
سخنگوی دولت بریتانیا در توضیح اظهارات نخست وزیر گفته است که نظر وی کنار گذاشتن تماس های خصوصی پشت پرده و اقدامات علنی تر در این زمینه بوده است.
نخست وزیر بریتانیا گفت که اقدام ایران در بازداشت این افراد به هیچوجه قابل توجیه نیست.
روز جمعه گذشته گزارش شد که تعدادی از ملوانان و نفرات نیروی دریایی بریتانیا در منطقه ای در شمال خلیج فارس توسط افراد نیروهای مسلح ایران بازداشت شده اند.
مقامات ایرانی گفته اند که نیروهای مسلح ایران قایق حامل این پانزده نفر را به دلیل عبور غیرقانونی از مرز آبی ایران در اروند رود (شط العرب) بازداشت کرده اند اما بریتانیا این اتهام را رد کرده و گفته است این حادثه در آب های عراق روی داده است.
نگرانی خانواده ملوان بازداشتی
همزمان، خانواده یکی از نظامیان بریتانیایی بازداشتی در ایران، نسبت به شرایط وی ابراز نگرانی کرده است.
گروهی از ملوانان بریتانیایی هنگام گشت زنی در آبهای بصره
ایران و بریتانیا در مورد محل بازداشت ملوانان اختلاف نظر دارند
اعضای خانواده "فی ترنی"، تنها ملوان زن که همراه با چهارده نظامی مرد بازداشت شده است، در بیانیه ای از ناراحتی خود در شرایط کنونی سخن گفته اند.
خانواده فی ترنی، 26 ساله، در این بیانیه، که توسط وزارت دفاع بریتانیا انتشار یافته است، از حمایت دست اندرکاران قدردانی کرده اند.
آنان ضمن قبول اینکه رسانه های گروهی طبیعتا به این ماجرا علاقمند هستند، خواستار رعایت حریم خصوصی خود در این زمان دشوار شده اند.
تا کنون وزارت دفاع بریتانیا از اعلام اسامی هشت ملوان نیروی دریایی و هفت عضو تفنگداران دریایی بریتانیا که در بازداشت ایران هستند خودداری ورزیده است.
در عین حال از قول مقامات ایرانی گزارش شده است که نظامیان بریتانیایی در یک مرکز سپاه پاسداران در تهران بازداشت و تحت بازجویی هستند.
منابع ایرانی گفته اند که بازداشت شدگان سالم هستند در شرایط خوبی قرار دارند.
مقامات بریتانیایی ضمن استقبال از این گزارش مجددا از دولت ایران خواسته اند امکان ملاقات نمایندگان سفارت بریتانیا در تهران با بازداشت شدگان را فراهم آورند.
|
در پیروی چالش های متقابل انگلیس و رژیم اسلامی بر سر آزادی ملوان های انگلیسی که در اسارت رژیم تهران بسر میبرند بالاخره
انگلیس روابط رسمی خود را با ایران قطع کرد.
بریتانیا «روابط رسمی» خود را با ایران قطع کرد
دولت بريتانيا با صدور اطلاعيه ای اعلام کرد که به دليل بازداشت ۱۵ تن از نظاميانش در خليج فارس توسط ايران، «تمامی روابط رسمی» خود را با جمهوری اسلامی ايران، به حالت تعليق در می آورد.
نيل کرنوهان، از دفتر مطبوعاتی وزارت امور خارجه بريتانيا در مصاحبه با راديو فردا گفت که تعليق روابط رسمی، شامل تمامی ديدارهای رسمی ميان مقام های دولت های طرفين خواهد بود.
به گفته آقای کرنوهان، در اين مرحله، صدور ويزا برای مقام های ايرانی متوقف می شود و همچنين دولت بريتانيا، تا زمان آزادی ۱۵ نظامی بازداشت شده، از موضوعاتی چون قراردادهای تجاری میان ایران و بریتانیا حمایت نمی کند.
وی تاکيد کرد که در اين مرحله، سفارتخانه بريتانيا در تهران، به کار خود ادامه خواهد داد. همچنین خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش داده است که دولت بریتانیا تا زمان آزادی تمامی بازداشت شدگان، «تنها درباره این موضوع» با مقام های ایرانی گفت و گو خواهد کرد.
ساعتی پيش از اعلام اين خبر، تونی بلر، نخست وزير بريتانيا در پارلمان اين کشور گفت که برای آزاد شدن ملوانان و تفنگداران دريايی اين کشور، فشارها بر تهران را افزايش خواهد داد.
مرحله تازه
بنا به اين اطلاعيه، دولت بريتانيا در مراحل بعدی، «تمامی روابط دو جانبه اقتصادی» خود را با ايران به حالت تعليق در خواهد آورد.
همچنين در بيانيه مارگارت بکت، وزير امور خارجه بريتانيا آمده است: «ما اکنون در مرحله تازه از فعاليت های ديپلماتيک خود هستيم. ما اکنون نيازمند آن هستيم که در اين مرحله، برای يافتن راه حل اين مساله بر تلاش های دوجانبه تمرکز کنيم.»
۱۵ملوان و تفنگدار دريايی بريتانيا، روز جمعه سوم فروردين ماه، در حال بازرسی از يک کشتی تجاری در آب های خليج فارس و دهانه اروند رود، (شط العرب) توسط نيروهای سپاه پاسداران دستگير و به تهران منتقل شدند.
بنا به اين اطلاعيه، دولت بريتانيا در مراحل بعدی، «تمامی روابط دو جانبه اقتصادی» خود را با ايران به حالت تعليق در خواهد آورد.
در بخش ديگری از اين بيانيه آمده است: «ما کماکان جنبه های ديگر سياست های خود در برابر ايران را با دقت و از نزديک ادامه خواهيم داد.»
اين بيانيه ساعتی بعد از آن صادر شده که ارتش بريتانيا، مدارکی در اختيار خبرنگاران قرار داده که حاکی است، سربازان بريتانيايی، در عمق بيش از سه کيلومتری آب های عراق، بازداشت شده اند.
«يک نفر آزاد می شود»
در همين حال منوچهر متکی، وزير امور خارجه گفت يکی از ۱۵ تن نيروی نظامی بريتانيا که در بازداشت ايران به سر می برند، در ساعات پيش رو در روز چهارشنبه يا روز پنج شنبه، آزاد خواهد شد.
آقای متکی به شبکه تلويزيونی سی ان ان ترک و خبرگزاری آسوشيتد پرس گفت: «سرباز زنی که بازداشت شده، امروز يا فردا آزاد می شود.»
وزير امور خارجه ايران که در حاشيه نشست رهبران اتحاديه عرب در رياض سخن می گفت، از بيان جزئيات آزادی اين عضو نيروی دريايی بريتانيا خودداری کرد.
وی ساعتی پيش از اعلام اين خبر در شهر رياض، پايتخت عربستان سعودی، با رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه ديدار کرده بود.
بازداشت «غيرقانونی»
تونی بلر، نخست وزير بريتانيا روز چهارشنبه، بازداشت سربازان و ملوانان بريتانيايی در مرز ايران وعراق را «غير قابل قبول» و «غير قانونی» توصيف کرد.
به گزارش خبرگزاری ها، آقای بلر که خطاب به نمايندگان پارلمان بريتانيا سخن می گفت، افزود که برای «آزادی سريع بازداشت شدگان» نيازمند «فشارهای ديپلماتيک به تهران» است.
وی گفت: «به هيچ وجه توجيهی برای اين اقدام وجود ندارد. اکنون زمان افزايش فشارهای ديپلماتيک است.»
وزارت دفاع بريتانيا، روز چهارشنبه شايعه اعزام نيروهايی را برای نجات ۱۵ نظامی بازداشت شده آن کشور در ايران، تکذيب کرد.
نخست وزير بريتانيا تاکيد کرد که اين کشور برای آزاد ساختن ۱۵ نظامی بازداشت شده خود، تماس هايی با متحدانش در اتحاديه اروپا و ناتو وشورای امنيت برقرار کرده تا حمايت آنها را جلب کند.
تونی بلر افزود: «ما هم اکنون به شرکا و متحدان کليدی خود در تماس هستيم تا برای آنها با دلايل بی چون و چرا تشريح کنيم که ربودن ۱۵ تن از پرسنل بريتانيا، مطلقا بی دليل بوده و فشارهايی را بر دولتمردان ايران، با هدف آزادی سريع آنها، سازماندهی کنيم.»
تهران می گويد که اين نظاميان به شکلی غيرقانونی به آب های ايران، «تجاوز» کرده بودند و بايد به اين اتهام محاکمه شوند.
تکذيب شايعه حمله به ايران
وزارت دفاع بريتانيا، روز چهارشنبه شايعه اعزام نيروهايی را برای نجات ۱۵ نظامی بازداشت شده آن کشور در ايران، تکذيب کرد.
ارتش آمريکا نيز شايعه حمله موشکی ايران را به يک کشتی آن کشور در خليج فارس تکذيب کرد.
اين شايعات ابتدا بهای نفت را افزايش داد و بهای نفت خام آمريکا را با پنج دلار افزايش به بيش از ۶۸ دلار در هر بشکه رساند که بالاترين نرخ آن طی شش ماه گذشته بود، اما با تکذيب شايعات، بهای نفت کاهش يافت و روز چهارشنبه به نزديک ۶۴ دلار در هر بشکه رسيد.
يکی از سخنگويان وزارت دفاع بريتانيا در لندن گفت که شايعه فرستادن نيرو برای نجات پرسنل نظامی بريتانيا به هيچ وجه حقيقت ندارد.
چارلی براون، از فرماندهان ناوگان پنجم نيروی دريايی آمريکا نيز گفت تمامی کشتی ها در خليج فارس بازبينی شده اند و شايعات درباره اقدام ايران در شليک يک موشک به يک کشتی آمريکا حقيقت ندارند.
|
بوش: بده بستانی با ايران در کار نخواهد بود.رژیم تروریستی میخواهد ملوان های انگلیسی را با 5 تروریست در اسارت آمریکا در عراق تعویض کند، ولی بو ش میگوید نه. اطلاعات بدست ما رسیده حاکی از آن است که رژیم اسلامی همزمان از اروپا به ویژه انگلیس خواسته است که قاتل دکتر شاپور بختیار ، تروریست وکیلی راد ، در زندان فرانسه و قاتلان دکتر شرفکندی که در ترور میکونوس در برلین دست داشتند، از زندان های آلمان آزاد شوند.
جورج بوش
آنچه رئيس جمهور آمريکا "بده بستان" تاکنون از سوی هيچيک از مقامات ايرانی يا بريتانيايی مطرح نشده است
جورج بوش رئيس جمهور آمريکا اين امکان را رد کرد که نظاميان کشورش در عراق، پنج شهروند بازداشتی ايران را آزاد کنند تا ايران در مقابل، پانزده نظامی بريتانيايی را که در خليج فارس بازداشت کرده است رها سازد.
آقای بوش در گفتگو با خبرنگاران در کاخ سفيد، هشت ملوان و هفت تفنگدار دريايی بريتانيايی را که يازده روز است در ايران در بازداشت به سر می برند، "گروگان" خواند و گفت: "وقتی موضوع گروگانها مطرح است، هيچ بده بستانی نبايد در کار باشد".
آنچه رئيس جمهور آمريکا "بده بستان" و معاوضه پنج شهروند بازداشتی ايرانی در عراق با پانزده نظامی بازداشتی بريتانيايی در ايران خوانده تاکنون از سوی هيچيک از مقامات ايرانی يا بريتانيايی مطرح نشده و تنها نقل قول رسمی که در اين زمينه وجود دارد به هشيار زيباری، وزيرخارجه عراق مربوط است که گفته اگر آمريکاييها پنج ايرانی را که دو ماه و نيم پيش در شهر اربيل عراق بازداشت کردند آزاد کنند، اين عمل ايرانيها را به آزادی ملوانان بريتانيايی تشويق خواهد کرد.
با اين حال، آقای زيباری تأکيد کرده که همچنان موضوع اين پنج ايرانی را با ملوانان بازداشتی بريتانيايی در ايران بی ارتباط می داند.
پنج شهروند ايرانی در يازدهم ژانويه (21 دی) گذشته طی حمله نظاميان آمريکايی به دفتر نمايندگی ايران در شهر اربيل در شمال عراق به بازداشت آمريکاييها در آمدند.
دولت ايران اين پنج نفر را ديپلمات می داند اما دولت آمريکا معتقد است که اين افراد افسران نيروی قدس سپاه پاسداران بوده و در قاچاق اسلحه به عراق به منظور حمايت از برخی گروههای مسلح عراقی در جهت افزايش بی ثباتی در اين کشور فعال بوده اند.
دولت ايران اين اتهام را بشدت رد می کند. دولت عراق نيز اين پنج نفر را ديپلمات نمی داند اما خواهان آزادی آنان است.
وزيرخارجه عراق در تازه ترين اظهارات خود گفته که برای آزادی اين افراد در تماس دائم با مقامات آمريکايی است و آنان هر بار به او وعده های خوبی در مورد آزادی پنج شهروند ايرانی می دهند.
بی ارتباط بودن مسئله آزادی اين پنج ايرانی با بازداشت پانزده نظامی بريتانيايی و امکان معاوضه آنان پيشتر نيز از جانب مقامات آمريکايی و ايرانی مطرح شده و مقامات ايرانی بارها تأکيد کرده اند که بازداشت ملوانان بريتانيايی موضوعی حقوقی است و هيچ انگيزه سياسی پشت آن نبوده است.
ايران علت بازداشت ملوانان بريتانيايی را ورود غيرقانونی آنان به آبهای خود اعلام کرده اما بريتانيا تأکيد دارد که ملوانها در آبهای عراق و در حالی که در چارچوب قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد و با موافقت دولت عراق به عمليات بازرسی و گشتزنی مشغول بوده اند بازداشت شده اند.
آمريکا و اتحاديه اروپا نيز در اين زمينه از موضع بريتانيا حمايت می کنند.
دو کشور مذاکراتی مقدماتی را برای حل اين مسئله آغاز کرده اند و به گفته آگاهان، شدت لحن مقامات طرفين عليه يکديگر کاهش يافته و نشانه هايی از پيشرفت در حل مسئله به چشم می خورد.
آن گونه که دبير شورای عالی امنيت ملی ايران گفته، ايران خواهان آن است که هيئتی مأمور بررسی مسائلی که به بازداشت نظاميان بريتانيايی شده بينجامد، دولت بريتانيا اذعان کند که ملوانانش وارد آبهای ايران شده بودند و تضمين دهد که ديگر چنين اقدامی انجام نخواهد شد.
دولت بريتانيا هنوز به اين خواسته ها پاسخی نداده است.
|
با تحدید بلر مبنی بر اینکه رژیم اسلامی فقط 48 ساعت وقت دارد که ملوانان انگلیسی در اسارت را آزاد کند در غیر اینصورت دست به اقدامات دیگری خواهد زد، رژیم جنایتکاران را به وحشت افتاد ، بطوری که، برای شوی تبلیغاتی مردگ دلقک احمدی نژاد با اسرای انگلیسی ملاقاتی ترتیب داده شده بود و با آنها صحبت کرده و کوشید خود را صلح دوست و موافق مذاکره نشان دهد. او وقیهانه آزادی آنها را "بخشیدن گناهان" آنها نامید.
آنچه مسلم است نخست وزیر انگلیس بلر با مذاکره قبلی با بوش قرار گذاشته بودند که بعد از پایان 48 ساعت فرصت تمامی زرادخانه های بمب اتم سازی ایران را بمب باران کنند.بلر در مصاحبه های مطبوعاتی گفته است که با رژیم تروریستی برای آزادی ملوانان هیچ معامله ای صورت نگرفته است .این گفته گواه آن است که تحدید های نظامی رزیم فاسد اسلامی را بر سر عقل آورده است..
هرچند که رژیم کوشید با گرفتن ملوانان انگلیسی در اسارت به ظاهر اقتدار خود را در منطقه نمایش دهد ولی از ترس بمب افکن های انگلیس و متحد ینش به سوراخ نجات یعنی آزادی اسرای انگلیسی پناه برد. تحدید بلر منجر به آزادی اسرا گردید رژیم میخواست اقتدار خود را به بازی گذارد ولی از این نمایش بازنده از کار بیرون آمدند .هرچند که مردم ایران و جهان شگردهای تروریستی و آدم ربائی حکومت اسلامیست ها را میشناسند. واکنش جهانیان به رفتارهای حکومت ماجرا جو و تروریستی صورت جدی بخود میگیردو تحدید ها برای انزوا ی حکومت اسلامی با صدور قطعنامه های شورای امنیت و بسته شده حساب های حکومتی هاو بانگهای ایران در جهان ارازل حکومتی را اجبار به عقب نشینی کرده است. هرچند که رژیم برای اعمال جنایتکاران خود روزی نیست که آسمان ریسمان نبافند.
ملو ان های انگلیسی را به اسارت میگیرند و در توجیه آن مدعی میشوند که گویا آنها به حریم آبهای ایران تجاوز کرده اند و این قداربندان چاقوکشان و ارازل حکومتی اند که از دردفاع و حفاظت از این حریم وارد شده و ملوانان انگلیسی را به این تعدی دستگیر کرده اند. ما ازحکومت تروریستی میپرسیم اگر شما مدعی دفاع از حریم ایرانید چگونه است که بر سر دریای خزر و از دست دادن حریم ایران در آن منطقه عقب نشینی کرده اید ، چکونه است که سهم 50 درصد ایران از دریای خزر را از دست داده و هم اکنون ایران بیشتر از 11% مالکیت در این منطقه ندارد.چگونه است که تمامی حکومت های مذهبی در تاریخ ایران گام به گام مناطق ایران را به اجنبی ها در مقابل گرفتن پول و رشوه و یا در جنگ باختند.
"روحانیت" شیعه که روح شیاتین در آنها قالب است با نفوذ خود در دربار قاجار چه خیانت و جنایاتی که به سر ایران زمین نیاورد و چگونه در جنگ های پیش باخته ایران را تقدیم روس ها و دیگر دشمنان ایران زمین نکردند. تاریخ 200 سال گذشته ایران پر از خیانت و فساد دستگاه انگلی "روحانیت" شیاتین اسلامی مفت خور و مزدور به قدرت های استعماری رنگارنگ جهان علیه مصالح ایران بوده است. .
خیانتکاران اسلامی با طرح به اسارت کشیدن ملوان های انگلیسی میگوشند که مردم ایران را از واقعیات عینی سیاست های پر از فسادشان در مورد دریای خزر منحرف کنند. دریای خزر قسمت متعلق به ایران را علنا" همدستان رژیم ،روسیه و متحدینش در تصاحب کرده اند رژیم مافیائی اسلامی در این مورد سکوت پیشه کرده است . اما این رژیم سربازان سازمان ملل را در آبهای خلیج فارس واروند رود به اسارت میبرد که گویا به آب های ایران تجاوز کرده اند. و اما واقعیت طور دیگری است . از قرار اطلاع پاسداران رژیم در قاچاق اسلحه و مواده منفجره و مواد مخدر و دیگر کالا ها به عراق و دیگر مناطق خلیج فارس و اروند رود به ویژه شیخ نشین های این منطقه دائم در حال رفت و شدند. وجود گشتی های سازمان ملل را مخل آسایش خود میدیدند، از این رو برای دفع مزاحمت سربازان سازمان ملل آنها را متهم کردند که به آبهای ایران تجاوز کرده اند. این در حالی است که وظیفه سربازان سازمان ملل است که از حمل اسلحه و دیگرمهمات به عراق جلوگیری کنند تا این کشور از ترور و تروریسم های رانگارنگ اسلامی در امان باشد.ولی با دخالت رژیم تروریستی اسلامی درمسائل عراق این کشور آرامش خود را نخواهد باز یافت مگر جهانیان در امر امنیت این کشور اقداماتی عاجل به عمل آورند که جلوی هر نوع عملیات تروریستی را در این کشور بطور جدی بگیرد.ثبات و امنیت مردم عراق بسود منافع مردم ایران است، لذا باید جلوی دخالت رژیم را در عملیات تروریستی در عراق گرفت، در غیر اینصورت هر روز مردمان این کشور بدست دستهای تروریستی اسلامیست های متعلق به کشورهای منطقه به هلاکت خواهند رسید.از این رواست که نیروهای سازمان ملل باید در منطقه خلیج فارس و اروند رود امکان مانور داشته بدون اینکه به وسیله پاسداران به اسارت گرفته شوند.
حزب سوسیال دمکرات ایران
|
حقایق در ابهام نخواهد ماند.
رژیم دروغگو فاسد و تبهکار اسلامی به مردم ایران و جهان چون گذشته ازروی بی وجدانی اسلامیش بهره برده و دروغ گفت.
رژیم تروریستی اسلامی 15 ملوان انگلیسی را در حبس انفرادی نگاه داشته و طبق معمول رژیم با تحدید و ارعاب بر اینکه ملوان های انگلیسی را محاکمه و آنها را حداقل به 7 سال زندان محکوم خواهند کرد، آنها را مجبور میکنند که در مقابل تلویزیون دولتی و در اقرارنامه کتبی آنچه جنایتکاران حکومتی میخواهند بگویند.ملوانان انگلیسی از ترس تحدید های ماموران رژیم به اجبار آنچه گفته و آنچه نوشته اند را دروغ میدانند.
ملوانان انگلیسی میگویند که : هرشب ما را از خواب بیدار میکردند و به بازجوئی برده و به ما میگفتند دوراه بیشتر پیش پا ندارید یا سال ها در زندان خواهید ماند و یا اینکه شما باید اقرار کنید که به آبها ایران تجاوز کرده اید. چنانچه اقرار کنید ما شما را سوار هواپیما کرده و شما به کشورتان برخواهید گشت. این سخنان را دو ملوان کارمن و کریس ایر در مصاحبه مطبوعاتی بزبان آوردند.
آنها در این کنفرانس در مقابل مطبوعات میگویند که: تنها زن 26 ساله تورنر که مادر یک کودک است را در سلول انفرادی با ایجادفشار روانی به او وادار کرده بودند که هرچه آنها میخواهند بگوید برای تشدید فشار به او گفته بودند که همه
مردها را به انگلستان برگردانده اند و تنها زندانی اوست که باید اقرار نامه بنویسد در غیر اینصورت در زندان خواهد ماند.
این زن بیش از 4 روز با احساس اینکه تنها کسی است که در زندان رژیم اسلامی مبحوس مانده است، روزها را میگذراند.
ملوان ایر در این مصاحبه مطبوعاتی میگوید سپاه سداران و ماموران آنها بسیار بیرحمانه با آنها برخورد میکردندو مسلسل های خود را تحدید آمیز در مقابل آنها نشانه گرفته بودند.در حین محاصره ما شش قایق در اروند رود هم به قایقی که ما را محاصره کرده بود ملحق شدند.ما احساس میکردیم این ها زبان منطق را نمی فهمند و بی فایده خواهد بود که ما مقاوت کنیم و زدو خورد به وجود آید و در دراین زد و خورد هم ما پیروز نمیشدیم .هرچند تنی بلر گفته بودکه ما حق مقاومت برای دفاع از خودمان را داریم .
سه هفته پیش از این دستگیری ها در اروند رود ملوان ایر در مقابل تلویزیون اسکی گفته بود که در این منطقه وظایف کارهای اکتشافی فعالیت های نیروهای ایران را باید تحت نظر میداشتند.این اظهارات ملوان ایر جنجال آفرین گردیده است بطوری که وزارت دفاع انگلیس میگوید در تاریخ 23 مارس چنین ماموریتی در کار نبوده است .
ادعای رژیم اسلامی بر عذرخواهی دولت انگلیس که ملوانان های این کشور به آبهای ایران تجاوز کرده اند را دفتر نخست وزیری بلر غیر حقیقی خواند.
از جنایتکاران حکومتی که بر استوانه دروغ حکومت خون خوار خود را بنا کرده اند انتظاری بیش از این نیست که روزی دست نشاندگان استعمار ملوانهای قدرت های استعماری را که از قبال این حکومت ها تغذیه میکنند، چنان مست قدرت شوند که فرماروایان خود را به اسارت برند. آنچه رژیم اسلامی با ملوان های انگلیسی کرد کوچکترین پرده از حکایاتی بود که جنایتکاران حکومتی بر سر مردم ایران آوردند. ح.س.ا
برگردان از مجله اشپیگل روز 07 ابریل 2007
|
رژیم تروریستی اسلامی میخواهد با به راه اندازی ۵۰ هزار سانتريفيوژ در سال و 3000سانتریفوژی که در اختیار دارند هر ساله بیش از 35 بمب اتم بسازد.این در حالی است که مردم ایران کار و نان میخواهند و نه بمب اتم.رژیم جنایتکاران و تروریستهای اسلامی با داشتن بمب اتم ایران و جهان را به آتش خواهد کشید.این وظیفه ملی و میهنی ایرانیان است که جنایتکاران حاکم را از اریکه قدرت به پائین کشند.
آقای اقازاده می گوید که دلایلی برای اعلام نکردن راه اندازی سه هزار سانتریفیوژ داشته است.
«برنامه ایران راه اندازی ۵۰ هزار سانتريفيوژ است»
جمهوری اسلامی می گويد که برنامه جمهوری اسلامی در تاسيسات غنی سازی اورانيوم در نطنز راه اندازی ۵۰ هزار دستگاه سانتريفيوژ است.
رضا آقازاده، رييس سازمان انرژی اتمی ايران گفته است به اين دليل در سخنرانی خود در مراسم موسوم به « جشن هسته ای» راه اندازی سه هزار سانتريفيوژ را اعلام نکرده است، چون برای آن « دلايلی داشتم.»
آقازاده به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا، گفته است که « مهمترين دليل اين است که من نگران بودم با مطرح شدن تعداد سانتريفيوژها ابهامی به وجود بيايد، از اين نظر که برنامه ما تعداد سه هزار دستگاه است »
رييس سازمان انرژی اتمی ايران افزود: « ما در نطنز برای ۵۰ هزار سانتريفيوژ سرمايه گذاری و برنامه ريزی کرده ايم يعنی زير بناهايی که درست شده، تجهيزات تصفيه هوا، برق و تهويه هوای تازه و همه آن ملزوماتی که برای پشتيبانی اين صنعت وجود دارد، برای تعداد۵۰ هزار عدد طراحی و ايجاد شده است.»
به گفته اين مقام اتمی ايران، جمهوری اسلامی نخواسته است که با اعلام راه اندازی سه هزار سانتريفيوژ از اين مسئله سوء استفاده شده و رسانه های خارجی، « تلقی کنند که برنامه ايران با سه هزار سانتريفيوژ تمام می شود.»
آقای آقازاده گفته است که « درست برعکس، ما وارد مرحله صنعتی که می شويم نصب ماشين ها(سانتريفيوژها) به صورت يک جريان دائمی تا مرحله ای که کل اين ۵۰ هزار تا نصب شود، ادامه پيدا می کند.»
وی اظهار داشت: وقتی ما اعلام مي کنيم وارد مرحله صنعتی شده ايم اين حد يقفی (سقف) ندارد.
روز دوشنبه، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران در مراسم «جشن روز فناوری هسته ای» در نطنز اعلام کرد که ايران با تکميل چرخه سوخت هسته ای به زمره کشورهای توليد کننده سوخت هسته ای در مقياس صنعتی رسيده است.
اعلام اين خبر و در حالی که شورای امنيت از جمهوری اسلامی خواسته است که تمام فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را به حالت تعليق درآورد واکنش ايالات متحده ، اتحاديه اروپا و دبير کل سازمان ملل متحد را برانگيخته و آنها از ايران خواسته اند که اين برنامه را متوقف کند.
کشورهای غربی نگران هستند که ايران در پوشش برنامه صلح آميز هسته ای بدنبال توليد سلاح هسته ای باشد و جمهوری اسلامی ايران ضمن رد اين ادعا گفته است که هدف از اين برنامه، توليد برق است
|
به مناسبت شانزدهمين سالگرد قتل دكتر عبدالرحمن برومن
د
در روز ۲۹ فروردين ۱۳۷۰ برابر ۱۸ آوريل ۱۹۹۱ زنده یاد دکتر عبدالرحمن برومند، رئیس هیئت اجرائیه وقت نهضت مقاومت ملی ایران و یار دکتر شاپور بختیار به دست آدمکشان جمهوری اسلامی در پاریس به قتل رسید.
عبدالرحمن برومند در روستای "گز" از دهستان "برخوار" اصفهان چشم به جهان گشود. پس از پایان تحصیل دبیرستانی، در دانشگاه تهران رشته حقوق قضایی را به اتمام رسانید و برای ادامه تحصیل عازم سوئیس شد (۱۳۲۹/۱۹۵۰) و دکترای حقوق را از دانشگاه ژنو دریافت نمود (۱۳۳۵/۱۹۳۶).
موضوع رساله دکتری او بررسی و حلٌ تضاد بین اصل حاکمیت ملٌی و تعهدات بین المللی یک دولت ملٌی بود. وی این موضوع را در چارچوب تشکیل بازار مشترک اروپائی فولاد و ذغال سنگ، که نطفه آنچه امروز اتحادیه دول اروپایی است، بررسی نمود. در همان سال اساتید عبدالرحمن برومند از او دعوت به عمل آوردند تا به عنوان کارشناس حقوقی در مراجع بین المللی مشغول به کار شود اما وی بازگشت و خدمت به وطن را ترجیح داد.
دوران دانش اندوزی عبدالرحمن برومند مقارن با نهضت ملٌی کردن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق بود. برومند بی درنگ دل به اصول نهضت ملّی سپرد و از رهروان راه مصدق شد. پس از بازگشت از اروپا به صف یاران مصدق در جبهه ملٌی پیوست. در سال ۱۳۳۹/۱۹۶۰ دو بار از سوی جبهه ملٌی نامزد نمایندگی مجلس شورای ملٌی از اصفهان شد اما هر دو بار از انتخاب او جلوگیری به عمل آمد. بار دوم در واکنش در برابر مداخله کارگزاران دولتی در امر انتخابات به ایراد سخنرانی های صریح و آزادی طلبانه علیه دستگاه حاکم پرداخت و در پی تظاهرات چندین هزار نفری مردم به سود او و علیه انتخابات فرمایشی، سازمان امنیٌت وی را شبانه بازداشت و روانه تهران ساخت. وی بالاجبار ساکن تهران شد و در آن شهر به وکالت دادگستری مشغول شد.
در سال ۱۳۴۲/۱۹۶۳ برومند به عضویت شورای جبهه ملٌی انتخاب شد، امٌا چون اختناق از این پس به اوج رسید عملأ هرگونه امكان فعالیت سیاسی از ميان رفت. در اواخر سال ۱۳۵۶ بار دیگر جبهه ملٌی به فعالیت و تجدید سازمان پرداخت و دکتر برومند به عضویت شورای مرکزی برگزیده شد. دوستی و همکاری برومند با شاپور بختیار از سنگر جبهه ملٌی و پس از کودتای ۲۸ مرداد آغاز شد و بی شائبه بیش از سی سال تا به هنگام شهادتش ادامه داشت. وی در سختی ها، مصائب و محرومیٌت ها یار وفادار بختیار بود. او از اعضا نادر شورای جبهه ملی بود که مقاومت بختیار را در مقابل خمینی و حکومت مذهبی تأیید کرد و به حمایت از وی برخاست. زمانیکه شورای جبهه ملی عضویت شاپور بختیار را به علت قبول نخست وزیری لغو کرد، دکتر برومند به اعتراض شورا را ترک نمود.
در بهمن ماه ۱۳۵۷ برومند به فرانسه اعزام شد تا مقدمات ملاقات بختیار و خمینی را فراهم سازد. این ملاقات هرگز صورت نگرفت زیرا خمینی آن را مشروط به استعفای بختیار از مقام نخست وزیری کرده بود. شرطی که برای بختیار پذیرفتنی نبود زیرا او فقط حاضر بود با خمینی به عنوان یک ایرانی ملاقات کند. هنگام سقوط دولت بختیار برومند در پاریس بود؛ همان سفر کوتاه مبدل به تبعید دائم شد. با ورود بختیار به پاریس در مرداد ماه ۱۳۵۸ دو یار دیرین دست در دست هم دوران جدیدی از مبارزه را آغاز کردند.
عبدالرحمن برومند مردی فرهیخته و مسلط بر فرهنگ ایرانی، زبان و ادب فارسی بود. قلب او از عشقی عمیق و بزرگ نسبت به دکتر مصدق سرشار بود. او در سخنرانی هایش اغلب به اصل 26 قانون اساسی مشروطیت که "قوای مملکت ناشی از ملت است" تاکید داشت. برومند شخصیتی مورد احترام، کارآمد و موثر بود. او توجه به سیاست را از وظائف هر شهروند می دانست. شیفته تاریخ بود. دوستی را ارج می نهاد و به یاران خویش وفادار بود. به خانواده و خویشانش مهر می ورزید امٌا حیثیت ایران و آزادی و حقوق مردمانش هدف مقدس زندگی او بود که برای آن جان باخت. برومند خود آرمان سیاسی اش را بدین شرح بیان می کرد: "حاکمیت ملٌی و استقرار آن در مملکت هدف نهضت مقاومت ملٌی ایران است. مفهوم حاکمیت ملٌی این است که مردم در داخل کشور از آزادی و دموکراسی بهره مند باشند و در صحنه بین المللی از استقلال. منظور از دموکراسی حکومت اکثریت است با رعایت کلیه حقوق سیاسی و اجتماعی اقلیت به نحوی که اقلیت مجال و امکان اکثریت شدن را داشته باشد. این هدف جدیدی نیست. هدف میهن پرستان و آزادیخواهان مملکت قبل از جنبش مشروطیت نیز همین بود."
قتل دکتر برومند در ادامه جنایات مشابه جمهوری اسلامی علیه سران اپوزیسیون در خارج کشور بود. پلیس فرانسه به زودی نتیجه گرفت که قتل نیز توسط افراد حرفه ای صورت گرفته است. قاضی معروف فرانسه، ژان لویی بروگیر، مسئول تحقیقات در مورد پرونده قتل دکتر برومند در ملاقاتش با اعضای خانواده ی دکتر برومند (۷ آوریل ۱۹۹۳) مدعی شد که قتل دکتر برومند و دکتر بختیار باهم مربوطند. در دادگاه قاتلین دکتر بختیار نیز، دادستان، قتل دکتر برومند را یک عمل تروریستی خواند که آمرینش مقامات جمهوری اسلامی ایران بوده اند. وی گفت که هدف از قتل برومند و بختیار خنثی نمودن نهضت مقاومت ملی ایران بوده است.
دکتر بختيار در آخرين سخنرانی علنی خود که در مراسم بزرگداشت برومند پس از ترور او در روز شنبه 6 ارديبهشت 1370 ايراد کرد، گفت: " ... تجليل عمومی و همصدايی که از برومند شده و ميشود پاسخ فداکاری و از خود گذشتگی تحسين آفرينی است که او برای فروزان نگاه داشتن شعله مقاومت و مبارزه از خود نشان داد، برومند در راه عظمت ايران مرد و مطمئُن بود که ايران هرگز نخواهد مرد".
ایران هرگز نخواهد مرد
جمعه 24 فروردین 1386 برابر 13 آوریل 2007
نهضت مقاومت ملی ايران
بنیانگذار دکتر شاپور بختیار
|
رژیم جنون تروریستی اسلامی دست از سر معلمان زحمتکش میهنمان بر نمیدارد .
تداوم بازداشت معلمان در ایران
تجمع معلمان مقابل ساختمان مجلس
آموزگاران می گویند درخواست های آنها هنوز برآورده نشده است
دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران امروز، دوشنبه 27 فروردین سر کلاس درس در مدرسه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است.
خبرگزاری کار ایران، ایلنا گزارش داده که علی اکبر باغانی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران هنگامی که در مدرسه در حال برگزاری امتحان از دانش آموزان بود، توسط ماموران لباس شخصی بازداشت شده است. این خبرگزاری بازداشت این معلم در سر کلاس درس را بی سابقه خوانده است.
گفته شده که به همراه آقای باغانی چندین معلم دیگر نیز دستگیر شده اند.
آقای باغانی پیش از این نیز در هفته پایانی اسفند همراه با چند نفر از هیات مدیره کانون معلمان بازداشت شده بود که این افراد روز هشتم فروردین آزاد شدند.
بازداشت این معلمان در حالی صورت می گیرد که حسین ساجدی نیا، جانشین فرمانده انتظامی تهران، امروز به خبرنگاران گفته است که از ابتدای سال جدید شمسی، هیچ معلمی بازداشت نشده است.
بازداشت های جدید آموزگاران در حالی صورت می گیرد که آنها در اسفند گذشته، تجمع گسترده ای را در برابر مجلس شورای اسلامی در تهران ترتیب داده بودند.
اعتراضات فرهنگیان عمدتا به مشکلات معیشتی مربوط می شود. آنها به خصوص به برآورده نشدن حقوق صنفی خود و ناهماهنگی دستمزد با دیگر کارکنان دولت اعتراض دارند.
در همین حال، ایلنا از سنندج خبر داده که عده ای از معلمان غرب ایران برای دو روز پیاپی از حضور در کلاس های درس خودداری کرده اند.
معلمان معترض خواهان آن هستند که آموزگاران بازداشت شده در تجمع های قبلی آزاد شوند و قانون خدمات کشوری به اجرا در آید.
در اسلام شهر هم تعدادی از معلمان روز دوشنبه از رفتن به سر کلاس های درس خودداری کرده اند. رییس آموزش و پرورش اسلام شهر، این اقدام معلمان را غیر قانونی خوانده است.
خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا نیز از تحصن تعدادی معلم در شهر کرمان خبر داده است.
اعتراض ها
اعتراض های علنی فرهنگیان از روز 12 اسفند ماه با تجمعی مقابل مجلس شورای اسلامی آغاز شد که طی آن دولت، مجلس و شورای نگهبان متهم به "غفلت" از وضع آموزگاران و فرهنگیان شدند.
تجمع چند هزار نفری آموزگاران مقابل مجلس برای چندین روز ادامه یافت و حتی به اعتراض ها و گردهمایی های مشابه معلمان در شهرهای دیگر از جمله کرمانشاه، زنجان و اردبيل منجر شد.
هرچند آموزگاران برای پرهیز از تنش در جریان این اعتراض ها اصرار داشتند که خواسته هایشان "سیاسی" نیست اما دولت با بازداشت تعدادی از فعالان و آموزگاران به آن واکنش نشان داد.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی آموزگاران ایران روز 9 فروردین با صدور بیانیه ای خواستار عذرخواهی دولت از آنچه رفتار "توهین آمیز" با معلمان خوانده شده و عزل یا استیضاح محمود فرشيدی وزیر و آموزش و پرورش شدند.
معلمان معترض همچنین خواستار آن هستند که لايحه ای موسوم به "مديريت خدمات کشوری" تصويب و اجرا شود تا بدين ترتيب بخشی از مشکلات معيشتی معلمان حل شود.
بنا به گزارش ها شورای نگهبان این لایحه را پس از تصویب آن در مجلس رد کرده است.
|
| برگشت
|
letzte Änderungen: 4.2.2012 8:27
|
| |
|
|
|
|
|